Persian Archive

• کاش فولادمان گران تر می شد
• سکون سرزمين لاله ها
• نيمی از مردم تأمين اجتماعی ندارند
• تحريم سه شركت هواپيمايی اروپايی


اميرحسين مهدوی - شروين طاهری: بدون هيچ دليلی مطمئن بودم هنگام خداحافظی با دليل مطمئن شدم كه قهرمانی سپاهان در ليگ برتر فوتبال ايران اتفاق خيلی مهم نبود.گرچه مهدی تاج اصفهانی خوشحال است كه حالا ده ها كارت تبريك قهرمانی را دفترش در مباركه اصفهان چيده است.اما قهرمانی زمانی برايش مهم می بود كه سهام فولاد مباركه رشد كند و قيمت فولاد بالا رود.سال های پيش تيم های دولتی استقلال و پرسپوليس، امسال فولاد مباركه سپاهان.چندين سال تربيت بدنی برد حالا يكسال هم وزارت صنايع و معادن.در دفتر شركت فولاد متيل تاج را سرما خورده ملاقات كرديم.در شرايطی كه به علت زكام از سفر فردا شب به مسكو امتناع می ورزيد.

امسال سپاهان قهرمان ليگ شد.گرچه نوعی خرق عادت بود و سنت قهرمانی استقلال و پرسپوليس را نقض كرد.اما باشگاه شما هم دولتی است و شما هم همچون مدير اين دو باشگاه منصوب مافوق هستيد.

به نظر می رسد تا زمانی كه يك باشگاه خصوصی كه گردش اقتصادی سودآوری دارد به قهرمانی نرسد نمی توان قهرمانی شما يا هر تيم ديگری را اتفاق تلقی كرد.باشگاه اساساً يك جريان اقتصادی است و بدون اقتصاد معنی نمی دهد.باشگاه بدون پول مثل سيستم لوله كشی بدون آب است.بايد روابط منطقی بين منابع درآمدی و هزينه های باشگاه برقرار باشد.اما چيزی كه برای ما نگران كننده است اين است كه پول اصل قضيه بشود.اين مسيری كه در ورزش ايران طی می شود فقط به باشگاهداری دولتی می انجامد.هزينه ها آنقدر سنگين است كه فقط دولتی ها از عهده اش برمی آيند.حتی شركت های كوچك هم از اين مسئله فرار می كنند.

سرمايه گذاری زيادی می خواهد يا پول برنمی گردد.

بازگشت ندارد كه هيچ، هزينه اش هم وحشتناك است.يك روز سيمان سپاهان، پلی اكريل و ده ها شركت ديگر شروع به تيم داری كردند ولی خب طاقت نياوردند.وقتی صحبت از سالی يك تا دو ميليارد تومان است بخش خصوصی طاقت نمی آورد.اين خيلی بد است علی الخصوص اينكه بخش اعظم آن كاذب است.الان كار به جايی رسيده كه خود مهندس مهرعليزاده از افزايش هزينه ها اظهار نگرانی می كند.اصل معضل هم در فوتبال است وگرنه در ديگر رشته ها مسئله اين قدر حاد نيست.همين كه معاون رئيس جمهور به اين مسئله اشاره كرد باعث خوشحالی است.اما انگشت اصلی به سوی سازمان تحت اداره ايشان است چرا كه دو تيم بزرگ ليگ برتر عملاً توسط تربيت بدنی اداره می شوند.اگر بناست اصلاحاتی روی دهد بايد از استقلال و پرسپوليس شروع شود.

اين هزينه را ريزتر كنيد.چون هزينه های ستادی و حمل و نقل و خوراك و...در تيم های همه باشگاه ها مشترك است.به نظر می رسد مشكل اصلی دستمزد فوتباليست ها باشد...

بله بقيه هزينه ها تقريباً مشترك است.ولی دستمزد بخش اصلی هزينه هاست.ما سال هاست باشگاه اداره می كنيم.ليگ 73 ـ 1372همين سپاهان سوم شد با 40 ميليون تومان هزينه.

يعنی قبل از اينكه تحت پوشش سيمان برود؟

بله بعداً شد سيمان سپاهان آن زمان آقای اسلاميان (مديرعامل فعلی فولاد مباركه) مدير كل بازرگانی استان بود. حالا هزينه ها چند برابر شده است.تقصير اصلی هم متوجه خود باشگاه داران است.زمانی كه پول های كلان پرداختيم بدون اينكه به فكر عواقب بعدی اش باشيم، وقتی رسول خطيبی بدون هيچ دليلی 200 تا 300 ميليون تومان نرخ می خورد، محرم نويدكيا هم لابد دو برابر اين رقم طلب خواهد كرد.ديگر با او نمی شود صحبت از 71 ـ 61 ميليون تومان كرد.متأسفانه منشاء تمام اين افزايش قيمت های بی منطق از تهران و تيم های تحت نظر سازمان تربيت بدنی است.

ولی اقتصاد منطق خود را دارد و بر اساس تقاضای بازار عمل می كند يا بازيكن برای شما به اين قيمت ارزش دارد يا جذب جايی می شود كه بهای او را بپردازند.مهدی تاج به عنوان رئيس هيأت مديره باشگاه اول مملكت بايد به اين سوال پاسخ دهد كه چگونه عليرغم اينكه باشگاه ها زيان ده هستند اما از عهده اين ارقام برمی آيند و تقاضا برای بازيكنان با اين ارقام وجود دارد؟

چون سيستم باشگاه اقتصادی عمل نمی كند.يكی درآمد را می دهد و ديگری خرج می كند.

يعنی دخل و خرج از هم منفك هستند؟

بله كسی كه خرج می كند به فكر توليد درآمد نيست.

پس اصلاً قرار نيست سرمايه بازگشت داشته باشد.

ممكن نيست.چون كل عايدی بليت فروشی كمتر از 20 ميليون تومان در هر ليگ است.ارقام درآمد خيلی كوچك تر از هزينه هاست.

تبليغات هم دردی را دوا نمی كند؟

نخير.خصوصاً در مورد صنعتی ها كه عموماً محصول كارخانه حامی تيم را تبليغ می كنند.ما چاره ای نداريم جز اينكه در يك برنامه 5 ـ 4 ساله به سمت جلوگيری از افزايش دستمزدها برويم.

چه كار می شود كرد؟ چرا عليرغم اينكه تيم داری به صرفه نيست ادامه می دهيد؟

تا وقتی كه ما نداريم قيمت بازيكنی را بپردازيم و ديگری می پردازد يعنی تقاضا وجود دارد ولی می شود تدابيری اتخاذ كرد كه از پيشنهادهای نامعقول جلوگيری شود.ما اين كار را در تيم های صنعتی آغاز كرده ايم.قرار بر اين شده تا تيم های صنعتی حداكثر دستمزدها را در يك سقفی ببندند.آقای موذن زاده (رئيس سازمان توسعه معادن و معاون وزير صنايع) طی بخشنامه ای آيين نامه سقف و كف دستمزد مربيان، نقل و انتقالات، كميسيون ترانسفر بازيكن و...را ابلاغ كنند.

واقعاً فكر می كنيد اين چنين طرح هايی عملی است قطعاً اگر خود شما هم نتوانيد در چارچوب اين قيمت ها بازيكنان خود را حفظ كنيد از آن تخطی خواهيد كرد.

اين يكی از نگرانی های ما هم هست.برای همين بايد از اظهار نگرانی رئيس سازمان تربيت بدنی استقبال كنيم و اين كار را به كل باشگاه ها تعميم دهيم.يعنی اول صنعتی ها پيش قدم شوند بعد با تيم های نظامی توافق كنيم.در مرحله آخر هم تربيت بدنی و آقای مهرعليزاده با اين جريان همراه شوند.توافق می بايد بين اين سه گروه صورت گيرد چون تمام تيم ها دولتی هستند.

يعنی در چارچوب اتحاديه باشگاه ها اين بحث را پيش می بريد؟

 

بله اصلاً يكی از كارهای اتحاديه باشگاه ها اين بود كه انجام نداد يا نتوانست.

پس از لحاظ اقتصادی هم می خواهيد به اين اتحاديه هويت سنديكايی بدهيد.

 

البته اتحاديه ها از وزارت كشور مجوز می گيرند و با سنديكا تفاوت می كنند.اما اتحاديه باشگاه ها بايد تبديل شود به اتحاديه صنفی ـ اقتصادی مثل اتحاديه در و پنجره سازان يا اتحاديه واردكنندگان شمش. من اميدم به توافقنامه تعيين سقف دستمزد خيلی زياد است چرا كه عليرغم آنكه امكان پرداخت اضافه تر وجود دارد ولی ديگر نامش «تخلف» خواهد بود.چون اكثر باشگاه ها دولتی اند و سازمان بازرسی و ديوان محاسبات بر آنها نظارت دارند.

در واقع يك عدد مشخصی را برای هر سال تعريف خواهيد كرد؟

تقريباً مانند همين كاری كه الان در تيم های صنعتی در حال انجام است.

سقف چه رقمی خواهد بود؟

از اينكه علنی اين عدد را اعلام كنم معذورم.چون گرفتاری درست می كند و اگر بازيكنان تيم های صنعتی بفهمند شايد تصميم ديگری بگيرند.

قاعدتاً تيم های صنعتی دست بالا را خواهند گرفت؟

نه چيزی كه همه تيم ها بپذيرند ما هم تبعيت می كنيم.حسن ديگر كار اين است كه اگر كسی خلاف كرد ديوان محاسبات به راحتی افشا خواهد كرد.الان ما خيلی از چيزها را نمی گوييم و فكر می كنيم عيان كردن آنها بد است.اما در آن صورت همه چيز شفاف می شود.

آقای مهندس يكی ديگر از دغدغه های مهم بحث بی ثباتی درخشش تيم های دولتی است.همين تيم شما وقتی زيرمجموعه سيمان اصفهان بود وضعيت خيلی خوبی نداشت.در حال حاضر اراده ای در مديريت صنايع معدنی و وزارت صنايع شكل گرفته كه روی فوتبال سرمايه گذاری شود.مانند زمانی كه آقای عيسی كلانتری وزير كشاورزی بود و تيم كشاورز را به رده های بالای ليگ رساند.حالا هم آقای اسحاق جهانگيری و مصطفی موذن زاده به فوتبال علاقه دارند ولی ممكن است فردا با يك حكم هر دو نفرشان بركنار شوند و اين حمايت هم از بين برود.

 

درست است.الان وزير حامی فوتبال است.آقای موذن زاده هم دائم در مورد مسائل باشگاه از ما پيگيری می كند.آقای اسلاميان جزو هيأت رئيسه فدراسيون فوتبال است.طبيعی است كه ما هم دلگرم شديم و علاقه نشان داديم.البته مربی هم فهيم بود و بازيكنان هم با تعصب بازی كردند ولی مسئله ای كه اشاره كرديد درست است.اگر نيروی انتظامی فردا بگويد كار من امنيت مردم است و پاس و ابومسلم را نمی خواهم اين تيم ها از بين خواهند رفت.وزير ما هم اگر عوض شود يك آدم غيرورزشی سر كار بيايد همين اتفاق رخ خواهد داد.ليگ فوتبال صدمه خواهد ديد.اما ديگر ورزش ها از بين خواهند رفت.درليگ فوتبال 6 ـ 5 تيم صنعتی داريم اما در واليبال و بسكتبال همه صنعتی هستند.اگر فردا وزير بگويد نه، 90 درصد ورزش حرفه ای از بين می رود.

می شود از زاويه مقابل هم به مسئله نگاه كرد.ممكن است به خاطر پيوند زياد ورزش و صنعت ورزش به يكی از معيارهای انتخاب وزير بدل شود.

طبيعی است.در كشوری كه 05 درصد جمعيتش زير 20 سال است طبيعتاً از رهبر انقلاب تا مديران جزء، به ورزش فكر می كنند.من فكر می كنم تأسيس يك باشگاه يعنی تخريب يك زندان.

و يعنی تأسيس يك بنگاه اقتصادی...

 

نه من روی اين مسئله حرف دارم.معتقدم حداقل فايده حمايت از باشگاه تخريب زندان و كم شدن مزاحمت های خيابانی است.

اين نگاه خيلی كليشه ای است.

البته.هر چيزی كه بخواهد بماند و تعطيل نشود بايد با اقتصاد نسبتی برقرار كند.نگاه اقتصاد كشور به ورزش هم اكنون يك نوع حمايت قيم مآبانه است.بخشی از بودجه سازمان ها و كارخانه ها تعيين می شود كه بايد صرف ورزش شود.حالا بعضی ها به صورت حرفه ای تيم داری می كنند برخی هم تسهيلات ورزشی برای كارگران و خانواده هايشان مهيا می كنند.

اما برای شما امتياز هم دارد.به هر حال مخارج ورزش هزينه قابل قبول مالياتی است و از رقم مشمول ماليات فولاد مباركه كم می شود.

 

نه سر جمعش ضرر است.فولاد ما را پيش خريد می كنند و ما مشكل اقتصادی نداريم.تيم حتی در بعضی موارد كارخانه را دچار اشكالاتی می كند.مثلاً كارگران ما در كنار دمای 0051 درجه ذوب كار می كنند با دستمزدی حداقل.بعد ارقام قراردادهای بازيكنان سپاهان را در روزنامه ها می خوانند و معترض می شوند.

پس تمام اين هزينه ها به خاطر علاقه يك وزير يا معاون وزير به فوتبال است و هيچ منطق اقتصادی ندارد؟

 

فعلاً اين جوری است.ولی می شود اقتصادی اش كرد.اقتصادی كردن هم يعنی كاهش هزينه و افزايش درآمد.اگر رقم قراردادها سقف داشته باشد و ملزم باشيم كه آن را در فدراسيون ثبت كنيم هزينه ها به شدت كاسته می شود.بعد از اينكه اين كار را بكنيم ديگر مثلاً پيكان بازيكن ما را با قيمت بالاتر جذب نخواهد كرد.

البته اين طرح يك پاشنه آشيل هم دارد.قطعاً تيم های حاشيه خليج فارس با قيمت های بالاتر شمار زيادی از بازيكنان ليگ برتر را جذب خواهند كرد.

 

اين هم ممكن است.حتماً ما عاقل ترين نيستيم و اين طرح بهترين نيست.البته صادرات بازيكن هم سقفی دارد علاوه بر اينكه الان هم معيار بازيكنان ما شده قيمت های آن طرف آب.گرفتاری هايش مال ماست، تربيت بازيكن مال ماست و بهره برداری اش مال آنها.حتی در مورد مربيان هم اين مسئله صدق می كند.

حالا اگر امروز نويدكيا با قيمت بالاتر برود آن طرف آب شما ممانعت می كنيد؟

اگر او بخواهد و منطق اقتصادی هم داشته باشد ما خوشحال می شويم.ترانفسرهم يك درآمد است.منطق حكم می كند خود من نويدكيا را به چند جا معرفی كنم و از نفوذم استفاده كنم برای گران تر فروختن نويدكيا.

يعنی همان سياستی كه در فروش فولاد داريد؟

بله بايد اين كار انجام شود برای كل بازيكنان.اگر روزی بازيكنی را خواستند ما بايد بدهيم و لحظه ای هم درنگ نكنيم.چون اينها سرمايه هايی هستند كه می روند و با تجربه برمی گردند به تيم ملی.همين نويدكيا جوانی بود كه وقتی به نوجوانان ما آمد برای تامين مايحتاج اوليه مشكل داشت.حالا هم ما از فروش او استقبال می كنيم.

شما می توانيد الان طرحی بدهيد كه باشگاه از فولاد مباركه مستقل شود؟

 

بله اگر بسترهای لازم برای درآمدزايی فراهم باشد امكانش هست.ما خودمان سپاهان را سال 74 با خريد و فروش سيمان اداره می كرديم.هيچ امتيازی هم كارخانه برای ما قائل نبود.بعد از چندی به اين نتيجه رسيديم كه باشگاه وابسته باشد خيلی بهتر است.چون سيستم درآمدزايی و كار اقتصادی در كنار باشگاه تعريف نشده بود و آفت اين مسئله بيش از نفعش بود.اگر يك كميته يا معاونت اقتصادی در كنار هر باشگاه تعريف شود به راحتی امكان تامين منابع هزينه ها وجود دارد.معاونت فرهنگی و اجتماعی و...خوب است اما بالاخره يك نفر بايد در بياورد كه اينها خرج كنند.اصلاً انگار كسی تا به حال به پول در آوردن برای ورزش فكر نكرده است.

يعنی چون فوتبال درآمدزا نيست بايد با تجارت سيمان دخل و خرج باشگاه را برقرار كرد؟

نه.منظورم فقط خريد و فروش سيمان نبود، يكی از راه ها اين است.

پس خود فوتبال هم راه هايی دارد.

 

بله.حق پخش تلويزيونی و تبليغات از راه های درآمدزايی هستند.متاسفانه كار اقتصادی در اين كشور از بس بدون شيرازه و بی كنترل بوده همه نسبت به آن بدبين هستند.كسی هم تا به حال يك منبع اقتصادی سالم برای ورزش تعريف نكرده است.

باشگاه بايد اول خصوصی شود، بعد سهامی؟

بايد خصوصی شود.الان ما بدجوری چسبيديم به دولت برای همين نمی توانيم تصور كنيم كه باشگاه خودكفا شود.اگر باشگاه ما مجبور باشد خودش تامين هزينه كند می تواند پيمانكاری اداره فضای سبز يا آشپزخانه را به آن بسپاريم تا دخل و خرج كند.تا باشگاه از محل درآمدش اداره شود بعد هم آن را تبديل به سهامی كنند.

ادامه دارد


درگير و دار بحران كنونی شهرهای مختلف هلند مشتركاً تلاش می كنند تا سرمايه گذاران خارجی را به سوی كشور بكشانند.

هلندی ها برای حفظ شهرت خوب خود مبارزه می كنند. سال ها دولت پادشاهی هلند در ميان اقتصادهای ملی نقش يك الگو را ايفا می كرد. بازار كار انعطاف پذير، سياست های اقتصادی ليبرالی و سيستم اجتماعی كارآمد كاملاً نمود داشت. اما اكنون اقتصادی كه در گذشته الگو بود حالا در حاشيه بحران قرار دارد. با تنها 3/0 درصد رشد فعلاً اقتصاد اين كشور عملاً در جا می زند. توليدات صنعتی در ماه مارس 5/6 درصد كاهش يافت كه در اتحاديه اروپا بالاترين رقم است. به عبارت ديگر هيچ كشوری در اتحاديه اروپا طی ماه مارس اين قدر با كاهش توليدات صنعتی مواجه نشد. همچنين برای اولين بار در طول حدود ده سال گذشته نرخ بيكاری در هلند افزايش يافت و به 7/2 درصد رسيد. رانندگان تاكسی ركود كشورشان را هر روز كاملاً احساس می كنند. آنها حتی در مناطق اقتصادی هم با كاهش درآمد خود روبه رو هستند. تعداد زيادی از آنها در نواحی صنعتی بين لايدن و دلفت در حال رفت و آمدند. اينجا كه در غرب هلند واقع است 55 هزار نفر در حركتند. هلندی ها خودشان به آنجا «قلب صنايع بيوتكنولوژی» می گويند. روزانه انبوه نيروی متخصص برای كار در مراكز علمی و آزمايشگاه های تحقيقاتی روانه اين منطقه می شوند. رانندگان تاكسی به شوخی می گويند: «بايد دو قطار روی هم حركت كنند تا دوباره وضعيت ترافيك در هلند مناسب شود. »

نمايندگان شهرهای دلفت، لايدن، لاهه و زوترمر می گويند: «ما موتور هلند هستيم. » آنها به امكانات رشد در آنجا اشاره می كنند و آمارهايی را كه موسسه مشاوره ای ارنست انديونگ، يك موسسه مشهور با وظيفه ارزيابی بستر رشد مناطق، منتشر كرده، مطرح می كنند. بنا بر آمارهای موجود در طول ده سال گذشته دوسوم از مجموع 60 شركت فعال در زمينه بيوتكنولوژی در غرب هلند به شهرهای فوق نقل مكان كرده اند. تنها در سال گذشته 33 شركت جديد در آنجا تاسيس شده و 529 موقعيت شغلی پديد آمده است. توليد ناخالص داخلی در اين منطقه از 22 هزار دلار در سال 2001 به حدود 30 هزار دلار در سال 2002 رسيده است. در سرزمين لاله ها صنعت بيوتكنولوژی در حال شكوفايی است. تنها در غرب هلند بيش از 0056 نفر در اين صنعت كار می كنند. به خصوص پارك های صنعتی در لايدن و دلفت با ارتباطات نزديكی كه با دانشگاه های محلی برقرار كرده اند توانسته اند سرمايه گذاران را به سوی خويش بكشانند. حدود 0061 كارشناس ژنتيك و داروساز تنها در پارك علم بيوتكنولوژی لايدن فعاليت دارند.

چهار شهر مهم در غرب هلند در دوره ركود كنونی به دنبال جذب سرمايه گذاری های خارجی هستند. اين چهار شهر با همكاری اتاق بازرگانی محلی و مسئولان منطقه در سال 1999 در غرب هلند آژانس سرمايه گذاری خارجی را تاسيس كردند تا جذب شركت های خارجی را تسهيل نمايند. از آن زمان به بعد شهرهای واقع در غرب هلند هماهنگ و يكصدا هستند. آنها مزايای خويش را تبليغ می كنند: زيرساخت های گسترش يافته، قيمت های پايين زمين و مسكن، سيستم مالياتی ساده و عوارض پايين دستمزدها. مضاف بر اين قوانين ليبرالی در زمينه بيوتكنولوژی و داروسازی موجب ايجاد فضای آزاد برای تحقيقات و توسعه می شود. به خصوص مناطقی در كشور آلمان كه مجاور مرز هلند قرار دارند تحت تاثير بازاريابی غرب هلند قرار گرفته اند. در حال حاضر بنا بر اعلام بانك سرمايه گذاری های مستقيم هلند حدود 7/7 ميليارد يورو سرمايه از آلمان راهی هلند شده اند. قرار است سهم آلمانی ها در سرمايه گذاری های هلند افزايش هم پيدا كند. در حال حاضر بالاترين رقم سرمايه گذاری خارجی در هلند به كشور آمريكا تعلق دارد و پس از آن آلمان در رده دوم قرار گرفته است. در محل كارخانه سابق شركت هواپيماسازی فوكر در يپن بورگ نمونه كوچكی از اثربخش بودن حضور خارجی ها را می توان ديد. دولت محلی پس از ورشكستگی فوكر تلاش زيادی به عمل آورد تا از كارخانه استفاده شود و شركت های نوپا در آنجا فعاليت نمايند. ابتدا كومپوزيت پارتنرز، زيرمجموعه يك شركت قطعه سازی آمريكايی، بخشی از سالن كارخانه را در اختيار گرفت و حتی تعدادی از پرسنل سابق فوكر را هم استخدام كرد. اين شركت شروع به ساختن قطعات هواپيما كرد. به زودی چندين شركت در آنجا جمع شدند و به همراه كومپوزيت پارتنرز يك شبكه توليد را ايجاد كردند. مقامات هلند اميدوارند اين مجموعه در شرايطی كه ركود اقتصادی ادامه دارد، به نوعی الگو بدل شود.

منبع: زوددويچه سايتونگ


نيمی از مردم تأمين اجتماعی ندارند

 

دفتر بين المللی كار روز چهارشنبه در اطلاعيه ای اعلام كرد: در حالی كه تقريباً صددرصد از مردم كشورهای صنعتی از تأمين اجتماعی استفاده می كنند، بيش از نيمی از جمعيت جهان فاقد هرگونه پوششی در زمينه تأمين اجتماعی هستند. دفتر بين المللی كار بر اساس اين اطلاعيه كه روز چهارشنبه درمقر سازمان ملل در نيويورك منتشر شد، افزود: ميانگين پوشش تأمين اجتماعی در جهان فقط 20 درصد است و در كشورهای عقب نگه داشته شده، كمتر از 10 درصد جمعيت بالغ از تأمين اجتماعی استفاده می كنند. براساس اين اطلاعيه «در كشورهای با درآمد متوسط، پوشش تأمين اجتماعی معمولاً بين 20 تا 60 درصد جمعيت را در بر می گيرد و در كشورهای در حال توسعه، افراد بدون پوشش تأمين اجتماعی گرايش به كار در اقتصاد غيررسمی تا اشتغال در بخش رسمی را دارند. » «حتی در كشورهای دارای رشد بالای اقتصادی، افزايش شمار كارگران ـ كه عمدتاً زن هستند ـ اشتغال ناامن تری نظير كارهای موردی، كار در خانه و خوداشتغالی را تشكيل می دهد كه از كمبود پوشش تأمين اجتماعی ناشی می شود. » «خوان سوماويا» دبير كل دفتر بين المللی كار در اين اطلاعيه تصريح كرده است: «فقط يك نفر از هر پنج نفر مردم دنيا از تأمين اجتماعی مناسبی بهره مند است. از آن گذشته، نيمی از مردم جهان هيچ گونه پوشش تأمين اجتماعی به هيچ شكلی ندارند. » براساس اين گزارش 40 كشور جهان در حال توسعه پوشش تأمين اجتماعی تلاش های زيادی را انجام داده اند و برای مثال كره جنوبی ميزان پوشش بهداشتی را در فواصل سال های 1977 تا 1989 از 20 درصد به 100 درصد رسانده است و اين در حالی است كه تونس ميزان پوشش بهداشتی و نيز پوشش مستمری را از 60درصد در سال 1989 به 48 درصد در سال 1999 افزايش داده است.

تحريم سه شركت هواپيمايی اروپايی

دولت سوريه هرگونه رابطه و همكاری با سه شركت هواپيمايی اروپايی را به دليل داشتن گرايش های صهيونيستی، تحريم كرد. به گزارش ديروز روزنامه سوری «الثوره»، شركت های هواپيمايی اوكراينی «ايروسفيت ايركمپانی» و «دوچيرلی انترپرس اوكرانين اينديپندنت كمپانی» و شركت هواپيمايی بلغارستان «بالكان» شامل اين تحريم هستند. برپايه اطلاعيه وزارت اقتصاد و بازرگانی خارجی سوريه، تحريم شركت های ياد شده تا زمانی كه دارای گرايش های صهيونيستی باشند، ادامه خواهد داشت. سوريه تيرماه سال گذشته نيز دو شركت «سيگماكميكال» و «سيگما دياگ نستيكس» آمريكا و شركت «بوتميكيرای مدلرسان وتيك» تركيه را به دليل همكاری با رژيم صهيونيستی تحريم كرد. سوريه همچنين ورود دو كشتی مالتی به نام های «ويستا» و «كانديا ـ م» به آب های اين كشور را به علت انتقال كالاهای رژيم صهيونيستی، ممنوع اعلام كرده است. شركت صنعتی آمريكايی «گاردين» نيز به دليل گرايش های صهيونيستی از دی ماه سال 1380 توسط سوريه تحريم شده است.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو