|

اميرحسين مهدوی - شروين طاهری: بدون هيچ دليلی مطمئن بودم هنگام خداحافظی با دليل مطمئن شدم كه قهرمانی سپاهان در ليگ برتر فوتبال ايران اتفاق خيلی مهم نبود.گرچه مهدی تاج اصفهانی خوشحال است كه حالا ده ها كارت تبريك قهرمانی را دفترش در مباركه اصفهان چيده است.اما قهرمانی زمانی برايش مهم می بود كه سهام فولاد مباركه رشد كند و قيمت فولاد بالا رود.سال های پيش تيم های دولتی استقلال و پرسپوليس، امسال فولاد مباركه سپاهان.چندين سال تربيت بدنی برد حالا يكسال هم وزارت صنايع و معادن.در دفتر شركت فولاد متيل تاج را سرما خورده ملاقات كرديم.در شرايطی كه به علت زكام از سفر فردا شب به مسكو امتناع می ورزيد.
• • •
• امسال سپاهان قهرمان ليگ شد.گرچه نوعی خرق عادت بود و سنت قهرمانی استقلال و پرسپوليس را نقض كرد.اما باشگاه شما هم دولتی است و شما هم همچون مدير اين دو باشگاه منصوب مافوق هستيد.
به نظر می رسد تا زمانی كه يك باشگاه خصوصی كه گردش اقتصادی سودآوری دارد به قهرمانی نرسد نمی توان قهرمانی شما يا هر تيم ديگری را اتفاق تلقی كرد.باشگاه اساساً يك جريان اقتصادی است و بدون اقتصاد معنی نمی دهد.باشگاه بدون پول مثل سيستم لوله كشی بدون آب است.بايد روابط منطقی بين منابع درآمدی و هزينه های باشگاه برقرار باشد.اما چيزی كه برای ما نگران كننده است اين است كه پول اصل قضيه بشود.اين مسيری كه در ورزش ايران طی می شود فقط به باشگاهداری دولتی می انجامد.هزينه ها آنقدر سنگين است كه فقط دولتی ها از عهده اش برمی آيند.حتی شركت های كوچك هم از اين مسئله فرار می كنند.
• سرمايه گذاری زيادی می خواهد يا پول برنمی گردد.
بازگشت ندارد كه هيچ، هزينه اش هم وحشتناك است.يك روز سيمان سپاهان، پلی اكريل و ده ها شركت ديگر شروع به تيم داری كردند ولی خب طاقت نياوردند.وقتی صحبت از سالی يك تا دو ميليارد تومان است بخش خصوصی طاقت نمی آورد.اين خيلی بد است علی الخصوص اينكه بخش اعظم آن كاذب است.الان كار به جايی رسيده كه خود مهندس مهرعليزاده از افزايش هزينه ها اظهار نگرانی می كند.اصل معضل هم در فوتبال است وگرنه در ديگر رشته ها مسئله اين قدر حاد نيست.همين كه معاون رئيس جمهور به اين مسئله اشاره كرد باعث خوشحالی است.اما انگشت اصلی به سوی سازمان تحت اداره ايشان است چرا كه دو تيم بزرگ ليگ برتر عملاً توسط تربيت بدنی اداره می شوند.اگر بناست اصلاحاتی روی دهد بايد از استقلال و پرسپوليس شروع شود.
• اين هزينه را ريزتر كنيد.چون هزينه های ستادی و حمل و نقل و خوراك و...در تيم های همه باشگاه ها مشترك است.به نظر می رسد مشكل اصلی دستمزد فوتباليست ها باشد...
بله بقيه هزينه ها تقريباً مشترك است.ولی دستمزد بخش اصلی هزينه هاست.ما سال هاست باشگاه اداره می كنيم.ليگ 73 ـ 1372همين سپاهان سوم شد با 40 ميليون تومان هزينه.
• يعنی قبل از اينكه تحت پوشش سيمان برود؟
بله بعداً شد سيمان سپاهان آن زمان آقای اسلاميان (مديرعامل فعلی فولاد مباركه) مدير كل بازرگانی استان بود. حالا هزينه ها چند برابر شده است.تقصير اصلی هم متوجه خود باشگاه داران است.زمانی كه پول های كلان پرداختيم بدون اينكه به فكر عواقب بعدی اش باشيم، وقتی رسول خطيبی بدون هيچ دليلی 200 تا 300 ميليون تومان نرخ می خورد، محرم نويدكيا هم لابد دو برابر اين رقم طلب خواهد كرد.ديگر با او نمی شود صحبت از 71 ـ 61 ميليون تومان كرد.متأسفانه منشاء تمام اين افزايش قيمت های بی منطق از تهران و تيم های تحت نظر سازمان تربيت بدنی است.
• ولی اقتصاد منطق خود را دارد و بر اساس تقاضای بازار عمل می كند يا بازيكن برای شما به اين قيمت ارزش دارد يا جذب جايی می شود كه بهای او را بپردازند.مهدی تاج به عنوان رئيس هيأت مديره باشگاه اول مملكت بايد به اين سوال پاسخ دهد كه چگونه عليرغم اينكه باشگاه ها زيان ده هستند اما از عهده اين ارقام برمی آيند و تقاضا برای بازيكنان با اين ارقام وجود دارد؟
چون سيستم باشگاه اقتصادی عمل نمی كند.يكی درآمد را می دهد و ديگری خرج می كند.
• يعنی دخل و خرج از هم منفك هستند؟
بله كسی كه خرج می كند به فكر توليد درآمد نيست.
• پس اصلاً قرار نيست سرمايه بازگشت داشته باشد.
ممكن نيست.چون كل عايدی بليت فروشی كمتر از 20 ميليون تومان در هر ليگ است.ارقام درآمد خيلی كوچك تر از هزينه هاست.
• تبليغات هم دردی را دوا نمی كند؟
نخير.خصوصاً در مورد صنعتی ها كه عموماً محصول كارخانه حامی تيم را تبليغ می كنند.ما چاره ای نداريم جز اينكه در يك برنامه 5 ـ 4 ساله به سمت جلوگيری از افزايش دستمزدها برويم.
• چه كار می شود كرد؟ چرا عليرغم اينكه تيم داری به صرفه نيست ادامه می دهيد؟
تا وقتی كه ما نداريم قيمت بازيكنی را بپردازيم و ديگری می پردازد يعنی تقاضا وجود دارد ولی می شود تدابيری اتخاذ كرد كه از پيشنهادهای نامعقول جلوگيری شود.ما اين كار را در تيم های صنعتی آغاز كرده ايم.قرار بر اين شده تا تيم های صنعتی حداكثر دستمزدها را در يك سقفی ببندند.آقای موذن زاده (رئيس سازمان توسعه معادن و معاون وزير صنايع) طی بخشنامه ای آيين نامه سقف و كف دستمزد مربيان، نقل و انتقالات، كميسيون ترانسفر بازيكن و...را ابلاغ كنند.
• واقعاً فكر می كنيد اين چنين طرح هايی عملی است قطعاً اگر خود شما هم نتوانيد در چارچوب اين قيمت ها بازيكنان خود را حفظ كنيد از آن تخطی خواهيد كرد.
اين يكی از نگرانی های ما هم هست.برای همين بايد از اظهار نگرانی رئيس سازمان تربيت بدنی استقبال كنيم و اين كار را به كل باشگاه ها تعميم دهيم.يعنی اول صنعتی ها پيش قدم شوند بعد با تيم های نظامی توافق كنيم.در مرحله آخر هم تربيت بدنی و آقای مهرعليزاده با اين جريان همراه شوند.توافق می بايد بين اين سه گروه صورت گيرد چون تمام تيم ها دولتی هستند.
• يعنی در چارچوب اتحاديه باشگاه ها اين بحث را پيش می بريد؟
بله اصلاً يكی از كارهای اتحاديه باشگاه ها اين بود كه انجام نداد يا نتوانست.
• پس از لحاظ اقتصادی هم می خواهيد به اين اتحاديه هويت سنديكايی بدهيد.
البته اتحاديه ها از وزارت كشور مجوز می گيرند و با سنديكا تفاوت می كنند.اما اتحاديه باشگاه ها بايد تبديل شود به اتحاديه صنفی ـ اقتصادی مثل اتحاديه در و پنجره سازان يا اتحاديه واردكنندگان شمش. من اميدم به توافقنامه تعيين سقف دستمزد خيلی زياد است چرا كه عليرغم آنكه امكان پرداخت اضافه تر وجود دارد ولی ديگر نامش «تخلف» خواهد بود.چون اكثر باشگاه ها دولتی اند و سازمان بازرسی و ديوان محاسبات بر آنها نظارت دارند.
• در واقع يك عدد مشخصی را برای هر سال تعريف خواهيد كرد؟
تقريباً مانند همين كاری كه الان در تيم های صنعتی در حال انجام است.
• سقف چه رقمی خواهد بود؟
از اينكه علنی اين عدد را اعلام كنم معذورم.چون گرفتاری درست می كند و اگر بازيكنان تيم های صنعتی بفهمند شايد تصميم ديگری بگيرند.
• قاعدتاً تيم های صنعتی دست بالا را خواهند گرفت؟
نه چيزی كه همه تيم ها بپذيرند ما هم تبعيت می كنيم.حسن ديگر كار اين است كه اگر كسی خلاف كرد ديوان محاسبات به راحتی افشا خواهد كرد.الان ما خيلی از چيزها را نمی گوييم و فكر می كنيم عيان كردن آنها بد است.اما در آن صورت همه چيز شفاف می شود.
• آقای مهندس يكی ديگر از دغدغه های مهم بحث بی ثباتی درخشش تيم های دولتی است.همين تيم شما وقتی زيرمجموعه سيمان اصفهان بود وضعيت خيلی خوبی نداشت.در حال حاضر اراده ای در مديريت صنايع معدنی و وزارت صنايع شكل گرفته كه روی فوتبال سرمايه گذاری شود.مانند زمانی كه آقای عيسی كلانتری وزير كشاورزی بود و تيم كشاورز را به رده های بالای ليگ رساند.حالا هم آقای اسحاق جهانگيری و مصطفی موذن زاده به فوتبال علاقه دارند ولی ممكن است فردا با يك حكم هر دو نفرشان بركنار شوند و اين حمايت هم از بين برود.
درست است.الان وزير حامی فوتبال است.آقای موذن زاده هم دائم در مورد مسائل باشگاه از ما پيگيری می كند.آقای اسلاميان جزو هيأت رئيسه فدراسيون فوتبال است.طبيعی است كه ما هم دلگرم شديم و علاقه نشان داديم.البته مربی هم فهيم بود و بازيكنان هم با تعصب بازی كردند ولی مسئله ای كه اشاره كرديد درست است.اگر نيروی انتظامی فردا بگويد كار من امنيت مردم است و پاس و ابومسلم را نمی خواهم اين تيم ها از بين خواهند رفت.وزير ما هم اگر عوض شود يك آدم غيرورزشی سر كار بيايد همين اتفاق رخ خواهد داد.ليگ فوتبال صدمه خواهد ديد.اما ديگر ورزش ها از بين خواهند رفت.درليگ فوتبال 6 ـ 5 تيم صنعتی داريم اما در واليبال و بسكتبال همه صنعتی هستند.اگر فردا وزير بگويد نه، 90 درصد ورزش حرفه ای از بين می رود.
• می شود از زاويه مقابل هم به مسئله نگاه كرد.ممكن است به خاطر پيوند زياد ورزش و صنعت ورزش به يكی از معيارهای انتخاب وزير بدل شود.
طبيعی است.در كشوری كه 05 درصد جمعيتش زير 20 سال است طبيعتاً از رهبر انقلاب تا مديران جزء، به ورزش فكر می كنند.من فكر می كنم تأسيس يك باشگاه يعنی تخريب يك زندان.
• و يعنی تأسيس يك بنگاه اقتصادی...
نه من روی اين مسئله حرف دارم.معتقدم حداقل فايده حمايت از باشگاه تخريب زندان و كم شدن مزاحمت های خيابانی است.
• اين نگاه خيلی كليشه ای است.
البته.هر چيزی كه بخواهد بماند و تعطيل نشود بايد با اقتصاد نسبتی برقرار كند.نگاه اقتصاد كشور به ورزش هم اكنون يك نوع حمايت قيم مآبانه است.بخشی از بودجه سازمان ها و كارخانه ها تعيين می شود كه بايد صرف ورزش شود.حالا بعضی ها به صورت حرفه ای تيم داری می كنند برخی هم تسهيلات ورزشی برای كارگران و خانواده هايشان مهيا می كنند.
• اما برای شما امتياز هم دارد.به هر حال مخارج ورزش هزينه قابل قبول مالياتی است و از رقم مشمول ماليات فولاد مباركه كم می شود.
نه سر جمعش ضرر است.فولاد ما را پيش خريد می كنند و ما مشكل اقتصادی نداريم.تيم حتی در بعضی موارد كارخانه را دچار اشكالاتی می كند.مثلاً كارگران ما در كنار دمای 0051 درجه ذوب كار می كنند با دستمزدی حداقل.بعد ارقام قراردادهای بازيكنان سپاهان را در روزنامه ها می خوانند و معترض می شوند.
• پس تمام اين هزينه ها به خاطر علاقه يك وزير يا معاون وزير به فوتبال است و هيچ منطق اقتصادی ندارد؟
فعلاً اين جوری است.ولی می شود اقتصادی اش كرد.اقتصادی كردن هم يعنی كاهش هزينه و افزايش درآمد.اگر رقم قراردادها سقف داشته باشد و ملزم باشيم كه آن را در فدراسيون ثبت كنيم هزينه ها به شدت كاسته می شود.بعد از اينكه اين كار را بكنيم ديگر مثلاً پيكان بازيكن ما را با قيمت بالاتر جذب نخواهد كرد.
• البته اين طرح يك پاشنه آشيل هم دارد.قطعاً تيم های حاشيه خليج فارس با قيمت های بالاتر شمار زيادی از بازيكنان ليگ برتر را جذب خواهند كرد.
اين هم ممكن است.حتماً ما عاقل ترين نيستيم و اين طرح بهترين نيست.البته صادرات بازيكن هم سقفی دارد علاوه بر اينكه الان هم معيار بازيكنان ما شده قيمت های آن طرف آب.گرفتاری هايش مال ماست، تربيت بازيكن مال ماست و بهره برداری اش مال آنها.حتی در مورد مربيان هم اين مسئله صدق می كند.
• حالا اگر امروز نويدكيا با قيمت بالاتر برود آن طرف آب شما ممانعت می كنيد؟
اگر او بخواهد و منطق اقتصادی هم داشته باشد ما خوشحال می شويم.ترانفسرهم يك درآمد است.منطق حكم می كند خود من نويدكيا را به چند جا معرفی كنم و از نفوذم استفاده كنم برای گران تر فروختن نويدكيا.
• يعنی همان سياستی كه در فروش فولاد داريد؟
بله بايد اين كار انجام شود برای كل بازيكنان.اگر روزی بازيكنی را خواستند ما بايد بدهيم و لحظه ای هم درنگ نكنيم.چون اينها سرمايه هايی هستند كه می روند و با تجربه برمی گردند به تيم ملی.همين نويدكيا جوانی بود كه وقتی به نوجوانان ما آمد برای تامين مايحتاج اوليه مشكل داشت.حالا هم ما از فروش او استقبال می كنيم.
• شما می توانيد الان طرحی بدهيد كه باشگاه از فولاد مباركه مستقل شود؟
بله اگر بسترهای لازم برای درآمدزايی فراهم باشد امكانش هست.ما خودمان سپاهان را سال 74 با خريد و فروش سيمان اداره می كرديم.هيچ امتيازی هم كارخانه برای ما قائل نبود.بعد از چندی به اين نتيجه رسيديم كه باشگاه وابسته باشد خيلی بهتر است.چون سيستم درآمدزايی و كار اقتصادی در كنار باشگاه تعريف نشده بود و آفت اين مسئله بيش از نفعش بود.اگر يك كميته يا معاونت اقتصادی در كنار هر باشگاه تعريف شود به راحتی امكان تامين منابع هزينه ها وجود دارد.معاونت فرهنگی و اجتماعی و...خوب است اما بالاخره يك نفر بايد در بياورد كه اينها خرج كنند.اصلاً انگار كسی تا به حال به پول در آوردن برای ورزش فكر نكرده است.
• يعنی چون فوتبال درآمدزا نيست بايد با تجارت سيمان دخل و خرج باشگاه را برقرار كرد؟
نه.منظورم فقط خريد و فروش سيمان نبود، يكی از راه ها اين است.
• پس خود فوتبال هم راه هايی دارد.
بله.حق پخش تلويزيونی و تبليغات از راه های درآمدزايی هستند.متاسفانه كار اقتصادی در اين كشور از بس بدون شيرازه و بی كنترل بوده همه نسبت به آن بدبين هستند.كسی هم تا به حال يك منبع اقتصادی سالم برای ورزش تعريف نكرده است.
• باشگاه بايد اول خصوصی شود، بعد سهامی؟
بايد خصوصی شود.الان ما بدجوری چسبيديم به دولت برای همين نمی توانيم تصور كنيم كه باشگاه خودكفا شود.اگر باشگاه ما مجبور باشد خودش تامين هزينه كند می تواند پيمانكاری اداره فضای سبز يا آشپزخانه را به آن بسپاريم تا دخل و خرج كند.تا باشگاه از محل درآمدش اداره شود بعد هم آن را تبديل به سهامی كنند.
ادامه دارد |