|

ترجمه علی فولادی: ليگ برتر امسال شادابی گذشته را داشت، اما ثابت كرد بدل به ليگی كاملا دوقطبی شده. اكنون ديگر قهرمانی به منچستر می رسد يا آرسنال، ديگران حكم تزئينات را دارند. حتی نيوكاسل با طراوت با آن مربی استثنايی و ليورپولی های پرستاره هرگز نتوانستند در قلمرو اين دو وارد شوند و نقاط تاريك صدر جدول را بيشتر كنند. گاهی نيوكاسلی ها وارد كورس اصلی می شدند، اما زير فشار خردكننده كه بنا به سنت بر صدرنشينان وارد می شود نتوانستند دوام بياورند. ليورپول نيز تا ميانه جدول نزول يافت. اما با اتكا بر تجربه بيشتر خود دوباره به جمع بالانشينان بازگشت. البته در هفته پايانی مغلوب چلسی شد و جواز راهيابی به جام قهرمانان سال بعد را از كف رفته ديد. در اين ميان چلسی مستحق تر از آنها به نظر می رسيد و به آنچه سزاوارش بود نيز دست يافت. اما در قعر جدول اوضاع به گونه ای ديگر می نمود. وست برومويچ و ساندرلند چنان نااميدانه بازی ها را انجام دادند كه مدت ها پيش از اتمام ليگ اصلی ترين نامزدهای سقوط نام گرفتند. اما وستهام ديگر سقوط كننده ليگ چندان ميانه ای با چنين ناكامی نداشت ولی عاقبت سرنوشت آنها را مغلوب كرد و اين تيم را به دسته پايين تر كشيد. رقابت نزديك وستهامی ها با ديگر نامزدهای سقوط چون بولتون، ليدز و ويلا يكی از نفس گيرترين كنش و واكنش های ليگ محسوب شد و در حقيقت هيجانی كمتر از جنگ قهرمانی نداشت. در اروپا نيز منچستر يگانه نماينده شايسته بريتانيا بود كه سرانجام در سد رئال متوقف شد.
بهترين خريد
كريستف دوگاری و متئو آپسون عصای دست استيو بروس در بيرمنگام بودند و نقش زيادی در ماندگاری آبی ها در دسته برتر داشتند. اما در اين ميان جی جی اوكوچا چيز ديگری بود. شايد هيجان انگيزترين و خلاق ترين بازيكن جديد ليگ كه كاملا به كار سام آلارديس، سرمربی بولتون آمد، گاهی اوقات با توپ چنان می كرد كه نفس در سينه حبس می گرديد. البته هنرش تنها محدود به حركات نمايشی نمی شد. آنچه بر سر توپ می آورد كاملا در موازات حركت تيمی و منفعت جمعی بود. در جام جهانی اخير بازی او را در جامه تيم ملی نيجريه برابر انگلستان تماشا كردم، مبهوتش شدم. وقتی متوجه شدم باشگاه های بزرگ تری به سراغش نيامدند، حيرت كردم.
بدترين خريد
می خواستم برای انتخاب اين گزينه سكه بيندازم. برونوشيرو از ليورپول و يا پاسكال سيگان از آرسنال. اما خب روی اولی انگشت می گذارم. چرا؟ دليلش روشن است؛ قيمت گزاف او. هزينه ای كه در ابتدا به نظر می رسيد با توجه به معرفی او به عنوان «زيدان جديد» طبيعی باشد. می گفتند بازيكنی خلاق و دقيقا حلقه گمشده ليورپول. اما برخلاف تصور اوليه، به ندرت بازی كرد و كمترين بازدهی ممكن را برای قرمزها داشت.
بدترين اشتباه
آن اشتباه كودكانه پيتر انكلمن درون چارچوب آستون ويلا در مسابقه دربی برابر بيرمنگام. وای خدای من! چه اشتباهی. بدترين زمان ممكن برای چنين اشتباهی بود. اين دو دشمن سنتی پس از سال ها چشم در چشم يكديگر آن هم در ليگ برتر بازی می كردند و طبيعتا امكان فراموش كردن چنين اشتباهی وجود ندارد. حتی بسياری از طرفداران بيرمنگام به طعنه او را بازيكن ماه انتخاب كردند و ديگران پا را فراتر نهادند و او را بازيكن فصل برگزيدند!
بيشترين نااميدی
از دو چيز خيلی نااميد شدم، يكی آن نمايش دلسردكننده «من يو» در جام قهرمانان در سانتياگو برنابئو در نيمه اول و ديگری نمايش های بسيار نگران كننده وستهام در نيم فصل اول. اما بيش از هر چيز ديگری حذف ناباورانه آرسنال از جام قهرمانان مرا مأيوس كرد. هنگام بازی استادانه آنری در ورزشگاه المپيك رم متوجه ذهنيت و قدرت بالقوه آنها شدم، گمان كردم تا مراحل انتهايی پيش خواهند رفت. اما چنين نشد و آنها به راحتی از دور خارج شدند.
مضحك ترين جمله
«اگر به جای يونايتد در مادريد به ميدان می رفتيم، می توانستيم پيروز شويم. حاضرم سر اين موضوع شرط ببندم. » آرسن ونگر پيش از ديدار منچستر با رئال.
بهترين پديده
ويان رونی، بدون ترديد. به ياد آوريد وقتی بازيكن جوانی وارد رقابت ها می شد، همگان هشدار می دادند بايد منتظر ماند و يكی دو سال فرصت داد تا آن جوان به خود آيد ولی او بی اعتنا به چنين فرضيه ای تا بالاترين سطح فوتبال بريتانيا پيش آمد و حتی لباس تيم ملی را هم پوشيد. روح جنگندگی دارد. از نظر بدنی قدرتمند است و می تواند به آسانی بازيكن روبه رويش را به گوشه ای كشانده و از او عبور كند. اگر مصدوميت ها گريبانگيرش نشوند، می تواند تا سقف اروپا بالا رود. تمام ويژگی های رونالدو در او ديده می شود.
دل انگيزترين لحظه
در دقايق واپسين ديدار «پلی آف» ولور همپتون و شفيلد يونايتد، سر جك هايوارد انگشت شستش را به نشانه پيروزی بالا می گيرد و به طرفداران تيمش، ولور، نشان می دهد. می دانست تيمش پس از سال ها به ليگ برتر راه يافته و آرزو در آستانه تحقق است.
بهترين مربی
با تقدير از گوردون استراكان كه ساوتهمپتون را پس از چند فصل نااميدكننده به مقام هشتم ليگ برتر رساند و نيز تا يك قدمی فتح جام حذفی پيش رفت و فقط در گام آخر در بازی نهايی قافيه را به آرسنال واگذار كرد، سرآلكس فرگوسن در اولويت است. به ياد آوريد چگونه توسن تيمش را كشيد و گوی سبقت را از آرسنال، مدافع قهرمانی، ربود! بازيكنانش شرايط مطلوب خود را تا انتها تا بوسه بر جام قهرمانی حفظ كردند. چنين شاهكاری فقط از عهده فرگی برمی آمد. آرسنال و طرفدارانش با تمام وجود او را احساس كردند.
بهترين بازيكن
پل اسكولز و رود ون نيستلروی اركان پيروزی های «من يونايتد» محسوب می شدند، ولی به تيری آنری رأی می دهم. چرا كه برخلاف نيستلروی از سوی مردان ميانی حمايت نمی شد و ديگران تمام تلاش خود را برای فراهم كردن فرصت های گل برای او خرج نمی كردند. آرسنال به لطف هنر و تكنيك تيری، زيباترين و تهاجمی ترين بازی ها را به نمايش گذاشت. بله گل های فراوانی به ثمر رساند، ولی بيش از آن فضاسازی كرد و پاس گل داد.
بهترين بازی
تساوی دو بر دو وستهام مقابل آستون ويلا در ماه آوريل. مسابقه ای تهاجمی بدون لحظه ای وقفه. لبالب از حادثه و درگيری. اما گزينه اول ديدار منچستر ـ رئال در اولدترافورد است. مصاف خلاق ترين و تكنيكی ترين بازيكنان حال حاضر دنيا. بازی پاندول گونه كه با نيمكت نشينی ديويد بكام و سپس گل زيبايش در بدو ورود به زمين تبديل به درامی كامل شد.
بهترين گل
نمونه های دم دست فراوانند. مانند فرار مرگبار نيستلروی در بازی با فولهام و آن شوت مهلك آلن شيرر برابر اورتون. ولی گل تيری آنری در دربی آرسنال و تاتنهام كه دوسوم زمين را ديويد و بازيكنان را يكی پس از ديگری كنار زد لحظه غريبی بود.
بدترين ناكامی مقابل دروازه
رايان گيگز در بازی با آرسنال در جام حذفی. از همه عبور كرد و در دهانه دروازه خالی، توپ را با پای راست از بالای ديرك به خارج فرستاد. آن مسابقه يك بر صفر به سود آرسنال شد و منچستر از جام خداحافظی كرد.
منبع: گاردين |