|

بسياری از پديده های فلسفی يا اجتماعی ناخودآگاه به نيروهای مخالف خويش ياری می رسانند چنان كه سرمايه داری به سوسياليسم، ارتجاع به انقلاب و آن گونه كه فرانسيس فوكوياما می گويد بنيادگرايی به مدرنيسم. همچنان كه هابرماس بنيادگرايی را هم مولود مدرنيسم و هم مولد آن می داند. هگل از چنين رابطه ای ديالكتيكی به «نعل وارونه تاريخ» ياد می كند چون صحرانشينانی كه در گريز و تعقيب خويش با زدن نعل وارونه بر سم اسبان دشمن را به اشتباه می انداختند. مقاله ای كه می خوانيد با چنين نگاهی به قلم دانشمند علوم سياسی آمريكايی فرانسيس فوكوياما صاحب نظريه «پايان تاريخ» نوشته است... |