|

ترجمه اکبر حسينی کيا: مارك مالوخ براون، رئيس برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) و هماهنگ كننده كمك های سازمان ملل برای توسعه كشورهای در حال رشد است. وی پيشتر نماينده ويژه اين سازمان در امور بازسازی افغانستان بود. اين تبعه انگلستان به نوانديشی معروف است. با هم گفت وگوی براون را با هفته نامه آلمانی «دی سايت» می خوانيم:
• • •
• بر مبنای طرح پنتاگون فرايند بازسازی عراق بسيار سريع و برق آسا است و نبايد بيش از چند ماه طول بكشد. در اين طرح جايگاه ويژه ای برای كمك های توسعه ای سازمان ملل متحد و سازمان های غيردولتی در نظر گرفته نشده است. آيا آمريكايی ها به تنهايی از پس اين كار بر می آيند؟
دير يا زود آنها متوجه خواهند شد كه نمی توان جای دو ماراتن را با دو سرعت عوض كرد. بی ترديد آنها در اين راه به شركايی نياز خواهند داشت. اما در حال حاضر دولت بوش زير فشار شديدی قرار دارد. آنها از يكسو می خواهند مطمئن شوند كه روند بازسازی متوقف نخواهد شد و از سوی ديگر تمايل دارند به منظور حفظ حمايت داخلی هر چه زودتر از عراق خارج شوند.
• آيا اين مسئله به عملكرد ضعيف سازمان ملل متحد در گذشته باز نمی گردد؟
هم اينك آمريكايی ها تنها به ابزارهايی كه برايشان كاملا شناخته شده است، اعتماد دارند. اين ابزارها عبارتند از: اقتصاد خصوصی، كارخانه داران، سربازان و كارمندان اداری آمريكا. اينان كسانی هستند كه می خواهند در نمايش آمريكايی «تاثيرگذاری» سهيم باشند و كارها را به سرانجام برسانند. حال آنكه بازسازی تاسيسات شهری نظير پل ها و لوله ها تنها در گرو عقد قراردادهای كلان با كنسرسيوم های بزرگ است.
• پس كار آمريكايی ها درست است.
در اين مورد خاص انتقادها نابجاست. نگرانی واقعی وقتی است كه نسبت به ايجاد نهادها، اجماع و تفاهم سياسی و اعتمادسازی در جامعه عراق غفلت صورت گيرد. زيرا ساماندهی اين امور به يك پروسه زمانی طولانی نياز دارد. بدين ترتيب كه بايد از راه های سياسی در كشور نهادينه شوند و مراحل تكوين خود را به تدريج از پايين به بالا بپيمايند.
• اما هنوز فعاليت بيمارستان ها متوقف است و آب آشاميدنی يافت نمی شود.
اين كمبودها آن طور كه شما می گوييد گسترده نيست و تنها در برخی مناطق به چشم می خورد كه آن هم به قانون شكنی های پس از جنگ باز می گردد. درست است كه پزشكان در بيمارستان ها حاضر نمی شوند، شبكه های آبرسانی خراب هستند و در گوشه و كنار كشور مواد غذايی كم است. اما از يك كشور فقير آفريقايی صحبت نمی كنيم. وظيفه اصلی در عراق نه تغذيه مردم كه به حركت در آوردن دوباره كشور و چرخ اقتصادی آن است.
• اين جملات بسيار به سخنان جورج بوش و دونالد رامسفلد شبيه اند. دولت آمريكا در مجموع حمله خود به عراق را در راستای سياست توسعه كشورهای رو به رشد ارزيابی می كند. حال سوال اساسی اين است كه چطور می توان يك كشور را به حركت واداشت با توجه به اينكه در اين مورد بين سازمان ملل متحد و واشنگتن اختلاف نظر وجود دارد.
سوای اختلاف نظر در مورد عراق هم اكنون زنگی بزرگ در عرصه سياست های توسعه كشورهای روبه رشد اوج گرفته است. در يك طرف اين ميدان گروه موسوم به «اوتشتاين» صف آرايی كرده اند. هدف آنها تسهيل در روند ارائه كمك های توسعه ای، كاهش قيد و بندها، دسته بندی منابع و اعطای آزادی های بيشتر به تمام كشورهای دريافت كننده كمك از عراق گرفته تا مالی جهت انتخاب و تعيين اولويت های خود، است. در سوی ديگر جورج بوش و سازمان آمريكايی كمك برای توسعه موضع گرفته اند. . .
• . . . سازمان نوبنيادی كه قرار است به ترتيب بازارها را در سراسر جهان به روی خود بگشايد.
اين قبيل مسايل توسعه ای بسيار مهم تر از آن هستند كه بتوان آنها را تنها به اقتصاددانان واگذارد. هم اكنون روند رشد در 70 كشور جهان گونه ای است كه نمی توانند تا سال 2015 به اهداف طلايی سياست توسعه ای دست يابند. از اين ميان در 41 كشور وضعيت به شدت بحرانی و روند فقر به طور فزاينده رو به گسترش است. سوای فقدان اصلاحات اقتصادی اين قبيل كشورها دارای مشتركات فراوانی هستند.
• و مشكلات مشتركشان چيست؟
موقعيت جغرافيايی و وضعيت آب وهوايی، ويرانی زيرساخت های كشاورزی در نتيجه سياست های استثماری و مسايل فرهنگی نظير جلوگيری از ورود گروه های قومی و زنان به بازار كار مهم ترين چالش های فراروی جوامع پيش گفته است. البته برای مقابله با اين مسايل راهبردهايی وجود دارد. اما اين كشورها با بانك جهانی و صندوق بين المللی پول چندان سر و كاری ندارند. بايد گفت راهبردهای توسعه ای موفق نتيجه بحث و جدل هايی است كه در سطح ملی در خصوص اولويت های توسعه در جوامع برخوردار از دموكراسی صورت می گيرد. گرچه اين گفتمان های بسيار تند حالتی پيكارگونه دارند اما نتيجه حاصل در بيشتر مواقع حمايت پايدار از روند اصلاحات است.
پس نقش سازمان های امدادرسان بين المللی مانند برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) چيست؟
سازمانی چون UNDP می كوشد هر چه بيشتر كمك های فنی و غيرفنی در اختيار كشورهای نيازمند قرار دهد. تلاش ما اين است كه بتوانيم به اصلاحات دموكراتيك كمك كنيم و گفت وگوهای ملی جهت مقابله با فقر را تسريع بخشيم. ما از كشورهای دارای تحليل ها و اطلاعات اقتصادی در مورد طرح های توسعه ای حمايت می كنيم. اين اقدامات هم اكنون به صورت كاملا واقعی جريان دارند. برای مثال اگر وزارت بهداشت كشور آفريقايی زامبيا برنامه مشخصی برای انجام اصلاحات در بيمارستان ها داشته باشد به طور قطع ما در كنار او خواهيم بود. برنامه توسعه ملل متحد اين امكان را دارد كه همانند بانك جهانی و صندوق بين المللی پول راهبردهای توسعه ای جايگزين و پيشرفته ای را ارائه دهد.
• مشاركت و تصرف محلی راهبردهای توسعه به واقع دو شعار نام آشنا در سنت كمك به كشورهای در حال رشد است. آيا مايليد به ريشه های آن اشاره ای كنيد؟
نه به طور كامل. دير زمانی است كه يك جريان در سياست توسعه كشورهای روبه روشد وجود دارد كه نسبت به شهروندان محلی بسيار احساس مسئوليت می كند و كمك های توسعه ای را چيزی جز آلبومی از دهاتی های شاد در يك عاشقانه روستايی نمی داند. در مقابل ديدگاه ديگری وجود دارد كه دولت های ملی حقيقی را خواستارند. وزيران كمك های توسعه ای دو كشور آلمان و انگلستان در گروه اخير جای دارند. اما ما به تركيبی از اين دو معتقديم. راهبرد توسعه بايد صورتی ملی داشته باشد تا در ارسال واقعی خدمات به اقصی نقاط كشور موفق شود. البته اگر اين كار با تمركززدايی كامل و تقويت اداره های محلی توام باشد موفقيت دوچندان خواهد بود.
• دو سال قبل شما پيش بينی كرديد كه ميان سازمان های كمك برای توسعه و كنسرسيوم های ثروتمند مشاركت جهانی صورت خواهد گرفت. پس چه شد؟
آن موقع چندين نمونه بسيار مسرت بخش وجود داشت. شرك مخابراتی Cisco با همكاری ما يك دوره آموزش اينترنت برای مهندسان كشورهای دارای زيرساخت های ضعيف برگزار كرد. . . .
• اما در نهايت پروژه های زيادی بر زمين ماندند.
علت آن عدم دستيابی به يك تعريف راهبردی بود. اما من قطع اميد نكرده ام. برای نيل به اهداف طلايی بايد روزانه برای 250 هزار نفر آب آشاميدنی فراهم كرد كه اين از عهده و توان بخش عمومی خارج است. البته يك مدل كاملا خصوصی كه در آن شركتی تامين آب يك كشور را به عهده بگيرد و آن را با نرخی در اختيار مردم قرار دهد كه هيچ كس قادر به پرداخت آن نباشد به هيچ رو مورد نظر نيست. زيرا اين طرح در پرو اجرا شد و پيامدهای اسف باری به دنبال آورد. پس گريزی جز مشاركت نيست. اما ترتيب آن نيز مهم است. به نظر من مثلا در يك طرح بزرگ آبرسانی بايد نيروهای محلی و فرامحلی با نظارت كامل دولت وظيفه تامين آب را به عهده بگيرند. اين شيوه تعاون می تواند هزينه ها را تا حدود زيادی كاهش داده و آب را با قيمتی مناسب در اختيار مردم قرار دهد.
• اما در عمل مناسبات اغلب آن طور كه شما می گوييد، نيست زيرا دولت ها بدهكارند و كنسرسيوم ها قوی و نيرومند. به علاوه تشبيه وضعيت عراق به پرو با نفت به آب اصلا درست نيست...
در هر حال به نظر من از اين گفت وگو می توان اين طور نتيجه گرفت كه همگی بايد تلاش كنيم و يك مدل توسعه ای پيشرفته برای آينده بيابيم. ما نماينده صلح، شادی و همبستگی هستيم. گرچه در حقيقت اين مفاهيم بنيادين در پس كار توسعه پنهان می مانند.
منبع: دی سايت |