Persian Archive

• بازرسی بازرسان
• بضاعت يک رئيس
• بازرسی بازرسان
• قضا و اقتصاد
• دولت در اتاق
• ركود صنعت جهانگردی ايران
• نگاهی به بانك مركزی اروپا
• تمام شد
• اليسون مصمم است
• مشاركت خارجی در اكتشاف نفت ايران
• انتقاد از موضع بريتانيا در مورد يورو


رضا زندی: ميز كنفرانس اتاقش مملو از پرونده های كلاسه شده ای است كه احتمالا از شركت ها و سازمان های مختلف رسيده است به گونه ای كه مجبور می شوم ضبط را روی يكی از پرونده ها روشن كنم. روحانی جوانی كه در سال های ابتدايی دهه شصت دادستان همدان بوده و پس از يكدوره دادستانی كرج از سال 64 تا 73 دادستان انقلاب تهران شده، قريب 9 سال است كه مسئوليت سازمان بازرسی كل كشور را برعهده دارد. سازمانی كه بر همه امور وزارتخانه های دولتی و شركت های عمومی نظارت می كند. وی فارغ التحصيل رشته حقوق خصوصی است و هم اكنون در حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی درس خارج می خواند. سيد 42 ساله، زمانی هم برای بررسی مواردی خاص در چند شهر ايران با حكم امام خمينی(ره) نماينده ايشان بوده است. اهل معاشرت است اما اگر بنا باشد مصاحبه كنی، زيركی خاصی در گفتار و كردارش خواهی يافت. حجت الاسلام والمسلمين ابراهيم رئيسی قبل از مصاحبه در يك جمع مطبوعاتی گفته بود: «از بازرسی بازرسان سازمان، بازرسی می شود. » پيش از اينكه از اتاق خارج شوم قول می دهد در يك گفت وگوی مفصل تر شركت كند.

•••

آقای رئيسی! شما خودتان مدير هستيد و با پيچ و خم های نظام اداری كشور آشنا، گاهی پيش می آيد كه اگر بخواهيد دقيقا مطابق آيين نامه ها رفتار كنيد كار به انجام نمی رسد. ممكن است مديری با استفاده از شيوه های مديريتی تدابيری اتخاذ كند كه گرچه عين قانون نيست اما روح آن در نظر گرفته شده و برآيند كار نيز مثبت بوده است فكر می كنيد بازرسان شما درك درستی از اين جريان دارند؟

نگاه ما به دستگاه های دولتی اين گونه است كه تا بتوانيم (تاكيد می كند) به سهولت نگوييم كه يك مدير تخلف كرده است. يعنی اگر راه حل قانونی بتوان پيدا كرد و يا توجيهاتی برای عملكرد آن مدير فراهم كرد كه بشود در يك نگاه گفت كه اين توجيهات نادرست است و در يك نگاه هم بتوان گفت كه توجيهات قابل قبول است ما از آن دريچه نگاه می كنيم كه كار مدير دولتی درست تلقی شود. چون اصل بر صحت اعمال و برائت ديگران است نه اصل بر غلط بودن. اصل آن است كه مديران ما مديران سالمی هستند و جريان مديريت كشور هم سلامت است مگر اينكه خلافش ثابت شود.

اگر بخواهم برای موردی كه اشاره كردم نمونه بياورم به پتروپارس اشاره می كنم. اين شركت تنها پيمانكار عمومی داخلی در صنعت نفت بود. اما سرانجام چه شد. با برخوردی كه با آن انجام شد وزارت نفت پتروپارس را دولتی كرد. به نظر شما اين كار درست بود؟

آنچه كه سازمان بازرسی كل كشور عمل كرد كار درستی بود. اما آنچه كه سياسيون به آن دامن زدند بحث ديگری است. گزارش تهيه شده از اين شركت هم مانند ساير گزارشات سازمان بود كه برای رئيس جمهور، وزير نفت و ساير بخش ها فرستاديم. اما وقتی موضوع را به مطبوعات و بعضی مراجع كشاندند قضيه از سير طبيعی اش خارج شد. الان هم معتقدم اين گزارش با هيچ گزارش ديگر سازمان تفاوت ندارد و اگر كسی به گزارش سازمان نگاهی بيندازد خواهد ديد كه هم ادبيات و هم سير گزارش مثل گزارش های ديگر است. منتهی هر گزارشی و هر اقدام و پرونده قضايی كه سبقه سياسی پيدا كند و سياسيون به دست و بال خودشان ببرند طبيعی است كه از مسير خود خارج می شود.

يعنی شما معتقديد كه برخورد درستی با پتروپارس شده است؟

سازمان بازرسی كل كشور به هيچ عنوان برخورد نادرستی با اين پرونده نكرده است.

برخورد سازمان چه بوده است؟

ببينيد، سازمان حتی اصل تشكيل پتروپارس را زير سوال نبرد كه اين كار درست است يا غلط. مسلما اگر كار به پيمانكاران داخلی داده شود، بهتر است. اصلا ما طرفدار اين هستيم كه كار به پيمانكاران داخلی داده شود و براساس آنچه كه در قانون هم داريم از توان فنی و علمی كشور استفاده بشود. نكته در اين است كه اگر يك دستگاهی در عين اينكه هدف خوبی را دنبال می كند اگر تخلفاتی انجام داد بايد رسيدگی شود. اين اصل كار را زير سوال نمی برد. بعضی ها فكر می كنند كه اصل كار زير سوال است. نخير. اين شركت مثل ساير شركت هاست.

پس شما با دولتی شدن پتروپارس مخالفيد؟

اصلا بحث دولتی بودن يا خصوصی بودن نيست. بحث اين است كه شركتی تخلف كرده كه مثل همه تخلفات رسيدگی شده است.

می خواهم به سوال قبلی ام برگردم. شما از بالابه موضوع پتروپارس نگاه كرديد؟ آيا می دانيد كه شركت های مشابه خارجی از چه مزايايی برخوردارند؟ به هرحال شايد در پتروپارس كارهايی شده كه بند به بند قانون نبوده اما روح قانون و برآيند كار مثبت باشد.

كاملا توجه شده. قانون برای همه محترم است. نمی توانيم بگوييم قانون برای يك بخش محترم است و چون هدف مقدس است اگر به قانون عمل نشود اشكالی ندارد. اين يك نگاهی است. من واقعا اين سوال را دارم كه چنانچه كار خوبی در بخشی انجام شد و در چند جايش قانون نقض شد عيبی ندارد؟ ما معتقديم كار خوب، خوب است زمانی كه قانون رعايت شود. يعنی هم بايد هدف خوب باشد و هم روش ها. مثل اين است كه پولی به كسی بدهيم تا خانه سازمانی بسازد برود در شمال برای پرسنل ويلا بسازد.

ويلا ساختن برای پرسنل آن هم برای اينكه به پرسنل تسهيلات بدهد مگر چيز بدی است؟ شايد لازم بوده؟

خير. ولی بودجه اش برای اين كار نبوده و خود قانون گذار هم گفته كه اگر كسی بودجه كاری را در جايی ديگر مصرف كرد مرتكب خلاف شده است.

اين پول را كه به جيب نزده، تصميم مديريتی اش چنين بوده است. فكر كرده اين طور بازدهی كارمندان را بيشتر می كند.

قانون گذار اين را خلاف می داند. ما هم ناظر و حافظ قانون هستيم.

به نظر شما در پرونده پتروپارس سياسی كاری نشده است؟

سازمان بازرسی كل كشور به هيچ وجه سياسی كاری نكرده است.

در اصل پرونده چطور؟

بيرون هر استفاده ديگری از يك پرونده بكنند ما ضامن نيستم. ما سازمان بازرسی كل كشور هستيم.

سازمان بازرسی كل كشور چطور؟ مسائل سياسی را لحاظ نكرده است؟

نخير. سازمان بازرسی كل كشور نه در پيگيری و نه در رسيدگی به هيچ عنوان جز كار كارشناسی حرفه ای كار ديگری نكرده است.

آقای رئيسی! بحث جی. سی های داخلی در صنعت نفت بسيار مهم است. می گوييد سازمان بازرسی سياسی كاری نكرده است قبول می كنيم. خود شما به عنوان مديری كه از بيرون به ماجرا نگاه می كند نظرتان چيست؟

نظر شخصی را نمی توان اينجا گفت. (چند دقيقه ای ضبط را خاموش و بعد از توضيحاتش دوباره روشن می كند).

بحث ديگری كه اين روزها مطرح است موضوع گرانی است. ما خودمان هم حقوق بگيريم و طبعا فشار گرانی را احساس می كنيم. شما فكر می كنيد گرانی با بخشنامه و دستورالعمل و بگير و ببند حل می شود يا نياز به بسترسازی دارد؟

ما معتقديم اينها نياز به سياست گذاری جدی دولت دارد تا تورم و گرانی مهار شود. دولتمردان واقعا بايد فكری بكنند. چون گرانی زمينه نارضايتی مردم را فراهم می كند و نارضايتی مردم بستری است برای مشكلات اجتماعی. يعنی اگر گرانی و برخی نارسايی های كشور حل نشود مشكلات اجتماعی خواهيم داشت.

بنابراين فكر می كنيد كه روند فعلی مبارزه با گرانی در طولانی مدت مبارزه درستی نخواهد بود؟

من معتقدم برای رفع گرانی نياز به سياست گذاری خيلی جدی داريم. مبارزه با گرانی هم قطعا در حد دو تا بخشنامه نيست يك سياست اقتصادی است. مبارزه با گرانی و كنترل تورم نياز به اقدام خود دولت دارد. زيرا تمام ابزار در اختيار دولت است.

اخيرا مجلس شورای اسلامی گزارشی از تخلفات صدا و سيما ارائه كرده، كاری به درست يا غلط بودن اين گزارش ندارم. آيا سازمان بازرسی كل كشور در مورد صدا و سيما و نهادهای ديگر همچون بنياد مستضعفان و جانبازان و. . . بازرسی كرده است؟

سازمان بازرسی كل كشور مفصل از صدا و سيما بازرسی كرده است و بازرسی بسيار جامع تر از آقايان مجلسی بوده چون هم زمان گسترده تری داشتيم و هم بخش های مختلف را بازرسی كرديم. خود آقايان مجلسی هم اعلام كردند كه گزارششان ناقص است. اما گزارش ما ناقص نيست و ما گزارش كامل را درباره صدا و سيما خواهيم داشت انشأالله.

به تخلفاتی هم برخورد كرده ايد؟

بعدا خواهيم گفت چه شده است.

يعنی بعد از دادگاه اعلام می كنيد؟

ما هنوز گزارشمان را به دادگاه نداده ايم. بچه های بازرسی ما كارشان را تمام كرده اند و الان در حال جمع بندی هستند. بايد به من بدهند بعد بگويم.

در بنياد مستضعفان و جانبازان چطور، بازرسی كرده ايد؟

بله از آن بنياد هم به طور مقطعی در بخش های مختلفش از صنعت گرفته تا مديريت بازرسی كرده ايم. بنياد شهيد، كميته امداد و تمام نهادها مورد بازرسی سازمان بازرسی كل كشور قرار می گيرند هم به صورت نوبتی وهم به صورت فوق العاده.

ولی ظاهرا اين بازرسی ها به اطلاع مردم نمی رسد.

چرا من خودم در برخی مصاحبه ها اعلام كرده ام.

حالا اگر به مديری برخورد كرديد كه از سر سهو تخلفی كرده در آن مورد چه می كنيد؟

سهو، تخلف است جرم نيست و ما تخلفات را به هيأت های رسيدگی به تخلفات وزارتخانه ها اعلام می كنيم و فقط جرايم را به دادگاه ها می بريم.

شما در مصاحبه قبلی تان اعلام كرديد كه در مواردی به مجلس پيشنهاد اصلاح قانون می دهيد اگر مجلسيان اصلاح نكردند آيا سازمان از مجلس بازرسی می كند؟

خير. حوزه ما مجلس نيست. دستگاه های اداری كشور است. بخش های اداری مجلس را ممكن است بازرسی كنيم اما خود مجلس شورای اسلامی در حوزه بازرسی ما نيست.

آيا سازمان بازرسی كل كشور از مديران شركت های دولتی كه به زيان دهی می رسند شكايتی كرده است؟

ما معتقديم اين يك بحث ساختاری است و به عهده مديران نيست. بايد بخش های اقتصادی و سازمان برنامه و بودجه برای اين قبيل شركت ها فكری بكنند.

شما با رئيس جمهور و قوه مجريه تعامل داريد؟

من خودم با آقای خاتمی ملاقات داشتم. ايشان گفتند شما برويد با سازمان برنامه و بودجه تفاهم كنيد كه اين سازمان برای شركت های زيان ده فكری بكند.

نتيجه ای هم حاصل شد؟

من رفتم و 3 ساعت با رئيس قبلی سازمان برنامه و بودجه جلسه گذاشتم. ايشان هم قبول كرد كه مشكلات وجود دارد و قول داد كه ساماندهی كند ولی تاكنون ساماندهی ای نسبت به شركت ها صورت نگرفته است.

برخی معتقدند سازمان بازرسی كل كشور مديريت را تضعيف می كند شما فكر می كنيد اين تفكر كه سازمان بازرسی در پی تقويت مديران است جا افتاده باشد؟

نگاه ها متفاوت است. برخی می گويند كار سازمان مثبت است و برخی ديگر معتقدند سازمان بازرسی جرأت مديران را می گيرد. من معتقدم اگر نگاه مشتركی پيدا كنيم بهتر است. لذا ما در سال جديد در برخی حوزه ها با مديران بازرسی تلفيقی انجام می دهيم. ما دو بازرس می گذاريم، مدير هم دو بازرس معرفی می كند و با هم بازرسی می كنند. اين روش يكی از راه های تعامل با دستگاه هاست. مثلا همان شركتی كه شما صحبتش را كرديد. شايد اگر بازرسی مشترك بود برای آنها مقبول تر می افتاد كه حالا بازرسان ما از بيرون نگاه كنند. مابرای اينكه تعامل بيشتری با دولت انجام دهيم بازرسی تلفيقی را شروع كرديم.

از كدام سازمان ها بازرسی تلفيقی كرده ايد؟

با چند وزارتخانه شروع كرديم. از جمله وزارت اقتصاد و دارايی و سيستم بانكی و اتفاقا جواب هم داده است.

بازرسان سازمان شما چند نفرند و چه تحصيلات و تجربياتی دارند؟

سازمان ما يك سازمان تخصصی و كارشناسی است. لذا به غيراز مأمور خدماتی و بخش پشتيبانی بقيه نيروها همه كارشناسند. از ليسانس و فوق ليسانس گرفته تا دكتری. منتهی نيروهای ما نسبت به گسترش كار محدود است و نياز به تخصص های متفاوت هم داريم. مثلا در بخش نفت، پتروشيمی، گاز و. . . كه نياز به تخصص های خاصی دارد علی القاعده بايد از نيروهای كارشناس خارج از سازمان بهره بگيريم كه البته به صورت موقت و پاره وقت استفاده می كنيم تا گزارش های سازمان از ضرورت لازم برخوردار باشد.

ميانگين حقوق بازرسين تان چقدر است؟

حقوق بازرسان ما، براساس نظام پرداخت هماهنگ پرداخت می شود.

وقتی بازرسی تمام دريافتی ساليانه اش پايين تر از 2 ميليون تومان است چطور می تواند به حساب شركتی رسيدگی كند كه گردش مالی اش چند ميليارد تومان در ماه است. آيا اين كارشناس توان درك چنين گردشی را دارد؟

برای اينكه بچه ها سالم بمانند و از طريق دستگاه ها تطميع نشوند بايد خود ما تأمينشان كنيم. اين دادی است كه من همواره به دولت زده ام كه بايد بودجه سازمان افزايش يابد.

بودجه ساليانه شما چقدر است؟

سازمان بازرسی كل كشور سال گذشته 3 ميليارد تومان بودجه گرفته و امسال نيز نمی دانيم چقدر به ما خواهند داد. اين مبلغ بودجه روابط عمومی برخی شركت ها و وزارتخانه هاست. مگر می شود با اين پول هم شكم كارشناس را سير كرد و هم جلوی تطميع ديگران را گرفت. بنده معتقدم دستگاهی سالم می ماند كه بتواند نيازهای اوليه بازرسان و كارشناسان را تأمين كند.

می توانيد از تخلفات بازرسانتان در سال گذشته آماری ارائه كنيد؟

تخلفات سازمان ما بسيار كم است. سازمان بازرسی كل كشور جزو سازمان های سالم كشور در هيأت تخلفات اداری، حراست ها و يا حفاظت و اطلاعات محسوب می شود. اصلا هيچ دستگاهی در كشور با سازمان بازرسی كل كشور قابل قياس نيست. ولی برای ما كمش هم زياد است.


بهمن احمدی امويی: از پنجره بسيار بزرگ ساختمان شيك و بزرگ چاپ گستر در شمال تهران، رشته كوه های البرز به خوبی ديده می شوند. به نظر می رسد كه از محل ساختمان تا اين رشته كوه ها راهی نيست. شايد 10 دقيقه. محمدرضا بهزاديان دو روز پس از انتخاب شدنش به رياست اتاق تهران قرار مصاحبه را در ساختمان شركت چاپ گستر گذاشت. قرارمان ساعت پنج بعدازظهر بود. او ساعت 5 و 45 دقيقه آمد. البته يكی دوبار تماس تلفن گرفت كه خواهد آمد. شايد هنوز روحيه و منش سال ها مديريت دولتی خود را كنار نگذاشته است. برای سال ها معاون مالی و اداری وزارت كشور بوده است. پسرش هم به تازگی در حوادث كوی دانشگاه تهران با چاقويی زخمی شده بود و از اين بابت كمی عصبی به نظر می رسيد. البته گفت كه از خطری جدی رهايی يافته است.

آقای بهزاديان شما بيش از اينكه يك مدير بخش خصوصی باشيد، به عنوان يك مدير دولتی شناخته می شويد. سال ها معاون مالی و اداری وزارت كشور بوديد و ارتباطات گسترده ای هم با دوستان داشته و داريد. آيا اين رفتن به سمت دولتی كردن اتاق نيست. يك مدير دولتی از طرف يك بنگاه خصوصی معرفی و در يك انتخابات برنده می شود و رئيس بخش خصوصی كشور می شود.

اولا اين كه بين بخش دولتی و خصوصی خط بكشيم حتما در اقتصاد امروز كشور به نفع بخش خصوصی نيست. حدود 80 درصد اقتصاد ايران دولتی است. فراموش نكنيد، اتاق بازرگانی NGO و يك سازمان غيردولتی نيست. اتاق بازرگانی يك سازمان و نهادی است كه صاحبان سهام در آن نماينده دارند. همانند يك شركت سهامی. در اين شركت هر كس به اندازه سهامش حق رای دارد. بنابراين اين اتاق نمی تواند غيردولتی باشد.

پس چون 80 درصد اقتصاد دولتی است بايد 80 درصد آن هم نمايندگان بخش دولت باشند؟

اگر دولت اراده كند، متاسفانه می تواند 80 درصد اين اتاق را در اختيار بگيرد. اگر شركت های دولتی با سازماندهی خاص و با استفاده از كارت بازرگانی وارد انتخابات اتاق شوند، حتما رای می آورند. شركت ملی فولاد حدود 700 يا 800 شركت زيرمجموعه دارد. همه اين رای ها اگر يكجا وارد شود، می تواند همه رای های اتاق را بگيرد. در فصل پيوست بودجه حداقل دو هزار شركت دولتی داريم، اگر همه اينها وارد شوند اتاق كاملا دولتی می شود. تازه اينها فقط بخش دولتی هستند. بخش عمومی هم جای خود را دارد. مثل شركت های وابسته به بانك ها، بنيادها و شركت های متعلق به تامين اجتماعی.

پس دولت از اينكه سهم خودش را در اتاق بازرگانی نمی گيرد، بر سر بخش خصوصی منت می گذارد.

من همين جا از دولت تشكر می كنم كه هيچ وقت به دنبال گرفتن و انحصارطلبی در اتاق نبوده است. در غير اين صورت به راحتی می تواند چنين كاری را انجام دهد. البته بخش خصوصی ما هم يك دولت گريزی دارد. . .

آقای بهزاديان سوالم را يك بار ديگر تكرار می كنم. آيا با اين نقد كه به عملكردتان شده است، موافقيد كه گفته ايد شما يك مدير بخش دولتی هستيد.

خير. من اگر بخواهم سابقه خصوصی گری ام را بدهم، متاسفانه شما از ديدگاه خودتان مرا شناخته ايد. . .

آن وجهی كه شما داشته ايد، به عنوان يك مدير دولتی بوده است و اگر مدير خصوصی هستيد نمود نداشته و دولتی بودن شما بيشتر ديده شده است.

نه اين طور نيست. اگر خيلی هم نمود پيدا می كرد، شايد برای من مشكل به وجود می آورد. . .

به خاطر اينكه كارمند دولت بوديد؟!

نه از نظر قانونی، از نظر نوع بينشی كه وجود داشت. . .

اين بينش برای خيلی های ديگر ايراد نيست. خيلی ها معتقدند كه ما عضو بخش خصوصی هستيم و افتخار می كنند.

ولی آن آدم ها هيچ وقت دارای سمت دولتی نبوده اند و هيچ نقشی در دولت نداشته اند. . .

خب سوال من هم همين بود، آيا شما به خاطر اينكه كارمند دولت بوده ايد، نمی توانستيد به كارهای بخش خصوصی تان برسيد؟

همان طور كه عرض كردم، بخشی از شرايط احراز پست های بعضا دولتی اين است كه طرف قادر نباشد كه يك سرمايه گذار بخش خصوصی باشد.

چقدر اين موقعيتی را كه در بخش خصوصی برای شما به وجود آمده است، به عنوان رئيس اتاق تهران كه بزرگ ترين و گسترده ترين اتاق ايران است، مديون بخشی دولتی هستيد.

شما می گوييد كه چه قدر آن را مديون بخش دولتی هستم. واقعيت اين است كه كسری از سه پنجم آرای من دولتی بود و دو پنجم آن را رقبای ديگر داشتند. از 20 رای دولتی ها 4 رای را من داشتم و بقيه را رقبای من و اين برای من يك موقعيت به حساب می آمد.

يعنی شما چهار رای دولتی ها را آورديد؟

نسبت به ديگر رقيبان چهار رای بيشتر آوردم. 12 رای من و 8 رای رقيبم.

يعنی 12 نفر از دولتی ها به شما رای دادند؟

بله.

خب چه ميزان از آن به خاطر وجود شما در عرصه دولتی بوده كه دولتی ها به شما رای داده اند؟

من به سوال قبلی شما هنوز جواب درستی نداده ام. می خواهم بگويم كه قانون اتاق بازرگانی متاسفانه ناقص است يك عده سرمايه گذار و كارآفرين در يك جلسه ای كه خودشان را برای اولين بار می بينند، از بين خودشان يك رئيس انتخاب می كنند. در 5 سال گذشته هميشه اين گونه بوده است. يعنی ممكن است كه از من بپرسند كه آقای فلانی چه طور فردی است و من به او رای بدهم، در صورتی كه شايد او را حتی چهره به چهره هم نديده باشم - اما با بودن حتی نيم ساعت در آن جلسه شايد به آن فرد رای دهم.

پس نقص قانون باعث شد به شما رای بدهند؟!

خير. شما مسلما به كسی كه بيشتر می شناسيد، رای می دهيد. اگر بخواهم پاسخ روشنی به شما بدهم اين است كه: مواضع من در تمام دورانی كه نماينده دولت در مجلس يا در بخش دولتی بوده ام، كاملا روشن و شفاف است. من اصلی ترين دفاع را از بخش خصوصی می كردم. در مورد ماليات در سال 71 - ،70 هيچ كس مثل من در صحن علنی مجلس از آن دفاع نكرد. حتی من با اين ديدگاه شما هم مخالفم، امروز خوشبختانه افرادی در دولت ما وجود دارند كه همه هستی و تصدی گری را به بخش خصوصی واگذار می كنند در مقابل هم افرادی در بخش خصوصی وجود دارند كه می گويند، بخش دولتی بيايد و حامی بخش خصوصی شود. پس فردی كه در بخش خصوصی وجود دارد، ديدش دولتی تر از آن فرد دولتی است كه تمام امپراتوری اش را به بخش خصوصی واگذار می كند. خواهش می كنم كه موضوع را به قول معروف به اين طرف و آن طرف جوی نبريد. اگر اجازه دهيد اين نكته را تاكيد می كنم كه من نقش اتاق را به عنوان بخش خصوصی می دانم ولی اين ارزيابی از اتاق را به عنوان بخش خصوصی درست نمی دانم كه دشمن دولت است.

دشمن دولت نيست ولی رقيب دولت بايد باشد. . .

خب، رقيب دولت، آن هم دولتی كه در چارچوب قوانينی كه نمايندگان مردم و همين سرمايه گذار رفته اند و گفته اند و تصويب كرده اند تا دولت امكاناتش را واگذار كند. دولت موظف است كه اين را انجام بدهد و اگر ندهد، خلاف قانون انجام داده است. به طور خلاصه بگويم كه بخش خصوصی انگيزه ترقی خواهانه دارد اين در جامعه ما جا افتاده است و اين خاصيت انباشتگی دارد. در اقتصاد هر چه سرمايه را انباشته تر كنيد، يك مزيت به حساب می آيد. متقابلا بهره وری دولت هم بسيار پايين است.

سوال من اين است: يك مدير كه بيشترين تجربه اش در بخش دولتی بوده است حالا در بخش خصوصی چه كاری می خواهد انجام دهد؟ با آن ويژگی هايی كه شما گفته ايد چگونه می تواند كار كند؟

من مطمئن ام كه به سابقه من در بخش خصوصی نگاه نكرده ايد. اگر سال های كار من در بخش خصوصی را در كنار هم بگذاريم، فكر نمی كنم كمتر از سال هايی است كه من در بخش دولتی بوده ام.

آيا می توانيد اشاره ای به فعاليت های تان در بخش خصوصی كنيد؟

من حدود 11 سال جزو هيأت مديره شركت های فرش (فرش ماشينی) بوده ام، كه يكی از آنها شركت فرش مشهد است. همان طور كه می دانيد از اين شركت چندين صنعت جانبی فرش متولد شد، كه از آنها می توان چرم مشهد را نام برد. در كنار اين مدير عامل شركت نساجی خراسان بوده ام و بعد از انقلاب سوابق زيادی داشت. حدود 12 - 11 سال پيش مجموعه شركت چاپ گستر را كه الان پس از افست بهترين چاپخانه ايران است، راه اندازی كرديم و در بخش های كشاورزی، آبزی پروری، صيادی نيز نقش ايفا كرده ام. . .

آقای بهزاديان آيا يك مدير بخش خصوصی می تواند تمام اين تجربيات را اعم از چرم، كشاورزی، چاپ و. . . را با هم داشته باشد؟

چرا نمی تواند؟!

مگر اينكه بخواهد يك كمپانی بزرگ صنعتی داشته باشد.

خب نقص ما در اقتصاد همين است. كمپانی هايی مثل LG و ميتسوبيشی داريد، كه در صنعت نفت و پتروشيمی تا وسايل خانه و كشتی سازی فعاليت می كنند. . .

ولی اقتصاد ايران فاقد چنين چيزی است. . .

حتما اين طور است و نمی خواهم آن را تكذيب كنم. . . ما كه در اتاق بازرگانی هستيم و همه وزرای دولت بايد تمام تلاش خودشان را بگذارند كه چنين چيزی رخ دهد و تمام چيزهايی كه به صورت نيم بند به وجود آمده است را بايد اين گونه پرورش دهند.

پس شما دارای يك هولدينگ كمپانی هستيد كه در جاهای گوناگون فعاليت می كنيد؟

اين نامی كه شما می گوييد، نيست. فعاليت های گوناگون اقتصادی اعم از كشاورزی، نساجی و شيلات دارم كه سعی می كنم در آنها حضور داشته باشم.

آقای بهزاديان، با توجه به عملكرد دولت و شناختی كه شما نسبت به آن داريد و شناختی كه از بخش خصوصی پيدا كرده ايد، در اتاق در شرايط فعلی چه كاری می توانيد انجام بدهيد؟

متاسفانه بايد بگويم كه بخش خصوصی تنها 20 درصد سهم اقتصاد ايران را دارد و راه درازی را بايد طی كند تا بتواند به يك بلوغ برسد. متاسفانه جمهوری اسلامی ايران (از نظر اقتصادی) يكی از دولتی ترين دولت های جهان است. اصلا از يك ديدگاه ديگری اين موضوع را بررسی كنيم. در خرداد سال 76 و در انتخابات دوره هفتم رياست جمهوری، رئيس جمهوری كه بر سر كار آمد، با شعار «توسعه اقتصادی» روی كار نيامد. . .

در اين شرايط شما چه كاری برای توسعه اقتصادی می خواهيد انجام بدهيد؟!

معذرت می خواهم كه من می خواهم عزيزان شورای پول و اعتبار و شورای اقتصاد را به شورای نگهبان اقتصاد كشور تشبيه كنم. اين شوراهای اقتصادی در عمل از رشد و پيشرفت بخش خصوصی در اقتصاد كشور، عملا جلوگيری می كند. . .

اين معضلی است كه شما داريد؟. . .

اين معضل را اقتصاد ايران دارد نه من و شكستن اين سد يك كار بسيار بزرگ است. متاسفانه شما هنوز می بينيد كالايی كه در ايران مشكل عرضه و فروش دارند، تعزيراتی هستند، يعنی توزيع و فروش آن بايد تحت نظر دولت باشد. چرا كالاهايی كه در انبارهای ما مانده اند، چنين شرايطی را دارند. . .

آيا شما می خواهيد اين سد را بشكنيد؟

من اگر بخواهم اولويت هايم را برای شما بشمارم، اين اولويت ها در بولتن های تحولات و ائتلاف ملی و اتاق بازرگانی آمده است.

آنهايی را كه شما می گوييد، من هم ديده ام و يكسری شعارهای تبليغاتی اند تا بتوانيد به اين مرحله برسيد. ولی راهكار اجرايی ای برای اين منظور ارائه نشده بود. . .

مطلبی را بدون تعارف خدمتتان عرض كنم و آن اين است كه مشكل اصلی كه در راه اقتصاد ما قرار دارد و وزرای محترم هم درگير آن هستند، اصول 44 و 45 قانون اساسی است. . .

يعنی رئيس اتاق تهران و يا (ايران) می تواند اصل 44 و 45 را عوض كند. . .

نه به هيچ عنوان اين كار عملی نيست و عرضم هم اين نيست كه بتوانيم يا نتوانيم اين قانون را اصلاح كنيم. بلكه اين مشكلات را بايد عينی كنيم. مشكل دولتی بودن است، مشكل امپراتوری است كه مديران دولتی ما دارند. مشكل ما در قوانين پايه و جزيی است. حتی می بينيد در اتاق تهران هم دچار مشكل هستيم و عملا بيش از 60 نوع فيلتر برای حضور در آن وجود دارد. برای وارد شدن به هيأت رئيسه بالاخره هر كسی از نمايندگان محترم اتاق، در گذشته و يا در پيشينه خود دچار مشكلات و كاستی هايی بوده اند. اما وقتی می خواهيم اين نمايندگان را انتخاب كنيم، گويا می خواهيم اعضای امنيتی يك سازمان بزرگ را برگزينيم. گزينش های متعددی را صورت می دهيم و باعث تنگ تر شدن اين فيلترها می شويم. در نتيجه كسی كه لياقت ورود به اين اتاق را دارد، به دليل تنگی اين فيلتر ممكن است نتواند پا به اتاق بگذارد. با همه مسائل و رقابت های جناحی و سياسی ای كه در جامعه ما وجود دارد، هنوز قانون سرمايه گذاری خارجی كه امكان جذب سرمايه های خارج از كشور را داشته باشد، نداريم. . .

تمام اين مطالب را كه می گوييد ديگر اعضای هيأت اتاق تهران و ايران هم بيان كردند.

كارشناسان دولتی و غيردولتی هم اين مطالب را بيان می كنند. و تا به حال هم هيچ اتفاقی رخ نداده است. شما هم با شعار تحول گرايی وارد اين اتاق شده ايد! من مجددا سوال خودم را تكرار می كنم. شما حداقل الان در مهم ترين اتاق اقتصادی ايران قرار داريد، چه كاری می خواهيد برای از بين رفتن اين مشكلات و معضلات بكنيد. من دو نوع جواب به اين سوال شما دارم. يكی اينكه متاسفانه در كشور ما توزيع قدرت نداريم. چه در بخش سياسی و چه در بخش اقتصادی. لذا حتی وزرای ما كه قدرت اجرايی دولت هستند، از آن قدرتی كه همتای آنها در يك كشور ديگر دارد، برخوردار نيستند. اتاق ما هم در مقايسه با كشورهای ديگر همين حالت و اوضاع را دارد. . .

حالا شما در اين وضعيت چه كاری می خواهيد انجام دهيد؟

ولی با اين حال و با اين ابزارهای ناكارآيی كه در دست ما است، باز می توانيم كارهای كارآمد تری را انجام دهيم. . .

مثلا؟

من از افرادی كه قبلا در اين اتاق بوده اند، تشكر می كنم آنها هم تا حد بضاعت شان زحمت كشيده اند و اين تصور نمی خواهم به وجود بيايد كه من خواسته ام به گذشتگان اهانت كرده باشم! عزيزانی كه در اين اتاق بوده اند، نماينده ای هم در سازمان پول و اعتبار داشته اند. ما در اين چند سال اخير خودمان را كشته ايم تا توانسته ايم يك يا دو درصد از بهره بانكی را كم كنيم. امروز اگر در ايران، سرمايه های خارجی يا افرادی كه مقيم كشورهای ديگر هستند بيايند واين درصد را به 3 يا 4 برسانند، تمام بانك های ملی كشور ما ورشكست می شوند. . .

يعنی اگر شما وارد شورای پول و اعتبار بشويد، اين كار را می توانيد انجام بدهيد؟

قطعا با تمام قدرت و قوا، از آن دفاع می كنيم. نكته دوم اين است كه تمام افرادی كه در اين اتاق وجود دارند، می دانند كه قانون اتاق دچار نقص است. حالا پرسش من از آنها اين است كه چرا اين قوانين را اصلاح نكردند. جواب آنها اين است كه دولت بايد لايحه بدهد كه اين كار را نكرده است. اما وقتی مكانيسم طرح دادن در قانون اساسی ما پيش بينی شده است، چرا اين كار انجام نشده است. طرح هم يعنی اينكه آن را مطرح كنيد تا حدود 16 نماينده آن را امضا كنند و شما آن را به هيأت رئيسه بدهيد. افرادی كه در گذشته در اين اتاق بوده اند به اندازه ای رفيق داشته اند كه بتوانند چنين طرح هايی بدهند. من هم بيش از 16 رفيق در مجلس دارم بنابراين اگر دولت لايحه ای در اين حدود داد، از او تشكر می كنيم و اگر نداد من بضاعت اين را دارم كه به صورت طرح به مجلس بفرستم و اگر مجلس تصويب نكرد ديگر فلان سرمايه گذار از من توقعی ندارد كه چرا اين موضوع پيگيری نشده است.

چون شما خودتان از كلمه بضاعت استفاده كرديد من هم همان كلمه را به كار می برم. بضاعت شما برای ايجاد اين تغييرات چيست؟

بضاعت من، اتكا به اعضای اتاق است. . .

يعنی ديگر افراد اتاق اين اتكا را نمی كردند؟

شما مرا به جايی می كشانيد كه نسبت به افرادی كه در گذشته در اين اتاق بوده اند، انتقاد كنم. من اين را می گويم كه در واقع ارتباط خوبی بين بدنه اتاق وجود نداشته است و انسان های شايسته و با لياقت نتوانسته اند وارد اتاق شوند و اين ارتباط قطع شده است. اين يكی از اصلی ترين اهرم ها است كه می توان آن را به كار گرفت. اطلاع رسانی درست به اعضا و ارتباط درست با اعضا يك بدنه پرقدرتی را برای اتاق به وجود خواهد آورد. چون به هر حال اين سهم 20 درصدی اقتصاد كشور به اعضای اين اتاق مربوط می شود. دولت هم تمام مصوبات و رويكردهايش اين است كه عرصه را برای اينها باز كند.

شما به عنوان كسی كه رياست اتاق تهران را به عهده دارد و به نوعی اثر مهمی در اتاق ايران خواهد داشت آيا تئوری مشخص اقتصادی ای هم داريد؟

همان طور كه قبلا گفتم اگر ما دموكراسی اقتصادی در كشور ايجاد كنيم و با تمام هوش و استعداد و توانايی هايی كه از مسئولين سراغ داريم، بتوانيم قانونگذاران و دولتمردان را به اين نقطه برسانيم كه دموكراسی اقتصادی را پيش ببريم. . .

شيوه های رسيدن به دموكراسی اقتصادی را می توانيد تشريح كنيد؟

من اين را می گويم چرا دوستانی كه در اتاق ايران هستند، تاكنون نتوانسته اند تصويری مناسب از خود ارائه دهند تا وقتی كه می خواهند چند نفر را برای عضويت در مجمع تشخيص مصلحت انتخاب كنند، يكی از آنها را معرفی كنند؟ با توجه به مقبوليتی كه اين دوستان از قديم داشته اند، چرا چنين اقدامی صورت نگرفته است. چرا به اتاق بازرگانی مراجعه نمی شود؟! و چرا از اتاق بازرگانی خواسته نمی شود؟! من فكر می كنم كه می شد در اين مورد هم حضور داشت. در شورای اقتصاد هم، همين طور است. در شورای پول هم همين گونه است. در شورای اشتغال و اتاق صنايع و معادن كه بالاترين مجمع و تشكل بخش خصوصی می تواند باشد باز هم نماينده اتاق بازرگانی وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد از مجمع كارگری و كارفرمايی شركت می كنند. اتاق بازرگانی خودش را در يك محدوده كوچك حبس كرده و قانع بوده و به آن هم قناعت می كرد. پس امكان دستيابی به امكانات جديد را از دست داده است.

شما با توجه به اطلاعاتی كه داريد و همچنين حضورتان در شورای پول و اعتبار (نماينده اتاق ايران) چه طور می خواهيد حرفتان را به كرسی بنشانيد؟ آيا می توانيد تعداد رای هايتان را افزايش دهيد؟

البته مكان و زمان هم در اين امر تاثيرگذار است. ولی می خواهم بگويم كه اگر اعتقاد دوستان قديمی من چنين بوده است، فقط كافی بود كه اين شكواييه را به رای دهندگانشان منتقل می كردند. آيا شما در اين چند ساله اين شكواييه را ديده يا شنيده ايد؟. . .

من بارها با آقای خاموشی صحبت كردم و ايشان می گفتند كه كاری نمی توانند در اين شرايط انجام بدهند. . .

اگر بنده كه مسئول يا رئيس هستم و نمی توانم كاری انجام بدهم، بايد بيايم و معذرت خواهی كنم و بگويم كه نمی توانم كاری انجام دهم. اگر بيشتر از اين می توانم كار كنم و ادامه دهم، بايد پيشروی كنم. . .

شما اصرار داريد بگوييد كه در شرايط فعلی می توان بيشتر از اين كار كرد!. . .

اگر نمی شود بايد من نوعی بيايم معذرت خواهی كنم و خودم را كنار بكشم. . .

از نظر تئوری چه طور. . .

راه های بسيار صعب العبوری در اركان اقتصادی وجود دارد. شما می توانيد اقتصاد را نهادينه كنيد و برای اين كشور نهاد به وجود بياوريد. البته كار ساده ای نيست! من اميد دارم كه می شود جلو رفت و سريع تر می توان اين كار را انجام داد. اين سوال را از شما دارم: چرا سرمايه گذار خصوصی ما بايد هزينه سياست های خارجی را بدهد ولی خود در آن هيچ مشاركتی نداشته باشد؟!. . .

اين همان مشكلی است كه اگر شما در راس اتاق تهران يا ايران قرار بگيريد با آن مواجه خواهيد بود. سوال من هم، همين بود. . .

شما در سياست خارجه چه كاری انجام خواهيد داد؟! در همه دنيا سفره دولت و بخش خصوصی جداست. اگر امروز شما بياييد و بگوييد كه ما به صرف اينكه كارگزار و يا كارگزاران آمريكايی در عراق وجود دارند، تجارت مان را با اين كشور به هم می زنيم، يكی از موقعيت ها را از ملت ايران گرفته ايد. . .

شما به عنوان يك بخش خصوصی و با توجه به سابقه و امكانات مالی ای كه داريد، آيا می توانيد علنا با يك سرمايه گذار آمريكايی ارتباط برقرار كنيد؟! و با توجه به اينكه به گفته شما سفره دولت و بخش خصوصی از هم جدا است. . .

من راه دور نمی روم، راه نزديك اش همين عراق است كه بزرگ ترين موقعيت را در همه نوار غربی ما ايجاد كرده است، حتما می شود و بايد بشود و می رويم، پس درست است و ما بايد دنبال راه حل برويم.

آيا به عنوان تجربه و در سمت بخش خصوصی خودتان اين كارها را انجام داده ايد؟

تجربه اش را كرده ايم. .

پس می شود اين كار را انجام داد؟. . .

بله می شود اين كار را كرد. . .

در عين حال كه حكومت ايران با آمريكا يا هر كشور ديگری در حال تخاصم است آيا بخش خصوصی بدون حضور دولت می تواند رابطه اقتصادی خودش را انجام بدهد!. . .

بله، حتما اين طور است و من در هر مجمعی از اين اعتقاد و ايده دفاع خواهم كرد.بحث ديگرم اين است وقتی كه ماجرای ميكونوس در سال 1374 ايجاد شده است و كشورهای اروپايی سفرايشان را از ايران فرا خواندند، آيا شما می دانيد بخش خصوصی چه قدر و چند ميليارد دلار ضرر كرد. در حالی كه وقتی من از تاجر آلمانی كه بزرگ ترين شريك تجاری ايران در آن سال ها بود می خواستم ماشين آلات نساجی وارد كنم، بايد پيش يك هيأت چهار نفره مستقر در وزارت بازرگانی می رفتم و گردنم را كج می كردم و بايد از آنها اجازه اين كار را می گرفتم. . .

دقيقا سوال من هم همين است. . .

اجازه بدهيد، من می خواهم بدانم كه آقايان متولی اتاق بازرگانی كه در طول سال 74 و 75 اين همه مصيبت كشيده اند، چند اطلاعيه در اين مورد داده اند؟! آن كشورها سفرايشان را برده اند و شما هم سفيرتان را آورده ايد، در اين ميان بخش خصوصی بايد كار خودش را ادامه بدهد.

يعنی شما الان راهتان را از دوستان دولتی تان جدا می كنيد؟

ببينيد من امروز چه كسی را نمايندگی می كنم. بايد از منافع آن دفاع كنم. . .

فراموش نكنيد به پشتيبانی همان گروه های سياسی بود كه شما توانستيد نمايندگی بخش خصوصی را داشته باشيد.

اولا اين حرف شما را هم تكذيب می كنم و هم آن را كم لطفی می دانم.

يعنی شما رابطه تنگاتنگی كه با دولتی ها داريد را نفی می كنيد؟

شما می گوييد من به پشتوانه اين گروه ها پيش رفته ام. شما به من بگوييد كه در كجا و چه زمانی برای من پوستر يا تبليغاتی از سوی فلان حزب صورت گرفته است. . .

پشتوانه كه فقط به پوستر زدن نيست. . .

خب حرف های شما اگر سند دارد پس لطف كنيد يكی از اين اسناد را رو كنيد. در هر صورت می خواهم بگويم كه اتاق بازرگانی صنايع و معادن به خاطر دفاع از بخش خصوصی تشكيل شده است. اگر من نمی خواهم و نمی توانم از حقوق اين عده دفاع كنم، پس نبايد اين صندلی را اشغال كنم. دفاع كردن هم ملزومات مخصوص خودش را دارد. دفاع از يكسری شايد باعث شود كه با يك عده ديگر و يا دوستانش روبه رو شويم. اين دو دو تا چهار تا است و به قول معروف نمی شود هم خدا را داشت و هم خرما. من تصور می كنم كه بايد صادقانه پيش رفت، انتقادات را گفت و كار را جلو برد و هر وقت عاجز شديم بايد آن را هم مطرح كنيم.

سوالی كه من مطرح كردم و جواب روشنی هم به آن نداديد اين بود كه واقعا تئوری خاصی برای اداره بخش خصوصی داريد يا نه؟ در مورد دموكراسی اقتصادی كه نگفتيد چگونه می توانيد آن را اجرا كنيد؟

بالاخره ما بايد اين راه سنگلاخی و خاكی اقتصادمان را هموار و آسفالت كنيم، اين مطلب می تواند مثال های زيادی داشته باشد. من اين نكته را بيان می كنم كه كار اصلی و عاجل اتاق تهران، تامين امنيت است، كه اين امنيت شامل امنيت قضايی، سياسی، اجتماعی، حقوقی، قانونی، سياست خارجی برای بخش خصوصی است.

دوباره برگشتيم به همان سوال اولمان. شما چگونه می توانيد اين امنيت ها را در بخش خصوصی ايجاد كنيد؟

من اگر بخواهم فراتر از حيطه اقتصادی خود بروم، مشكلات و معضلات زيادی را در مورد امور سياسی - اقتصادی می توانم بگويم وقتی كه رئيس دولت هم كاری از دستش بر نمی آيد. . .

وقتی رئيس دولت دچار چنين معضلی می شود و به قول شما كاری از دستش برنمی آيد، شما به عنوان رئيس اتاق چه كار می توانيد بكنيد؟

حيطه اختيارات من بيشتر از اختيارات رئيس دولت است. . .

می توانيد مطلب را روشن تر بيان كنيد و اين اختيارات را ذكر كنيد.

اختيارت شامل حضور در يكايك اين نهادهای اقتصادی است.

اين نهادهای اقتصادی كه گفتيد، رئيس جمهور، رئيس آنها است و به قول شما كاری هم

نمی تواند، بكند. پس شما به عنوان يك نماينده كه يك رای داريد، چه می توانيد بكنيد؟ من نمی خواهم وارد مقولات ديگری بشوم.

شما از امنيت سياسی، حقوقی، اجتماعی اسم برديد، حالا چگونه می خواهيد آنها را اعمال كنيد؟ مثلا يك سرمايه گذار خصوصی در مورد امنيت حقوقی دچار مشكل است، شما به عنوان رئيس اتاق تهران و به احتمال زياد اتاق ايران چه كاری می توانيد برای او انجام دهيد؟

شما كه اين گونه به مسائل نگاه می كنيد، چرا قبل از انتخابات اين بحث را مطرح نكرديد كه هيچ يك از صاحبان صنعت و اقتصاد وارد اين عرصه نشوند. . .

وظيفه من نيست كه اين كار را بكنم. همان طور كه با آقای خاموشی يك نقدی را كردم، با شما همين نقد را انجام می دهم. . .

ما فكر می كنيم كه برای اين كار می شود يك ساز ديگری نواخت. حتما اين ديكته ای كه من می نويسم، 20 نمی گيرد. ولی اگر نمرات دوستان قبلی 8 است من می توانم 12 بگيرم.

آيا فكر می كرديد كه به عنوان رئيس اتاق تهران انتخاب شويد؟

با توجه به سدی كه من در اتاق بازرگانی می بينم، حتی فكر نمی كردم كه جمع دوستان ما موفق بشوند كه يك عضو ساده هيأت نمايندگان اتاق تهران بشوند.

پس چه اتفاقی افتاد كه هم عضو شديد وهم رئيس اتاق تهران؟

من فكر می كنم كه دست اندركاران و فعالين اقتصادی ما از ساختار سنتی اتاق راضی نبودند. آنها به دنبال يك نفر می گشتند. شايد خيلی از ما را هم نمی شناختند و يا ما را ايده آل نمی دانستند. ولی با اين حال آمدند و رای دادند و به اينجا رسيد. در بخش انتخاب رئيس اتاق تهران هم من خيلی اميدوار نبودم. ولی با زحمات و كارهايی كه طی 4 - 3 ماه اخير انجام داديم، مطمئن بودم كه اكثريت اتاق تهران را پشت سر خود داريم. . .

چه طور مطمئن بوديد، در صورتی كه بيش از 17 نفر از دوستان شما وارد اين اتاق نشده بودند. 24 نفر رقيب شما بودند و بقيه هم از دولتی ها بودند؟

آماری كه شما داريد از آن روزهای اول است و واقعيت غير از اين است اما اكثريت با اين طرف بود ما اگر در داخل خودمان اميد به پيروزی نداشتيم، لازم بود يكسری ائتلافات و سهميه بندی را داشته باشيم. در حالی كه چنين كاری نكرديم. چون اكثريت را داشتيم.

قبل از انتخابات اتاق تهران با وزير بازرگانی ملاقاتی هم داشتيد؟

البته گروهمان نه ولی خودم برای تبريك سال نو پيش ايشان رفتم.

بعد از آن ملاقات ايشان را نديديد؟

نه.

12 نفر از نمايندگان دولت به شما رای دادند، كه ائتلاف بين شما و دولت را تداعی می كند!

خب اگر به آن طرف رای می دادند شما می گفتيد با آنها ائتلاف كرده اند؟!

طبيعی است و اين يك سوال است. . .

در دولت گذشته كه به آنها رای داده شده بود، آيا با آنها ائتلاف كرده بودند؟ يادم است كه در دوره سوم و يا چهارم، رئيس مركز توسعه صادرات كه آقای هاشمی طباء بود رقيب انتخابی رئيس اتاق تهران بود ولی رای نياورد 10 و 11 رای از 60 رای آورد آيا دولت و كسانی كه به او رای ندادند، با رقيب او ائتلاف كرده بودند؟!. . .

خب وقتی نمايندگان دولتی به او رای ندادند، حتما ائتلافی بوده. . .

من اعتقاد دارم در خيلی از جاها، ملاك ها و معيارها برای شناخت افراد، تبانی های پشت پرده را از بين می برد. . .


رضا زندی: ميز كنفرانس اتاقش مملو از پرونده های كلاسه شده ای است كه احتمالا از شركت ها و سازمان های مختلف رسيده است به گونه ای كه مجبور می شوم ضبط را روی يكی از پرونده ها روشن كنم. روحانی جوانی كه در سال های ابتدايی دهه شصت دادستان همدان بوده و پس از يكدوره دادستانی كرج از سال 64 تا 73 دادستان انقلاب تهران شده، قريب 9 سال است كه مسئوليت سازمان بازرسی كل كشور را برعهده دارد. سازمانی كه بر همه امور وزارتخانه های دولتی و شركت های عمومی نظارت می كند. وی فارغ التحصيل رشته حقوق خصوصی است و هم اكنون در حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی درس خارج می خواند. سيد 42 ساله، زمانی هم برای بررسی مواردی خاص در چند شهر ايران با حكم امام خمينی(ره) نماينده ايشان بوده است. اهل معاشرت است اما اگر بنا باشد مصاحبه كنی، زيركی خاصی در گفتار و كردارش خواهی يافت. حجت الاسلام والمسلمين ابراهيم رئيسی قبل از مصاحبه در يك جمع مطبوعاتی گفته بود: «از بازرسی بازرسان سازمان، بازرسی می شود. » پيش از اينكه از اتاق خارج شوم قول می دهد در يك گفت وگوی مفصل تر شركت كند.

آقای رئيسی! شما خودتان مدير هستيد و با پيچ و خم های نظام اداری كشور آشنا، گاهی پيش می آيد كه اگر بخواهيد دقيقا مطابق آيين نامه ها رفتار كنيد كار به انجام نمی رسد. ممكن است مديری با استفاده از شيوه های مديريتی تدابيری اتخاذ كند كه گرچه عين قانون نيست اما روح آن در نظر گرفته شده و برآيند كار نيز مثبت بوده است فكر می كنيد بازرسان شما درك درستی از اين جريان دارند؟

نگاه ما به دستگاه های دولتی اين گونه است كه تا بتوانيم (تاكيد می كند) به سهولت نگوييم كه يك مدير تخلف كرده است. يعنی اگر راه حل قانونی بتوان پيدا كرد و يا توجيهاتی برای عملكرد آن مدير فراهم كرد كه بشود در يك نگاه گفت كه اين توجيهات نادرست است و در يك نگاه هم بتوان گفت كه توجيهات قابل قبول است ما از آن دريچه نگاه می كنيم كه كار مدير دولتی درست تلقی شود. چون اصل بر صحت اعمال و برائت ديگران است نه اصل بر غلط بودن. اصل آن است كه مديران ما مديران سالمی هستند و جريان مديريت كشور هم سلامت است مگر اينكه خلافش ثابت شود.

اگر بخواهم برای موردی كه اشاره كردم نمونه بياورم به پتروپارس اشاره می كنم. اين شركت تنها پيمانكار عمومی داخلی در صنعت نفت بود. اما سرانجام چه شد. با برخوردی كه با آن انجام شد وزارت نفت پتروپارس را دولتی كرد. به نظر شما اين كار درست بود؟

آنچه كه سازمان بازرسی كل كشور عمل كرد كار درستی بود. اما آنچه كه سياسيون به آن دامن زدند بحث ديگری است. گزارش تهيه شده از اين شركت هم مانند ساير گزارشات سازمان بود كه برای رئيس جمهور، وزير نفت و ساير بخش ها فرستاديم. اما وقتی موضوع را به مطبوعات و بعضی مراجع كشاندند قضيه از سير طبيعی اش خارج شد. الان هم معتقدم اين گزارش با هيچ گزارش ديگر سازمان تفاوت ندارد و اگر كسی به گزارش سازمان نگاهی بيندازد خواهد ديد كه هم ادبيات و هم سير گزارش مثل گزارش های ديگر است. منتهی هر گزارشی و هر اقدام و پرونده قضايی كه سبقه سياسی پيدا كند و سياسيون به دست و بال خودشان ببرند طبيعی است كه از مسير خود خارج می شود.

يعنی شما معتقديد كه برخورد درستی با پتروپارس شده است؟

سازمان بازرسی كل كشور به هيچ عنوان برخورد نادرستی با اين پرونده نكرده است.

برخورد سازمان چه بوده است؟

ببينيد، سازمان حتی اصل تشكيل پتروپارس را زير سوال نبرد كه اين كار درست است يا غلط. مسلما اگر كار به پيمانكاران داخلی داده شود، بهتر است. اصلا ما طرفدار اين هستيم كه كار به پيمانكاران داخلی داده شود و براساس آنچه كه در قانون هم داريم از توان فنی و علمی كشور استفاده بشود. نكته در اين است كه اگر يك دستگاهی در عين اينكه هدف خوبی را دنبال می كند اگر تخلفاتی انجام داد بايد رسيدگی شود. اين اصل كار را زير سوال نمی برد. بعضی ها فكر می كنند كه اصل كار زير سوال است. نخير. اين شركت مثل ساير شركت هاست.

پس شما با دولتی شدن پتروپارس مخالفيد؟

اصلا بحث دولتی بودن يا خصوصی بودن نيست. بحث اين است كه شركتی تخلف كرده كه مثل همه تخلفات رسيدگی شده است.

می خواهم به سوال قبلی ام برگردم. شما از بالابه موضوع پتروپارس نگاه كرديد؟ آيا می دانيد كه شركت های مشابه خارجی از چه مزايايی برخوردارند؟ به هرحال شايد در پتروپارس كارهايی شده كه بند به بند قانون نبوده اما روح قانون و برآيند كار مثبت باشد.

كاملا توجه شده. قانون برای همه محترم است. نمی توانيم بگوييم قانون برای يك بخش محترم است و چون هدف مقدس است اگر به قانون عمل نشود اشكالی ندارد. اين يك نگاهی است. من واقعا اين سوال را دارم كه چنانچه كار خوبی در بخشی انجام شد و در چند جايش قانون نقض شد عيبی ندارد؟ ما معتقديم كار خوب، خوب است زمانی كه قانون رعايت شود. يعنی هم بايد هدف خوب باشد و هم روش ها. مثل اين است كه پولی به كسی بدهيم تا خانه سازمانی بسازد برود در شمال برای پرسنل ويلا بسازد.

ويلا ساختن برای پرسنل آن هم برای اينكه به پرسنل تسهيلات بدهد مگر چيز بدی است؟ شايد لازم بوده؟

خير. ولی بودجه اش برای اين كار نبوده و خود قانون گذار هم گفته كه اگر كسی بودجه كاری را در جايی ديگر مصرف كرد مرتكب خلاف شده است.

اين پول را كه به جيب نزده، تصميم مديريتی اش چنين بوده است. فكر كرده اين طور بازدهی كارمندان را بيشتر می كند.

قانون گذار اين را خلاف می داند. ما هم ناظر و حافظ قانون هستيم.

به نظر شما در پرونده پتروپارس سياسی كاری نشده است؟

سازمان بازرسی كل كشور به هيچ وجه سياسی كاری نكرده است.

در اصل پرونده چطور؟

بيرون هر استفاده ديگری از يك پرونده بكنند ما ضامن نيستم. ما سازمان بازرسی كل كشور هستيم.

سازمان بازرسی كل كشور چطور؟ مسائل سياسی را لحاظ نكرده است؟

نخير. سازمان بازرسی كل كشور نه در پيگيری و نه در رسيدگی به هيچ عنوان جز كار كارشناسی حرفه ای كار ديگری نكرده است.

آقای رئيسی! بحث جی. سی های داخلی در صنعت نفت بسيار مهم است. می گوييد سازمان بازرسی سياسی كاری نكرده است قبول می كنيم. خود شما به عنوان مديری كه از بيرون به ماجرا نگاه می كند نظرتان چيست؟

نظر شخصی را نمی توان اينجا گفت. (چند دقيقه ای ضبط را خاموش و بعد از توضيحاتش دوباره روشن می كند).

بحث ديگری كه اين روزها مطرح است موضوع گرانی است. ما خودمان هم حقوق بگيريم و طبعا فشار گرانی را احساس می كنيم. شما فكر می كنيد گرانی با بخشنامه و دستورالعمل و بگير و ببند حل می شود يا نياز به بسترسازی دارد؟

ما معتقديم اينها نياز به سياست گذاری جدی دولت دارد تا تورم و گرانی مهار شود. دولتمردان واقعا بايد فكری بكنند. چون گرانی زمينه نارضايتی مردم را فراهم می كند و نارضايتی مردم بستری است برای مشكلات اجتماعی. يعنی اگر گرانی و برخی نارسايی های كشور حل نشود مشكلات اجتماعی خواهيم داشت.

بنابراين فكر می كنيد كه روند فعلی مبارزه با گرانی در طولانی مدت مبارزه درستی نخواهد بود؟

من معتقدم برای رفع گرانی نياز به سياست گذاری خيلی جدی داريم. مبارزه با گرانی هم قطعا در حد دو تا بخشنامه نيست يك سياست اقتصادی است. مبارزه با گرانی و كنترل تورم نياز به اقدام خود دولت دارد. زيرا تمام ابزار در اختيار دولت است.

اخيرا مجلس شورای اسلامی گزارشی از تخلفات صدا و سيما ارائه كرده، كاری به درست يا غلط بودن اين گزارش ندارم. آيا سازمان بازرسی كل كشور در مورد صدا و سيما و نهادهای ديگر همچون بنياد مستضعفان و جانبازان و. . . بازرسی كرده است؟

سازمان بازرسی كل كشور مفصل از صدا و سيما بازرسی كرده است و بازرسی بسيار جامع تر از آقايان مجلسی بوده چون هم زمان گسترده تری داشتيم و هم بخش های مختلف را بازرسی كرديم. خود آقايان مجلسی هم اعلام كردند كه گزارششان ناقص است. اما گزارش ما ناقص نيست و ما گزارش كامل را درباره صدا و سيما خواهيم داشت انشأالله.

به تخلفاتی هم برخورد كرده ايد؟

بعدا خواهيم گفت چه شده است.

يعنی بعد از دادگاه اعلام می كنيد؟

ما هنوز گزارشمان را به دادگاه نداده ايم. بچه های بازرسی ما كارشان را تمام كرده اند و الان در حال جمع بندی هستند. بايد به من بدهند بعد بگويم.

در بنياد مستضعفان و جانبازان چطور، بازرسی كرده ايد؟

بله از آن بنياد هم به طور مقطعی در بخش های مختلفش از صنعت گرفته تا مديريت بازرسی كرده ايم. بنياد شهيد، كميته امداد و تمام نهادها مورد بازرسی سازمان بازرسی كل كشور قرار می گيرند هم به صورت نوبتی وهم به صورت فوق العاده.

ولی ظاهرا اين بازرسی ها به اطلاع مردم نمی رسد.

چرا من خودم در برخی مصاحبه ها اعلام كرده ام.

حالا اگر به مديری برخورد كرديد كه از سر سهو تخلفی كرده در آن مورد چه می كنيد؟

سهو، تخلف است جرم نيست و ما تخلفات را به هيأت های رسيدگی به تخلفات وزارتخانه ها اعلام می كنيم و فقط جرايم را به دادگاه ها می بريم.

شما در مصاحبه قبلی تان اعلام كرديد كه در مواردی به مجلس پيشنهاد اصلاح قانون می دهيد اگر مجلسيان اصلاح نكردند آيا سازمان از مجلس بازرسی می كند؟

خير. حوزه ما مجلس نيست. دستگاه های اداری كشور است. بخش های اداری مجلس را ممكن است بازرسی كنيم اما خود مجلس شورای اسلامی در حوزه بازرسی ما نيست.

آيا سازمان بازرسی كل كشور از مديران شركت های دولتی كه به زيان دهی می رسند شكايتی كرده است؟

ما معتقديم اين يك بحث ساختاری است و به عهده مديران نيست. بايد بخش های اقتصادی و سازمان برنامه و بودجه برای اين قبيل شركت ها فكری بكنند.

شما با رئيس جمهور و قوه مجريه تعامل داريد؟

من خودم با آقای خاتمی ملاقات داشتم. ايشان گفتند شما برويد با سازمان برنامه و بودجه تفاهم كنيد كه اين سازمان برای شركت های زيان ده فكری بكند.

نتيجه ای هم حاصل شد؟

من رفتم و 3 ساعت با رئيس قبلی سازمان برنامه و بودجه جلسه گذاشتم. ايشان هم قبول كرد كه مشكلات وجود دارد و قول داد كه ساماندهی كند ولی تاكنون ساماندهی ای نسبت به شركت ها صورت نگرفته است.

برخی معتقدند سازمان بازرسی كل كشور مديريت را تضعيف می كند شما فكر می كنيد اين تفكر كه سازمان بازرسی در پی تقويت مديران است جا افتاده باشد؟

نگاه ها متفاوت است. برخی می گويند كار سازمان مثبت است و برخی ديگر معتقدند سازمان بازرسی جرأت مديران را می گيرد. من معتقدم اگر نگاه مشتركی پيدا كنيم بهتر است. لذا ما در سال جديد در برخی حوزه ها با مديران بازرسی تلفيقی انجام می دهيم. ما دو بازرس می گذاريم، مدير هم دو بازرس معرفی می كند و با هم بازرسی می كنند. اين روش يكی از راه های تعامل با دستگاه هاست. مثلا همان شركتی كه شما صحبتش را كرديد. شايد اگر بازرسی مشترك بود برای آنها مقبول تر می افتاد كه حالا بازرسان ما از بيرون نگاه كنند. مابرای اينكه تعامل بيشتری با دولت انجام دهيم بازرسی تلفيقی را شروع كرديم.

از كدام سازمان ها بازرسی تلفيقی كرده ايد؟

با چند وزارتخانه شروع كرديم. از جمله وزارت اقتصاد و دارايی و سيستم بانكی و اتفاقا جواب هم داده است.

بازرسان سازمان شما چند نفرند و چه تحصيلات و تجربياتی دارند؟

سازمان ما يك سازمان تخصصی و كارشناسی است. لذا به غيراز مأمور خدماتی و بخش پشتيبانی بقيه نيروها همه كارشناسند. از ليسانس و فوق ليسانس گرفته تا دكتری. منتهی نيروهای ما نسبت به گسترش كار محدود است و نياز به تخصص های متفاوت هم داريم. مثلا در بخش نفت، پتروشيمی، گاز و. . . كه نياز به تخصص های خاصی دارد علی القاعده بايد از نيروهای كارشناس خارج از سازمان بهره بگيريم كه البته به صورت موقت و پاره وقت استفاده می كنيم تا گزارش های سازمان از ضرورت لازم برخوردار باشد.

ميانگين حقوق بازرسين تان چقدر است؟

حقوق بازرسان ما، براساس نظام پرداخت هماهنگ پرداخت می شود.

وقتی بازرسی تمام دريافتی ساليانه اش پايين تر از 2 ميليون تومان است چطور می تواند به حساب شركتی رسيدگی كند كه گردش مالی اش چند ميليارد تومان در ماه است. آيا اين كارشناس توان درك چنين گردشی را دارد؟

برای اينكه بچه ها سالم بمانند و از طريق دستگاه ها تطميع نشوند بايد خود ما تأمينشان كنيم. اين دادی است كه من همواره به دولت زده ام كه بايد بودجه سازمان افزايش يابد.

بودجه ساليانه شما چقدر است؟

سازمان بازرسی كل كشور سال گذشته 3 ميليارد تومان بودجه گرفته و امسال نيز نمی دانيم چقدر به ما خواهند داد. اين مبلغ بودجه روابط عمومی برخی شركت ها و وزارتخانه هاست. مگر می شود با اين پول هم شكم كارشناس را سير كرد و هم جلوی تطميع ديگران را گرفت. بنده معتقدم دستگاهی سالم می ماند كه بتواند نيازهای اوليه بازرسان و كارشناسان را تأمين كند.

می توانيد از تخلفات بازرسانتان در سال گذشته آماری ارائه كنيد؟

تخلفات سازمان ما بسيار كم است. سازمان بازرسی كل كشور جزو سازمان های سالم كشور در هيأت تخلفات اداری، حراست ها و يا حفاظت و اطلاعات محسوب می شود. اصلا هيچ دستگاهی در كشور با سازمان بازرسی كل كشور قابل قياس نيست. ولی برای ما كمش هم زياد است.


صادق زيبا كلام: بسياری از ما 24 سال است كه همچون علأالدوله حاكم تهران در يكصد سال پيش كه تصور می كرد با فلك كردن تجار قند، حاج هاشم و حاج رضا قندفروش، قيمت قند را در تهران پايين خواهد آورد، از اين نكته بديهی غافل مانده ايم و نخواسته ايم بپذيريم كه اگر گرانی، تورم و فساد اقتصادی را می شد با گرفتن و زدن و بستن، موعظه وپند و نصيحت اصلاح كرد، علی القاعده با اين همه گرفتن و زدن و بستن كه بالاخص ظرف چند سال گذشته اعمال كرده ايم به يك نتايج ولو اندكی هم كه شده می بايستی می رسيديم. تورم می بايستی تا حدودی مهار می شد، سرعت گرانی حداقل كاهش می يافت و اندكی از آهنگ فساد اقتصادی كاسته می شد. اما واقعيت آن است كه نه تنها هيچ كدام اينها اتفاق نيفتاده كه وضع بدتر هم شده است.

اگر داغ و درفش و گرفتن و زدن و بستن و تعزيرات می توانست چاره ساز باشد، علی القاعده پس از گذشت دو دهه از انقلاب می بايستی اين اتفاق می افتاد. در حالی كه در عمل كه تنها بگير و ببندها و داغ و درفش ها نتايج مثبتی به بار نياورده بلكه هر بار كه امواج بگير و ببند به راه افتاده نتيجه عكس به بار آمده. گرانی و تورم و فساد بيشتر شده و از همه بدتر اينكه امواج پوپوليستی كه به كمك برخی مطبوعات به راه افتاده با خود موجی از بی ثباتی، هرج ومرج و بی قانونی را به همراه آورده كه نتيجه عملی آن خروج ميلياردها تومان سرمايه از كشور بوده است. ظرف پنج سال گذشته و به دنبال به راه افتادن جريان «ثروت های بادآورده»، صدها شركت بزرگ و كوچك با ميلياردها تومان سرمايه توسط تجار و كارآفرينان ايرانی در امارات ايجاد شد. نتيجه عملی جريان «ثروت های بادآورده» بالا رفتن رفاه مردم امارات و خراب تر شدن وضع ما ايرانيان در بلندمدت بود.

اينها همه نتيجه اسف بار كاربرد روش های تند برای حل و فصل مسائل اقتصادی و نپذيرفتن منطق اوليه اصول علم اقتصاد است. نكته بنيادی ديگری كه بسياری از آن غافل بوده اند آن است كه اقتصاد ايران دولتی است و در نتيجه تمامی معايب و مضار اقتصادهای دولتی را در خود جمع كرده است. فساد، رانت خواری، فقدان كارآيی، هزينه های سنگين توليد، غيرقابل رقابت بودن محصولات و توليداتمان در بازارهای بين المللی، اتكا به يارانه های دولتی و انحصارهای دولتی، بوروكراسی، فقدان خلاقيت و نوآوری، تجمع بيش از حد نيروی انسانی، و در يك كلام تمامی ويژگی های اقتصاد بيمار، فاسد و ناكارآمد ايران مولود دولتی بودن آن است. دويست سال پيش آدام اسميت گفت كه «دولت تاجر خوبی نيست. » تجربه اقتصاد ايران به علاوه شرق و غرب ظرف دويست سال گذشته صحت نظريه وی را بارها و بارها به اثبات رسانيده.

كارنامه اقتصاد ايران چه قبل و چه بعد از انقلاب مبين اين واقعيت بوده كه نه تنها دولت تاجر خوبی نيست، بلكه توليدكننده، توزيع كننده، صادركننده و واردكننده خوبی هم نيست. چه محافظه كاران، چه اصلاح طلبان و چه هر كس ديگری كه واقعا خواهان از بين رفتن ريشه ای رانت خواری، فساد، گرانی و ساير بليات اقتصاد ايران هستند می بايستی بدانند كه مادام كه اقتصاد ايران دولتی باقی بماند، هيچ يك از مفاسد آن از ميان نخواهد رفت بلكه منظما نيز ابعاد مشكلاتش گسترش خواهد يافت. حاجت به گفتن نيست كه البته بيشترين مقاومت ها در قبال رفتن به سمت و سوی اقتصاد آزاد از ناحيه كسانی كه از قبل اقتصاد دولتی متنعم هستند صورت خواهد گرفت (همچنان كه تا به امروز نيز صورت گرفته). لكن چاره ديگری نيست و نجات اقتصاد ايران از زير چنگ و بال دولت تنها راه موجود اصلاح آن است همچنان كه تجربه كشورهای اروپای شرقی و ساير اقتصادهای دولتی در دنيا نشان داده است.

اما تا آنجا كه مربوط به قوه قضاييه می شود می بايستی گفت كه هرگونه دخالت و امر و نهی آن قوه در امور اقتصادی و سياستگذاری های مالی كشور بيرون از وظايف و مسئوليت هايش است. ثانيا، جای آن دارد كه مسئولين محترم قوه قضاييه به همراه ديگرانی كه چشم اميد به اصلاح اقتصاد ايران بسته اند برای يك بار هم كه شده از خود بپرسند چرا اين همه بگير و ببند و مبارزه عليه مفاسد اقتصادی تا به امروز به هيچ كجا نرسيده و روزبه روز فساد، نابرابری و ساير معضلات اقتصادی كشور افزايش هم يافته است؟ ثالثا، اگر قوه قضاييه واقعا مصر است كه اصلاح اقتصاد كشور جزو شرح وظايف و مسئوليت هايش است، در آن صورت بزرگ ترين گامی كه اين قوه می تواند بردارد و بزرگ ترين خدمتی كه می تواند به اقتصاد كشور و خدمت به محرومين و مستضعفين نمايد، به وجود آوردن ثبات و امنيت اقتصادی در پرتو حاكميت قانون است، تا در پرتو آن سرمايه گذاری صورت گيرد و سرمايه به كشور وارد شود با همه نتايج مثبت و سرنوشت سازی كه اين مهم برای اقتصاد كشور دارد. متأسفانه در عمل نه تنها اين مهم صورت نگرفته بلكه عملكردها بيشترين سهم را در ايجاد ناامنی اقتصادی و فرار سرمايه های كشور تا به امروز داشته است.


محمدحسين دانايی: دخالت دولت ها در امور تشكل های مردمی و صنفی، همچون اتاق های بازرگانی، رويدادی است مكرر: بعضی از حكام و فرمانروايان، با نيت تنظيم بازار و حمايت از انبوه توليدكنندگان و مصرف كنندگان، در امور اتاق های بازرگانی مداخله می كرده اند؛ بعضی ها از اقتدار و سركشی بازرگانان و صاحبان صنايع بيم داشتند و برای جلوگيری از برآمدن نيروهای اقتصادی، اجتماعی و سياسی موازی و كاهش اقتدار حاكميتی خودشان، در امور آنان مداخله می كردند؛ بعضی ها هم مانند حكومت های شرقيه بودند كه «سرمايه های تجاری را كه با ايشان سر و كار و معاملات دارند، مال خود دانسته و اخذ اموال آنان را حق و حلال می دانند. »1 البته گفته شده است كه برخی از دولت ها هم نگران ناكارايی اين گونه تشكل های اقتصادی بوده اند و در امورشان مداخله می كرده اند تا كارآمدتر شوند. نمونه ای ديگر از اين مداخلات هم مربوط به دولت هايی است كه - صرفنظر از صحيح يا غلط بودن آن - علاوه بر وظايف حاكميتی، عهده دار تصديگری امور اقتصادی هم شده اند و نهادهای مختلف حكومتی، مستقيما در بازارها حضور دارند و با استفاده از منابع عمومی، به كسب و كار مشغولند.

انتخابات پنجمين دوره هيأت نمايندگان اتاق های بازرگانی و صنايع و معادن كشور خودمان تجربه ای ديگر از همين مداخلات نوع آخر است. به عبارت ديگر، چون در حال حاضر، بيش از 85 درصد اقتصاد كشور در دست دولت قرار دارد، لذا بنگاه های اقتصادی دولتی كه در عين حال، عضو اتاق های بازرگانی هم هستند، به طور وسيع در اين انتخابات شركت كردند تا همين سهم را در اين تشكل اقتصادی نيز به دست آورند. بديهی است كه سازمان يافتگی ماهوی بنگاه های اقتصادی دولتی در مقايسه با بنگاه های اقتصادی غيردولتی نيز موجب تبليغات وسيع تر و حضور فعال تر و يكپارچگی موثرتر آنان در صحنه رقابت شد و عملا كار به دست مديران بنگاه های اقتصادی دولتی افتاد، و همه اينها هم ناشی از غلبه سهم نهادهای دولتی در مالكيت و مديريت بنگاه های اقتصادی و به طور كلی، در فعاليت های اقتصادی است. شائبه و ايراد مربوط به سياسی و جناحی شدن انتخابات اخير اتاق های بازرگانی هم درواقع، معلول همين ويژگی ماهوی نهادهای دولتی است كه در ذات آنها نهفته و غيرقابل تفكيك است. در حالی كه 85 درصد اقتصاد كشور در دست دولت است و يكصد شركت برتر فعال در اين مملكت، دولتی هستند، چگونه می توان انتظار داشت كه اكثريت اتاق های بازرگانی اين كشور در دست شركت های غيردولتی باشد؟ تولد اين كودك در اين بستر، كاملا طبيعی است و معنای آن هم تسخير يك سنگر ديگر از اقتصاد ملی، توسط دولت است.

در اين ميان هم نه تسخيركنندگان قابل ستايش هستند و نه تسخيرشدگان قابل ملامت. نمونه های ديگری از اين رويداد را در جريانات اخير سازمان نظام مهندسی و كانون وكلا و كانون عالی كارفرمايی ديديم. اگر غلبه بنگاه های دولتی بر اتاق های بازرگانی و ديگر تشكل های مردمی بد است، بايد به فكر آزادسازی و خصوصی سازی كل اقتصاد بود، تاريخ كشورمان در صد ساله اخير نشان می دهد كه در عصر قاجار و در شرايطی كه حكومت استبدادی، حقوق مالكيت فردی را ناديده می گرفت و راه گسترش تجارت را سد می كرد، تمايلات آزاديخواهانه، با هدف قطع مداخلات دولتمردان و حكام و به تدريج به انديشه بازرگانان راه يافت و كارآفرينان و فعالان اقتصادی آن روزگار، با وجود شرايط نامناسب و نامطمئن، تلاش كردند تا با همكاری يكديگر، نظامات و مقرراتی را برقرار كنند كه مالكيت خصوصی - و حتی جسم و جان مردم - از تعرض دولت و دولتمردان مصون بماند. بنابراين، در حالی كه اعضای ساير طبقات اجتماعی و گروه های صنفی حتی خواب متشكل شدن را هم نمی ديدند، و هنوز تفكر مشروطه خواهی و قانونمداری و محدود كردن حاكميت و تاسيس مجلس شورای ملی، تنها در مخيله روشنفكران عصر قاجار در حال تكوين بود، اصناف و بازاريان نخستين تشكل سازمان يافته خود را به اسم «مجلس وكلای تجار» به راه انداختند - البته دولت وقت اين تشكل مردمی را به توپ نبست، ولی آن را از كار انداخت.

اما كار نيمه تمام نماند و گام های بعدی به دنبال آن برداشته شد تا اينكه «شورای بازرگانی» در سال 1301 قمری و سپس اولين «اتاق تجارت» در سال 1305 شمسی به راه افتاد و كارها را به تدريج از دست دولت گرفت. درخشان ترين دوره فعاليت اتاق بازرگانی ايران هم كه دقيقا با قطع مداخلات دولت همزمان بود، مربوط است به سال 1348 به بعد كه بخش خصوصی در صحنه های داخلی و بين المللی حضور فعال داشت و نظام كارفرمايی در اثر ارتباط يافتن به اقتصاد جهانی، تنومند شده بود. شرايط آن روز هنوز هم موجب غبطه امروزيان است. اما بعد از انقلاب، اوضاع واقعا منقلب شد تا جايی كه «حتی توزيع سيمان و ميل گرد برای طرح های عمرانی، يكی از وظايف روزمره سازمان برنامه شده بود. »2 در آن سال ها «يك دسته كه دسته غالب بودند، نوعا برداشتی از اقتصاد اسلامی داشتند كه يك برداشت چپ گرايانه بود. »3 و در نتيجه، در آبان سال 1358 كه سفارت سابق آمريكا به عنوان لانه جاسوسی توسط دانشجويان پيرو خط امام تسخير شد، بسياری از نيروهای انقلابی - حتی در سطح هيأت وزيران - در حالی كه به ساختمان اتاق بازرگانی در مجاورت سفارت آمريكا اشاره می كردند، از ضرورت تسخير «دومين لانه جاسوسی» سخن می گفتند. در آن روزها، اگرچه با حمايت برخی از روحانيان دست اندركار انقلاب، اين واقعه دوم روی نداد، اما اتاق بازرگانی و صنايع و معادن به شدت تضعيف شد و برای اينكه به كلی لگدكوب نشود، به استحاله پرداخت و به تدريج به يك موجود دوزيست تبديل شد، آنچنان كه چند سال بعد از آن وقايع، رئيس اتاق بازرگانی و صنايع و معادن ايران در مصاحبه ای گفت: اتاق بازرگانی، دولتی ترين نهاد در بخش خصوصی و خصوصی ترين نهاد در بخش دولتی است.

ادامه روند طبيعی آن دگرديسی مصلحتی، همين وضعيتی است كه امروز برای اتاق بازرگانی پيش آمده است و بعيد نيست كه با افزايش محدوديت ها و انزوای بيشتر بخش خصوصی، به زودی اين نهاد نيمه دولتی - نيمه خصوصی امروز، به يك موسسه كاملا دولتی تبديل شود. بديهی است كه يك اتاق بازرگانی كاملا دولتی شده هم ديگر يك تشكل مردمی به حساب نخواهد آمد و مشروعيت - يا حداقل مطلوبيت - مردمی نخواهد داشت و فعالان بخش خصوصی هم به تدريج از اطراف آن پراكنده می شوند، و اين روند، حركتی است برخلاف جهت جريان عمومی اقتصاد جهانی كه از ناكارآمدی و ورشكستگی نظام های تمركز و غيررقابتی عبرت گرفته و به سوی آزادسازی فراگير می رود.

پی نوشت ها:
.1 تاريخ مؤسسات تمدنی جديد در ايران / دكتر حسين محبوبی اردكانی
.2 اقتصاد سياسی جمهوری اسلامی / بهمن احمدی امويی
.3 همان مأخذ / صفحه 143


ركود صنعت جهانگردی ايران

سازمان ايرانگردی و جهانگردی از ورشكستگی 350 دفتر خدمات مسافرتی در ايران خبر داده و اعلام كرده است كه در سال گذشته اين دفاتر 8 ميليارد تومان و مراكز اقامتی 48 ميليارد تومان ضرر داده اند. روزنامه ايران، چاپ تهران، به نقل از علی رحيم پور، مدير نظارت بر آژانس های سازمان ايرانگردی و جهانگردی نوشته است: «350 دفتر خدمات مسافرتی سال گذشته ورشكست و از چرخه صنعت جهانگردی خارج شدند. » رحيم پور، با اشاره به اينكه ورشكستگی و تعطيلی اين دفاتر همچنان ادامه دارد، گفته است: «در سال گذشته بيش از 80 درصد تورهای ورودی به ايران لغو شد و برای ماه های آينده نيز تورهای ايران بدون مشتری هستند. » به گزارش سازمان ايرانگردی و جهانگردی تا پايان فروردين ماه سال جاری دفاتر خدمات مسافرتی 8 ميليارد تومان و هتل ها و مراكز اقامتی بيش از 48 ميليارد تومان زيان داشته اند. رحيم پور می گويد: «ما برای كاهش زيان دهی اين دفاتر پيشنهاد داديم تا قانون معافيت مالياتی به ميزان 50 درصد به دفاتر خدمات مسافرتی نيز تسری يابد اما اين پيشنهاد با مخالفت هيأت وزيران روبه رو شد. » سالانه حدود 22 ميليون سفر داخلی در ايران انجام می شود كه تنها 5 درصد آن از طريق دفاتر خدمات مسافرتی صورت می گيرد. رحيم پور دليل اين امر را ورود دستگاه های دولتی به فعاليت های هتل سازی و تورگردانی می داند و معتقد است اين كار غيرقانونی است. سازمان ايرانگردی برای جلوگيری از ادامه وضعيت كنونی به تمامی مديران گردشگری استان ها اعلام كرده است كه هر گونه تورگردانی بدون مجوز سازمان، اعم از تورهای علمی، تفريحی و حتی دانش آموزی و دانشجويی، غيرقانونی است. اين سازمان از نيروی انتظامی هم خواسته است تا جلوی فعاليت اين تورها را بگيرد. سازمان ايرانگردی، برای حمايت از مراكز اقامتی، لايحه ای تهيه كرده و به مجلس فرستاده است كه در صورت تصويب آن، هرگونه ساخت هتل و اقامتگاه به وسيله دستگاه های دولتی ممنوع خواهد شد. شايعه زلزله در شهرهای ايران، گسترش تهديدات آمريكا، ايجاد محدوديت برای اعزام از ايران به حج عمره، ممنوعيت اعزام زائر به عراق و شيوع بيماری سارز از جمله دلايل ركود فعاليت دفاتر خدمات مسافرتی عنوان شده است. به عقيده مدير نظارت بر آژانس های سازمان ايرانگردی و جهانگردی، اكنون بهترين موقعيت برای ايران است تا به جذب جهانگردان كشورهای حوزه خليج فارس بپردازد. شيوع بيماری سارز در جنوب شرق آسيا و مشكلات دريافت ويزای آمريكا و اروپا برای مردم خاورميانه به ايران اين موقعيت ويژه را داده است تا فعاليت خود را بر جذب گردشگر از كشورهای خليج فارس متمركز سازد. رحيم پور می گويد: «تا قبل از 11 سپتامبر در حوزه جهانگردی با رشد بيش از 20 درصد روبه رو بوديم و با لغو رواديد برای گردشگران كشورهای عربی، از برخی از اين كشورها حتی رشد 200 درصدی هم داشتيم. » به عقيده رحيم پور، هزينه بالای رواديد ايران، مشكلات موجود در اين زمينه و امتناع گردشگران عرب از حضور در سفارتخانه های ايران از جمله دلايلی بوده كه به كاهش ورود گردشگر از كشورهای حاشيه خليج فارس به ايران منجر شده است.

نگاهی به بانك مركزی اروپا

مهم ترين موسسه پولی در جهان پس از بانك مركزی آمريكا، در شهر فرانكفورت در كنار رودخانه ماين مستقر است. در متن حاضر به معرفی اين موسسه، يعنی بانك مركزی اروپا، می پردازيم. در سال 1994 يك موسسه فراكشوری در اروپا به نام «موسسه فراكشوری ارز اروپا» كار خود را در لوكزامبورگ آغاز كرد. هدف از تشكيل اين سازمان هماهنگ ساختن سياست های ارزی بانك های مركزی كشورهای اروپای غربی، برقراری مناسبات نزديك تر در زمينه مبادلات ارزی ميان اين كشورها، هموار ساختن راهی برای استقرار يك ارز واحد و تعيين يك سياست مشترك پولی در پهنه بازار مشترك اروپا بود. پيش از آن در چارچوب جامعه اقتصادی اروپا بانك سرمايه گذاری فراكشوری تاسيس شده بود، كه افزون بر پشتيبانی مالی از پروژه های غيرانتفاعی در زمينه همكاری بيشتر ميان بانك های اروپايی نيز تلاش می كرد. در ژوئيه 1998 موسسه فراكشوری ارزی به بانك مركزی اروپا تغيير نام داد و هدف و وظيفه آينده خود را تنها استقرار يورو و تعيين