Persian Archive

سيدجواد طباطبايی، متفكر و روشنفكر ايرانی مقيم پاريس، در ايام نمايشگاه بين المللی كتاب به ايران آمده بود. طباطبايی از معدود متفكرانی است كه نه تنها در كشور ما كه در برخی محافل فكری كشورهای اروپايی هم به عنوان نماينده روشنفكری ايرانی شناخته شده است. او از نيمه اول دهه 70 جلای وطن كرده است و به تدريس و تحقيق در دانشگاه سوربون پاريس مشغول است. اهميت طباطبايی به حدی است كه هر گاه كتابی از او منتشر می شود، فضای فكری جامعه ايرانی سرشار از جنب وجوش می شود و عكس العمل های گوناگونی در ارتباط با انديشه های او پديد می آيد.

بسيار ساده ايد اگر خيال می كنيد وقتی قرار مصاحبه با جواد طباطبايی را در نمايشگاه كتاب با او گذاشته ايد كار تمام شده است. زمين و زمان بايد به ياری تان بيايد تا بتوانيد به شماره تلفنی دسترسی پيدا كنيد كه يك سرش به طباطبايی وصل باشد. مگر اينكه دست به دامان عناصر فعال حوزه روابط فرهنگی شويد. نزديك بود قرار مصاحبه روی دستمان باد كند كه محمدجواد مظفر، ناشر كوير، به دادمان رسيد و از طريق يك تلفن عجيب و غريب طباطبايی را پيدا كرد. حتی ساعت و محل ملاقات هم از طريق مظفر به ما ابلاغ شد: ساعت شش بعدازظهر، دفتر انتشارات نگاه معاصر. وقتی رسيديم، دو سه ساعتی بود كه از گفت وگوی عليرضا رجايی و طباطبايی می گذشت. به اكبر قنبری، مدير نگاه معاصر، گفتيم با اين اوضاع چيزی از طباطبايی برای ما نمی ماند. خنديد و گفت: بی خود ناراحت نشويد. شما مواظب باشيد خودتان كم نياوريد. راست می گفت. طباطبايی نه كم حوصله بود و نه عبوس. درست است كه در فرانسه زندگی كرده ولی بيشتر به يك جنتلمن شيك پوش انگليسی شبيه است البته با چاشنی خوش مشربی فرانسوی ها. از تمام وقايع اتفاقيه امروز ايران خبر داشت و تك تك تحولات سياسی و اجتماعی را دنبال كرده بود. سه ساعت با او گفت وگو كرديم و آنچه می خوانيد حاصل پرچانگی ما و صبر طباطبايی است...


بعيد است خاطره استيضاح عبدالله نوری و عطاءالله مهاجرانی وزيران كشور و فرهنگ اولين دولت خاتمی به اين زودی از اذهان پاك شود. استيضاح اين دو وزير در مجلس پنجم، از موارد نادری بود كه مذاكرات آن توسط اكثريت مردم از طريق رسانه های جمعی پيگيری شد. اگرچه انگيزه های سياسی اكثريت جناح مخالف اصلاح طلبان در مجلس پنجم، سامان دهنده اصل اين دو استيضاح بودند ولی حساسيت اين دو طرح، نشاندهنده اهميت واقعی اهرم نظارتی استيضاح مجلس بود. مجلس پنجم كه در مرداد ماه سال 76 ناچار شده بود به دليل استقبال گسترده مردم از رياست جمهوری خاتمی به وزيران وی رای اعتماد دهد، يكسال بعد دو تن از مهمترين وزيران او را برای بركناری به پای ميز استيضاح كشاند. آنها هر چند كه در آن زمان موفق نشدند مهاجرانی را از كابينه بيرون كنند ولی عبدالله نوری فراموش نخواهد كرد كه پس از پايان مذاكرات مربوط به استيضاح، نزد علی اكبر ناطق نوری رئيس وقت مجلس رفت تا از او اجازه خروج از مجلس را بگيرد و ناطق نوری هم با رفتن او پيش از اعلام نتايج آرای نمايندگان موافقت كرد و در حالی كه عبدالله نوری از ميان صندلی های نمايندگان به طرف در خروجی می رفت خطاب به او گفت كه ديگر به مجلس بازنخواهد گشت. و اين آخرين باری بود كه عبدالله نوری به مجلس آمد...


پايتخت رشد كرده، توسعه يافته و روز به روز بزرگ تر شده است. تهران امروز با «طهران قديم» انگار هيچ نسبتی ندارد. توسعه روز به روز شهر بر ازدحامش افزوده و نياز به امكانات شهری بيش از پيش خودنمايی می كند. رشد امكانات شهرنشينی در كلان شهری مانند تهران همگام با نياز شهروندان پيش نيامده است. در دنيای امروز با تبديل شهرهای كوچك به بزرگ و تبديل برخی شهرها به كلان شهر كيفيت زندگی شهروندان بستگی كاملی به ارائه امكانات شهرنشينی از سوی دولت دارد. هر چه تلاش دولت ها برای ارائه امكانات بهتر و به واقع تسهيل زندگی شهروندان موفق تر باشد، زندگی در شهرهای بزرگ با دردسرهای كمتری ادامه خواهد يافت. از جمله مشكلات شهرهای بزرگ بسترسازی مناسب برای دسترسی آسان به تسهيلات است. هر گاه اين بسترسازی با برنامه ريزی دقيق و واقعی صورت گيرد شهروندان با دغدغه كمتری زندگی خواهند كرد. مشكلاتی مانند طی مسافت های طولانی برای انجام كارهای روزانه، ترافيك سنگين شهر، آلودگی زيست محيطی كه مهمترين آن آلودگی هواست و نيز آلودگی های صوتی، عدم توزيع امكانات در شهر و غيره است. اين مشكلات مانند كلاف سردرگمی است كه به زندگی همه تنيده می شود و روز به روز زندگی را مشكل تر می كند. مردم عموما همه روزه برای انجام كارهای روزانه خود نيازمند بيرون آمدن از خانه و آيند و روند در شهر هستند...


آنچه در پی می آيد برگردان گفت وگوی هفته نامه چپگرای نوول ابسرواتور چاپ پاريس با خانم مونيك كانتو ـ اسپربر، فيلسوف و پژوهشگر در مركز ملی تحقيقات علمی فرانسه است. وی نويسنده آثاری پر شمار درباره فلسفه قديم و فلسفه سياسی و اخلاقی است و به تازگی دو كتاب به نام های «سوسياليسم ليبرال» و «قواعد آزادی» به چاپ رسانده است...


انتقال هافبك انگليسی منچستر يونايتد كه بسيار مورد توجه مردم و مطبوعات است، مسئله ساده ای نيست كه به اين راحتی ها بتوان از كنار آن گذشت. رئال مادريد ديگر آلبوم ستارگانش را تكميل كرده و حالا به شهرتی دست يافته كه هيچ باشگاهی نمی تواند به پايش برسد. فلورنتينو پرز، رئيس باشگاه رئال مادريد در ابتدای انتصاب خود به اين سمت قول داده بود كه باشگاه را كاملا متحول كند، اما هيچ كس تصورش را هم نمی كرد كه اين تحول آن قدر پرسروصدا باشد. فصل آينده حضور زيدان، لوئيز فيگو، رائول و رونالدو در كنار هم همه را به تماشای بازی های مادريد جلب خواهد كرد. اما برخلاف تصور همگان، اين انتقال پرسروصدا، بزرگ ترين انتقال تاريخ فوتبال نبود. بازيكنی كه بيش از همه فوتباليست های جهان دستمزد می گرفت، از ثروتمندترين باشگاه دنيا پا به مشهورترين باشگاه گذاشت. اما رقم اين انتقال در مقايسه با رقم زيدان، فيگو يا رونالدو بسيار ناچيز بود؟ اين فروش حتی در رده ده انتقال برتر دنيا هم جای نگرفت. رئال فقط 25 ميليون پوند برای خريد ديويد بكام پرداخت. در مقايسه با 2/47 ميليون پوندی كه دو سال پيش در ازای خريد زيدان پرداخت شد، اين رقم واقعا حيرت انگيز است. فردريك بولونتی، اقتصاددان مركز حقوق و اقتصاد ورزش در ليموژ فرانسه و نويسنده كتاب «باشگاه های فوتبال» اين مسئله را بسيار حائز اهميت می داند. كاهش هزينه نقل و انتقالات بازيكنان مسئله ای نيست كه به سادگی به فراموشی سپرده شود. بولونتی در مصاحبه با روزنامه ليبراسيون به تشريح استراتژی رئال می پردازد و خطر تجارتی شدن كامل فوتبال را گوشزد می كند. از نظر او دليل اصلی خريد بكام، منطق بازاريابی حاكم بر دنيای معاصر فوتبال است...



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو