Persian Archive

هزاران ميليارد دلار درآمد نفتی و سود ناشی از صنايع و تجارت جانبی آن وقتی به شبه اقتصاد يك جامعه بسته و سنتی تزريق شد، جامعه ای كه در بسياری از سطوح اقتصادی، اجتماعی و سياسی هنوز بدوی است و از لايه های ميانی به پايين هنوز ملاك، قضاوت و نگرش های قبيلگی به انسان و جهان تكليف روندهای اجتماعی را تعيين می كنند در آن صورت جامعه ای شكل می گيرد كه عربستان سعودی نمونه ای از آن است. در يك سو خداوندگان صنايع، چاه ها، و دلارهای نفتی با طی الارض بين سوئيس، رياض و آمريكا وبالعكس تواناتر از قهرمانان افسانه های هزار و يك شب، با حساب های بانكی خود ماه و ستاره ها را جابه جا می كنند و در سوی ديگر، بسياری از تابعان سعودی در شهرهای واحد مانند صحراهای بی كران، دغدغه های بسيار ابتدايی حيات انسانی همچون تأمين قوت و درآمدی ثابت را به جان خود هموار می سازند. در ميان اين دو قشر، طی دو دهه گذشته طبقاتی اجتماعی از شهروندان ساكن شهرها ظهور كرده است كه به تدريج ويژگی های نسبی طبقات متوسط در مباحث جامعه شناسی را از خود بروز می دهند. يعنی اقشاری از مردم كه طی دو دهه از رفاهی نسبی برخوردار بوده اند و با بهره مندی از ثمرات توسعه اقتصادی اجتماعی عينيت يافته در شهرهای بزرگ به تدريج با جهان اطراف آشنا شده و تعريف جديدی از خود و روابط اجتماعی اطراف خود توليد می نمايند. ذهنيت متعلقان به اين طبقه نوظهور متوسط، به تدريج از فردی منفرد كه هيچ نقشی اجتماعی برای آن تعريف نشده و كسی مسئوليت اداره امور او را برعهده ندارد به سمت و سويی متمايل می گردد كه خود را شهروند و تابع يك حكومت و حاكميت ببيند كه می توان به نقد عملكرد آن نشست و در چند گام آن طرف تر از چنين حاكميتی مسئوليت و پاسخگويی و علنيت و شفافيت و بهره مندی برابر از درآمدهای ملی را طلب كند. 23 سال پيش همين تحول در نظام در حال گذار شاه ايران بروز كرد...


ورق پاره های يك روزنامه با تاريخی كه قديمی تر از هستی تو است. زنی كه خاطراتش را بالا می آورد، قی می كند شايد بر او دل بسوزانی، فضايی كه آدم ها را به دو دسته تقسيم می كند، قاتل و مقتول و در آخر اين كه فاصله يك پل تا عمق رودخانه چيزی است كه تنها ادبيات و كلمه می تواند تخمين بزند. سقوط. . . بگذريم .مارگارت اتوود نويسنده بزرگ كانادايی به سال 1939 به دنيا آمده است. او در طول زندگی خود با سفر به نقاط متعدد جهان و درك تجربه های گوناگون نوشتن را آغاز می كند. اتوود نويسنده ای است كه با توجه به لحن و شيوه روايی ادبيات پليسی اواخر قرن نوزده و اوايل قرن بيستم انگليس، خود را در زمره نويسندگان كتاب های سياه و يا پليسی قرار داده است. اين نويسنده كانادايی علاوه بر حجم بالای آثارش و نوشتن رمان های متعدد موقعيت و نقش روشنفكری خود را نيز از ياد نبرده است. او به عنوان نويسنده ای زنده و با اقبال وسيع بين المللی دغدغه های اجتماعی و گاه سياسی خود را نيز آشكار می نمايد. اين نويسنده بزرگ در ايران به تازگی شناسانده شده است. اولين اثر ترجمه شده از وی در سال 1380 منتشر شده: «عروس فريبكار» با ترجمه شهين آسايش. بعد از اين رمان نشر نيلوفر يكی از شاهكارهای او يعنی «چهره پنهان يا گريس ديگر» را با ترجمه جلال بايرامی به بازار عرضه كرد. سومين و آخرين رمان منتشر شده از اتوود «آدمكش كور» نام دارد كه در نمايشگاه بين المللی تهران توسط نشر ققنوس عرضه شد. مارگارت اتوود تاكنون بيش از سی اثر در حوزه های شعر و داستان و مجموعه مقاله منتشر كرده است. آثار او به سی و چهار زبان دنيا ترجمه شده و جوايز متعددی را از آن خود كرده اند. آخرين اثر او كه منتشر شده همين رمان «آدمكش كور» است كه جايزه ارزشمند بوكر را در سال 2000 به خود اختصاص داد...


متن زير از فصل اول كتاب «سنگدلی و مهربانی: نگاه تازه ای به پرخاشجويی و فداكاری» انتخاب شده كه در مجموعه الگوهای رفتار اجتماعی به چاپ رسيده است. هاروی هورنشتين، استاد روانشناسی و تعليم و تربيت در كالج معلمان وابسته به دانشگاه كلمبيا، عضو ارشد مركز سياست پژوهش است. علاوه بر همكاری مكرر به شكل مقالات پژوهشی در ژورنال های حرفه ای دو مجموعه مقاله به نام های «مداخله اجتماعی، تكنولوژی توسعه سازمانی» و «كاربردهای روانشناسی اجتماعی» ويراستاری و تنظيم كرده است. نگاهی به تاريخ انتشار كتاب يعنی سال 1976 نشان می دهد كه نويسنده از نظريه ژن خودخواه آگاهی نداشته است. از اين رو می توان ديدگاه هورنشتين را نمونه جالبی از تحليل های پيش داوكينزی دانست...


فكر می كنم همه كسانی كه دستی در حوزه های نظريه پردازی و كوشش های فكری در زمينه درك قانونمندی های اجتماعی دارند و همه كسانی كه به هر شكلی دستی در مسائل اجرايی دارند، بر اين مسئله اتفاق نظر دارند، كه شرايط فعلی كشور شرايط بسيار خطيری است، چه به اعتبار مسائل داخلی اقتصاد ملی و توسعه كشور و چه به اعتبار مسائلی كه از بيرون توسعه ملی را در ايران به چالش كشيده است، ما می توانيم اين شرايط خطير را مشاهده كنيم. طبيعتا مسئله بسيار مهمی كه در اينجا مطرح می شود اين است كه برای مواجهه با اين شرايط خطير چه كار بايد بكنيم. در پاسخ به اين سوال طبيعتا گروه های رقيبی شكل می گيرند، تا آن جايی كه به حوزه انديشه و پژوهش مربوط می شود، می توانند الگوهای نظری متفاوتی داشته باشند و توصيه های متفاوتی در اين زمينه ارائه دهند. برداشت من اين است كه به واسطه محدوديت هايی كه به لحاظ ساختاری انسان ها دارند يا هر مجموعه انساني؛ در اين شرايط آنچه كه می تواند برای كشور راهگشا باشد اين است كه يك فضای منطقی گفت و شنود بين صاحبان ايده ها با آن نظريات متفاوت مطرح شود. طبيعتا به هر ميزان كه اين فضای آزاد و منطقی گسترش بيشتری پيدا كند، سياستگذاران كشور امكان اين را پيدا می كنند كه منطقی تر با مسئله ها برخورد كنند و هر چه قدر كه در فضای آزاد سياسی و اجتماعی اين مسائل انعكاس عمومی تری پيدا كند و تعامل بيشتری را از سوی شهروندان برانگيزد، احتمال اين كه بتوانيم با يك فرآيند اقناعی مسائل را پيش ببريم و مشاركت فزاينده مردم را هم توی اين مسير داشته باشيم، افزايش پيدا می كند...


در حالی كه آميگوهای ايتاليايی به يك فينال تمام ايتاليايی ميان يوونتوس و ميلان افتخار می ورزند، ناظران جهانی به نبرد امشب اولدترافورد از زاويه نگاه كلاسيك فوتبال می نگرند. آنها نمی خواهند صرفا شاهد يك مكاره ايتاليايی باشند بلكه جذابيت هايی را انتظار می كشند كه معتبرترين مسابقه سال بايد به همراه داشته باشد. استاديوم اولدترافورد كه برای نخستين بار در تاريخ خود شاهد يك رقابت تمام ايتاليايی است پيش از اين برای ميلان و يوونتوس به يك كابوس می مانست زيرا هميشه در آنجا حريفی مثل منچستريونايتد منتظرشان بود اما حالا آنها لقب «تئاتر روياها» را به اين استاديوم مدرن 67 هزار نفری داده اند. در عين حال پس از آخرين قهرمانی يك نماينده ايتاليا ـ يوونتوس ـ در ليگ قهرمانان طی هفت سال اخير تنها دومين باری است كه يك تيم اسپانيايی در فينال حضور ندارد. ضمن اينكه آخرين حضور ايتاليايی ها در فينال به سال 1998 برمی گردد. زمانی كه يوونتوس با گل پردراگ مياتوويچ مغلوب رئال مادريد شد. گويا برای شكستن طلسم چهار ساله كالچو در ليگ قهرمانان حتما لازم بود يوونتوس نمايندگان اسپانيايی را پشت سر بگذارد و ستاره هايی را به اشك وادارد كه كوچ آنها از سری آ به لاليگا معادل شكست كالچو تلقی می شد. ستاره هايی مثل زين الدين زيدان، رونالدو و منديتا. وقتی يووه در دل آلپی شكست بازی رفت را با پيروزی سه بر يك مقابل رئال محو كرد همه مطمئن شدند كه ليپی می خواهد چهارمين قهرمانی ظرف هشت سال اخير را برای گورخرها به ارمغان آورد. تازه او دو فصل را هم خارج از تورين سپری كرده است...



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو