Persian Archive

• دنيايی متفاوت
• لبخند رئيس جمهور -۲
• قله های فتح نشده
• كروات ها به جای ژنرال


سهيلا قاسمی: مسابقات جام جهانی تنيس روی ميز از روز دوشنبه 19 مه تا امروز ادامه داشت و بيش از صد و ده كشور در اين رقابت ها شركت داشتند. مسابقات در برسی و استاديوم پاله اومنی اسپور دو پاری ـ برسی برگزار شد. اين دوره از مسابقات ويژگی های جالبی داشت كه در زير برخی از نكات آن را از نظر می گذرانيم.

سه نسل در كنار هم

سه نوجوان 14 ساله و يك سرباز كهنه كار 55 ساله در كنار هم در اين رقابت ها حضور داشتند. جام جهانی 2003 تنيس روی ميز از نظر شرايط سنی با تمام دوره های قبل تفاوت داشت. روز دوشنبه زمانی كه اين نوجوانان در ميدان مبارزه باشكوه برسی حاضر شدند تا اولين ديدار را به انجام برسانند هيچ كس در مورد آينده آنها فكر نمی كرد. شايد بزرگان تنيس روی ميز امروز تا چند سال آينده راكت های خود را به زمين بگذارند، اما آی فوكوهارای ژاپنی نود و يكمين، گوئو يوئه چينی نهمين و لی ژيائوژيا بيست و دومين تنيس باز جهان در شرايطی هستند كه امكان حضور در تمامی جام های جهانی تنيس روی ميز تا سال 2023 را خواهند داشت. هر سه اين افراد در سال 1988 به دنيا آمده اند و در سال 2023 ، 34 سال سن خواهند داشت. ژان ـ فيليپ گاتين در سال 1998 همين جا در برسی راكت به دست می گرفت و هم اكنون هم در سن 34 سالگی به خوبی به كار خود ادامه می دهد. آنها در آن سال حتی از يان اووه والدنر سوئدی كه درسال 1997 و 1989 قهرمان جهان شده بود و هم اكنون در اين دوره نيز حرف های بسياری برای گفتن دارد، 4 سال كوچك تر خواهند بود. ليست سنی كامل آنها در دست ما نيست تا دقيقا بگوييم چند تنيس باز در سنين سی و چهل سالگی يعنی درست در ميانه راه هستند و آرزوی پيروزی در سر دارند يا چه كسانی راكت را همانند شمشير در دست گرفته اند و آماده نبرد تا آخرين لحظه هستند. دلايل دوام تنيس بازان و ادامه كارشان به عوامل مختلفی بستگی دارد. تيری شارلان پزشك تيم های فرانسوی می گويد: «بقای بازيكنان تنيس روی ميز بی شك به اين حقيقت بستگی دارد كه در اين ورزش به نسبت ساير ورزش ها جراحات بسيار كمتری وجود دارد. از طرفی با گذشت سال ها، تكنيك و تجربه به كمك ورزشكاران می آيند. » پاتريك بيروشو مسئول تداركات تيم های بزرگسالان در فدراسيون تنيس روی ميز فرانسه كه خودش در سن 33 سالگی به ورزش حرفه ای پايان داد می گويد: «درست است كه به مرور سرعت را از دست می دهيم اما به مرور زمان جهت بازی، تاكتيك و غلبه بر تنش های روانی بيشتر می شود. » او در ادامه می افزايد: «بايد نسبت به تجديد قوا و استراحت كامل بازيكنان هم توجه بيشتری نشان دهيم. »

ژان ميشل ساوی می افزايد: «چند سالی است كه از مدت طولانی بازی آندرژ گوربا، بازيكن لهستانی 40 ساله ای كه هنوز هم در سطح بين المللی بازی می كند، تعجب می كنم. يك بار از او پرسيدم چه چيز به او انگيزه می دهد و او را به ادامه كار تشويق می كند. آن هم در شرايطی كه يكی از بهترين ها بوده و حالا شكست هايی را هم متحمل می شود. او در پاسخ گفت كه يك بار سعی كرده كار خود را به اتمام برساند. صبح ساعت 5 از خواب بيدار شده و سراغ اتوبوس رفته تا برای خودش كاری پيدا كند. اما فردای همان روز پشيمان شده و دوباره تنيس روی ميز را از سر گرفته است. » ژاك سكرتن 54 ساله، بيست و سه فصل در تيم فرانسه حضور داشته و در سن 36 سالگی هم بازنشسته شده است. اما پس از مدتی دوباره به دنيای تنيس روی ميز بازگشته و به طور مرتب هر ساله در مسابقاتی كه در رده سنی او ترتيب داده می شود شركت می كند. او سال گذشته نيز قهرمان جهان شد. نكته مهم اين است كه پس از اين همه سال هنوز عشق به كار و علاقه به پيروزی را بيش از پيش در وجود خود حس می كند. او دست از اين ورزش نخواهد كشيد چون تنها روش بقا برای او همين است. مسلما آی فوكوهارا، گوئو يوئه و لی ژيائوژيا هم به زودی به همين نتيجه خواهند رسيد.

مراقبت های پزشكی نمايندگان چين

آيا شما اين جمله را باور می كنيد: «پينگ پنگ بيماری های ريوی را منتقل نمی كند. » مسلما اين جمله به طنز بيشتر شبيه است تا واقعيت. هفته ها پيش از آغاز مسابقات جهانی برسی، رئيس فدراسيون تنيس روی ميز فرانسه مسئله سندرم تنفسی حاد را كه اين روزها همه جهانيان را به خود مشغول داشته در راس برنامه های خود قرار داده بود. سارز اين روزها در همه جا شيوع پيدا كرده و طبق اعلام رسمی كريستين پالير، پزشك فدراسيون فرانسه، تا پيش از آغاز اين جام دست كم پانصد نفر در سراسر جهان بر اثر ابتلا به اين بيماری جان خود را از دست داده بودند. و اين مسئله مسابقات تنيس را در مركز نگرانی های عمومی قرار داده بود. چون نمايندگان چين تعداد قابل توجهی بودند و اعتبار يك جام جهانی به گستردگی آن است، حذف اين افراد ممكن نبود. در جام های جهانی سال های گذشته و به خصوص جام اوزاكا كه در سال 2001 برگزار شد بيشتر مدال ها به چين رسيد. بنابراين حذف قهرمان های سال گذشته كاری بسيار غيرمنطقی می نمود. روز سيزدهم ماه مه نمايندگان چين وارد فرانسه شدند و به موندويل رفتند تا در شرايطی مشابه با محل برگزاری مسابقات به تمرين بپردازند. اين گروه در مجموع از سی و شش نفر شامل ده بازيكن مرد، يازده زن، ده مربی و سه سرپرست تشكيل شده بود. دو پزشك نيز همراه آنها آمده بودند اما اين بار مسئوليت پزشكان بسيار عجيب تر از هميشه بود. آنها موظف بودند هر روز صبح و شب دمای بدن تك تك اعضای تيم را اندازه گيری كنند. دولت چين تمام تلاش خود را كرده بود تا آبروی كشورش حفظ شود اعضای تيم در خود چين هم در قرنطينه بودند. چهل تنيس باز چينی در محلی واقع در 200 كيلومتری جنوب پكن و دور از سايرين به تمرين مشغول بودند. در اصل قرار بود آنها فقط سه هفته در آن جا بمانند، اما اين مدت به دو ماه افزايش يافت. گو يونفنگ همراه و مترجم اين گروه می گويد: «هدف اين بود كه آنها از مردم دور بمانند.»

در موندويب هم هر روز يك پزشك فرانسوی به اقامتگاه چينی ها می رفت. كريستين پالير پزشك فدراسيون فرانسه می گويد: «اين وظيفه كمی عجيب و تحميل شده به نظر می رسيد، اما در نهايت بايد پذيرفت كه زياد هم غيرعادی نبود. از نظر سلامت منطقه اين كار بسيار لازم به نظر می رسيد. » البته برای هنگ كنگی ها، تايوانی ها، ويتنامی ها و سنگاپوری ها هم تدابير خاصی در نظر گرفته شده بود. ميشل ژاكه مسئول برگزاری مسابقات می گويد: «ورزشكاران جمعيتی آلوده به سارز نيستند، چون به طور مداوم تحت آزمايش های پزشكی قرار دارند. » شايد در مورد ورزشكاران اين حرف صحت داشته باشد اما روزنامه نگاران و هواداران چينی چه؟ تنها در خاك چين صدها بليت به فروش رفته بود. هشتاد روزنامه نگار هم برای سفر به فرانسه آماده شده بودند. اما هيچ كس به فكر آزمايش های روزانه و كنترل اين افراد نبود. آمارهای رسمی هر روز خبر از افزايش مرگ ومير ناشی از سارز می دادند و مردم برای حضور در استاديوم اومنی اسپور پاريس ـ برسی بيش از پيش نگران می شدند.

تنيس روی ميز مشابه نوشتن

به هنگام برگزاری مسابقات جهانی پينگ پنگ روزنامه «لوموند» برای نخستين بار دست به انتشار چيكده كتاب «پينگ پنگ» اثر جرومه چارين(Charyn Jerome) تنيس باز آمريكايی زد. كتاب اين نويسنده به تازگی به زبان فرانسه ترجمه و توسط انتشارات روبر لافون منتشر شده است. اين اثر هم به زندگينامه خودنوشت يك تنيس باز می ماند، هم تاريخ تنيس روی ميز را بيان می كند و هم گالری عكس شخصيت هايی است كه از دنيای تنيس روی ميز خداحافظی كرده اند و كسانی هم كه عاشق اين ورزش هستند ردپايی از خود در اين كتاب می يابند. اين اثر انديشه ای است در مورد نويسندگی، گردشی است در خيابان های نيويورك و در باشگاه های كوچك و بزرگ آن. به نوعی بازنويسی تاريخ «ديپلماسی پينگ پنگ» است. اين ورزش در كتاب چارين به صورت هنری برای زيستن و بقا توصيف شده است. از نظر او اين ورزش چيزی است شبيه يك ماده مخدر. اين اثر آخرين نوشته اين رمان نويس آمريكايی است و بخشی از آن هم در مورد پاريس است: «هر بار كه باران می بارد و باد در روحم وزيدن می گيرد، هر بار كه ماه سرد نوامبر فرا می رسد به شتاب راهی باستيل می شوم. جايی كه باشگاه پينگ پنگم در آن واقع شده. من با صدای توپ زنده ام. صدای توپی كه به راكتم برخورد می كند و من در همان حال زانوان ضعيفم را خم می كنم تا راكت در جهت درست حركت كند. اين تمركز وحشيانه و برخاسته از طبيعت مرا در درون گردبادی فرو می برد كه در آن با شادی بسيار به حركات لذت بخش و روياهايی بی نظير می پردازم. . . »

در بخش ديگری از اين كتاب او به توصيف باشگاهی می پردازد كه در زير زمين يك سينما واقع شده بود: «تنها و اندوهگين، به شيوه ای بسيار تصادفی به باشگاه تنيس روی ميزی واقع در ريورسايد در نزديكی برادوی راه يافتم. باشگاه زير خيابان قرار داشت و از راه زيرزمين تاريك يك سينما می توانستيم وارد آن شويم. بايد از پلكانی پوشيده از لايه ای ضخيم از سوسك های مرده پايين می رفتيم. علاوه بر اجساد سوسك ها، كاغذهای آب نبات هم در همه جا به چشم می خورد. پس از اين پلكان به در سبزرنگی از جنس چوب كه روی آن ترك ها و خراش های بسياری به چشم می خورد، نزديك می شديم. پيش رويمان اتاق بزرگی واقع شده بود كه دستگاه تهويه ای در آن قرار داده بودند تا اين هوای مسموم و غيرقابل تحمل را تسويه كند. گاهی اين هوای آلوده فكر ترك پينگ پنگ در باشگاه ريورسايد را به ذهنم می كشاند. كف نامتعادل اين اتاق و هفت ميز دارايی های عمده اين باشگاه بودند. در همه جا راكت های پينگ پنگ روی زمين به چشم می خورد. . . » طی برگزاری مسابقات جهانی تنيس روی ميز (بايد در نظر داشت كه عاشقان واقعی اين ورزش بيشتر ترجيح می دهند آن را پينگ پنگ خطاب كنند) در فرانسه، مصاحبه ای هم با اين ورزشكار سابق و نويسنده فعلی ترتيب داده شد كه با هم می خوانيم:

چرا به پينگ پنگ علاقه داريد؟

چون با آن بزرگ شده ام. اين بازی به بچه فقيرها تعلق دارد. برعكس تنيس ورزش گرانی است و برای خريد يك راكت نياز به پرداخت پول زيادی است. به نظر من پينگ پنگ يا همان تنيس روی ميز به موسيقی و نوشتن شباهت دارد.

بين پينگ پنگ و نوشتن چه رابطه ای وجود دارد؟

در هر دوی آنها بايد به دنبال وزن و موسيقی گشت. راكت به قلم شباهت دارد. می توانيم به توپ و يا كلمات به طوری مشابه ضربه وارد كنيم. پينگ پنگ دنيايی وحشی است. می توانيم با توپ و يا قلم به يك شكل آدم بكشيم.

موسيقی پينگ پنگ چيست؟

صدای توپ در برخورد با راكت خودش يك موسيقی است. می توانيم مثل يك كور به بازی بپردازيم. شش ماه است كه با مارتی ريزمن (بازيكن دهه 50 آمريكا) بازی می كنم. او آب مرواريد دارد و هم اكنون نيز تقريبا كور است. او با شنيدن صدای توپ و تنها از طريق گوش خود بارها و بارها مرا شكست داده است.

برای يك بازيكن خوب بودن چه ويژگی هايی لازم است؟

بايد تهاجمی بازی كرد. افرادی كه در زندگی عادی خجالتی هستند در پشت ميز پينگ پنگ بسيار جسور می شوند و تهاجمی عمل می كنند.

روح پينگ پنگ را چگونه می بينيد؟

اين ورزش برای رسيدن به پول نيست و تنها به عاشقان اين رشته تعلق دارد. در واقع دنيای پينگ پنگ با بوكس و فوتبال كاملا فرق می كند. از ورزش حرفه ای و نبرد ميلياردرها بيزارم.

بهترين خاطره تان از اين ورزش چيست؟

پنج سال پيش با كسی بازی می كردم كه از خودم خيلی بهتر بود. او فكر می كرد كه حتی پيش از شروع مسابقه مرا شكست داده است. بسيار عصبی بودم و می خواستم كه حتما پيروز شوم. مثل يك مبارز، يك قاتل و شايد يك سامورايی نبرد كردم. پينگ پنگ ورزشی بسيار سريع است. حمله كردم، حمله كردم و باز هم حمله كردم. . . در نهايت پيروزی از آن من شد.

منابع: لوموند، ليبراسيون


زمانی كه «جواهر لعل نهرو» رهبر فقيد هندوها از كوه بالا می رفت، ميليون ها هندی احساس قدرت می كردند و هنگامی كه مائو پيروزمندانه رود يانگ تسه را شناكنان می پيماييد، انگار يك ميليارد چينی با او از آب اين رودخانه گذشته اند. می گويند كه ناپلئون بناپارت امپراتور كبير فرانسه يك بار گفته بود: «مردم يك كشور به جای نان و آب طالب غرور و افتخارند» و بر اثر اين طرز تفكر بود كه اقدام به كشورگشايی كرد. و طی لشكركشی هايش به مشرق و مغرب زمين، در بلندمدت نه فقط غرور و افتخاری به ملت فرانسه نبخشيد، بلكه مردم كشورش را به خاك سياه نشاند، هيتلر، موسولينی، صدام حسين و ارتش سرخ شوروی سابق نيز دستخوش چنين ماليخوليايی شد كه ديديم سرانجامی جز شقه شدن كشورهای خود، نداشت. بسياری از زمامداران و سياستمداران معتقدند كه می توان به جای رفاه و آسايش، به ملت خود غرور و افتخار كاذب بخشيد و رضايتشان را در پذيرش حكومت (. . . و صدالبته نارسايی ها) جلب كنند پس، به ورزش بها می دهند و روی آن سرمايه گذاری عظيمی نيز می كنند. به طور مثال ملت كشور برزيل كه در فقر به سر می برند با قهرمانی در مسابقات جام جهانی فوتبال خود را كامياب بدانند و يا ملت های فرانسه، ايتاليا، نيجريه، كامرون و آرژانتين با رويای «جام جهانی فوتبال» سر بر بالين بگذارند و كابوس فقر، تباهی، فساد و تبعيض را فراموش كنند.

بی سبب نيست كه عظيم ترين و مجلل ترين استاديوم های ورزشی جهان را می توان در كشورهای فقير و جهان سومی يا در حال توسعه يافته و اجتماعات صدها هزار نفری برای تماشای فوتبال در «ماراكانای» برزيل ريورپلات آرژانتين، سانتياگو برنابئوی اسپانيا و نظير اينها پديد آيد. اين چنين ورزشگاه های غول پيكر و عظيمی قبل از آنكه به منظور ترويج و گسترش ورزش با سالم سازی جامعه بنا شده باشند، بيشتر يك سرمايه گذاری سياسی به حساب می آيند كه از سوی رهبران حكومت و احزاب سياسی اين قبيل جوامع برای بهره برداری های خاص سياسی خود صورت می گيرد «خانه از پای بست ويران است، خواجه دربند نقش ايوان است. » البته رهبران اين گونه حكومت ها در پاسخ مخالفان و توجيه هزينه های سنگين برای ايجاد مجتمع های بزرگ ورزشی يا استاديوم های غول آسا، بيشتر به دلايلی همچون غرور ملی و تقويت همبستگی ملی استناد می كنند. حال آنكه ورزش و مسابقه برخلاف آنچه كه تصور می شود، در ايجاد همبستگی ملی نه شرط لازم است و نه شرط كافی.

جامعه شناسان بزرگ و انديشمندان علوم اجتماعی، در سلسله مراتب عواملی كه می توانند موجب همبستگی ملی در يك كشور باشند، در واقع هيچ نظری به ورزش و مسابقه ندارند. اما بی شك هنگام برگزاری يك مسابقه در سطح ملی وحدت ملی نيز (اگر قبلا هيچ چيز آن را خدشه دار نكرده باشد) ظهور می كند و يك همبستگی موقت و گذرا به جامعه می دهد. البته اين از ويژگی خاص ورزش و مسابقه است كه می تواند افراد مختلف از كشورها و نژادهای گوناگون را در يك لحظه به يك واكنش مشترك بكشاند و به طور موقت موجب طغيان احساسات آنها بشود. زمامداران كشورها، با بهره برداری از اين كيفيت و با حضور خود در ورزشگاه های انباشته از جمعيت چنين نشان می دهند كه گويی اولا آن جمعيت انبوه نه به دليل «جاذبه ورزش» و بلكه به جهت «جاذبه زمامدار» در يك مكان گردهم آمده اند و ثانيا موجب يكپارچگی احساسات آنها شخص زمامدار بوده است نه ورزش و مسابقه! اعوان و انصار زمامداران ـ به خصوص ديكتاتورها ـ هم شرايط را به گونه ای فراهم می آورند كه هر چه بيشتر و ممكن تر چنان توهماتی ايجاد شود.

ناگفته نماند كه برخی از اين ورزشگاه های بزرگ در بخش خصوصی و صاحبان باشگاه ها به طمع درآمد بيشتر، ساخته و بر پا داشته اند. اما همين استاديوم ها نيز از گزند حضور حكمرانان و سياستمداران در امان نيستند. به طور مثال حضور فرانسوا ميتران رئيس جمهور فقيد فرانسه در فينال جام قهرمانی باشگاه های اروپا ـ المپيك مارسی و ستاره سرخ بلگراد ـ در سال 1991 ميلادی، حضور ژاك شيراك و گرهارد شرودر دو رئيس جمهور دو كشور همسايه فرانسه و آلمان در فينال جام های جهانی 1998 و 2002 و يا سخنرانی يك دقيقه ای بيل كلينتون رئيس جمهور سابق آمريكا در مراسم افتتاحيه رقابت های جام جهانی، نمونه واضح و گويای اين مسئله است.


قله های فتح نشده

در روزهايی كه كوهنوردان كشورهای مختلف پنجاهمين سالگرد اولين صعود به قله اورست را با فعاليت های مختلف جشن می گيرند، كوهنوردان و فدراسيون كوهنوردی ايران غصه كم شدن بودجه اين فدراسيون را دارند. در كل كره زمين 14 قله بالاتر از 8000 متر وجود دارد كه همگی در رشته كوه هيماليا واقع شده اند. صعود به اين قلل از سوی كوهنوردان كشورهای مختلف به هيماليانوردی شهرت يافته است. كوهنوردان ملی پوش ايرانی نيز بر اساس برنامه تنظيمی فدراسيون كوهنوردی تا پايان سال 1381 موفق به فتح 7 قله از مجموعه قلل 14 گانه شده اند. بر اساس برنامه تنظيمی، مسئولان فدراسيون كوهنوردی تصميم داشتند تا در اقدامی كم نظير، ركورد هيماليانوردی در جهان را بشكنند. بر اساس برنامه آنها، در سال ،1382 3 قله ديگر بايد فتح می شد. به همين منظور انتخاب 3 گروه ملی پوش در دستور كار آنها قرار گرفت. دعوت از 500 كوهنورد به اردوی آمادگی و غربال آنها طی دوره های مختلف نهايتا تعداد ملی پوشان را به 25 نفر رساند. اين 25 نفر قرار بود در 3 گروه از سوی فدراسيون در فواصل مختلف به هيماليا اعزام شوند اما كاهش بودجه فدراسيون مانع از تحقق اين امر شد. بودجه 60 ميليونی فدراسيون كوهنوردی در سال 1381 با 10 ميليون كاهش به 50 ميليون تومان رسيد تا عملا 2 برنامه از 3 برنامه فوق حذف شود. اين در حالی است كه محسن مهرعليزاده چندی پيش اعلام كرده بود كه بودجه ورزش كشور 60 درصد افزايش داشته است. و تمام اين مسائل را به كمك 150 ميليون تومانی چندی پيش سازمان به باشگاه پرسپوليس برای پرداخت حقوق معوقه بازيكنان و كادر فنی اضافه كنيد تا كمی اوضاع و احوال ورزش بر شما روشن شود.

كروات ها به جای ژنرال

پس از مدت ها بحث و تبادل نظر هيأت مديره باشگاه استقلال با حضور دوباره ناصر حجازی در اين تيم مخالفت و امير قلعه نوعی را به عنوان سرمربی فصل آينده برگزيد. با حضور مجدد قلعه نوعی در استقلال تهران، آبی پوشان اهوازی برای فصل آينده بايد به فكر سرمربی ديگری باشند. از اين رو هيأت مديره باشگاه استقلال اهواز باب مذاكره با چند مربی كروات را گشودند. در نهايت دو مربی انتخاب اصلح آنها برای فصل آينده هستند. اين دو مربی در ليگ اول كشور كرواسی فعاليت می كنند اما اگر نام و مبلغ پرداختی به نفر اصلی را كه به اهواز می رود می خواهيد بايد كمی صبر كنيد. البته تا پايان فصل اگر بگوويچ در اهواز بماند و استقلال اهواز نيز يك مربی كروات استخدام كند بايد منتظر طلوع خوزستان جديدی در فوتبال ايران باشيم.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو