Persian Archive

• چمدان جاسوسی
• عربستان جايگزين ندارد
• برگی از اسرار اقتصاد کره شمالی
• بايد به ايران فرصت داد
• مدارک نامعتبر برای تهاجم
• پايان پروژه لوايح
• گارد سلطنتی مضحكه كمدين
• اقتدار تا 2020
• روس ها ديگر كانال خصوصی ندارند
• روباه ها در پی صدام
• در مناطق متوسط و محروم خبری نبود
• مراجع و «بابك خرم دين»
• مانند شيطان پرستان
• دخالت عوامل خودسر


محبوبه روزبه: سه سال پيش، سخن از چمدان 20 ميليون دلاری رشوه آمريكايی ها به «روزنامه نگاران اصلاح طلب» برای «جاسوسی» به ميان رفت و اينك، از مبلغ 500 ميليون دلاری رشوه آمريكايی ها برای «جاسوسی» به «مقامات ايران» سخن می رود. پنجم بهمن ماه 78 روزی بود كه آيت الله محمدتقی مصباح يزدی عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم در همايشی خبر اختصاصی خود را از «ورود رئيس سابق سازمان سيا به ايران با چمدانی پر از دلار برای برخی از روزنامه ها و مراكز فرهنگی» داد و تأكيد كرد «اين فرد به عنوان توريست وارد كشورمان شده و با چند مسئول نشريات و روزنامه ها تماس گرفته و دلارها را به خير پدرش به آنان داده است» و «علاوه بر آن 20 ميليون دلار بودجه رسمی سيا، صدها ميليون دلار به عوامل فرهنگی و روزنامه نگارها داده شده است. »

مقطعی كه مطبوعات اصلاح طلب به دريافت رشوه برای جاسوسی و همسو عمل كردن با آمريكا و مقامات اطلاعاتی اين كشور متهم شوند، مقطع اوج نظارت و دقت دستگاه های امنيتی و قضايی بر مطبوعات بود. گرچه مدت ها بود كه در مجامع مختلف به شيوه های گوناگون عليه مطبوعات تبليغ می شد و هجمه به مطبوعات و روزنامه نگاران اصلاح طلب، گزاره ثابت در اغلب تريبون ها بود، با اين وجود هيچ مقام رسمی چه امنيتی چه قضايی به رغم انتقادهايی كه نسبت به عملكرد مطبوعات داشتند، آنها را به اخذ رشوه از بيگانگان متهم نكردند. حتی آيت الله يزدی رئيس سابق قوه قضاييه كه در اكثر سخنرانی های خود از عملكرد مطبوعات گلايه می كرد، چنين اتهامی را به مطبوعات وارد نساخت. زيرا وارد كردن اين اتهام به مطبوعات تأثيرگذار با مخاطبان ميليونی، می توانست وجهه حكومت ايران را به اين صورت مخدوش كند كه اكثر قريب به اتفاق مطبوعاتش از سوی مقامات امنيتی بيگانگان مورد حمايت قرار می گرفتند.

سخنان آيت الله مصباح يزدی در خصوص حضور رئيس سابق سازمان سيا در ايران و كمك وی به مطبوعات، بيش از آنكه مطبوعات را مورد پرسش قرار می داد، تمامی دست اندركاران و مسئولان امنيتی ـ اطلاعاتی را با يك چالش كاری مواجه می ساخت كه دايره نظارت، دقت و اشراف اطلاعاتی آنان به اندازه ای كوچك و ضعيف و محدود است كه قادر به شناسايی و نحوه ورود رئيس سابق سيا به ايران نيستند و مرزهای ورودی كشور به لحاظ امنيتی چنان باز است كه هر كس حتی رئيس سابق سيا می تواند به راحتی به عنوان توريست وارد ايران شود، چند روز در ايران بماند، با روزنامه نگاران و مسئولان نشريات اصلاح طلب به گفت وگو بنشيند و دلارهای آورده را به آنان تحويل دهد و به راحتی از ايران خارج شود بی آنكه اثری از خود بر جای گذارد و بی آنكه حتی يك نفر از دست اندركاران امور امنيتی ـ اطلاعاتی كشور از اين ورود و خروج مطلع شود. در همان زمان (نهم بهمن 78) سيدعطاءالله مهاجرانی وزير وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی دولتی مطبوعات با ارسال نامه ای از علی يونسی وزير اطلاعات و رهبرپور رئيس دادگاه انقلاب اسلامی خواست تا تحقيقات لازم را در خصوص درستی يا نادرستی داعيه وی انجام دهند و اسامی روزنامه ها يا روزنامه نگارانی كه از رئيس سابق سيا دلار گرفته اند را به هيأت نظارت بر مطبوعات اعلام كنند تا مطابق قانون مطبوعات با آنان برخورد شود و در صورت نادرستی ادعای وی، برای حفظ حرمت و اعتبار مطبوعات و روزنامه نگاران اين ادعا تكذيب شود.

پس از اعلام آمادگی وزير وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای آشكار ساختن صحت و سقم اتهام وارده به مطبوعات، انجمن های صنفی ـ سياسی در حوزه مطبوعات نيز با صدور بيانيه های مختلف، آمادگی جامعه مطبوعاتی را در صورت صحت ادعای آيت الله مصباح يزدی برای پاكسازی محيط خود اعلام كردند و از تمامی افراد و گروه های مدعی كمك های مالی بيگانگان به مطبوعات خواستند تا ملاك و اسناد مدعای خود را به مراجع صالح و محاكم دادگستری ارائه دهند تا در صورت صحت با افراد خاطی برخورد قانونی لازم صورت گيرد. اما پاسخ تمام اين اعلام آمادگی، سكوت بود. هم سكوت آيت الله مصباح يزدی و هم سكوت دستگاه های امنيتی و قضايي؛ سكوتی كه نشانگر كذب بودن موضوع بود. زيرا كه اگر موضوع صحت داشت انتظار طبيعی و منطقی اين بود كه اسناد و مدارك موجود در اختيار دستگاه های امنيتی ـ قضايی قرار می گرفت و اين دستگاه ها برحسب وظيفه خود عمل می كردند آن هم در مقطعی كه مطبوعات بيش از هر موضوع ديگری در كانون توجه آنها قرار داشت و درج يك يادداشت تند با شائبه مخدوش كردن امنيت ملی، موجب می شد كه نويسنده مطلب مورد پرسش قرار گيرد.

حتی اگر فرض را بر اين بگذاريم كه اندكی زمان لازم بود تا تحقيقات و پيگيری های دستگاه های امنيتی ـ قضايی انجام شود، در اين فاصله زمانی نيز حداقل سردبيران و مديران مسئول مطبوعات در مظان اتهام يا از سوی دستگاه های امنيتی تحت پرسش بودند يا از سوی دستگاه قضايی در حال تفهيم اتهام بودند اما هيچ گاه به طور رسمی و مشخص اتهام وارده آيت الله مصباح يزدی نه تفهيم شد و نه محرز. شانزدهم خرداد امسال نيز آيت الله مصباح يزدی در سخنان پيش از خطبه های نماز جمعه تهران بار ديگر ادعای سه سال پيش خود را مطرح كرد اما اين بار تنها روزنامه نگاران نيستند كه به اخذ رشوه متهم می شوند بلكه مقامات ايرانی در مظان اتهام قرار گرفته اند. وی به نقل از خبرگزاری ايران رو«iran.ru» به مديريت «صفراف» خبر داده است كه «صدها تن از جاسوسان آمريكايی با 500 ميليون دلار روانه ايران شده اند، عده ای از مقامات ايران را خريده اند و هنوز درصددند عده ای ديگر را با رشوه و پول بخرند. » وی در حالی اين خبر را می داد كه خود معتقد بود فردا روزنامه ها خواهند نوشت كه «اين شيخ كه می گفت چمدان دلار آمده، باز دروغی درآورده است. »

محمد علی ابطحی معاون حقوقی و پارلمانی رئيس جمهوری نخستين مقام دولتی بود كه نسبت به اظهارات آيت الله مصباح يزدی واكنش نشان داد. وی از دستگاه های ذی ربط خواست كه اين بار از وی بخواهند يا حرف هايش را اثبات كند و يا اينكه خائن هايی را كه پول دريافت می كنند به ملت معرفی كند تا آنها را بشناسند، در غير اين صورت از وی بخواهند كه از تريبون نمازجمعه به تشويش اذهان عمومی نپردازد. حميدرضا آصفی سخنگوی وزير امور خارجه نيز موضوع دريافت پول از آمريكا از سوی مسئولان ايرانی را كذب محض خواند. ماشاءالله شمس الواعظين سردبير چند روزنامه توقيف شده اصلاح طلب نيز اين موضوع را مطرح كرد كه اگر بپذيريم اطلاعات وی از دولت آمريكا به حدی است كه حتی از كمك های محرمانه آنان به مقامات ايران مطلع اند اين سوال پيش می آيد كه چرا مقامات امنيتی با استفاده از اطلاعات محرمانه وی جهت برخورد با مسئولينی كه به ادعای او از طرف آمريكايی ها خريداری شده اند، اقدامی نمی كنند؟. . . اگر چنين است، پس چرا اين افراد همچنان آزادند و از سوی سازمان های امنيتی، به اين اتهام مورد بازداشت و تعقيب قرار نگرفته اند؟

گسترده بودن دامنه اتهام مطرح شده كه «مقامات ايرانی» را در بر می گيرد و واكنش های صورت گرفته نسبت به اين سخنان، دفتر آيت الله مصباح يزدی را بر آن داشت تا بيستم خرداد توضيحاتی را در اين باره ارائه دهند از جمله اينكه «ايشان نسبت به حضور عوامل آمريكا در ايران و تلاش برای خريد برخی از مسئولان و مديران كشور هشداری را مطرح ساختند كه متاسفانه برخی از روزنامه ها و شخصيت های سياسی از اين هشدار دلسوزانه برآشفته و به جنجال و هياهو پرداختند. » در توضيح دفتر آيت الله مصباح يزدی به نكاتی اشاره شده است از جمله اينكه كنگره آمريكا مبلغ 20 ميليون دلار برای براندازی جمهوری اسلامی ايران اختصاص داده و اخيرا نيز 5 سناتور آمريكايی، لايحه ای مبنی بر اختصاص 56 ميليون دلار كمك به مروجان رفراندوم در ايران، به كنگره آمريكا پيشنهاد كردند يا اينكه بسياری از مسئولان آمريكايی از جمله جيمز ولسی مشاور بوش و رئيس سابق سازمان سيا، جورج پاويت معاون سازمان جاسوسی آمريكا و رابرت مولی رئيس اداره تحقيقات فدرال آمريكا اظهاراتی را در خصوص نفوذ در ايران داشته اند.

در اين توضيح همچنين به برخی سخنان علی يونسی وزير اطلاعات در سال های 79 و 81 مبنی بر بازداشت تعدادی جاسوس اشاره شده است كه برخی از آنها در بدنه حكومت هم بوده اند و نتيجه گيری شده است كه «هشدار اخير آيت الله مصباح يزدی در نماز جمعه تهران، امری مستند و روشن است و اساسا پيش از اين نيز وزير محترم اطلاعات از حضور عناصر نفوذی در بدنه حكومت خبر داده اند. بنا بر اين طرح چنين سخنان آگاهانه ای نه تنها تشويش اذهان عمومی نيست بلكه وظيفه هر خطيب و عالم دلسوزی اين است كه از تريبون نماز جمعه، تحركات اين چنينی دشمن را به اطلاع مردم برساند. » به رغم انتشار اين توضيح، اهميت موضوع به حدی بود كه مهدی كروبی رئيس مجلس شورای اسلامی را بر آن داشت تا در جلسه علنی 25 خرداد بی آنكه نامی از آيت الله مصباح يزدی به ميان آورد به صحبت وی مبنی بر گرفتن پول از آمريكا توسط مسئولان ايرانی اشاره كند و بگويد كه مهم ترين عامل موفقيت هر حكومتی متكی بودن به مردم است و پشتيبانی مردم بهترين سرمايه يك حكومت است و پشتيبانی مردم هم با حرف به وجود نمی آيد مگر با اعتماد كه متاسفانه امروز برخی می خواهند اين اعتماد مردم را از بين ببرند. كروبی كه به صريح صحبت كردن شهرت دارد، اضافه كرد كه «يك آقايی می گويد آمريكا 500 ميليون دلار در ميان مسئولان كشور پخش كرده است آيا دشمن اين كار را می كند كه اين آقا اين حرف را می زند؟ وقتی می گويد مسئولين، مسئولين رده اول و دوم به ذهن مردم می رسد آن هم مردمی كه دارای مشكلات گوناگون هستند».

كروبی با اشاره با اينكه اين گونه مسائل آثار سوء در مردم می گذارد، گفت كه «بنده 12 سال در مجلس شورای اسلامی بوده ام و تا به حال يك سوال يا استيضاح امضا نكرده ام اما وزير اطلاعات به عنوان مسئول امنيت كشور موظف است اين مسئله را پيگيری كند و اگر كسی پول گرفته به صورت شفاف اعلام شود. اگر يونسی اين كار را انجام ندهد برای اولين بار شخصا از وی در صحن علنی مجلس سوال می كنم. » كروبی كه سخنانش با احسنت گويی نمايندگان همراه بود، در پاسخ به پرسش نمايندگان مبنی بر اينكه برخورد با گوينده اين سخن چه می شود، گفت كه قوه قضاييه اين مسئله را پيگيری می كند.

به دنبال اظهارات رئيس مجلس، علی يونسی وزير اطلاعات در گفت وگويی ضمن مخدوش خواندن اعتبار سايت اينترنتی كه خبر مذكور به نقل از آن اعلام شده بود، با بيان اينكه مطالب اين سايت ها انگيزه ای برای آنان است تا حساسيت بيشتری نسبت به مقاصد و اهداف دشمن نشان دهد، از كسانی كه مطالب اين سايت ها را مطرح می كنند خواست تا دقت بيشتر كنند و از كسانی كه اين مطالب را می شنوند خواست كه به آنها اهميت ندهند. وی در عين حال اطمينان داد كه با حساسيت اين موضوع را دنبال می كند و اگر چيزی در اين مورد بيابد به اطلاع مردم خواهد رساند. وی با اعلام آمادگی برای پاسخ گويی به نمايندگان مجلس درباره اين موضوع تصريح كرد كه تاكنون سند و مدركی برای اثبات اين ادعا نيافته اند و چنانچه سندی به دست آورند حتما آن را اعلام خواهند كرد.

چند روز بعد، وزير اطلاعات در نامه ای رسمی به رئيس مجلس اظهارات مصباح يزدی را «بی اعتبار» دانست و تصريح كرد كه «چنان كه خطيب محترم بيان داشتند، اظهارنظر ايشان به نقل از يك سايت خبری غيرايرانی بوده و اخباری كه در اين سايت و سايت های نظير آن در آينده نيز به چشم می خورد از نظر كارشناسی اطلاعاتی فاقد اعتبار تلقی می شود».(همچنين) وزارت اطلاعات در جهت قانون، متعهد به جمع آوری اطلاعات پيرامون اقدامات جاسوسی بيگانگان بوده و تنها مرجع صلاحيتدار اظهارنظر كارشناسی و اقدامات در اين زمينه می باشد، با وجود دقت نظرهای ويژه ای كه تاكنون در اين خصوص صورت گرفته دليل روشنی بر صحت گفته های مذكور به دست نيامده است.

رجبعلی مزروعی سخنگوی فراكسيون مشاركت در مجلس شورای اسلامی در عين حال كه معتقد است اگر آزادی بيان را قبول داريم اين هزينه ها را هم بايد بپردازيم، می گويد: «ايشان بار اولشان نيست كه اين گونه سخن می گويند تكرار اين مطالب باعث می شود كه رفته رفته عده ای باور كنند اين موضوع صحت دارد. از اين رو وزارت اطلاعات بايد نسبت به ترويج و تكرار اين مطالب واكنش نشان دهد. البته نه فقط مطالب خاص آقای مصباح بلكه هرگونه مطالبی كه تداعی گر نفوذ همه جانبه آمريكا در ايران است. اين گونه مطالب طوری بيان می شود كه گويی ايران جولانگاه نيروهای اطلاعاتی آمريكا است و اين بدترين تصويری است كه می توان از كشور ارائه كرد. » وی اضافه می كند: «اگر آمريكا با اين مبالغ اندك می تواند مقامات ايرانی را بخرد بايد فاتحه ايران را خواند. نكته قابل توجه نيز اين است كه از موضع دفاع از نظام، اين چنين تصوير منفی از جمهوری اسلامی ايران ارائه می شود.»

به اعتقاد صاحبنظران سياسی، با توجه به اصل بديهی تلاش دشمن در كشور حريف، بايد بپذيريم كه «جامعيت» كار ايجاب می كند تا نيروهای دشمن در همه حوزه ها و سطوح كشور حريف، نفوذ كنند و از همين رو كمك سازمان های امنيتی دشمن برای عوامل نفوذی خود در كشور حريف، امری طبيعی است و اين گونه نيست كه دشمن فقط بتواند در يك حوزه يا يك نهاد خاص نفوذ كند و از ديگر بسترهای مناسب و متعدد صرف نظر كند. متاسفانه در كشور ما هر گاه صحبت از جاسوس و نيروی نفوذی و دست پرورده دشمن به ميان می آيد پيش از آنكه محصول يك نگاه جامع و مستند فارغ از مسائل جناحی و سياسی باشد، محصول تفكر از ميدان به در كردن رقيب ـ حتی اگر اين رقيب در اركان حكومتی صاحب منصب باشد ـ است. اين رويه كه عموما ناشيانه انجام می شود، حتی در صورت صحت داشتن برگ برنده ای را در دست نيروهای نفوذی و يا كسانی كه در اين حوزه دچار آلودگی شده اند، فراهم می سازد كه عمليات جاسوسی و نفوذی خود را پيچيده تر كنند در نتيجه طرح اين گونه مسائل و متهم كردن مقامات كشور به فريب خوردن خود به خود اقدامی ضدملی می تواند قلمداد شود از آن رو كه يك چالش بزرگ را در عرصه حكومت فراهم می سازد.


ماندانا تيشه يار: دست تقدير رابطه جالبی را بين سرنوشت دو كشور روسيه و عربستان رقم زده است. با پايان يافتن جنگ جهانی اول، درست هنگامی كه ايدئولوژی كمونيسم بساط قرن ها حكومت مقتدرانه روسيه تزاری را برچيد، فروپاشی امپراتوری عثمانی زمينه ظهور عربستان و بسياری ديگر از كشورها را فراهم آورد. مرد بيمار اروپا اگر تا آن روز با هزار ترفند زنده نگه داشته شده بود، از آن روی بود كه نقش ديوار حائل ميان روسيه و ساير امپراتوری های اروپايی را ايفا نمايد و به ثبات سيستم توازن قوا در دوران چندقطبی ياری رساند و حالا ديگر اصرار چندانی برای ادامه حيات آن وجود نداشت. اين كار ويژه بعدها در دوران جنگ سرد و برقراری نظام دو قطبی، به ميراث داران عثمانی منتقل شد و در اين ميان، عربستان بيش از ديگران هويت خود را براساس حمايت از دنيای سرمايه داری در مقابل آن دسته از كشورهای تندرو منطقه كه تحت تأثير تفكرات سوسياليستی، هوای مبارزه با رقابت تجاری آزاد را جهت رسيدن به عدالت اجتماعی در سر می پروراندند، تعريف كرد. ايفای نقش در سياست سه ستون نيكسون در دهه 1970 و تلاش جهت برعهده گرفتن وظيفه ژاندارمی منطقه در دهه 1980 توسط اين كشور را می توان دقيقا در راستای اجرای اين طرح دانست.

جالب آنكه دنيای غرب و در رأس آن ايالات متحده، برای يافتن يك حامی مقتدر در خاورميانه، بدون توجه به ارزش های حاكم بر جوامع دموكرات و ليبرال، به سراغ سنتی ترين و يا به قول دشمنان سوسياليستش «ارتجاعی ترين» كشور منطقه رفته و روابط سياسی و اقتصادی گسترده ای را با آن برقرار ساخته بود. محاسبات سياستمداران آمريكايی در ايجاد اين اتحاد، بعدها درست از آب درآمد. هنگامی كه آنان تصميم گرفتند تا از اواخر دهه 1970 الگوی سياست سد نفوذ را از قالب ايجاد كشورهای خرده سرمايه داری و اتصال آنان به يكديگر را از طريق پيمان هايی همچون سنتو و سيتو خارج كرده و برپايی كمربند سبز بر اساس بنيادگرايی اسلامی را جهت محاصره اتحاد شوروی در دستور كار خود قرار دهند، عربستان وهابی با آن ثروت افسانه ای هنگفت، توانست نقش مهمی را در اين زمينه ايفا نمايد. مهم ترين نماد حضور عربستان در اين بازی را می توان در حمايت های بی دريغ اين كشور از مجاهدان افغانستان و ايجاد نيروهای معروف به افغان عرب مشاهده كرد. از سوی ديگر، هزينه های ناشی از حضور نيروهای غربی جهت سامان بخشيدن به اوضاع منطقه كه بار اصلی آن بر دوش عربستان بود، اين كشور را تحت شرايط بغرنجی قرار داد و برای نخستين بار، طعم تلخ زير بار قرض رفتن و بدهی بالا آوردن را به شاهزادگان دست و دلباز سعودی چشانيد.

اين درست هنگامی بود كه جهانی شدن اقتصادی بر پايه سيستم سرمايه داری، به طور جدی در دستور كار كشورهای قدرتمند صنعتی قرار گرفته بود و فشار مضاعفی را به كشورهايی نظير عربستان جهت اصلاح نظام اقتصاد داخلی و تطبيق آن با خواسته های سازمان تجارت جهانی وارد می آورد. از نيمه دوم دهه 1990 بود كه دل نگرانی جديدی بر دغدغه های پيشين اين كشور افزوده شد و آن عبارت بود از ورود رقبای جديد نفتی در عرصه بازارهای بين المللی، هنگامی كه اتحاد شوروی در 1989 فرو پاشيد، عربستان خود را يكه تاز عرصه تأمين انرژی جهان می دانست كه با ذخاير گسترده و توان توليد بالا، نقش مهمی در تعيين ميزان عرضه و قيمت های نفت در بازارهای جهانی ايفا می كرد. اما شرايط رو به تغيير بود. روسيه و كشورهای آسيای مركزی به عرصه توليد انرژی بازگشته و جهت ترميم اقتصاد سوسياليستی ورشكسته داخل، سهم نفتی خود از بازارهای بين المللی را طلب می كردند. روسيه عصر پوتين به اين روند سهم طلبی و تلاش جهت افزايش حضور در بازارهای انرژی سرعتی چشمگير بخشيد، به گونه ای كه اين شائبه به وجود آمد كه اين كشور در حال تبديل شدن به رقيب جدی عربستان در زمينه توليد انرژی است و حتی قادر خواهد بود كه به زودی غول نفتی جهان را پشت سر گذارده و در عرصه توليد نفت همچون عرصه گاز، مقام اول جهان را به دست آورد.

با اين همه، خطر روسيه چندان هم نمی تواند برای سعودی ها جدی باشد. واقعيت های موجود نشانگر آن هستند كه تصور يك روسيه حاكم بر بازارهای نفتی، بيش از هر چيز حاصل بزرگنمايی توان اين كشور بوده و از تبليغات شركت های نفتی و دولت های روسيه و آمريكا جهت رقابتی تر كردن بازار ناشی شده است. گذشته از مشكلات عديده بخش پايين دستی خصوصا در بخش صادرات نفت اين كشور كه دسترسی اندكی به آب های گرم دارد، نبايد فراموش كرد كه بازارهای داخلی روسيه به عنوان يك كشور صنعتی مهم، خود از مصرف كنندگان عمده نفت توليدی اين كشور به شمار می روند و هم اكنون قريب نيمی از توليدات نفتی روسيه (43/3 ميليون بشكه در روز) روانه بازارهای مصرف داخلی می شود. قديمی بودن فناوری مورد استفاده در بخش استخراج نفت نيز باعث شده است كه جهت افزايش 25 درصدی در ميزان بهره وری مخازن موجود، روسيه نيازمند سرمايه گذاری 60 ميليارد دلاری در اين حوزه می باشد. همچنين جهت حضور جدی در بازارهای نفتی ايالات متحده و رقابت با عربستان كه هم اكنون تأمين كننده حدود 15 درصد واردات نفتی آمريكا می باشد، با تخمين خوش بينانه نياز به 100 ميليارد دلار سرمايه گذاری خواهد بود و بالاخره آنكه، حتی در صورت انجام سرمايه گذاری های مزبور، ميزان ذخاير نفتی پيش بينی شده در سرزمين پوشيده از برف روسيه (80 ـ 70 ميليارد بشكه) در مقابل ذخاير عظيم نفتی پنهان شده در ميان شن های داغ عربستان (260 ميليارد بشكه) آينده چندان اميدبخشی برای رقبای روسی عربستان باقی نمی گذارد.

خطر اصلی اما در عرصه سياسی ظهور كرده است. آمريكايی ها با متحد ديرين خود قهر كرده اند. آنها معتقدند در دنيايی كه به قول بوش «يا با ما يا عليه ما» بايد بود، سعودی ها به اندازه كافی ضدتروريست نبوده اند. عدم همكاری با آمريكا در حمله به افغانستان و عراق، حمايت های مالی برخی شاهزادگان سعودی از گروه های تندرو اسلامی و تسامح دولتمردان اين كشور در خصوص انحلال شبكه ها و دستگيری افراد متهم به انجام اقدامات ضدتروريستی، موجب شده است كه زمامداران آمريكايی دست به تهديد لفظی گسترده عليه اين كشور بزنند. آنان از سويی تلاش دارند تا با پر و بال دادن به روسيه و بستن دست اوپك، ازقدرت مانور عربستان در بازارهای نفتی بكاهند و از سوی ديگر، در سخنان خود خواهان تغيير رژيم در اين كشور شده و گاه حتی تا مرز تجزيه اين كشور نيز پيش می روند. با اين همه، اين طور به نظر می رسد كه اين صحبت ها بيش از آنكه قرين واقعيت باشند، بلوف های سياسی بيش نيستند. بافت فرهنگی و سياسی جامعه عربستان، به هيچ يك از كشورهای منطقه شباهتی ندارد و ايالات متحده بيش از آنكه با زمامداران اين كشور مشكل داشته باشد، با تفكر سنتی مردمان آن در تقابل است. تصور انجام عمليات آزادسازی عربستان از آن گونه كه در عراق به وقوع پيوست، كمی مضحك به نظر می رسد. برخلاف عراق، در عربستان بايد دولت را از دست تحجر وهابی نجات داد! مراودات گسترده هيأت حاكمه اين كشور با جهان غرب طی دهه های گذشته، آنان را با مفاهيم و ارزش های حاكم بر آن جوامع به خوبی آشنا ساخته و بعضا روشنفكران اين كشور را به نوعی دوگانگی رفتاری در درون كشور و خارج از آن دچار كرده است. ايجاد جامعه مدنی در عربستان از طريق حاكمان و به طور ناگهانی، نه تنها تحولی در انديشه سنتی جامعه وهابی اين كشور پديد نخواهد آورد، بلكه می تواند موجب بروز شورش اقشار ناراضی اين كشور كه تحت فشارهای اقتصادی نيز قرار دارند شده، تمايلات ضدغربی آنان را تشديد كرده و به بازار گروه های تندرو رونق بيشتری ببخشد. اين طور به نظر می رسد كه تنها راه ايجاد تحول در اين كشور، فراهم آوردن زمينه گذار تدريجی از سنت به مدرنيته در بلندمدت می باشد. هرگونه تلاش جهت تسريع در اين روند، صرفا موجب سياسی تر شدن هرچه بيشتر باورهای مذهبی و افزايش مقاومت سنت گرايان شده و بر پيچيدگی كار خواهد افزود. با اين همه، با توجه به اقدامات ايالات متحده در عراق و تعيين حاكم نظامی آمريكايی برای بغداد، بعيد نخواهد بود كه نئومحافظه كاران اين كشور در تلاش جهت تحقق سريع تر آرمان های خود، به استفاده از ابزارهای كهنه دنيای سياست روی آورده و شيوه های استعماری قرن نوزدهم را در قرن بيست و يكم در پيش گيرند.


ترجمه امير هدايتی: شايد هيچكس در آغاز نمی دانست اين مرد 39 ساله كره ای كه بی تابانه درپی گريز از كشورش است اسرار نهفته بسياری در سينه دارد. لی جو ـ ايل دانشمند اهل كره شمالی كه درسال 1998 به چين و سپس به كره جنوبی گريخت سال ها در يكی از سری ترين پروژه های اقتصادی دولت كره شمالی فعاليت كرده و اسرار مگوی بسياری از طرح های پنهان پيونگ يانگ برای كسب درآمد بيشتر، برای گفتن دارد. او كه به دليل هراس از مامورين سرويس مخفی كره شمالی تاكنون هرگز لب به سخن نگشوده بود اخيرا در گفت وگو با خبرنگار روزنامه آلمانی زبان فرانكفورتر آلگماينه درسئول بخشی از دانسته های خود را بر زبان آورده است.

لی گرچه اكنون خود را از دست مامورين كره شمالی در امان می داند، اما به شدت نگران خانواده اش است كه همچنان در كره شمالی به سر می برند. حكايت از آنجا آغاز شد كه دولت كره شمالی يك ماموريت صريح و شفاف به دانشمندی بيولوژيست واگذار كرد: «توليد ترياك به منظور كسب درآمد ملی» وقتی اين پروژه به لی جومايل واگذار شد كه تقريبا هفت سال از آغاز تحقيق و تحصيل وی در زمينه علوم بيولوژی می گذشت. او در راس يك گروه كاری 40 نفره مسئوليت كشت و برداشت يك مزرعه ده هكتاری را برعهده گرفت و بنا به وظيفه ای كه برعهده داشت در تمامی مراحل كار با گروه همراهی می كرد؛ از تجهيز مزارع گرفته تا توليد ترياك و مراحل بعد. زمان برداشت از اواخر ماه مه تا اواسط ژوئن بود آن هنگام كه به گياه خشخاش تيغ می كشيدند و منتظر می ماندند تا شيره سفيدرنگ گياه به رنگ قهوه ای درآمده و پس از خشك شدن آماده برداشت شود. آنها با استفاده از اين شيوه چيزی حدود هفت تا هشت كيلو ترياك به دست می آوردند.

لی در اين زمينه می گويد: «ما می دانستيم كه اين موادمخدر را برای صدور به خارج لازم دارند اما نمی دانستيم محموله ها به چه كشورهايی صادر می شود. توليد ترياك تحت انحصار دولت بود و هدف از آن كسب درآمد ارزی عنوان می شد. » لی در ادامه توضيحات خود از مزارعی در كوه های شمالی كشور در Bujeon در منطقه هانگونگمادو ياد می كند كه ارتش 600 تا 800 هكتار از اراضی آن را برای كشت خشخاش درنظر گرفته بود. البته او يادآور شده بود اين اطلاعات را از منابع واسطه دريافت كرده است.

لی می گويد: «ما هرگز از نام ترياك استفاده نمی كرديم. اما واژه ساده تری برای اين محصول داشتيم «Paektoraji» گياهی شبيه خشخاش كه گياهی غيرمضر و قانونی است. به هنگام برداشت از نيروی دانش آموزان مدارس استفاده می شد. آنها را به مدت يك هفته به مزارع می آوردند و در تمام اين مدت تحت نظر می گرفتند تا مبادا برخی از اين گياهان به عنوان داروی ضددرد استفاده كرده و يا آن را به خريداران چينی بفروشند. اما تلاش های دولت برای كسب درآمدهای ارزی تنها به توليد ترياك خلاصه نمی شود. لی می گويد: «از آنجايی كه وضعيت اقتصادی كشور در شرايط ركود كامل به سر می برد و ديگر هيچ كالای ديگری برای صادرات وجود نداشت مقامات دولتی از هر وسيله ای برای كسب درآمد استفاده می كردند. به عنوان مثال ما همچنين به استخراج طلا از سطح زمين و داخل رودها نيز مشغول بوديم. ميزان طلای استخراج شده توسط گروه من به 300 تا 400 گرم در سال می رسيد. » دولت حتی از صدور قارچ به ژاپن نيز چشم پوشی نمی كرد، بنا به گفته لی اين وضعيت در بسياری از مناطق كشور حكمفرما بود و مزارع ترياك نيز به طور مستقيم زيرنظر حزب اداره می شدند.

غافلگيری ديپلمات های كره شمالی به هنگام قاچاق

از دهه هفتاد ميلادی تاكنون گزارش های متعددی به دست آمده كه احتمال تلاش دولت كره شمالی برای توليد و تجارت موادمخدر را بيش از پيش تقويت می كند. در اين فاصله تعداد بسياری از اتباع اين كشور مخصوصا ديپلمات های كره ای به هنگام قاچاق موادمخدر غافلگير شده اند. آخرين مورد از اين دست دستگيری نه قاچاقچی وابسته به شبكه قاچاق كره شمالی ـ تايوان در دوم ژوئيه سال 2002 است. مقامات تايوانی از اين مردان 79 كيلوگرم هروئين به دست آوردند كه قرار بود به قيمت ده ميليون دلار از كره شمالی به خارج منتقل شود.

ارتباط با جنايات سازماندهی شه در ژاپن

گارد ساحلی ژاپن در ششم ژانويه سال 2002 حدود 150 كيلوگرم متافتامين را در نزديكی سواحل فوكوكا ضبط كرد. گزارش های مقامات ژاپنی حاكی از آن است كه پيش از اين عمليات يك كشتی چينی با يك كشتی كره شمالی در آب های متعلق به اين كشور ديدار و محموله كشتی كره شمالی را بارگيری كرده است. بر طبق اين گزارش محموله توسط ده مرد يونيفورم پوش كره شمالی جابه جا شده است. مامورين مبارزه با موادمخدر ژاپن معتقدند كه متافتامين های مذكور در خاك كره شمالی توليد شده اند. مقامات اين كشور همچنين معتقدند كه حدود يك سوم از متافتامينی كه همه ساله به طور قاچاق وارد ژاپن می شود، متعلق به كره شمالی است، دولتمردان ژاپنی همچنين معتقدند كه مقامات رسمی كره شمالی با برخی از شبكه های جنايتكاری بزرگ ژاپن در هنگ كنگ ارتباط دارند.

يكی از جنجالی ترين پرونده های قاچاق موادمخدر كره شمالی، موردی است كه همين چندماه پيش در سواحل نيوساوت ولز در استراليا رخ داد. نيروی دريايی استراليا در بيستم آوريل پس از چهار روز تعقيب و گريز موفق شد كشتی «پونگ سو» متعلق به كره شمالی را در دريای توفانی منطقه متوقف كند. استراليايی ها پس از كشف 50 كيلوگرم هروئين در عرشه كشتی مذكور، كاپيتان و 29 ملوان كشتی را دستگير كردند. برخی از گزارش ها حاكی از آن است ميزان محموله كشتی بيش از اين ميزان بوده و سرنشينان كره شمالی پيش از دستگيری توانسته بودند مقداری از آن را به خشكی منتقل كنند. زيرا كه نيروهای پليس استراليا اندكی بعد در منطقه غربی شهر لورنه ويكتوريا 75 كيلوگرم هروئين را كه در زير خاك پنهان شده بود كشف كردند. سفارت كره شمالی در استراليا تاكنون تمامی اتهامات مربوط به مشاركت پيونگ يانگ در امر تجارت موادمخدر را رد كرده است. آژانس خبری اين كشور KCNA نيز اين اتهامات را تلاش درجهت مخدوش كردن چهره كره شمالی در سطح بين المللی خوانده است. اما دولت استراليا تاكنون حاضر به پذيرش اين تكذيبيه ها نشده است. آقای داونر، وزير امورخارجه استراليا اعلام كرده كه يكی از سرنشينان كشتی فوق عضو حزب كارگر كره شمالی است. علاوه بر اين كشتی ضبط شده يك كشتی كره ای است و باتوجه به سبك حكومت توتاليتاريستی كره شمالی می توان نتيجه گرفت كه كشتی رسما متعلق به دولت اين كشور بوده است.

همكاری با شبكه های قاچاق بين المللی

موارد اخير باعث شده است تا ايالات متحده يك بار ديگر در توجيه ادامه احتمالی تحريم های خود عليه كره شمالی همان اتهام های گذشته را عليه اين كشور تكرار كند. اينكه رژيم پيونگ يانگ برای ادامه بقای خود همچون يك شبكه جنايتكاری سازمان يافته عمل می كند؛ به كمك قاچاق موادمخدر، فروش فناوری موشكی و جعل اسكناس. اين روزها به گزارش های اتباع فراری كره شمالی بيش از پيش اهميت داده می شود يا حداقل اين گزارش ها بازتاب بيشتری در نزد افكار عمومی دارند. در 20 مه يكی از مقامات عالی رتبه حكومت كره شمالی كه سال های متمادی در محافل رده بالای پيونگ يانگ فعاليت می كرد، در برابر نمايندگان مجلس سنای آمريكا حاضر شده و گزارشی مفصل و البته متكی بر اطلاعات خود از پروژه های مخفی دولت كره شمالی در مورد توليد موادمخدر در اواخر دهه هفتاد در مناطق كوهستانی اين كشور ارايه كرد.

وی مدعی شد كه دولت با استفاده از تمامی امكانات كشاورزی موجود در منطقه ده هكتار از اراضی كوهستانی را به زير كشت خشخاش برده است. بنابه ادعای اين مقام كره شمالی تركيب توليد شده پس از تحويل به دستگاه های دولتی برای توليد هرويين به كار می رفته است. اين عمل نيز در يك كارخانه داروسازی در شهر چونگ جين (Chungjin) واقع در منطقه هامگونگ و با كمك متخصصين تايلندی انجام می شد. فرد مذكور در ادامه سخنان خود به اين نكته اشاره كرده است كه «كره شمالی موادمخدر توليد شده را به كشورهای چين، هنگ كنگ، ماكائو و روسيه صادر می كرده و در انجام اين كار با شبكه های بين المللی قاچاق موادمخدر همكاری می كرده است. » گفته های اين مقام سابق كره شمالی همچنين حاكی از آن است كه دولت پيونگ يانگ برای انتقال محموله های قاچاق از راه های دريايی استفاده می كرده است.

ناكافی بودن اطلاعات

در گزارش *(INCSR) كه در اول مارس 2003 و در خصوص وضعيت سال 2002 به واشنگتن ارايه شده، آمده است كه اطلاعات مربوط به توليد موادمخدر در كره شمالی يا قديمی اند يا غيرمستدل. در اين گزارش آمده است: «كمبود كود، انرژی و سموم كشاورزی، توليد محصولات كشاورزی خصوصا كشت خشخاش را در منطقه با مشكلات جدی مواجه می كند. » تهيه كنندگان اين گزارش كه البته آخرين موارد پيش آمده را در تحقيقات خود لحاظ نكرده اند، معتقدند كه علی رغم ادعاهای پی درپی اتباع فراری كره شمالی مبنی بر توليد گسترده ترياك و هرويين توسط دولت كره شمالی، اطلاعات موجود در اين زمينه به بيش از دو سال پيش باز می گردد، مضافا بر اين كه اين اطلاعات تاكنون از سوی هيچ مرجع مستقلی تاييد نشده است. INCSR علی رغم ذكر نمونه هايی پرشمار از مواردی كه حداقل توليد و قاچاق موادمخدر را از سوی دولت كره شمالی تاييد می كند، معتقد است كه اطلاعات موجود در اين زمينه ناكافی و محدود است و دولت ايالات متحده نمی تواند به درستی ميزان توليد و قاچاق موادمخدر از سوی دولت پيونگ يانگ را به درستی ارزيابی كند. INCSR همچنين در گزارش خود اين احتمال را كه ممكن است تجارت موادمخدر در كره شمالی صرفا توسط محافل جنايتكاری يا واحدهای خودسر ارتش انجام شود، منتفی ندانسته است. در اين گزارش می خوانيم: «از آنجايی كه تاكنون به هيچ دولت ديگری اتهام قاچاق موادمخدر برای كسب درآمدهای ارزی وارد نشده است، منطقی خواهد بود اگر از خود بپرسيم كه آيا ديگر فعاليت های پيونگ يانگ يك چنين ظنی را تقويت می كند يا خير. » تهيه كنندگان گزارش مذكور در پايان به اين نكته اشاره كرده اند كه دولت كره شمالی سال گذشته و در كمال شگفتی به ربودن اتباع ژاپنی و اجرای پروژه های پنهان هسته ای اعتراف كرده است.

فرانكفورتر آلگماينه
International Narcotics Control Strategy Report*


اتحاديه اروپا و نيز ايالات متحده به ناآرامی های اخير در ايران و نيز فعال شدن گروه های اپوزيسيون خارج از كشور توجه زيادی نشان داده اند. واشنگتن معتقد است كه بايد جهان غرب به حمايت از نارضايتی ها بپردازد. اما اروپايی ها همچنان بر مدارا با جمهوری اسلامی و گفت وگو با آن در جهت تقويت نهادهای مدنی و جريان اصلاح طلب در مسير سياستگذاری های نظام سياسی تاكيد دارند. مسائل هسته ای نيز موضوع ديگر مورد اختلاف اروپا و آمريكاست. «جك استراو» وزير خارجه انگليس به عنوان مهمترين متحد اروپايی آمريكا اخيرا در گفت وگويی با شبكه تلويزيونی بی بی سی ديدگاه متمايز اروپا نسبت به آمريكا را نشان می دهد.

با توجه به فعاليت های اپوزيسيون و موضع واشنگتن، آيا بايد برای وارد كردن فشار بر ايران در جهت تغييرات، اين كشور را تحريم تجاری كرد يا وام های بانك جهانی به آن را قطع كرد؟

نه. اين سياست دولت ما نيست. به اعتقاد من اين سياست دولت آمريكا هم نيست. سناتور ريچارد ليگا رئيس كميته روابط سنای آمريكا گفت وی و دولت از اين طرح حمايت نمی كنند و طرفدار ايجاد تغييرات در ايران از طريق مردم اين كشور هستند. رويكرد ما با آمريكا متفاوت بوده است. ما با دولت ايران گفت وگوی سازنده و مشروط داريم. با وجود آنكه پيشرفت در اين زمينه روندی كند داشته است فكر می كنم نشانه هايی وجود دارد كه نشان می دهد اين گفت وگوها موثر بوده است. درباره اينكه احتمال دارد ايران سلاح های هسته ای داشته باشد، من شخصا به كمال خرازی، وزير امور خارجه ايران، گفته ام اگر شما چيزی برای پنهان كردن نداريد، نبايد از بازرسی ها دقيق و جامع نگران باشيد، بازرسی هايی كه اكنون تمام جهان، نه فقط آمريكا، بلكه كشورهای عضو گروه هشت از جمله روسيه و اتحاديه اروپا نيز خواستار آن هستند. ما اكنون می خواهيم كه ايران پروتكل الحاقی آژانس بين المللی انرژی اتمی را امضا كند، پروتكلی كه اغلب ما در گذشته آن را امضا كرده ايم. بايد به اين كشور فرصت داد كه خود به موضوع گروه های مخالف بپردازد. چيزی كه فرايند دموكراسی را در ايران متوقف می كند، هدايت مخالفت ها از خارج است كه خوشبختانه اين موضوع تاكنون رخ نداده است.

بنابراين بايد آنها را فقط از خارج نظاره كنيم و دست به هيچ كاری نزنيم.

من نگفتم ما هيچ كاری نكنيم. بلكه گفتم گفت وگوی سازنده و مشروط داشته باشيم. آنچه را من با همكاران خود در اتحاديه اروپا در ميان گذاشتم و با آنها درباره آن به توافق رسيدم. . .

اين بود كه ايرانی ها بايد اين پروتكل را امضا كنند.

ما از دو سال پيش به ايران گفته ايم اگر می خواهد با اتحاديه اروپا همكاری نزديك تجاری داشته باشد، بايد در زمينه حقوق بشر و برای مثال در زمينه بازرسی های تسليحاتی پيشرفت هايی حاصل كند. ما روابط بهتر تجاری را با پيشرفت در زمينه حقوق بشر و همكاری با آژانس بين المللی انرژی اتمی مرتبط كرده ايم. ما پيشرفت های ايران را در اين زمينه به صورت دوره ای بررسی كرده ايم و نتيجه آن چندان رضايت بخش نبوده. در پاييز امسال، بعد از انجام يك رشته گفت وگوها با ايران، دوباره اين موضوع را مورد بررسی قرار می دهيم تا ببينيم تا چه حد به پيش رفته اند.

و اگر ايران اين پروتكل را امضا نكند، چه خواهد شد؟

به گونه ای اجتناب ناپذير، اگر ايران در اين زمينه ها پيشرفت حاصل نكند، اگر با بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی همكاری نكند، و همچنين اگر در زمينه های گفت وگوهای تجاری پيشرفت نداشته باشد، اين احتمال وجود دارد كه وزيران اروپايی مذاكرات را متوقف كنند.


عليرضا باقری ده آبادی: در مهر ماه سال گذشته و پس از اينكه تونی بلر نخست وزير انگليس گزارش 55 صفحه ای خود را از خانه شماره 10 داونينگ استريت به ساختمان وستمينستر محل پارلمان انگليس منتقل كرد تا مفاد آن را برای 659 نماينده مجلس عوام قرائت كند، شايد كمتر كسی فكر می كرد كه اين گزارش آغازی برای فتح بغداد باشد. در آن تاريخ تونی بلر كه با موج فزاينده مخالفت نمايندگان جناح چپ حزب كارگر و نيز حزب ليبرال دموكرات در مجلس عوام به دليل پيروی بدون قيد و شرط خود از سياست های آمريكا در قبال عراق، مواجه شده بود، اقدام به انتشار گزارش موسوم به دوسيه صدام كرد كه بيانگر مدارك نسبتا تكراری برای اثبات خطر رژيم صدام برای جهان و به ويژه انگليس بود. گزارشی كه بيشتر به اظهارات و اطلاعات مسئولين سازمان امنيت خارجی انگليس (ام. آی. ايكس) متكی بود. در اين رابطه يكی از بندهای مهم و فريبنده اين پرونده كه ناظر بر كارايی تسليحات كشتارجمعی عراق و توان ارتش آن كشور در استفاده سريع از آنها بود، سخت مورد توجه رسانه های خبری و محافل سياسی قرار گرفت.

به موجب بند مذكور عراق توانايی داشت ظرف 45 دقيقه از صدور فرمان نظامی، تسليحات كشتارجمعی خود را عليه اهداف مورد نظر به كار گيرد و موشك های آن كشور قادر بودند پايگاه انگلستان در كشور قبرس را هدف قرار دهند! در آن زمان اكثر روزنامه های چاپ لندن سخنرانی بلر در پارلمان را در رابطه با اين پرونده بسيار قوی قلمداد كردند و عبارت های تحسين برانگيز و زايدالوصفی را برای او كه به نوشته روزنامه جنجالی سان توانسته بود با ارائه يك سخنرانی قوی مهيج حتی منتقدان خود را دست خالی بگذارد، به كار بردند. با اين وجود اين موضوع باعث نشد كه مخالفين بلر كه از قرائت اين پرونده ناخرسند بودند و آن را گزارشی صرفا ساده ولی با پيرايه های سياسی می دانستند، بر موضع قبلی خود كه همانا تحقيق بيشتر در اين زمينه بود، اصرار مجدد نكنند. اما صدور قطعنامه 1441 شورای امنيت سازمان ملل و نيز انتشار پرونده نقض حقوق بشر توسط صدام از سوی وزارت خارجه انگليس، توانست بخش عمده ای از نگرانی های نخست وزير انگليس در برابر منتقدين داخلی او كه بعضا وی را به همراهی با يك گاوچران آمريكايی و داشتن نگاه سرخپوستی به جهان، متهم كرده بودند، برطرف كند.

اين پايان خوش با گذشت 42 روز از خاتمه عمليات نظامی عليه عراق و سپری شدن نه ماه از ارائه گزارش دوسيه صدام با فاش شدن خبر دستكاری در اطلاعات مضبوط در اين پرونده (از سوی يك منبع در دستگاه امنيتی انگليس) ديری نپاييد و جنجال تازه ای را برای محافل خبری و سياسی بريتانيا به وجود آورد. در اين زمينه بررسی عكس العمل غالب مطبوعات انگليس در اين مقطع و در واكنش به موضوع فوق جالب است. چرا كه اين حاميان و تحسين كنندگان بی چون و چرای ديروز جهت طرح دوسيه صدام در پارلمان كه مخالفين داخلی زيادی هم در آن زمان داشت، يك باره به منتقدين نافذی بدل شدند كه صراحتا از فريبكاری مقامات انگليسی در مونتاژ دوسيه صدام انتقاد می كنند. گويا فراموش كرده اند كه چند ماه پيش به بلر توصيه كرده بودند، در جهتی درست ايستاده است. از سوی ديگر انتشار اين مدارك نامعتبر اين تحليل ديروز را به طور قوی امروز بر اين خبر مهم و تا اندازه ای غيرمنتظره مبدل ساخته كه اساسا توافق بر سر حمله به عراق تصميمی بوده كه از قبل ميان بلر و بوش اتخاذ شده و دوسيه صدام صرفا يك بهانه تبليغاتی و روانی برای آغاز اين كار بوده است.

موضوعی كه از سوی برخی مقامات انگليسی با عنوان «كلاهبرداری خانه شماره 10» از آن ياد می شود. تا جايی كه رابين كوك كه ساعاتی پيش از آغاز تهاجم نظامی به عراق از سمت رياست اكثريت پارلمانی حزب كارگر و عضويت در كابينه استعفا كرده بود، خواستار تحقيق و تفحص از بلر شد چرا كه به اعتقاد او نخست وزير انگليس در اين جريان دسته گلی بزرگ به آب داده است. بی ترديد اقدام 70 تن از نمايندگان پارلمان انگليس در ارائه طرحی پارلمانی برای انتشار تمامی اسناد محرمانه دولتی بهتر می تواند عمق اين بحران را نشان بدهد. به ويژه اينكه بدانيم طراح اين درخواست پيتر كيلفويل شريك حزبی بلر بوده است. نكته بسيار مهم ديگری كه در رابطه با اين پرونده مطرح شد سخنان جان ريد رئيس اكثريت پارلمانی حزب كارگر در مجلس عوام و عضو كابينه دولت كارگری مبنی بر وجود عناصر خودسر در داخل سرويس های جاسوسی بريتانيا و تلاش برای بی اعتبار كردن دولت بلر است كه پرده های اين رسوايی را به بالاترين حد خود رساند.

به ويژه اينكه دانسته شود گزارش دوم منتشر شده از سوی دولت انگليس كه حاوی اطلاعاتی درباره آخرين وضعيت شبكه اطلاعاتی و سازمان های تابعه در دستگاه دولتی عراق و همچنين سلاح های كشتارجمعی آن كشور است، صرفا تلخيصی ناشيانه از مطالب نشريه «جيمز ديفنس» و پايان نامه دكترای يكی از دانشجويان بريتانيايی بوده كه اين مسئله وضعيت را برای دولت كارگری وخيم تر كرد تا جايی كه يك مقام دولت انگليس در هفته گذشته رسما به ارتكاب اشتباه در اين پرونده اعتراف كرد. در شرايط فعلی رسانه ها و مقامات بريتانيايی به نحوی ظريف اما آشكار سعی دارند از كنار اين مسئله عبور كنند و بيش از اين منافع ملی اين كشور دستخوش تبعات اين موضوع كه حاصل آن به بی اعتبار شدن سرويس های امنيتی و دولت كارگری می انجامد، نگردد.

از همين رو به نظر می رسد اين تحليل روزنامه فايننشال تايمز در ارائه اين مطلب كه استفاده احتمالی صدام از سلاح های كشتارجمعی يكی از دلايل دنبال نكردن جدی دوسيه صدام از سوی مقامات اين كشور در جريان بحران عراق بوده يا اين تحليل روزنامه ديلی اكسپرس كه كشف گورهای دسته جمعی را در عراق دليل مناسبی برای سرنگونی صدام دانسته است، توجيه مناسبی برای پنهان كردن زوايای پنهان دوسيه صدام باشد. پرونده ای كه در ابتدا به عنوان مستمسكی برای تهاجم به عراق مطرح بود! در اين رابطه شايد درك سخنان اخير بلر كه از افكار عمومی انگلستان خواسته است كه توجه خود را به مسائل انسان دوستانه و بازسازی عراق معطوف كنند و برای يافتن سلاح های كشتارجمعی او ديگر اولويتی قائل نيست، آسان باشد.


فرصت سوزی ها در پاسخ گويی به مطالبات جنبش اجتماعی مردم ايران حداقل در يكی دو سال اخير، به ناكام شدن روند اصلاحات در كشور منجر شده است. رئيس جمهوری در دو سال گذشته با كمك حقوقدانان برجسته كشور سعی كرد به تبيين برخی حقوق معوقه ملت بپردازد كه در قانون اساسی به طور مشخص بر آن تأكيد شده است كه اين حركت نشان دهنده حداكثر تعهد آقای خاتمی به انجام اصلاحات در قالب نظام جمهوری اسلامی است. هرچند سطح مطالبات جنبش اجتماعی به مراتب فراتر از اين لوايح بود اما به هر حال اين فرآيند در قالب لوايح دوگانه رئيس جمهوری به مجلس تقديم شد و مجلس نيز با كمال حسن نيت آن را به تصويب رساند.

هرچند ارائه اين لوايح به مجلس خيلی دير صورت گرفت اما تصويب به موقع آن از سوی شورای نگهبان می توانست بدنه دانشجويی، دانشگاهی و اجتماعی را به وجود حسن نيت برای انجام اصلاحات برای حفظ كليت نظام اميدوار سازد اما به نظر می رسد فرصت كشداری كه برای تصويب لوايح دوگانه رئيس جمهوری وجود داشت، با بروز ناآرامی های اخير در دانشگاه های شهرهای مختلف به پايان رسيده است و در شرايط كنونی تصويب لوايح دوگانه مشكل گشای ناآرامی ها و تهديد خارجی نخواهد بود. لذا به نظر می رسد آقای خاتمی و اصلاح طلبان بايد فاز جديدی را برای كنترل ناآرامی های اجتماعی و كاهش تهديد خارجی و افزايش ضريب امنيت ملی آغاز كنند، به تعويق انداختن اين وظيفه ملی به هيچ وجه به صلاح اصلاح طلبان نيست.

به زبان ديگر ورود به فاز جديد به مفهوم به دست گرفتن ابتكار عمل در كنترل ناآرامی های اجتماعی تلقی می شود و تنها در چنين شرايطی است كه اطلاق جنبش اجتماعی بدون «سر» به جنبش اصلاحی، ديگر موضوعيت نخواهد داشت. در واقع ناديده گرفتن اين ضرورت از سوی اصلاح طلبان موجب خواهد شد كه اپوزيسيون خارج از كشور، از شرايط جامعه ايران سوءاستفاده نمايند.


گارد سلطنتی مضحكه كمدين

روز دوشنبه 23 ژوئن يكی از مهم ترين موضوعاتی كه تيتر اكثر روزنامه های انگليس شد اتفاقی بود كه روز جشن تولد پرنس ويليام رخ داد. به نوشته روزنامه های انگليس با وجود تمهيدات امنيتی بسيار شديد كه در اطراف كاخ و محل برگزاری جشن اتخاذ شده بود يك نفر كه شباهت بسياری به بن لادن داشت در لباسی زنانه توانست از ميان گارد امنيتی عبور كند و زمانی كه پرنس مشغول سخنرانی و خوشامدگويی به ميهمانان بود تا نزديكی او پيش برود. اين فرد 36 ساله كه كمدين متخصص است هدف از اين عمل را شوخی و تبريك به پرنس اعلام كرد و نام خود را تروريست كمدی نهاده است. روزنامه ديلی تلگراف با اشاره بر اينكه حضور شخصی شبيه بن لادن در تولد باعث بروز بحران و هياهوی نيم ساعته شد نوشت كمدينی توانست گارد سلطنتی را مضحكه عام و خاص كند.

اقتدار تا 2020

روز يكشنبه اول تيرماه، رفراندومی كه راه را برای بر سر قدرت ماندن امامعلی رحمانف رئيس جمهور تاجيكستان تا سال 2020 باز خواهد كرد انجام شد. 1/3 ميليون رأی دهنده برای تغيير ماده 56 قانون اساسی تاجيكستان بر سر صندوق های رأی رفتند. طبق اين تغيير قرار است رحمانف كه دوره رياست جمهوری اش در سال 2006 پايان خواهد يافت می تواند 2 دوره هفت ساله نيز بر اقتدار بماند. رحمانف 50 ساله پس از فروپاشی اتحاد جماهير شوروی در سال 1992 تاجيكستان تازه به استقلال رسيده را با سمت رئيس مجلس اداره كرد و او كه سال 1994 به رياست جمهوری كشورش برگزيده شده در سال 1999 نيز بار ديگر برای دوره ای هفت ساله در مقامش ابقا شد. رفراندوم اخير باعث شكاف ميان گروه های مخالف دولت نيز شده است. حزب تولد دوباره اسلامی تاجيكستان كه از منتقدان سرسخت رفراندوم بوده و در سال های 1992 تا 1997 به مبارزه مسلحانه با حكومت پرداخته است اين بار برای حفظ صلح و ثبات در كشور در رفراندوم شركت كرده و بدين ترتيب حزب دموكراتيك تاجيكستان را بايكوت كرد.

روس ها ديگر كانال خصوصی ندارند

كانال تلويزيونی تی وی اس (TVS) تنها شبكه خصوصی روسيه به علت وضعيت بد مالی تعطيل شد. وزارت اطلاع رسانی و مطبوعات روسيه علت تعطيلی اين شبكه را بدهی هشت ميليون دلاری آن به دولت و زيان رساندن عملكرد شبكه به اقتصاد كشور اعلام كرد. با اين حال يوگنی كيسليف خبرنگار مشهور روسی و مدير پخش شبكه TVS علت تعطيل شدن كانال از سوی دولت را موضوعی سياسی دانست. از سوی ديگر ايگوريا كونكو دبير انجمن روزنامه نگاران روسيه نيز دولت را به تلاش برای انحصاری كردن اطلاع رسانی در كشور متهم كرد. تی وی اس سومين كانال تلويزيونی است كه توسط كيسليف تأسيس و به وسيله دولت روسيه تعطيل شده است. كيسليف درباره سومين دفعه بيكار شدنش گفت: «رويدادها همان گونه كه پيش بينی می كرديم پيش می رود ابتدا NTV ، بعد كانال 6 و اكنون نيز TVS». شبكه تلويزيونی TVS از نظر تعداد بينندگان در رده پنجم جای داشت.

روباه ها در پی صدام

نيروهای آمريكايی اتومبيلی را كه احتمال می رفت حامل صدام حسين رئيس جمهور سابق عراق و پسرش بود و قصد خروج از مرز عراق به سوريه را داشت ،مورد حمله موشكی قرار داد. به نوشته روزنامه آبزرور در حال حاضر برای شناسايی اجساد اين اتومبيل كه روز چهارشنبه هفته گذشته توسط موشك منفجر شد، آزمايش DNA انجام می شود. حمله پس از ثبت مكالمه تلفنی صدام يا يكی از پسرانش با تلفن ماهواره ای در نزديكی شهر قائم در مرز سوريه انجام شد ليكن حتی نيروهای آمريكايی نيز از صحت اين موضوع اطمينان ندارند. در حالی كه 2 ماه و نيم از سقوط بغداد و رژيم بعث عراق می گذرد هنوز اطلاع دقيقی از زنده يا مرده بودن صدام و پسرانش در دست نيست. به گزارش رسانه های آمريكايی مقامات دولت جورج بوش از زنده بودن صدام حسين مطمئن بوده و معتقدند وی در روزهای آخر پيش از سقوط بغداد حملات نيروهای عراقی عليه آمريكايی ها را هدايت می كرده است. روز قبل از حمله به اتومبيل روزنامه نيويورك تايمز از دستگيری منشی ويژه صدام خبر داد و اظهار داشت كه طبق گفته های منشی، صدام و پسرانش هنوز زنده هستند. از سوی ديگر آمريكا نيروهايی را به نام روباه های گری برای يافتن مرده يا زنده صدام حسين بسيج كرده است. اين تيم يكی از سری ترين گروه ارتش آمريكاست و در سال 1981 در پنتاگون با عنوان گروه فعاليت كمك رسانی اطلاعاتی تشكيل شده و از آن سال به بعد در خطرناك ترين عمليات ها شركت كرده است. اگر واقعا مرگ صدام در انفجار اتومبيل ثابت شده يا به هر ترتيبی دستگير شود پس از دستگيری پابلو اسكوبار بارون مشهور مواد مخدر كلمبيا اين بزرگ ترين موفقيت تيم روباه های گری خواهد بود.

در مناطق متوسط و محروم خبری نبود

روزنامه «جمهوری اسلامی» در تحليلی از حوادث اخير با بيان اينكه «اغتشاشات در مناطق مرفه نشين شهرها صورت گرفته» نوشته است: «در مناطق متوسط و محروم نه تنها خبری از اغتشاش نبود بلكه اهالی اين مناطق كه توده های مردم را تشكيل می دهند برای مقابله با اين جماعت اندك، اعلام آمادگی كردند ولی چون منع شده بودند، صبوری پيشه نمودند. »

مراجع و «بابك خرم دين»

12 تيرماه قرار است مثل هر سال برنامه ای در قلعه بابك واقع در منطقه كليبر آذربايجان شرقی برای بزرگداشت «بابك خرم دين» برگزار شود. اين اقدام با مخالفت برخی مراجع دينی مواجه شده است. آيت الله ناصر مكارم شيرازی، بابك خرم دين را فردی «دارای انحرافات روشن دينی و اخلاقی» دانسته و گفته «مسئولان از صرف بيت المال در اين راه جلوگيری نمايند. » آيت الله صافی گلپايگانی نيز گفته: «شبهه ای در كفر و الحاد بابك خرم دين نيست. . و صرف بيت المال و مال شخصی در جهت اشاعه نام و ياد او همه حرام است. »

مانند شيطان پرستان

محافل سياسی اپوزيسيون خارج از كشور در روزهای اخير توجه زيادی به ماجرای خودسوزی اعضا و هواداران سازمان مجاهدين خلق (منافقين) در اعتراض به بازداشت «مريم رجوی» و ديگر سران اين گروه نشان داده اند. منتقدان گروه رجوی، خودسوزی اعضای آن را «فرجام تلخ راهی كه اين سازمان و رهبری آن در دو دهه طی كرده است » می دانند و در تحليل های خود می نويسند: «سازمان در 20 سال گذشته تاريك انديشی و خرافه پرستی رجوی و سازماندهی شبه فاشيستی در پيكره تشكيلات خود را رواج داده است. » يكی از منتقدان سازمان در يادداشت انتقادی خود پرسيده: «راستی چه تفاوتی هست بين اين اقدام خودسوزی و اقدام دار و دسته های شيطان پرست در آمريكا كه بر پايه تصوری خرافاتی، زهر به همديگر و حتی كودكان خود داده و قتل عامی جمعی را به جان می خرند؟»

دخالت عوامل خودسر

فرمانده نيروی زمينی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به حوادث اخير در دانشگاه ها و دخالت عوامل خودسر در اين ناآرامی ها، گفت: نيروهای خودسر و اقدامات آنان مورد تاييد هيچ كس نيست و عمل آنان به مثابه آب به آسياب دشمن ريختن است. سردار «عزيز جعفری» در همايش سياسی نيروی زمينی سپاه پاسداران، افزود: توسط شبكه های ماهواره ای دعوت به اغتشاش می شوند، حتی نيم درصد از مردم ايران هم نيستند. وی خاطرنشان كرد: اين حركت ها كه در پی تجمع صنفی تعدادی دانشجو انجام شد، يك حركت كاملا برنامه ريزی شده بود. سردار جعفری، تاكيد كرد: شبكه های فارسی زبان ضد انقلاب، مردم را به اغتشاش می خواندند و عوامل داخلی آمريكا نيز به اين حركت كمك می كردند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو