|

رامين رادنيا: • بحث جنجالی ديگر در حوزه احزاب، موضوع يارانه ای است كه دولت برای احزاب اختصاص داده است و برخی معتقدند كه اين يارانه احزاب را دولتی و وابسته می كند.همچنين نخستين يارانه احزاب مربوط به فعاليت در سال 80، ظاهراً در حال پرداخت است· در مجموع اين يارانه چگونه توزيع شد، چه ميزان بود و نصيب چه احزابی شد.امتيازبندی ها بر چه اساسی بود و نظارت بر هزينه كردن اين بودجه به چه صورت انجام می شود.
در كشورهای توسعه يافته كه دارای احزاب فعال و قوی هستند دو گرايش در مورد عملكرد اقتصادی احزاب مطرح است.يكی اينكه احزاب مجاز به فعاليت های اقتصادی هستند.يعنی می توانند فعاليت اقتصادی و صنعتی يا بازرگانی داشته باشند، تجارت كنند و سود آن را در راستای اهداف حزبی به كار گيرند.البته آنجا قانون و ضابطه ای حاكم است كه در بعضی كشورهای ديگر اين طور نيست و احزاب نمی توانند فعاليت اقتصادی انجام دهند.طبيعی است كه در كشوری دارای احزاب كه هدف و هويت احزاب هم تامين مشاركت و رقابت سياسی يعنی چرخش قدرت توسط احزاب باشد در واقع يك ركن مهم قدرت سياسی را احزاب تشكيل می دهند.از آن طرف اگر احزاب برای فعاليت ها و تلاش های خود هيچ گونه پيشتوانه اقتصادی و مالی نداشته باشد، طبيعی است كه با اهداف پيش بينی شده تعارض دارد.در چنين شرايطی برای رفع اين تعارض، نظام و دولت پيش بينی كرده كه به احزاب كمك كند.منتهی برای اينكه چنين كمكی از قالب سلايق و حاكميت يك حزب خاص خارج شود، قانونی وضع شده و آيين نامه ها و دستورالعمل هايی تدوين شده كه صددرصد دارای شفافيت و ضوابط مشخص و روشن است تا هيچ اعمال سليقه ای رخ ندهد.
طبق قانون انتخابات، احزاب نمی توانند فعاليت اقتصادی داشته باشند و از اين كار منع شده اند و اتفاقاً روش خوبی است.چون احزاب به خاطر كاركرد بسيار مهمی كه دارند - كسب قدرت سياسی و رقابت برای كسب قدرت ـ اگر به مسايل مالی آلوده شوند خطرش برای جامعه و برای خود احزاب بسيار زياد است.بنابراين با نگاهی كه در جمهوری اسلامی نسبت به احزاب شده است و نگاه منطقی و درستی هم هست بايد يك راه حل منطقی باشد كه احزاب بتوانند نفس بكشند و حركت كنند كه يكی از اين راه ها كمك دولت به احزاب است.اين نكته، مبنای نظری كمك به احزاب است.اينكه گفته می شود حزب دولتی ساخته می شود اين ها مغالطه است وقتی كه ضوابط، روشن و قانون مند است ديگر دولتی و غيردولتی ندارد.از همين بحث وارد موضوع ضوابط می شوم.ضوابط اختصاص يارانه به كاركرد حزبی بر می گردد.چرا كه اين يارانه يك هدف اساسی را دنبال می كند و آن تقويت نهاد حزب در جامعه است و كاركرد احزاب را تقويت می كند.اين كاركرد حزبی در جامعه به عوامل و شرايط احزاب بر می گردد تا بتوانند فعاليت ماهوی خود را به نقطه قابل قبولی برسانند.
عوامل موثر در تقويت حزب به اعتقاد ما حرفه ای شدن احزاب است.اينكه احزاب ساختار تشكيلاتی درست و اعضای رسمی داشته باشند.در حال حاضر احزاب ما عضو رسمی به آن معنا ندارند.بلكه سمپات و طرفدار دارند.احزاب بايد آموزش علمی داشته باشند.حزب بايد بتواند در مسايل كلان كشور اظهارنظر كند.حزبی كه سال می گذرد و هيچ اظهارنظری ندارد نمی توانند نمود بيرونی داشته باشد.بايد بتواند با ساختارهای خود كنگره های سالانه و دوسالانه حزبی داشته باشند· انتخابات برگزار كنند موضع خودشان را نسبت به مسايل روز كشور اعلام كنند.بتوانند آموزش عمومی و سياسی به جامعه بدهند.نقش احزاب در آموزش عمومی جامعه يكی ديگر از كاركردهای احزاب به شمار می آيد.همه اين ها و تمام آنچه كه يك حزب را تبديل به حزب واقعی می كند، بايد تحقق يابد ما معتقديم كه هنوز حزب واقعی و حرفه ای و همه جانبه در كشور نداريم.وزارت كشور عواملی را كه به عنوان كاركردهای واقعی حزبی مطرح است احصأ كرده و به عنوان ضوابط تخصيص يارانه به احزاب در نظر گرفته است كه به عنوان مصوبه هيات دولت درآمد و مكانيزم تخصيص هم به عهده كميسيون ماده10 احزاب گذاشته شده است.اين كميسيون شان بالايی دارد و نمايندگان سه قوه در آن حضور دارند و البته مسئوليت دبيرخانه آن برعهده وزارت كشور است.بنابراين طبيعی است كه ما در اين مورد بحث های مفصلی در كميسيون ماده 10درخصوص تمييز اين ضوابط داشته ايم.در كميسيون شاخص ها مشخص شد وزن هر شاخص هم معلوم شد كه متناسب با آن وزن امتياز داده شود.مثلاً هر عضو حزب امتيازش چقدر باشد.برگزاری كنگره حزبی چه قدر امتياز داشته باشد؟ نشريه حزبی و رقابت انتخاباتی هم همين طور.تعداد داوطلبانی كه در آموزش های درون حزبی و امثالهم فعال هستند و موارد ديگری از اين دست مشخص شد و به زودی اين شاخص ها را در مطبوعات اعلام می كنيم كه همه بدانند.
• عمده موارد همين نكات بود يا بررسی های ديگری هم انجام شد
البته برگه هايی هم تنظيم و توسط احزاب تكميل شد.سپس بررسی اجمالی برای صحت اطلاعات ارائه شده انجام شد.كمی بيش از يك ميليارد تومان، سهم احزاب برای سال80 بود كه پس از اطلاع رسانی به احزابی كه مشمول دريافت يارانه می شدند فرم ها نيز برايشان ارسال و اطلاعات دسته بندی شد.به عنوان مثال اگر در كل 20 هزار امتياز به دست آمد، اين يك ميليارد و اندی تقسيم بر 20 هزار امتياز شد و ارزش ريالی هر امتياز معلوم شد و بعد ديديم كه هر حزبی چند امتياز آورده و مبلغ هر امتياز را در مجموع امتياز هر حزب ضرب كرديم.
• هر امتياز 50 هزار تومان تعيين شده بود؟
حدود 40 هزار تومان، و در مجموع احزاب مشمول يارانه، از حداقل چهارميليون تا حداكثر صدميليون تومان يارانه بهره مند شدند.
• شنيده شد كه تعدادی از احزاب ابتدا با دريافت اين يارانه مخالفت كردند وليكن در نهايت نسبت به دريافت يارانه قانع شدند.
بعضی از احزاب به خاطر همين اختلاف نظری كه در مورد مبنای نظری يارانه احزاب مطرح بود، رغبتی برای دريافت يارانه نشان ندادند.ولی بعد وقتی ديدند كه همه چيز شفاف و روشن است و مبنای نظری پرداخت يارانه احزاب برای آنان تبيين شد، مراجعه كردند.
• مثل اينكه بودجه پيش بينی شده برای يارانه احزاب يك بار به خزانه دولت برگشت خورده است.ماجرا چه بود.
يك مشكل اداری بود.اين اشتباه در زمان تخصيص بودجه پيش آمده بود.فكر می كردند كه زمان استفاده از بودجه تا اول خرداد ماه82 است درحالی كه تا اول فروردين ماه بود.اين مشكل با تلاش معاونت پشتيبانی و برنامه ريزی وزارت كشور حل شد و بودجه حفظ شد.
• بنابراين احزاب چه اصلاح طلب و چه محافظه كار از بودجه استفاده كردند؟
بله.البته چند مورد از احزاب غيرمطرح مراجعه نكردند و علت آن هم اين بود كه هيچ نشانی از آنها نبود و پيگيری های مكرر برای دسترسی به آنان هم بی فايده بود.اما احزاب مطرح و فعال كشور همه آمدند.فقط يك حزب نيامد و اعلام كرد كه نيازی به يارانه ندارد.
• در حال حاضر چه تعداد حزب رسمی داريم و چه تعداد درخواست يارانه كردند و موفق به دريافت شدند؟
احزابی كه مشمول يارانه می شدند آنهايی بودند كه تا پايان سال 80 مجوز گرفته بودند يعنی احزاب جديد نبودند.ولی در مجموع احزاب استانی و غيراستانی هم بودند.اما تعداد احزاب استانی كمتر بود.حدود 90 حزب از يارانه اختصاص يافته برخوردار شدند.
• بودجه يارانه احزاب برای سال های بعد چه ميزان تعيين شده است.
برای امسال حدود يك ميليارد تومان برای احزاب اختصاص داده شده است.
• آيا يارانه سال 82 نسبت به يارانه سال 81 رشد داشته؟
يارانه سال 81 ابتدا 2 ميليارد تومان بود كه در مرحله تخصيص كمتر شد.منتهی چون يارانه عام بود و مشمول همه گروه های سياسی و غيرسياسی می شد، حدود يك ميليارد و يكصد ميليون تومان به بخش احزاب سياسی اختصاص پيدا كرد.البته از يك ميليارد و 800 ميليون تومان كل يارانه اختصاصی، طبق آئين نامه دولت، ده درصد به خانه احزاب و كميسيون ماده 10 برای فعاليت و نظارت و اجرای همين امر تخصيص داده شد.بقيه نيز به گروه های غير سياسی داده شد كه قرار است با شيوه ای ديگر توزيع شود.اين اقدام توسط حوزهٌ اجتماعی وزارت كشور انجام می شود.ولی يك ميليارد و دويست ميليون تومان مربوط به سال 82 كه اشاره كردم فقط مخصوص احزاب سياسی است و برای گروه های غيرسياسی هم يارانهٌ ديگری در قانون بودجه پيش بينی شده است· البته معمولاً دولت صددرصد بودجه را تخصيص نمی دهد و درصدی متناسب با شرايط كشور ممكن است كم شود.
• نظارت برمصرف يارانه به چه صورت است.آيا احزاب آزاد هستند به هر صورتی كه می خواهند يارانه را هزينه كنند و يا اينكه نظارت خاصی بر آنها اعمال می شود.
شاخص هايی كه عرض كردم جهت عملكرد احزاب را نشان می دهد.يعنی احزاب در راستای آن شاخص های حزبی بايد يارانه ها را هزينه كنند و پرداخت يارانه امسال متناسب با نوع عملكرد آنها در يارانه سال گذشته محاسبه و بررسی خواهد شد و بعد تخصيص داده می شود.حزب نمی تواند اين يارانه را هر طوری كه خواست هزينه و يا صرف موارد غيرمرتبط با حزب كند بلكه بايد در راستای آموزش، كنگره، صدور بيانيه و تقويت ساختار مادی و معنوی حزب هزينه شود.
• خانه احزاب نهادی نوپا است اما نقدهايی در بيرون نسبت به خانه احزاب مطرح است از جمله اينكه آيا خانه احزاب كاركرد صنفی دارد و اگر چنين است احزاب جزء صنف محسوب می شوند؟
فلسفه تشكيل خانه احزاب باز می گردد به يك سلسله جلساتی كه سال 77 با حضور تعدادی از مسئولان، نخبگان و صاحب نظران در وزارت كشور تشكيل شد.آنجا در مورد سامان سياسی كشور و اينكه چگونه می شود انتظام منطقی و سالم و اثر بخشی در فرايند فعاليت های سياسی كشور ايجاد كرد، مطرح شد.درواقع يكی از نتايج آن جلسات اين بود كه گروه ها و احزاب با هم تعامل و همزيستی منطقی و سازنده ای پيدا كنند چرا كه سامان سياسی عمدتاً با فعاليت های حزبی گره می خورد.اگر احزاب بتوانند نقش سازنده ای را در جامعه ايفا كنند و رقابت حزبی را در هاله وحدت و انسجام ملی و رعايت منافع ملی دنبال كنند، به سامان سياسی كشور بسيار كمك می شود.از همان زمان اين انديشه متولد شد كه نهادی تاسيس كنيم تا احزاب با گرايش های مختلف بتوانند در آن نهاد بر سر مسائل مشترك حزبی با هم تفاهم و تعامل و گفت وگو داشته باشند.كار اساسی احزاب رقابت حزبی است و طبيعی است كه احزاب همديگر را در رقابت برنمی تابند چون می خواهند از هم پيشی بگيرند، اما برای اينكه چنين فرايندی محقق شود.زمينه ها و سازوكارهايی لازم است.تا نهاد حزب در كشور پا بگيرد و در جامعه فرهنگسازی حزبی شود و احزاب ياد بگيرند چگونه افرادشان را تحت ضابطه درآورند و به آنها آموزش بدهند و چگونه از كيان حزبی در جامعه دفاع كنند و چگونه منافع ملی را رعايت نمايند و چگونه بر سر خط قرمزهای جامعه تفاهم كنند چرا كه هيچ حزبی اين ادعا را ندارد كه می خواهد خط قرمزها را بشكند.همه احزاب می گويند ما دنبال منافع ملی هستيم ولی اين منافع ملی كه يك امر واحد است بايد بين احزاب تعريف شود.اينها اموری فارغ از رقابت است كه به مسئله وحدت و مشاركت بازمی گردد.
يكی از ناهنجاری های سياسی موجود در كشور كه از اول انقلاب با آن روبه رو بوده ايم همين مسئله است كه گروه ها حتی بر سر مسائلی كه اتفاقا بايد منشأ وحدت باشد و موضوع رقابت نيست، به رقابت با هم می پردازند.به عنوان مثال، بحث امنيت ملی خودمان را در نظر بگيريد يا بحث اصل جمهوری اسلامی و اينكه نظام ما نظامی است كه دو مبنای اساسی جمهوريت و اسلاميت دارد كه مكمل هم هستند، اينها جزو موضوعاتی است كه معنی ندارد احزاب بر سر اين مسائل رقابت كنند.ولی گاهی اختلاف قرائت ها و تفاسير به گونه ای است كه اين اصل يا هر دو پايه، يا گاهی اين پايه و گاهی آن پايه قربانی می شود.تهديد خارجی قطعاً در هر كشوری بايد منشأ وحدت ملی بين همه احزاب شود.بحث امنيت ملی كه به تهديد خارجی برمی گردد ديگر نمی تواند موضوع رقابت سياسی بين احزاب باشد، ولی گاهی به خاطر اينكه قواعد رفتاری برای ما تبيين نشده و اينكه نمی دانيم حوزه رقابت كجاست سبب بروز بی سامانی می شويم.اين بحث ها در گذشته هم مطرح بود، فی الواقع در كشور ما بحث جدی ای است، به هر حال برای رفع اين مشكل مطرح شد كه نهادی پيش بينی شود كه احزاب بتوانند در آن بخش فعاليت غيررقابتی خود با هم بنشينند و با يكديگر به تعامل، همكاری و اشتراك مساعی برسند.خانه احزاب مولود اين انديشه است كه شروع شده و پيشرفت خوبی هم داشته است.به همين دليل هم گفته می شود كه خانه احزاب يك نهاد صنفی است نه يك نهاد سياسی، البته اين حرف با تسامح زده می شود و به اين معنی است كه قرار نيست خانه احزاب به عنوان نهاد سياسی، موضع گيری سياسی كند، چون در اين صورت خود مانند يك حزب وارد رقابت حزبی می شود بلكه درست به خاطر قرار گرفتن در نقطه مقابل آن تشكيل شده است و به همين دليل است كه به آن نهاد صنفی و يا غيرسياسی گفته می شود.مهم اين است كه خانه احزاب عملكرد حزبی به معنای آنچه كه در رقابت سياسی كه بين احزاب محقق می شود، ندارد.
در خانه احزاب يك حزب ملی پرتوان با يك حزب استانی كم توان مساوی است و همه صاحب يك رای هستند چون در آنجا بحث رقابت مطرح نيست.بلكه بحث اشتراك مساعی مورد نظر است.در اشتراك مساعی هم خيلی مهم نيست كه ديگری خيلی وزن داشته باشد و آن ديگر كم وزن باشد.وزن بالا و پايين در رقابت خود را نشان می دهد.همه يك رای دارند و افراد در اين حزب، روش های تعاملی بين احزاب، تقويت كيان حزبی، پشتيبانی آموزشی برای احزاب، تقويت حقوقی احزاب، تقويت فكری و علمی، و امثال آنها را دنبال می كنند.اساسنامه دارند و هيأت مركزی انتخاب می كنند.بنابراين نگاه حزبی، به خانه احزاب يك نگاه ضدخانه احزاب است.خانه احزاب قرار است مدام از آن مواردی كه رقابت و برتری ها را مطرح می كند فاصله بگيرد.حتی در انتخابات شوراهای مركزی خانه احزاب هم، اينكه چه كسی رای آورد مهم نيست.در انتخابات خانه احزاب اگر جريانات سياسی يا جريانات رسانه ای اين موضوع ها را در قالب اينكه فلان جناح رای آورد و يا فلان جناح رای نياورد، محاسبه كنند، كاملا اشتباه كرده اند و رويكردی ضد خانه احزاب است، چون موضوع خانه احزاب، اصلاً موضوع رقابت نيست.
• بالاخره اين اتفاق در انتخابات اخيرخانه احزاب رخ داد.
خب، نگاه به اين قضيه مهم است.نگاه بايد يك نگاه طبيعی باشد.در غير اين صورت، خانه احزاب قربانی رقابت سياسی بی وجه می شود.خانه احزاب به خاطر اينكه مرز بين رقابت و همكاری را تفكيك كند و نظم منطقی را بين احزاب سامان دهد، ايجاد شده است.غير از اين خود قربانی رقابت بی مورد می شود.بالاخره در هر مرحله ای تعدادی كه حاضرند بيشتر وقت بگذارند و موثرتر باشند بايد سعی كنند آن اهداف را دنبال كنند.حالا ممكن است در يك دوره، اين افراد در راستای آن اهداف كمتر بتوانند كار كنند و اعضای كنگره شان كسان ديگری را انتخاب كنند.طبيعی است كه مصداقاً كسانی كه رای می آورند، يكی متعلق به اين حزب و يكی ديگر از آن حزب است و وقتی جمع زده می شود می بينيم كه تعدادی از جناح اصلاح طلب يا از جناح محافظه كار هستند.
• اين تلقی در بيرون ايجاد شده و خودِ احزاب هم كه می خواهيد اين گونه باشند، در جلساتشان مشخص است كه چنين مسائلی را داشته اند.كما اينكه در ابتدای شكل گيری خانه احزاب بعضی ها می خواستند جلسات را در اعتراض به حضور برخی نمايندگان احزاب رقيب ترك كنند يا حاضر نبودند كه مشاركت نمايند.يعنی اين تلقی را هم احزاب و هم جامعه داشته اند.
ما در همان زمان هم تذكر لازم را به خانهٌ احزاب داديم كه عمل جناحی انجام ندهند و حالا هم هشدار می دهم كه همه احزاب بايد يادشان باشد كه خانه احزاب برای چه هدفی تشكيل شد و چه كاركردی دارد.
• در مجموع آيا احزاب از خانه احزاب استقبال می كنند؟
بله، استقبال می كنند، گرچه توقع اين است كه خانه احزاب فعال تر شود و بيشتر وقت بگذارد.
• يك انتقاد ديگر كه بعضی به خانه احزاب وارد می كنند اين است كه بيشتر تامين كننده اهداف وزارت كشور است يعنی به نوعی خانه احزاب كانال وزارت كشور را به احزاب قوی تر می كنند و احزاب بيشتر زيرنظر وزارت كشور قرار می گيرند.آيا اين مسئله را قبول داريد؟
قطعاً اين طور نيست.به دو دليل؛ يكی اينكه وزارت كشور نيازی به اين كار ندارد.وزارت كشور وظايفی قانونی نسبت به احزاب دارد كه خيلی راحت با موضع قانونی می تواند با احزاب ارتباط برقرار كند.نكته دوم اينكه كسانی هم كه اين انتقاد را مطرح می كنند، شايد به خاطر آن است كه جلسات اوليه در وزارت كشور تشكيل می شد و بعدها خانه احزاب تشكيل شد، خانه احزاب، نهادی نبود كه امكانات مالی داشته باشد، بنابراين ما تلاش كرديم كه در ساختمان وزارت كشور مستقر شوند.بحمدالله با يارانه احزاب كه 5 درصد آن متعلق به خانه احزاب است، نيازهای مادی شان هم تامين و خانه احزاب مستقل می شود، چون يارانه متعلق به حكومت و دولت است.از اين جهت استقلال شان صددرصد می شود.شايد آن جلسات و بعضی از ارتباطات كه ضروری بود چنين شائبه ای را ايجاد كرده است.به هر حال وزارت كشور منطقی ترين جايگاهی بود كه می توانست به اين مسائل وارد شود.وزارت كشور نهادی دولتی است، اما اينكه اين خانه متولد شده و می خواهد در راستای وزارت كشور باشد موضوعيت ندارد، چون اعضای خانه احزاب از يك جناح خاصی نيست كه مثلاً نوعی تقارن با وزارت كشور داشته باشد و بخواهد منويات آن را دنبال كند.ضمن اينكه مگر خانه احزاب چه كاری می تواند برای وزارت كشور بكند.اگر شما صورت مسئله را بيشتر باز كنيد، متوجه می شويد كه اصل ايراد، يك ايراد موهوم است.يك نوع توهم است تا واقعيت.گاهی احزاب از ما دعوت می كنند كه در جلساتشان شركت داشته باشيم، ما هم اگر كاری داشته باشيم آنها را دعوت می كنيم.ماگاهی مديران مسئول مطبوعات را دعوت می كنيم و بعضی مسائل را برايشان بازگو می كنيم كه خيلی طبيعی است.ارتباط نهادهای مدنی و دولتی همين طور است.
• يعنی درواقع اين تحليل كه انتخابات اخير به گونه ای رقابت بين جريانات سياسی است، صحيح نيست.
ممكن است كه اين اتفاق افتاده باشد.با پاسخی كه دادم در مقام نفی واقعيت های احتمالی موجود نبودم بلكه در مقام تبيين جايگاه خانه احزاب هستم و اينكه چه عملكردی بايد داشته باشند.اگر چنين رقابتی باشد، غلط است.يعنی همين جا به احزاب هشدار می دهم كه در بحث خانه احزاب هر نوع رويكرد جناحی غلط است.چون اين به نوعی قربانی كردن خانه احزاب است.
• ظاهراً بحث پيوستن خانه كارگر به سازمان بين المللی كار (ILO) و ايجاد سنديكاها مطرح است.در مورد برخی احزاب مانند خانه كارگر و خانه كشاورز كه از كميسيون ماده 10 مجوز گرفته اند و سياسی محسوب می شوند اما كار صنفی هم دارند مسائلی مطرح است.
اولاً سنديكاها يك نهاد صنفی هستند و نهاد سياسی محسوب نمی شوند.در همه جای دنيا، احزاب ربطی به سنديكاها ندارند.سنديكا يك هويت صنفی و اختيارات مشخصی دارد و می تواند تظاهرات و اعتصاباتی به راه بيندازد و دنبال اهداف صنفی باشد و هيچ كاركرد سياسی ندارند و نمی توانند وارد عرصه سياسی بشوند، چون نهاد خودش را دارد.نهاد حزب هم كار سياسی می كند.در كشور ما يكی از مشكلات مربوط به سامان سياسی به همين مسئله برمی گردد كه گاهی نهادهای صنفی كار سياسی می كنند و يا نهادهای سياسی گاهی كار صنفی می كنند و تفكيك نقش ها و تقسيم وظايف درست انجام نگرفته است.كما اينكه در عرصه های ديگر هم اين مسئله به چشم می خورد.مثلاً مطبوعات گاهی به خاطر جبران و خلأ فعاليت واقعی حزبی، نقش جبرانی ايفا می كنند· حتی در مورد جنبش دانشجويی من معتقد هستم كه جنبش دانشجويی، بالذات يك جنبش اجتماعی است.حالا چون احزاب كمتر نقش دارند، جنبش دانشجويی نقش حزبی را هم به دوش می كشد ولی فی الواقع در شرايط سامان سياسی، احزاب تمام بار سياسی را به دوش می گيرند و ساير نهادها هم جايگاه خودشان را دارند و تفكيك نقش ها به خوبی انجام می گيرد و جامعه روند بهنجار خود را دنبال می كند.خانه كارگر به عنوان يك گروه سياسی مجوز فعاليت دارد و از نظر قانونی نمی تواند كاركرد صنفی داشته باشد.می تواند از جهت خانه كارگر بودنش كه يك جريان سياسی است خارج شود و به جريان صنفی تبديل شود و با آن عملكرد عمل كند ولی تا وقتی كه خانه كارگر جنبه سياسی دارد، قانونا نمی تواند كار صنفی كند.
• در مورد خانه كشاورز چگونه است؟ آيا مجوز سياسی دارد؟
بله.آن هم قانوناً نمی تواند كاركرد صنفی داشته باشد، بلكه بايد كاركرد سياسی داشته باشد.اگر بخواهد كاركرد صنفی يا سنديكايی داشته باشد، بايد تغيير اساسنامه بدهد و به تصويب كميسيون برساند. |