Persian Archive

• معمار رئال
• خيلی ها آلزايمر گرفته اند
• ركوردار جهان دوم شد
• فيفا عليه نژادپرستی


سهيلا قاسمی: در حالی كه همگان تصور می كردند خوان لاپورتا، اصلی ترين كانديدای به دست آوردن پست پر سر و صدای رياست باشگاه بارسا حداقل برای اثبات ادعاهايش ديويد بكام را به نوكمپ خواهد آورد، باز هم مديران رئال مادريد و در راس آنها فلورنتينو پرز بودند كه با واريز مبلغ كلان 25 ميليون پوند، ستاره آلامد و پر حاشيه منچستر را به جمع ققنوس ها افزودند. رئال پيش از اين هم با شل كردن سر كيسه خزانه باشگاه چند ستاره ديگر دنيا را نيز خريداری كرده بود. به راستی اين همه سرمايه گذاری در دنيای فوتبال آن هم در شرايطی كه مهم ترين پشتوانه های باشگاه ها يعنی شبكه های تلويزيونی در حال ورشكستگی هستند، بر چه مبنايی صورت می گيرد؟ ترديدی نيست كه مديران رئال با پيش زمينه ذهنی اقتصادی به دنيای فوتبال می نگرند و قطعا منتظر سودآوری مناسب از اين سرمايه گذاری هستند. به هر حال رئال مادريد با فلورنتينو پرز مجددا به روزهای طلايی دهه 60 بازگشته است. مردی كه مثل كلكسيونرهای جواهرات برای به دست آوردن الماس های خوشتراش به همه جای دنيا سرك می كشد.

اگر از بازيكنان رئال مادريد بپرسيد كه هيجان انگيزترين خاطره مشتركشان چيست، مسلما از ديدارشان در مقابل بارسلونا و منچستر حرفی به ميان نخواهند آورد. اكثر آنها روز شانزدهم سپتامبر 2002 را حقيقتا بهترين خاطره خود می دانند. آن روز به هنگام انجام يك بازی دوستانه در رم ستاره های توپ گرد حاضر در مادريد شخصا توسط پاپ ژان پل دوم مورد استقبال قرار گرفتند. كاتوليك هايی مثل رائول و روبرتو كارلوس با فروتنی و زهد تمام در برابرش حاضر شدند. زيدان هم كه مسلمان است با ناشی گری با پاپ دست داد. همه آنها به زحمت هيجان خود را مخفی می كردند. فلورنتينو پرز، رئيس باشگاه رئال مادريد پس از تاملی چند ثانيه ای لبخند زيبايش را بر لب آورد و با افتخار دستان پدر مقدس را فشرد... اين رفتار عضو برجسته باشگاه رئال بود. حركت او پاپ و كاردينال های اطراف او را به حيرت انداخت. روز بعد پرز در مورد حركت غير معمولش چنين توضيح داد: «پاپ شخصيتی جهانی دارد، درست مثل وجهه باشگاه رئال مادريد.» حكايت های بسياری در مورد جاه طلبی اين رئيس ورزشی متفاوت، اين مرد صنعتی كه كم كم دارد به يكی از اسطوره های اسپانيا تبديل می شود وجود دارد. از ژوئن سال 2000 يعنی از زمانی كه فلورنتينو پرز رياست موسسه ورزشی مادريد را به عهده گرفت، باشگاه بزرگی را كه در شرف ورشكستگی بود به يك كمپانی پيروز جهانی تبديل كرد و رئال به مرجع جهانی صنعت فوتبال تبديل شد. يكی از مسئولين رئال در اين باره می گويد: «قبلا ما اعتبارمان را مديون پيروزی هايمان بوديم و به نه جام اروپايی مان می باليديم. اما با پرز، تبديل به تيمی چند مليتی شديم. يكی از بهترين های عالم فوتبال.»

نكته جالب توجه اين است كه معمار اين شكوه بی حد و حصر شخصيتی خوددار و در عين حال يكرنگ و يكنواخت است. در مقابل مردم، او آنچنان يكنواخت صحبت می كند كه همه خسته می شوند. قامت متوسط او، نگاه ثابتش از پشت عينك ضخيم و خنده ای مبهم كه بر گوشه لبانش می نشيند از پرز 55 ساله چهره ای بسيار متفاوت از يك رئيس باشگاه اسپانيايی ترسيم كرده است. هر چند گاهی به واسطه پرحرفی دوست داشتنی و ريشخندهای پر سر و صدايش از بقيه متمايز می شود، اما بايد گفت كه در حقيقت او هميشه سمبل صبر و تسلط بر خويشتن بوده است. هر چند كه رئيس قبلی رئال يعنی لورنزو سانز به سيگار، قمار و تفريحات ناسالم و رسواكننده علاقه زيادی نشان می داد، اما هيچ كس قادر نيست در زندگی پدر خانواده ناآشنا و بدون شجره نامه پرز ردپای كوچك ترين خطايی را پيدا كند. او هيچ عيب آشكاری ندارد و تا به حال در دوستی هايش هم مرتكب هيچ خيانتی نشده. در جريان مسابقات در جايگاه مخصوص خود می نشيند و به ابوالهولی كه از هيچ چيز نمی هراسد شباهت دارد. پرز در مورد خود می گويد: «من شخصيتی سرد هستم. هيچ وقت به خودم اجازه نمی دهم كه احساسات و هيجانات مرا فرا گيرند.»

اين مرد مادريد با قدرت بسيار از زندگی خصوصی خود مراقبت می كند. يك روز، كمی قبل از شركت در يك مصاحبه به روزنامه نگاری گفت: «می خواهيد چه چيزی بدانيد؟ من هيچ سودی برای كسی ندارم.» فلورنتينو پرز در مسائل پيش پا افتاده هم چيزی غرورآميز برای خود پيدا می كند. او از اينكه منحصرا پيراهن های آبی روشن، كت های سورمه ای و شلوارهای خاكستری به تن می كند به خود می بالد. در اوايل جوانی يك دروازه بان محروم بود كه برای جبران شكست هايش به مطالعه پناه می برد. در اواخر سال های دهه ،70 اين مهندس راهسازی مشاور شهردار مادريد شد و در يك حزب سياسی به فعاليت پرداخت. هر چند در سال 1983 فعاليت سياسی را كنار گذاشت، اما همچنان دوستی های با ارزش خود را حفظ كرد. از همان ابتدا پرز روابط بسيار خوبی با اشخاص با نفوذ برقرار كرد و دوست كسانی شد كه می شد رويشان حساب كرد. او اغلب می گويد: «من قادرم با همه دنيا به تفاهم برسم.» به واسطه همين روابط او سهام بسياری در شركت های معتبر ساختمان سازی (پادروس، اوسيسا، او. سی. پی) خريداری كرده است و سپس موسسه آ. اس. سی تاسيس شده كه 10 درصد سهام آن به خودش تعلق دارد.

حركاتی طنين انداز

پرز شخصيتی جدی، مستعد و موثر است، اما اعمال قدرت در رئال مادريد او را با مشكل مواجه كرده است. افسون كردن رئال كار چندان ساده ای نيست. در سال ،1995 او كه از چهل سال قبل به دنبال رياست رئال مادريد بود توسط ريمون مندوزا كه شخصيتی محبوب بود شكست خورد. پرز از اين مسئله درس بزرگی گرفت: برای پيروز شدن، ابتدا بايد به افكار مثبت پرداخت. پنج سال بعد او قول داد كه كاری كند لوئيز فيگو به رئال بيايد. او موفق شد و توانست به عنوان رئيس انتخاب شود. سريعا هم به قولش عمل كرد. در آن دوران برخی افراد معترض بودند كه چرا باشگاه به دست مردی اهل تجارت سپرده شده كه با حساسيت فوتبال فاصله ای بسيار دارد. پرز به سرعت همه صداها را فرو نشاند. او دست به حركات و اقداماتی طنين انداز زد. به عنوان مثال زيدان را از يوونتوس خريد، رونالدو را از اينتر ميلان به باشگاه آورد و حالا هم همان طور كه می بينيم برای خريد ديويد بكام از منچستر يونايتد 25 ميليون پوند پرداخت كرده است. اين حركات موجب شده اند كه پرز به جانشين شايسته سانتياگو برنابئو، رئيس اسطوره رئال در سال های دهه 50 تبديل شود.

اما پرز تنها در اين شرايط نيست كه از خود تدبير نشان داده است. مانور نمايشی تری كه او به راه انداخته، بسيار بحث برانگيزتر است. او به هيچ وجه نمی توانست بدون داشتن روابط با مردان سياسی و تجار بزرگ مادريد به اينجا برسد. فلورنتينو پرز به واسطه روابط پنهانی با شهردار مادريد در سال ،2001 تاسيسات ورزشی باشگاه را كه در 120 هكتار زمين گسترده شده بود، در ازای 600 ميليون يورو به فروش رساند. به واسطه اين زمين كه بعدها چهار آسمان خراش متشكل از واحدهای اداری و مسكونی مجلل در آن ساخته شد، او موفق شد يكی از بزرگ ترين فعاليت های تجاری خود را كه در كل اسپانيا بی سابقه بود به انجام رساند. برخی افراد و گروه ها، از مخالفين سوسياليست گرفته تا دولت كاتالان، به افشاگری در مورد اختلاس ها پرداختند. ميشل پلاتينی مرد شماره 10 اسطوره ای هم بسيار مشكوك است و در مورد مسائل مالی گروه مادريد كمی در حيرت است: پلاتينی در ماه آوريل با يكی از روزنامه های آلمانی مصاحبه ای داشت.

او به شدت از باشگاه رئال مادريد و روسای آن انتقاد و آنها را به فساد مالی و اختلاس متهم كرد. پلاتينی معتقد است كه فيفا بايد اين مسائل را كاملا در نظر بگيرد و هر چه در توان دارد برای رسوايی آنها انجام دهد. با اين حال ميشل هنوز موفق نشده حرف خود را به كرسی بنشاند، اما آنچنان كه می گويد هر چه در توان دارد انجام خواهد داد تا لااقل اين باشگاه ثروتمند بدهی های خود را پرداخت كند: «بايد به باشگاه ها فرصت داد كه وضعيت شان را تثبيت كنند. اما در مورد رئال مادريد مسئله فرق می كند. اگر اين باشگاه تا سه سال آينده حساب هايش را تسويه نكند، بايد آن را از ليگ قهرمانان بيرون انداخت. اگر يوفا شجاعت اين كار را نداشته باشد واقعا مايوس خواهم شد.» اهميتی ندارد. پرز قادر است تنها با يك امضا بدهی های قابل توجه رئال را پرداخت كند. سال 2002 باشگاه رسما سود خالص 11 ميليون دلاری به دست آورد. روزنامه ها در تيتر اصلی خود نوشتند: «پرز، نابغه يا سوداگر!» به هر حال كارهای پرز چه عجيب و غريب به نظر برسد، چه نه رئال را نجات داده است.

از زمانی كه كارهای رسانه ای ـ ورزشی پرز آغاز شده، او خط سيرش را در زمينه ساخت و ساز هم تثبيت كرده است. در ماه آوريل سال ،2002 او ۵/۲۳ درصد سرمايه «وراگادوس» شركت ساختمان سازی شماره يك اسپانيا را خريد. سپس گروه او پشت سر هم موفقيت به دست آورد. سود اين شركت سال گذشته۹/۸۲ ميليون يورو بود، در عين حال قراردادهای بسيار مهمی را هم به امضا رساند: مثل قرارداد با پارك تفريحی تراميتيسا در والنسيا، ترمينال جديد فرودگاه مادريد و قرارداد برای كارهای آتی قطار سريع السير بين شهری بارسلونا. او می گويد: «من هميشه در مبارزاتی كه آغاز می كنم موفق هستم.» يكی از تحليلگران «بتاكاپيتال» در مورد او نظر ديگری دارد: «پرز بسيار شرور است. اين مسئله واقعا حقيقت دارد كه رياست باشگاه رئال مادريد بيش از سمت وزيری برای او فرصت فراهم می كند. او از اين فرصت برای كارهای شخصی خود استفاده می كند و اصلا هيچ نگرانی ای به خود راه نمی دهد.» اين مرد اهل تجارت، بی هيچ سروصدايی به صعود ادامه می دهد. او به كمك سهامش در فرودگاه اورئا، توانسته قرارداد اتحادی با رقيب كاتالانی اش آسسا به امضا برساند. به اين ترتيب به راحتی كنترل بازارها را به دست خواهد گرفت.


علی فولادی: يك پيروزی دلنشين يك بر صفر برابر استونی در رقابت های مقدماتی يورو ،2004 همه چيز را رو به راه كرده و با اتكا بر اين پيروزی ارزشمند، سرمربی جديد، اتوباريچ با خيالی آسوده تر در انديشه ديدارهای باقی مانده است. او در ابتدا شروعی دلسردكننده داشت. كروات ها برابر استونی و بلغارستان مغلوب شدند تا مربی شصت و هشت ساله مورد نفرت هموطنانش قرار گيرد. اما آسمان يك رنگ نماند و سه پيروزی ارزشمند برابر بلژيك، آندورا و سرانجام استونی زندگی را به كام آنها شيرين كرد تا مردم به چشم ديگری به او بنگرند. به هر حال باريچ تيم بزرگ ميروسلاوبلاژويچ را در اختيار دارد و ادامه روند موفق او برای هر مربی ديگری مسئوليتی دشوار به نظر می رسند. حتی اگر آن مربی، شخصی مثل باريچ باتجربه باشد. البته فراموش نكنيم بازيكنان طلايی تيم ملی كرواسی نيز كمتر شده اند و ديگر اثری از آن ستاره های دوست داشتنی چون زونيمير بوبان و داوور شوكر ديده نمی شود. گفت وگوی سايت يوفا به بهانه روزهای متلاطم اين مربی و فوتبال كرواسی صورت گرفته است.

آقای باريچ، پيروزی يازدهم ژوئن مقابل استونی اهميت بيشتری داشت يا آن پيروزی درخور تحسين چهار بر صفر برابر بلژيك در ماه مه؟

تصور می كنم كه طی سه ديدار اخير كه استونی را نيز شامل می شود، بهتر شده ايم. خيلی بهتر. نكته مهم همين است. پيروزی خردكننده بر بلژيك خارق العاده بود، اما شكست دادن استونی چيز ديگری است. حتی اگر با يك گل باشد. البته خيلی ها در نشريات استقبال شايسته ای از ما به عمل نياوردند. اما اشكالی ندارد. شخصا به عنوان سرمربی تيم می دانم در كجا ايستاده ايم و چه وضعيتی داريم. به همه يادآوری می كنم شرايط ما كاملا مطلوب است و از اين سو بايد در انتظار شگفتی های ديگری از ما باشيد. بايد خاطرنشان كنم تحول ما از ديدار با بلژيك كليد نخورد، بلكه پس از رويارويی های دوستانه با مقدونيه و لهستان در فوريه نشانه های بهبود را ديديم. البته اتفاقات اميدواركننده تنها محدود به اين نمی شود. بازيكنان جوان و مستعدی همچون دادو پرسو، توميسلاو و ماريو ماريچ، يركو لكو، ماركو بابيچ و داريو سرنا كشف شدند. اينها نويد تيم جديدی را دادند.

روند رو به رشد اين تيم جديد راضی كننده است؟

كاملا و البته برای اثبات اين ادعا می توانم به مسابقه با استونی استناد كنم. در آن ديدار از ابتدا حمله كرديم. حملاتی با دامنه تا انتهای بازی. البته كارشناس ها اين حقايق را فراموش كردند و تمجيد از نحوه بازی ما را يادشان رفت. متاسفانه اين روزها خيلی ها آلزايمر گرفته اند. به خاطر نياوردند استونی در پنج بازی پيشين خود فقط يك بار دروازه اش باز شده بود. در عين حال برابر آنها حدود هشتاد دقيقه يكسره يورش می برديم، بدون وقفه فرصت های متعددی فراهم كرديم. در حالی كه تيم ملی كرواسی پيشتر بازی ها را فقط به لطف يكی دو فرصت مناسب پيروز می شد. البته اگر پيروز می شد! در بازی با استونی تنها نقطه ضعف ما پريشانی تيم در دقايق انتهايی بود و البته طبيعی است، ترس از عدم پيروزی آنها را مسخ كرده بود.

برای سومين بار است كه كرواسی برای صعود گرفتار اما و اگرها شده. شما پس از پايان ديدار آخر خود متوجه می شويد به يورو 2004 راه می يابيد يا نه. شرايط دشواری است. نيست؟

اميدوارم هر اتفاقی می افتد، صعود كنيم، همين. اطمينان دارم از پس آندورا و بلژيك در دو بازی آينده برخواهيم آمد. خودتان بهتر می دانيد بلژيك حريف سرسخت تری است. ثابت كرده اند خيلی پيشرفت كرده اند و كاملا قادر هستند ما را به دردسر جدی بيندازند. اما باز هم می گويم توانايی به دست آوردن سه امتياز برابر بلژيك را نيز داريم. بنابراين غلبه بر اين تيم در بروكسل در سپتامبر ارزش بسيار زيادی دارد. فراتر از آنچه تصور می كنيد. البته حكم مرگ و زندگی را ندارد و اين به نوبه خود كمی از فشار روحی كم می كند. بگذاريد مژده ای به هوادارانمان بدهم و آن بازگشت خوشحال كننده ايگور تودور و رابرت كواچ است.

اما فرضا پيروز هم شويد، صعودتان به پرتغال حتمی نمی شود...

بختی پنجاه ـ پنجاه برای خود و بلغارها قائل هستم. گمان نمی كنم در محاسبه اين احتمال اشتباهی كرده باشم، آنها هم مثل خودمان نياز به پيروزی دارند و از اين روی آينده آنها نيز كاملا روشن نيست. خوشبختانه هشتاد درصد برای عنوان دوم گروه شانس داريم تا سپس به بازی های پلی آف برسيم.

در اين رقابت ها، تيم های كوچك، شانه به شانه بزرگان ايستاده اند، عقيده شما در اين باره چيست؟

به تيم ياد داده ام هيچ تيم ضعيفی در كار نيست و هيچ بازی آسان نيست. با اين تلقی به بازی ها می نگريم. اگر آلمان و انگليس برابر تيم های گمنام به مشكل برمی خورند به علت سخت تر شدن بازی فوتبال در گذر اين سال ها شده، سخت تر و سخت تر...


ركوردار جهان دوم شد

تيم مونتگمری دونده مشهور 100 متر آمريكا و صاحب ركورد اين ماده در جهان در جريان مسابقات قهرمانی آمريكا در برابر حريف گمنامش يعنی برنارد ويليامز شكست خورد. ويليامز با ثبت زمان 11/10 ثانيه بر سكوی اول ايستاد و مونتگمری با 15/10 ثانيه دوم شد. نفر سوم هم كسی نبود جز جان دروموند كه با زمانی معادل 18/10 ثانيه از خط پايان گذشت. ويليامز پس از به دست آوردن قهرمانی آمريكا گفت: «من با اطمينان و اعتماد به نفس بالايی به پيست وارد شدم. كاملا ايمان داشتم كه امروز از همه سريع تر خواهم بود.» كارشناسان معتقد بودند كه استارت بسيار سريع ويليامز كليد برتری او بر مونتگمری بوده است. با اين پيروزی ويليامز، مونتگمری و دروموند به مسابقات جهانی كه در پاريس برگزار خواهد شد اعزام می شوند. مونتگمری در سپتامبر سال 2002 توانست در پاريس ركورد موريس گرين را شكسته و زمان جديدی را 78/9 به ثبت برساند. جالب است كه موريس گرين آمريكايی نتوانست ركورد ورودی مسابقات را به دست آورد و حالا در 200 متر در تقلای ورود به مسابقات جهانی است.

فيفا عليه نژادپرستی

روزهای شنبه و يكشنبه اين هفته طبق اعلام فدراسيون بين المللی فوتبال «فيفا» دومين «روز جهانی مبارزه با تبعيض نژادی و نژادپرستی در فوتبال» نامگذاری شد. به گزارش خبرگزاری فرانسه از پاريس، براساس اعلام «سنس ارزيك» رئيس كميسيون امنيت و بازی جوانمردانه فيفا، قبل از آغاز چهار ديداری كه طی اين دو روز در مسابقات جام كنفدراسيون ها در شهرهای سن دونی، ليون و سن اتی ين برگزار می شود، پارچه نوشته هايی كه بر روی آن نوشته شده است: «به نژادپرستی نه بگوييد» در دست همه بازيكنان با كمك داوران در ميدان مسابقه به تماشای حاضران در ورزشگاه گذارده و اهدا شد. فيفا در اين مسابقات به همه بازيكنان توصيه كرده است كه به سهم خود با هر گونه رفتار خشونت آميز تبعيض نژادی و نژادپرستی كه مشاهده می كنند مقابله كنند. فيفا عنوان كرده است كه شعار هميشگی بازی جوانمردانه مبنی بر «بازی من جوانمردانه است» همچنان در اين مسابقات حاكم است. از سال 1993 اين شعار سرلوحه وظايف رفتاری بازيكنان در مسابقات قرار گرفته است. فيفا در راه كمك به حاكم كردن ارزش های اخلاقی جامعه با سازمان های بين المللی نظير «يونيسف» صندوق كودكان سازمان ملل، سازمان بهداشت جهانی و سازمان جهانی امدادرسانی «اس اواس» همكاری می كند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو