Persian Archive

• فرار از يک بازی
• وداع هميشگی
• باز هم تيم هنرمندان
• ممتازها كجا هستند
• آرزوهای فرگوسن
• آخرين كمك
• ميليونرهای پرتغالی


آران: «فوتبال و هر پديده اجتماعی ديگر به خودی خود بحران زا نيست بلكه صرفا می تواند نمايشگر نارسايی ها، اختلافات و تناقضات موجود باشد. » اين جمله «پاسكال بونيفاس» استراتژيست فرانسوی چندی پيش ديگر بار مورد توجه سياسيون قرار گرفت. درست در بحبوحه جنگ عراق يك مسابقه فوتبال از اختلافات عميق ميان دو رفيق بزرگ و كوچك سابق، روسيه و گرجستان پرده برداشت. آخرين چهارشنبه حكومت صدام مصادف بود با رقابت های مقدماتی يورو ،2004 كه بدين مناسبت در هر گوشه از قاره سبز و ملزمات اخير آن يعنی جمهوری های تازه استقلال يافته از شوروی مكاره ای بر پا شده بود. در منتهی اليه سرحدات خاوری اروپا نيز تفليس پايتخت گرجستان پذيرای تيم ملی روسيه شد، اما در نهايت نتوانست ميزبان سربلندی باشد و تنش در حاشيه فوتبال چنان بالا گرفت كه روابط سياسی دو كشور را بيش از پيش آشفته ساخت و يا به قول پاسكال بونيفاس از آشفتگی اين روابط پرده برداشت. البته حساسيت مسابقه «روسيه ـ گرجستان» وابسته به متن «بازی زيبا» ـ كه گاهی اوقات جلوه های زشتی پيدا می كند ـ محسوب نمی شد زيرا نه گرجستان فوتبال قدرتمندی داشت كه بخواهد جلوی روسيه، ميراث دار بزرگ فوتبال امپراتوری شوروی قد علم كند و نه ملی پوشان روس دغدغه ای جز گرفتن حمام آفتاب در پلاژهای مشهور كناره دريای سياه و فكاهی ساختن از رويدادهای يك بازی دستگرمی جلوی رعيت سابق داشتند. روسيه تيم اول گروه، حتی جمهوری ايرلند كيفی ترين تيم جام جهانی اخير را درهم شكسته و با خيال راحت برای سفر تابستان آينده به سواحل اطلسی پرتغال نقشه می كشيد.

حتی ايرلندی ها كه با توجه به نفوذشان در رسانه های بريتانيايی و آمريكايی، به بهانه رقابت ايرلند با روسيه پوشش انحصاری رقابت های گروه را از آن خود كرده بودند ـ و اين از نام مقاله نويسانی كه بدين موضوع می پرداختند آشكار بود ـ وقتی شكست از روسيه به استعفای مك كارتی منجر شد، عملا سرخوردگی از رويای حضور در جام ملت های پرتغال را اعلام كردند. بی خود نبود كه در بازی فينال جام يوفا كاتوليك های متعصب ايرلندی طرفدار سلتيك چنان لشكركشی عظيمی به سويل ترتيب دادند تا غيبت سال بعد را در يك همايش اروپايی جبران كرده باشند. روسيه قدرتمند به سياق دوران تزار بار ديگر برای فتح به تفليس پا می گذاشت اما استقبال گرجی ها نه تنها از دوران تزار بلكه حتی از بار اولی كه در اواسط اكتبر سال گذشته با از كار انداختن پروژكتورهای استاديوم دينامو مانع از انجام مسابقه شده بودند گستاخانه تر به نظر آمد. اين بار گرجی های به جوش آمده علنا از هيچ خرابكاری و تهاجمی در حاشيه فوتبال فروگذار نكردند و اين گونه بود كه شعارها، بطری ها و سنگ ها به سوی هواداران روسی و بازيكنان محبوبشان و متقابلا از سوی آنها به طرف گرجی های حاضر در ورزشگاه به پرواز در آمدند. كاملا پيدا بود كه «تنفر» جايگزين «عشق گمشده» دو ملت شده است.

قضيه از آنجا آب می خورد كه گرجستان پيوندهای اقتصادی و نظامی اش با آمريكا را بيش از هر زمان ديگری مستحكم ساخته و اين بر روسيه ای كه به عنوان مدافع اصلی عراق، در اوج خصومت سياسی با ايالات متحده به سر می برد بسيار گران آمده بود. مسئله ديگر جنگ چچن بود. منطقه ای كه هم با روسيه و هم با گرجستان مرز دارد. روس ها احساس كرده بودند گرجستان دقت لازم را برای متوقف كردن شورشيان چچنی در منطقه مرزی «پانكيسی گرجه» واقع در شمال غربی كشور به خرج نمی دهند. بنا بر اين گرجی ها را متهم ساختند به اين شورشيان كمك می كنند تا از مرز «گرجستان ـ چچن» رفت و آمد نمايند. سرانجام در سپتامبر سال 2002 ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه دست به اقدامی عملی برای جلوگيری از اين رفت و آمدها زده بود و با فرستادن چند جنگنده به منطقه «گرجه» پناهگاه هايی را كه به شورشيان چچنی منسوب می دانست بمباران كرده بود. يك كشته و چند زخمی ماحصل تجاوز روس ها به خاك گرجستان محسوب می شد و البته تنفر عمومی مردم گرجی از روس ها را نيز بايد افزود. پوتين هم زمان حمله به گرجه را چنين توجيه كرد: «اگر مقامات گرجی در گروگان گيری سالن اپرای مسكو دست نداشته اند پس بايد از نابودی تروريسم راضی باشند.

چنان چه شبه نظاميان چچن باز هم از مرزهای گرجستان وارد خاك روسيه شوند، روسيه اين حق را برای خود قائل است تا برای مقابله با تروريست ها برخورد مقتضی را انجام دهد. » سرگئی ايوانف وزير دفاع روسيه نيز طی نطقی در دوما ـ پارلمان روسيه ـ نمايندگان كشورش را از خطری جديد بيم داد: «وقتی از تروريسم صحبت به ميان می آوريم منظور ما بيشتر «ادوارد شوارد نادزه» است تا صدام حسين. » در مقابل شوارد نادزه نخست وزير گرجستان و مردی كه سال ها رابط بين المللی پروستاريكای گورباچف شناخته می شد، گفت: «بمباران روستاهای گرجی توسط جنگده های روسی همه حدود را پايمال كرد. » با آن بمباران غيرمنتظره و اين جنگ لفظی خصومت دو كشور از پاييز سال گذشته ابعاد تازه ای يافت.

شش هفته بعد هم زمان با سالگرد انقلاب 17 اكتبر ملی پوشان روسيه وارد تفليس شدند تا در چارچوب رقابت های مقدماتی يورو 2004 مقابل گرجستان صف آرايی كنند اما با خرابی نورافكن ها در بين دو نيمه بازی نيمه كاره ماند. با توجه به سابقه ذهنی منفی بين دولت ملت روس ها بلافاصله حرف از توطئه به ميان آوردند و توپ را به زمين حريف گرجی انداختند. والری دراگانف معاون فدراسيون فوتبال روسيه (RFU) كه همراه تيم بود، صريحا گفت: «من دوست دارم خراب شدن نورافكن ها را باور كنم اما واقعيت هايی وجود دارند كه مانعم می شوند. اگر اين خرابكاری بخشی از يك برنامه بوده باشد ماجرا چيز ديگری می شود و عواقب وخيمی برای ميزبان خواهد داشت. » از طرف ديگر گرجی ها مدعی شدند بازيكنان روسی به هنگام نواخته شدن سرود ملی گرجستان پشت خود را به جايگاه ورزشگاه كه شوارد نادزه در آن نشسته بود، كرده اند و سوت زدن تماشاگران گرجی به هنگام اجرای سرود ملی روسيه و همچنين كتك زدن سرمربی تيم ملی اين كشور در خاموشی بين دو نيمه در واكنش به اقدام اهانت آميز نخستين بوده است. هيچ يك از طرفين نتوانستند حرفشان را ثابت كنند اما اظهارات وزير كشور گرجستان «كوبا نارچماشويلی» حكايت از پذيرش نسبی بحث خرابكاری در استاديوم داشت: «ژنراتورهای اضطراری هم از دور خارج شده بودند، پس احتمال خرابكاری در بازی وجود داشته است. » البته او با اين حرف ها می خواست نشان دهد يك ميزبان با شرافت و با آبروی خود بازی نمی كند و كار، كار خرابكاران اجنبی است. با گذشت چند ماه از آن حوادث و درست در گيرودار جنگ عراق، بعضی تحليلگران كه احتمال برخورد نظامی ميان روسيه و گرجستان را بررسی می كردند شواهد قابل اعتنايی يافتند.

ظاهرا دولت روسيه حمايت های عمومی گسترده ای برای برخورد با گرجستان يافته بود. به طوری كه روزنامه پرتيراژ «كرود» چاپ مسكو هم زمان با ورود نظاميان آمريكا به عراق چنين تيتر زد: «صدام را با شوارد نادزه معاوضه كنيد!» گرجستان در مقابل اين را اتهام مطرح كرد كه روسيه سعی دارد جدايی طلبان ايالت «آبخازستان» در غرب گرجستان را تقويت نمايد. بدين ترتيب تنش بين دو ملت بار ديگر بالا گرفت و اين در حالی بود كه دومای روسيه نگرانی خود از افزايش حضور نظامی آمريكا در گرجستان را رسما اظهار داشته بود: «برداشتن گام هايی برای برهم زدن توازن نيرو در قفقاز شمالی برای رهبر گرجستان گران تمام خواهد شد و رابطه خوب همسايگی «روسی ـ گرجی» را خدشه دار خواهد ساخت. » در همان حال عده ای از سياستمداران روس گرجستان را چيزی فراتر از يك فريب خورده آمريكا می دانستند چنانكه به ثبت راداری هواپيماهای جاسوسی آمريكا در منطقه مرزی «روسيه ـ گرجستان» اشاره داشتند. «آناتولی چخوف» عضو دوما حتی گرجستان را پايگاه دشمن خطاب كرد: «امنيت ملی روسيه به خطر افتاده و عامل اصلی گرجستان است كه طی گسترش حضور نظامی آمريكا در عراق و منطقه زمين بازی جديد آنها شده است. »

در چنين حال و هوايی دو كشور بار ديگر در زمين فوتبال روياروی هم قرار گرفتند. ميدانی كه حكم يك جدال مستقيم به دنبال جنگ های روانی گذشته را داشت. صرفنظر از بازی سياست، گرجستان می خواست از اعتبار ميزبانی مخدوش شده اش و همچنين اعتبار فوتبال ملی اش كه از سه بازی نخست تنها يك امتياز به دست آورده بود دفاع كند. ابتدا قرار بود بازی به دستور يوفا پشت درهای بسته برگزار شود زيرا ماه پيش از آن به هنگام مسابقه گرجستان ـ ايرلند در استاديوم دينامو يك چاقو به سمت كوين كيلبين هافبك ايرلندی پرتاب شده بود. با شكايت گرجستان يوفا حاضر شد جواز فروش يازده هزار بليت را صادر كند اما با قيد اينكه به هيچ عنوان نبايد بليت اضافی فروخته شود. ضمن اينكه گرجستان بايد 53 هزار يورو به عنوان غرامت پرداخت می كرد كه رقمی بی سابقه در سطح نازل فوتبال گرجی قلمداد می شد. سفارت روسيه در تفليس پيش از مسابقه اعلام كرد هواداران روسی هيچ تقاضايی برای رواديد نكرده اند اما «واختان تاتوناشويلی» رئيس فدراسيون فوتبال گرجستان با چشم بستن بر اتفاقاتی كه قبلا در استاديوم تفليس روی داده بود گفت كه هيچ جايی برای نگرانی وجود ندارد زيرا سه هزار افسر پليس امنيت مسابقه را تأمين می كنند: «گرجستان امنيت بازی را با بالاترين استاندارد تضمين خواهد كرد و هر كاری خواهد كرد تا از بروز مشكلاتی در آينده جلوگيری به عمل آورد. »

رئيس گرجی در حالی كه سعی می كرد حداكثر احترامات را برای طرف روسی قائل شود حتی مژده داد كه: «روسی ها در تفليس با آغوش باز پذيرفته خواهند شد!» ظاهرا برای «تاتوناشويلی» اينكه گرجستان عليرغم بهره مندی از استعدادهايی بزرگ هرگز به يك تورنمنت بين المللی معتبر راه نيافته اهميتی فراتر از درگيری سياسی اين كشور با روسيه داشت. ستاره های گرجی چند زمانی است كه خود را در سطح اروپا مطرح ساخته اند. بهترين نمونه ها «شوتا آرولادزه» هافبك گلاسكو رنجرز، «كاخا كالادزه» مدافع ميلان، «تيموری كتسبايا» مهاجم پيشين نيوكاسل و گئورگی كينكيلادزه هستند. طی سال های اخير اين چهره ها اعتباری برای فوتبال گرجستان كه سال های سال سمبلش ديناموتفليس بوده است دست و پا كرده اند. «تيمور كتسبايا» در نيوكاسل به خاطر نبوغش به «بچه جن» مشهور بود و «كاخا كالادزه» برای دو فصل عضوی ثابت از ميلان ايتاليا محسوب می شده و اگر مصدوميت اجازه می داد مسلما او می توانست همراه روسونری در فينال ليگ قهرمانان پای گذارد. جالب اينجاست كه كالادزه در پاسخ به اتهام روس ها مبنی بر حمايت گرجی ها از تروريست های چچن با اشاره به از دست دادن برادرش در يك گروگان گيری و جريان سوءقصد به شواردنادزه گفته بود كه ما خود قربانی تروريسم هستيم. اما در حالی كه نژاد گرجی همواره سمبل استشراق اروپاييان بوده است و آنها اين نژاد را معيار زيبايی قلمداد كرده اند نه تنها او و ساير لژيونرهای گرجی نشانی از زيبايی فرض شده ندارند بلكه زشتی رفتار هواداران گرجی نيز مايه دلسردی اروپاييان شده است.

حركات خارج از شأن اين تماشاگران پس از حوادث بازی «گرجستان ـ ايرلند» به شكلی كاملا منفی در رسانه های انگليسی زبان بازتاب يافت و يكی از مقاله نويسان گاردين بی اطلاع از مبدا نژادی و فرهنگی گرجی ها واژه «توحش شرقی» را در مورد آنها به كار برد. چند سال پيش كه انگلستان و گرجستان در بازی های مقدماتی يورو 2000 هم گروه شده بودند، اين گرجی ها بودند كه از رفتار هوليگان های كم تعداد انگليسی به ستوه آمده بودند و حالا قضيه كاملا عكس شده است. در آن موقع تيم ملی ارمنستان مجموعه قدرتمندی بود كه حتی سبب هراس ملی پوشان انگلستان می شد ولی امروز گرجی ها با داشتن ستاره های بلندآوازه تر از قبل ضعيف تر به نظر می آيند و همين عامل در تناقض با انتظارات مردم از تيم ملی كشورشان ـ كه تقابل با روسيه به شدت گرفتن اين خواسته ها كمك می كند ـ سبب دامن زده شدن به واكنش های جنجالی تماشاگران گرجی می شود. در حقيقت دو سال از آخرين پيروزی ملی با ارزش گرجستان می گذرد و «الكساندر شيوادزه» سرمربی چند ساله تيم در زمستان گذشته به دنبال تساوی بی ارزش گرجستان در يك ديدار دوستانه خانگی مقابل مولداوی بركنار شد تا ايوو شوشاك جای او را بر صندلی داغ مربيگری بگيرد. از طرف ديگر روسيه اگر چه به عنوان قدرت اصلی گروه اما در حقيقت زخم خورده از نتايج ضعيف جام جهانی و به خصوص شكست مقابل ژاپن پای به ميدان تفليس گذارد و در نهايت با پرتاب سنگ و بطری بدرقه شد.

گرجستان يك ـ روسيه صفر

بالاخره بازی موعود فرا رسيد و درگيری های لفظی روس ها و گرجستان به ميدان فوتبال كشيده شد. گرجستان كه امتياز ميزبانی را در اختيار داشت به هيچ وجه علاقه مند نبود كه بازنده ميدان فوتبال باشد. به همين دليل يازده هزار نفر تماشاگر پر سروصدای گرجی به ورزشگاه تفليس ريختند تا در فضايی متفاوت با سال های اتحاد در شوروی سابق با بازيكنان روسی مثل يك دشمن برخورد كنند. روس های مغرور كه فكر می كردند گرجستان حريف آنها نيست فرصت های زيادی را از دست دادند، اما مالخاز آساتيانی مهاجم گرجستان در دقيقه 12 تنها گل بازی را به ثمر رساند تا روس ها در نزديكی سوئيس شكست تلخ و دور از انتظاری را در كارنامه ببينند. آنها برای رسيدن به سوئيس به اين برد نياز داشتند و حال بايد تا بازی بعد صبر پيشه كنند.

منبع: Soccernet


سهيلا قاسمی: تنيسورهای بسياری طی 15 سال به بازی حرفه ای پرداخته اند. با اين حال هيچ كس نتوانسته همانند پيت سمپراس آمريكايی به موفقيت دست يابد. فاصله گرفتن او از رولان گاروس و ويمبلدون می تواند به منزله پايان كار اين تنيسور بزرگ باشد.

روز شانزدهم ماه مه خبر در همه جا پيچيد. پيت سمپراس 31 ساله اواخر ماه مه سال گذشته خداحافظی خود از رقابت های بين المللی رولان گاروس را اعلام و ماه ژوئن نيز از ويمبلدون كناره گيری كرد. سمپراس در مصاحبه با روزنامه لس آنجلس تايمز اعلام كرد: «هنوز در شرايطی نيستم كه صددرصد بتوانم از كار كناره گيری كنم. خوب می دانم كه شركت در رقابت ها چه اهميتی دارد و در حال حاضر هم نمی خواهم از چنين وضعيتی استفاده نامطلوب كنم. » احتمال دارد كه اين تصميم او برای خداحافظی قطعی نباشد، اما در هر حال سخنان پيت نشان می دهد كه او نزديك به كناره گيری است و حتی اگر اين بار هم خداحافظی نكند، به زودی پس از انجام يك ديدار ديگر برای هميشه راكتش را به زمين خواهد گذاشت. اين تنيسور شماره يك سابق جهان برای اولين بار نبود كه خداحافظی می كرد. پيت پس از پيروزی اش در يواس اوپن سال 2002 بارها و بارها به هنگام شركت در تورنمنت های مهم اعلام می كرد كه اين رقابت، آخرين رقابت او خواهد بود و پس از انجام آن خداحافظی خواهد كرد. به نظر می رسد كه انگيزه های او بسيار كمتر از قبل شده است. او 15 سال است كه در سطح بالا به رقابت می پردازد و چنين فشاری جسم او را كاملا فرسوده كرده است. از طرف ديگر حالا وقت آن رسيده كه در كنار خانواده اش باشد. او به تازگی صاحب فرزندی شده و اين مسئله نشان می دهد كه حضور او در خانه بسيار ضروری است. به هر حال اگر در همين زمان كار را متوقف نكند يكی از اين چيزها را از دست خواهد داد.

پيروزی هايی منحصربه فرد

پيت سمپراس در سال 1988 بازی حرفه ای را آغاز كرد. برای اين بازيكن واشنگتنی سر به زير كسب پيروزی ها بيشتر موهبتی از جانب خداوند بود تا نتيجه ای حاصل از امكانات متعدد مالی. او در اين رابطه می گويد: «من به واسطه خداوند و والدينم كه در كنارم بودند موفق شدم. منظورم از اين حرف نشان دادن مذهبی بودنم نيست، بلكه می خواهم بگويم كه برای موفقيت نياز داريم تا از آن بالا، نيرويی ما را به جلو هل دهد. » او كودك خجالتی با پدری سختگير بود. در ابتدای كارش در زمين بازی به هيچ وجه احساسات خود را نشان نمی داد. پس از اين مسئله بود كه به فردی خشك و سرد شهرت يافت. به هنگام فينال جام ديويس در سال 1991 كه در ليون برگزار شد، پيت در مقابل گی فورژه شكست خورد. صورت او در پايان ديدار كاملا بی احساس و سرد می نمود. او به مرور زمان و پس از شركت در ديدارهای متعدد دريافت كه چگونه بايد خود را رها كند و چگونه از گريه كردن يا خنديدن در ميدان مسابقه نهراسد. پيت سمپراس خيلی زود فهميد كه هيچ چيز با عشق به پيروزی، برابری نمی كند.

او دو فصل را سپری كرد تا بتواند به نخستين عنوان قهرمانی اصلی اش دست يابد. در سال 1990 در حالی كه 19 سال و 28 روز سن بيشتر نداشت به عنوان قهرمانی بزرگی دست يافت و به اين ترتيب جوان ترين قهرمان يواس اوپن شد. از همين زمان بود كه دوران سمپراس آغاز شد. عناوين قهرمانی يكی پس از ديگری به دست آمدند و او ياد گرفت كه چگونه به رقبايش درس دهد. قدرت، سرعت، ضربات مستقيم و سرويس های قوی او سرآمد همه تنيسورها شد. در سال 1993 او در اوج قرار گرفت و به عنوان مرد شماره يك جهان انتخاب شد. سمپراس با تكنيك كامل و بی نقص خود هنوز هم سلاحی در دست دارد كه جوانان و نسل جديد تنيس از آن بی بهره اند. او عليرغم خوش فكری اش، نوعی اعتماد به نفس عميق نيز در وجود خود دارد: «در اعماق وجودم اطمينان دارم كه اگر اوضاع رو به راه باشد هيچ كس قدرت شكست دادن مرا نخواهد داشت. » آيا اين حرف او به معنای غروری بيش از اندازه است؟ در حقيقت مسئله كمی فرق می كند. او بيشتر به كارش فكر می كند و موفقيت برای او معنايی متفاوت دارد: «هرگز نمی خواهم تبديل به موجودی محبوب و مشهور شوم كه همه نگاه ها را به سوی خود جلب می كند. اما می خواهم موجودی باشم كه همه رقابت ها را فتح می كند. » او هفت بار قهرمان ويمبلدون شده است. در 64 تورنمنت مقام اول را به دست آورده و شش بار هم مرد شماره يك جهان لقب گرفته است. پنج قهرمانی مسترز نيز باعث شده كه ركورد افتخارات او از همه فراتر رود.

بزرگ ترين اندوه پيت سمپراس اين است كه تاكنون هرگز قهرمان رولان گاروس نشده است. او درست احساس هنرپيشه ای را دارد كه در انتظار به دست آوردن سزار است. فرارو، كوئرتن و آندره آغاسی دوست قديمی او در عرصه های رقابت فرانسه بسيار قوی تر از او ظاهر شده اند. بهترين نتيجه ای كه پيت در پاريس به دست آورده رسيدن به مرحله فينال در سال 1996 است. آن سال دوست و مربی او يعنی تيم گوليكسون به دليل بيماری سرطان از دنيا رفت. او نهايت تلاش خود را كرد و قهرمانانه جنگيد تا به فينال برسد و بازی فينال را با چشم هايی پر از اشك به پايان رساند. پس از رقابت های ويمبلدون سال 2000 شكست ها و آسيب ديدگی های بسياری گريبانگير پيت شد. انتقادها آغاز شد. گويی همه می خواستند او را وادار به عقب نشينی كنند اما پيت با شكست رقيب ديرينه اش آغاسی در يواس اوپن 2002 نتيجه غيرمنتظره ديگری به دست آورد. در حال حاضر بسياری بر اين باورند كه پيت بازيكن قرن است. البته اين مسئله بسيار جدی و حقيقی به نظر می رسد اما در اين شرايط فعلی نام های ديگری هستند كه ممكن است از او پيشی بگيرند. مهم اين است كه يك تنيسور در دوره خود بهترين باشد و به اندازه ای پيروزی كسب كرده باشد كه بتوانيم نامش را وارد ليست برترين های جهان كنيم. در اين صورت سمپراس بی ترديد بهترين تنيسور جهان خواهد بود.


باز هم تيم هنرمندان

تا چند وقت پيش تيم فوتبال هنرمندان بود كه با همراه آوردن پيروزی های جالب برای تيم های ديگر هم مايه انبساط خاطر بود و هم مبالغی را در جهت امور خيرخواهانه جمع آوری می كرد. حالا تيم واليبال هنرمندان با همان استخوان بندی تيم فوتبال به ميدان آمده تا ضمن ادامه دادن روند شكست های قبلی تجربه جديدی را بيازمايد. تيم واليبال هنرمندان با مربيگری بازيكن سابق فوتبال يعنی حسين ياريار به ديدار تيم پيشكسوتان اصفهان رفت و با نتيجه 3 بر 2 مغلوب شد. اگر تا چند وقت ديگر اخباری از ديدار تيم سپاك تاكرا يا سافت بال هنرمندان به مربيگری حسين ياريار شنيديد تعجب نفرماييد.

ممتازها كجا هستند

تعيين سقف مالی برای قرارداد بازيكنان واليبال كشور از نكته های جالب و قابل توجه فدراسيون واليبال است. اين طرح كه در حال بررسی و مراحل كارشناسی است برای درجات مختلف بازيكنان فعلی واليبال در ايران سقف پرداختی تعيين كرده است. منتهی در شرايط فعلی تعيين بازيكنان ممتاز كه بيشترين مبلغ قرارداد برای آنها لحاظ شده مشكل به نظر می رسد. پيش از اين تعداد بازيكنان ممتاز در ايران شش يا هفت بازيكن پيش بينی شده بود اما ظاهرا كميته فنی فدراسيون يكی يا دو بازيكن را در تمام كشور در حد ممتاز اعلام كرده است. با اين حساب به نظر شما چند بازيكن ممتاز فوتبال در ايران وجود دارد؟ سهم استقلال و پرسپوليس از اين بازيكنان ممتاز چقدر است؟

آرزوهای فرگوسن

حذف ناباورانه و حتی تأسف برانگيز منچستريونايتد از رقابت های اين دوره ليگ قهرمانان خاطره تلخی از اين دوره مسابقات را برای مديران اين تيم به يادگار گذاشته است. با اين حال آلكس فرگوسن مربی سرد و گرم چشيده اين تيم اميدوار است كه يك بار ديگر اين جام را قبل از پايان قراردادش بالای سر ببرد. از قرار معلوم منچستر برای تقويت نيروهای خود برای سال آينده تصميم به خريد چند بازيكن دارد و می خواهد به جای بعضی از بازيكنان پا به سن گذاشته و ناكارآمد منچستر «شياطين» جديدی را به منچستر دعوت كند. فرگوسن فردا شب شاهد ديدار دو تيم ايتاليايی يووه و آث ميلان در اولدترافورد برای كسب قهرمانی ليگ قهرمانان سال جاری خواهد بود. آيا صحنه ای دردناك تر از اين برای فرگوسن می توان متصور بود؟

آخرين كمك

ليگ برتر فوتبال ايران در حال رسيدن به روزهای پايانی است اما همچنان مشكلات آبی و قرمز بحث روز به شمار می آيد. در پی كمك مالی سازمان تربيت بدنی برای پايين آوردن مشكلات مالی اين دو تيم حسن تقدس نژاد معاون اداری و پشتيبانی سازمان تربيت بدنی اعلام كرد كه كمك به اين تيم ها دور از اصول حرفه ای گری است. ظاهرا مسئولان سازمان با وجود حمايت های مالی و مديريتی آنچنان كه بايد از طرز اداره و سيستم مديريت اين دو باشگاه راضی نيستند و به همين دليل با اكراه به اين دو باشگاه كمك كرده اند. با اين اوصاف می توان متصور بود كه سال آينده مديران اين دو باشگاه حتی نبايد توقع كمك از سازمان را داشته باشند. البته اين منطقی است كه كمك كردن به دو باشگاه تهرانی ممكن است سروصدای تيم های ديگر را دربياورد.

ميليونرهای پرتغالی

برگزاری مسابقات فوتبال جام ملت های اروپا در سال ،2004 796 ميليون يورو به رشد اقتصادی كشور پرتغال، كمك خواهد كرد. به گزارش خبرگزاری فرانسه از ليسبون براساس اعلام «لارس ـ كريستن اولسون» مدير بازارايابی اتحاديه فوتبال اروپا، بخش های مختلف صنعت، ساخت وساز و گردشگری در كشور ميزبان از قبل برگزاری مسابقات فوتبال جام ملت های اروپا شاهد رشد چشمگيری خواهند بود. در بخش ساخت وساز كشور پرتغال با برپايی اين مسابقات 244 ميليون دلار كسب درآمد خواهد كرد. در هشت شهر محل برگزاری مسابقات كارهای تبليغاتی در ارتباط با اين مسابقات انجام خواهد گرفت كه همين طرح تجاری ـ تبليغاتی 290 ميليون يورو عايد اين شهرها می كند. بخش گردشگری پرتغال هم شاهد 262 ميليون دلار رشد اقتصادی خواهد بود. پيش بينی شده است برای تماشای مسابقات جام ملت های اروپا سه ميليون خارجی به پرتغال سفر كنند. اين مسابقات از 12 ژوئن تا4 ژوئيه (22 خرداد تا 13 تير 83) برگزار می شود.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو