|

ابوالقاسم بينات*: با توجه به تفاوت سطح توسعه كشورهای عضو سازمان جهانی تجارت و اين نكته كه هم اكنون بيش از دو سوم اعضای سازمان جهانی تجارت كشورهای در حال توسعه هستند، تعجب آور نيست كه توجه به نيازها و ملاحظات توسعه ای اين كشورها از جايگاه ويژه ای در تدوين و اجرای مقررات سازمان جهانی تجاری برخوردار باشد. رويكرد سازمان جهانی تجارت به ملاحظات توسعه ای در حد گسترده ای بر سابقه تعامل كشورهای در حال توسعه و توسعه يافته در چارچوب موافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت (گات 47) در طول سال های نيمه دوم قرن بيستم استوار است.
هر چند از مجموع 23 كشور متعاهد گات در سال ،1947 11 كشور متعلق به گروه كشورهای در حال توسعه (طبق گروه بندی های شناخته شده امروزی) بودند، ولی هيچگونه نگرش خاصی به موضوع توسعه و ملاحظات توسعه ای خاص اين كشورها در گات وجود نداشت. در واقع در آن زمان كشورهای در حال توسعه و توسعه يافته عليرغم شكاف عظيم توسعه ای بين آنها از تعهدات برابری نزد گات برخوردار بوده و قوانين و مقررات يكسانی بر آنها حاكم بود. مهم ترين و بارزترين نمونه اين نوع نگرش، شمول اصل «رفتار متقابل» به عنوان شالوده نظام تجاری چند جانبه پس از جنگ جهانی دوم، بر هر دو گروه از اين كشورها بود.
با تشديد روند استعمارزدايی در دهه 1950 و افزايش تعداد كشورهای در حال توسعه، تلاش آنها برای جلب توجه كشورهای توسعه يافته به وضعيت خاص اقتصادی شان در مجامع بين المللی قوت يافت. نخستين تحولی كه در آن زمان در راستای انعكاس نگرانی های توسعه ای كشورهای در حال توسعه در گات صورت پذيرفت، اصلاح ماده 18 و تغييرنام آن به «كمك های دولتی به توسعه اقتصادی» بود. بر طبق اين ماده اصلاحی، كشورهای در حال توسعه اجازه يافتند تا به منظور كمك به تاسيس صنايع خاص و يا بخش های جديد كشاورزی و همچنين مقابله با مشكلات تراز پرداخت هايشان، برخلاف تعهدات خود در چارچوب گات، از طريق لغو امتيازات تعرفه ای قبلی و يا اعمال محدوديت های مقداری جديد، با حصول شرايطی، دست به اقدامات حمايتی بزنند.
مهم ترين دستاورد بعدی چانه زنی دسته جمعی كشورهای در حال توسعه در گات، متعاقب تاسيس «كنفرانس تجارت و توسعه ملل متحد» آنكتاد، افزودن فصل چهار با عنوان «تجارت و توسعه» به گات بود كه در واقع بيشتر به مانيفست كشورهای در حال توسعه در زمينه طرح خواست ها و دغدغه های توسعه ای شان شباهت داشت. مهم ترين دستاورد اصلی اين فصل، پذيرش معافيت های كشورهای در حال توسعه از شمول اصل رفتار متقابل توسط كشورهای توسعه يافته بود. بر اين اساس از كشورهای توسعه يافته خواسته شد تا در طول مذاكرات تجاری چند جانبه از هر گونه در خواست مشاركت و يا تعهدی كه برای نيازهای تجاری و مالی خاص كشورهای در حال توسعه مضر شناخته می شود، خودداری ورزند.
نقطه عطف ديگر در طول سال های پيش از شروع دور اروگوئه برای كشورهای در حال توسعه در گات، تصويب مصوبه موسوم به «شرط تواناسازی» در سال 1979 در دور توكيو بود كه زمينه حقوقی لازم را برای اعطای «رفتار ويژه و متفاوت» به كشورهای در حال توسعه فراهم می ساخت. هر چند كشورهای در حال توسعه پيش از آن نيز، به ويژه در چارچوب فصل تجارت و توسعه، در قالب معافيت از برخی از قواعد گات، از نوعی رفتار ويژه و متفاوت برخوردار شده بودند، ولی با به رسميت شناخته شدن اين اصل در قالب مصوبه مزبور، چارچوب حقوقی لازم برای اقدامات آتی نيز فراهم گرديد. شرط تواناسازی همچنين زمينه حقوقی لازم را برای اعطای «نظام عموميت يافته ترجيحات» (GSP) توسط كشورهای توسعه يافته و ايجاد ترتيبات تجاری جنوب ـ جنوب، كه انحرافی از اصل دولت كامله الوداد گات به شمار می آمد، به طور دائم فراهم ساخت و بدين ترتيب دامنه رفتار ويژه متفاوت به حوزه های جديدتری گسترش پيدا كرد.
مذاكرات دور اروگوئه
شروع مذاكرات دور اروگوئه همزمان با تغييراتی در استراتژی توسعه ای كشورهای در حال توسعه بود. با كمرنگ تر شدن استراتژی درونگرای توسعه در اين دوره و تجربه موفق كشورهايی كه در دهه 70 استراتژی توسعه صادرات را در پيش گرفته بودند، اقبال عمومی به سياست های برونگرای توسعه شدت يافت. تاثير اين تغيير نگرش بر رويكرد كشورهای در حال توسعه به مذاكرات تجاری دور اروگوئه محسوس بود. كشورهای در حال توسعه در اين دور برخلاف ادوار قبل كه مشاركت چندانی در مذاكرات تجاری نداشته و مصونيت از قواعد گات را دنبال می نمودند، با بازگشت به اصل رفتار متقابل همپای كشورهای توسعه يافته به تبادل امتيازات تجاری اقدام نمودند و همگرايی بيشتر در نظام تجارت چند جانبه را در پيش گرفتند. مشاركت فعال كشورهای در حال توسعه در دور اروگوئه در چهار حوزه عمده به طور بالقوه و بالفعل دستاوردهايی را برای آنها به همراه داشته است. نخست تقويت و استحكام بيشتر نظام حل اختلاف در سازمان جهانی تجارت امنيت و اطمينان بيشتری را برای منافع تجاری كشورهای در حال توسعه به همراه خواهد داشت.
آزادسازی مرحله ای تجارت محصولات كشاورزی و منسوجات و پوشاك، به عنوان دو حوزه عمده مورد علاقه صادراتی كشورهای در حال توسعه كه تا پيش از آن از قلمرو نظام تجاری چند جانبه مستثنی بوده و تابع رژيم خاصی بودند، نيز از دستاوردهای مهم مذاكرات دور اروگوئه برای كشورهای در حال توسعه به شمار می رود. موافقتنامه حفاظت ها كه بعضی از اقدامات حمايتگرايانه از جمله اقدامات موسوم به «حوزه خاكستری» شامل محدوديت های داوطلبانه صادراتی (VERs) را ممنوع می سازد نيز پيشرفت مهمی در جهت امنيت بيشتر دسترسی به بازار برای محصولات صادراتی كشورهای در حال توسعه به شمار می آيد. در مقابل منافع و امتيازاتی كه در بالا بر شمرده شد، كشورهای در حال توسعه تعهدات گسترده ای را نيز در حوزه های مختلف تحت پوشش سازمان جهانی تجارت متقبل شدند كه تاكنون پيامدهای بسياری را نيز برای آنها در برداشته است.
تاسيس سازمان جهانی تجارت و نگرش به توسعه
هر چند كشورهای در حال توسعه در دور اروگوئه استراتژی همگرايی بيشتر در نظام تجاری چند جانبه را در پيش گرفته و برخلاف گذشته همپای كشورهای توسعه يافته به تبادل تعهدات و امتيازات تجاری اقدام كردند، ليكن نگرش خاص به موضوع توسعه همچنان در سازمان جهانی تجارت نيز از اهميت ويژه ای برخوردار است. كميته تجارت و توسعه كه در سال 1964 به منظور پيگيری خواسته ها و ملاحظات توسعه ای كشورهای در حال توسعه (كه در فصل تجارت و توسعه گات تبيين گرديده بود) ايجاد شده بود همچنان در چارچوب سازمان جهانی تجارت وظيفه بررسی مسائل گسترده مربوط به تجارت كشورهای در حال توسعه را بر عهده دارد. وظايف كميته تجارت و توسعه به طور مشخص در سه حوزه مطالعه و پيگيری مقررات رفتار ويژه و متفاوت، هماهنگی كمك های فنی به كشورهای در حال توسعه و بررسی مشكلات اقتصادهای كوچك، كه با مشكلات فقدان صرفه های مقياس و كمبود و منابع طبيعی مواجه هستند، خلاصه می شود. كميته فرعی كم توسعه يافته ترين كشورها (LDCs) نيز به عنوان زيرمجموعه كميته تجارت و توسعه وظيفه پيگيری مشكلات كشورهای LDC را، به دليل ضرورت توجه ويژه به وضعيت خاص توسعه ای آنها، بر عهده دارد. از ميان مجموعه وظايف فوق، بررسی و پيگيری مقررات رفتار ويژه و متفاوت برای كشورهای در حال توسعه از اهميت خاصی برخوردار است.
رفتار ويژه و متفاوت با كشورهای در حال توسعه
آن دسته از مقررات مربوط به رفتار ويژه و متفاوت با كشورهای در حال توسعه، كه در طول چند دهه قبل از تاسيس سازمان جهانی تجارت شكل يافته بودند، از طريق موافقتنامه گات ،94 كه شامل گات 47 و يك رشته تفاهمنامه ها و اصلاحيه های جديد است، به سازمان جهانی تجارت منتقل گرديده است. در عين حال ديگر موافقنامه های متشكله سازمان جهانی تجارت نيز هر يك رفتار ويژه و متفاوتی با كشورهای در حال توسعه را به اشكال مختلف پيش بينی نموده اند. به طور كلی اين مقررات را می توان به سه دسته عمده به شرح ذيل تقسيم كرد.
الف: مقررات ناظر بر تسهيل تجارت كشورهای در حال توسعه و كم توسعه يافته ترين كشورها(LDCs). اين دسته از مقررات شامل اقدامات يكجانبه كشورهای توسعه يافته در اعطای رفتار ترجيحی به كشورهای در حال توسعه در قالب «نظام عموميت يافته ترجيحات» (GSP)، به استناد «شرط تواناسازی» مصوب ،1979 ترجيحات تجاری به كشورهای حوزه های جغرافيايی خاص به استناد معافيت های موقت از ماده يك گات 94 (اصل دولت كامله الوداد - MEN)، حذف كامل عوارض گمركی كالاهای صادراتی كشورهای LDC توسط كشورهای توسعه يافته امكان ايجاد ترتيبات تجاری جنوب ـ جنوب با تعديل شرايط ماده 24 گات، به استناد شرط تواناسازی و توجه بيشتر به آزادسازی تجاری كالاهای مورد علاقه صادراتی كشورهای در حال توسعه، به استناد فصل چهارگات، می شوند.
ب: انعطاف بيشتر برای كشورهای در حال توسعه در پذيرش تعهدات. اين دسته از مقررات شامل انعطاف در برقراری حمايت برای تاسيس صنايع جديد و اتخاذ اقدامات محدودكننده در زمان بروز مشكل تراز پرداخت ها، معافيت از برخی مقررات خاص در چارچوب گات 94 و ديگر موافقتنامه های متشكله سازمان جهانی تجارت، دوره های انتقالی طولانی تر برای اجرای تعهدات و انعطاف ها و معافيت های گسترده تر برای كشورهای LDC می شود.
ج: ارائه كمك های فنی به كشورهای در حال توسعه. با توجه به حجم وسيع تعهدات كشورهای در حال توسعه در موافقتنامه های مختلف تخصصی سازمان جهانی تجارت، ترتيبات مختلفی با هدف ارائه كمك های فنی به منظور ايجاد ظرفيت های تخصصی، سازمانی و حقوقی لازم جهت همگرايی بيشتر كشورهای در حال توسعه در نظام تجاری چندجانبه در موافقتنامه های مختلف سازمان جهانی تجارت پيش بينی شده است. علاوه بر اين اقدامات يكپارچه و هماهنگی نيز جهت ارائه كمك های فنی به كشورهای در حال توسعه با همكاری سازمان های مختلف بين المللی ترتيب داده شده است.
تحولات جديد توسعه ای
با گذشت چند سال از زمان تاسيس سازمان جهانی تجارت، مهم ترين نگرانی كشورهای در حال توسعه عملی ساختن حجم گسترده تعهدات و امتيازات در موافقتنامه های مختلف آن سازمان است. كشورهای در حال توسعه به طور مشخص خواستار عملی ساختن وعده های آزادسازی تجاری كشورهای توسعه يافته در بخش های محصولات كشاورزی و منسوجات و پوشاك بوده و از كمبود منابع لازم جهت اجرای تعهداتشان در چارچوب موافقتنامه های تخصصی سازمان جهانی تجارت، عليرغم وعده ارائه كمك های فنی و تخصصی توسط كشورهای توسعه يافته، گلايه مند هستند. برگزاری اجلاس وزرای دوحه در سال 2001 و شروع مذاكرات دور جديد، تحرك جديدی را برای پيگيری ملاحظات توسعه ای كشورهای در حال توسعه فراهم ساخت. اجلاس وزرای دوحه تصميماتی را مبنی بر گسترش دامنه همكاری های فنی و ظرفيت سازی به منظور انطباق كشورهای در حال توسعه با موازين و مقررات سازمان جهانی تجارت و استفاده از مزايای نظام تجاری چند جانبه اتخاذ كرد.
از ديگر تصميمات مهم اين اجلاس تاكيد مجدد بر ارائه كمك های فنی و تخصصی به كشورهای LDC و تضمين دسترسی بدون عوارض به بازار برای كالاهای صادراتی آنها بود. اجلاس وزرای دوحه همچنين خواستار تقويت مقررات ناظر بر رفتار ويژه و متفاوت با كشورهای در حال توسعه و بررسی تبعات لازم الاجرا ساختن مفاد غيرالزامی اين مقررات شد. به منظور رسيدگی خاص به مسائل تجارت كشورهای در حال توسعه، دو گروه كاری در ارتباط با «تجارت و انتقال تكنولوژی» و «تجارت، بدهی ها و مسائل مالی» نيز با تصميم اجلاس وزرای دوحه تاسيس گرديدند كه می بايست نتايج مطالعات خود را ظرف سه سال به شورای عمومی سازمان جهانی تجارت ارائه دهند.
* كارشناس نمايندگی تام الاختيار تجاری جمهوری اسلامی ايران |