|

ترجمه عباس فتاح زاده: ثروت شخصی ميخائيل خودوركوفسكی هشت ميليارد دلار تخمين زده می شود. بدين ترتيب او ثروتمندترين مرد روسيه است. ارتقای وی از سمت صندوق دار اتحاديه جوانان كمونيست تا مديريت يوكوس، دومين شركت بزرگ نفتی روسيه، از سوی منتقدان گواه روشن به يغما رفتن روسيه در دوران رياست جمهوری بوريس يلتسين تلقی می شود. قرار است اواخر سال جاری ميلادی «سيب نفت» با يوكوس ادغام شود و شركت حاصل «يوكوس سيب نفت» ناميده شود. غول حاصل موجب خواهد شد تا خودوركوفسكی 39 ساله صاحب شركتی با قدرت كاملا جهانی شود. اين ميلياردر روس اخيرا در گفت وگويی با مجله آلمانی زبان اشپيگل به اظهارنظر پيرامون اهداف بلندپروازانه خويش، حضور در بازی جهانی شركت های نفتی بزرگ، استقلال اقتصاد روسيه از منابع مواد خام و رشد بحث برانگيز وی تا حد ثروتمندترين مرد كشور پرداخته است. متن مصاحبه مذكور در زير از نظرتان می گذرد.
• • •
• آقای خودوركوفسكی، از زمانی كه اعلام شده شما با ادغام يوكوس و سيب نفت چهارمين شركت خصوصی بزرگ در عرصه توليد جهانی نفت را پديد می آوريد، اظهارنظر رسمی ای به عمل نياورده ايد. آيا در اين راه با دشواری هايی روبه رو شده ايد؟
مذاكرات بسيار دشوار بودند، لذا بايد بسيار محتاط باشيم.
• آيا اين ادغام كه بزرگ ترين معامله در طول تاريخ شركت های روسی محسوب می شود اكنون قطعی شده است؟
اسناد مربوط همگی امضا شده اند اما بايد تا پايان سال صبر كنيم تا روند ادغام تكميل شود. در اين زمينه هنوز برخی موضوعات روشن نشده اند.
• هدف شما كسب عنوان راكفلر روسيه بوده است. آيا به اين هدف خويش دست يافته ايد؟
من نمی دانم چه كسی اين موضوع را عنوان كرده است. من تنها می خواهم خودم باشم يعنی خودوركوفسكی روسيه.
• خب اين خودوركوفسكی روسيه چه هدفی را دنبال می كند؟
ما می خواهيم در بازی جهانی شركت های نفتی مشاركت كنيم.
• آيا فكر می كنيد بتوانيد در مقابل غول هايی نظير اگزون موبيل و شل دوام بياوريد؟
اهداف من بسيار واقع گرايانه هستند. در درجه نخست قصد دارم سرمايه شركتم در بازار را افزايش دهم. برای اين كار بايد سود را افزايش دهيم. گستردگی شركت برای ما هدف اصلی نيست. گسترده كردن شركت تنها زمانی برای من جالب است كه ارزش سهام را در بازار بورس بالا ببرد.
• آيا بدين ترتيب شركت در درجه نخست در خدمت سرمايه گذاران خويش قرار می گيرد؟ پرسنل و دولت در اين بين چقدر اهميت دارند؟
شركت بايد پرسنل خود را راضی نگه دارد تا آنها خوب كار كنند و به فكر ترك شركت نيفتند. بايد دولت را هم راضی كنيم تا به فكر آن نباشد كه شركت را تحت فشار قرار دهد. اما موضوع آن است كه معيار ارزيابی يك شركت وضعيت سهامداران آن است.
• بگذاريد به موضوع تجارت بين المللی نفت بپردازيم. جنگ عراق چه تغييراتی در بازار نفت ايجاد كرد؟
ذخاير نفت عراق خيلی كمتر از عربستان نيستند. برای هر دو كشور نفت منبع اصلی درآمد است - برخلاف روسيه. اگر دولت آمريكا قصد داشته باشد، توليد نفت عراق را مجددا تا حد قابل توجهی از سربگيرد، باز هم نمی توان انتظار قيمت هايی پايين را داشت.
• آمريكايی ها به سبب تسلط بر نفت عراق ديگر خيلی به نفت روسيه وابسته، نيستند. حداقل به اندازه اوپك به روسيه توجه نخواهند كرد. اين موضوع به روسيه ضرر می زند.
آمريكا هيچ گاه از وابستگی به نفت روسيه رهايی پيدا نخواهد كرد. . .
• . . . اما اهميت استراتژيك نفت روسيه به شدت تغيير كرده است.
اهميت نفت روسيه شش ماه تمام بيش از اندازه واقعی آن نشان داده شد. اما اكنون ارزيابی ها به صورت نرمال درآمده اند. موضوع ايجاد وزنه ای در مقابل اوپك ديگر مطرح نيست. ايالات متحده كنترل زيادی بر درون اوپك دارد. اما روسيه همچنان ده درصد نياز نفت دنيا را تامين می كند. مضاف بر اين در روسيه بيش از 30 درصد ذخاير گاز دنيا وجود دارد. آمريكا به ذخاير مذكور علاقه زيادی نشان می دهد.
• شما در مقطعی كه اهميت نفت روسيه بيش از اندازه واقعی آن تلقی می شد، از فرصت استفاده كرده و پروژه خط لوله نفت به بندر مورمانسك را به پيش برديد. قصد داريد از مورمانسك به آمريكا نفت صادر كنيد. در اين زمينه چه حرفی برای گفتن داريد؟
پروژه مورمانسك ربطی به ارزيابی های مبالغه آميز پيرامون اهميت روسيه ندارد. ما می خواهيم روزانه يك تا دو ميليون بشكه به آمريكا نفت صادر كنيم. ايالات متحده علاقه مند به متنوع سازی ساختار واردات نفت است، اما ما نمی خواهيم بيش از حدود ده درصد در واردات آمريكا سهم داشته باشيم.
• شما در گذشته چند بار سخن از قيمت عاقلانه نفت رانده ايد و بر تلاش خود برای رسيدن به قيمت مذكور تاكيد كرده ايد. می گوييد قيمت مذكور منافع صادركنندگان و خريداران را به يك اندازه تامين می كند. سطح قيمت عادلانه چقدر است؟
تا مدتی پيش من قيمت عاقلانه را 20 يا شايد 21 دلار در بشكه می دانستم، اما با توجه به تغييرات كنونی اولويت های ارزی قيمت عاقلانه را حالا بين 23 تا 25 دلار می دانم.
• شما همواره پروژه های جديدی را برنامه ريزی می كنيد. حتی حالا به فكر بهره برداری از حوزه های نفتی آركتيس افتاده ايد. آيا اين خطر روسيه را تهديد نمی كند كه به سرعت ذخاير نفت خويش را به اتمام برساند؟
پروژه آركتيس احتمالا در سال 2015 به اجرا می رسد. ما به اندازه كافی ذخاير داريم. در برنامه استراتژی های ما در زمينه انرژی پيش بينی شده كه سالانه حدود 500 ميليون تن استخراج داشته باشيم. روسيه می تواند سال های زيادی اين رقم را حفظ كند. من از افزايش توليد بيشتر از رقم فوق حمايت نمی كنم.
• با وجود اين موافقت كرده ايد كه يك خط لوله 2400 كيلومتری نيز اضافه بر ساير مسيرها از سال 2005 سالانه به بازار آينده دار چين تا سقف 30 ميليون تن نفت برساند. در قالب پروژه مذكور ظرف 25 سال مجموعا 700 ميليون تن نفت به چين صادر خواهد شد.
رقم 500 ميليون تن در سال تنها 20 درصد اضافه بر سطح امروزی است. خطوط لوله در نظر گرفته شده هم قرار است صرفا اين فاصله را پر كنند.
• چه كسی ۵/۲ ميليارد دلار سرمايه گذاری لازم برای ساخت خط لوله جديد را صورت خواهد داد. يوكوس يا شركت دولتی ترانس نفت كه انحصار خطوط لوله را در اختيار دارد؟
هزينه اين پروژه را دولت های چين و روسيه می پردازند.
• يوكوس پولی نمی پردازد و فقط از آن سود می برد؟
بزرگ ترين سود را دولت خواهد برد، زيرا از مجموع 150 ميليارد دلار كل درآمدی كه برای پروژه خط لوله پيش بينی شده، تنها از طريق ماليات 60 ميليارد دلار نصيب دولت می شود.
• يوكوس به تدريج به نوعی دولت در دولت بدل می شود. اگر شما استخراج نفت را كاهش دهيد، روسيه نخواهد توانست به سربازان ارتش و بازنشستگان حقوق پرداخت كند و هزينه های آنها را به صورت كامل تامين نمايد. وقتی به اين موضوع فكر می كنيد چه احساسی به شما دست می دهد؟
اگر شركت نوكيا هم توليد تلفن همراه خويش در فنلاند را نصف كند دولت آنجا هم خيلی ناراحت می شود. اما اين كار باعث می شود كه مدير شركت نتواند مدت زيادی در پست خويش باقی بماند. از اين منظر می توان گفت كه من هم در سمت خويش آزادی و راحتی كاملی ندارم.
• آيا اقتصاد روسيه بيش از حد به نفت و گاز وابسته نشده است؟
بله خيلی وابسته شده ايم. اما اين وابستگی آن قدر هم كه عموم فكر می كنند بالا نيست.
• مواردی كه در مورد كشورهايی نظير ونزوئلا پيش آمده نشان می دهند درآمدهای نفتی موجب غفلت از اصلاحات لازم نيز می شوند.
مقايسه ما با ونزوئلا درست نيست. سهم درآمدهای نفتی در توليد ناخالص داخلی ونزوئلا بسيار بالاتر از وضعيت آن در روسيه است، اما طبيعتا ممكن است در روسيه هم منابع نفت برخی اصلاحات را به تعويق بياندازند. . .
• . . . زيرا فشار برای شكستن ساختارهای پوشيده به علت درآمدهای نفت، زياد نمی شود.
بله، طبيعی است. اما به سختی می توان مردم را متقاعد كرد كه دولت بايد داوطلبانه از درآمدهای خويش چشم بپوشد.
• ما هم پيشنهاد نمی كنيم كه دولت از درآمدهايش صرفنظر كند. اما وقتی پول بدون زحمت به دست بيايد، موجب راحت طلبی می شود.
قطعا حرف شما درست است. اگر در روسيه چنين منابعی وجود نداشت، برخی اصلاحات سريع تر به انجام می رسيدند. اما روی ديگر قضيه را هم بنگريد: اگر منابع مذكور نبودند شايد اصلا ديگر روسيه ای وجود نداشت.
• روابط شما با رهبران سياسی روسيه بسيار مبهم و مشكوك است. پوتين، رئيس جمهور، شما را متهم می كند كه ايجاد امپراتوری تان به شكلی كاملا قانونی و صحيح صورت نگرفته است. با وجود اين دولت از ادغام شركت «سيب نفت» با شركت شما جلوگيری نكرد. آيا نبايد برای شما پيش شرطهايی قائل می شدند؟
من هرگز نشنيده ام كه پوتين از نحوه شكل گرفتن شركت من انتقادی كرده باشد.
• در جريان ديدار ماه فوريه (بهمن ماه) در كرملين او اظهاراتی در اين زمينه بر زبان آورد.
موضوع كاملا چيز ديگری بود. مسئله نحوه پرداخت ماليات مطرح شد. در مورد اين موضوع مدت ها است كه تصميم گيری شده است. امروز ديگر هيچ كس در روسيه به جز كمونيست ها در مورد خصوصی سازی شركت های دولتی ترديد ندارد.
• آيا نتايج خصوصی سازی مورد ترديد است يا نحوه شكل گرفتن آن؟
در مورد نتايج ديگر ترديدی وجود ندارد. در مورد نحوه شكل گرفتن روند خصوصی سازی هم بايد بگويم كه همه چيز چندين بار بررسی شده و قانونی دانسته شده است. البته اگر از نگاه قوانين دولت قبلی بنگريد در مرحله انقلاب و تحول برخی اقدامات معدود شكل قانونی نداشته اند.
• در زبان روسی اگر واژه خصوصی سازی را كمی تغيير دهيد به واژه غارتگری می رسيد. اين تعبير اخيرا زياد به كار گرفته می شود.
اگر از هموطنان خود شما (آلمانی ها) هم بپرسند كه آيا ثروت های كلان كشورشان از طرق صحيح پديد آمده اند، خيلی از آنها هم در هنگام پاسخ دادن دچار ترديد می شوند و نمی دانند كه بايد بله بگويند يا خير.
• در آلمان ثروت های كلان اغلب طی چندين نسل پديد آمده اند. اما شما ظرف مدت كوتاهی به دارايی های بسيار كلانی رسيده ايد. اين چيز عجيب و خاصی است و نظير آن كمتر ديده می شود.
اولا بايد بگويم كه در آلمان هم شاهد نسلی بوديم كه به آن نسل اول گفته می شود و بخش قابل توجهی از ثروت آلمان را آنها پديد آوردند؛ دوما آنكه پديد آمدن سريع ثروت های كلان نشان دهنده وجود يك اقتصاد مدرن است. نمونه هايی مثل بيل گيتس و يا بنيانگذار فروشگاه های وال مارت را بنگريد. شرايط من هم شبيه آنها است.
• گيتس سيستم برنامه ريزی ويندوز را طراحی كرد كه امروز بازار رايانه را تحت سلطه خويش دارد. بنيانگذار وال مارت هم فروشگاه های زنجيره ای ارزان فروشی مطابق ميل مشتريان ايجاد كرد. شما چه كاری مشابه آنها انجام داده ايد كه خودتان را با آنان مقايسه می كنيد.
وقتی من به شركت يوكوس آمدم، توليد نفت شركت هفت تا ده درصد در سال كاهش می يافت. يوكوس سه ميليارد دلار هم بدهی داشت. امروز در بيلان خويش چهار ميليارد نقد داريم. وقتی من آمدم هزينه های توليد حدود دوازده دلار برای هر بشكه بود. امروز رقم مذكور 1/5 دلار به ازای هر بشكه است.
• در مورد اينكه شما چه تغييراتی در يوكوس پديد آورده ايد، بحثی وجود ندارد، اما نحوه ورودتان به يوكوس مشكوك است. يك مجله كه قصد داشت اتهامات و مداركی عليه شما منتشر كند، هفته قبل توقيف شد.
شكايت عليه مجله مذكور از سوی يك شخص حقيقی و نه يوكوس صورت گرفت.
• خب از اين موضوع می گذريم. حداقل نمی توانيد برای ما شرح دهيد كه چرا درست بانك شما طرف خطاب در جريان خصوصی سازی يوكوس به كار گرفته شد؟
وقتی به سال های 1995 و 1996 باز گرديد همه چيز را درك می كنيد. در آن سال ها به دليل آنكه صنعت نفت ماليات پرداخت نمی كرد درآمدی برای بودجه وجود نداشت. دولت چاره ای جز آن نديد كه مديران كمونيست را كنار بگذارد. در اين شرايط بايد به سرعت اتفاقی می افتاد. حتی در اروپای شرقی و آلمان شرقی اوضاع آن طور كه در اقتصادهای بالغ تر انتظار می رفت، پيش نرفت.
• سوال آن است كه چرا درست شما انتخاب شديد و چرا ساير رقبا از دور خارج شدند.
يوكوس به همه صاحبان صنايع و شركت ها عرضه شد. حتی سرمايه گذاران خارجی هم دعوت شدند. اما آنها نتوانستند خود را متقاعد كنند كه تصميم قاطعی اتخاذ نمايند. به اين نكته هم بايد اشاره كنم كه ارزش شركت در بازار بورس در سال 1995 از بهايی كه ما پرداخت كرديم، كمتر بود. آيا شما خودتان پولتان را در صنعت نفت كشوری كه احتمال به قدرت رسيدن مجدد كمونيست ها در آن وجود داشته باشد، سرمايه گذاری می كنيد؟
• شما امروز ثروتمندترين مرد روسيه هستيد. بسياری از هموطنانتان اصلا نمی توانند ثروت شما را نزد خويش مجسم كنند. بايد چه اتفاقاتی بيافتد تا تقسيم ثروت بين مردم حالتی عادلانه پيدا كند؟
من با جديت اين هدف را دنبال می كنم كه در طول مدت حياتم مردم روسيه به اندازه شهروندان آمريكا رفاه داشته باشند. در آمريكا هم اختلاف ميان فقرا و ثروتمندان زياد است، اما شهروندان می دانند كه شانس رشد دارند. وظيفه ما آن است كه چنين اميدی را در روسيه هم پديد آوريم.
• مثل يك سياستمدار صحبت می كنيد. شايع شده كه در سال 2007 شما پس از خداحافظی از «يوكوس سيب نفت» تلاش خواهيد كرد پست نخست وزيری يا رياست جمهوری (به عنوان جانشين پوتين) را در اختيار بگيرد. نظرتان در مورد اين شايعه ها چيست؟
من قصد ندارم سياستمدار شوم.
منبع: اشپيگل |