Persian Archive

• اسلحه بالای سر ناخدا
• ما نماينده صلح، شادی و همبستگی هستيم
• گفت و گو با مهدی تاج
• راکفلر از آغاز تا پايان
• وضعيت فروش قبر
• موفقيت پسران لاگاردر
• رشد عرضه نفت در اروپای شرقی
• صدور كم برق به پاكستان و افغانستان
• جبران كمبود گاز طبيعی با باد


رضا زندی: «نفت را از اين پس به نفت كش هايی خواهيم فروخت كه در ايران تعمير شود. » اين جمله محمدرضا پهلوی در فاصله چهار سال مانده به انقلاب اسلامی 57 باعث آن شد تا كارشناسان آلمانی برای احداث يك مجتمع كشتی سازی وارد تهران شوند و به فاصله يك سال بعد از آن نيز شركت هيوندايی كره جنوبی به مجريان اين طرح پيوست. گرمای 40 درجه سانتی گرادی را يك ساعت تمام در مينی بوسی كه وسيله سرمايشی اش خيلی هم رو به راه نيست تحمل می كنيم تا در بيابان های بوشهر به دو بلوك سيمانی بزرگ برسيم: «شركت مجتمع كشتی سازی و صنايع فراساحل ايران. » زمينی عريض و طويل منتهی به دريا با خيابان هايی كه از شدت گرما آسفالت شان برآمده است. چند سوله بزرگ، چند ساختمان اداری و جرثقيل های عظيم الجثه وارداتی كه تازه شروع به كار كرده اند. برنامه يك روزه سفر پيش روی خبرنگاران قرار می گيرد. بايد از انبارهای آهن يا سوله های خالی نيز بازديد كنيم.

سكوت و تنها سكوت

از همان سال های ابتدايی احداث كشتی سازی فراساحل خليج فارس با برآورد مالی اشتباه آلمانی ها كه 200 ميليون دلار بيشتر می خواستند اجرای اين پروژه دچار مشكل شد. پس از انقلاب اسلامی و تا پايان جنگ تحميلی نيز تنها صدايی كه از مجتمع فراساحل شنيده می شد سكوت بود و بس. آب ها كه از آسياب افتاد هادی نژاد حسينيان، وزير صنايع سنگين وقت تصميم گرفت با ايجاد فرآيندی جديد، تحولی در كشتی سازی خليج فارس ايجاد كند. به سرعت طرح تعمير و ساخت شناورهای بزرگ در دستور كار قرار گرفت و هاشمی رفسنجانی، كلنگ اوليه ترين نياز اين طرح را (احداث حوض خشك) پيش چشم دوربين های تلويزيونی به زمين زد اما تا اوايل سال 79 پروژه به علل مختلف از جمله محدوديت های مالی مسكوت ماند تا مديران صنعت كشور به جذابيت هايی چون خودروسازی كه از قضا به خاطر انحصارشان پول خوبی به دست می آوردند، بپردازند. با تشكيل دولت خاتمی، غلامرضا شافعی به وزارت صنايع بازگشت و به همراه خود اكبر تركان را كه تجربه وزارت در راه و ترابری و صنايع دفاعی داشت به سازمان گسترش و نوسازی صنايع ايران (ايدرو) آورد. اگر چه اين تغيير هم نتوانست نگاه ويژه ايدرو را نسبت به خودروسازی تغيير دهد مگر در مقطع كوتاهی كه با تزريق منابع مالی و بر حسب نياز كشور به اشتغال زايی مجددا جهت توجهات به صنايع ديگر از جمله كشتی سازی جلب شد.

با تلفيق دو وزارتخانه معادن و فلزات و صنايع در انتهای دولت اول خاتمی، اسحاق جهانگيری وزير وزارتخانه تلفيقی شد اما دفتر كارش را از وزارتخانه معادن و فلزات تغيير نداد. پس از خرداد 80 و با انتخاب مجدد خاتمی، جهانگيری در ايدرو خانه تكانی كرد. اين وزير اصفهانی كرمانی الاصل، رضا ويسه را كه پيش از اين مدير عامل ساپكو بود به رياست هيأت عامل ايدرو برگزيد. ويسه از همان روز نخست به صراحت اعلام كرد كه می خواهد ايدرو را از يك سازمان خودروساز صرف خارج كند. گام اول اين تحول تغيير در مديريت دو كارخانه اصلی خودروسازی كشور بود. ويسه با زيركی ابراهيمی را از سايپا جدا كرد و قلعه بانی را كه با سياست های سازمان همخوانی داشت جايگزين اش كرد. در مورد ايران خودرو و غروی اما وضع به گونه ای ديگر بود. غروی آن قدر برای خود پايگاه ايجاد كرده بود كه تكان دادنش به اين راحتی نبود. از طرفی ديگر ويسه زمانی يكی از مديران غروی بود بنابراين با محافظه كاری هر چه تمام تر چند ماه پياپی شرايط را آماده كرد و نهايتا منطقی را كه خود از مديران ايران خودرو بود جايگزينش كرد. همزمان با اين تغييرات ايدرو را برای فعاليت در صنايع ديگر سازماندهی كرد و با شركت هايی چون صدرا و صنايع فراساحل وارد عرصه نفت شد.

سازه های پارس جنوبی در فراساحل

بخشی از منطقه وسيع مجتمع كشتی سازی و صنايع فراساحل (ايزوايكو) تحت نظارت شركت استات اويل نروژ (پيمانكار فازهای ،6 7 و 8) به ساخت پايه سكوهای دريايی اين سه فاز اختصاص دارد. پيش از اين نيز ايزوايكو پايه سكوهای فاز يك را ساخته بود. اين بخش كه در دو فاز برای ساخت سازه های 15 هزار تنی و 35 هزار تنی طراحی شده يكی از منظم ترين قسمت های مجتمع است. مسئولی كه ما را برای بازديد از اين قسمت راهنمايی می كند چند بار بر رعايت مقررات تاكيد می كند: «اينجا مديريت اش با خارجی ها است!» و اين جمله آن قدر تاكيد می شود كه گويا فقط در اين بخش قانون كار به طور جدی اجرا می شود. از آنجا به قسمتی می رويم كه مخصوص تعميرات كشتی است. سال گذشته 40 فروند كشتی كوچك در اين مجتمع تعمير شده است. «ما می توانيم كشتی های 750 هزار تنی را در اينجا تعمير كنيم. » اما اين گفته مدير بخش تعميرات به نظر خيلی جدی نمی آيد چرا كه ظاهرا معضلاتی در عمل وجود دارد كه خيلی هم در اختيار مهندسان نيست. سال گذشته يكی از كشتی های متعلق به كشتيرانی جمهوری اسلامی برای تعميرات 35 روزه در اين مجتمع پهلو گرفت. اما 65 روز معطل ماند و كشتيرانی چند هزار دلار ضرر كرد. بسياری از كشتی های ايرانی مايلند تعميرات خود را در كشورهای ديگر ساحلی خليج فارس تعمير كنند چون قطعه سازان خارجی در آنجا نمايندگی دارند و نيروهای متخصص خارجی نيز به راحتی تردد می نمايند در حالی كه ورود يك قطعه يا يك نيروی متخصص به ايران گاه بيش از يك ماه زمان می برد.

هبه شورای اقتصاد به ايزوايكو

پس از اينكه ايزوايكو در سال 69 توانست با استفاده از منابع ايدرو و طلب پيمانكاران، چراغ كارخانه اش را روشن كند شورای اقتصاد نيز سفارش ساخت 6 فروند كشتی را به اين شركت هبه كرد اما 7 سال طول كشيد تا اين مصوبه شورای اقتصاد عملی شود. اين قرارداد دو سال پيش نهايی شد و متعاقب آن در بهمن ماه سال گذشته سفارش ساخت دو فروند كشتی 35 هزار تنی حمل كننده فرآورده های نفتی به ايزوايكو رسيد. گو اينكه ارائه وام 12 ساله با بهره 3 درصد به خريداران كشتی از سازندگان داخلی علت اصلی اين سفارش ها بود. روی ديگر سكه اما چيز ديگری است. اين طور كه شواهد نشان می دهد ظاهرا كشتی رانی ها به اين سفارشات تن داده اند تا پس از آن بتوانند مجوزهای عدم ساخت ساير سفارشات را از وزارت صنايع اخذ كنند و سفارشات اصلی خود را به خارج ببرند. كربلايی مدير عامل ايزوايكو ضمن اينكه شنيدن اين مطلب را تاييد می كند اما نمی تواند بر آن صحه بگذارد. وی با بيان اينكه در ده سال آينده حدود 417 ميليارد دلار كشتی سازی منطقه بازار خواهد داشت خود منتقد شيوه فعلی حاكم بر كشتی سازی داخلی است: «با اين وضعيت حتی اگر اسلحه بالای سر كشتيرانی ها قرار دهيم به ما سفارش نمی دهند. » برای برون رفت از اين وضعيت كربلايی به لايحه توسعه صنايع دريايی كه مدتی پيش در هيأت دولت مطرح شده اشاره می كند. «در اين لايحه صندوقی برای اعطای يارانه به كشتی سازها در نظر گرفته شده و برای كشتيرانی هايی كه در داخل تعمير شوند يك سال معافيت از درآمد در نظر گرفته شده است. » گر چه با اجرای چنين لايحه ای ممكن است بسياری از مشكلات صنعت كشتی سازی داخلی برای اخذ سفارش تسهيل شود اما نبايد فراموش كرد كه مشكل اصلی كشتی سازی داخلی نبود قانون مناسب و سرمايه نيست. جايی كه از تخصص و مديريت صحيح باشد سرمايه ركن دوم است و مشكل كشتی سازی ما بيش از هر چيز در اين مورد است.

آرزوهايی از جنس نشدن

فردای روز بازديد يكی از روزنامه های اقتصادی تيتر اول خود را به نقل از مدير عامل ايزوايكو به اين جمله اختصاص داد: «ايران در زمره سازندگان كشتی های غول پيكر قرار می گيرد. » اگر چه اين آرزوی همه است اما به راستی از مجتمعی كه احداث حوض خشكش بيش از ده سال طول كشيده و جالب تر اينكه هنوز در مرحله خاك برداری است و علی رغم سرمايه گذاری نيم ميليارد دلاری جذابيتی حتی برای تعمير كشتی های متوسط ايجاد نكرده است می توان انتظار داشت تا در زمره سازندگان كشتی های غول پيكر قرار گيرد. آن هم با فراز و نشيب های تصميم سازی در كشور كه هر روز به سويی است. واقعيت اين است كه اگرچه 29 تير ماه اولين قطعه نخستين كشتی در مجتمع فراساحل بريده می شود اما تا كشتی ساز شدن راه بسيار است. اگر ايران بخواهد صنعت كشتی سازی داشته باشد آن هم در مقياس بين المللی، يك راه بيشتر ندارد. بايد كشتی سازی يك طرح ملی باشد تا هم قوانين تسهيل شود و هم سرمايه سرريز و مهم تر از همه شرايط برای آموزش متخصصان فراهم گردد. مطمئنا آن وقت ديگر اخذ سفارش 4 فروند كشتی پاناماكس و يا 2 فروند كشتی 22 هزار تنی برای بنياد نياز به لابی های گسترده و بده بستان های فراوان ندارد. بلكه می توان اميدوار بود كه كشتيرانی های منطقه نيز مشتريمان باشند اما با وضعيت موجود تا رسيدن به آن شرايط فراوان راه داريم. كارشناسانی كه از آلمان آمده اند ساعت يك بعدازظهر و در حالی كه زمين و زمان از گرما می سوزد مشغول آبتنی در سواحل خليج فارس هستند. سواحلی كه قرار است اولين كشتی سفارش داده شد به فراساحل از بندرهای آلمان در اسكله آن پهلو بگيرد. كارگرهای بومی زير سايبانی خودساخته نشسته اند و در پاسخ خسته نباشيد ما خنده ای به گرمای تابستان پيوند می زنند.


ترجمه اکبر حسينی کيا: مارك مالوخ براون، رئيس برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) و هماهنگ كننده كمك های سازمان ملل برای توسعه كشورهای در حال رشد است. وی پيشتر نماينده ويژه اين سازمان در امور بازسازی افغانستان بود. اين تبعه انگلستان به نوانديشی معروف است. با هم گفت وگوی براون را با هفته نامه آلمانی «دی سايت» می خوانيم:

بر مبنای طرح پنتاگون فرايند بازسازی عراق بسيار سريع و برق آسا است و نبايد بيش از چند ماه طول بكشد. در اين طرح جايگاه ويژه ای برای كمك های توسعه ای سازمان ملل متحد و سازمان های غيردولتی در نظر گرفته نشده است. آيا آمريكايی ها به تنهايی از پس اين كار بر می آيند؟

دير يا زود آنها متوجه خواهند شد كه نمی توان جای دو ماراتن را با دو سرعت عوض كرد. بی ترديد آنها در اين راه به شركايی نياز خواهند داشت. اما در حال حاضر دولت بوش زير فشار شديدی قرار دارد. آنها از يكسو می خواهند مطمئن شوند كه روند بازسازی متوقف نخواهد شد و از سوی ديگر تمايل دارند به منظور حفظ حمايت داخلی هر چه زودتر از عراق خارج شوند.

آيا اين مسئله به عملكرد ضعيف سازمان ملل متحد در گذشته باز نمی گردد؟

هم اينك آمريكايی ها تنها به ابزارهايی كه برايشان كاملا شناخته شده است، اعتماد دارند. اين ابزارها عبارتند از: اقتصاد خصوصی، كارخانه داران، سربازان و كارمندان اداری آمريكا. اينان كسانی هستند كه می خواهند در نمايش آمريكايی «تاثيرگذاری» سهيم باشند و كارها را به سرانجام برسانند. حال آنكه بازسازی تاسيسات شهری نظير پل ها و لوله ها تنها در گرو عقد قراردادهای كلان با كنسرسيوم های بزرگ است.

پس كار آمريكايی ها درست است.

در اين مورد خاص انتقادها نابجاست. نگرانی واقعی وقتی است كه نسبت به ايجاد نهادها، اجماع و تفاهم سياسی و اعتمادسازی در جامعه عراق غفلت صورت گيرد. زيرا ساماندهی اين امور به يك پروسه زمانی طولانی نياز دارد. بدين ترتيب كه بايد از راه های سياسی در كشور نهادينه شوند و مراحل تكوين خود را به تدريج از پايين به بالا بپيمايند.

اما هنوز فعاليت بيمارستان ها متوقف است و آب آشاميدنی يافت نمی شود.

اين كمبودها آن طور كه شما می گوييد گسترده نيست و تنها در برخی مناطق به چشم می خورد كه آن هم به قانون شكنی های پس از جنگ باز می گردد. درست است كه پزشكان در بيمارستان ها حاضر نمی شوند، شبكه های آبرسانی خراب هستند و در گوشه و كنار كشور مواد غذايی كم است. اما از يك كشور فقير آفريقايی صحبت نمی كنيم. وظيفه اصلی در عراق نه تغذيه مردم كه به حركت در آوردن دوباره كشور و چرخ اقتصادی آن است.

اين جملات بسيار به سخنان جورج بوش و دونالد رامسفلد شبيه اند. دولت آمريكا در مجموع حمله خود به عراق را در راستای سياست توسعه كشورهای رو به رشد ارزيابی می كند. حال سوال اساسی اين است كه چطور می توان يك كشور را به حركت واداشت با توجه به اينكه در اين مورد بين سازمان ملل متحد و واشنگتن اختلاف نظر وجود دارد.

سوای اختلاف نظر در مورد عراق هم اكنون زنگی بزرگ در عرصه سياست های توسعه كشورهای روبه رشد اوج گرفته است. در يك طرف اين ميدان گروه موسوم به «اوتشتاين» صف آرايی كرده اند. هدف آنها تسهيل در روند ارائه كمك های توسعه ای، كاهش قيد و بندها، دسته بندی منابع و اعطای آزادی های بيشتر به تمام كشورهای دريافت كننده كمك از عراق گرفته تا مالی جهت انتخاب و تعيين اولويت های خود، است. در سوی ديگر جورج بوش و سازمان آمريكايی كمك برای توسعه موضع گرفته اند. . .

. . . سازمان نوبنيادی كه قرار است به ترتيب بازارها را در سراسر جهان به روی خود بگشايد.

اين قبيل مسايل توسعه ای بسيار مهم تر از آن هستند كه بتوان آنها را تنها به اقتصاددانان واگذارد. هم اكنون روند رشد در 70 كشور جهان گونه ای است كه نمی توانند تا سال 2015 به اهداف طلايی سياست توسعه ای دست يابند. از اين ميان در 41 كشور وضعيت به شدت بحرانی و روند فقر به طور فزاينده رو به گسترش است. سوای فقدان اصلاحات اقتصادی اين قبيل كشورها دارای مشتركات فراوانی هستند.

و مشكلات مشتركشان چيست؟

موقعيت جغرافيايی و وضعيت آب وهوايی، ويرانی زيرساخت های كشاورزی در نتيجه سياست های استثماری و مسايل فرهنگی نظير جلوگيری از ورود گروه های قومی و زنان به بازار كار مهم ترين چالش های فراروی جوامع پيش گفته است. البته برای مقابله با اين مسايل راهبردهايی وجود دارد. اما اين كشورها با بانك جهانی و صندوق بين المللی پول چندان سر و كاری ندارند. بايد گفت راهبردهای توسعه ای موفق نتيجه بحث و جدل هايی است كه در سطح ملی در خصوص اولويت های توسعه در جوامع برخوردار از دموكراسی صورت می گيرد. گرچه اين گفتمان های بسيار تند حالتی پيكارگونه دارند اما نتيجه حاصل در بيشتر مواقع حمايت پايدار از روند اصلاحات است.

پس نقش سازمان های امدادرسان بين المللی مانند برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) چيست؟

سازمانی چون UNDP می كوشد هر چه بيشتر كمك های فنی و غيرفنی در اختيار كشورهای نيازمند قرار دهد. تلاش ما اين است كه بتوانيم به اصلاحات دموكراتيك كمك كنيم و گفت وگوهای ملی جهت مقابله با فقر را تسريع بخشيم. ما از كشورهای دارای تحليل ها و اطلاعات اقتصادی در مورد طرح های توسعه ای حمايت می كنيم. اين اقدامات هم اكنون به صورت كاملا واقعی جريان دارند. برای مثال اگر وزارت بهداشت كشور آفريقايی زامبيا برنامه مشخصی برای انجام اصلاحات در بيمارستان ها داشته باشد به طور قطع ما در كنار او خواهيم بود. برنامه توسعه ملل متحد اين امكان را دارد كه همانند بانك جهانی و صندوق بين المللی پول راهبردهای توسعه ای جايگزين و پيشرفته ای را ارائه دهد.

مشاركت و تصرف محلی راهبردهای توسعه به واقع دو شعار نام آشنا در سنت كمك به كشورهای در حال رشد است. آيا مايليد به ريشه های آن اشاره ای كنيد؟

نه به طور كامل. دير زمانی است كه يك جريان در سياست توسعه كشورهای روبه روشد وجود دارد كه نسبت به شهروندان محلی بسيار احساس مسئوليت می كند و كمك های توسعه ای را چيزی جز آلبومی از دهاتی های شاد در يك عاشقانه روستايی نمی داند. در مقابل ديدگاه ديگری وجود دارد كه دولت های ملی حقيقی را خواستارند. وزيران كمك های توسعه ای دو كشور آلمان و انگلستان در گروه اخير جای دارند. اما ما به تركيبی از اين دو معتقديم. راهبرد توسعه بايد صورتی ملی داشته باشد تا در ارسال واقعی خدمات به اقصی نقاط كشور موفق شود. البته اگر اين كار با تمركززدايی كامل و تقويت اداره های محلی توام باشد موفقيت دوچندان خواهد بود.

دو سال قبل شما پيش بينی كرديد كه ميان سازمان های كمك برای توسعه و كنسرسيوم های ثروتمند مشاركت جهانی صورت خواهد گرفت. پس چه شد؟

آن موقع چندين نمونه بسيار مسرت بخش وجود داشت. شرك مخابراتی Cisco با همكاری ما يك دوره آموزش اينترنت برای مهندسان كشورهای دارای زيرساخت های ضعيف برگزار كرد. . . .

اما در نهايت پروژه های زيادی بر زمين ماندند.

علت آن عدم دستيابی به يك تعريف راهبردی بود. اما من قطع اميد نكرده ام. برای نيل به اهداف طلايی بايد روزانه برای 250 هزار نفر آب آشاميدنی فراهم كرد كه اين از عهده و توان بخش عمومی خارج است. البته يك مدل كاملا خصوصی كه در آن شركتی تامين آب يك كشور را به عهده بگيرد و آن را با نرخی در اختيار مردم قرار دهد كه هيچ كس قادر به پرداخت آن نباشد به هيچ رو مورد نظر نيست. زيرا اين طرح در پرو اجرا شد و پيامدهای اسف باری به دنبال آورد. پس گريزی جز مشاركت نيست. اما ترتيب آن نيز مهم است. به نظر من مثلا در يك طرح بزرگ آبرسانی بايد نيروهای محلی و فرامحلی با نظارت كامل دولت وظيفه تامين آب را به عهده بگيرند. اين شيوه تعاون می تواند هزينه ها را تا حدود زيادی كاهش داده و آب را با قيمتی مناسب در اختيار مردم قرار دهد.

اما در عمل مناسبات اغلب آن طور كه شما می گوييد، نيست زيرا دولت ها بدهكارند و كنسرسيوم ها قوی و نيرومند. به علاوه تشبيه وضعيت عراق به پرو با نفت به آب اصلا درست نيست...

در هر حال به نظر من از اين گفت وگو می توان اين طور نتيجه گرفت كه همگی بايد تلاش كنيم و يك مدل توسعه ای پيشرفته برای آينده بيابيم. ما نماينده صلح، شادی و همبستگی هستيم. گرچه در حقيقت اين مفاهيم بنيادين در پس كار توسعه پنهان می مانند.

منبع: دی سايت


به اين ترتيب حمايت دولت ضرورتی ندارد.

دولت بايد جاهای خاص سرمايه گذاری كند. من خودم پيشنهادم به آقای دادكان اين بود كه فدراسيون اداره ليگ را به اتحاديه واگذار كند و خودش چهار تيم نوجوانان، جوانان، اميد و بزرگسالان ملی را سامان دهد. فقط به آن تيم ها بپردازد و كار ديگری با هيچ كس نداشته باشد. هيأت های فوتبال هم به استعداديابی بپردازند. الان هيأت های كرمان و يزد و بندرعباس و... تعطيل هستند. در صورتی كه استخراج بازيكن از اين مناطق به غنی سازی فوتبال می انجامد فكر می كنم طرح جامع ورزش بتواند اين مسائل را حل كند. البته فعلا چيزی از اين طرح نمی دانم اما همين كه هيچ نماينده ای از تيم های صنعتی در آن نيست يك ضعف بزرگ به شمار می آيد. مگر می شود 60 - 50 درصد ورزش مملكت در تدوين اين طرح نقش نداشته باشند؟

فكر می كنيد در صورت عرضه از سهام شما در اصفهان استقبال شود؟

سپاهان پايگاه خوبی در مردم اصفهان دارد. حتی اگر سوددهی داشته باشد خيلی از شركت ها از ما حمايت مالی خواهند كرد.

حالا كه اداره باشگاه سوددهی ندارد پس سرمايه گذاری شما و يا وزارت صنايع و معادن در اين حوزه فقط از روی علاقه شخصی مديران است؟

نه به اين صورت نيست.

پس چه انگيزه ديگری داريد؟ اگر شركت فولاد مباركه سهامی بود سهامداران به شما اجازه نمی دانند از سودشان بزنيد و خرج فولاد كنيد.

بله الان سهام فولاد صددرصد دولتی است ولی اگر روزی مجتمع اش خصوصی شد و يا حتی 10 سهامدار عمده پيدا كرد معلوم نيست بپذيرند كه فولاد تيم داری كند. اتفاقا در سيمان سپاهان همين اتفاق افتاد. تا زمانی كه دولتی بود باشگاه سپاهان را اداره می كرد اما بعد از خصوصی شدن سهامداران تيم داری را نپذيرفتند. اساسا سازمانی خوب است كه اقتصادی باشد. وقتی شركت وارد بورس شد و پای آدم های اقتصادی و خصوصی به كار باز شود همه چيز تغيير می كند و ديگر مديران تكليف دارند كه خوب كار كنند ديگر برای سهامداران معنی نمی دهد باشگاه بازده اقتصادی نداشته باشد.

قهرمانی امسال چه اثری روی كار فولاد مباركه گذاشت؟

وقتی سيستم مستقل باشد، آدم ها مستقل باشند و پول مال بخش خصوصی باشد هر بردی ارزش سهام بنگاه را بالا می برد. يك باخت هم ارزش را پايين می آورد. می دانيد اگر فولاد مباركه سهامی عام بود الان سهامش چقدر بالا می رفت؟ حداقل 40ـ30 درصد افزايش پيدا می كرد. يوونتوس در هر بازی چنين موقعيتی پيدا می كند.

حتی روی فروش اسپانسرها هم اثر دارد؟

بله. مدير باشگاه وقتی تيم گل می خورد به خود می لرزد نه برای باخت كه به علت سقوط سهامش است.


قسمت اول اين مقاله در روز پنج شنبه گذشته چاپ شد. بخش دوم و پايانی آن در زير از نظرتان می گذرد.

راكفلر نفت خود را حتی تا آسيا هم صادر می كرد. اروپا بسيار مورد توجه وی بود. حتی برخی می گويند او عاشق فعاليت در لندن بود. سال 1883 مردی در لندن درگذشت كه چند سال قبل از مرگش جمله ماندگار را در مورد افرادی نظير راكفلر كه تمامی رقبا را تحت فشار می گذاشتند گفت: «هر يك نفر كاپيتاليست چندين نفر را می كشد. » او كسی نبود به جز كارل ماركس. راكفلر از سنديكاها نفرت داشت و از هر نوع جنبش كارگری بدش می آمد. با وجود اين وی را نوعی ماركسيست مثبت نگر می دانند. او همانند كارل ماركس، فيلسوف آلمانی كه 20 سال از خودش بزرگ تر بود، رشد فزاينده شركت ها، كارتل ها و انحصارگران را اجتناب ناپذير می دانست. البته در حالی كه ماركس شركت های بزرگ را نشانه بيمار بودن كاپيتاليسم می دانست، راكفلر آنها را حياتی ارزيابی می كرد. راكفلر می گفت تنها با حضور شركت های غول آسا است كه دنيای پرهرج ومرج بازار نظم پيدا می كند. او خود را ناجی صنايع نفت می ناميد. تعجبی نداشت كه وی نمی توانست علت رشد فزاينده نفرت مردم نسبت به خويش را درك كند.

راكفلر فكر می كرد اگر توليد را بهبود ببخشد تنفر رقبای كوچكی را كه از ميدان به در كرده نسبت به خود كاهش می دهد. اما آنها صرفا احساس می كردند كه توسط يك غول به بدبختی كشانده شده اند، غولی كه نه زيرك تر بلكه تنها قوی تر است ـ و به خصوص عطش بيشتری دارد. به تدريج سياستمداران و محافل عمومی احساس كردند بازار آزاد نيازمند قوانين محافظتی است تا بتواند به معنای واقعی آزاد باقی بماند. انحصارگری نظير راكفلر به سمبل «قدرت اقتصادی غريب و خارجی» بدل شد. اما سال ها سپری شد تا بالاخره ديوان عالی ايالات متحده در سال 1911 چند تكه شدن استاندارد اويل را اعلام كرد. استاندارد اويل به 34 قسمت تقسيم شد و از دل آن شركت هايی نظير اگزون، شورون، موبيل و آموكو بيرون آمده اند. البته مدت هاست كه راكفلر در مديريت آنان نقشی ندارد. او نظاره گر بود كه چه طور لامپ های برق جای چراغ های نفتی را گرفتند، اما فعاليت پالايشگاه ها ادامه يافت ـ زيرا هم زمان اتومبيل هم جايگزين كالسكه شد.

او پس از كنار رفتن بيش از گذشته به همسر و پنج فرزندش پرداخت. اين بار ديگر بيش از آنكه پول درآورد خرج می كرد. ثروتمندترين مرد آن زمان بزرگ ترين وقف كننده هم شد. راكفلر از بنيانگذاران دانشگاه شيكاگو بود. او هزينه ايجاد مدرن ترين موسسه تحقيقات پزشكی را پرداخت و مدارس، موزه ها و كتابخانه های متعددی ساخت. او با احتساب ارزش امروزی دلار حدود شش ميليارد دلار به مراكز مختلف كمك كرد. در انتها پول زيادی برای خود و خانواده اش نماند. او سيگار نمی كشيد، الكل نمی نوشيد و به جشن و تئاتر معمولا نمی رفت. فرزندانش كمتر از هم كلاسی هايشان پول توجيبی می گرفتند. بالاخره وی در مقام بزرگ ترين كاپيتاليست تمامی اعصار در سال 1937 در سن 97 سالگی مرد. برخی می گويند ميان زندگی روزانه وی و يك كشاورز ساده اوهايو تفاوت های زيادی نمی توان ديد. او صبح زود از خواب برمی خاست، سخت كار می كرد و بعد از اتمام كار بلافاصله به رختخواب می رفت. يكشنبه ها هم در كليسا می شد او را ديد.


وضعيت فروش قبر

بدون هيچ توضيحی توجه شما را به مطلبی كه در روزنامه دنيای اقتصاد چاپ شده است، جلب می كنيم. قبر يك طبقه و دوطبقه بدون عرصه و اعيانی از واحدی 50 هزارتومان تا يك ميليون و 250 هزار تومان در قطعات جديدالاحداث و در برخی قطعات سرسبز 5 ميليون تومان به فروش می رسد. قبرها در بهشت زهرا مانند خانه های تهران با مشكل تراكم مواجه شده و توسعه افقی به توسعه عمودی ترجيح داده شده است. البته مسئولين بهشت زهرا برای جلوگيری از بورس بازی قبر و دلال بازی در اين ميان فروش شخصی قبر را ممنوع اعلام كرده اند. حتی جلوی پيش فروش آن را هم گرفته اند. اگرچه در تهران قيمت ها بيداد می كند، اما وضعيت در شهرستان ها نيز بهتر از تهران نيست و در مشهد و قم می توان قبرهايی با قيمت حتی بيش از ده ميليون تومان را نيز شاهد بود.

موفقيت پسران لاگاردر

با وجود وضع بد حمل و نقل غيرنظامی در جهان نوئل فورژار در نمايشگاه هوايی پاريس خنده سر می دهد. سفارش های كلان از سوی امارات متحده عربی و قطر موجب شده تا مدير شركت ايرباس امروز عملا خوشحال ترين مدير در ميان سازندگان هواپيما در جهان باشد. آنچه كه فورژار را بيش از پيش خوشحال می كند درخواست برای خريد 25 فروند مدل جديد و عظيم ايرباس A380 در ميان سفارش های دريافتی است. موفقيت ايرباس در دريافت سفارش ها تا حدود زيادی به سبب پشتكار و زيركی مرد 56 ساله فرانسوی است. فورژار كه فارغ التحصيل اكول پلی تكنيك، دانشگاه مخصوص طبقه خواص فرانسه، است دوران كاملا موفقيت آميزی را پشت سر گذاشته است. او احتمالا خواهد توانست سفارش های ايرباس در سال 2003 را حتی از سفارش های بوئينگ هم فراتر ببرد. فورژار حتی در پست های دولتی هم موفق بوده است. او مدتی در مقام مشاور ژاك شيراك، رئيس جمهور فعلی، فعاليت كرد و به زودی توانست ارتباط های سياسی بسيار قوی ای برای خويش ايجاد كند. بعدها اين ارتباط ها فوايد زيادی برای وی داشت. پس از خاتمه دوران تصدی گری خويش در مقام مشاور شيراك، به سراغ صنايع تسليحاتی و هوا ـ فضا رفت و در شركت ماترا مشغول به كار شد. ماترا جزو شركت های زيرمجموعه امپراتوری ژان لوك لاگاردر، غول صنايع تسليحاتی فرانسه، بود. بدين ترتيب فورژار در كنار افراد ديگری نظير فيليپ كاموس، كه امروز يكی از مديران گروه صنعتی EADS، است لقب «پسران لاگاردر» را دريافت كرد. در سال 1997 فورژار به رياست شركت ايرباس برگزيده شد كه مهم ترين شركت زيرمجموعه گروه صنعتی EADS غول صنعت هوا فضای فرانسه ـ آلمان، است. لاگاردر اخيرا درگذشت و اكنون گفته می شود كه فورژار قدرت اول در مجموعه EADS خواهد شد. برپايی نمايشگاه هوايی پاريس موضوع مذكور را به موضوع روز بدل كرده است. هم اكنون همه از موفقيت پسران لاگاردر سخن می گويند.

رشد عرضه نفت در اروپای شرقی

عرضه نفت كشورهای OECD (اروپای شرقی) برای سه ماهه سوم و چهارم سال جاری ميلادی ۷۸/۲۱ و ۲۰/۲۲ ميليون بشكه در روز پيش بينی شد. رشد عرضه نفت اين كشورها در مقايسه با سال گذشته ۱۸/۰ درصد برآورد شده است. عرضه نفت خام كشورهای در حال توسعه نيز در دو فصل مانده سال 2003 به ترتيب ۳۱/۱۱و ۲۵/۱۱ ميليون بشكه در روز پيش بينی شده كه از رشد منفی حدود ۰۳/۰ درصدی برخوردار است. كل عرضه نفت كشورهای غيراوپك در مدت ياد شده۷۷/۴۸ و۳۱/۴۹ ميليون بشكه در روز پيش بينی شده است. همچنين براساس گزارش ماهنامه اقتصاد ايران، توليد كل اوپك در سه ماهه اول سال جاری ميلادی 26745 هزار بشكه در روز بود كه براساس پيش بينی كارشناسان با اين ميزان توليد، اوپك سهم خود از كل عرضه جهانی را همچون گذشته حفظ خواهد كرد.

صدور كم برق به پاكستان و افغانستان

در حال حاضر ايران 10 مگاوات ساعت برق به پاكستان و افغانستان صادر می كند. هم اكنون عمليات انتقال برق از ايران به كشورهای پاكستان و افغانستان در حال انجام است و شبكه های برق ايران و اين كشورها در سطح فشار متوسط متصل هستند. با توجه به وضعيت برق كشور، كمتر از 10 مگاوات ساعت برق به اين كشورها صادر می شود كه تنها ۰۴/۰ درصد برق شبكه سراسری كشور را تشكيل می دهد. همچنين در حال حاضر شبكه سراسری برق ايران به كشورهای ارمنستان، تركيه، آذربايجان و نخجوان نيز متصل است و با اين كشورها در ساعات پيك سال تبادل برق انجام می شود.

جبران كمبود گاز طبيعی با باد

آمريكا كمبود گاز طبيعی را با مهار باد جبران می كند. به گزارش «PR » نيوز واير، وزارت انرژی آمريكا برنامه دارد با توجه به ادامه روند افزايش مصرف گاز طبيعی در آمريكا و نقصان روزانه 4 ميليارد فيت مكعبی اين گاز در اين كشور، تا پايان سال جاری انرژی توليدی از باد را به بيش از 6 هزار مگاوات افزايش دهد. برپايه اين گزارش، افزايش ظرفيت توليد انرژی از باد تا پايان سال آتی روزانه موجب صرفه جويی ۵/۰ ميليارد فيت مكعبی از مصرف گاز طبيعی می شود. اين روند كاهش مصرف با افزايش بهره گيری از باد مصرف گاز طبيعی را 10 تا 15 درصد در آمريكا كاهش می دهد.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو