|

عليرضا صلواتی: آرزويش اين است كه روزی از پوشيدن «لباس رسمی» راحت شود: «اين كت و شلوار، به بركت اين مسئوليت ها است. » نزديك به دو سال است كه سخنگوی دولت خاتمی شده است تا خاتمی به وعده «پاسخگويی دولت»اش هم وفا كرده باشد. عبدالله رمضان زاده سخنگوی دولت با روزنامه ها مصاحبه اختصاصی نمی كند: «همان جلسات مطبوعاتی چهارشنبه ها كافی است. هر سوالی هست، همان جا بپرسيد. » روزی می گويم: «شما راجع به جوانی تان هم گفت وگو نمی كنيد؟» از خنده اش پاسخم را می گيرم و همان جا قرار يك گفت وگو به سبك ديدارهای همشهری جوان گذاشته می شود. از كودكی اش می گويد. از نازی آباد. از نوجوانی اش كه با «كتابفروشی» در پياده روهای تهران «مبارزه» می كرده و با «بستنی فروشی»، «امرار معاش» و از جوانی اش در تيم بسكتبال راه آهن انقلاب و جبهه های جنگ. تا می پرسم كه با اين اوضاع و احوال، شما جوانی كرديد پاسخ می دهد: «خيلی. من هر روز از جنوب تا شمال تهران را با كالسكه بستنی ام طی می كردم. همه خيابان های تهران را می گشتم. تفريح از اين بهتر؟»! دوستان زيادی داشته است. به قول خودش «اهل رفيق» بوده. اما اين روزها بيشتر از هميشه دلش تنگ رفاقت می شود. دلتنگی اش هفته گذشته او را روانه «بهشت زهرا» كرده و همان جا به ياد آرمان های خاك آلوده جوانی اش گريه كرده. هنوز هم خود را آرمانگرا می داند و وفادار به دوستانش: «حاضرم باز هم اسلحه به دست بگيرم و بروم جبهه. » ديدار حول محور جوانی اش ادامه می يابد تا به جوان های امروز و محدوديت های اجتماعی می رسيم و اينجا است كه گفت وگو آرام آرام «سياسی» می شود، باكی ندارد. سخنانی می گويد كه من تاكنون از سخنگوی دولت نشنيده ام. حيرتم را با اين سوال بيان می كنم كه: «اين حرف هايی كه می گوييد، منتشر كنيم؟» برای تاكيد، دو بار پاسخ مثبت می دهد! سخنگوی دولت خاتمی، «مستاجر» است و هنوز خانه شخصی ندارد: «شكر خدا، الان با صاحبخانه ام دوست هستيم. فكرش را كه می كنم، اگر خانه داشتم و همسايه ام بد بود، بيشتر اذيت می شدم. » می پرسم: «اگر روزی از اين سمتتان بركنار شديد چه كار می كنيد؟» پاسخ می دهد: «الان كه در دانشگاه تدريس می كنم. ثانيا در جوانی سختی های روزگار را تجربه كرده ام و به نوعی خودساخته شده ام. دغدغه اين پست و مقام ها را ندارم. بستنی فروشی هم يك راه است. مشكلی دارد؟» سخنگوی دولت خاتمی به آينده خوش بين است و آن قدر اميدوارانه سخن می گويد كه من هم نااميدی ها را فراموش می كنم. شايد شرايط عوض شده است! شايد!
• • •
• سخنگوی دولت چه قدر از عملكرد خودش در رابطه با جامعه و در معنای خاص تر در ارتباط با جوانان كه درصد عمده جامعه ايرانی را تشكيل می دهند، راضی است؟
فكر می كنم از خيلی ها بهتر بودم. زمانی كه استاندار بودم اولين كسی بودم كه پای جوان ها را به تصميم سازی در حوزه های گوناگون مدنی و سياسی باز كردم. ابداع كننده طرح مشاورين جوان استاندار بودم. 300 مشاور، در هر دبيرستان يك نفر، انتخابی و بدون هرگونه گزينشی جلسات خوبی با اينها داشتيم و همين مجلس دانش آموزی را از آن الگو گرفتند.
• و براساس اين عملكرد به آينده خوش بين هستيد؟
بله. خيلی.
• ولی شرايط اجتماعی اين را نمی گويد؟
نه. اين برخوردها مقطعی است. شما خيلی اشتباه فكر می كنيد كه می گوييد جوانان محدودتر شده اند. من هنوز در دانشگاه تدريس می كنم. محيط دانشجويی سال 76 با امروز اصلا قابل مقايسه نيست.
• من نسبت به دو سه ماه قبل را می گويم، نه نسبت به سال 76!
نه. نسبت به دو سه ماه قبل هم محدودتر نشديم. همين كه گفتند: برخورد با مانتو كوتاه و اينها را می گويی؟
• مثلا همين.
اين را چه كسی اجرا می كند؟ شما مجموعه شرايط را ببينيد. شما گشت های ارشاد و پليس را ببينيد كه امسال با سال گذشته چه فرقی كرده است. امسال فقط خانم ها تذكر به دخترها می دهند. اين خيلی مهم است كه شما شرايط آرام تری را برای دختران فراهم می كنيد. همه اينها يعنی اصلاح. ما كه به دنبال انقلاب دوباره نبوديم. ما يك بار انقلاب كرديم و بايد آن مسير انقلاب را اصلاح كنيم. جامعه دارد خودش را نشان می دهد.
• شما چرا فقط از قوه قضاييه مثال می زنيد؟
چون با نوع اقدامات دستگاه قضايی در جامعه اين انتظار وجود دارد كه به طور طبيعی می بايست ديدگاه انتقادی نسبت به دستگاه قضايی داشته باشيم. من از آنها شروع كردم. اينها نكته مثبت است. الان در جامعه دارد نهادسازی می شود. من كه رشته ام علوم سياسی است و درس های توسعه تدريس می كنم، می دانم نهادسازی به اين معنا يعنی چه! يعنی اينكه شما فرصت دفاع متهم را دو برابر كرده ايد. شما قاضی را به موضع استقلال خود برمی گردانيد. اينها همه مثبت است. در حوزه اقتصاد هم همين طور. معتقدم اين دولت همه موانع سرمايه گذاری را در اين 6 سال از بين برده و كشور در اين حوزه در سكوی پرش است. چرا بايد خوش بين نباشم. در سياست خارجی الان كشور را با سال 76 مقايسه كنيد. خيلی جلو رفته ايم. حالا دو نفر هزينه اش را بدهند. 4 تا روزنامه بسته شود. 4 روزنامه ديگر منتشر می شود. 4 تا سياستمدار بروند زندان، 4 نفر ديگر جای آنها را می گيرند. اگر جامعه توان زايش را نداشته باشد كه بهتر است در همان حال اولش بماند. اما من می گويم جامعه توانايی زايش دارد و به همين دليل من اميدوارم، خيلی هم اميدوارم. من برخلاف دوستان انتخابات شوراها را يك نقطه مثبت در دولت آقای خاتمی می دانم.
• چرا؟
چون گردش قدرت با كمال آرامش اتفاق افتاد و هيچ كس هم به ما نگفت كه در انتخابات تقلب كرده ايد. بدون هرگونه تقلبی، گردش نخبگان اتفاق افتاد.
• و شما نتايج آن را پذيرفتيد؟
بله. پذيرفتيم. چه كسی می گويد نپذيرفتيم؟
• آن تأخير وزير كشور در صدور حكم شهردار تهران نشان از آن داشت كه شما اين نتايج را پذيرفته ايد؟
ما به دليل اينكه نمی خواهيم جنگ و دعوا راه بيندازيم نمی گوييم كه چرا وزارت كشور معطل كرده و اگر روزی دوستان خيلی اصرار داشته باشند آن را هم می گوييم. من فكر می كنم به صلاح دوستان ما هم نيست كه بگوييم چرا وزارت كشور معطل كرده و نمی خواهيم وارد جزئيات شويم. خودشان هم می دانند كه به چه دليل معطلی پيش آمده و آيا ما حق داشتيم كه معطل كنيم يا نه. آقای رئيس جمهور دستور دادند كه اين كار انجام بشود. انجام شد و اگر دستور ايشان نبود، به روال طبيعی و قانونی بيش از اينها طول می كشيد. من مايلم اينها را صريح بگويم كه فقط به خاطر آرامش جامعه، عليه كسی فضاسازی نكرده باشيم، سكوت كرديم.
• احساس می كنم كه امروز صريح تر از گذشته سخن می گوييد؟
در اين 6 سال، خيلی چيزها را نگفته ايم.
• چرا؟
چون معتقديم كه ما نبايد در جامعه تنش ايجاد كنيم و باورمان اين است كه ما به عنوان دولت، منشاء تنش نباشيم. سعی كرده ايم هر كس و هر جا مشكلی دارد از كنار آن بگذريم. چون معتقديم جامعه به آرامش نياز دارد. ما برای اجرای برنامه های خودمان و برای پيشبرد وعده هايی كه به مردم داده ايم نيازمند جامعه ای آرام هستيم. بنابراين ما تنش ايجاد نمی كنيم. شما می بينيد، آقای رئيس جمهور مرتب تلاش در آرام كردن فضا دارند. دوستان ما اين را درك نكردند.
• اين دوستان شما يعنی چه كسانی؟
منتقدين دولت. ولی اگر جايی خيلی اصرار كنند، ما هم مثل آنها رفتار خواهيم كرد. ما همه جا صبر كرده ايم تا مجبور شويم كه حرفمان را بزنيم يا مجبورمان كنند.
• خيلی مواقع دوستان شما اصرار هم كرده اند كه بگوييد ولی نگفته ايد!
به دليل اينكه می دانيم اگر حرفی را بزنيم در جامعه تنشی ايجاد خواهد شد.
• من خودم چند بار شاهد بوده ام كه دوستان شما گفته اند بحران آفرينان را معرفی می كنيد ولی شما باز هم. . .
آخر خيلی چيزها را نمی توان صريح گفت. شما می گوييد بحران آفرينان را معرفی كن و من می گويم شما اگر دنبال باشيد، پيدا می كنيد، معلوم می شود و همين كه من نمی گويم، همه می دانند و می شناسند.
• رهبر معظم انقلاب در ديدار سال گذشته رئيس جمهور و هيأت وزيران صريحا اشاره كردند كه كارشكنان در اجرای برنامه های دولت بايد معرفی شوند. آقای خاتمی هم گفتند معرفی می كنيم. شما هم چندين بار اعلام كرده ايد كه در زمان مناسب اينها را معرفی خواهيم كرد. . .
ما الان اعلام می كنيم كه برای اداره جامعه نيازمند اين لوايح هستيم و هر كس كه در تصويب اين لوايح اخلال كند، در كار ما كارشكنی كرده است.
• يعنی شما تمام مشكلاتتان را به عدم تصويب اين لوايح نسبت می دهيد!
نه. اين حداقل انتظار ماست برای برنامه ای كه داريم. برای بعدش هم برنامه داريم كه اجرا خواهيم كرد.
• يعنی اگر اين دو لايحه تصويب و تاييد بشود، همه مشكلات حل می شود!
نه. ما برنامه ديگری داريم. ولی برای شروع كارمان به اين لوايح نياز داريم. برای اينكه بتوانيم از حقوق مردم دفاع كنيم به اين لوايح نياز داريم.
• شايد با لايحه انتخابات به آن اهدافی كه در نظر داريد، برسيد، ولی گمان نكنم كه لايحه تعيين اختيارات چندان گرهی از مشكلات شما باز كند.
فكر می كنيم يكی از مشكلاتی كه جامعه با آن روبه رو است و برنامه های دولت را با مشكل مواجه كرده، تهديد آزادی های مردم است.
• از چه جهت!
از همه جهت.
• شما اخيرا گفتيد كه تهديد و توقيف مطبوعات. . .
تعطيلی مطبوعات يكی از آنها است. بازداشت های خودسرانه، محاكمات غيرعلنی بدون برخورداری از حقوق قانونی، زندان های انفرادی، اين مواردی است كه رئيس جمهور تذكر داده است. اگر تذكرها رعايت شود، ما اين لوايح را نمی خواهيم. ولی می دانيم چون رعايت نمی كنند و رئيس جمهور بايد بتواند قانونا برخورد كند و مطمئن باشد كه می تواند برنامه اش را انجام دهد گفتيم اين لوايح را نياز داريم. اين لوايح حداقل نياز برای ايجاد اعتماد عمومی است. ما نمی گوييم كه اگر اين لوايح تصويب شود، بهشت پديد می آيد. اين را نمی گوييم. ما می گوييم رئيس جمهور به اين نتيجه رسيده است. بعد از برخوردهايی كه كرده و جواب نگرفته، برای اينكه كارش را جلو ببرد به اين لوايح نياز دارد.
• يعنی شما فكر می كنيد كه مشكل اصلی مردم همين بازداشت ها و عدم برخورداری يك متهم از حقوق قانونی اش بوده كه تمام همت خود را بر تصويب اين لوايح گذاشته ايد؟
نه. مشكل اول مردم اين نبوده.
• پس چرا تمام همت خود را بر روی اين لوايح گذاشته ايد؟
مشكل اساسی مردم و كشور فراهم ساختن زمينه های رشد و توسعه كشور در چارچوب قانون است اين امر ممكن نيست مگ چر اينكه فضای امن سياسی و مخصوصا اقتصادی فراهم شود، امنيت نيز نيازمند چارچوب قانونی است و در واقع اين لوايح اولين گام ها برای برقراری امنيت در حوزه های سرمايه گذاری های اقتصادی، اجتماعی و سياسی در كشور است و در فضای ناامن نمی توان اميد به پيشرفت داشت.
• مشكل اصلی شما در حال حاضر اين لوايح است.
نه. ما كارهايمان را می كنيم.
• و اگر اين لوايح تاييد شد، مشكلات حل می شود!
نه. به هيچ وجه.
• برخی می گويند اين لوايح به عمر دولت فعلی نخواهد رسيد و اكر تاييد هم بشود، برای اين دولت فايده چندانی نخواهد داشت.
مهم نيست. ما كه برای خودمان كار نمی كنيم. اشاره كردم ما به دنبال نهادسازی هستيم.
• اين لوايح يك بار رد شد. با صحبت های اخير آقای خاتمی چه قدر به تاييد لوايح اميدوار هستيد؟
من هنوز هم اميدوارم.
• تا آنجايی كه به ياد دارم در تمام مصاحبه های مطبوعاتی تان می گفتيد اين لوايح تصويب می شود. با آنكه يقين داشتيد رد می شوند!
ما يقين داشتيم و داريم كه اين لوايح تصويب می شوند.
• مصلحتی؟
نه. چرا مصلحتی؟ اين لوايح نياز جامعه است. هر حاكميتی كه بخواهد به نيازهای مردم پاسخ دهد بايد اين كار را بكند. وقتی برداشتی از قانون، روزنامه را به مثابه چاقو می داند كه آدمی شرور از آن استفاده می كند. . .
• اين را تشبيه می كنند. به عقيده آنان، چاقو به يك انسان ضربه می زند، اما روزنامه به فرهنگ و باور آنان.
اين را می گويند. ولی واقعا هيچ حقوقدانی و هيچ وجدان بی طرفی حاضر نيست كه اين تفسير از قانونی را كه برای اشرار در خيابان و افراد مزاحم مردم در زيرگذر خيابان ها نوشته شده است، برای يك مجموعه فرهنگی به كار برد. هيچ حقوقدانی اين را نپذيرفته است.
• و باز هم آنها می گويند كه آنها در لباس فرهنگ به ميدان آمده اند. . .
بروند برای آن عقيده قانون وضع كنند نه اينكه به قانون 60 سال پيش استناد كنند. به هر حال من خوشبينم. اين نياز جامعه ايرانی است. اين جزيی از برنامه های آقای خاتمی است و جزيی از مرزبندی های ايشان. اين مرزبندی ها هنوز تفاوتی نكرده است و آقای خاتمی همان مسير اعلام شده را ادامه می دهند.
• شما انتظار رد اين لوايح را داشتيد؟
فكر می كرديم كه در مرحله اول رد شوند.
• پس چرا مرتبا می گفتيد تصويب می شوند؟
ببينيد كه اين لوايح فقط به مرحله رد و تاييد منحصر نمی شوند. اين يك مكانيسم است. ما سياستمداريم يك سياستمدار از همه مكانيسم ها استفاده می كند.
• به جز مكانيسم مجلس و شورای نگهبان، مكانيسم ديگری هم در قانون پيش بينی شده است؟ به مجمع هم گفته ايد نرود!
نه. به مجمع نمی رود، ما نمی خواهيم بپذيريم و نمی پذيريم كه در اين لوايح، خلاف شرع و خلاف قانون اساسی است.
• حتی اگر تصويب نشوند؟
بله. حتی اگر تصويب نشوند ما نمی پذيريم. قانون اساسی از نظر ما روحی دارد كه آن روح دو جنبه اسلاميت و جمهوريت دارد. و جمهوريت هم در آزادی حق انتخاب مردم و در دفاع از حقوق تك تك شهروندان معنا پيدا می كند. اين لوايح از جمهوريت نظام دفاع می كند. من برای ايجاد جمهوری اسلامی تلاش كردم هم قبل از انقلاب، هم دوران انقلاب و هم دوران جنگ تحميلی تلاش كرده ام . هنوز هم معتقدم اينها نيازهايی است برای بقای جمهوری اسلامی. يك عده ای دنبال چيزهای ديگری هستند. می گويند حكومت اسلامی، فرمانروايی اسلامی و. . . آنها به خودشان مربوط است. از نظر ما اينها روح جمهوری اسلامی است.
• و اگر نباشند؟
تلاش می كنيم به وجود بياوريم.
• يعنی اگر اينها نباشند، جمهوری اسلامی محقق می شود يا نه؟
جمهوری اسلامی هست و اينها جزئی از روح جمهوری اسلامی است. به نظر من تا زمانی كه آزادی كامل و حقوق مردم تضمين نشود، جمهوری اسلامی به معنای حقيقی كلمه و به طور كامل محقق نمی شود.
• الان به نظر می رسد كف انتظارات مردم از سقف شما بالا رفته است...
درست است. ما هم اين نظريه را قبول داريم.
• اين كف انتظارات را شما چگونه فهميده ايد؟
آن شرايطی كه ما اين را اعلام كرديم پايين تر از سقف انتظارات مردم نبود. چون مردم ديدند كه ما با اين حداقل ها اين گونه برخورد می كنيم انتظارشان را بالا بردند. آن كسانی كه با اين حداقل ها مخالفت می كنند بايد متوجه باشند كه مردم چيز ديگری می خواهند نه ما.
• شما از كجا فهميده ايد كه اين انتظارات بالا رفته است؟
شما برويد در جامعه از مردم بپرسيد. ما كه ابزارهای نظرسنجی مان را گرفته اند. بگذاريد يك نظرسنجی مستقل در جامعه ما انجام بشود كه ببينند حداقل انتظارات مردم چيست. يك نظرسنجی مستقل كه نهاد غيردولتی باشد. اما الان كسی جرات نمی كند كه به نظرسنجی ها پاسخ دهد.
• اين حرف هايی را كه شما می گوييد ما منتشر كنيم؟
بله. الان هيچ كس جرات نمی كند پاسخ دهد. الان ديگر نتايج نظرسنجی ها قابل اطمينان نيستند.
• چرا؟
برای اينكه وقتی شما رفتيد در خانه كسی را زديد كه آقا! آيا تو، نظرت اين است يا نه، او ديگر جرات نمی كند نظر دهد و وقتی كه اعلام عمومی كرديد، ديگر هيچ كس جرات نمی كند جواب دهد. اول شرط نظرسنجی اين است كه تو به طرف مقابل اطمينان دهی كه اين نظر تو برای تو خطری ندارد. وقتی نظر دادن را خطرناك كرديد آيا ديگر می شود به اين نتايج اطمينان كرد؟ به هر حال ما فكر می كنيم كه مردم انتظاراتشان بيش از اين است.
• و شما چرا به اين حداقل اكتفا كرديد؟
ما معتقديم روش ما در چارچوب قانون، مسالمت آميز و آرام و تدريجی است. باز هم تاكيد می كنم. ما به هيچ وجه نگفتيم حركت انقلابی می كنيم. به هيچ وجه نگفتيم حركت خارج از چارچوب انجام می دهيم و به هيچ وجه خشن عمل نمی كنيم. ممكن است مردم ما را نپذيرند و در انتخابات بعدی به ما رای ندهند. بگويند كه شما خيلی آرام رفتيد. ولی ما خارج از چارچوب وعده ای به مردم نداديم. اعتقادی هم به حركات خارج از چارچوب قانونی و مسالمت آميز نداريم. نه وعده ای داديم، نه اعتقادی به روش های خشن داريم و نه انجام خواهيم داد. مردم می توانند ما را نپذيرند و ما را كنار گذارند. اما به مردم توصيه می كنيم كه آرامش و ثبات جامعه برای پيشرفت جامعه از همه چيز ضروری تر است و راهی غير از راه قانونی و مسالمت آميز نمی دانيم. عقلای بشر هم پيشنهاد نمی كنند.
• و اين «ضرورتی» كه شما بدان اشاره می كنيد، درك شده است؟
ما بايد اين را منتقل كنيم و سعی می كنيم با مردم اين ارتباط را برقرار كنيم و به آنان بگوييم. . .
• نه. منظور من در ميان مسئولين است.
از خودشان بپرسيد.
• می توانم استنتاج كنم كه بر مبنای نظر شما اگر اين لوايح تاييد نشوند اين ضرورت از سوی آنان درك نشده است. درست است؟
بله. دقيقا.
• يعنی اين لوايح به سرنوشت كشور گره خورده است و اين نتيجه كارهای شما است!
ببينيد من نمی دانم گره خوردن يعنی چه.
• يعنی اينكه اگر اينها تصويب نشوند، سرنوشت كشور هم. . .
نه. اين گونه نيست. ولی ما می گوييم برای اينكه از اين مراحل دشوار عبور كنيم و به مردم اطمينان دهيم كه می توان روش مسالمت آميز را به كار برد و روش اصلاح طلبانه و روش در چارچوب قانون و تدريجی جواب می دهد بايد آنها تصويب شوند.
• چگونه بايد اين اطمينان را پيدا كنند؟
وقتی كه مطمئن باشند اگر اراده ای كردند آن اراده تحقق پيدا می كند.
• تا حالا كه اين گونه بوده.
نه. نبوده.
• مردم هرگاه اراده كردند، اراده آنان بر همه چيز برتری پيدا كرده. در دو خرداد اراده كردند و شد.
در دو خرداد 20 ميليون به برنامه رئيس جمهور رای دادند كه او برنامه هايش را انجام دهد ولی خواست يك عده و يا خواست جمعی اين است كه اراده مردم محقق نشود.
• به هر حال شرايط 2 خرداد 76 كه با امروز بسيار متفاوت بوده. در آن فضايی هم كه می گويند بسته بوده و اينها، باز هم مردم اراده كردند، آقای خاتمی رئيس جمهور بشود و شد.
بله و ما اين را از درايت رهبری می دانيم، كه علی رغم همه فشارهايی كه جناح مخالف آوردند و سعی كردند القا كنند، رهبری با برنامه رئيس جمهور موافق نيستند، اما ايشان در همه جا حمايت كردند.
• اين فشارها، واقعی بود؟ يا بيشتر در سخنان به كار می رفت؟
باور من اين است كه آنها واقعی بود و اين باور من است كه رهبری فضايی را فراهم كردند كه مردم آزادانه بخواهند و اين درايت ايشان بود.
• همان زمان حرف هايی بر عمر 6 ماهه دولت آقای خاتمی زده می شد. به نظر شما اينها بيشتر در حد نظريه بود يا مجال بروز هم يافت؟
آنها به نظريه هايشان عمل كردند. شما قتل های زنجيره ای را ببينيد. برخوردها را ببينيد. محدوديت ها را ببينيد. همه اينها برای ساقط كردن اين دولت بوده و برای اينكه ما به دست خودمان كنار بكشيم. ولی ما به مردم وعده داديم و پايمردی كرديم و پايمردی هم می كنيم. هزينه ها را هم ما می دهيم و نمی گذاريم مردم هزينه ای بدهند.
• شما هزينه ای نداديد! دانشجويان، روزنامه نگاران و فعالين سياسی دادند كه آنها نه عضو جبهه مشاركت بودند و نه كارگزاران و نه به يك معنا دولتی!
نخبگان دادند. نخبگان معتقد به اصلاحات. اينها هم تعداد محدودی بود. بايد گفت كه صدای رعد و برق خيلی بلند بوده ولی در واقعيت چند نفر را دستگير كردند؟ چند پرونده تشكيل دادند؟ چند روزنامه را بستند؟
• 80 روزنامه. به نظرم در نظرتان خيلی كم است!
نه. جای آنها 80 روزنامه ديگر می آيند. فضا فراهم است. 10 تا زندانی سياسی. ما فكر می كنيم كه برای يك حركت اصلاحی كه در تاريخ كشور ما تجربه اش را نداريم خيلی خوب است. اميركبير يك سال دوام آورد. ما 6 سال است دوام آورده ايم.
• ولی شما يك اراده 22 ميليونی مردم و رهبری را داشته ايد كه آنها نداشته اند. 100 سال هم دوام بياوريد هنری نيست!
احسنت. احسنت. به همين دليل ما دوام آورديم و به همين دليل من به آينده اميدوارم. وقتی می گويم ما مكانيسم هايی غير از شورای نگهبان داريم، ما معتقديم رهبری نظام مصالح كشور را تشخيص می دهند و اجازه نمی دهند كه يك جناح هر اراده خلاف قانون و خلاف اراده مردمی را انجام دهد.
• ولی خب. شما كه معتقد به بی قانونی هم نيستيد؟ منتقدين می گويند التزام به قانون اساسی و ولايت فقيه حذف شده و راه برای ورود ضدانقلاب ها باز می شود.
اولا التزام به قانون اساسی حذف نشده، ثانيا ولايت فقيه هم جزيی از قانون اساسی است. در لايحه مجلس هم اينها نيست. من اين را می گويم كه بايد اطمينان داد كه اگر مردم اراده كردند كه كسی را بفرستند مجلس بتواند.
• مگر قبلا نمی توانستند؟
الان عده ای می گويند نه. همين ها دفاتر استان ها را. . .
• همين مجلس ششم براساس همين قانون فعلی شكل گرفت.
شرايط فرق می كرد. باورشان نمی شد كه مردم برخلاف ميل آنها رای می دهند. |