Persian Archive

سه دهه پيش و در اوج جنگ سرد، حكومت شاه ايران، رژيم اسرائيل و عربستان سعودی سه پايه حفظ ثبات و منافع آمريكا در خاورميانه بودند. با فروپاشی رژيم شاه استراتژی سه ستونه آمريكا به دو كشور اسرائيل و پادشاهی عربستان سعودی محدود گرديد. چالش های جديدی كه عربستان سعودی از درون با آن مواجه گرديده و نيز اخلال در روابط خارجی پادشاهی سعودی با آمريكا محوريت نقش آمريكا را در منطقه به دولت اسرائيل محدود كرده است. همانطور كه انقلاب ايران كل روابط سياسی نظامی امنيتی منطقه را دچار تحولی اساسی كرد و آرايش جديدی را در نيروهای داخلی كشورهای منطقه پديد آورد تغيير در روابط ساختاری درون پادشاهی سعودی نيز كه مهد اسلام و خادم الحرمين است همانند يك دومينو آرام شده به ديگر كشورهای منطقه نيز سرايت خواهد كرد و زايش ايده ها و تجربه های جديدی را از خود باقی خواهد گذاشت. از سال 1932 كه ملك عبدالعزيز ابن سعود پادشاهی عربستان سعودی را بنيان گذاشت چهار وارث او با بحران های متعددی مواجه شده اند. ناصريسم و ناسيوناليسم بحرانی بود كه مشروعيت اسلامی ـ عربی اين پادشاهی بسيار سنتی را لرزاند، انقلاب ايران حيثيت اسلامی حاكميت سعودی ها را به چالش طلبيد و صبغه آن را كمرنگ كرد، جنگ ايران و عراق سياست خارجی و ذخاير ارزی سعودی ها را برای هشت سال درگير كرد و مداخله آشكار سعودی ها را در حمايت از صدام حسين و حفظ منافع آمريكا به جايی كشاند كه قتل عام حجاج ايرانی را در مكه مشروع كرد و بالاخره، صدام حسين با اشغال كويت و حملات موشكی به مراكز صنعتی و تأسيسات نفتی تماميت ارضی سعودی ها را تهديد كرد. به نظر نمی رسد هيچ نيرويی همچون موج اسلام گرايی جديد متشكل از وهابيون و سلفی های جهادی توانسته باشد بنياد سعودی ها را لرزانده باشد. موجی كه شاخه های اجرايی آن هر چند سال يك بار در حوزه های متفاوت از جمله در افغانستان عليه روس ها، بوسنی، چچن و امروزه با انفجارهای هدايت شده در خود عربستان، آمريكا، اندونزی و مراكش و كنيا و... آثار جديدی از خود باقی گذاشته و هنوز تجربه جديد می اندوزند. تا حدی كه برخی از ديپلمات های غربی رمز ماندگاری حكومت سعودی ها را راندن اسلام گرايان افراطی به خارج از مرزها دانسته اند، اكنون همان پرندگان شكاری كه از سرپنجه آل سعود پرواز كردند برای تخم گذاری به خود عربستان سعودی بازگشته اند...


منوچهر مصيری پس از ده سال دوری از سينمای حرفه ای با فيلم «دنيا» با بازی محمدرضا شريفی نيا و هديه تهرانی بازگشتی موفقيت آميز به سينمای ايران دارد. او در حالی كه در تمام طول مصاحبه با دلی پرخون از منتقدان آخرين ساخته اش سخن می گويد گيشه های سينماهای نمايش دهنده «دنيا» روزهای خوبی را پشت سر می گذارد. فيلم «دنيا» با گلچينی از بازيگران و ستاره های مطرح سينمای ايران در صدر جدول فروش فيلم ها جا خوش كرده و سيل پيشنهادات تهيه كنندگان به سوی مصيری برای ساخت دنيای ديگر سرازير شده است.


اقدام اخير اتحاديه پوشاك تهران مبنی بر ممنوعيت فروش نوعی مانتو زنانه برمبنای تبصره ماده ای از آيين نامه مصوب هيات وزيران است كه به نظر می رسد با گذشت قريب به دو دهه از آن از مقبوليت اجتماعی برخوردار نباشد. گويی اين كار خط بطلان كشيدنی بر اين فرموده است كه تصريح كرده اند «انسان را از هر آنچه منع كنی نسبت به آن حريص تر می شود. » اگر از ماجرای تغيير وضع ظاهری مانكن های مانتوفروشی ها به بهانه ترويج و تهييج فساد بگذريم اقدام اتحاديه پوشاك و برخورد اداره اماكن نيروی انتظامی با فروشندگان نوع خاصی مانتو در كنار ماجرای بعدازظهرهای بهاری تهران در ميادين بالای شهر با مينی بوس های مخصوص پليس باز هم تاييدی بر اين نكته است كه «آزموده را باز آزمودن خطا نيست!» البته حالا كه قرار است راجع به اين قضيه بحث كنيم بايد بدانيم كه اصلا نمی خواهيم از وجود چنين لباس هايی در جامعه دفاع كنيم بلكه بهتر است يادآور شويم برخوردهای صورت گرفته مدنظر است. برخوردهايی در بعدازظهرهای بهاری كه اتفاقا سال قبل هم تكرار شده است. يك مينی بوس دو رنگ، سبز تيره با نواری از سبز روشن، عده ای هم هستند كه با لباس پليس به دختران و زنان بدحجاب تذكر می دهند. البته بعضی از رهگذران روانه داخل مينی بوس می شوند...


در دوران بعد از پيروزی انقلاب اسلامی شورای انقلاب، قانونی را تصويب كرد به نام قانون حفاظت و توسعه صنايع ايران. اين قانون كل صنايع كشور را به چهار گروه تقسيم كرده بود:

1 - صنايع مشمول بند الف
2 - صنايع مشمول بند ب
3 - صنايع مشمول بند ج
4 ـ صنايع مشمول بند د

صنايع مشمول «بند الف» صنايعی بودند كه دولت بنا به ملاحظات استراتژيك بايستی مسئوليت آن ها را به عهده می گرفت كه اين ها عموما با تأديه حقوق به صاحبان حق در تملك دولت قرار گرفت. دسته دوم، صنايعی بود كه بنا به ملاحظات مربوط به زورگيری و فساد سياسی در تملك گروه های ذی نفع و صاحب قدرت مثل درباريان، امرای ارتش، ساواكی ها و از اين قبيل قرار گرفته بود. دولت در درجه اول تا آن جايی كه برايش امكان داشت حقوق از دست رفته و ضايع شده صاحبان حق را به خودشان برگرداند و آن جايی كه به هر دليل صاحبان حق، امكان شناسايی شان فراهم نبود دولت آن ها را جزو اموال عمومی منظور كرد. اين ها عموما به اصطلاح واحدهايی بودند كه در درجه اول بنياد مستضعفان؛ و در درجه بعدی نهادی های مثابه آن را نهايتا شكل داد. صنايع [بند ج] كه بيشترين حرف و حديث ها مربوط به اين گروه از صنايع است هم صنايعی بودند كه به واسطه فساد مالی صاحبان آنها دولت می بايست با آن ها برخورد كند. مسئله اولی و اصلی هم در آن ميان اين بود كه دولت ناگهان با يك واقعيتی مواجه شد. كسانی كه اصلا دولت با آن ها مشكلی احساس نمی كرد و اصلا گمان نمی رفت كه مسئله ای داشته باشند يك باره به صورت اپيدمی واحدهای توليدی خودشان را رها و از كشور فرار كردند. در آن موقع دولت موقت در چارچوب يك لايحه قانونی كه تهيه كرد و به تصويب شورای انقلاب رساند، به عنوان لايحه قانونی 6738 تا مشخص شدن تكليف اين واحدها فقط مديريتش را به مديران منتخب دولتی واگذار كرد تا تكليف حقوقی اين ها مشخص شود...


روز 29 مه سال ،1953 ادموند هيلاری نيوزلندی به همراه شرپايی به نام تنسينگ نورگی برای اولين بار به بلندترين قله جهان صعود كردند. پنجاه سال از اين فتح بزرگ می گذرد، اما همچنان برای ما انسان های عادی اين موضوع شگفت انگيز و با شكوه است. امسال افراد بسياری از سراسر دنيا به اورست رفته اند تا در شرايط امروزی پا جای پای هيلاری و نورگی بگذارند. جاملينگ نورگی پسر اين شرپای فراموش نشدنی از خود، اورست و پدرش می گويد، از اورستی كه هنوز مثل گذشته سر جای خود ايستاده است، اورستی كه خاطرات تلاش های چندين ساله انسان های دوران مختلف را هنوز در خاطر دارد و به ما درس عشق و صبر می دهد...



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو