Persian Archive

• چگونه می توان ويروس کشنده ساخت
• آيا توالی ژنتيکی بيماری های مرگبار بايد محرمانه نگه داشته شود
• يائسگی و درمان با هورمون جانشين
• ريشه اصلی خجالت


ترجمه طاهره رنجبر: هفته گذشته دانشمندان برای نخستين بار با برملا ساختن امكان ساخت ويروس فلج اطفال از طريق سرهم بندی سازی به جهان هشدار دادند. بنا به اظهارنظر كارشناسان اين احتمال وجود دارد كه برای ساخت ويروس ابولا يا سويه 198 ويروس آنفلوانزا كه بيش از 40 ميليون نفر را به كشتن دادند، از چنين تكنيكی استفاده شده باشد. اما آنچه كه اكنون نگرانی بيشتری را برانگيخته، وجود راهكارهای آسان تری برای بازآفرينی ميكروب هاست. بدين ترتيب شما می توانيد به سادگی ژن های كليدی را به خويشاوندان نزديك ويروس مورد نظر بيفزاييد. نكته كليدی در تمامی موارد صرفا دانستن توالی ژنتيكی ويروس است. از اينجاست كه پرسش های بنيادی ای درباره انتشار اطلاعات مربوط به ژنوم عوامل بيماری زای كشنده در اينترنت مطرح می شود. يك تيم تحقيقاتی از دانشگاه استونی بروك، نيويورك، به منظور بازآفرينی ويروس فلج اطفال بخش هايی از توالی ويروس را از شركت هايی كه هريك تنها بخشی از DNA ويروس مورد نظر را طبق سفارش می سازند، خريداری كردند. در آن موقع تنها امكان سفارش قطعات كوتاهی از DNA ميسر بود از اين رو تيم دانشگاه بروك با كنار هم گذاشتن توالی هايی از 7 جفت باز، ژنومی به طول 7500 جفت باز را مونتاژ كردند. هنگامی كه رونوشت های تهيه شده به شكل RNA در لوله های شيشه ای مملو از اجزای سازنده سلول كه به نوبه خود تقليدی از سلول های انسانی بودند، قرار داده شد، ذرات ويروسی به طرز فوق العاده ای شكل گرفتند.

اين اتفاق آن طور كه به نظر می رسيد يك شاهكار علمی نبود. تمامی اين مراحل مرتبا در هزاران آزمايشگاه موجود در سرتاسر جهان پی گيری می شوند و تمامی كسانی كه به دانش شناسايی توالی ژن ها و قدری تجربه در زمينه عملی مجهزند با در دست داشتن ابزارهای معمولی قادر به بازآفرينی ويروس ها در لوله های آزمايشگاه هستند. بنا به گفته ايكارد ويمر (E.Wimmer)، رهبر تيم تحقيقاتی، آنچه كه به يكباره برای مردم تكان دهنده است واقعی بودن چنين تكنيكی است. پس از انتشار خبر در روز جمعه همان هفته مقامات اعلام كردند كه اين گزارش تأثيری بر كار مبارزه سازمان بهداشت جهانی (WHO) برای ريشه كن سازی فلج اطفال ندارد. ويمر كه خود يكی از اعضای WHO (اين كميته عهده دار جلوگيری از انتشار نمونه های ويروس فلج اطفالی است كه از سرتاسر جهان به دستشان می رسد) است، می گويد كه اين مسئله آن قدرها هم شگفت انگيز نيست و می افزايد كه كميته به خوبی می داند كه ريشه كن سازی تمامی ويروس های فلج اطفال موجود در فريزرهای سرتاسر جهان كار بسيار دشواری خواهد بود و اين بدان معنی است كه موجودی واكسن فلج اطفال موقعی كه واكسيناسيون خاتمه يابد همچنان نگه داشته می شود. تا چندی پيش گمان می رفت كه اين كار طی پانزده سال صورت گيرد حال آنكه اكنون انجام چنين كاری بعيد به نظر می رسد.

نگرانی واقعی از آنجا ناشی می شود كه تروريست های زيستی می توانند به راحتی از روش ساخت ويروس هايی مانند ابولا و آبله استفاده كنند. در اين راستا كارشناسان بلافاصله خاطرنشان ساختند كه ساخت چنين ويروس هايی به مراتب دشوارتر از ساخت ويروس فلج اطفال است. دستيابی به ژنوم ويروس فلج اطفال به خاطر كوچك بودنش كار نسبتا ساده ای است و علاوه بر اين نحوه عمل ويروس در دستبرد زدن به منابع سلولی نيز ساده است. تنها يك رونوشت از ژنوم RNA برای راه اندازی آبشاری از وقايعی ای كه به توليد ذرات ويروسی منتهی می شوند، كافی است. اما برای همانندسازی ويروس هايی نظير ابولا علاوه بر ژنوم، داشتن پروتئين های كليدی مورد نياز ويروس نيز ضروری است. اما اين موانع نيز به سرعت از پيش پا برداشته شده اند. برای انجام اين كار پژوهشگران ژنوم ويروس مورد نظر و بخش هايی از DNA كه پروتئين های كليدی ويروس را كدگذاری می كنند را به سلول اضافه كردند. با ساخته شدن پروتئين ها فرآيندهای همانندسازی نيز به راه می افتند. بدين ترتيب تيم تحقيقاتی در نهايت توانست ژنوم مورد نيازشان را از خود ويروس به دست آورد. از اين پس صرف اينكه ژنوم ابولا اندكی بزرگ تر از ژنوم فلج اطفال است نمی تواند دليلی بر ناتوانی در مونتاژ آن از طريق سرهم بندی باشد.

برای مثال سويه 198 ويروس آنفلوانزا كه قطعات مختلف آن از نمونه های بافتی نگهداری شده بازيافت شد را در نظر بگيريد. بنا به گفته جفری توبنبرگر (J.Taubenberger) از انستيتو آسيب شناسی نيروهای مسلح در واشنگتن دی سی، در حال حاضر توالی سه قطعه از هشت قطعه ژنی اين ويروس منتشر شده است و توالی بخش اعظم دو قطعه ديگر نيز پيدا شده و احتمالا در سال جاری منتشر می شود. او می افزايد كه تا دو سال ديگر كار تعيين توالی سه قطعه باقی مانده پايان خواهد يافت. از اين پس هر كسی می تواند از ژنتيك معكوس برای ساخت اين ويروس استفاده كند. بازآفرينی ويروس آبله از طريق مونتاژ دقيق ژنوم آن به مراتب از مونتاژ ويروس های فلج اطفال يا ابولا دشوارتر است، زيرا توالی آن با داشتن در حدود 185000 جفت باز بسيار طولانی تر از ويروس فلج اطفال يا ابولا است. اما ليو سان داخچيف (L.Sandakchiev)، كارشناس آبله و رئيس آزمايشگاه دفاع زيستی «وكتور» روسيه واقع در سيبری معتقد است كه اين كار شدنی است و اطمينان خاطر دارد كه دانشمندان بالاخره موفق به انجام آن خواهند شد. حال چگونه می توان جلوی اين اتفاق را گرفت؟ هم اكنون شركت های سازنده DNA نظير آنهايی كه كار بازآفرينی ويروس فلج اطفال را انجام می دهند، نظارتی بر آنچه مشتريان سفارش می دهند ندارند. يكی از تكنسين های اين شركت ها كه به بيش از 40 كشور جهان و از جمله كشورهای خاورميانه DNA ارسال می كند، در اين باره می گويد كه ما هيچ كنترلی بر عملكرد مشتريان نداريم.

حتی اگر اطمينان خاطر داشته باشيم كه هيچ يك از مشتريان از سفارش ها برای ساخت مثلا ويروس آبله استفاده نمی كنند باز هم كافی نخواهد بود زيرا اين احتمال وجود دارد كه از طريق مونتاژ قطعات به راحتی به يك خويشاوند نزديك دست يافته و پروتئين های كليدی توالی آن را به پروتئين های آبله تغيير دهند. از جمله اين خويشاوندان ويروس آبله شتری و آبله گاوی است كه به راحتی می توان آن را به دست آورد. باكتری های مشابه باكتری سياه زخم را نيز می توان با همين روش تهيه كرد. اكنون كه تمامی موانع پشت سر گذاشته شده و در آستانه موفقيت قرار گرفته ايم چرا نبايد ويروس بسازيم نيوساينتيست سال گذشته در صفحه چهارم شماره 13 ژانويه 2001 اعلام كرد كه دانشمندان با انجام آزمايشاتی بر روی ويروس آبله موشی موفق به ساخت سويه بسيار كشنده تری از آبله شده اند. تمامی اينها بدين معنی است كه محدود ساختن امكان دسترسی به عوامل بيماری زای خطرناك و انواع معينی از تجهيزات مانع فعاليت تروريست های زيستی مصمم نخواهد بود و حتی اگر ويروس ها به كلی ريشه كن شوند باز هم چنين امری تحقق نمی يابد زيرا تنها چيزی كه برای بازگرداندن آنها ضروری است دانستن توالی ژنتيكی شان و در مواردی شناخت چيزهايی است كه برای همانندسازی از خود بدان ها نياز دارند.

New Scientist, Jul. 20, 2002


دبورا مکنزی: اثبات اين نكته كه می توان بسياری از ويروس ها را با دانستن توالی ژنتيكی آنها ايجاد كرد، درست مانند آن است كه دانشمندان دارند با دولت كه در جهت محدودسازی دستيابی به اين نوع اطلاعات تلاش می كند، مبارزه می كنند. تاكنون تلاش كشورها برای جلوگيری از تكثير جنگ افزارهای زيستی به محدود كردن دستيابی به خود ميكروب های بيماری زا متكی بوده است. بنابراين 34 عضو «گروه استراليا» كه بسياری از كشورهای صنعتی را در برمی گيرد اجازه نمی دهند كه بعضی از ميكروب های بيماری زا بدون مجوز صادر شوند. اما اگر تروريست ها بتوانند تنها با در اختيار داشتن اطلاعات ژنوم اين ميكروب ها، جنگ افزار زيستی توليد كنند، بنا بر همان منطق دستيابی به اطلاعات ژنتيكی نيز بايد محدود شود. ماه گذشته در گردهمايی گروه استراليا در پاريس توافق شد كه «برای نخستين بار انتقال غيرمادی اطلاعاتی كه می توان از آنها برای ساخت جنگ افزارهای شيميايی و زيستی استفاده كرد، كنترل شود.» اعضای گروه هنوز تصميم نگرفته اند كه اين اطلاعات چه مواردی را در برخواهد گرفت. اما تاكنون صادرات قطعات خطرناك DNA محدود شده است. اين معيارها را می توان به توالی های موجود در سه پايگاه بزرگ داده های ژنومی نيز بسط داد.

دانشمندان از مدت ها پيش از اين خطرات بالقوه آگاه بودند. برای مثال ساخت ويروس پوليو (فلج اطفال) ماه ها پيش در مقاله ای در مجله «نيچر ايمونولوژی» با نشان دادن اينكه ساخت يك ويروس پوليوی مصنوعی تا چه اندازه ساده است، پيش بينی شده بود. با اين حال بيشتر دانشمندان هنوز با هر تلاشی برای محدود كردن دستيابی به اطلاعات مخالف هستند. اوايل امسال، پس از آنكه دانشمندان اعتراض كردند اين كار مانع انجام پژوهش هايی می شود كه نياز به دفاع در برابر جنگ افزارهای زيستی دارند، وزارت دفاع ايالات متحده صحبت از طرح هايی برای كنترل پيش از چاپ تمام پژوهش هايی كه خود بودجه آنها را تامين می كند از نظر اطلاعات «حساس» به ميان آورد.

پل كيم (P.Keim) از دانشگاه آريزونای شمالی كه در آزمايشگاه خود روشی برای تشخيص ميان سويه های خويشاوند نزديك از سياه زخم پديد آورده است می گويد: «در اين رابطه مثال خوبی در اختيار داريم. اگر ژنوم باكتری سياه زخم (Baeillus anthracis) لو نرفته بود، نمی توانستيم اين سيستم با قدرت و كيفيت بالا كه اكنون اين قدر مهم است را ايجاد كنيم [در رابطه با حملات سال گذشته].» اما سياه زخم هنوز جانوران و گاهی انسان ها را آلوده می سازد و نمونه های آن در سرتاسر جهان در بسياری از آزمايشگاه ها نگهداری می شود. بنابراين دليلی وجود ندارد كه يك تروريست سعی كند آن را از نو بسازد. همين مسئله در مورد ابولا، آبله يا ويروس آنفلوآنزای 1918 نيز صدق می كند. با اين حال هنگامی كه انجمن ميكروبيولوژی آمريكا در مورد انتشار ژنوم آبله تصميم می گرفت، استدلال كرد كه منافع شناخت ويروس و ساختن داروهايی برای مقابله با آن به مراتب بر خطرات ناشی از آن می چربد. موضع گيری انجمن حتی تا بعد از حادثه 11 سپتامبر تغيير چندانی نكرد. رئيس انجمن ميكروبيولوژی آمريكا، رونالد اتلس (R.Atlas) معتقد است: «لازم است كه جنگ در برابر بيوتروريسم را ببريم بدون آنكه اجازه دهيم علوم زيست پزشكی قربانی نبرد با بيماری شود.» در سال 2001 گروهی از كارشناسان در انستيتوهای ملی تندرستی ايالات متحده هنگامی كه بحث می كردند آيا توالی ژنوم ويروس آنفلوآنزای 1918 بايد به اطلاع عموم برسد يا نه، به نتيجه مشابهی رسيدند.

اما تمام دانشمندان چنين ديدگاهی ندارند. ريمون زيلينسكاس (R.Zilinskas) از انستيتو تحقيقات بين الملل مونتری در كاليفرنيا فكر می كند در مورد انتشار اطلاعات مربوط به جاندارانی نظير آبله بايد محدوديت هايی اعمال شود. زيلينسكاس می گويد: «در حال حاضر هيچ توافقی وجود ندارد. بيشتر دانشمندان احساس می كنند هر چيزی كه تحقيقات پايه محسوب می شود نبايد محدود شود. اما مرز تحقيقات پايه تا كجاست؟» او و ديگران پيشنهاد كرده اند كه انجمن های تخصصی و هيأت تحريريه مجلات علمی بايد روی اين مسائل كنترل بيشتری داشته باشند. اگر خودشان اقدام نكنند، تصميم گيری می تواند از دست آنها خارج شود. علاوه بر معيارهای بين المللی تك تك دولت ها نيز بايد دست به كار شوند. قانون پاتريوت ايالات متحده امسال به دولت فدرال اجازه داد تا مانع دستيابی بعضی تبعه های خارجی مشغول به كار در ايالت متحده به ميكروب های بيماری زا و سم های خاص شود. ايالات متحده می تواند اين قانون را بسط دهد تا دستيابی به توالی های ژنتيكی را نيز شامل شود. و لايحه كنترل صادرات در انگلستان نيز داشتن مجوز صادرات برای «اطلاعات غيرعادی» كه ممكن است منجر به ساخت جنگ افزارهای كشتارجمعی شود را الزامی می كند. با وجود مخالفت دانشمندان، اين لايحه به احتمال زياد هفته آينده توسط مجلس تصويب خواهد شد.

New Scientist, Jul. 20, 2002


دکتر محمود بهزاد: قطع عادت ماهيانه آغاز يائسگی است كه معمولا در حدود 50 سالگی رخ می دهد. تغييراتی در ترشح هورمون ها و علاماتی مرضی بعد از قطع آخرين عادت ماهيانه به وجود می آيند. بيشتر زنان بدون پيشامدی با اين تغييرات سازگار می گردند و بعضی زن ها از اينكه از يك دردسر و ترس از باردار شدن نجات يافته اند خوشحال می شوند. در تعداد ديگری از زنان مسئله به اين راحتی خودنمايی نمی كند و ناگزيرند به درمان وضع خود اقدام كنند. تغييرات هورمونی: بدن زن از ابتدای بلوغ تا يائسگی از چرخه های ماهيانه پيروی می كند. تراز استروژن كه هورمونی زنانه است در آغاز چرخه زياد می شود و باعث رشد يك تخمك می گردد. تخمك در اواسط چرخه ماهيانه از يكی از تخمدان ها، آزاد می شود. پس از خروج تخمكی از تخمدان هورمون استروژن و هورمون پروژسترون پوشش داخلی رحم را ضخيم می كنند تا آماده پذيرش تخمك لقاح شده و آبستنی گردد. اما وقتی تخمك به وسيله اسپرم مرد لقاح نشود، تمامی پوشش داخلی رحم می ريزد و خون قاعدگی را تشكيل می دهد. در سال های نزديك يائسگی، تخمدان ها به درستی فعاليت نمی كنند و چرخه های ماهيانه نامنظم و ملال آور می شوند. سرانجام فعاليت تخمدان ها پايان می يابد و عادت ماهيانه قطع می گردد. همراه اين رويداد، الگوی منظم چرخه هورمونی نامنظم می شود. تراز استروژن خون بالا و پايين می رود و باعث گر گرفتگی، تعريق شبانه و تعداد زيادی علامت مرضی می گردد.

علامات مرضی يائسگی عبارتند از: اضطراب، تغييرات پوستی و مو، افسردگی، اشكال در خوابيدن، خشكی مهبل، خستگی، سردرد، گر گرفتگی و تعريق شبانه، عادت نامنظم ماهيانه، تحريك پذيری، درد مفاصل و عضلات، بی علاقگی به مقاربت، مقاربت دردناك، تپش قلب، ضعف تمركز ذهنی، كاهش حافظه و گرفتاری های ادراری. بيشتر علامات مرضی يائسگی ولی نه همه آنها مستقيما وابسته به افت تراز استروژن است. عادت نامنظم ماهيانه نخستين نشانه يائسگی است. از آنجا كه ترشح استروژن و پروژسترون از تخمدان دچار آشفتگی می شود، عادت ماهيانه نيز نامنظم می گردد. ابتدا مدت عادت ماهيانه كه 28 روز است به 21 روز تا 15 روز كوتاه می شود ولی بعدا درازتر می گردد و گاهی رخ نمی دهد، مدت قاعدگی گاهی درازتر با خون روی بيشتر و گاهی كوتاهتر و خون روی كمتر می شود. تعداد كمتری از چرخه های ماهيانه تخمك توليد می كنند و در نتيجه باروری كاهش می يابد. از آنجا كه امكان آبستنی وجود دارد مصرف قرص های ضد آبستنی را بايد بعد از آخرين قاعدگی يك سال يا بيشتر ادامه داد.

گر گرفتگی و تعريق شبانه در بيشتر زنان حدود 47 يا 48 سالگی آغاز می گردد و 2 تا 3 سال ادامه می يابد. در بعضی زنان اواخر دهه 30 يا اوايل دهه 40 شروع می شود و امكان دارد 5 يا 10 سال ادامه يابد. گر گرفتگی و تعريق شبانه شايع ترين علامات مرضی يائسگی اند و به حدود 75درصد زنان دست می دهد و معمولا چند ثانيه و گاهی چند دقيقه طول می كشد و چند بار در روز بازمی گردد. تعريق شبانه گاهی شديد است و موجب اختلال خواب می شود. اشكال در خوابيدن غالبا ناشی از تعريف شبانه است ولی می تواند زيربنای علامات مرضی اضطراب يا افسردگی باشد و معمولا نشانه ای از وجود اضطراب است. شخص احساس خستگی می كند ولی ذهنش همواره متوجه رويدادهای روز گذشته است. بيدار شدن در سحرگاهان عموما ناشی از افسردگی است. شب زود و راحت می خوابد ولی 2 يا 3 بعد از نصف شب بيدار می شود و تا صبح به اين پهلو و آن پهلو می غلتد. خوشبختانه برای رفع اين حالات داروهای موثر وجود دارد كه بايد به دستور پزشك مصرف شود. كم خوابی سبب احساس خستگی، بی حالی، اشكال در تمركز ذهنی و افسردگی می شود. درمان كم خوابی وضع را بهبود می بخشد. سردرد نتيجه تغييرات تراز هورمون هاست كه 5 تا 10 سال پيش از يائسگی به بعضی از زنان در هفته های پيش از قاعدگی عارض می شود. خوشبختانه با درمان مناسب جلو تغييرات تراز هورمون و در نتيجه سردرد گرفته می شود.

درد مفصل های مچ، آرنج و كمر نيز از عوارض يائسگی اند كه ممكن است با التهاب مفصل اشتباه شوند. تغييرات مقاربت با كاهش تراز استروژن حاصل می شود كه عبارتند از خشكی مهبل، اين حالت مقاربت را دردناك می كند و بر احتمال عفونت مجاری ادرار می افزايد. التهاب مثانه كه باعث تكرر ادرار و سوزش موقع ادرار كردن می شود و يائسگی شدت پيدا می كند.

پوست و مو تحت تاثير استروژن قرار دارند. استروژن پوست را مرطوب نگه می دارد و باعث رشد مو می شود. افزايش وزن در نتيجه فعاليت كم عضلانی به دليل ناراحتی های مفاصل، همراه كاهش سوخت و ساز بدن كه نتيجه سالخوردگی است دست می دهد. از آنجا كه استروژن به تن زن شكل می دهد، بعد از يائسگی، اضافه وزن در اطراف معده صورت می گيرد. نكات مهم يائسگی به قرار زيرند: علامات مرضی يائسگی پرشمارند و از خفيف تا شديد متغيرند. شايع ترين علامات مرضی، نامنظم شدن عادت ماهيانه، گر گرفتن و تعريق شبانه است. علامات مرضی می توانند دقيق تر همراه تغييرات خلق و خوی، دشواری خوابيدن و افسردگی باشند. تشخيص يائسگی از روی علامات مرضی است ولی با آزمايش خون و معلوم شدن ترازهای هورمون مسلم می شود. بيشتر علامات مرضی چند سالی پس از قطع قاعدگی تثبيت می شوند. با افزايش سن زنان اثرات كمبود درازمدت استروژن ظاهر می شود: خطر شكستگی استخوان، سكته مغزی، بيماری های قلبی روزافزون می گردد.


ريشه اصلی خجالت

پژوهشگران ادعا كرده اند افراد خجالتی ای كه از تغييرات و ملاقات با افراد ناآشنا هراس دارند احتمالا به همين شكل به دنيا آمده اند. پژوهشگران متوجه شدند هنگامی كه تصاوير مربوط به چهره های ناآشنا به افرادی كه در دوران كودكی خجالتی و كم رو بوده اند نشان داده می شود، مركز ترس در مغز اين افراد تحريك و فعال می شود. ناحيه آميگدال مغز افراد خجالتی نسبت به افراد معمولی دارای فعاليت بيشتری بوده و به همين ترتيب در مقابل احساس خطر، پاسخ های احساسی و هيجانی بيشتری را از خود بروز می دهد. در بررسی های قبلی مشخص شده بود كه كودكان كم رو تمايل دارند از افراد ناآشنا، اشيا و مكان های ناشناخته دوری كنند هر چند كه ديگران سعی در نزديك شدن به آنها داشته باشند. دكتر كارل شوارتز (C.Schwartz) از بيمارستان غيرتخصصی ماساچوست در بوستون كه رهبری اين تيم تحقيقاتی را نيز به عهده داشته می گويد: «در حال حاضر ما به اين نتيجه رسيده ايم كه خجالتی بودن رفتاری است كه در طول زندگی و حتی به هنگام بزرگسالی نيز تكرار می شود.»

او در ادامه گفت: «ما متوجه شده ايم كه تفاوت های فردی مشاهده شده در خلق وخوی و شخصيت، حتی پس از 20 سال رشدونمو و تجربه زندگی، ارتباط مستقيمی با فعاليت و پاسخگويی آميگدال دارد.» پژوهشگران مطالعات خود بر روی اين رفتار را با تعداد زيادی از كودكان 2 ساله آغاز كردند. اين كودكان از نظر رفتاری مورد بررسی قرار گرفته و به 2 گروه كودكان كم رو و كودكان صريح و رك تقسيم شدند. رفتار اين افراد بار ديگر در سن 13 سالگی مورد بررسی و تحقيق قرار گرفت و نهايتا 9 سال بعد، از 22 نفر از اين افراد اسكن مغزی ای تهيه شد. به اين شركت كنندگان چهره های مختلفی كه عاری از هرگونه احساس و حالتی بودند نشان داده شد. تعدادی از شركت كنندگان برای نخستين بار بود كه با اين چهره ها روبه رو می شدند و در ادامه فعاليت مغزی آنها اسكن شد.

13 نفر از شركت كنندگان كه در دوران بچگی، كودكان كم رويی بوده اند، نسبت به 9 نفر ديگر كه در كودكی، كودكان رك و صريحی بوده اند در مقابل چهره های ناآشنا عكس العمل بيشتری را نشان دادند. در ادامه كار پژوهشگران متوجه شدند كه دو عضو از گروه افراد خجالتی به بيماری اضطراب و تشويش اجتماعی مبتلا هستند. علی رغم كنار گذاشته شدن اين دو نفر، باز هم ميان 2 گروه تفاوت آشكاری به چشم می خورد. پژوهشگران معتقدند نتايج تحقيقات آنها می تواند به درك مشكلات روانی مرتبط با تشويش و اضطراب كمك شايانی بكند. دكتر شوارتز می گويد: «خلق وخوی و شخصيت يك دسته پاتولوژيك نيست اما ويژگی ای است كه انسان ها به راحتی به آن وارد می شوند.»



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو