Persian Archive

• جام جهانی ناشناخته
• حکايت هنچنان باقی است
• چانه زنی از مجلس
• فعلا هستم
• تجديد ديدار خونين


سهيلا قاسمی: جام كنفدراسيون ها، هشت تيم از پنج قاره جهان از جمله برزيل، تركيه، كامرون و فرانسه را دورهم جمع كرده است. اين رقابت ها از روز هيجدهم ماه ژوئن آغاز شده و تا بيست و نهم ادامه خواهد داشت. اين جام جهانی كوچك كه قاعدتا بايد با استقبال زيادی مواجه می شد، در زمانی برگزار شد كه بسياری از تيم ها آمادگی لازم را نداشتند. بسياری از ستاره ها غايب بودند و تيم های بزرگی مثل برزيل يا تركيه در برابر تيمی مثل كامرون غافلگير شدند. هر چند در دنيای فوتبال هيچ چيز قابل پيش بينی نيست، اما حقيقت اين است كه اگر شرايط و زمان برگزاری ديدارهای بين المللی مناسب بود هرگز شاهد حذف زودهنگام آرژانتين و فرانسه در مراحل ابتدايی جام جهانی نمی شديم و برزيل، تيمی پرستاره كه به راحتی می تواند چهار تيم ملی دسته اول داشته باشد در اولين ديدار خود در برابر كامرون تسليم نمی شد. به هر حال برنامه ريزی های مربوط به ديدارهای بين المللی مقوله ای است كه هنوز با بحث ها و اختلافات بسياری روبه رو است. در اين ميان به دست آوردن ميزبانی اين مسابقات هم برای فدراسيون فوتبال فرانسه كار چندان ساده ای نبود.

سرانجام كلود سيمونه توانست نفسی تازه كند. رئيس فدراسيون فوتبال فرانسه پس از مدت ها مبارزه بالاخره لبخند را بر لبان خود بازيافت، چرا كه توانسته بود ديدارهای جام كنفدراسيون ها را به شهرهای پاريس، ليون و سنت اتين بياورد. اين ميزبانی نه تنها آنها را به لبه پرتگاه بحران مالی نمی كشاند، بلكه سود حاصله می تواند از بودجه در نظر گرفته شده 17 ميليون يورويی هم بالاتر رود.

كلود سيمونه می گويد: «در آغاز بی نهايت نگران بودم. اما همه چيز رو به راه شد. پس از فروش بليت ها تا حدود 56 درصد از هزينه هايی كه برای آماده سازی صرف كرده بوديم، جبران شد و به اين ترتيب به تعادل مالی نسبی رسيديم. زمانی كه نامزدی فرانسه برای ميزبانی مسابقات را مطرح كرديم هنوز جام جهانی آسيايی ادامه داشت. هرگز فكر نمی كردم كه بحران خاورميانه و جنگ عراق پيش بيايد و فرانسه را هم تحت تاثير قرار دهد. مشكلات اجتماعی پيش آمده در فرانسه و بيماری عفونی سارز نيز مسائل پيش بينی نشده ای بودند كه سازماندهی های ما را با مشكل مواجه كردند. ما حالا مطمئن هستيم كه با ضرر مالی مواجه نخواهيم شد. اگر هم چنين وضعيتی پيش بيايد مذاكره با فيفا نتيجه بخش خواهد بود.

مشكلات دست وپاگير

پيش از هر چيز بايد در نظر داشت كه جام كنفدراسيون ها با مشكلات بسياری توام است. تاريخ برگزاری اين ديدارها بسيار نامناسب است. در ماه ژوئن هنوز صدها رقابت ملی در حال انجام است و ليگ های ملی هنوز به پايان نرسيده اند. به عنوان مثال در اسپانيا همه بازيكنان به فكر پايان بازی ها و استراحت و تعطيلات هستند. آنها اصلا به حضور احتمالی در رقابت هايی كه در برابر تعداد معدودی تماشاگر بی شور و شوق و در برابر تيم های ضعيفی مثل زلاندنو يا ايالات متحده آمريكا برگزار می شود فكر نمی كنند.

البته تيم های مطرح و قدرتمندی مثل برزيل به همراه رونالدينيو نيز در اين جام حضور دارند. تركيه تيم سوم جام جهانی ،2002 كلمبيا و كامرون هم هستند. اما از رونالدو، زين الدين زيدان، پاتريك ويه را، ريوالدو، روبرتو كارلوس يا ديويد ترزگه هيچ خبری نيست. كلود سيمونه مرد خيلی خوش بينی است كه توقع دارد بتواند از اين چنين رقابت هايی درآمد خوبی عايد كشورش كند. رئيس فدراسيون فوتبال فرانسه می گويد: «مادربزرگم می گفت از بين دو چيز بد، بايد آنكه كمی بهتر است را انتخاب كرد. در مورد اين رقابت ها هم بايد بگويم كه انتخاب بدی نكرده ام. از زمانی كه نامزدی برای ميزبانی را مطرح كردم و تصميم گرفتم اين سازماندهی پرهزينه را بر عهده بگيرم، مهم ترين هدفم جلوگيری از سفرهای دور و دراز به جاهای ناخوشايند بود. وظيفه خود می ديدم كه با فراهم كردن فضايی مناسب برای بازی ها اعتبار اين جام را بيشتر كنم. »

اما مسئله ديگری كه باقی می ماند اين است كه جام كنفدراسيون ها وجهه و اعتبار چندان زيادی ندارد. مفسرين و گويندگان بسياری دعوت شده اند تا خود را درگير اين بازی كنند و همانند مسئولين فوتبال فرانسه در راستای اعتبار بخشيدن به اين جام از هيچ تلاشی فروگذار نكنند. سوال حائز اهميت ديگری كه فرانسوی ها مدام آن را مطرح می كنند اين است كه چگونه سيمونه حاضر شده اعتبار كشورشان را بفروشد. آن هم در شرايطی كه ميشل پلاتينی آن قدر به فدراسيون بين المللی فوتبال و فدراسيون فوتبال فرانسه نزديك است و به خوبی از وضعيت اين جام و عدم جذابيت و سودآوری آن خبر دارد. يك آژانس تبليغاتی كه مسئول بودجه ارتباطات ليگ فوتبال حرفه ای است به شدت معترض است و نبرد سختی را با مسئولان آغاز كرده تا ديگر چنين وضعيت های ناخوشايندی پيش نيايد.

فرانك تاپيرو، رئيس اين آژانس تبليغاتی می گويد: «اين جام در همه جای دنيا ناشناخته و بدون جذابيت است. ما مدام می گفتيم كه نبايد خودمان را درگيرش كنيم. فوتبال هم مانند همه مسائل ديگر جنبه تبليغاتی گسترده ای دارد. مسئله اصلا انتقام گرفتن از سئول نبود. ما به راحتی می توانستيم در زمانی ديگر به راحتی انتقام خود را بگيريم. اين جام فقط به يك تورنمنت معمولی شبيه است. آن قدر جام پيش پا افتاده ای است كه به ياد قرون وسطی، فيلم های مونتی پيتون و بازی های ويدئويی می افتيم. اين جام در جذب جوانان بی اندازه ناموفق است.» برای شناساندن جام به تبليغاتی مداوم نياز است. اين رقابت بايد تغييرنام دهد و به تورنمنتی تقديس شده تشبيه شود. بايد پرچم جام كنفدراسيون ها بر فراز برج های كوتاه و بلند و قصرهای مستحكم نصب شود. كلود سيمونه می گويد: «تبليغات گسترده و دامنه دار واقعا مورد نياز است. حتی اگر هيچ كس به اين واقعيت اعتراف نكند، من معتقدم كه بايد با اين تبليغات وضعيت را عوض كرد. حداقل با اين تبليغات مردم شناخت بيشتری از اين رقابت ها به دست می آورند. »

فرانك تاپيرو از اينكه فيفا به او اعتماد كرده بسيار به خود می بالد: «آنها آن قدر به اين رقابت ها علاقه مند هستند كه از من خواسته اند فكری برای اين تصور عمومی بكنم. » برای جذاب كردن ديدارها قرار شد كه تدابير خاصی در نظر گرفته شود. قرار شد بليت ها به شكلی متفاوت و مشابه كتاب های جادوی قديمی چاپ شوند. استاديوم ها هم بايد نام ديگری می گرفتند. به عنوان مثال در ليون ژرلان به كونكران (فاتح) و در سنت اتين استاديوم ژئوفرو ـ گيشار به گايار (با نشاط) تغييرنام دادند. در ابتدا ژاك سانتينی عملا بدبين بود. سرمربی تيم ملی علاقه ای به شركت در اين جام كنفدراسيون ها نداشت و آن را حضوری اجباری می دانست. بعد هم مشكل تشكيل تيم و تطبيق بازيكنان با هم مطرح شد، چرا كه زين الدين زيدان اميد اصلی آنها در اختيار رئال مادريد بود و نمی توانست تيم را همراهی كند. با همه اين حرف ها صعود آبی پوشان چندان دشوار به نظر نمی رسيد. صعود از گروهی كه رقبای ضعيفی مثل كلمبيا، ژاپن و زلاندنو در آن حضور داشتند، حتی بدون حضور زيدان هم كار دور از دسترسی نبود. هر چند اين تيم ملی فرانسه از تيم جام جهانی 1998 فاصله زيادی گرفته و بازی هايش هم بسيار ضعيف تر از هميشه بود، اما آنها به سادگی از گروه خود بالا رفتند.

كلود سيمونه پيش از افتتاحيه بازی ها اعلام كرد: «تيم ملی فرانسه بايد مرحله اول را با موفقيت پشت سر بگذارد. اگر اين طور نشود واقعا اندوهگين خواهم شد. مرحله نيمه نهايی شروع و آغازی مجدد برای اوج گرفتن تيم فرانسه است. همچنين به بازی شطرنج تحسين آميزی می ماند كه موجب می شود عملكرد ژاك سانتينی زير سوال نرود. » اين رقابت ها موجب می شود گروه بازيكنان هماهنگ شوند و در برابر رقبايشان با نظم و آمادگی بيشتری حضور يابند. در واقع چنين جامی برای شكل بخشيدن دوباره به تيم های ملی بسيار لازم و ضروری به نظر می رسد. ژاك سانتينی می گويد: «اين جام روز به روز بيشتر به يك آزمايشگاه صرف تبديل می شود. مسلما روزی فرا خواهد رسيد كه در سه ديدار اول شاهد حضور بازيكنان درجه دوم و در اصل تيم B خواهيم بود. »

البته اين جام با اين شرايط، فرصت خوبی برای برخی بازيكنان فراهم خواهد كرد تا هر طور شده خود را مطرح كنند و بتوانند به تيم ملی اصلی راه يابند. به عنوان مثال سيدنی گووی فرانسوی هم چنين وضعيتی دارد. او نهايت تلاش خود را می كند تا سرمربی تيم را متقاعد كند. اين مهاجم تيم ليون معتقد است: «جام كنفدراسيون ها برای اينكه نشان دهم به سطح بين المللی رسيده ام، فضای بسيار مناسبی است. » البته بايد اذعان داشت كه زومانا كامارا، فردريك نه يا لوران روبركه در جام كنفدراسيون های سال 2001 در آسيا حضور داشتند، نتوانستند چنين چيزی را ثابت كنند. آنها ديگر هرگز در عرصه های بين المللی حضور پيدا نكردند و ناچار شدند كه برای هميشه تيم ملی را به فراموشی بسپارند.

جام جهانی كوچك

يكی از استدلالات اصلی سپ بلاتر اين است كه جام كنفدراسيون ها «يك جام جهانی كوچك است كه بر پايه انسجام و همبستگی بنا شده است. » و به تيم های متعلق به فدراسيون های كوچكی كه از جنوب آمريكا يا اروپا نيستند و امكان حضور در جام جهانی را ندارند امكان می دهد كه در رقابتی سطح بالا شركت كنند. در اصل بلاتر منظورش كشور زلاندنو بود.

ليگ اسپانيا و مشكل ستاره ها

اعتبار نداشتن اين جام بيشتر به علت عدم حضور ستاره های فرانسه و برزيل بود: ماكلله، روبرتو كارلوس، ريوالدو، پاتريك ويه را و ترزگه نام هايی هستند كه می توانند تماشاگران بسياری را به استاديوم ها بكشانند. پايان نگرفتن بازی های ليگ اسپانيا، اعتبار جام را گرفت. ستاره های بين المللی اين تيم ها همگی در اسپانيا توپ می زنند و عدم حضورشان سپ بلاتر را خشمگين كرده است: «تقويم بين المللی كه كنگره فيفا در سال 2000 به تصويب رسانده پيش بينی كرده است كه از 15 ژوئن تا پايان ژوئيه 2003 بايد در اختيار تيم های ملی قرار بگيرد. اسپانيا از اين قانون تخطی كرده است. » باشگاه های بزرگ اروپايی برای آنكه به بازيكنان اجازه دهند تا در اين رقابت ها شركت كنند ترديد دارند. چرا كه اين بازی ها درست در زمانی كه آنها نياز به استراحت دارند برگزار می شود و به آنها امكان رفع خستگی نمی دهد. تيم های ملی بايد ديپلماسی ديگری اتخاذ كنند. در تيم ملی فرانسه حاضر در جام كنفدراسيون ها از 23 نفر فقط 10 نفر در جام جهانی 2002 حضور داشتند. اين تعداد برای برزيل فقط 6 نفر بود.

لوموند، ليبراسيون


واگذاری اماكن ورزشی ويژه بانوان به بخش خصوصی، فقر حركتی و عوارض منفی ناشی از آن در دختران و زنان جامعه را افزايش داده و نسل آينده را با خطر جدی ضعف های جسمی و روحی روبه رو می كند. بحث خصوصی سازی اماكن ورزشی كه از چندی پيش نقل محافل خبری شده، امروز با جديت بيشتری از سوی مسئولان دنبال می شود تا جايی كه قرار شده در هر استان تنها يك مجموعه ورزشی ويژه بانوان باشد و ساير مجموعه ها به بخش خصوصی واگذار شود. اين تصميمات در حالی اتخاذ می شود كه اكثر استان های ما فاقد مجموعه ورزشی خاص بانوان هستند و همين امر باعث شده كه آنها نتوانند نيازهای حركتی خود را برآورده سازند. به اعتقاد اكثر كارشناسان، خصوصی سازی در بخش ورزش، باعث دوری اقشار كم درآمد از ورزش شده و ركود تمايل ورزشكاران بر ادامه فعاليت های ورزشی را به همراه دارد.

گرچه مسئولان در حال حاضر به اين بحث اهميت زيادی می دهند و خواستار واگذاری فعاليت های ورزشی مختلف به باشگاه، سازمان ها و شركت ها اعم از دولتی و خصوصی هستند، اما ورزشكاران و علاقه مندان به ورزش ترجيح می دهند اين اماكن همچنان در دست دولت باشد تا همگان بتوانند از آن استفاده كنند. مسئولان معتقدند، خصوصی سازی اماكن ورزشی، آثار و نتايج مثبت بسياری برای ورزش كشور به همراه دارد و اجرای آن ارائه خدمات مطلوب و بهينه ورزشی به عموم افراد جامعه و تامين نيازهای ورزشی علاقه مندان را در پی خواهد داشت. آنها كمبود اعتبارات تخصيصی دولت به بخش ورزش را مانع گسترش ورزش دانسته و پيش بينی می كنند كه با وارد ساختن بخش خصوصی در اين قضيه، اكثر مشكلات حل خواهد شد. آنچه در اين ميان نياز به تعقل و تفكر بيشتر دارد اين است كه آيا اجرای اين طرح زمينه استفاده عموم مردم از امكانات ورزشی را افزايش می دهد يا مانع انجام فعاليت های ورزشی می شود.

در اين ميان واگذاری اماكن ورزشی ويژه بانوان به بخش خصوصی برای اين قشر آسيب پذير كه همواره از كمبودهای موجود رنج برده و با حداقل امكانات بيشترين فعاليت های ورزشی را انجام داده اند، ضررهای بيشتری به همراه خواهد داشت. متاسفانه فقر فرهنگی كه هنوز برخی از مناطق و استان ها درگير آن هستند و با مراجعه زنان به اماكن ورزشی مخالفت می كنند، در كنار درآمدهای پايين قشر حقوق بگير كه در هزينه های جاری خانواده، مبلغی برای ورزش بانوان در نظر گرفته نشده است، مانع از فعاليت گسترده ورزشی اكثر بانوان می شود. اگر به اين معضلات، حذف امكانات دولتی هم افزوده شود، به يقين وضع از وضعيت موجود نيز وخيم تر خواهد شد. در اين ميان استان تهران با توجه به كثرت جمعيت و پراكندگی آن، علی رغم داشتن چند مجموعه ورزشی خاص بانوان، هنوز نمی تواند تمام علاقه مندان و نيازمندان به ورزش را تحت پوشش داشته باشد. شايعه واگذاری مجموعه ورزشی حجاب، عمده ترين و اصلی ترين مجموعه ورزشی ويژه بانوان در تهران كه علاوه بر مركزيت آن، در تمامی رشته ها فعال است، لطمه شديدی به ورزش بانوان وارد خواهد كرد. با توجه به استفاده روزانه هزاران نفر از اين مجموعه، واگذاری آن به بخش خصوصی، اين لطمه نه تنها در بعد همگانی بلكه در بعد قهرمانی ورزش بانوان نيز خواهد بود.

در حال حاضر به رغم شهريه به نسبت كم اماكن ورزشی دولتی، برخی از خانواده های كم درآمد هنوز نمی توانند از اين امكانات استفاده كنند، به اين جهت واگذاری سالن های ورزشی به بخش خصوصی با توجه به افزايش هزينه ها به هيچ وجه منطقی نيست. اجرای اين كار، افزايش ميزان اجاره های اماكن ورزشی را به دنبال دارد و با توجه به اينكه همه مردم توان پرداخت اين هزينه را ندارند، استقبال از ورزش همگانی نيز كاهش می يابد و سلامت جامعه تهديد می شود. اين مسائل در حالی رخ می دهد كه پيش از اين مسئولان ورزش كشور بارها از مشكلات جسمی دختران امروز و مادران آينده سخن رانده اند. به نظر می آيد بحث خصوصی سازی در امكانات ورزشی اگرچه در بسياری از كشورهای دنيا نتايج مثبتی در بر داشته، اما به دليل نوپا بودن ورزش بانوان در ايران و موقعيت خاص فعلی، دولت همچنان بايد بر حمايت خود از ورزش بانوان ادامه بدهد.

ورزش بانوان در ايران در وضعيت انتقالی به سر می برد. كسب چند مدال در رشته های مختلف در طول يكی دو سال اخير باعث شده تا بانوان با رويكرد مثبت به مقوله ورزش نگاه كنند. ترديدی وجود ندارد كه اين مدال ها در جلب علاقه مندان به ورزش در طبقه بانوان نيز موثر بوده است. بنابراين با افزايش نسبی پتانسيل در كميت ورزشكاران می توان اميدوار بود كه بنيه ورزش قهرمانی بانوان نيز به زودی تقويت شود و مسئولان ورزش بانوان نيز بيش از همه می دانند كه كسب مدال های افزون تر سبب تغيير نگرش در سطح مديران ورزشی خواهد بود. اين آرزويی است كه مدت هاست مديران ورزش بانوان در سر می پرورانند.


چانه زنی از مجلس

با سقوط دو تيم ملوان بندر انزلی و صنعت نفت آبادان به دسته اول جام آزادگان به نظر می آيد تلاش های گسترده ای از سوی اهالی اين استان ها برای بازگرداندن اين دو تيم پرطرفدار آغاز شده است. صرف نظر از واكنش های احساسی هواداران اين دو تيم، نامه نمايندگان استان های گيلان، خوزستان، فارس و خراسان نيز از جالب ترين اقدام ها به شمار می رود. در نامه عده ای از نمايندگان مجلس كه از سوی رئيس كميته تربيت بدنی (علی نظری نماينده اراك) منتشر شده درخواست افزايش تيم های ليگ از 14 تيم به 16 تيم مطرح شده است. در اين نامه صراحتا ذكر شده كه افزايش تيم های ليگ موجب جلوگيری از تهاجم فرهنگی و توجه به مسئله بيكاری خواهد شد. به نظر می آيد اين چانه زنی كه مستقيما اهداف دولت را برای توسعه مطرح كرده تأثير زيادی بر تصميم سازمان تربيت بدنی و فدراسيون فوتبال داشته باشد. شايد در فصل آينده باز هم شاهد پيروزی ملوان بر استقلال و پرسپوليس باشيم.

فعلا هستم

علی دايی در مصاحبه ای غافلگيركننده با روزنامه آسيا ساختار دولتی را مهم ترين معضل بر سر راه اقتصاد كلان ورزش در ايران توصيف كرده است. در اين مطلب دايی ادعا كرده كه مديران موفقی در عرصه ورزش ايران وجود دارند كه به دليل نامطلوب بودن ساختار ورزش قادر به ابتكار عمل نيستند. با اين ترتيب دايی برخلاف بسياری كه معتقدند مديران فعلی ورزش در ايران ناكارآمد هستند فكر می كنند. البته مهم ترين نكته مصاحبه او در مورد باقی ماندنش در عرصه ورزش است، «فعلا هستم. »

تجديد ديدار خونين

اگرچه ديدار پربرخورد و خونين ويتالی كليچكو و لنوكس لوئيز در رينگ ورزشگاه استيپلز سنتر به سود لنوكس اعلام شد اما به نظر می رسد كه با پيگيری كليچكو ممكن است اين ديدار برای بار دوم تكرار شود. كليچكو پس از زخم برداشتن در آن مسابقه و خونريزی شديد بازنده اعلام شد اما پس از توقف مسابقه به شدت به رأی داوران اعتراض كرد. كليچكو پس از آن روز بارها اعلام كرده كه برای ديدار مجدد آمادگی كاملی دارد. از سوی ديگر لوئيس آنچنان كه تظاهر می كند با تجديد مسابقه فوق موافق نيست. او در سن 38 سالگی كمتر موافق برگزاری چنين مسابقات سنگين و سختی است.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو