|

فرشاد محمودی، نفيسه كوهنورد: «فرزندان من بدانيد دريای مازندران حوضچه ماست. زندگی ما در اطراف اين دريا می گذرد. در قلب آسيا جاده ابريشم احيا می شود. اين دريا قلب دنيا می شود. هر كس آن را داشته باشد رهبر دنيا خواهد بود. فلات ايران بر ما كه اهل درياييم بقا نمی كند. روزی كه يكی از فرزندان مرا اهل كوير بكشند كار سلطنت قجرها تمام می شود. صد سال پس از آن است كه من از كنار همين دريای مازندران بيدار می شوم. طلا، نفت، آب، گندم، همه چيز در اينجا هست و من دوباره می رويم...» شايد كمتر ايرانی ای از وصيتنامه امينه خاتون مادربزرگ آغامحمدخان قاجار خبر داشته باشد. وصيتنامه ای كه برای ايرانيان نوشته بود برای مازندران، دريا و خاك ايران اما شايد «صفر مرادنيازف» رييس جمهور تركمنستان آن را خوانده بود كه چنان مصرانه همسايگان را بارها برای نشستن بر سر ميز مذاكره درباره دريای خزر دعوت می كرد. دعوتی كه ايران دوبار توانست آن را به تعويق بيندازد و از شركت در آن طفره رود تا هرگز روسای جمهور 5 كشور تا ارديبهشت 81 گرد هم جمع نشوند. عشق آباد، بهار ،81 پنج رئيس جمهور كشورهای ساحلی دريای خزر زير چلچراغ پرشكوه كاخ «روچيت» در ضيافتی عصرانه برای نخستين بار پس از فروپاشی اتحاد جماهير شوروی و زايش همسايگان جديد خزر دور هم جمع شده بودند. اين روسا چهار نفرشان به زبان مشترك روسی باهم سخن می گفتند و شايد هم درنگی به خاطرات گذشته شان داشتند. آنها تقريبا همه از كمونيست های كهنه كار روزگار سپری شده شوروی و از اعضای رهبران كا. گ. ب بودند. رهبرانی كاركشته در بزرگ ترين كشورسرخ جهان! اما ديگری از دياری ديگر با زبان، فرهنگ و تاريخی ديگر بود كه نه قدرت سرخ ها را تجربه كرده بود و نه فروپاشی را. مردی كه برای تمام دردها گفت وگوی تمدن ها را تجويز می كرد.
رئيس سنی ضيافت حيدرعلی اف رئيس جمهور هفتاد و نه ساله جمهوری آذربايجان بود و جوان ترينشان ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه. علی اف زمانی رياست كا. گ. ب آذربايجان را به عهده داشت و اوايل دهه 1980 به عضويت گروهی سياسی درآمد تا بر مبارزه عليه فساد نظارت كند. سخنوری حاذق و زبردست كه به خوبی تجربيات و دانسته هايش را در چنگ داشت با همان سياست استالينی. آن سوتر پشت به پرچمی با زمينه سبز رنگ كه گويی ترمه ای ايرانی برای زينت به خود داشت، صفر مرادنيازاف رئيس جمهور تركمنستان نشسته، ميزبان اجلاس كه خود پيش از برگزاری آن گفته بود حل معضل خزر زمانی بس طولانی را نياز خواهد داشت چرا كه هركس بايد به فكر منافع ملی خود باشد. منافع ملی ای كه گاه و بی گاه همسايگان را با هم دچار تنش می كند. او در جای جای گفته هايش درباره مخازن گاز و سياست خارجی بی طرفی مثبت كشورش سخن می گويد. نيازاف در خلال گفته هايش چهار رئيس جمهور را دعوت كرده تا از بنای «دروازه بی طرفی» كه نزديكی كاخ او در عشق آباد است ديدن كنند. بنايی كه چهار ستون مورب عظيم به عنوان پايه های رستورانی گردان كه بر فراز آن مجسمه چرخان نيازاف قرار گرفته است در نزديكی محل دفن وصيت نامه امينه خاتون. نور سلطان نظربايف رئيس جمهور قزاقستان كه كشورش بيشترين سهم را از دريای خزر می برد در كنار ميزبان نشسته. نظربايف شصت و دو ساله با شور جوانی و علاقه وافر به تنيس چندی است كه كتابی درباره چشم انداز آينده كشورش منتشر كرده و دلگرم از اينكه در جولای 1998 قرارداد دوجانبه ای برای بهره برداری از نفت خزر با بوريس يلتسين رئيس جمهور وقت روسيه بسته با كمترين دغدغه و نگرانی به نظاره همسايگانش نشسته است. درواقع قرارداد سه جانبه ای كه چنديش پيش ميان آذربايجان، روسيه و قزاقستان به امضا رسيد تنها تأكيدی بيشتر بر اين قرارداد و معاهده آذربايجان و روسيه بود. اما بر سر ميز، دو رئيس جمهور ديگر هم حضور دارند كه از قضا هر دو هم به مردم كشورشان وعده اصلاحات سياسی و اقتصادی داده اند. محمد خاتمی و در كنار او ولاديمير پوتين كه چندی پيش ميزبان رئيس جمهور ايران در مسكو بود و ساعاتی پيش از شروع اجلاس با تأخير وارد عشق آباد شد. دو رئيس جمهور در حالی كنار هم نشسته بودند كه همكاری های روسيه و ايران تا چندی پيش از آن بسيار اميدبخش بود و از احتمال تشكيل اتحاديه ای از اين دو كشور در آينده نويد می داد. اتحاديه ای در مقابل آمريكا كه شايد هر دو كشور به نوعی با گسترش نفوذش در آسيای ميانه و قفقاز مخالف بودند.
روسيه ظاهرا نزديك ترين موضع را به ايران درباره خزر داشت و قولی كه روس ها در مورد همكاری به ايران داده بودند خاتمی را اندكی آرام تر كرده بود. اما نه به آن آرامش خاطری كه مقامات ايرانی در زمان فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری های نوپا داشتند. در آن دوران كشورهای نو استقلال يافته مبهوت از فروپاشی يكی از ابرقدرت های جهان درگير مسائل و مشكلات داخلی بودند. هريك به نوعی جنگ داخلی را تجربه می كردند و قدرت مانور چندانی در مسائل خارجی نداشتند. اما در عشق آباد شرايط متفاوت بود. جمهوری های تازه تأسيس اكنون به ياد لوله های نفتی افتاده بودند كه پايه های آنها در زمان اتحاد جماهير شوروی در خزر كاشته شده بود. شايعه وجود 200 ميليارد بشكه نفت كه از سوی كشورهای غربی مطرح شده بود اين كشورها به ويژه آذربايجان و تركمنستان را برای رايزنی های محكم تر بر سر سهمشان در خزر مصمم كرده بود. قزاقستان اما از مدت ها قبل توافقاتش را با روسيه انجام داده و از نفت خزر استفاده می كرد. در اين ميان روسيه و ايران كمتر از بقيه به نفت توجه می كردند. روس ها از يك سو می دانستند كه به نوعی با كودكان خود به نتيجه رسيده و از سوی ديگر مطمئن بود اين كشورها به دلايل مشكلات اقتصادی نمی توانند به تنهايی و بدون حمايت روسيه از پس استخراج طلای سياه برآيند ليكن دغدغه گرايش چشمگير اين كشورها به آمريكا روسيه را نگران می كرد. اما ايران مغرور از نفت خليج فارس ومنابع نفتی عظيم جنوب، چشم به روی نفت شمال بست. اگرچه اين كشور در جنوب نيز به اندازه همسايگان دريايی اش برنده نبود كه گواه آن تأخير چندين ساله در استخراج نفت پارس جنوبی است كه قطر بيش از 30 سال است كه از آن بهره برداری می كند.
به هرحال هريك از پنج كشور با آرزوها و خواسته های مختلف بر سر يك ميز نشسته بودند تا در بازی كه تحليلگران غربی از آن به عنوان بازی بزرگ خزر نام می برند زورآزمايی كنند. البته تا پيش از آن كه سران گردهم بيايند، هيچ كس از عمق اختلاف نظرها آگاه نبود. آنها حتی در تعريف خزر نيز هم عقيده نبودند، ايران، روسيه و تركمنستان آن را درياچه و آذربايجان و قزاقستان خزر را دريا می شمردند. با همين تعريف ايران كماكان بر موضع سهم 20 درصدی خود پافشاری می كرد. حتی قرار بود در اين نشست طرح كارشناسی خود را نيز برای حصول اين سهم ارائه كند. شايد بدترين لحظه نيز در اجلاس عشق آباد برای ايران زمانی بود كه سران چهاركشور ديگر از آن خواستند تا نحوه محاسبات و عملی كردن طرح را به نقشه خزر نشان دهد. چرا كه گويا از يك سو كارشناسان هيأت همراه رئيس جمهور چندان برای توضيح درباره محاسباتشان آماده نبودند و از سوی ديگر شايد انتظار نداشتند كه سياست روسيه در خزر به طرفةالعينی به سمت آذربايجان و قزاقستان و نگاهی دورتر به سوی آمريكا چرخش كند. چنين شد كه كمردرد آقای خاتمی عود كرد و رئيس جمهور راهی بيمارستانی، در عشق آباد شد. شايد اين بهانه ای برای شبكه های خبری جهان شد تا در تحليل های خود از نخستين نشست سران كشورهای خزر اين اجلاس را ناموفق و شكست خورده بدانند. حدود دو ماه پيش از اجلاس عشق آباد نمايندگان پنج كشور ساحلی خزر در مسكو نشستی برگزار كردند كه روزنامه الشرق الاوسط آن را نمايش خنده دار ديپلماتيك خواند. نشستی كه نمايندگان روسيه، آذربايجان، قزاقستان و ايران در آن حضور داشتند اما از نماينده تركمن ها خبری نبود. در عوض نماينده ايالات متحده كشوری كه 10 هزار كيلومتر از خزر فاصله دارد در آن حضور داشت.
آمريكايی ها معتقدند كه دوری جغرافيايی آنها از منطقه را نزديكی تاريخی شان جبران می كند. نخستين چاه های نفت دريای خزر در قزن نوزدهم با سرمايه های «راكفلر» حفر شدند و شركت های آمريكايی تا هنگام روی كار آمدن كمونيست ها در مسكو در سال ،1917 نفت دريای خزر را در انحصار خود داشتند و در واقع به اجبار با نظام كمونيستی در ارتباط ماندند چندان كه يكی از آمريكايی ها دوست شخصی لنين و مشاور بازرگانی استالين شد. كرسی تركمن ها كه قرار بود دو ماه بعد ميزبان سران كشورهای ساحلی خزر شود در اجلاس مسكو خالی بود. آنها از يك سو از جانب مسكو و واشنگتن و از سوی ديگر از طرف تهران تحت فشار بودند. تركمنستان 992 كيلومتر مرز مشترك با ايران دارد و اين تنها خود می توانست عاملی برای جلب نظر تهران برای تركمن ها باشد. از سوی ديگر عشق آباد ميزبان بزرگ ترين پايگاه اطلاعات مركزی آمريكا ـ سيا ـ در منطقه است و يكی از وزرای امور خارجه سابق آمريكا، مشاور ويژه مراد نيازاف رئيس جمهور تركمنستان است. به نظر می رسد تركمن ها ناچارند بايد مزاج خود را با روسيه هم هماهنگ كنند چرا كه روسيه هنوز در درون بازمانده ای از ساختار كمونيستی اين جمهوری نوپا، دوستان فراوانی دارد. اين وضعيت نزديكترين و هماهنگ ترين كشور ساحلی خزر با ايران است. در واقع اما اطمينانی به اين نزديكی نيست. آنها در مورد تعيين محدوده حاكميت شان با آذری ها مشكلات اساسی دارند چون در محدوده فرضی برای مزرهای دو كشور، حوزه نفتی مهمی وجود دارد كه عشق آباد و باكو چالشی سنتی بر سر مالكيت آن دارند. آذری ها هم كه بخش عمده ای از منابع نفتی خزر در نزديكی خاك اين كشور است به شدت از موضع تقسيم دريای خزر به شعبات ملی طرفداری می كنند. چنانكه با افزايش سطح تماس ها و رايزنی هايشان با روسيه و قزاقستان ابتدا درچارچوب توافقنامه های دوجانبه و اينك در مرحله ای تازه با امضای توافقنامه سه جانبه راه را برای استفاده از منابع زير بستر در مناطق شمالی و مركزی باز كردند. آذری ها اكنون دو خط لوله فعال برای صادرات نفتشان دارند كه يكی از باكو به بندر «سوپسای» گرجستان می رود و ديگری به بندر «نوروسيسك» در دريای سياه.
طبق گزارشی كه وزارت انرژی آمريكا منتشر كرده است، 6 درصد كل انرژی دنيا در كشورهای بلوك شرق است كه 85 درصد از آن در خاك روسيه و مابقی كه حدود 15 درصد از اين 6 درصد است در بقيه كشورهای بلوك شرق از جمله در دريای خزر است. اما اين قصه برای آذربايجان متفاوت است. ساحل آذربايجان قسمت اعظم منابع نفتی خزر را در خود جای داده است كه حوزه نفتی البرز يكی از آنها است. هرچند از 5 قراردادی كه آذربايجانی ها بسته اند تنها يكی از آنها نتيجه داده كه آن هم منبع گاز بوده اما اين كشور كه اقتصاد ضعيف اش توان سرمايه گذاری برای اكتشاف و استحصال منابع را ندارد دايم از فراوانی منابع خزر برای جذب سرمايه گذاران خارجی سخن می گويد. بی جهت نيست كه پوتين شركت «لوك اويل» را تشويق كرده تا در پروژه های بين المللی آذربايجان سهام عمده ای را به قيمت گزافی خريداری كند تا مانع از حضور كشورهای غيرساحلی در خزر شود و امنيت منطقه را چون شير پيری در دست داشته باشد. قزاق ها نيز كه در اين زمينه مشكلات را با عقد توافق نامه سه جانبه حل كرده اند و زير نظر روس ها با همكاری شركت های نفتی اين كشور مشغول بهره برداری از منابع زير بستر خزر هستند. درواقع گاه به نظر می رسد كه سرمايه گذاری روس ها و كمك آنها به آذری ها و قزاق ها تنها برای تسلط بر اين درياچه است و اگر نه اكنون پيش از هميشه اين گمان تقويت شده كه ذخاير نفتی خزر بسيار كمتر از آن است كه مردم اين منطقه تصور می كردند مشكل زمانی پيچيده تر می شود كه كشورهای ساحلی بر سر شيوه تقسيم درآمد اين دريا هم يك رأی نيستند. ايران از تقسيم مشاع خزر حمايت می كند و خزر را يك درياچه می داند كه بايد به انصاف سطح و زير بستر آن ميان كشورهای ساحلی تقسيم شود كه در صورت تصويب چنين طرحی حق ايران بيست درصد از دريا خواهد شد و در زمينه سرمايه گذاری آمريكا هم حق وتو می يابد. شيوه ديگر پيشنهاد آذربايجان و قزاقستان و روسيه است كه تازه به اين دو پيوسته اند و برپايه آن درآمد نفت به نسبت طول ساحل هر كشور تقسيم و سطح دريا به شكل مشاع می شود.
با اين تقسيم نيمی از ثروت دريای خزر ميان آذربايجان و قزاقستان می ماند و اين دو، كشورهايی هستند كه سرمايه گذاری و پشتيبانی آمريكايی ها را پذيراترند. تركمنستان اما تنها كشوری است كه در هر دو حالت بيست درصد سهم خواهد برد. از اين جهت ايران سعی دارد تركمن ها را با خود همراه كند در شرايطی كه روسيه نيز تا چندی پيش سياست ايران را ترجيح می داد اما با تغيير در موضع گيری اوضاع را به نفع آذربايجان و قزاقستان تغيير داد و تسلط نظامی خود را بر خزر استوارتر ديد. اين موضع گيری ها زمانی خود را نشان دادند كه پوتين در مزرعه رئيس جمهور آمريكا در تگزاس با وی ديدار كرد و يك شراكت راهبردی را در دريای خزر ميان ايالات متحده روسيه بنيان گذاشت. شايد ولاديمير چاره ای جز اين نداشت و می بايست ميان همكاری هسته ای با ايران و همراهی در تكميل رژيم حقوقی دريای خزر يكی را برمی گزيد. پس همكاری هسته ای را انتخاب كرد كه هم منافع اقتصادی اش را تامين كرده و هم دشمن سال های جنگ سرد را از رويگردانی از تهران خوشحال می كرد و هم اقتدار امنيتی اش را بر خزر حفظ می كرد. اين چنين بود كه روياهای تهران در پديد آوردن يك ائتلاف با مسكو در خزر برای دور كردن واشنگتن از بزرگترين درياچه جهان، يك شبه آشفته شد. مسكو به ازای سياست تازه خود در قبال ايران، دو وعده بزرگ از آمريكا دريافت كرد. اول اينكه دست كم بخشی از خط لوله نفت دريای خزر از سرزمين روسيه بگذرد و دوم اينكه آمريكا در همه مسائل سياسی ويژه آسيای ميانه و افغانستان با روسيه رايزنی كند. شايد دخالت نكردن آمريكا در دريای خزر سومين وعده ای بود كه آمريكايی ها به روس ها داده اند. چنين بود كه ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه بلافاصله پس از اجلاس عشق آباد راهی بندر آستراخان شد و با صيد يك ماهی خاويار در مقابل دوربين تلويزيون روسيه خبر از مانور نظامی اين كشور در نيمه های مرداد در خزر داد. درواقع مانور نظامی روسيه در خزر هدف اين كشور مبنی بر تسلط بر اين درياچه را محقق كرد. به فاصله چند روز پس از سخنان پوتين ميدان عمليات «اسكورپيون» در سه كيلومتری شهر كاسپيسك داغستان مملو از ژنرال های چند ستاره شد.
در ساحل دريا دستاوردهای نظامی از دستگاه آتشزای بوراتينو تا جيره خشكه سربازان ترتيب داده شده بود. آن طور كه عنوان می شود روسيه به تمام كشورهای ساحلی پيشنهاد شراكت در مانور داده بوده اما تنها آستانه و باكو پاسخ مثبت دادند. تركمن ها دعوت به شراكت در مانور را ناديده گرفتند و حتی ناظران خود را به منطقه نفرستادند و اعلام كردند كه چون مانور نظامی كاری مطلوب برای آينده خزر نيست، عشق آباد در آينده هم نه به عنوان ناظر و نه به عنوان شركت كننده شريك مانورها نخواهد شد. در جريان انجام مانور ايران هم اعلام كرد كه قصد دارد سال آينده يعنی امسال در خزر مانور بزرگ نظامی برگزار كند. درواقع ايران در حال حاضر در دريا نيرويی ندارد كه از لحاظ كيفی و كمی حتی نزديك به ناوگان روسيه باشد. ايران قصد داشت تا در جريان مانور 4 ناو مستقر در خليج فارس را از طريق شاهراه های رودخانه ای روسيه وارد خزر كند كه پاسخ رد به آن داده شد. شايد همين واكنش منفی به استقبال ايران از مانور بود كه باعث شد ايران حضور خود را در دريای خزر قوی تر از گذشته كند. به همين منظور سفارش خريد كشتی بزرگ كانتينربر به شركت های خارجی داده شد و اقدامات لازم برای پيوستن كشتی های خريداری شده به مجموعه ناوگان دريای خزر صورت گرفت. نخستين كشتی خريداری شده كه به نام دكتر معين استاد زبان فارسی نام گذاری شده بود با عبور از كانال «ولگا ـ دن» به مجموعه ناوگان تجاری كشتيرانی دريای خزر پيوست. امسال هم كشتی ايران كوير به ناوگان خزر می پيوندد. سفارش خريد 3 فروند كشتی تجاری و موافقت اصولی برای خريد 5 فروند كشتی كانتينربر «رو ـ رو» در فاز دوم ناوگان داده شد. ظرفيت ناوگان تجاری ايران از يك ميليون تن در سال 78 به 2 ميليون در سال 79 و نزديك به 3 ميليون در سال 80 رسيد.
با اين همه به نظر می رسيد مانور نظامی روسيه در خزر دست كم دو حسن برای ايران داشت: اول اينكه روسيه با همه چرخشی كه در مقابل ايران داشت مانع از حضور نظامی آمريكا در خزر شد و به دنبال آن ايران را بر آن داشت تا با خريد كشتی های تجاری و حتی توريستی حضور پررنگ تری در دريايی داشته باشد كه تا قرن هجدهم ميلادی حاكميت انحصاری بر آن داشت. تسلط ايران در دريای خزر تا زمان قراردادهای گلستان و تركمانچای ادامه داشت كه طی آن قراردادها به دليل اوضاع سياسی ويژه، ايران امتيازات زيادی به روس ها داد. با انقلاب اكتبر 1917 در روسيه و استقرار حكومت بلشويكی روابط دو كشور وارد مرحله تازه تری شد و دولت جديد در جهت تثبيت انقلاب و تأمين امنيت روسيه، سلسله معاهداتی با ديگر كشورهای همسايه برای جلوگيری از دخالت آنها در امور داخلی و حمايت از طرفداران تزار ـ روسيه سفيد ـ امضا كرد. در پی همين سياست بود كه رژيم انقلابی روسيه عهدنامه مودت را در 26 فوريه 1921 با ايران امضا كرد. اين معاهده در مقابل قبول حق برای رژيم شوروی جهت ارسال برای سركوب روسيه سفيد، نيروهای مسلح ضدانقلابی روسيه آن زمان از داخل ايران، كليه امتيازات روسيه تزاری در ايران را ملغی كرد و حق دريانوردی را به ايران بازگرداند. اين برابری حقوقی در موافقتنامه بحرپيمايی در 25 مارس 1940 بين دو كشور تاييد و امضا شد و رژيم حقوقی فعلی دريای خزر بر پايه اين دو عهدنامه شكل گرفت. از همين سال بود كه ايران و شوروی جهت تعيين چارچوب حقوقی همكاری هايشان را در زمينه های مختلف با حفظ منافع مشترك ادامه دادند.
تا قبل از فروپاشی اتحاد جماهير شوروی در دسامبر 1991 خزر چندان محل مناقشه ميان تهران مسكو نبود. پس از سال 1960 كه ايران منابع غنی نفت و گاز جنوب را كشف و مشغول استحصال از آن بود چندان به منابع خزر توجهی نشان نمی داد چنانكه تاكنون نيز ايران در خزر فعاليت اكتشافی نداشته است. شوروی هم كه پهناورترين سرزمين آن روزگار نه چندان دور بود چندان علاقه ای به نفت خزر نشان نداد مگر منابع غنی قفقاز. علت اين دو امر كمبود سرمايه و فقدان تكنولوژی مناسب برای حفر دريای خزر بود. با فروپاشی اتحاد جماهير شوروی اما شرايط به كلی تغيير كرد. قزاقستان، آذربايجان و تركمنستان همسايه های تازه خزر شدند و پيشرفت های علمی در زمينه بهره برداری منابع نفتی همه را تشويق به شروع اكتشاف كرد. اين چنين بود كه ضرورت تكميل رژيم حقوقی دريای خزر بيش از پيش خود را نمايان كرد. آن زمان خيال تهران از آينده رژيم حقوقی دريای خزر به مراتب راحت تر از امروز بود چرا كه هر 4 كشور قزاقستان، روسيه، آذربايجان و تركمنستان در يك گردهمايی در آلماتی متعهد شدند كه به قراردادهای شوروی سابق كه مهم ترين آنها قرارداد 1921 و 1940 بود وفادار بمانند. اما مشكلات از زمانی آغاز شد كه 5 كشور سعی كردند حوزه نفوذ خود در خزر را مشخص و منابع آن را تقسيم كنند. منحصر به فرد بودن درياچه خزر در جهان مشكلاتی در راه تكميل رژيم حقوقی به وجود آورد. چرا كه برای اين دريا هم بايست يك رژيم حقوقی منحصر به فردی تعريف می شد.
منتقدان سياست خارجی جمهوری اسلامی معتقدند كه در سال های گذشته، ايران نتوانسته است از حقوق خود به ويژه در زمينه منابع بزرگ انرژی در بستر خزر دفاع كند و ديگر كشورهای ساحلی با دستيابی به توافق های دو و سه جانبه شرايط را به شكل محسوسی به سود خود تغيير داده اند. هر چند كمال خرازی وزير امور خارجه ايران كه تا به حال چندين بار بر سر مسئله خزر به مجلس رفته معتقد است كه اگر چه ايران به نتيجه نهايی نرسيده اما در مسير نتايج مطلوب قرار دارد. او زمستان گذشته در پارلمانی خطاب به نمايندگان مجلس گفته بود كه حل مسئله رژيم حقوقی دريای خزر يك مسئله زمان بر است و نبايد در آن شتاب كرد. به گفته وزير خارجه ايران تاكيد بر معتبر بودن قراردادهای 1940 و 1921 ايران و شوروی سابق و دفاع از رژيم حقوقی مشاع تامين كننده منافع ايران است. با اين همه از بين پنج كشور ساحلی خزر، تنها ايران است كه از سياست تقسيم مشاع دفاع می كند. البته برخی از كشورها همچون روسيه به زيركی اصرار دارند بگويند كه ايران می خواهد خزر را به 5 قسمت مساوی تقسيم كند. ويكتور كاليوژنی، معاون وزير خارجه روسيه و نماينده پوتين در امور دريای خزر حتی اصرار ايران را برای تقسيم مساوی وقت تلف كردن می خواند. او به يك روزنامه روسی گفته كه با توجه به امضای پروتكل مربوط به نقاط اتصال و در برگرفتن 60 درصد فضای دريا براساس قراردادهای امضا شده، سخن گفتن از 20 درصد در مورد دولت هايی كه هيچ گونه موافقتنامه ای را امضا نكرده اند وقت هدر دادن است. اما مهدی صفری همتای ايرانی كاليوژنی در حالی كه نقشه دريای خزر را به همشهری نشان می دهد دست در هوا می چرخاند و می گويد متاسفانه نماينده روسيه توجه كافی نمی كند، او می تواند نظراتش را هر طور كه می خواهد مطرح كند و بايد آن را به عنوان نظر شخصی تلقی كند، نه نظر رسمی. كاليوژنی كه تا چند هفته ديگر ميزبان نمايندگان كشورهای ساحلی خزر خواهد بود، در مصاحبه با روزنامه روسی موضع ايران را تحريف و سعی كرده پيش از شروع اجلاس ايران در موضع انفعال ببرد. صفری می گويد من تعجب می كنم از كاليوژنی. ما نگفتيم خزر را برابر تقسيم كنيم، گفتيم سهم ايران 20 درصد از دريای خزر است. صفری كه تا پيش از اين سفير ايران در روسيه بوده حدود 2 سال است كه در قالب نماينده ويژه مامور پيگيری تكميل رژيم حقوقی دريای خزر است.
پيش از او واعظی، سرمدی و آهنی در حوزه خزر و در سطح معاونين پيگير رژيم حقوقی در دريای خزر بودند. بعد از تشكيل اداره كل كشورهای مشترك المنافع دولت آبادی مسئوليت تعقيب امور را داشت تا اينكه سر آخر كار به دست صفری رسيد. آن طور كه صفری می گويد نماينده روسيه در اجلاس آلماتی برخورد غير متعارفی با همتايان خود داشته چنان كه در بحث غيرنظامی شدن خزر كه از اصول راهبردی ايران در اين درياچه است مباحثاتی را مطرح كرده كه موجب تقابل و موضع گيری چهار كشور ديگر از جمله ايران شده است. روسيه چنان كه در اجلاس آلماتی نشان داده حاضر به پذيرش حقوق ديگر كشورها در زمينه ماهيگيری و كشتيرانی در خزر نيست و مانع حصول توافق در اجلاس آلماتی شده است. به هر روی مشكل روسيه و قزاقستان و آذربايجان برای بهره برداری از منابع خزر تا حدود زيادی مرتفع شده است. تركمنستان كه خود را به ايران نزديك تر از همه كشورها می داند نشانه های روشنی از تمايلی برای پيوستن به اين سه كشور دارد. تحقق چنين رژيم حقوقی ای موجب خواهد شد كه ايران منابع نفتی حوزه البرز را از كف بدهد و عملا سهم 20 درصدی به 13 درصد كاهش يابد. همين موضوع است كه حساسيت ها و واكنش های بسياری در ايران برانگيخته است. در واقع به نظر می رسد كه با دستيابی ديگر كشورهای ساحلی خزر به توافق جمعی بدون توجه به خواست های ايران، شرايط بيش از هر زمان ديگری برای دستيابی به سهم مطلوب و محق ايران دشوار شده است. اين همه در حالی است كه كمال خرازی می گويد برخی به اشتباه تصور می كنند ما برای تامين منافع مان در خزر متكی به روسيه هستيم. اما چنين نيست. جمهوری اسلامی ايران برای احقاق حقوق خود در خزر به بيگانگان تكيه نخواهد كرد. منتقدان سياست خارجی ايران در خزر معتقدند كه تهران وجه المصالحه كشورهای خزر شده است به طوری كه روسيه با كارت ايران بازی می كند و تركمن ها نيز از موقعيت ما بهره می برند. يكی از نمايندگان مجلس به همشهری می گويد كه همه به جز مردم از اين موقعيت ايران بهره می برند. بسياری از كارشناسان معتقدند كه تيرگی روابط تهران و واشنگتن از جمله دلايل ناكامی ايران در خزر است. گويی تمام تلاش های آمريكا به عنوان يك بازيگر هم منطقه برای محروم كردن ايران از منافع اش در منطقه است. در اين ميان بايد منتظر ماند و ديد همزمان با تحولات پرشتاب و شكل گيری هماهنگی بيشتر در ديگر كشورهای ساحلی دريای خزر سياست صبر و انتظار ايران كه مصوب شورای عالی امنيت است چه نتايجی را در برخواهد داشت. آقای خرازی در حالی كه بر خلاف هميشه لبخند مليحی بر لب دارد سوار بر هواپيمايی كه وی را به تركمنستان می برد می گويد علی رغم نگرانی دوستانم در زمينه مذاكرات خزر، من نگرانی ندارم و معتقدم كه كارها تا به حال بسيار خوب پيش رفته است.
• • •
دور ميزگردی كه به مناسبت ضيافت عصرانه 5 رئيس ترتيب داده شده بود حيدر علی اف خندان نشسته و با نورسلطان گپ می زند. آقای پوتين كه دير به جلسه رسيده بود برای استراحت اجلاس را ترك كرده. صفر مراد نيازاف جای خالی خاتمی را كه در بيمارستان بستری است نشان می دهد و آرزو می كند حال برادر خاتمی هر چه زودتر بهبود يابد. |