Persian Archive

• فروختن جنگ
• حرفه ای شدن احزاب
• شورای همکاری خليج فارس رودرروی اصلاحات آمريکايی
• ديپلماسی ايران، تهديد يا فرصت
• کورسويی در خاموشی
• مکانيسم های نظارتی بر حقوق بشر - بخش پايانی
• تبرئه احتمالی جنايتكار جنگی
• متحدان قديم، دشمنان جديد
• اول مذاكره، بعد دعوت به مذاكره
• عوامل بيگانه «بله قربان گو»
• موضوع يكسان، مواضع متفاوت
• خاتمی، كلينتون و بوش
• وزارت اطلاعات را تحويل نمی گرفت


فريد مرجايی، ترجمه بهمن دارالشفايی: «نسخه اول سخنرانی پاول در سازمان ملل به وسيله كاركنان دفتر چنی نوشته شده بود.» پاول هنگام مرور اين سخنرانی، كاغذها را در هوا تكان داده و گفته بود: «من اينها را نخواهم خواند.اينها مزخرفات است.»، «گزارش شده است كه پاول به استراو گفته كه اميدوار است هنگامی كه حقايق آشكار می شود، آنها از خشم منفجر نشوند.» 10 ماه پيش هنگامی كه مشاوران دولت بوش اعلام كردند كه شواهدی درباره تجهيزات هسته ای بوشهر در اختيار دارند، در يكی از نوشته هايم خاطر نشان كردم بايد مد نظر داشت كه ممكن است شواهد و اطلاعات سياسی شده مورد استفاده مشاوران مغرض دستگاه بوش قرار گيرد.برخی كارشناسان بر تاثير مخرب سياست بر روند ماموريت های اطلاعاتی تاكيد دارند.امروز، ده ماه پس از آن روزها، به نظر می رسد كه آن نگرانی ها، وضوح بيشتری پيدا كرده است.گزارش های رسانه ای حاكی از آن است كه ناكامی در يافتن سلاح های كشتارجمعی و روابط با القاعده در عراق، اعتبار دولت بوش را نزد افكار عمومی آمريكا و جهان خدشه دار كرده است. موضوعی كه تيتر اول بسياری از رسانه های (چاپی و الكترونيكی) دو هفته گذشته را تشكيل می داد نقش اطلاعات ساختگی درباره سلاح های كشتارجمعی برای توجيه جنگ در عراق بود.روز به روز، مقامات اطلاعاتی بيشتری پا پيش می گذارند و نگرانی شان را از اين مسئله ابراز می كنند كه دولت بوش برای به دست آوردن حمايت از جنگ، عمداً اطلاعات را دستكاری كرده است.قرار است كه كميته خدمات نظامی و كميته اطلاعاتی سنا در واشنگتن، تحقيقاتی را در اين زمينه آغاز كنند.گاردين نيز گزارش داده است كه تعدادی از سردبيران روزنامه های انگليسی از تونی بلر خواسته اند كه كميسيون مستقلی را جهت تحقيق در مورد اين موضوع تشكيل دهد.بنابر گزارش روزنامه انگليسی «ايونينگ ميرر» منبعی كه از او با عنوان «فردی نزديك به دستگاه اطلاعاتی بريتانيا» نام برده شده است، می گويد كه شش بار از طرف دولت بلر از روسای «كميته مشترك اطلاعاتی» خواسته شد تا گزارش شان را درباره سلاح های كشتار جمعی عراق بازنويسی كنند.واشنگتن پست نيز در شماره 5 ژوئن خود نوشت كه ديك چنی معاون رئيس جمهور و يكی از دستياران ارشدش در سال اخير بارها از سازمان سيا بازديد كرده اند و مقامات اطلاعاتی اظهار می كنند، اين بازديدها منجر به اين شده كه بعضی از تحليلگران احساس كنند تحت فشار قرار گرفته اند.

     

يكی از مقامات بلندپايه سازمان سيا می گويد كه ديدارهای چنی و رئيس دفترش ليبی، برای سوال از تحليلگران «آگاهانه يا ناخودآگاه نشانه هايی را آشكار می كرد مبنی بر اينكه خروجی خاصی از اين مكان مطلوب و مورد نظر است.» دانا پرايست از واشنگتن پست اضافه می كند منابع حكومتی می گويند تحليلگران سيا تنها كسانی نيستند كه از سوی مقامات ارشدشان برای حمايت از سخنرانی های عمومی جورج بوش و دونالد رامسفلد تحت فشار قرار گرفته اند.مقامات سابق و كنونی سازمان های اطلاعاتی می گويند كه اين فشار مداوم هم از جانب ديك چنی و رئيس دفترش ليبی وارد می شود و هم از جانب معاون وزير دفاع پل ولفوويتز. در دولت بوش، پنتاگون علاوه بر مسائل دفاعی، نقش اصلی را در سياست خارجی و مسائل اطلاعاتی بازی می كند.دو سال پيش، رامسفلد و ولفوويتز برای اينكه فعاليت های اطلاعاتی را تحت كنترل خود بگيرند و سازمان سيا و آژانس اطلاعات دفاعی را تضعيف كنند، يك واحد اطلاعاتی مخصوص به خود را در وزارت دفاع تاسيس كردند.سازمانی اطلاعاتی كه مستقل نيست و كاملاً مطيع است.اين سازمان جديد كه در پنتاگون مستقر است، «اداره طرح های ويژه» نام دارد.بنابراين، فلسفه مركزی فعاليت های اطلاعاتی - اينكه آنها بايد از نگرانی های سياسی دور باشند تا صادق باقی بمانند ـ شديداً خدشه دار شده است.دو سال پيش كميسيونی به رياست برنت اسكوكرافت پيشنهاد كرد كه همه نهادهای اطلاعاتی تحت سرپرستی سازمان اطلاعات مركزی مجتمع شوند.رامسفلد و چند تن ديگر، اين پيشنهاد را معدوم كردند.

   

بنيان فلسفی سازمان اطلاعاتی جديد

 

رئيس اين آژانس جديد (اداره طرح های ويژه)، آبرام شالسكی يكی از كارشناسان نظريات لئو اشتراوس است.شالسكی طی سه دهه گذشته، درباره مسائل اطلاعاتی سياست خارجی كار كرده است.او در دوره ريگان، در پنتاگون و زير نظر ريچارد پرل معاون وزير دفاع كار می كرد.بعد از آن او به شركت رند (Rand Corporation) پيوست. فعاليت های شالسكی بيشتر پايه تئوريك داشته است.شالسكی كه فرزند يك روزنامه نگار است، همواره در نوشته های دانشگاهی اش منتقد جامعه اطلاعاتی آمريكا بوده است.در طول جنگ سرد، حوزه تخصصی او شيوه های تشويش اذهان اتحاد جماهير شوروی بود.او مانند ولفوويتز از شاگردان لئو اشتراوس در دانشگاه شيكاگو بود.هر دو آنها دكترايشان را زير نظر اشتراوس در سال1972 دريافت كردند.اشتراوس، پناهنده ای از آلمان نازی بود كه در سال 1937 وارد ايالات متحده شد.او در رشته فلسفه سياسی تحصيل كرده و پس از چندی به يكی از محافظه كارترين چهره های آكادميك تبديل شد.بخش عظيمی از شهرت او به خاطر اين اظهارنظر اوست كه نوشته های فيلسوفان قديمی شامل مفاهيمی اختصاصی است كه عمداً مخفی شده اند.مفاهيمی كه حقيقت آنها فقط به وسيله عده بسيار اندكی درك می شود و بيشتر مردم آنها را به نحوی ديگر و اشتباه می فهمند.جنبش اشتراوس در داخل و اطراف دولت بوش طرفداران زيادی دارد.علاوه بر ولفوويتز، استفن كامبون (Stephen Cambone) معاون اطلاعاتی وزير دفاع كه بسيار به رامسفلد نزديك است نيز جزو اين حلقه است.

   

تاثير اشتراوس بر تصميم گيری سياست خارجی عموماً در ارتباط با تلقی او از جهان مورد بررسی قرار می گيرد.او جهان را مكانی در نظر می گيرد كه در آن ليبرال دموكراسی ها در خطر دائمی از جانب نيروهای متخاصم زندگی می كنند و با تهديدهايی روبه رو می شوند كه بايد با قاطعيت و رهبری قدرتمند با آنها مواجه شد.اينكه چگونه نظريات اشتراوس در روند جمع آوری اطلاعات پياده می شوند، چندان بديهی نيست.خود شالسكی نيز اين سوال را در مقاله ای كه در سال 9991 نوشت، مطرح كرد.آن مقاله كه به همراه گری اشميت نوشته شده بود، «لئو اشتراوس و جهان عقلانيت (منظور ما Nous نيست.» نام داشت.Nous در فلسفه يونانی به معنای بالاترين درجه عقلانيت است.شالسكی و اشميت در اين مقاله اشتراوس را به خاطر «متانت، توانايی اش در تمركز بر روی جزييات و موفقيتش در نفوذ به عمق مسائل و···» تحسين می كنند.شالسكی و اشميت با تكرار يكی از مهم ترين نظريات اشتراوس، دستگاه های اطلاعاتی آمريكا را به دليل ناكامی شان در درك ماهيت دوگانه رژيم هايی كه با آنها سروكار دارند، مورد انتقاد قرار می دهند.اعتماد آنها به استدلال های علوم انسانی و ناتوانی شان در برخورد با پنهان كاری های عامدانه. شالسكی و اشميت عقيده دارند كه تحليلگران سازمان سيا «در طول جنگ سرد، مايل به باور كردن اين مسئله نبودند كه ممكن است اتحاد جماهير شوروی و يا هر دولت كمونيستی ديگری آنها را در موقعيت های بحرانی فريب دهد.تاريخ نشان داده است كه اين طرز فكر كاملاً اشتباه است.» آنها می گويند كه فلسفه سياسی با تاكيدش بر تنوع رژيم ها، می تواند چاره ای برای اشتباهات سازمان سيا باشد و به تحليلگران در فهم رهبران مسلمان «كه دنيای روشنفكری شان با دنيای روشنفكری ما متفاوت است» ياری رساند· شالسكی و اشميت اضافه می كنند كه نظريه معنای پنهان اشتراوس «اين امكان را مطرح می كند كه زندگی سياسی می تواند ارتباط بسيار نزديكی با فريب داشته باشد.در واقع، به نظر او فريب دادن يك رفتار معمولی در زندگی سياسی است و اميدواری به بر پا ساختن سياستی كه از آن دور باشد، يك استثناست.»

 

رابرت پيپين رئيس كميته تفكرات اجتماعی در شيكاگو و يكی از منتقدان اشتراوس می گويد: «اشتراوس عقيده داشت كه دولتمردان خوب قدرت اجرای عدالت را دارند و بايد به يك حلقه مركزی اعتماد كنند.شخصی كه در گوش يك پادشاه نجوا می كند، مهم تر از خود پادشاه است· اگر شما اين استعداد را داشته باشيد، در مقابل گفتار و كردارتان در مجامع عمومی به همان ميزان قبلی پاسخگو نيستيد.» استفان هولمز يكی ديگر از منتقدان اشتراوس و استاد حقوق در دانشگاه نيويورك، موقعيت اشتراوس را اين گونه توضيح می دهد: «آنها باور دارند كه دشمن تو مشغول گول زدن توست و تو بايد وانمود كنی كه می پذيری ولی تو در خفا نظرات خودت را تعقيب می كنی.كل داستان كمی پيچيده است.در حقيقت افلاطون نيز می گويد كه فيلسوفان بعضاً نياز دارند كه دروغ های باشكوهی نه تنها به مردم بلكه به سياستمداران قدرتمند بگويند.» يكی از طرفداران پروپاقرص اشتراوس، پروفسور جوزف كرويسی است.او درباره استفاده از نظريات اشتراوس در تعيين خط مشی های سياسی می گويد عقل سليم ضرورت حد معينی از فريب در حكومت داری را تاييد می كند.«بديهی است كسانی كه داخل حكومت هستند، بايد نسبت به آنچه كه در مجامع عمومی می گويند، قدری محتاط باشند.اگر من واقعيت را به شما بگويم، به دشمن كمك كرده ام.»

   

پوشش رسانه ای آبروريزی اطلاعاتی

 

در هفته گذشته، رسانه های چاپی بزرگ توجه عمده ای را به موضوع آبروريزی اطلاعاتی معطوف كرده اند: لری جانسون از تحليلگران سابق سيا روز جمعه30 مه با راديو سراسری ملی مصاحبه كرد.لری جانسون عقيده دارد كه از اطلاعات، سوءاستفاده شده است.او خاطر نشان می كند كه تعدادی از تحليلگران كه هنوز مشغول كارند، از توليد مدارك جعلی ناراحت هستند.به عقيده او، به دليل نبود شواهد، اين مسئله وحشتناك است.به علاوه، او فكر می كند كه «اداره طرح های ويژه» در وزارت دفاع، خطر آشكاری است و كنگره بايد در اين مورد تحقيق كند.او برای اينكه موضع غيرجانبدارانه اش را تشريح كند، در پايان خاطرنشان كرد كه خودش به جمهوری خواهان رای می دهد.او در آن مصاحبه خاطرنشان كرد كه گروهی كه خود را «كارشناسان كارآموزده اطلاعاتی برای شعور» می نامند، تشكيل شده است.در اين اواخر اين گروه جديدالتاسيس، نامه ای به رئيس جمهور بوش نوشت و در آن توضيح داد كه چگونه «اطلاعات» مجبور بوده محصولات خاصی تحويل دهد كه برای مقاصد سياسی مورد استفاده قرار می گيرند.در آن نامه نوشته شده بود: «تا به حال هرگز تحريفی در اين اندازه ها و با اين روش سيستماتيك صورت نگرفته بود كه نمايندگان انتخابی ما را گمراه كند تا به مجوز ورود به جنگ رای دهند.» اما مطمئناً جورج بوش با اين گرفتاری ها، اذيت نخواهد شد.ری كلوز، كسی كه 26 سال در سازمان سيا كار كرده است، می گويد: «رئيس جمهور مرد بسيار قدرتمندی است.وقتی شما حس می كنيد كه او چه چيزی می خواهد، خيلی سخت است كه بيرون نرويد و آن را پيدا نكنيد.»

   

وقتی جيم لرر در روز 31 مه در نيوز اور از خانم جوديت ييف، كارشناس مسائل عراق و تحليلگر كارآزموده سازمان سيا، درباره اين مسئله سوال كرد، او گفت: «من به خيانت كردن و به اعتماد ديگران اعتقادی ندارم.» چندی پيش رابرت دريفوس از قول خانم ييف گفته بود: «دفتر وزارت دفاع علاقه ای به كارهايی كه من انجام می دهم ندارد.» نيكلاس كريستوف در روز 30 مه در نيويورك تايمز نوشت كه عده ای از تحليلگران اطلاعاتی اعلام كرده اند «مقامات دولت برای بزرگ نمايی تهديد عراق و فريب افكار عمومی به آنها فشار آورده اند.» يكی از كاركنان آژانس اطلاعات دفاع (DIA) به كريستوف گفت: «مردم آمريكا گول خوردند.من به عنوان يكی از كاركنان آژانس اطلاعات دفاع می دانم كه چگونه اين دولت به مردم دروغ گفت تا برای حمله اش به عراق، جلب حمايت كند.» جيم وولف روز جمعه در رويتر نوشت كه روز به روز تعداد بيشتری از كارشناسان اطلاعاتی كشور، دولت بوش را به خاطر دزديدن 03 ميليارد دلار بودجه اطلاعاتی كشور برای توجيه عجله اش برای جنگ با عراق متهم می كنند.پاتريك لنگ از روسای سابق گردهمايی جهانی اطلاعات انسانی برای آژانس اطلاعات دفاعی كه با سازمان های اطلاعاتی نظامی نيز همكاری می كرد، در مصاحبه ای گفت: «در جريان آماده شدن برای حمله به عراق با تاكيد بر وجود سلاح های كشتارجمعی، آژانس اطلاعات دفاعی عميقاً مورد سوءاستفاده قرار گرفت و كاملاً دور زده شد.» وينس كانيسترارو از روسای سابق عمليات ضدتروريستی سازمان سيا می گويد: «او تعدادی از ماموران اطلاعاتی مشغول به خدمتی را می شناسد كه پنتاگون را به ارائه كردن اطلاعات تقلبی محكوم می كنند.خودی هايی در ايالات متحده می گويند كه در جريان عراق، اطلاعات عمداً تحريف شد.»

   

در جريان اعلام «مدارك اطلاعاتی دستكاری شده» روزنامه انگليسی گاردين 10 سوال را مطرح كرد كه بايد از تونی بلر پرسيده شود.در حالی كه جان ريد رئيس مجلس عوام «عناصر خودسر» در سرويس اطلاعاتی را مسئول گسترده شدن اشتباهات دانست.يك مقام بلندپايه انگليسی به بی سی سی گفت اين يكی از موارد بی شماری است كه دولت بلر بر خلاف آژانس های اطلاعاتی عمل كرده است.آدام اينگرام وزير نيروهای نظامی تصديق كرد كه اين ادعا توسط تنها يك منبع تاييد نشده منتشر شده است.نيل ماكای و ديويد پرات در ساندی هرالد نوشتند: «با شكاف روزافزونی كه در نيروهای اطلاعاتی آمريكا درباره اين موضوع ايجاد شده و شواهدی مبنی بر اين كه محافظه كاران جديد و جنگ طلبان در پنتاگون و اداره طرح های ويژه، تلاششان را بر تغيير رژيم در ايران متمركز كرده اند، جورج تنت رئيس سازمان سيا بيانيه كم سابقه ای را منتشر كرد كه توسط بسياری از كارشناسان، تلاشی برای دور كردن اين سازمان از اداره طرح های ويژه و روند روزافزون «سياسی كردن» امور اطلاعاتی ارزيابی شد. البته، در مقالاتی كه روزنامه نگار و محقق برجسته، سيمور هرش، در مجله نيويوركر می نويسد، پيش زمينه كامل تری از موضوع ديده می شود: سيمور هرش در مقاله اول به نام «اطلاعات انتخابی» سازمان اطلاعاتی جديدی را كه توسط مشاوران جنگ طلب ايجاد شده، تلاشی برای داشتن كنترل بيشتر بر جريان اطلاعات ارزيابی می كند· تا پاييز گذشته، سازمان سيا و آژانس اطلاعات دفاعی (وابسته به پنتاگون) رقابت می كردند تا منبع اصلی اطلاعاتی جورج بوش شوند.

   

رئيس اداره طرح های ويژه، آبرام شالسكی است.او از متخصصان كارهای لئو اشتراوس است.شالسكی به مدت سه دهه بر روی مسائل اطلاعاتی و سياست خارجی كار كرده است.آنها خود را گروهك می نامند.حلقه ای از مشاوران سياسی و تحليلگرانی در «اداره طرح های ويژه» پنتاگون مستقرند.بنا بر اظهارات مقامات كنونی و سابق دولت بودن، در سال گذشته عمليات آنها، تغييری بسيار اساسی در جهت گيری جامعه اطلاعاتی آمريكا به وجود آورده است.اين عمليات به وسيله پل ولفوويتز معاون وزير دفاع طراحی شده بود.بنابر اظهارات مشاور پنتاگون، «اداره طرح های ويژه» ايجاد شد، تا شواهدی برای آنچه پل ولفوويتز و رئيس اش دونالد رامسفلد فكر می كردند درست است، پيدا كند. در مقاله دوم (كی به كی دروغ گفت؟) سيمور هرش جزييات داستانی را توضيح می دهد كه چگونه ايالات متحده، اسناد و داستان های تقلبی برای شورای امنيت سازمان ملل متحد سرهم كرد.«چرا دولت اسناد جعلی درباره برنامه هسته ای عراق را تاييد كرد؟» «ملاقات های مخفيانه متعددی با MI6 (بخش خارجی سرويس اطلاعاتی بريتانيا) انجام شد كه در آنها اين اسناد تهيه شد.اين ملاقات های مخفی عموماً در خانه های امن در واشنگتن برگزار می شد.دسيسه تبليغاتی بريتانيا بالاخره به وسيله بعضی از اعضای تيم بازرسی سازمان ملل كشف شد.اسناد تقلبی نيجر نيز توسط همين تيم تبليغاتی در MI6 جعل شده بود· اما قضيه لو رفت.در روز 7 مارس، محمد البرادعی مدير كل آژانس بين المللی انرژی اتمی در وين به شورای امنيت سازمان ملل گفت كه اسناد ارائه شده مبنی بر معامله اورانيوم بين نيجر و عراق، تقلبی بوده اند.او گفت: «آژانس بين المللی انرژی اتمی با همياری كارشناسان خارج از آژانس به اين جمع بندی رسيده است كه اين اسناد اساساً معتبر نيستند.»

 

اين مقام به من گفت كه آژانس بين المللی انرژی اتمی نتوانسته است دقيقاً مشخص كند كه چه كسی اين اسناد را جعل كرده است.او گفت: «اين شخص بايد كسی باشد كه دستگاه های فاكس را در اسرائيل ره گيری كند يا كسی كه در وزارت امور خارجه نيجر نيامی در مقام بالايی داشته باشد.يك نفر سربرگ ها و امضاهای قديمی را برداشته و از آنها برای جعل اسناد استفاده كرده است.» با توجه به اظهارات مقام آژانس بين المللی انرژی اتمی، باوت «ايالات متحده را با مسئله جعل سند روبه رو كرد: چه داريد كه بگوييد؟ آنها چيزی برای گفتن نداشتند.» تيم باوت تنها چند ساعت وقت لازم داشت تا بفهمد كه اسناد، جعلی هستند.چند نامه و نيز سندهای ديگری مبنی بر ارتباط مقامات عراق و نيجر به آژانس تحويل داده شده بود كه بسياری از آنها بر روی سربرگ های دولت نيجر نوشته شده بودند.مسئله خيلی فاحش بود.پل كروگمان در نيويورك تايمز می نويسد اگر ادعاهای مزبور دروغ باشند، فروختن جنگ، بدترين رسوايی تاريخ سياسی آمريكا است.بدتر از واترگيت و ايران - كنترا.شكی نيست كه صدام حسين يك جنايتكار بوده است.من می توانم خاطر نشان كنم كه بسياری از محافظه كاران جديد كه اين جنگ را به راه انداختند در مقابل كشتارهای وسيع جوخه های مرگ در آمريكای مركزی در سال های دهه1980سكوت كردند و يا حتی در آنها دخيل بودند. با همه اين اوصاف، اين جريانات بدان معنی نيست كه مردم از سقوط رژيم فاسد صدام خوشحال نشده اند.اين بدان معنی است كه بعضی از دلايلی كه برای جنگ و تهاجم ارائه شد، اكنون از اعتبار كمتری برخوردار است.اكنون، دلايلی كه برای حمله به ايران ارائه می شود، به وضوح مورد بررسی دقيق تری قرار خواهند گرفت. فلسفه اشتراوسی يك نظام خشن ماكياوليستی است كه به قدرتمندان اين مجوز را می دهد كه مردم را به خاطر «صلاح خودشان» فريب بدهند.به نظر می رسد نظريه «جنگ، اشغال، سرمشق دموكراسی» بر پايه اطلاعات نادرست (و جعلی؟) و سناريوهای جذاب بنا شده است.

 

رامين رادنيا: بحث جنجالی ديگر در حوزه احزاب، موضوع يارانه ای است كه دولت برای احزاب اختصاص داده است و برخی معتقدند كه اين يارانه احزاب را دولتی و وابسته می كند.همچنين نخستين يارانه احزاب مربوط به فعاليت در سال 80، ظاهراً در حال پرداخت است· در مجموع اين يارانه چگونه توزيع شد، چه ميزان بود و نصيب چه احزابی شد.امتيازبندی ها بر چه اساسی بود و نظارت بر هزينه كردن اين بودجه به چه صورت انجام می شود.

در كشورهای توسعه يافته كه دارای احزاب فعال و قوی هستند دو گرايش در مورد عملكرد اقتصادی احزاب مطرح است.يكی اينكه احزاب مجاز به فعاليت های اقتصادی هستند.يعنی می توانند فعاليت اقتصادی و صنعتی يا بازرگانی داشته باشند، تجارت كنند و سود آن را در راستای اهداف حزبی به كار گيرند.البته آنجا قانون و ضابطه ای حاكم است كه در بعضی كشورهای ديگر اين طور نيست و احزاب نمی توانند فعاليت اقتصادی انجام دهند.طبيعی است كه در كشوری دارای احزاب كه هدف و هويت احزاب هم تامين مشاركت و رقابت سياسی يعنی چرخش قدرت توسط احزاب باشد در واقع يك ركن مهم قدرت سياسی را احزاب تشكيل می دهند.از آن طرف اگر احزاب برای فعاليت ها و تلاش های خود هيچ گونه پيشتوانه اقتصادی و مالی نداشته باشد، طبيعی است كه با اهداف پيش بينی شده تعارض دارد.در چنين شرايطی برای رفع اين تعارض، نظام و دولت پيش بينی كرده كه به احزاب كمك كند.منتهی برای اينكه چنين كمكی از قالب سلايق و حاكميت يك حزب خاص خارج شود، قانونی وضع شده و آيين نامه ها و دستورالعمل هايی تدوين شده كه صددرصد دارای شفافيت و ضوابط مشخص و روشن است تا هيچ اعمال سليقه ای رخ ندهد.

طبق قانون انتخابات، احزاب نمی توانند فعاليت اقتصادی داشته باشند و از اين كار منع شده اند و اتفاقاً روش خوبی است.چون احزاب به خاطر كاركرد بسيار مهمی كه دارند - كسب قدرت سياسی و رقابت برای كسب قدرت ـ اگر به مسايل مالی آلوده شوند خطرش برای جامعه و برای خود احزاب بسيار زياد است.بنابراين با نگاهی كه در جمهوری اسلامی نسبت به احزاب شده است و نگاه منطقی و درستی هم هست بايد يك راه حل منطقی باشد كه احزاب بتوانند نفس بكشند و حركت كنند كه يكی از اين راه ها كمك دولت به احزاب است.اين نكته، مبنای نظری كمك به احزاب است.اينكه گفته می شود حزب دولتی ساخته می شود اين ها مغالطه است وقتی كه ضوابط، روشن و قانون مند است ديگر دولتی و غيردولتی ندارد.از همين بحث وارد موضوع ضوابط می شوم.ضوابط اختصاص يارانه به كاركرد حزبی بر می گردد.چرا كه اين يارانه يك هدف اساسی را دنبال می كند و آن تقويت نهاد حزب در جامعه است و كاركرد احزاب را تقويت می كند.اين كاركرد حزبی در جامعه به عوامل و شرايط احزاب بر می گردد تا بتوانند فعاليت ماهوی خود را به نقطه قابل قبولی برسانند.

عوامل موثر در تقويت حزب به اعتقاد ما حرفه ای شدن احزاب است.اينكه احزاب ساختار تشكيلاتی درست و اعضای رسمی داشته باشند.در حال حاضر احزاب ما عضو رسمی به آن معنا ندارند.بلكه سمپات و طرفدار دارند.احزاب بايد آموزش علمی داشته باشند.حزب بايد بتواند در مسايل كلان كشور اظهارنظر كند.حزبی كه سال می گذرد و هيچ اظهارنظری ندارد نمی توانند نمود بيرونی داشته باشد.بايد بتواند با ساختارهای خود كنگره های سالانه و دوسالانه حزبی داشته باشند· انتخابات برگزار كنند موضع خودشان را نسبت به مسايل روز كشور اعلام كنند.بتوانند آموزش عمومی و سياسی به جامعه بدهند.نقش احزاب در آموزش عمومی جامعه يكی ديگر از كاركردهای احزاب به شمار می آيد.همه اين ها و تمام آنچه كه يك حزب را تبديل به حزب واقعی می كند، بايد تحقق يابد ما معتقديم كه هنوز حزب واقعی و حرفه ای و همه جانبه در كشور نداريم.وزارت كشور عواملی را كه به عنوان كاركردهای واقعی حزبی مطرح است احصأ كرده و به عنوان ضوابط تخصيص يارانه به احزاب در نظر گرفته است كه به عنوان مصوبه هيات دولت درآمد و مكانيزم تخصيص هم به عهده كميسيون ماده10 احزاب گذاشته شده است.اين كميسيون شان بالايی دارد و نمايندگان سه قوه در آن حضور دارند و البته مسئوليت دبيرخانه آن برعهده وزارت كشور است.بنابراين طبيعی است كه ما در اين مورد بحث های مفصلی در كميسيون ماده 10درخصوص تمييز اين ضوابط داشته ايم.در كميسيون شاخص ها مشخص شد وزن هر شاخص هم معلوم شد كه متناسب با آن وزن امتياز داده شود.مثلاً هر عضو حزب امتيازش چقدر باشد.برگزاری كنگره حزبی چه قدر امتياز داشته باشد؟ نشريه حزبی و رقابت انتخاباتی هم همين طور.تعداد داوطلبانی كه در آموزش های درون حزبی و امثالهم فعال هستند و موارد ديگری از اين دست مشخص شد و به زودی اين شاخص ها را در مطبوعات اعلام می كنيم كه همه بدانند.

عمده موارد همين نكات بود يا بررسی های ديگری هم انجام شد

البته برگه هايی هم تنظيم و توسط احزاب تكميل شد.سپس بررسی اجمالی برای صحت اطلاعات ارائه شده انجام شد.كمی بيش از يك ميليارد تومان، سهم احزاب برای سال80 بود كه پس از اطلاع رسانی به احزابی كه مشمول دريافت يارانه می شدند فرم ها نيز برايشان ارسال و اطلاعات دسته بندی شد.به عنوان مثال اگر در كل 20 هزار امتياز به دست آمد، اين يك ميليارد و اندی تقسيم بر 20 هزار امتياز شد و ارزش ريالی هر امتياز معلوم شد و بعد ديديم كه هر حزبی چند امتياز آورده و مبلغ هر امتياز را در مجموع امتياز هر حزب ضرب كرديم.

هر امتياز 50 هزار تومان تعيين شده بود؟

حدود 40 هزار تومان، و در مجموع احزاب مشمول يارانه، از حداقل چهارميليون تا حداكثر صدميليون تومان يارانه بهره مند شدند.

شنيده شد كه تعدادی از احزاب ابتدا با دريافت اين يارانه مخالفت كردند وليكن در نهايت نسبت به دريافت يارانه قانع شدند.

بعضی از احزاب به خاطر همين اختلاف نظری كه در مورد مبنای نظری يارانه احزاب مطرح بود، رغبتی برای دريافت يارانه نشان ندادند.ولی بعد وقتی ديدند كه همه چيز شفاف و روشن است و مبنای نظری پرداخت يارانه احزاب برای آنان تبيين شد، مراجعه كردند.

مثل اينكه بودجه پيش بينی شده برای يارانه احزاب يك بار به خزانه دولت برگشت خورده است.ماجرا چه بود.

 

يك مشكل اداری بود.اين اشتباه در زمان تخصيص بودجه پيش آمده بود.فكر می كردند كه زمان استفاده از بودجه تا اول خرداد ماه82 است درحالی كه تا اول فروردين ماه بود.اين مشكل با تلاش معاونت پشتيبانی و برنامه ريزی وزارت كشور حل شد و بودجه حفظ شد.

بنابراين احزاب چه اصلاح طلب و چه محافظه كار از بودجه استفاده كردند؟

بله.البته چند مورد از احزاب غيرمطرح مراجعه نكردند و علت آن هم اين بود كه هيچ نشانی از آنها نبود و پيگيری های مكرر برای دسترسی به آنان هم بی فايده بود.اما احزاب مطرح و فعال كشور همه آمدند.فقط يك حزب نيامد و اعلام كرد كه نيازی به يارانه ندارد.

در حال حاضر چه تعداد حزب رسمی داريم و چه تعداد درخواست يارانه كردند و موفق به دريافت شدند؟

احزابی كه مشمول يارانه می شدند آنهايی بودند كه تا پايان سال 80 مجوز گرفته بودند يعنی احزاب جديد نبودند.ولی در مجموع احزاب استانی و غيراستانی هم بودند.اما تعداد احزاب استانی كمتر بود.حدود 90 حزب از يارانه اختصاص يافته برخوردار شدند.

بودجه يارانه احزاب برای سال های بعد چه ميزان تعيين شده است.

برای امسال حدود يك ميليارد تومان برای احزاب اختصاص داده شده است.

آيا يارانه سال 82 نسبت به يارانه سال 81 رشد داشته؟

يارانه سال 81 ابتدا 2 ميليارد تومان بود كه در مرحله تخصيص كمتر شد.منتهی چون يارانه عام بود و مشمول همه گروه های سياسی و غيرسياسی می شد، حدود يك ميليارد و يكصد ميليون تومان به بخش احزاب سياسی اختصاص پيدا كرد.البته از يك ميليارد و 800 ميليون تومان كل يارانه اختصاصی، طبق آئين نامه دولت، ده درصد به خانه احزاب و كميسيون ماده 10 برای فعاليت و نظارت و اجرای همين امر تخصيص داده شد.بقيه نيز به گروه های غير سياسی داده شد كه قرار است با شيوه ای ديگر توزيع شود.اين اقدام توسط حوزهٌ اجتماعی وزارت كشور انجام می شود.ولی يك ميليارد و دويست ميليون تومان مربوط به سال 82 كه اشاره كردم فقط مخصوص احزاب سياسی است و برای گروه های غيرسياسی هم يارانهٌ ديگری در قانون بودجه پيش بينی شده است· البته معمولاً دولت صددرصد بودجه را تخصيص نمی دهد و درصدی متناسب با شرايط كشور ممكن است كم شود.

نظارت برمصرف يارانه به چه صورت است.آيا احزاب آزاد هستند به هر صورتی كه می خواهند يارانه را هزينه كنند و يا اينكه نظارت خاصی بر آنها اعمال می شود.

 

شاخص هايی كه عرض كردم جهت عملكرد احزاب را نشان می دهد.يعنی احزاب در راستای آن شاخص های حزبی بايد يارانه ها را هزينه كنند و پرداخت يارانه امسال متناسب با نوع عملكرد آنها در يارانه سال گذشته محاسبه و بررسی خواهد شد و بعد تخصيص داده می شود.حزب نمی تواند اين يارانه را هر طوری كه خواست هزينه و يا صرف موارد غيرمرتبط با حزب كند بلكه بايد در راستای آموزش، كنگره، صدور بيانيه و تقويت ساختار مادی و معنوی حزب هزينه شود.

خانه احزاب نهادی نوپا است اما نقدهايی در بيرون نسبت به خانه احزاب مطرح است از جمله اينكه آيا خانه احزاب كاركرد صنفی دارد و اگر چنين است احزاب جزء صنف محسوب می شوند؟

فلسفه تشكيل خانه احزاب باز می گردد به يك سلسله جلساتی كه سال 77 با حضور تعدادی از مسئولان، نخبگان و صاحب نظران در وزارت كشور تشكيل شد.آنجا در مورد سامان سياسی كشور و اينكه چگونه می شود انتظام منطقی و سالم و اثر بخشی در فرايند فعاليت های سياسی كشور ايجاد كرد، مطرح شد.درواقع يكی از نتايج آن جلسات اين بود كه گروه ها و احزاب با هم تعامل و همزيستی منطقی و سازنده ای پيدا كنند چرا كه سامان سياسی عمدتاً با فعاليت های حزبی گره می خورد.اگر احزاب بتوانند نقش سازنده ای را در جامعه ايفا كنند و رقابت حزبی را در هاله وحدت و انسجام ملی و رعايت منافع ملی دنبال كنند، به سامان سياسی كشور بسيار كمك می شود.از همان زمان اين انديشه متولد شد كه نهادی تاسيس كنيم تا احزاب با گرايش های مختلف بتوانند در آن نهاد بر سر مسائل مشترك حزبی با هم تفاهم و تعامل و گفت وگو داشته باشند.كار اساسی احزاب رقابت حزبی است و طبيعی است كه احزاب همديگر را در رقابت برنمی تابند چون می خواهند از هم پيشی بگيرند، اما برای اينكه چنين فرايندی محقق شود.زمينه ها و سازوكارهايی لازم است.تا نهاد حزب در كشور پا بگيرد و در جامعه فرهنگسازی حزبی شود و احزاب ياد بگيرند چگونه افرادشان را تحت ضابطه درآورند و به آنها آموزش بدهند و چگونه از كيان حزبی در جامعه دفاع كنند و چگونه منافع ملی را رعايت نمايند و چگونه بر سر خط قرمزهای جامعه تفاهم كنند چرا كه هيچ حزبی اين ادعا را ندارد كه می خواهد خط قرمزها را بشكند.همه احزاب می گويند ما دنبال منافع ملی هستيم ولی اين منافع ملی كه يك امر واحد است بايد بين احزاب تعريف شود.اينها اموری فارغ از رقابت است كه به مسئله وحدت و مشاركت بازمی گردد.

يكی از ناهنجاری های سياسی موجود در كشور كه از اول انقلاب با آن روبه رو بوده ايم همين مسئله است كه گروه ها حتی بر سر مسائلی كه اتفاقا بايد منشأ وحدت باشد و موضوع رقابت نيست، به رقابت با هم می پردازند.به عنوان مثال، بحث امنيت ملی خودمان را در نظر بگيريد يا بحث اصل جمهوری اسلامی و اينكه نظام ما نظامی است كه دو مبنای اساسی جمهوريت و اسلاميت دارد كه مكمل هم هستند، اينها جزو موضوعاتی است كه معنی ندارد احزاب بر سر اين مسائل رقابت كنند.ولی گاهی اختلاف قرائت ها و تفاسير به گونه ای است كه اين اصل يا هر دو پايه، يا گاهی اين پايه و گاهی آن پايه قربانی می شود.تهديد خارجی قطعاً در هر كشوری بايد منشأ وحدت ملی بين همه احزاب شود.بحث امنيت ملی كه به تهديد خارجی برمی گردد ديگر نمی تواند موضوع رقابت سياسی بين احزاب باشد، ولی گاهی به خاطر اينكه قواعد رفتاری برای ما تبيين نشده و اينكه نمی دانيم حوزه رقابت كجاست سبب بروز بی سامانی می شويم.اين بحث ها در گذشته هم مطرح بود، فی الواقع در كشور ما بحث جدی ای است، به هر حال برای رفع اين مشكل مطرح شد كه نهادی پيش بينی شود كه احزاب بتوانند در آن بخش فعاليت غيررقابتی خود با هم بنشينند و با يكديگر به تعامل، همكاری و اشتراك مساعی برسند.خانه احزاب مولود اين انديشه است كه شروع شده و پيشرفت خوبی هم داشته است.به همين دليل هم گفته می شود كه خانه احزاب يك نهاد صنفی است نه يك نهاد سياسی، البته اين حرف با تسامح زده می شود و به اين معنی است كه قرار نيست خانه احزاب به عنوان نهاد سياسی، موضع گيری سياسی كند، چون در اين صورت خود مانند يك حزب وارد رقابت حزبی می شود بلكه درست به خاطر قرار گرفتن در نقطه مقابل آن تشكيل شده است و به همين دليل است كه به آن نهاد صنفی و يا غيرسياسی گفته می شود.مهم اين است كه خانه احزاب عملكرد حزبی به معنای آنچه كه در رقابت سياسی كه بين احزاب محقق می شود، ندارد.

در خانه احزاب يك حزب ملی پرتوان با يك حزب استانی كم توان مساوی است و همه صاحب يك رای هستند چون در آنجا بحث رقابت مطرح نيست.بلكه بحث اشتراك مساعی مورد نظر است.در اشتراك مساعی هم خيلی مهم نيست كه ديگری خيلی وزن داشته باشد و آن ديگر كم وزن باشد.وزن بالا و پايين در رقابت خود را نشان می دهد.همه يك رای دارند و افراد در اين حزب، روش های تعاملی بين احزاب، تقويت كيان حزبی، پشتيبانی آموزشی برای احزاب، تقويت حقوقی احزاب، تقويت فكری و علمی، و امثال آنها را دنبال می كنند.اساسنامه دارند و هيأت مركزی انتخاب می كنند.بنابراين نگاه حزبی، به خانه احزاب يك نگاه ضدخانه احزاب است.خانه احزاب قرار است مدام از آن مواردی كه رقابت و برتری ها را مطرح می كند فاصله بگيرد.حتی در انتخابات شوراهای مركزی خانه احزاب هم، اينكه چه كسی رای آورد مهم نيست.در انتخابات خانه احزاب اگر جريانات سياسی يا جريانات رسانه ای اين موضوع ها را در قالب اينكه فلان جناح رای آورد و يا فلان جناح رای نياورد، محاسبه كنند، كاملا اشتباه كرده اند و رويكردی ضد خانه احزاب است، چون موضوع خانه احزاب، اصلاً موضوع رقابت نيست.

بالاخره اين اتفاق در انتخابات اخيرخانه احزاب رخ داد.

خب، نگاه به اين قضيه مهم است.نگاه بايد يك نگاه طبيعی باشد.در غير اين صورت، خانه احزاب قربانی رقابت سياسی بی وجه می شود.خانه احزاب به خاطر اينكه مرز بين رقابت و همكاری را تفكيك كند و نظم منطقی را بين احزاب سامان دهد، ايجاد شده است.غير از اين خود قربانی رقابت بی مورد می شود.بالاخره در هر مرحله ای تعدادی كه حاضرند بيشتر وقت بگذارند و موثرتر باشند بايد سعی كنند آن اهداف را دنبال كنند.حالا ممكن است در يك دوره، اين افراد در راستای آن اهداف كمتر بتوانند كار كنند و اعضای كنگره شان كسان ديگری را انتخاب كنند.طبيعی است كه مصداقاً كسانی كه رای می آورند، يكی متعلق به اين حزب و يكی ديگر از آن حزب است و وقتی جمع زده می شود می بينيم كه تعدادی از جناح اصلاح طلب يا از جناح محافظه كار هستند.

اين تلقی در بيرون ايجاد شده و خودِ احزاب هم كه می خواهيد اين گونه باشند، در جلساتشان مشخص است كه چنين مسائلی را داشته اند.كما اينكه در ابتدای شكل گيری خانه احزاب بعضی ها می خواستند جلسات را در اعتراض به حضور برخی نمايندگان احزاب رقيب ترك كنند يا حاضر نبودند كه مشاركت نمايند.يعنی اين تلقی را هم احزاب و هم جامعه داشته اند.

ما در همان زمان هم تذكر لازم را به خانهٌ احزاب داديم كه عمل جناحی انجام ندهند و حالا هم هشدار می دهم كه همه احزاب بايد يادشان باشد كه خانه احزاب برای چه هدفی تشكيل شد و چه كاركردی دارد.

در مجموع آيا احزاب از خانه احزاب استقبال می كنند؟

بله، استقبال می كنند، گرچه توقع اين است كه خانه احزاب فعال تر شود و بيشتر وقت بگذارد.

يك انتقاد ديگر كه بعضی به خانه احزاب وارد می كنند اين است كه بيشتر تامين كننده اهداف وزارت كشور است يعنی به نوعی خانه احزاب كانال وزارت كشور را به احزاب قوی تر می كنند و احزاب بيشتر زيرنظر وزارت كشور قرار می گيرند.آيا اين مسئله را قبول داريد؟

قطعاً اين طور نيست.به دو دليل؛ يكی اينكه وزارت كشور نيازی به اين كار ندارد.وزارت كشور وظايفی قانونی نسبت به احزاب دارد كه خيلی راحت با موضع قانونی می تواند با احزاب ارتباط برقرار كند.نكته دوم اينكه كسانی هم كه اين انتقاد را مطرح می كنند، شايد به خاطر آن است كه جلسات اوليه در وزارت كشور تشكيل می شد و بعدها خانه احزاب تشكيل شد، خانه احزاب، نهادی نبود كه امكانات مالی داشته باشد، بنابراين ما تلاش كرديم كه در ساختمان وزارت كشور مستقر شوند.بحمدالله با يارانه احزاب كه 5 درصد آن متعلق به خانه احزاب است، نيازهای مادی شان هم تامين و خانه احزاب مستقل می شود، چون يارانه متعلق به حكومت و دولت است.از اين جهت استقلال شان صددرصد می شود.شايد آن جلسات و بعضی از ارتباطات كه ضروری بود چنين شائبه ای را ايجاد كرده است.به هر حال وزارت كشور منطقی ترين جايگاهی بود كه می توانست به اين مسائل وارد شود.وزارت كشور نهادی دولتی است، اما اينكه اين خانه متولد شده و می خواهد در راستای وزارت كشور باشد موضوعيت ندارد، چون اعضای خانه احزاب از يك جناح خاصی نيست كه مثلاً نوعی تقارن با وزارت كشور داشته باشد و بخواهد منويات آن را دنبال كند.ضمن اينكه مگر خانه احزاب چه كاری می تواند برای وزارت كشور بكند.اگر شما صورت مسئله را بيشتر باز كنيد، متوجه می شويد كه اصل ايراد، يك ايراد موهوم است.يك نوع توهم است تا واقعيت.گاهی احزاب از ما دعوت می كنند كه در جلساتشان شركت داشته باشيم، ما هم اگر كاری داشته باشيم آنها را دعوت می كنيم.ماگاهی مديران مسئول مطبوعات را دعوت می كنيم و بعضی مسائل را برايشان بازگو می كنيم كه خيلی طبيعی است.ارتباط نهادهای مدنی و دولتی همين طور است.

يعنی درواقع اين تحليل كه انتخابات اخير به گونه ای رقابت بين جريانات سياسی است، صحيح نيست.

ممكن است كه اين اتفاق افتاده باشد.با پاسخی كه دادم در مقام نفی واقعيت های احتمالی موجود نبودم بلكه در مقام تبيين جايگاه خانه احزاب هستم و اينكه چه عملكردی بايد داشته باشند.اگر چنين رقابتی باشد، غلط است.يعنی همين جا به احزاب هشدار می دهم كه در بحث خانه احزاب هر نوع رويكرد جناحی غلط است.چون اين به نوعی قربانی كردن خانه احزاب است.

ظاهراً بحث پيوستن خانه كارگر به سازمان بين المللی كار (ILO) و ايجاد سنديكاها مطرح است.در مورد برخی احزاب مانند خانه كارگر و خانه كشاورز كه از كميسيون ماده 10 مجوز گرفته اند و سياسی محسوب می شوند اما كار صنفی هم دارند مسائلی مطرح است.

اولاً سنديكاها يك نهاد صنفی هستند و نهاد سياسی محسوب نمی شوند.در همه جای دنيا، احزاب ربطی به سنديكاها ندارند.سنديكا يك هويت صنفی و اختيارات مشخصی دارد و می تواند تظاهرات و اعتصاباتی به راه بيندازد و دنبال اهداف صنفی باشد و هيچ كاركرد سياسی ندارند و نمی توانند وارد عرصه سياسی بشوند، چون نهاد خودش را دارد.نهاد حزب هم كار سياسی می كند.در كشور ما يكی از مشكلات مربوط به سامان سياسی به همين مسئله برمی گردد كه گاهی نهادهای صنفی كار سياسی می كنند و يا نهادهای سياسی گاهی كار صنفی می كنند و تفكيك نقش ها و تقسيم وظايف درست انجام نگرفته است.كما اينكه در عرصه های ديگر هم اين مسئله به چشم می خورد.مثلاً مطبوعات گاهی به خاطر جبران و خلأ فعاليت واقعی حزبی، نقش جبرانی ايفا می كنند· حتی در مورد جنبش دانشجويی من معتقد هستم كه جنبش دانشجويی، بالذات يك جنبش اجتماعی است.حالا چون احزاب كمتر نقش دارند، جنبش دانشجويی نقش حزبی را هم به دوش می كشد ولی فی الواقع در شرايط سامان سياسی، احزاب تمام بار سياسی را به دوش می گيرند و ساير نهادها هم جايگاه خودشان را دارند و تفكيك نقش ها به خوبی انجام می گيرد و جامعه روند بهنجار خود را دنبال می كند.خانه كارگر به عنوان يك گروه سياسی مجوز فعاليت دارد و از نظر قانونی نمی تواند كاركرد صنفی داشته باشد.می تواند از جهت خانه كارگر بودنش كه يك جريان سياسی است خارج شود و به جريان صنفی تبديل شود و با آن عملكرد عمل كند ولی تا وقتی كه خانه كارگر جنبه سياسی دارد، قانونا نمی تواند كار صنفی كند.

در مورد خانه كشاورز چگونه است؟ آيا مجوز سياسی دارد؟

بله.آن هم قانوناً نمی تواند كاركرد صنفی داشته باشد، بلكه بايد كاركرد سياسی داشته باشد.اگر بخواهد كاركرد صنفی يا سنديكايی داشته باشد، بايد تغيير اساسنامه بدهد و به تصويب كميسيون برساند.


نادر كريمی جونی: بعد از گذشت 22 سال از تاسيس، شورای همكاری خليج فارس نخستين جلسه خود را در فضايی كه ديگر نظام بعثی عراق و حضور صدام حسين تهديدی برای منطقه به شمار نمی آيد، تشكيل می دهد. اما، آيا نبود اين ماجراجوی بزرگ كه طی ساليان گذشته همواره خطری نگران كننده عليه شش كشور بحرين، امارات متحده عربی، عربستان، قطر، عمان و كويت محسوب می شده است، می تواند اجلاس تكراری و بی ثمر اين شورا را ثمربخش كند؟ دادن پاسخ صريح به اين پرسش قدری دشوار است؛ چه در حالی كه برخی ناظران عرب حضور صدام حسين را عامل واگرايی و برهم زننده ثبات منطقه استراتژيك خليج فارس ذكر می كردند، عمده تحليل گران امور خليج فارس می گويند كه كشورهای اين منطقه، خود از پتانسيل ضعيفی برای ايجاد و تداوم اتحاد منطقه ای برخوردار بوده و هستند و به همين دليل حضور يا عدم حضور صدام حسين و يا دولت بعثی عراق نمی تواند بر وقوع يا فروپاشی اتحاد ميان كشورهای حاشيه جنوبی خليج فارس تاثير چندانی بگذارد. اين كارشناسان در اثبات مدعای خود، اتفاقا به رفتار رهبران همين شش كشور در قبال حكومت صدام حسين استناد می كنند و می گويند در سال2001 و در اوج تحريم ها عليه صدام حسين، اندك رفتار مزورانه حكومت وقت عراق، باعث شد تا ميان اعضای شورای همكاری خليج فارس اختلاف شديدی بروز كند و در حالی كه دو كشور عربستان و كويت، هم چنان بر لزوم تداوم تحريم های بين المللی عليه عراق و حتی حذف حكومت صدام حسين پای می فشردند، كشورهای قطر و عمان به حمايت از صدام حسين و حكومت او برخاستند و در پوشش كمك به شهروندان عراقی، كمك های معتنابهی را به سوی بغداد روانه ساختند. سرانجام اين اختلاف نظر تا به آنجا بالا گرفت كه به رغم مخالفت های گسترده، در آخرين روزهای دسامبر 2001 يكی از شاهزادگان قطری يك هواپيمای بوئينگ 707 مملو از كمك های انسانی را به دولت عراق هديه كرد.

بدين ترتيب دولت قطر در پوشش اين شاهزاده قطری، نه تنها تحريم هوايی عليه عراق، كه تحت نظر آمريكا و انگلستان، به شدت از سوی كشورهای مختلف رعايت می شد را زيرپا گذاشت بلكه عملا و با اهدای يك هواپيمای تجاری، دولت صدام حسين را نيز به بی اعتنايی نسبت به رعايت اين تحريم ها تشويق كرد. اين در حالی است كه در نشست های پيشين شورای همكاری خليج فارس، همواره اختلاف های مهمی بر سر ايجاد رابطه و يا تحريم صدام حسين رخ نمايانده بود و در حالی كه كويت و عربستان جبهه ضد صدام را تشكيل می دادند بحرين، عمان و قطر به عنوان جبهه حامی حكومت بعثی عراق، مواضع منفی اين شورا عليه صدام حسين را تخفيف می داده اند. اما با اين همه، كارشناسان می گويند كه سقوط صدام حسين ممكن است تاثير ناچيزی بر تقويت مناسبات داخلی اعضای شورای همكاری خليج فارس و يا تحكيم وحدت ميان آنها داشته باشد. اين كارشناسان ابراز عقيده می كنند كه شورای همكاری كه از آغاز با موضعی منفعلانه و برای مهار شورش های داخلی برخی كشورهای عضو، نظير عربستان، پا به عرصه فعاليت گذاشت اكنون نيز از نگاه نه چندان دوستانه اعضا نسبت به يكديگر رنج می برد. در همين رابطه اگر آنچه كه نشريات عرب زبان از قول فنست باتل، سفير ايالات متحده آمريكا در لبنان گفته اند و از قول وی بر اصرار آمريكا برای انجام تغييرات در جهان عرب و منطقه خليج فارس تاكيد كرده اند صحيح باشد آن گاه می بايد وقوع و يا حداقل شروع تغييراتی در منطقه خليج فارس را انتظار كشيد. چنانكه هم اكنون نيز اخباری درخصوص انتقال پايگاه های نظامی آمريكا از الخبر عربستان و كويت به سواحل امارات متحده عربی شنيده می شود كه از تغيير نگرش آمريكا به ساختار امنيتی اين آبراه حياتی حكايت می كند. اين تحول جديد، اين پرسش را پديد می آورد كه آيا كشورهای عضو شورای همكاری خليج فارس كه در اساسنامه خود همكاری برای ايجاد ثبات در منطقه را به عنوان وظيفه ای مهم برشمرده اند خواهند توانست با درك شرايط موجود و لزوم تقويت مناسبات فی مابين، در مقابل اصلاحات آمريكايی ايستادگی نمايند؟ موضع نه چندان هماهنگ پسرعموهای عرب در جريان حمله آمريكا برای سرنگونی صدام حسين، چشم انداز نگران كننده ای را پديد می آورد.

 

اردشير زارعی قنواتی: همان گونه كه از مدت ها قبل انتظار می رفت به خصوص پس از گزارش ششم ژوئن مدير كل آژانس انرژی اتمی، فشار بين المللی به ايران ابعاد تازه ای به خود گرفته است· نشست روز دوشنبه 16ژوئن هيات مديره آژانس بين المللی انرژی اتمی در وين و سخنان محمدالبرادعی در مراسم گشايش آنكه كره شمالی و ايران را صريحاً مورد انتقاد قرارداد رسميت بخشيدن به اين فشارها بوده است· در اين نشست دبيركل از ايران خواست تا به تعهدات بين المللی خود در زمينه استفاده از انرژی هسته ای پايبندی نشان دهد و پروتكل الحاقی به معاهده منع توليد و گسترش سلاح های هسته ای را امضا كند· در گزارش البرادعی كه عمدتاً به ايران و كره شمالی توجه شده است از ايران خواسته شده تا نسبت به اهداف صلح آميز فعاليت های هسته ای خود اطمينان قطعی دهد· او ضمن انتقاد از ايران اذعان نموده كه اين كشور درباره بخشی از برنامه هسته ای خود سكوت كرده و به آژانس گزارش كاملی نداده است· اين در شرايطی است كه علی اكبر صالحی نماينده ايران در سازمان آژانس بين المللی انرژی اتمی تمامی اختلافات موجود را ناشی از سوء برداشت طرفين از قوانين موضوعه می داند· اين مقام ايرانی همچنين گفته است كه اين كشور به طور مشروط حاضر است مسئله امضای پروتكل الحاقی را بپذيرد· در يك حركت موازی ديگر وزيران خارجه اتحاديه اروپا در 16 ژوئن طی نشست خود در لوكزامبورگ اعلام كرده اند كه نگرانی های جدی در مورد فعاليت های اتمی ايران وجود دارد· شركت كنندگان در اين اجلاس با صدور يك بيانيه هفت ماده ای گزارش ششم ژوئن مدير كل آژانس بين المللی انرژی اتمی در خصوص فعاليت های هسته ای ايران را با اهميت دانسته و از اين كشور انتقاد نمودند· در بيانيه لوكزامبورگ با اشاره به ضرورت اقدام ايران در برآوردن خواسته های آژانس تاكيد شده كه پيشرفت در اين امور و تقويت گفتمان و همكاری بين طرفين جنبه های پيوسته و تفكيك ناپذير خواهند بود· همچنين در روزهای گذشته چهار نفر از مديران ارشد شركت ژاپنی «يشين اينتر پراتز» به جرم فروش دو دستگاه آسيب صنعتی كه در سال های 1991 و 2000 به ايران صادر كرده اند توسط پليس اين كشور دستگير شده اند· مخالفان برنامه های هسته ای ايران و مقامات آژانس معتقدند كه از اين دستگاه ها می توان در فعاليت های هسته ای غيرصلح آميز برای غنی سازی اورانيوم استفاده كرد·

 

اين در حالی است كه روسيه به عنوان نزديك ترين متحد و همكار در فعاليت های هسته ای ايران نيز در روزهای اخير تحت تاثير فشار آمريكا مصراً خواسته است تا ايران پروتكل الحاقی فوق را امضا نمايد· تمام آن چيزی كه اين روزها در خصوص فعاليت های هسته ای ايران در جريان است نشاندهنده يك واقعيت واضح و غيرقابل انكار است· اين واقعيت چيزی نيست مگر تحميل اراده ايالات متحده بر روند بين المللی موجود برای تشديد فشار به ايران جهت جلوگيری از دستيابی به تكنولوژی هسته اي· هر چند كه مسلماً مواضع آژانس بين المللی انرژی اتمی، اتحاديه اروپا، روسيه و اكثريت جامعه جهانی به طور اساسی با مشی مقابله جويانه آمريكا در اين خصوص متفاوت خواهد بود· شرايط جديد اقتضا می كند تا ديپلماسی ايران معادلات تازه و نوين مبتنی بر واقعيات كنونی را وارد حيطه تصميم گيری ها نمايد· بدون شك وضعيت كنونی بين المللی را بايد پايان دوران استفاده از اختلافات بين اضلاع قدرت جهانی برای دستيابی به اهداف سياست خارجی به حساب آورد· حساسيت موجود در خصوص تكنولوژی و فعاليت های هسته ای در چارچوب شرايط حاضر بين الملل اجازه مانور بالا را از جوامعی همچون ايران حداقل در كوتاه مدت سلب كرده است· چرا كه بعد از بحران عراق كه روابط بين آمريكا و اكثريت كشورهای اروپايی و روسيه دستخوش تعارضات غيرقابل حل گرديد هم اكنون رويكرد اساسی اين قدرت ها تعديل اختلافات و تعامل برای بازسازی روابط آسيب ديده است· به همين دليل در هفته های اخير جهان شاهد شروع يك همگرايی از نوع معادلات مبتنی بر پذيرش «شر ضرور» در مناسبات بين المللی بوده است· با تمام اين شرايط آنچه مسلم است بنا به ماهيت نهادهای بين المللی كه اهداف سازنده را دنبال می كنند به نظر می رسد برخورد آژانس چه در قالب نشست كنونی «شورای حكام» يا اجلاس سالانه «مجمع عمومی» در خصوص ايران هرگز وضعيت تقابل آميز پيدا نخواهد كرد· حال با توجه به اينكه امنيت ملی و كل روابط استراتژيك كشور تحت تاثير موضوع فعاليت های هسته ای قرار گرفته است ضرورت بازنگری اساسی حداقل از لحاظ شكلی در عرصه سياستگذاری به وجود آمده است· بنابراين شايد بهتر باشد سياست تك محوری در خصوص فعاليت های هسته ای را تغيير داده و با تفكيك برنامه كوتاه مدت از استراتژی درازمدت كشور، اولويت را بر مبنای يك الزام كوتاه مدت قرار دهيم·

هر چند كه امضای پروتكل الحاقی مورد درخواست آژانس می تواند تبعات حقوقی ماندگاری به دنبال بياورد· اما در شرايط تهديدات عينی موجود حفاظت از «ظرف» نسبت به «مظروف» اولويت دو چندانی خواهد داشت· اين مسئله برخلاف تصور اوليه در صورت استفاده درست از شرايط می تواند تبعات مثبتی را به همراه داشته باشد· تحقق اين مسئله در آنجا است كه مقامات ايرانی با انعطاف توجه خود را معطوف به رسميت شناختن اساس فعاليت های هسته ای و تامين امنيت تاسيسات هسته ای موجود از طرف NPT و جامعه جهانی نمايند· در وضعيت موجود فرصت چانه زنی بسيار محدودتر از آن است كه تصور می شود بنابراين با توجه به اجماع نظری كه در كل جامعه ايرانی نسبت به حقانيت اصولی دستيابی به دانش هسته ای وجود دارد ارجاع تصميم گيری به نهادهای جامعه دموكراتيك همچون مجلس ضروری است· اين مسئله می تواند براساس قواعد پذيرفته شده بين المللی تصميم گيری در اين مورد را دو مرحله ای نمايد كه پروسه بهترين شكل برای تامين فرصت جهت پذيرش هر گونه معاهده حقوقی الزام آور نيز خواهد بود· اصولاً ديپلماسی حيطه ای است كه در آن تمام انديشه ها تابع شرايط عينی و الزامات به وجود آمده مورد بازنگری دائمی قرار می گيرد· بنابراين ديپلمات هايی كه بخواهند هميشه سوار بر اسب زرين به مصاف واقعيت ها بروند سرنوشتی بهتر از دن كيشوت های افسانه ای پيدا نخواهند كرد·


محمدرضا سرداری: در حالی كه شرايط سياسی كشور به اعتقاد اكثر ناظران سياسی، به سمت بن بست پيش می رود و بروز بيرونی هيجانات اجتماعی و سياسی در آستانه هجدهم تير ميزان عفونت سياسی جامعه ما را به نمايش گذاشته است، وزارت كشور دولت خاتمی مشغول پرداخت يارانه به احزاب است. اقدامی كه در نوع خويش در تاريخ سياسی ايران بی نظير است. بی نظير از آن جهت كه در اصطكاك ميان اصلاح طلبان و محافظه كاران نهادهای مدنی يكی پس از ديگری در حال ساييده شدن هستند و در همين هنگام نوشدارويی به احزاب تزريق می شود كه ناظران بر سر پس از مرگ سهراب بودن يا پيش از آن اختلاف نظری عميق دارند. وزارت كشور با تزريق بيش از يك ميليارد تومان به عنوان يارانه بلاعوض به احزاب فصل نوينی را در توسعه سياسی كشور گشود. رويدادی كه كمتر مورد توجه ناظران قرار گرفت و ساير رويكردهای موجود به اين نيز رويكردی انتقادی بود.

برخی يارانه احزاب را باعث دولتی شدن و يا وابستگی احزاب به دولت ارزيابی می كردند و برخی ديگر از منتقدان نيز شيوه توزيع يارانه را مناسب ارزيابی نمی كردند اما به راستی آيا اين نوشدارو پس از مرگ سهراب بود و يا. . . برخلاف تصور برخی افراد كه از بيرون ناظر فعاليت های دولت به ويژه بازوهای توسعه سياسی هستند، عملكرد وزارت كشور نه تنها در توزيع يارانه احزاب بلكه در بسياری از موارد ديگر نظير تامين امنيت اجتماعات، اعطای مجوز برای تجمعات و راهپيمايی ها مديريت بحران های سياسی و منطقه ای و به كارگيری مديران سياسی اصلاح طلب و معتقد به توسعه سياسی نگاهی كاملاً حداقلی است. از نظرگاه اين نگاه حداقلی، وزارت كشور تنها به توسعه كمی احزاب در افزايش آمار خويش در صدور پروانه برای احزاب بسنده كرده است و پس از به رسميت شناختن آنها را به حال خويش رها ساخته است. به اعتقاد اين آگاهان حدود نيمی از احزاب مجوز گرفته از وزارت كشور تنها حامل يك مقوا هستند كه به امضای وزير كشور منقوش است و هيچ كس حتی امضاكنندگان اين مجوز نه تنها از عملكرد آنها بلكه از نشانی آنها نيز اطلاعی ندارند. از اين نظرگاه وزارت كشور به خاطر عدم توان كافی در فرماندهی نيروی انتظامی قادر به تامين امنيت اجتماعات قانونی نيست و همواره در برابر گروه های فشار مقهور بوده است.

از سوی ديگر انتصابات نه چندان قوی در استان ها و گماردن افراد بی رغبت به اصلاحات در سطوح عالی مديريت سياسی در اين مناطق توسعه سياسی را زمينگير كرده است. اين نگاه ناظری است كه از بيرون به وزارت كشور می نگرد اما برخی واقعيت های ديگر نيز وجود دارد. وزارت كشور برخلاف ساير نهادها كه به طور كلی كركره اصلاحات را پايين كشيده اند همچنان فعال است و در شرايطی كه جامعه آبستن بحران است تقويت احزاب و هدايت آنها را رها نكرده است. از مجموع صدوهشتاد گروهی كه از وزارت كشور پروانه فعاليت سياسی كسب كرده اند حدود صد گروه برای دريافت يارانه متقاضی شدند. از اين يارانه گرچه به برخی احزابی كه از تمكن مالی نسبتاً مناسبی نيز برخوردارند سهم مناسبی رسيد اما برخی از احزاب يا بهتر بگويم گروه هايی كه حتی امكان اجاره يك دفتر كار و خريد ابتدايی ترين ملزومات اداری را نيز نداشتند، سهم قابل قبولی كسب كردند. نكته ديگری كه در اين زمينه قابل توجه بود، توزيع خالص و سالم يارانه احزاب بود. در حالی كه انتظار می رفت بی تجربگی در اختصاص يارانه و ساير عوامل ديگر در روند توزيع اين يارانه اخلال ايجاد كند، اين يارانه با سلامتی كامل توزيع شد و تاكنون هيچ موردی كه حكايت از وجود فساد در روند توزيع اين يارانه باشد گزارش نشده است.

در روند برخورد با گروه های فشار در راستای تأمين امنيت اجتماعات كه پيشتر مقوله ای احساسی بود اينك به شكلی كاملا حرفه ای و فنی از سوی وزارت كشور پرداخته می شود تصويب آيين نامه ای در هيات وزيران كه توسط وزارت كشور پيشنهاد شده بود به راحتی مكانيزم تامين امنيت را پيش پای نهادهای ذيربط قرارداده است و به هيچ مرجعی امكان فرار از مسئوليت را نمی دهد. صدور مجوز تجمعات سياسی و صنفی به استانداران تفويض شده است تا راه برای تسهيل در استفاده از اين حق مصرح در قانون اساسی فراهم تر گردد، تركيب مديران سياسی وزارت كشور در استان ها نيز از همين قاعده پيروی می كند و بعيد است كه در ميان مديران سياسی ميانی استان های بيگانه از آرمان های اصلاحات و توسعه سياسی به اين سمت ها منصوب شوند. جملات فوق نيز نگاهی حداكثری از ديدگاه ناظران است كه از درون به وزارت كشور می نگرند. به اعتقاد ناظران حداكثر بين همين تحركات ولو خفيف و ناچيز در شرايطی كه كشتی بوروكراسی خاتمی به گل نشسته است كورسويی در خاموشی است و بايد بدان اميدوار بود و آن را گرامی داشت. اين در حالی است كه به اعتقاد بسياری از ناظران درون بين هنوز جای كار برای افزايش ظرفيت های سياسی در جامعه و بسط نهادهای مدنی توسط دستگاهی چون وزارت كشور وجود دارد در صورتی كه ستاد دولت جايگاه واقعی خويش را باز يابد.


ترجمه عليرضا دياغی: «كميسيون فرعی جلوگيری از تبعيض و حمايت از اقليت ها» نيز اقدامات زير را انجام داده است:
الف ـ ايجاد گروه های كاری در زمينه های ارتباطات، اشكال جديد برده داری، جمعيت های بومی و اقليت ها.

ب ـ تعيين گزارشگران ويژه و كارشناسان مستقل در زمينه های زير: مصونيت در حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی،مصونيت در حقوق مدنی و سياسی، حقوق بشر و توزيع درآمدها، معاهدات، موافقتنامه ها و ساير ترتيبات موجود ميان دولت ها و جمعيت های بومی، خصوصی سازی زندان ها، آزادی جابه جايی، حقوق بشر و تروريسم، حقوق بشر و پيشرفت های علمی. همچنين در كميسيون حقوق بشر و يا كميسيون های فرعی آن، مأموريت های موضوعی به دبير كل سازمان ملل متحد واگذار شده است كه عبارتند از: حقوق بشر و ايدز، حقوق بشر و دانش حقوقی، حقوق بشر و مهاجرت، حقوق بشر و تروريسم، اقدامات تلافی جويانه عليه اشخاصی كه همكار سازمان های حقوق بشری ملل متحد هستند.

چكيده

 رعايت قواعد حقوق بشر و نظارت بر آن، يكی از موضوعات مهم روابط بين الملل است. در خصوص اينكه آيا قواعد حقوق بشر الزام آور هستند يا خير و منشاء الزام آن چيست، نظريات مختلفی مطرح شده است. صرفنظراز اين تئوری ها، سازمان ملل متحد، سيستمی را كه شامل دو مكانيسم می باشد، تعبيه كرده است و بدين وسيله بر رعايت حقوق بشر نظارت می نمايد. مكانيسم های سيستم نظارتی سازمان ملل متحد، شامل مكانيسم ناشی از معاهدات يا مكانيسم قراردادی و مكانيسم خارج از قرارداد است.

پی نوشت:
نوشته ای را كه پيش رو داريد، ترجمه متنی است كه با عنوان human rights در سايت اينترنتی سازمان ملل متحد به آدرس اينترنتيhttp://www.un.org منعكس شده است.


تبرئه احتمالی جنايتكار جنگی

دو سال بعد از محاكمه ژنرال كروات آنت گوتوونيا به علت جنايت عليه بشريت، ممكن است دادگاه ويژه در محكوميت او تجديدنظر كند. مقامات دادگاه ويژه فهميده اند شواهدی كه براساس آنها گوتوونيا را محكوم كرده اند، چندان موثق نبوده اند. او به قتل حداقل 150 صرب و بيرون راندن بيش از 150 هزار نفر از آنها در سال 1995 متهم شده بود. شواهد عليه او از نوع شواهدی بودند كه برای تقويت دلايل اصلی مورد استفاده قرار می گيرند و به گفته يك مقام دادگاه «تا وقتی معتبرند كه دليلی ضد آنها وجود نداشته باشد. » و به گفته او شواهدی به دست آمده كه نشان می دهد او مسئول آن حوادث نبوده است. گوتوونيا هفته پيش بعد از مدت ها از مخفيگاهش بيرون آمد و اعلام كرد «بعد از اينكه دادگاه سخنان مرا شنيد، حاضرم هر حكمی را بپذيرم. » اگر گوتوونيا آزاد شود، دادگاه ويژه با اين سوال روبه رو خواهد بود كه با چه مدركی، 8 حكم نادرست صادر كرده است؟

متحدان قديم، دشمنان جديد

هفته گذشته، سربازان آمريكايی به اردوگاهی در نزديكی شهر راوه در عراق حمله كردند و بيش از 60 عراقی را به قتل رساندند. 27 عراقی ديگر نيز در عملياتی در نزديكی بدح كشته شدند. نيروهای آمريكايی اعلام كردند محلی كه مورد حمله قرار گرفته، يك اردوگاه آموزشی تروريست ها بوده است. تعداد زيادی از قبيله های عراقی كه قبل از جنگ عراق اجاره شده بودند تا عليه نيروهای آمريكايی وارد صحنه نشوند، تحمل اين ماجراها را ندارند. در واقع آنها فقط برای دوره جنگ اجاره شده بودند. عملياتی كه بيش از پيش خشم قبيله های عراقی را برانگيخت، حمله آمريكايی ها به خانه ملك كربيت رئيس يكی از قبايل بزرگ سنی مذهب عراق به نام دوليمی بود. آمريكايی ها ادعا كردند كه برزان تكريتی برادر ناتنی صدام حسين در آنجا اقامت داشته است. اين حمله منجر به مرگ ملك كربيت شد و خشم قبايل را برانگيخت. يكی از اعضای قبيله دوليمی می گويد: «بدون دوليمی عراقی وجود ندارد. اما دوليمی هميشه وجود دارد حتی بدون عراق. » نكته مهم اين است كه قبيله دوليمی حدود 700 هزار نفر را شامل می شود كه الان بيشتر آنها با آمريكا دشمنند.

اول مذاكره، بعد دعوت به مذاكره

«راس ويلسون» سفير آمريكا در جمهوری آذربايجان اخيراً در گفت وگويی با يك روزنامه چاپ باكو تأكيد كرد كه واشنگتن خواستار حل و فصل اختلاف نظرها با تهران از طريق «ديپلماسی و گفت وگو» است. او همچنين شايعات موجود مبنی بر گسيل نيروهای آمريكايی به جمهوری آذربايجان با هدف استفاده از خاك اين كشور برای حمله به ايران را رد كرد. تأكيد سفير آمريكا در باكو بر «گفت وگو با ايران» در حالی صورت می گيرد كه حدود سه هفته پيش، شايعاتی مبنی بر مذاكرات سفرای ايران و آمريكا در باكو در محافل سياسی و پارلمانی مطرح شده بود. طبق اين شايعات، مذاكرات مذكور به دعوت سفير آمريكا صورت گرفته و در آن مسائلی نظير حضور اعضای القاعده در ايران و حوادث 18 تير مطرح شده بود. حمايت اين سفير آمريكايی از راهكار «ديپلماسی و گفت وگو» با ايران، بسيار شبيه اظهارات «فلينت روت» عضو پيشين شورای امنيت ملی آمريكا است كه پس از مذاكرات محرمانه با «محسن رضايی» در آتن، در گفت وگويی كه با روزنامه «كريستين ساينس مانيتور» داشت، خواستار گفت وگو با ايران شد و از اينكه راهبرد گفت وگو در ميان سران ايالات متحده طرفدار چندانی ندارد، ابراز تأسف كرد. «جفری كمپ» از كارشناسان دستگاه ديپلماسی آمريكا نيز كه سال گذشته شايعاتی مبنی بر مذاكرات پنهان وی با برخی مقامات ايرانی در قبرس منتشر شده بود، هفته گذشته به CNN گفت كه مذاكره نكردن، با ايران ديوانگی است. ظاهراً انجام مذاكرات مخفی در سطوح نسبتاً پايين ديپلماتيك با مقامات ايرانی و به دنبال آن حمايت از راهكار ديپلماسی و گفت وگو، راهكار تازه ای است كه طيف «كبوترها» برای پيشبرد سياست خارجی خود در قبال ايران آن را در پيش گرفته است.

عوامل بيگانه «بله قربان گو»

 

«محمد ابراهيم انصاری لاری» استاندار فارس اواخر هفته گذشته در جمع فرمانداران اين استان در سخنان صريحی به بحث «نفوذی ها» پرداخته كه جالب توجه است. وی گفته: «همه افراد، مقامات، مسئولين و نهادها در هر سطح و شأنی، بايد مراقب باشند و افرادی كه ظاهری آراسته تر و ادعای بيشتری در اسلام خواهی و ارزش طلبی دارند، بايد در مورد خطر طمع و نفوذ آمريكا به حريمشان هشيارتر باشند... سوالی كه الان وجود دارد اين است كه چرا به جز مجلس و دولت، ديگر قوا و نهادها پاك و معصوم و مبرا از نفوذ القائات بيگانه محسوب می شوند؟ در حالی كه عوامل بيگانه را بايد در پشت چهره های به ظاهر مطيع و كاملاً تسليم و «بله قربان گو» جست وجو كرد نه در پشت چهره هايی كه صريح و شفاف و صادقانه انتقاد می كنند.»

موضوع يكسان، مواضع متفاوت

روزنامه «ياس نو» در يكی از يادداشت های روز پنج شنبه خود اظهارات دو وزير خاتمی در مورد نقش شبكه های ماهواره ای فارسی زبان در ناآرامی های اخير را متناقض خواند. اين روزنامه با اشاره به اظهارات اخير وزير كشور كه گفته: «در ايران كسی تحت تأثير برنامه های ماهواره ای فارسی زبان نيست» و قرار دادن آن در برابر اظهارات وزير اطلاعات كه گفته بود: «كسانی كه به خيابان ها ريختند تحت تأثير چند شبكه فارسی زبان كه از سوی آمريكا اداره می شود، اقدام به اين كار كرده اند» نوشت: «به راستی چرا درباره يك موضوع واحد و مهم، دولت يك موضع مشخصی ندارد؟... انتظار از دولت خاتمی در اين روزها بيش از گذشته بود. هماهنگی در ارائه نظرها و روش ها كی حاصل خواهد شد؟»

خاتمی، كلينتون و بوش

 

«سيدمحمد خاتمی» رئيس جمهوری هفته گذشته برای چندين بار در يكی دو سال اخير از آنكه دولت بوش راهبرد دولت كلينتون در قبال ايران را پيگيری نمی كند، انتقاد كرد. خاتمی در ديدار با جمعی از پيروان اديان ابراهيمی گفت: «در دوره رياست جمهوری كلينتون در آمريكا زمينه هايی برای رخنه در ديوار بی اعتمادی ميان دو ملت به وجود آمد كه عملكرد دولتمردان كنونی آمريكا نه تنها آن زمينه را از بين برد بلكه ديواری ديگر از بی اعتمادی ايجاد كرد.» سال پيش هنگامی كه خاتمی اظهاراتی مشابه همين مطالب را بيان كرد با انتقاد صريح طيفی از اصلاح طلبان مواجه شد كه ناكامی تهران در برقراری روابط با آمريكا در دوران كلينتون را ناشی از محافظه كاری خاتمی و دولت او می دانستند كه منجر به از دست رفتن يك فرصت مهم شد.

وزارت اطلاعات را تحويل نمی گرفت

هفته گذشته خبری در اين ستون به نقل از يك خبرگزاری نزديك به جناح راست درج شد كه در آن آمده بود قرارگاه ثارالله سپاه، چند ماه قبل از شورای تأمين استان تهران بازداشت «سعيد عسگر» را خواستار شده بود. در همين باره، مدير كل سياسی ـ انتظامی استانداری تهران اواخر هفته گذشته به ايسنا توضيحاتی داد. وی گفته: «قبل از درخواست قرارگاه ثارالله، وزارت كشور طی نامه ای با اشاره به فعال شدن مجدد سعيد عسگر در نشريه «خواص» خواستار توجه شورای تأمين استان به اين مسئله شده بود و شورای تأمين نيز با همكاری سازمان اطلاعات استان و دستگاه قضايی درصدد احضار عسگر برآمد اما عسگر در پاسخ به احضارهای سازمان اطلاعات استان حتی از حضور و پاسخ گويی به اين مسئله سر باز زد.»



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو