Persian Archive

• بايد منطق ورزشی را بازيافت
• ترين های جزيره
• ... و حالا در بارسا
• هر نفر 8 سانت
• ستارگان ايتاليا رو به خاموشی
• ركوردشكنی در آفريقا


سهيلا قاسمی: انتقال هافبك انگليسی منچستر يونايتد كه بسيار مورد توجه مردم و مطبوعات است، مسئله ساده ای نيست كه به اين راحتی ها بتوان از كنار آن گذشت. رئال مادريد ديگر آلبوم ستارگانش را تكميل كرده و حالا به شهرتی دست يافته كه هيچ باشگاهی نمی تواند به پايش برسد. فلورنتينو پرز، رئيس باشگاه رئال مادريد در ابتدای انتصاب خود به اين سمت قول داده بود كه باشگاه را كاملا متحول كند، اما هيچ كس تصورش را هم نمی كرد كه اين تحول آن قدر پرسروصدا باشد. فصل آينده حضور زيدان، لوئيز فيگو، رائول و رونالدو در كنار هم همه را به تماشای بازی های مادريد جلب خواهد كرد. اما برخلاف تصور همگان، اين انتقال پرسروصدا، بزرگ ترين انتقال تاريخ فوتبال نبود. بازيكنی كه بيش از همه فوتباليست های جهان دستمزد می گرفت، از ثروتمندترين باشگاه دنيا پا به مشهورترين باشگاه گذاشت. اما رقم اين انتقال در مقايسه با رقم زيدان، فيگو يا رونالدو بسيار ناچيز بود؟ اين فروش حتی در رده ده انتقال برتر دنيا هم جای نگرفت. رئال فقط 25 ميليون پوند برای خريد ديويد بكام پرداخت. در مقايسه با 2/47 ميليون پوندی كه دو سال پيش در ازای خريد زيدان پرداخت شد، اين رقم واقعا حيرت انگيز است. فردريك بولونتی، اقتصاددان مركز حقوق و اقتصاد ورزش در ليموژ فرانسه و نويسنده كتاب «باشگاه های فوتبال» اين مسئله را بسيار حائز اهميت می داند. كاهش هزينه نقل و انتقالات بازيكنان مسئله ای نيست كه به سادگی به فراموشی سپرده شود. بولونتی در مصاحبه با روزنامه ليبراسيون به تشريح استراتژی رئال می پردازد و خطر تجارتی شدن كامل فوتبال را گوشزد می كند. از نظر او دليل اصلی خريد بكام، منطق بازاريابی حاكم بر دنيای معاصر فوتبال است.

پايين بودن قيمت انتقال بكام را چگونه ارزيابی می كنيد؟

دو سه فصلی است كه بازار نقل و انتقالات فوتباليست ها بسيار راكد شده. ما در گذشته با دنيای سوداگری فاصله چندانی نداشته ايم. باشگاه ها اولين وظيفه خود كه سازماندهی خوب نمايشی برای فروش بازيكنان است را به فراموشی سپرده اند. در گذشته سنگينی و فشار هزينه های مربوط به اين انتقالات خيلی بيشتر از فشار ساير فعاليت های باشگاهی به نظر می رسيد. اين اقتصاد كه به شيوه ای بسيار تصنعی رو به پيشرفت بود به يك باره همانند يك نفس فروخورده شد و همه اين تحولات در شرايطی روی داد كه باشگاه های اروپايی با مشكلات مالی دست به گريبان هستند. رئال در مورد خريد مهاجمی مثل زيدان منطقی بسيار حقيقی در پشت پرده داشت. اين منطق تنها به فروش پيراهن های رئال با نام و شماره زيدان محدود نمی شود. رئال از حضور زيدان استفاده كرده و قراردادهای بزرگی در زمينه حق پخش های تلويزيونی، تجهيزات و. . . به امضا رساند. فلورنتينو پرز، رئيس اين باشگاه می خواست از هر قرارداد حدود 20 تا 25 درصد سود بيشتر نصيب خود كند. اين مسئله باعث شد كه علاوه بر سودهای حاصل از توليدات فرعی باشگاه، رئال در همان سال اول رقم تجاری اش را 20 تا 25 درصد افزايش دهد. با توجه به اين رقم می بينيم كه استخدام زيدان يك سرمايه گذاری كاملا منطقی بود. . . پس از انتقال زيدان، مسئله خريد رونالدو پيش آمد. در پشت پرده اين انتقال هم مسائلی مالی هدف اصلی بود و حالا هم كه موضوع بكام پيش آمده نمی توان هدفی غير از اين را متصور بود. بكام بازيكن جالب توجهی است. در واقع «فروشنده» خوبی است و می تواند مشترهای بسياری جذب كند. اما از نظر رئال، سود حاصل از انتقال او بسيار كمتر از زيدان و رونالدو خواهد بود و افزايش درآمد مربوط به فروش بليت ها، هم با توجه به ظرفيت استاديوم چندان چشمگير نخواهد بود. مذاكره در مورد حق پخش های تلويزيونی هم تنها دو سال يك بار ميسر است. پس می بينيم كه سود مالی بكام بسيار محدود است. يك ضرب المثل رايج در بازار بورس می گويد: «درخت ها تا آسمان بالا نمی روند. »

از نظر اقتصادی بكام چه نفعی برای رئال خواهد داشت؟

در اصل بازگشايی بازارهای آسيا بكام در آسيا بسيار محبوب است و شرط اصلی موفقيت در اين منطقه محسوب می شود. امروزه همه باشگاه های بزرگ اروپايی در برنامه هايشان گرايش به آسيا را هم مدنظر دارند. به عنوان مثال حق پخش های تلويزيونی برای پخش اين بازی ها در اين مناطق در نظر گرفته شده است. بكام بيشتر به بازاريابی و فروش كمك خواهد كرد چون زيدان و رونالدو قبلا به پست های درآمدزا و مهم ديگری منصوب شده اند. . . و ما ديگر در دوره ای كه افزايش مطلق بودجه وجود داشت زندگی نمی كنيم. در آغاز سال های دهه 90 وضع به همين منوال بود. هم اكنون بحران مالی بسيار جدی ای در انتظار فوتبال اسپانيا است. عايدی ليگ قهرمانان هم ممكن است به شدت كاهش يابد. اما استراتژی رئال و سرمايه گذاری در زمينه بازاريابی و فروش می تواند بسيار درآمدزا باشد. هر چند هنوز در مورد منطق ورزشی رئال مادريد ترديد داريم و در واقع هدف اصلی شان برای ما مشخص نيست. به هر حال حقيقت اين است كه فوتبال فقط گل زدن نيست و دفاع هم بسيار حائز اهميت است.

آيا در منطق باشگاه رئال، ارزش بازاريابی يك بازيكن به اندازه بازی خوب او حائز اهميت است؟

بله، اما بايد بسيار دقت داشت. چون ممكن است اين كار پشيمانی به بار آورد. فوتبال يعنی تجارت. فوتبال مشابه يك صنعت وابسته به نيروی كار است. نكته اصلی اين است كه بايد به ستارگانی متكی بود كه نه فقط پيروزی در مسابقات را به ارمغان می آورند، بلكه امكان سودآوری مالی را نيز فراهم می كنند. همه به اين مسئله واقفند، اما دليلی ندارد كه آن را به زبان بياورند. فوتبال به مشروعيت ورزشی هم نيازمند است. نبايد اين مسئله را خيلی پررنگ جلوه دهيم كه فوتبال در اصل تجاری است. يك تحليلگر معتقد است: «تماشاچيان همانند مشتری هستند، اما هرگز آنها را به اين نام صدا نكنيد. »

چه خطراتی ممكن است به وجود آيد؟

رئال، زيدان و رونالدو نام های ورزشی ای هستند كه تاثير بسيار زيادی دارند و اگر يكی دو سال پيشرفت تيم رئال چندان قابل توجه نباشد، می توانند از اعتبار و وجهه آن دفاع كنند. ما در معرض رويارويی منطق ورزشی و منطق اقتصادی قرار داريم. تا زمانی كه هر دوی اين موارد حل شوند، مشكلی به وجود نخواهد آمد. فكر می كنم می توان بين اين دو مقوله توازن برقرار كرد. ورزش سپری كردن تعطيلات در ديزنی لند نيست و فقط نمی توان آن را يك تفريح صرف دانست. مشروعيت رقابت ها بسيار حائز اهميت است. برخلاف آمريكا ما به قوانين و مجازات های ورزشی بسيار وابسته ايم (سقوط، صعود، راهيابی به جام های اروپايی و. . . ).

آيا فوتبال يك فعاليت اقتصادی همانند ساير فعاليت ها است؟

نه، ورزش با خود عدم اطمينان به همراه دارد و برای بيشتر باشگاه ها نتايج مالی نامطمئن قابل قبول نيستند. ورزش به طور عام و فوتبال به طور خاص، يك بخش اقتصادی جذاب هستند كه ما در حال بررسی ويژگی های خاص آن هستيم و كم كم متوجه می شويم كه قوانين طبيعی بازاری هر چند بی اندازه و متعدد هستند، در اين مورد چندان كارآمد نيستند.

تحول فوتبال اروپا را چگونه پيش بينی می كنيد؟

حقيقتا يك مدل اقتصادی وجود دارد. بايد به انسجام بيشتری به ويژه در متمركز كردن حق پخش های تلويزيونی دست يافت. در ايتاليا و اسپانيا اين مدل با جريان آب پيش می رود و اين حق پخش ها خصوصی می شوند. بايد از باشگاه هايی كه به دنبال بقای اين سيستم هستند حمايت شود.. . ناچارا بايد اين ريسك ورزشی را پذيرفت و ستارگان را در تيم جمع كرد، تا هيچ رقيبی نتواند به سطح تيم مورد نظر برسد. ورزش تنها بخش فعالی است كه در آن موسسات به طور هم زمان رقيب و شريك هم هستند. حتی اگر فوتبال همچنان ورزش شماره يك باقی بماند، اما تا زمانی كه با اين موسسات ادغام نشويم خطر انفجار سيستم وجود دارد.

احتمال انفجار حقيقی است؟

بله، كاهش درآمدها با پايين آمدن حق پخش های تلويزيونی آغاز می شود. در صورتی كه به منطق كاملا اقتصادی بپردازيم و از منطق ورزشی دور شويم، درست در خلاف جهت آنچه كه در نظر داريم حركت خواهيم كرد. اگر رقابت ها بدون جذابيت برگزار شوند، درآمد بسيار كمتری نصيبمان می شود و مثل اين است كه مرغ تخم طلا را سر ببريم. خطر اصلی در همين جا است. . .

ليبراسيون


ترجمه علی فولادی: ليگ برتر امسال شادابی گذشته را داشت، اما ثابت كرد بدل به ليگی كاملا دوقطبی شده. اكنون ديگر قهرمانی به منچستر می رسد يا آرسنال، ديگران حكم تزئينات را دارند. حتی نيوكاسل با طراوت با آن مربی استثنايی و ليورپولی های پرستاره هرگز نتوانستند در قلمرو اين دو وارد شوند و نقاط تاريك صدر جدول را بيشتر كنند. گاهی نيوكاسلی ها وارد كورس اصلی می شدند، اما زير فشار خردكننده كه بنا به سنت بر صدرنشينان وارد می شود نتوانستند دوام بياورند. ليورپول نيز تا ميانه جدول نزول يافت. اما با اتكا بر تجربه بيشتر خود دوباره به جمع بالانشينان بازگشت. البته در هفته پايانی مغلوب چلسی شد و جواز راهيابی به جام قهرمانان سال بعد را از كف رفته ديد. در اين ميان چلسی مستحق تر از آنها به نظر می رسيد و به آنچه سزاوارش بود نيز دست يافت. اما در قعر جدول اوضاع به گونه ای ديگر می نمود. وست برومويچ و ساندرلند چنان نااميدانه بازی ها را انجام دادند كه مدت ها پيش از اتمام ليگ اصلی ترين نامزدهای سقوط نام گرفتند. اما وستهام ديگر سقوط كننده ليگ چندان ميانه ای با چنين ناكامی نداشت ولی عاقبت سرنوشت آنها را مغلوب كرد و اين تيم را به دسته پايين تر كشيد. رقابت نزديك وستهامی ها با ديگر نامزدهای سقوط چون بولتون، ليدز و ويلا يكی از نفس گيرترين كنش و واكنش های ليگ محسوب شد و در حقيقت هيجانی كمتر از جنگ قهرمانی نداشت. در اروپا نيز منچستر يگانه نماينده شايسته بريتانيا بود كه سرانجام در سد رئال متوقف شد.

بهترين خريد

كريستف دوگاری و متئو آپسون عصای دست استيو بروس در بيرمنگام بودند و نقش زيادی در ماندگاری آبی ها در دسته برتر داشتند. اما در اين ميان جی جی اوكوچا چيز ديگری بود. شايد هيجان انگيزترين و خلاق ترين بازيكن جديد ليگ كه كاملا به كار سام آلارديس، سرمربی بولتون آمد، گاهی اوقات با توپ چنان می كرد كه نفس در سينه حبس می گرديد. البته هنرش تنها محدود به حركات نمايشی نمی شد. آنچه بر سر توپ می آورد كاملا در موازات حركت تيمی و منفعت جمعی بود. در جام جهانی اخير بازی او را در جامه تيم ملی نيجريه برابر انگلستان تماشا كردم، مبهوتش شدم. وقتی متوجه شدم باشگاه های بزرگ تری به سراغش نيامدند، حيرت كردم.

بدترين خريد

می خواستم برای انتخاب اين گزينه سكه بيندازم. برونوشيرو از ليورپول و يا پاسكال سيگان از آرسنال. اما خب روی اولی انگشت می گذارم. چرا؟ دليلش روشن است؛ قيمت گزاف او. هزينه ای كه در ابتدا به نظر می رسيد با توجه به معرفی او به عنوان «زيدان جديد» طبيعی باشد. می گفتند بازيكنی خلاق و دقيقا حلقه گمشده ليورپول. اما برخلاف تصور اوليه، به ندرت بازی كرد و كمترين بازدهی ممكن را برای قرمزها داشت.

بدترين اشتباه

آن اشتباه كودكانه پيتر انكلمن درون چارچوب آستون ويلا در مسابقه دربی برابر بيرمنگام. وای خدای من! چه اشتباهی. بدترين زمان ممكن برای چنين اشتباهی بود. اين دو دشمن سنتی پس از سال ها چشم در چشم يكديگر آن هم در ليگ برتر بازی می كردند و طبيعتا امكان فراموش كردن چنين اشتباهی وجود ندارد. حتی بسياری از طرفداران بيرمنگام به طعنه او را بازيكن ماه انتخاب كردند و ديگران پا را فراتر نهادند و او را بازيكن فصل برگزيدند!

بيشترين نااميدی

از دو چيز خيلی نااميد شدم، يكی آن نمايش دلسردكننده «من يو» در جام قهرمانان در سانتياگو برنابئو در نيمه اول و ديگری نمايش های بسيار نگران كننده وستهام در نيم فصل اول. اما بيش از هر چيز ديگری حذف ناباورانه آرسنال از جام قهرمانان مرا مأيوس كرد. هنگام بازی استادانه آنری در ورزشگاه المپيك رم متوجه ذهنيت و قدرت بالقوه آنها شدم، گمان كردم تا مراحل انتهايی پيش خواهند رفت. اما چنين نشد و آنها به راحتی از دور خارج شدند.

مضحك ترين جمله

«اگر به جای يونايتد در مادريد به ميدان می رفتيم، می توانستيم پيروز شويم. حاضرم سر اين موضوع شرط ببندم. » آرسن ونگر پيش از ديدار منچستر با رئال.

بهترين پديده

ويان رونی، بدون ترديد. به ياد آوريد وقتی بازيكن جوانی وارد رقابت ها می شد، همگان هشدار می دادند بايد منتظر ماند و يكی دو سال فرصت داد تا آن جوان به خود آيد ولی او بی اعتنا به چنين فرضيه ای تا بالاترين سطح فوتبال بريتانيا پيش آمد و حتی لباس تيم ملی را هم پوشيد. روح جنگندگی دارد. از نظر بدنی قدرتمند است و می تواند به آسانی بازيكن روبه رويش را به گوشه ای كشانده و از او عبور كند. اگر مصدوميت ها گريبانگيرش نشوند، می تواند تا سقف اروپا بالا رود. تمام ويژگی های رونالدو در او ديده می شود.

دل انگيزترين لحظه

در دقايق واپسين ديدار «پلی آف» ولور همپتون و شفيلد يونايتد، سر جك هايوارد انگشت شستش را به نشانه پيروزی بالا می گيرد و به طرفداران تيمش، ولور، نشان می دهد. می دانست تيمش پس از سال ها به ليگ برتر راه يافته و آرزو در آستانه تحقق است.

بهترين مربی

با تقدير از گوردون استراكان كه ساوتهمپتون را پس از چند فصل نااميدكننده به مقام هشتم ليگ برتر رساند و نيز تا يك قدمی فتح جام حذفی پيش رفت و فقط در گام آخر در بازی نهايی قافيه را به آرسنال واگذار كرد، سرآلكس فرگوسن در اولويت است. به ياد آوريد چگونه توسن تيمش را كشيد و گوی سبقت را از آرسنال، مدافع قهرمانی، ربود! بازيكنانش شرايط مطلوب خود را تا انتها تا بوسه بر جام قهرمانی حفظ كردند. چنين شاهكاری فقط از عهده فرگی برمی آمد. آرسنال و طرفدارانش با تمام وجود او را احساس كردند.

بهترين بازيكن

پل اسكولز و رود ون نيستلروی اركان پيروزی های «من يونايتد» محسوب می شدند، ولی به تيری آنری رأی می دهم. چرا كه برخلاف نيستلروی از سوی مردان ميانی حمايت نمی شد و ديگران تمام تلاش خود را برای فراهم كردن فرصت های گل برای او خرج نمی كردند. آرسنال به لطف هنر و تكنيك تيری، زيباترين و تهاجمی ترين بازی ها را به نمايش گذاشت. بله گل های فراوانی به ثمر رساند، ولی بيش از آن فضاسازی كرد و پاس گل داد.

بهترين بازی

تساوی دو بر دو وستهام مقابل آستون ويلا در ماه آوريل. مسابقه ای تهاجمی بدون لحظه ای وقفه. لبالب از حادثه و درگيری. اما گزينه اول ديدار منچستر ـ رئال در اولدترافورد است. مصاف خلاق ترين و تكنيكی ترين بازيكنان حال حاضر دنيا. بازی پاندول گونه كه با نيمكت نشينی ديويد بكام و سپس گل زيبايش در بدو ورود به زمين تبديل به درامی كامل شد.

بهترين گل

نمونه های دم دست فراوانند. مانند فرار مرگبار نيستلروی در بازی با فولهام و آن شوت مهلك آلن شيرر برابر اورتون. ولی گل تيری آنری در دربی آرسنال و تاتنهام كه دوسوم زمين را ديويد و بازيكنان را يكی پس از ديگری كنار زد لحظه غريبی بود.

بدترين ناكامی مقابل دروازه

رايان گيگز در بازی با آرسنال در جام حذفی. از همه عبور كرد و در دهانه دروازه خالی، توپ را با پای راست از بالای ديرك به خارج فرستاد. آن مسابقه يك بر صفر به سود آرسنال شد و منچستر از جام خداحافظی كرد.

منبع: گاردين


فرانك ريكارد اولين تغيير بزرگ در بارسلونا پس از روی كار آمدن خوان لاپورتا به شمار می آيد. اين مربی چهل ساله جای رادومير آنتيچ را كه از نيمه های فصل قبل به بارسای بحران زده آمد خواهد گرفت. ريكارد مثل دوران بازيگری اش پله پله در حال پيشرفت در مربيگری است. او را يكی از بزرگ ترين بازيكنان تاريخ هلند می دانند. ريكارد بخشی از دوران طلايی آژاكس و ميلان در دهه 1980 بود. هلندی ها جام ملت های اروپای 1988 را فراموش نمی كنند. آنها به لطف درخشش او و يارانش فاتح مسابقات شدند. مهارت بالا، قدرت بدنی خوب و سرعت قابل توجه ريكارد باعث شد كه خيلی زود چشمان آژاكس متوجه او شود. اواخر دهه 70 تيم آماتوری DWS سه فصل شاهد حضور درخشان ريكارد جوان در تركيب اصلی خود بود ولی حالا زمان آن رسيده بود فرانك تجربه جديدی كسب كند و اين تجربه در مدرسه فوتبال اروپا يعنی آژاكس به دست آمد. او توانست در سن 17 سالگی در سال 1980 به تيم اول آژاكس راه پيدا كند.

مانند تمام ستاره های ديگر او خيلی زود توانست اولين گلش را برای مردان شهر آمستردام به ثمر برساند و خود را به دنيای ستارگان معرفی كند. مسئولان DWS خيلی خوشحالند كه دو ستاره مانند ريكارد و گوليت را به فوتبال هلند معرفی كردند. درخشش ريكارد در آژاكس باعث شد تا بار ديگر با گوليت همبازی شود اين بار در تيم ملی هلند و مقابل سوئيس، ستارگان سابق DWS اولين گل ملی شان را به ثمر رساندند. بزرگ ترين اشتباه را در اين بازی گزارشگر سوئيسی بازلا انجام داد، زمانی كه بين دو نيمه گوليت تعويض شد و ريكارد به ميدان رفت، همچنان نام گوليت را به جای ريكارد اعلام می كرد! او بعد از اينكه جايی برای خود در تركيب اصلی تيم ملی هلند دست و پا كرد موفق شد سه بار با آژاكس قهرمان هلند شود. سه بار هم جام حذفی را به آمستردام برد و در سال 1987 جام برندگان اروپا را فتح كرد.

او عالی كار می كرد ولی يك شبهه در مورد او وجود داشت. اينكه آيا ريكارد جوان توانايی ماندن در دنيای خشن فوتبال را دارد؟ جواب اين سوال مثبت بود. او با قراردادی كه سال 1986 با آيندهوون بست كمی زندگی را به خود سخت كرد! همين باعث شد چند ماه بيشتر دوام نياورد و به آژاكس بازگردد. سابقه خوش گذشته او را با قراردادی جديد و بهتر به پايتخت برد. البته دوران حضور ريكارد در آژاكس هم رو به پايان بود. اختلاف با يوهان كرايف، مدير فنی باشگاه او را وادار به ترك مدرسه فوتبال اروپا در سال 1987 كرد. يوهان كرايف همين ريكارد را در تيم قرن خود انتخاب كرده بود در حالی كه اختلاف شديدی سر مسائل تاكتيكی با ستاره جوانش داشت. ريكارد به پرتغال و اسپورتينگ رفت. ولی آنجا هم دوام زيادی نياورد مقصد بعدی او اسپانيا و رئال ساراگوسا بود.

اما شايد بهترين خاطرات ريكارد مسابقات 1988 اروپايی باشد. سالی كه هلند به لطف ستارگانش به اولين افتخار اروپايی خود در آلمان رسيد. آن سال سه بازيكن اول اروپا سه هلندی بودند: فان باستن، گوليت و ريكارد. همين نمايش باعث شد ايتاليايی ها ستارگان كشور لاله ها را شكار كنند. ريكارد هم از اين قاعده مستثنی نبود و به ميلان رفت وبه فان باستن و گوليت پيوست. ميلان را با اين ستاره ها و پائولو مالدينی و بارسی در نظر بگيريد ريكارد دوبار با ميلان قهرمان سری A، دوبار قهرمان اروپا و قهرمان جام بين قاره ای شد. كارنامه پنج سال حضور او در ميلان درخشان بود. ريكارد سال 1993 به آژاكس بازگشت. او با تصور اينكه دوران پرشكوه قهرمانی را در آژاكس ادامه خواهد داد به اين تيم بازگشت و اميد داشت تا در اوج از فوتبال كناره گيری كند. برحسب اتفاق ايده او درست از آب درآمد. آژاكس در سال 1995 به فينال جام باشگاه های اروپا رسيد. تيم مقابل ميلان بود، همان تيمی كه ريكارد روزهای خوشی را با آن گذرانده بود. نتيجه اين بازی با يك گل رقم خورد. گلی كه كلايورت برای آژاكس زد و جالب است كه پاس گل عالی ريكارد سهم زيادی در به ثمر رساندن اين گل داشت.

ريكارد برای تيم ملی هلند نيز بازی های قابل توجهی كرد. 73 بازی ملی برای اين بازيكن 10 گل به همراه داشت. اما يك اتفاق باعث شد كه اعتبار جهانی او زير سوال برود. در بازی هلند و آلمان در جام 90 حركت نادرست ريكارد منجر به درگيری لفظی او و رودی فولر شد و پس از اخراج هر دو بازيكن مشخص شد كه ريكارد آب دهانش را به سوی فولر پرت كرده است. جام جهانی 1994 آخرين بازی های ملی ريكارد را رقم زد. هلند در آن سال توسط برزيل حذف شد. ريكارد در جام 98 هم حضور داشت البته نه به عنوان بازيكن بلكه به عنوان دستيار گاس هيدينك مربی هلند. سال های بعد ريكارد به عنوان مربی تيم ملی هند نيز برگزيده شد. او تا بازی دربرابر ايتاليا در جام ملت های اروپای 2000 نيز مربی هلند ماند و پس از باخت هلند از اين پست كناره گرفت.


هر نفر 8 سانت

معاون ورزش بانوان اداره كل تربيت بدنی قم گفت: سرانه فضاهای ورزشی برای بانوان اين استان فقط هشت سانتی متر مربع است. سيده ليلا عنبری روز سه شنبه در گفت وگو با ايرنا افزود: اين در صورتی است كه اين رقم در استان های ديگر بالاتر از 5/2سانتی متر است. وی اضافه كرد: در حال حاضر جمعيت زنان قم 500 هزار نفر است كه به صورت رسمی حدود 12 هزار نفر در رشته های مختلف به فعاليت های ورزشی می پردازند. وی كمبود فضاهای ورزشی و اعتبارات را مهم ترين مشكل ورزش بانوان دانست و گفت: با فرا رسيدن فصل تابستان امسال استقبال خوبی از بانوان به ويژه جوانان برای شركت در برنامه های ورزشی مشاهده می شود كه به دليل كمبود امكانات ارائه خدمات به همه آنان امكان پذير نيست.

ستارگان ايتاليا رو به خاموشی

مشكلات مالی در فوتبال اروپا به ويژه ايتاليا و دستمزدهای كلان بازيكنان، ارزش ستارگان فوتبال اين كشور را در سال 2003 نسبت به سه سال گذشته تا 70 درصد كاهش داده است. در حالی كه رقابت های فوتبال در اروپا تقريبا پايان يافته و بسياری از باشگاه ها قصد واگذار كردن بازيكنان خود را دارند ولی هيچ فعاليت عمده ای برای جذب آنان صورت نمی گيرد زيرا ديگر تيمی در سطح اروپا مانند گذشته توان پرداخت ارقام كلان را ندارد. علاوه بر اين، جابه جايی يا تعويض بازيكنان نيز كمتر صورت می گيرد زيرا باشگاه ها تمايلی به قبول تعهد ديگر تيم ها مبنی بر پرداخت دستمزدهای كلان ندارند. براساس گزارش های انتشار يافته در بازار بازيكنان فوتبال اروپا، باشگاه اينتر ميلان ايتاليا در سال گذشته با پرداخت 35 ميليون يورو به لاتزيو، هرنان كرسپو مهاجم آرژانتينی اين تيم را جذب كرد ولی اكنون ارزش وی حدود 15 ميليون يورو تخمين زده شده است.

ماركو دی وايو مهاجم پارما، فصل گذشته در قبال پرداخت 25 ميليون يورو به يوونتوس منتقل شد ولی اكنون ارزش وی حدود 10 ميليون يورو برآورد می شود. همچنين تيم آ. ث. ميلان، دو فصل قبل با پرداخت 40 ميليون يورو مانوئل روی كاستا بازيكن خط ميانی تيم فيورنتينا را جذب كرد ولی گفته می شود ارزش وی در بازار فعلی تنها 15 ميليون يورو است. ارزش كنونی ياپ استام مدافع هلندی كه دو سال قبل در قبال 28 ميليون يورو از منچستر يونايتد انگليس به لاتزيو منتقل شد، فقط 10 ميليون يورو برآورد می شود. برای آلوارو ركوبا مهاجم اينتر نيز كه سه سال قبل تا 35 ميليون يورو ارزش داشت، 15 ميليون يورو در نظر گرفته شده است. همچنين حقوق كلان بازيكنان سبب شده باشگاه ها برای گريز از اين تعهد مالی، ستارگان خود را به فروش بگذارند. گزارشی به تازگی در محافل ورزشی فوتبال ايتاليا منتشر شده كه بحران اقتصادی باشگاه های فوتبال اين كشور كه بخشی از آن ناشی از تعهد مالی كلان به ستارگان فوتبال است، سبب شده 240 بازيكن حاضر در 18 تيم دسته اولی در فهرست فروش قرار گيرند.

گفته می شود ريوالدو ستاره تيم ملی فوتبال برزيل كه سال گذشته بدون هيچ پرداختی به باشگاه بارسلونای اسپانيا، پيراهن ميلان را بر تن كرد اكنون در فهرست فروش قرار گرفته زيرا برای اين باشگاه پرداخت سالانه پنج ميليون يورو حقوق خالص به وی سخت است. اما با وجود اين سقوط قيمت ها و فهرست طولانی فروش، هنوز خريداری جدی از داخل ايتاليا آمادگی خود را اعلام نكرده و نمی توان به باشگاه های اروپايی نيز اميد داشت زيرا بسياری از آنها توان تقبل تعهدات مالی سنگين را ندارند. به اعتقاد كارشناسان اين ورزش، چنان چه تحولی در بازار فوتبال اروپا به ويژه ايتاليا رخ ندهد و باشگاه ها نيز مجبور باشند همچنان براساس قراردادها هزينه و حقوق كلان بازيكنانی را كه برخی از آنان مازاد هستند بپردازند، بحران توپ گرد و زمين سبز در اروپا افزايش خواهد يافت.

ركوردشكنی در آفريقا

برای اولين بار 51 كشور از قاره آفريقا در مسابقات مقدماتی فوتبال جام جهانی 2006 شركت می كنند و اين مسابقات از اكتبر سال جاری ميلادی آغاز می شود. به گزارش خبرگزاری رويتر از ژوهانسبورگ، كنفدراسيون فوتبال آفريقا روز سه شنبه ضمن بيان اين خبر اعلام كرد كه قرعه كشی اين مسابقات جمعه اين هفته در پاريس انجام می شود. تنها كشور جيبوتی در اين مسابقات شركت ندارد. در دوره قبلی جام جهانی 50 كشور آفريقايی وارد مرحله مقدماتی مسابقات شده بودند. تعداد كشورهای آفريقايی حاضر در مسابقات مقدماتی جام جهانی دو برابر تعداد كشورها برای مسابقات جام ملت های آفريقا در سال 2006 است. 5 كشور آفريقای جنوبی، سنگال، كامرون، نيجريه و تونس كه در دوره اخير جام جهانی شركت داشتند در مرحله اول قرعه كشی مسابقات مقدماتی حضور نخواهند داشت. همچنين 4 تيم آفريقايی كه بالاترين رتبه ها رادر ميان كشورهای آفريقايی در جدول رده بندی فيفا احراز كنند، نيز در دور اول مسابقات مقدماتی غايب خواهند بود. بنابراين 9 تيم در دور اول حاضر نخواهند بود. دور دوم مسابقات مقدماتی قاره آفريقا با حضور 21 برنده دور اول با 9 تيم معاف دور اول بر پا می شود. اين 30 تيم به 5 گروه تقسيم می شوند. برنده هر يك از اين گروه های پنج گانه راهی جام جهانی می شود.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو