Persian Archive

• آزموده تجديدی
• کلينيک حقوقی ايران -۲
• تاثر يک ايرانی
• لكه ای روی پيراهن سفيد


سينا قنبر پور: اقدام اخير اتحاديه پوشاك تهران مبنی بر ممنوعيت فروش نوعی مانتو زنانه برمبنای تبصره ماده ای از آيين نامه مصوب هيات وزيران است كه به نظر می رسد با گذشت قريب به دو دهه از آن از مقبوليت اجتماعی برخوردار نباشد. گويی اين كار خط بطلان كشيدنی بر اين فرموده است كه تصريح كرده اند «انسان را از هر آنچه منع كنی نسبت به آن حريص تر می شود. » اگر از ماجرای تغيير وضع ظاهری مانكن های مانتوفروشی ها به بهانه ترويج و تهييج فساد بگذريم اقدام اتحاديه پوشاك و برخورد اداره اماكن نيروی انتظامی با فروشندگان نوع خاصی مانتو در كنار ماجرای بعدازظهرهای بهاری تهران در ميادين بالای شهر با مينی بوس های مخصوص پليس باز هم تاييدی بر اين نكته است كه «آزموده را باز آزمودن خطا نيست!» البته حالا كه قرار است راجع به اين قضيه بحث كنيم بايد بدانيم كه اصلا نمی خواهيم از وجود چنين لباس هايی در جامعه دفاع كنيم بلكه بهتر است يادآور شويم برخوردهای صورت گرفته مدنظر است. برخوردهايی در بعدازظهرهای بهاری كه اتفاقا سال قبل هم تكرار شده است. يك مينی بوس دو رنگ، سبز تيره با نواری از سبز روشن، عده ای هم هستند كه با لباس پليس به دختران و زنان بدحجاب تذكر می دهند. البته بعضی از رهگذران روانه داخل مينی بوس می شوند.

مبارزه با بدحجابی جزو مبارزه با جرايم مشهور محسوب می شود. هر بار كه در مبارزه ای آن هم در متن جامعه يا در هر يك از تصميم گيری هايی مشابه پای پليس به عنوان ضابط اجرای قانون به ميان می آيد كه البته بايد بتواند با استفاده از قوای قهريه خود آن را به اجرا در آورد رقم خوردن وضعيت خاصی ثمره آن می شود كه البته قابل پيش بينی است، وضعيتی كه به راحتی می تواند نگاهی را به مردم القا كند كه چند سال است «سردار محمدباقر قاليباف» در هر سخنرانی، مصاحبه، گفت و گوی مطبوعاتی و... تاكيد دارد كه ديگر پليس اين چنين نخواهد بود. اما تنها به گفتن فرمانده پليس كشور نگاه جامعه محور جايگزين نگاه تهديد محور پليس نخواهد شد حتی اگر در واكنش به مسئله جمع آوری مانتوهای خاص، فرماندهانی از نيروی انتظامی تاكيد كنند چنين كاری مربوط به آنها نيست هنوز اين پرسش باقی است كه چرا برخلاف تاكيد سردار قاليباف و سردار طلايی مينی بوس ها در ميادين و نقاط پرتردد، پسران و دختران را بازداشت می كنند؟ شايد بهتر باشد برای يافتن چنين پرسشی دوباره به ماجرای مانتوهای كوتاه، چسبان و بدن نمايی بازگرديم كه پوشيدن آن ممنوع نشده ولی فروش، تهيه و توزيع آن ممنوع شده است.

اجتماعی كردن قهری

«صرفا با يك بخشنامه، فارغ از وجود نص صريح قانونی و بدون ترغيب و تشويق جوانان به استفاده از لباس های مناسب نبايد به برخورد با پوشش آنها اقدام كرد.» «شهين دخت مولاوردی» مسئول جمعيت حمايت از حقوق بشر زنان با بيان اين مطلب به ايسنا می گويد: «اگر قرار است با نوعی از پوشش زنان برخورد شود، بايد ابتدا جرم و مجازات مربوط را تعريف كنند تا عملكردشان، وجهه قانونی داشته باشد.» همان طور كه كارشناسان علوم اجتماعی بر اين مطلب صحه می گذارند، ايجاد يك رفتار اجتماعی و تبديل آن به يك هنجار در جامعه از راه اجبار و تقيد قهری ممكن نخواهد بود. با شروع سال 1382 و در پی تغيير وضع ظاهری مانكن های فروشگاه های البسه زنان، در كنار برخوردهای امتحان شده پليس با دختران و زنان بدحجاب دستورالعمل اتحاديه پوشاك به فروشندگان، توزيع كنندگان و توليدكنندگان مانتو برگ ديگری شد تا ماهيت چنين رفتاری معناهای ديگری به خود بگيرد. «ابوالقاسم شيرازی» در گفت وگويی با ايرنا به عنوان رئيس اتحاديه پوشاك تهران، ضمن اشاره به ممنوعيت فروش مانتوهای كوتاه در واحدهای توليدی و فروشگاه ها افزود: «با توجه به لباس های مبتذلی كه در سطح جامعه مشاهده می شود اعم از مانتوهای تنگ، چسبان، بدن نما و كوتاه دستورالعملی از طرف مجامع امور صنفی و اتحاديه های ذی ربط و اداره نظارت بر اماكن نيروی انتظامی تهران صادر شده است.» وی تصريح كرد مصوبه قانونی در خصوص مبارزه با اين نوع البسه در تاريخ 18 اسفند ماه سال 1365 توسط مجلس شورای اسلامی و ماده يك آيين نامه مصوب 23 خرداد 1368 هيات وزيران اعلام شده بود. مصوبه ای كه شيرازی از آن ياد می كرد به توليدكنندگان، واردكنندگان، توزيع كنندگان، فروشندگان و استفاده كنندگان از لباس هايی كه استفاده از آن در ملاء عام خلاف شرع و قانون است، ابلاغ شده است.

بدين ترتيب براساس مهلت يك ماهه ای كه به دست اندركاران توليد و عرضه اين نوع پوشاك داده شده است، پس در 17 خرداد ماه 1382 در صورتی كه توليدكنندگان و فروشندگان اقدام به جمع آوری اين نوع لباس ها نكنند، به دادگاه معرفی و طبق دستور قاضی به جرم آنان رسيدگی خواهد شد.

باز هم نيازی كه ناديده گرفته شد

صدور چنين دستورالعملی نكته ای را در ذهن به جريان می اندازد كه وجود چنين كالايی در بازار حكايت از نوعی نياز در جامعه دارد كه صرف نظر كردن از آن نياز و منع كردن عرضه مورد نياز تنها به بازار سياه كشاندن و زيرزمينی شدن چرخه اش می انجامد. يك جامعه شناس شهری با اشاره به هنجار شدن مدهای اجتماعی در يك مقطع زمانی خاص و دوباره كنار رفتن آنها می گويد: «در خصوص چنين نيازها و رفتارهايی در جامعه، به شدت نيازمند ظرافت در برخورد هستيم. فروش مانتوهايی كه البته با وضع اسلامی مطابقت چندانی ندارد حكايت از نوعی نياز در جامعه است. ممكن است اين نياز مصنوعی به وجود آمده باشد.» نگاهی به پوشش اسلامی در دوره های مختلف دو دهه گذشته نشان می دهد كه در مقطعی مانتوهايی بلند مد شد، در دوره ای مانتوهايی با كمربندهايی در كمر مد شد. در وضعيت زمانی ديگری شلوارهايی با پارچه های گشاد زير اين مدل مانتوها مد شد و كم كم كنار رفت و نوع ديگری جای آن را گرفت. اگر نگاهی فارغ از تعصب معمول، به پوشش يكی دو سال اخير زنان در تهران بيندازيم می بينيم كه مد شدن شلوارهای كوتاه در ميان زنان محدود به مناطقی خاص و محدود به يكی دو دوره كوتاه بود و به زودی خود از مقبوليت افتاده است. حال آنكه به گفته كارشناسان اجتماعی چنين برخوردهايی، فقط و فقط حكايت از فقدان برنامه های فرهنگی در مواجهه با اين پديده دارد.

اگر به ماجرای بازداشت جوانان در ميادين و نقاط پرتردد شهر توجه كنيم بدون در نظر گرفتن نيت پنهان آن می توان اين حركت را چنين توجيه كرد كه آنها از پوشش نامناسبی بهره برده اند كه جرم مشهود محسوب شده است. «شيرين عبادی» حقوقدان و وكيل دعاوی در واكنش به اين موضوع ايسنا می گويد: «استفاده از رنگ های روشن در لباس زنان خلاف عفت حسنه يا مغاير با عفت عمومی نيست. » از سوی ديگر مسئول جمعيت حمايت از حقوق بشر زنان نيز به اين خبرگزاری می گويد: «معمولا در آستانه تابستان چنين برنامه هايی به كار گرفته می شود [توسط پليس] و آنچه مدنظر شرع اسلام از پوشش بوده، به عنوان حدود و شرايط كلی آن يعنی پوشاندن بدن و جسم (تا وجه و كفين) ذكر شده و قالب آن تعيين نشده است، لذا شكل و چارچوب اين پوشش مورد اختلاف و تفاوت سليقه است.

حال با توجه به اين اكثر قريب به اتفاق صاحب نظران برخوردهايی قهری با پديده های اجتماعی را محكوم به شكست می دانند بايد پرسيد چرا اين برنامه دوباره در دستور كار قرار گرفته است؟شيرين عبادی می گويد اگر شاهديم كه متاسفانه مفاسد اجتماعی در جامعه رونق دارند، بايد بپذيريم كه سياست فرهنگی استفاده شده در كشور صحيح نبوده است و استفاده از شيوه های پليسی در اين زمينه كارساز نيست. شهين دخت مولاوردی هم می گويد نتايج اجبار در نوع پوشش افراد در برخی اماكن، مراكز، نهايتا خود را در جای ديگر نشان می دهد و در اين حالت نتايج نامطلوبی را شاهد خواهيم بود. «محمدحسين آقاسی» وكيل دعاوی نيز معتقد است كه همواره برخوردهای انتظامی و حتی معمولا استفاده از چارچوب های قانونی برای هدايت افراد به سوی نوعی فرهنگ و حركت اجتماعی خاص با شكست مواجه شده و خواهد شد. وی می افزايد: «مسئولان انتظامی بايد برای سلامتی ارگان تابعه خود درگير چنين حوزه ای نشوند. »

نگاه جامعه محور پليس تهديد می شود

با آمدن فرمانده جديد پليس كشور طی چند سال اخير تغييراتی در نيروی انتظامی حكايت از وضعيتی مثبت و غير از رفتار قهرآميز داشته است. سردار محمدباقر قاليباف طی اين چند سال مرتبا بر تغيير نگاه پليس از تهديد محور به «جامعه محور» تاكيد كرده است. وی در آخرين اظهارنظر خود در جشنواره تجارب تربيتی اوليا و مربيان آموزش و پرورش شهر تهران می گويد: «نگاه پليس به امنيت، نگاه جامعه محور است و پيچيدگی و پويايی جوامع سبب شده تا مقوله امنيت به عنوان يك فرايند به شمار آيد.» وی معتقد است امنيت اجتماعی توليد و فرايند اجتماعی به شمار می آيد و نقش كليدی در تربيت جامعه ايفا می كند. محمدباقر قاليباف در اظهارنظر ديگری می گويد: «ما مسئول آبرو، اعتبار، مال، جان و ناموس مردم هستيم و لذا تحول و توجه به احوالات شخص و سازمان و ساختار نيرو دو موضوعی است كه همه كاركنان و فرماندهان بايد به آن توجه كنند. » از سوی ديگر وی باز هم تاكيد دارد كه «مردم می خواهند تغييری در رفتار و نوع وظيفه خود انجام دهيم و به قانون و قانونمندی، مقيد باشيم و مهم اين است كه اين امر را با اخلاق اسلامی و برخورد بردارانه دنبال كنيم. » (انتخاب 25 ارديبهشت 82 ص 9) با اين وصف بد نيست بدانيم طی دو دهه قبل در موضوع قاچاق و مبارزه با آن سياست كشور چنين بود كه پليس حلقه اول را تشكيل می داد و حتی شايد حلقه اول و آخر. اما اينك در مجموعه سردار قاليباف شخص ديگری هم هست كه در اين مقوله حرف تازه ای می زند.

سردار محسن نادی مديركل مبارزه با جرائم اقتصادی ناجا در مصاحبه ای كه با روزنامه حيات نو انجام داد تصريح كرد مبارزه با قاچاق توسط پليس بايد آخرين حلقه باشد و ما در ستاد مبارزه با قاچاق كشور كه نيروی انتظامی هم يكی از اعضای آن به شمار می آيد توانستيم تبعات منفی اين موضوع يعنی مبارزه پليس به عنوان اولين حلقه مبارزه را انعكاس دهيم. از طرفی اوايل سال گذشته نيز سردار قاليباف در برنامه ای زنده كه از شبكه دوم سيما پخش می شد حضور يافت و تاكيد كرد با زنان بدحجاب و... برخورد می شود. ورود نيروی انتظامی و صرف انرژی او در چنين مقولاتی كه هيچ پشتوانه فرهنگی ای ندارد صرفا اتلاف يك انرژی است كه تنها پليس كشور را در مقابل يك چالش قرار می دهد. چالشی كه به صراحت در آن تلاش سردار قاليباف برای حاكم كردن نگاه جامعه محور بر پليس را به مخاطره می اندازد.

خلايی قانونی و فضايی برای بروز سليقه ها

محمدحسين آقاسی درباره جزييات پوشش زنان می گويد در قانون مجازات اسلامی چيزی ذكر نشده و می افزايد: «به طور كلی استفاده از پوشش هايی كه از نظر شرعی مناسب نيستند عنوان شده و طبيعتا تشخيص چنين مسئله ای هم به عرف واگذار شده است. » وی می گويد: «البته اگر كسی [به اين دليل] مورد تعقيب قرار گيرد، به خاطر دفاع او بايد ناچار نمونه لباسی كه شاكی (مسئولان انتظامی) آن را خلاف شرع می دانند به دادگاه ارسال شود تا در حين رسيدگی، كارشناسان خبره كه البته در اين زمينه مشخص نيستند نظر دهند. ) عبادی وكيل دعاوی نيز می گويد: «تشخيص اينكه طبق بخشنامه اخير چه مانتوهايی تنگ، چسبان و كوتاه است، غيرممكن خواهد بود زيرا تا اين لباس مورد استفاده قرار نگرفته چگونه می خواهند بگويند برای خريدار آينده نامناسب خواهد بود حال شايد مانتويی كه در همان مغازه برای يك زن مناسب است برای ديگری تنگ و نامناسب باشد. » كما اينكه مردم جنوب شهر تهران ممكن است به ندرت از پوشش مردم شمال شهر تهران بهره ببرند. مردم مناطق شمالی شهر نيز به ندرت به شيوه مردمان جنوب شهر. هر دو آنها بنا به فرهنگ و آموزه های خود عمل می كنند.

قوانين مرده، قوانين بی روح

به ميان آوردن مصوبه هيات وزيران در خصوص البسه كه قريب دو دهه قبل و در موقعيت زمانی آن موقع وضع شده حكايت از به ميان آوردن قوانينی است كه از مقبوليت اجتماعی بی بهره شده اند. عبدالصمد خرمشاهی وكيل پايه يك دادگستری و حقوقدان در اين باره می گويد: «مقدمتا به يك مطلب اصلی اشاره كنم كه كشور ما، جمهوری اسلامی است و اساسا معيارها و ارزش های اسلامی می بايستی حاكم بر جامعه باشد اما اينكه بايدها چرا بعد از چندين سال تبليغات مستمر و فعاليت های فرهنگی گوناگون از سوی متوليان مربوطه رنگ باخته اند، نشان دهنده آن است كه نامبردگان در عرصه مقابله با تهاجم فرهنگی به زعم خودشان يا زورآزمايی فرهنگی كم آورده اند. » وی در ادامه می افزايد: «اينكه چرا بعد از چندين سال از انقلاب اسلامی نوع لباس و در اينجا مانتوی كوتاه سوژه روز می شود نشان دهنده همين ضعف هايی است كه اشاره شد». اين حقوقدان برجسته كشور در خصوص بعد حقوقی چنين برخوردهايی می گويد: «تجربه نشان داده است كه با تاكيد بر اجرای قوانين و آيين نامه های خشك و بی روح به منظور الزام افراد به پاره ای از قواعد و رفتارهای اجتماعی بدون در نظر گرفتن موقعيت زمانی و مكانی نوعی آب در هاون كوبيدن است. اگر در گذشته با زوم كردن و يا بزرگنمايی اين مواد قانونی می توانستيم به صورت مقطعی افراد را ملزم به پاره ای از رفتارها و قواعد اجتماعی بكنيم در حال حاضر اعمال واجرای اين قوانين بسيار بی رنگ و بی تاثير هستند. » خرمشاهی با اشاره به تبصره ذيل ماده 638 قانون مجازات اسلامی می افزايد: «اين ماده در خصوص رعايت شئونات اسلامی است و تبصره مذكور می گويد: «زنانی كه بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از 10 روز تا 2 ماه و يا از 50 هزار تا 500 هزار ريال جزای نقدی محكوم خواهند شد. » در حال حاضر اولا چند درصد از زنان باحجابی كه در شرع كيفيات آن مشخص شده است ظاهر می شوند. ضمنا تا چه اندازه وضع اين تبصره قانونی در شكل گيری نوعی الزامات و مقيدات شرعی موثر بوده است؟»

اين وكيل دادگستری با اشاره به الگوهای اجتماعی و هنجارهای موجود در آن می گويد: «ملاحظه می فرماييد كه همان طوری كه عرض شد پاره ای از رفتارها و الگوها در جامعه با وضع قوانين و آيين نامه ها شكل نخواهد گرفت. مسائل اعتقادی و تعبدی مسائل درونی است كه آبشخور آنها در جای ديگری است كه خود نياز به بحث مفصلی دارد. ماحصل كلام بدون در نظر گرفتن مقتضيات زمان و مكان نمی توان با توسل به تصويب و اجرای قوانين بی روح افراد جامعه را وادار به نوعی رفتار خاص يا نوعی گردن نهادن به قواعد مخصوص كرد، تجربه اين را نشان داده است. » خرمشاهی در پاسخ به اين سوال كه عمل به يك مصوبه هيات وزيران از وجاهت قانونی برخوردار است يا خير می گويد: «مشكل اين كار مشكل قانونی نيست. زيرا در زمان وجود خلأ قانونی عمل به آيين نامه های مصوبه هيات وزيران دارای وجاهت است. اما در اين خصوص حتی قوانينی كه توسط مجلس به تصويب رسيده اگر بدون در نظر گرفتن مقتضيات زمان و مكان صورت گرفته باشد فاقد ارزش اجتماعی است، زيرا بايد قوانين ريشه در فرهنگ و باورها و ذهن افراد داشته و اعتقادات كه جزو مسائل شخصی است نيز به طريق اولی نمی توان با قوانين خشك آنها را متداول كنيم.» اين وكيل دادگستری با اشاره به وضع قوانين اسلامی و مقتضيات زمان می افزايد: «در بحث حدود اسلامی كه از جمله قوانين غيرقابل تغييرند می بينيم كه به دليل حفظ مصالح اسلام بحث سنگسار كم رنگ شده و دستور توقف اجرای آن داده می شود چه برسد به قوانينی كه ساخته و پرداخته دست انسان هاست.» خرمشاهی همچنين به قانون منع استفاده از تجهيزات ماهواره و اقبال آن در جامعه اشاره می كند و می گويد: «در اجرای قانون فوق كوتاهی نمی شود ولی می بينيم كه اين قانون تا چه اندازه تاثيرگذار بوده است. وقتی جامعه قانونی را نپذيرد و وقتی آن قانون با جامعه همخوانی نداشته باشد هيچ ضمانت اجرايی هم برای آن وجود نخواهد داشت و در مقابل می توانيم رفتارهايی را ميان مردم ببينيم كه عمل به قانونی، بدون ضمانت اجرايی شديد است.»

موجی از قانون مرده

با انتشار خبر صدور اطلاعيه اتحاديه پوشاك تهران مبنی بر ممنوعيت فروش، توليد و عرضه مانتوهای كوتاه خبری مبنی بر هجوم افراد لباس شخصی در روزنامه ها نظر همه را به خود جلب كرد. روزنامه های «آفتاب يزد»،«ايران» و «ياس نو» در اخبار و گزارش هايی خبر از هجوم افراد به پاساژهای ميلاد نور و گلستان در شهرك غرب، قائم و پاساژ تهران دادند. ياس نو در شماره 67 خود ضمن اشاره به واكنش نيروی انتظامی مبنی بر اينكه جلوگيری از فروش مانتو وظيفه ما نيست به نقل از ايلنا نوشت: «با وجود يك ماه فرصتی كه به مغازه داران داده شده است عده ای به مغازه داران چند پاساژ تهران از قبيل پاساژ گلستان و ميلاد هجوم برده اند و تمام مانتوهای كوتاه و تنگ را پاره كرده اند. » روزنامه آفتاب يزد نيز در خبر تيتر اول صفحه اجتماعی خود در شماره 949 نوشت: «براساس شنيده ها لباس شخصی ها حتی به ضرب و شتم مغازه داران نيز پرداخته اند و استدلال آنها اين بوده است كه وجود مانتوهای تنگ چسبان و بدن نما و كوتاه باعث افزايش فساد در جامعه خواهد شد.» با انتشار اين اخبار مدير عاملان دو مجتمع ياد شده اخبار روزنامه ها را به شدت تكذيب كردند. «مسعود هاديان» مديرعامل مجتمع ميلاد نور در واكنش به اين اخبار می گويد: «اين اخبار مورد تاييد ما نيست ضمن آنكه در مجموعه ما هم اتفاق نيفتاده است و هيچ لباس يا مانتويی پاره نشده است. در دوران مسئوليت من به طور ماهيانه بازديد و كنترل صورت می گيرد. ما تا به حال از بازديدكنندگان مجوز نخواستيم اما مشكلی كه از حضور پرسنل اداره اماكن در اين مجتمع به وجود می آيد بيشتر متوجه مشتريان است يا فروشندگان. اين نيروها بيرون پاساژ به افراد تذكر می دهند و همين باعث شده مشتريان كمتر به «ميلاد نور» بيايند. »

وی در ادامه با اشاره به تفاوت جمع آوری و تذكر می گويد: «اين دو مقوله با هم فرق می كنند اينكه عده ای بريزند و مانتو پاره كنند يك چيز است كه البته هيچ نيرويی از بيرون نيامده اين كار را بكند ولی دستورالعمل صادره توسط اتحاديه پوشاك به فروشندگان داده شده است.» هاديان می افزايد: «اگر فروش چنين مانتوهايی نادرست است از روز اول چرا اجازه دادند توليد شود حالا كه فروشنده ما اين جنس را خريده و بايد چك بهای آن را هم پاس كند می گويند جمع آوری كنيد اين موضوع البته به ما ضربه می زند. زيرا با اين اتفاق فروشنده های جوانی كه آمده اند مغازه ای اجاره كرده اند و حالا بايد متضرر شوند چه كسی پاسخگوی آنهاست؟ اگر اتحاديه پوشاك كه در اين باره دير عمل كرده نبايد فروشنده مستاجر در مجتمع ما ضررش را بپردازد. »، ضرر و بيكاری او را چگونه حل خواهيم كرد. هاديان تاكيد می كند اگر قرار است تذكری هم داده شود بهتر است از سوی ابلاغ به ما انجام گيرد تا ما در جلسه ای به مالكان و مستاجران اعلام كنيم تا اصطكاك كمتری داشته باشد و البته هم تاكنون اتفاقی نيفتاده است. در همين حال «محمد نوروزی» مديرعامل مركز تجاری گلستان در شهرك قدس ضمن تاكيد بر كذب بودن اخبار منتشره می گويد: «روزنامه ها شيطنت كرده اند و ما هم حتما برخورد می كنيم زيرا ما اگر منافعمان در خطر باشد خودمان زودتر از آنها اقدام می كنيم و در دادگاه از آن شكايت می كنيم. »

وی با اشاره به هماهنگی همكاران مالك و مستاجرش در مركز تجاری گلستان می افزايد: «نمی گوييم تخلفی در مركز ما صورت نمی گيرد، ما با بچه های نيروی انتظامی هيچ مشكلی نداشته ايم و اگر هم تخلفی بوده طی 3 سال مديريت من به صورت جزيی با تذكر بر طرف شده است. در خصوص پاره شدن مانتو در مركز ما بايد بگويم مگر ما بی عرضه باشيم كه آنها حمله كنند و ما سكوت كنيم. ما خودمان هم مخالف لباس بدن نما به عنوان ايجادكننده فساد هستيم ولی اگر كسی قدش كوتاه بود چه كند؟ مانتوی كوتاه بالاخره بايد باشد. » با اين وصف به نظر می رسد با توجه به واكنش فرماندهان پليس مبنی بر عدم ارتباط آنها با اين مسئله ماجرای مانتوهای كوتاه و بدن نما و. . . بيشتر به جنگی ميان سرمايه داران شبيه باشد كه می خواهند از اين طريق رقيبان خود را از ميدان به در كنند! اما اگر واردكنندگان نوع خاصی از مانتو برای هم و برای رقابت هم پاپوشی نساخته باشند يا اينكه چنين اخباری برای به حداقل رساندن مشتريان مراكز خاص تجاری نباشد بهتر آن است كه چالشی برای پليس كشور هم نباشد تا نگاه جامعه محور كه از ثمرات بسيار موثر پليس طی 4-3 سال اخير به وجود آمده تهديد و درمانده شود. آن وقت در يكی از روزنامه های رسمی كشور بخوانيم كه افراد پليس (مبارزه با مفاسد اجتماعی) در اروميه 3 هزار و 400 تذكر به زنان بدحجاب برای رعايت حجاب داده اند. (ايران شماره 2474 ص 4) گويی انتظار مردم از پليس به جای تامين امنيت عمومی، دادن تذكر است كه شمارش شود!


فريبا رضی پور: زهرا داور كارشناس ارشد حقوق بين الملل از دانشگاه شهيد بهشتی و دارای فوق ليسانس حقوق خصوصی از دانشگاه آزاد اسلامی است. بخش دوم گفت و گو با ايشان روز سه شنبه به چاپ رسيد. ادامه اين گفت و گو را پيش رو داريد

راجع به طرح معيارهای حسن معاشرت و مصاديق نشوز توضيح بفرماييد كه چرا چنين طرحی پيشنهاد شد و در اين رابطه چه فعاليت هايی انجام داديد.

واقعيت اين است كه در جامعه ما پس از انقلاب اسلامی نهاد خانواده شاهد تغيير و تحولات خاصی بوده، نگرش ها تغيير كرده و طبيعتا تاثيراتی بر نهاد خانواده گذاشته است. سوالی مطرح بود و آن اينكه چرا در جامعه ما شكل خانواده در حال عوض شدن است و چرا اختلافات خانوادگی بيشتر شده. چه عواملی در بروز اختلافات موثر بوده اند. چرا جامعه ما در قالب خانواده می رود كه اگر نگوييم با بحران ولی با مشكل جدی مواجه می شود. تمامی اين سوال ها و دغدغه رضايت زن در خانواده به عنوان ركن اصلی اين نهاد باعث شد كه ما طرحی را با شورای فرهنگی اجتماعی زنان مطرح كنيم تا ميزان رضايت زنان را بررسی كنيم. همچنين اگر در قانون آمده است كه «زن و شوهر مكلف بر حسن معاشرت هستند»، حسن معاشرت يعنی چه؟ چرا كه قانونگذار مصداق حسن معاشرت را تعريف نكرده و به طور خيلی ظريفی شناخت مصاديق آن را به عرف جامعه ارجاع می دهد. ما خواستيم بررسی كنيم عرف جامعه در اين زمينه چه شناختی دارد و نقطه مقابل آن يعنی سوءمعاشرت نزد جامعه چه تعريفی دارد و آن سوءمعاشرتی كه به حد غيرقابل تحمل می رسد و عنوان عسر و حرج به آن اطلاق می شود چه هست. بر اين اساس سعی كرديم يك مطالعه دقيق اوليه از نظر حقوقی، فقهی و جامعه شناسی داشته باشيم و سپس به اين معيارها بپردازيم و بفهميم كه زنان جامعه ما چه چيزی را می طلبند، چه چيزی را حسن معاشرت می دانند و دلايل به وجود آورنده زمينه های سوءمعاشرت كدامند. سعی كرديم بررسی كنيم چرا جامعه ما شاهد يك روند منفی در رابطه با خانواده است. می بينيم كه آمار طلاق هر سال نسبت به سال قبل افزايش پيدا می كند و در مقاطع مختلف اين افزايش در استان ها و شهرستان های متفاوتی اتفاق می افتد. چه عاملی باعث می شود كه آمار طلاق كشور ما را به چهارمين كشور دنيا ارتقا دهد. در حالی كه ما يك جامعه مسلمان هستيم و يك فرهنگ اسلامی و ملی بسيار غنی داريم. دستورات دينی ما همگی در جهت حسن خلق هستند و حتی پيغمبر ما اصلا مبنای بعثت خود را مكارم الاخلاق می داند. در يك بررسی كلی ما معيارهايی كه باعث سوءمعاشرت و عوامل دخيل در آنها هستند را شناسايی كرديم.

جامعه آماری شما چگونه بود؟

جامعه آماری ما 600 زن بود. در اصل ما 680 پرسشنامه در تمامی مناطق تهران پر كرديم. در بدو امر قرار بود اين پرسشنامه ها در پنج استان پر شوند. حتی قوم شناسی سه استان را هم انجام داديم ولی در نهايت استان تهران را به دليل آنكه تنوع فرهنگی زيادی داشت و همه فرهنگ ها را در خودش جا داده بود در فاز اول قرار داديم و 680 پرسشنامه پر كرديم كه 80 تای آنها به دلايل مختلف از دور خارج شد و در نهايت 600 زن جامعه آماری ما را تشكيل می دادند. در كنار اين جامعه آماری از قضات هم نظرسنجی كرديم و ديدگاه های مختلف قضات را هم شناسايی كرديم و در نهايت نظرات فقهای مقدم و موخر را هم جمع نموديم و در يك ارزيابی جامع، كامل و كلی پيشنهاداتی را مطرح كرديم.

آيا نظر خانم هايی كه پرسشنامه پر كرده بودند با نظر كلی با عقيده قضات و يا فقها همسو بود؟

متاسفانه خير. طرح ما زمانی آماده شد كه اتفاقا بحث عسر و حرج در مجلس مطرح بود. نمايندگان مجلس طرحی را پيشنهاد كرده بودند كه 9 مورد را به عنوان مصاديق عسر و حرج آورده بودند. طرح ما واقعا نشان می داد كه آنچه نمايندگان پيشنهاد كرده بودند عملا با آن چيزی كه در جامعه وجود داشت، با معنای عسر و حرج و مصداق حسن معاشرت همخوانی نداشت.

اختلاف طرح شما با طرح نمايندگان مجلس چه قدر بود؟

نمايندگان در طرح خود مصاديق عسر و حرج را به جای اينكه تمثيلی بدانند، به صورت حصری بيان كردند. يعنی گفتند مصاديق اينها است و لاغير و بايد با جسارت بگويم كه اين دقيقا با فلسفه عسر و حرج منافات داشت چرا كه عسر و حرج، يك مسئله كاملا شخصی است. عسر و حرج يك زن كرد با عسر و حرج يك زن بلوچ خيلی فرق می كند. حتی عسر و حرج من با شما خيلی متفاوت است. مسائلی را كه نمايندگان در طرح خود عنوان كرده بودند همگی در سند ازدواج وجود داشت و جالب اينكه همان ها هم از طرف شورای نگهبان رد شد. مثلا در بررسی يكی از بارزترين و مهم ترين مصاديقی كه توسط زنان مطرح می شد مسئله خشونت در خانواده بود كه در طرح نمايندگان، كوچك ترين اشاره ای به آن نشده بود. خوشبختانه در اينجا مجمع مصلحت نظام در يك اقدام دقيق مطالعاتی (حالا من از نظر حقوقی بحث نمی كنم كه آيا اصلا مجاز بوده اقدام به قانون گذاری كند يا بايد روی همان طرح نظر می داده است) خشونت را از مصاديق عسر و حرج دانسته و گفت: ضرب وشتم يا هرگونه سوءرفتار مستمر زوج كه عرفا با توجه به وضعيت زوجه قابل تحمل نباشد از مصاديق عسر و حرج است. نكته دومی كه بايد جزو توجهات خاص مجمع براساس همان مطالعات كارشناسی دانست، اضافه كردن ابتلای زوج به بيماری های صعب العلاج روانی يا بيماری های ساری مثل همان بيماری های جديد هپاتيت، ايدز و... بود كه عملا از مصاديق عسر و حرج شناخته شدند. خب وقتی قانونگذار می خواهد يك قانونی را به تصويب برساند جا دارد كه به واقعيت های اجتماعی و نياز جامعه توجه كند، چرا كه بايد بداند هدف از اصلاح يا تدوين قانون چيست؟ فلسفه قانون گذاری چيست؟ مگر جز اين است كه اينها بايد در جهت رفع نيازهای اجتماعی باشد. خوشبختانه مجمع تشخيص مصلحت نظام در اينجا توجه لازم را نمود و اينها به عنوان مصاديق شناخته شدند و از همه مهم تر اينكه مصاديق، تمثيلی محسوب شد نه حصری كه اين خودش يك قدم بسيار مثبتی بود برای اينكه دست قضات برای تشخيص عسر و حرج باز باشد.


مقاله «غريبه های ايرانی» درباره تفاوت دارا و سارا و باربی را از آقای زم در همشهری بيست و يك ارديبهشت هشتاد و دو خواندم و به عنوان يك ايرانی دلم سوخت و سرشار از تاثر و تاسف و تألم شدم و فكر كردم كه يادداشتی پيرامون اين مقاله بنويسم با اين اميد كه روزنامه همشهری هم مردانگی كند و به عنوان درد دل يك همشهری آن را به چاپ برساند. اين كه از بيان نام و عنوان خودم هم پرهيز می كنم و يادداشتم را فقط به عنوان يك ايرانی می نويسم به اين دليل است كه ذهن مخاطب از درگيری اين تعينات رها باشد و بتواند به اصل حرف بپردازد. چاپ مقاله «غريبه های ايرانی» ممكن است عكس العمل های متفاوتی در افراد مختلف داشته باشد. عده ای ممكن است فقط با چند علامت سوال از كنار قضيه بگذرند، عده ای ممكن است عصبانی شده باشند از گرايش مبالغه آميز به باربی و اردوگاه باربی و خاستگاه و سازندگان و من تبع آن. عده ای ممكن است خوشحال شده باشند.عده ای ممكن است سوابق علمی و مديريتی آقای زم را تداعی و دوره كنند و دنبال نسبت ميان آنها و اين مقاله بگردند. عده ای و به خصوص كانون پرورشی ها ممكن است عصبانی و افسرده شوند از اين كه دسترنج تلاش ساليانشان اين گونه تخطئه و تحقير شده است. نگارنده اين يادداشت از موضعی كاملا متفاوت با شقوق فوق به مسئله نگاه می كند. موضع نويسنده اين يادداشت، صرفا بررسی يكی از مختصات روحی جامعه ايرانی است و به تبع آن اظهار تاسف و تاثر از وجود اين روحيه و اميد اصلاح. وقتی اتفاق مهمی مثل يك اختراع چشمگير يا اكتشاف بزرگ يا ساخت و ساز برجسته يا خلق اثر هنری شگفت انگيز در كشورهای جهان سومی مثل ايران، رخ می دهد، در كنار برخوردهای سليم و تشويق آميز و دلگرم كننده، سه شيوه برخورد ديگر هم ظهور می كند.

1 - برخورد تحقيرآميز با عباراتی مثل: كار مهمی نيست. قابل طرح نيست. عجولانه است. پر از اشتباه است. 2 - برخورد تحقيرآميز همراه با ادعا با عباراتی مثل: كار تازه ای نيست، من اگر بخواهم روزی صد تا از اين كارها را می توانم بكنم. 3 ـ برخورد تحقيرآميز همراه با تفاخر به موجودی ديگران با عباراتی مثل: در مقايسه با نمونه های خارجی هزار عيب دارد. به درد نمی خورد. اصلا قابل قياس با مال خارجی ها نيست. آنها چه می كنند و ما چه می كنيم. همين جا داخل پرانتز عرض كنم كه اين سه شيوه در ايران، عموميت ندارد ولی به نحو چشمگيری وجود دارد. در مقاله «غريبه های ايرانی» متاسفانه اين سه شيوه با هم تلفيق شده و عليرغم ظاهر پژوهشی مقاله، در جای جای آن اين سه برخورد را می توان به وضوح لمس كرد. البته اين برخورد با دارا و سارا برخورد تازه ای نيست. دارا و سارا از بدو تولد ـ و حتی قبل از تولد - تا اكنون كه حدودا يك ساله اند، مدام در معرض شديدترين تهاجمات بيگانه و خودی بوده اند. اما چرا نگارنده اين يادداشت در مقابل آن تهاجمات، تاكنون دست به قلم نبرده و عكس العملی نداشته است. به اين دليل كه اولا: بيگانه ها حق داشته اند برای تهاجم و گستردگی تهاجم و شدت عصبانيت آنها، مهرهای تاييدی بوده است كه مدام بر ارزش و عظمت اين كار می خورده است. از خبرگزاری ها و تلويزيون ها و مطبوعات آمريكايی و اروپايی بگيريد تا ضدانقلاب خارج از كشور. آنچه تاكنون فقط من برخورد كرده ام كه قاعدتا بخش كمی از انبوه و مشتی از خروار است، به اندازه يك كتاب می شود و اين يعنی سازندگان دارا و سارا درست به هدف زده اند.

ثانيا خودی ها اغلب قابل طرح نبوده اند و ادعای تحقيق و پژوهش در مديريت فرهنگی هم نداشته اند. اغلب نوقلم هايی بوده اند كه تحت تاثير تبليغات، باربی را چون بتی مقدس می پرستيده اند. به هر حال اين موضعگيری ها، با موضع گيری كسی كه مدعی كار كلان فرهنگی است متفاوت است. البته دل هر ايرانی از همان برخوردهای كودكانه خودی ها هم می سوزد. اين كه برخی از كنار دارا و سارا عبور كنند، آب دهانی به صورت اين دو عروسك شرقی بيندازند و با تعريف و تمجيد از باربی چوب تحقير بر سر اين دو كودك يك ساله بكوبند، به راستی اسباب تاثر و تاسف و دلسوزی است. جناب آقای زم نويسنده محترم مقاله غريبه های ايرانی! برخورد مثبت و دلسوزانه و برخاسته از عرق دينی و ملی، می توانست اين باشد كه به جای تحقير و تخطئه و القای وجوه منفی برويد سراغ كانون و اگر سخت تان بود، از تشويق هم صرف نظر كنيد و فقط بگوييد: خب، تا اينجای كار سلمنا و برای از اين به بعد بهتر است كه مثلا: چهره اين طور بشود يا لباس اين طور باشد، يا قطع و اندازه اندام اين تغييرات را بكند يا قيمت به اينجا برسد يا... اين می شد برخورد سازنده با يك پديده ملی. بر فرض كه اين كار يعنی مراجعه به طراحان و سازندگان هم برايتان دشوار بود و ترجيح می داديد كه مقاله ای آكادميك بنويسيد خب، اين كار را هم می كرديد ولی در مقاله به جای موضع تخطئه نسبت به هموطنان موضع سازنده می گرفتيد، انتقادهای مفيد می كرديد و پيشنهادهای سازنده می داديد. اين موضع چقدر قشنگ بود. آن وقت ديگران اين برخورد مفيد و سازنده شما را مورد ستايش قرار می دادند.


لكه ای روی پيراهن سفيد

عضو كميسيون فرهنگی شورای شهر تهران گفته كه هر چه زودتر بايد وضعيت فرهنگسراهای تهران سامان يابد. امير واعظ آشتيانی اضافه كرده است اگر يك خانم محجبه بخواهد از برخی از اين اماكن فرهنگی ديدن كند، رغبت نمی كند. بايد در محيط های فرهنگی، هنری و كاری شئونات اسلامی رعايت و عامل گناه كاملا محو شود. وجود ابزار گناه يعنی وجود شيطان، در غير اين صورت صدمات جبران ناپذيری خواهيم خورد. نايب رئيس شورای شهر تهران نيز با اشاره به اين نكته كه فرهنگسراهای كنونی الگوبرداری از خانه های فرهنگ غربی است، گفته غربی ها به دليل اينكه از مسائل عبادی و دينی عقب بودند به مكان هايی كه بتوانند در آن فرهنگ خود را بازيابند، احساس نياز كردند. حسن بيادی دليل كم بودن مراكز فرهنگی در تهران را كافی نبودن مساجد عنوان كرد و گفت كه مساجد به عنوان مكان هايی مذهبی بايد دارای امكانات فرهنگی بيشتر باشند. وی فرهنگسراها را به پيراهن سفيدی كه چند لكه بر روی آن افتاده تشبيه كرد و گفت اين لكه ها بر اثر بی مهری و كم لطفی و كج رفتاری برخی از دوستان ما ايجاد شده است. برنامه ما اين است كه دين اسلام را در فرهنگسراها پياده كنيم.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو