|

زهرا ابراهيمی: • اين روزها بحث استعفای اصلاح طلبان نيز در مجلس مطرح شده است، ظاهرا آنها اعتقاد دارند كه در تعامل با جناح محافظه كار به بن بست رسيده و راهی ندارند جز اينكه با استعفا نشان دهند كه كاری از دستشان برنمی آيد تا برای اجرای برنامه های اصلاحات انجام دهند. نظر شما در اين خصوص چيست؟
جناح اصلاح طلب به ويژه شخص آقای خاتمی كه بسيار مسالمت جو، اهل دادوستد و معامله هستند تا آن جا كه راهی برای گفت وگو و همزيستی وجود داشت رفته اند و به اينجا رسيده اند كه جناح مقابل جز اعمال قدرت برای ادامه حيات راه ديگری را اختيار نمی كند.
• ظاهرا شما با استعفای اصلاح طلبان مخالفيد.
اگر جبهه اصلاحات به صورت كلی و جمعی به تصميم استعفا برسند من از آن تبعيت می كنم اما شخصا معتقدم ما پيش از استعفا بايد از اهرم رفراندوم استفاده كنيم. دليل من اين است كه اساسا حاكميت در نظام جمهوری اسلامی و در چارچوب قانون اساسی از آن ملت است و كشور بر اساس اراده عمومی اداره می شود و دولتمردان در نظام جمهوری اسلامی بدون رأی مردم مشروعيت و اعتبار قانونی ندارند لذا ما در مسائل مورد اختلاف نه تنها در دو لايحه ای كه فعلا موردبحث مجلس و شورای نگهبان و در حقيقت اصلاح طلبان و محافظه كاران است بلكه در تمامی موارد اختلاف به مقتضای صريح فلسفه قانون اساسی كه مردم در مسائل مهم كشور به وسيله رفراندوم، قانونگذاری می كنند، می توانيم نظر مردم را بخواهيم و با سرعت موضوع رفراندوم را پيگيری كنيم و اگر در اين مسير هم بن بست ايجاد شد آن وقت به مسئله استعفا برسيم.
• يك سال بيشتر از عمر مجلس ششم باقی نمانده و تا اين مسير بخواهد طی شود، اين يكسال هم به پايان رسيده و ديگر نيازی به استعفای نمايندگان نيست.
اصلاح طلبان می توانند يكسال ديگر تريبون مجلس را در اختيار داشته باشند و ملت را در جريان بن بست ها و مشكلاتی كه در كشور هست قرار دهند. استعفا با اين سرعت امر مفيدی نيست، بايد از اين توان ظرف يكسال آينده استفاده كرد، اگر حقيقتا به بن بست رسيده ايم ملت را در جريان بگذاريم، در حال حاضر اصلاح طلبان در بازگو كردن صريح مسائل و اينكه حقيقتا مشكل در كجاست تعارف می كنند. بايد حجت را تمام كرد زيرا ترك كردن چنين پايگاهی آن هم به طور نامشخص صحيح نيست. بايد جوهره و اساس موانع پيشرفت كشور با صراحت و طی قطعنامه ها و بيانات روشن برای مردم بازگو شود. اگر قدرت و اراده مردم حاكم است و آنها بايد در مسائل سرنوشت ساز و اساسی تصميم گيرنده باشند بايد همه آنچه كه وجود دارد به اطلاع آنان رسانده شود. رئيس جمهور كه هنوز هم از نوعی اعتماد بين مردم برخوردار است می تواند از اين موقعيت استفاده كند. در حال حاضر شخصيت های درجه اول اصلاح طلبان بحث استعفا را مطرح می كنند، اين نشان می دهد كه اساس جبهه اصلاحات به استعفا رسيده است. ولی قبل از آن بايد تكليف خود را با مسائل كشور، موانع موجود و نحوه خروج از بن بست فعلی روشن كنند. اگر ديديم به جايی نمی رسد آن وقت از صحنه كنار می رويم، به نظر من با اين سادگی و مفتی استعفا دادن مطلوب نيست.
• در جبهه اصلاح طلبان اختلاف نظر شديدی در مورد نحوه خروج از بن بست فعلی از طريق رفراندوم و يا استعفا وجود دارد، فكر نمی كنيد پرداختن به بعضی مسائل به صورت شفاف موجب تشديد اين اختلافات و چندپارگی اصلاح طلبان شود؟
به نظر من اعضای موثر مجمع روحانيون مبارز كه اكثر آنها در مجلس هستند با همراهی جبهه مشاركت و مجاهدين انقلاب اسلامی بايد بنشينند و در مورد اين مسائل به تصميمات مشتركی برسند، قطعا مجمع روحانيون مبارز و شخص آقای كروبی بر چيزی صحه خواهند گذاشت كه جمع به آنها برسد. به نظر من يكی از مقاطعی كه می توان در آن فعاليت كرد، انتخابات مجلس هفتم است. نبايد بگذاريم صلاحيت كانديداها توسط شورای نگهبان رد شود، ما بايد قبل از آن تصميم به شركت يا عدم شركت در انتخابات را بگيريم. خودداری از شركت در انتخابات، نوعی استعفا است. عدم ثبت نام در انتخابات مفهوم روشنی دارد، ضمن اينكه در مجلس هستند و از تريبونی كه مردم در اختيار آنهاگذاشته اند استفاده كرده و اعلام می كنند كه چون شرايط انتخابات آزاد فراهم نيست از شركت در آن خودداری می كنيم.
• مجلسی ها انتظار داشتند كه در شرايط حساس منطقه و در زمانی كه كشور بيش از هر زمان به وحدت و همدلی نياز داشت، دو لايحه رئيس جمهور با ايراد كمتری از سوی شورای نگهبان روبه رو می شد، در حالی كه نحوه رد اين دو لايحه و ايرادهای زيادی كه به آنها گرفته شد اين احساس را به وجود آورد كه جناح اقليت از استعفای اصلاح طلبان استقبال می كند. بعضی افراد سرشناس آنها نيز صراحتا از استعفا ابراز خوشحالی و رضايت كرده اند، به نظر شما دليل خوشحالی آنها چيست؟
من بعضی خوشحالی ها را ناشی از سادگی های سياسی و بی مبالاتی نسبت به سرنوشت كشور و انقلاب می دانم، خوشحالی از استعفای اصلاح طلبان ناشی از عدم درك شرايط كشور و سرنوشت نظام جمهوری اسلامی و مصالح مردم است، كسانی كه موقعيت كنونی ايران را درك می كنند و مصالح مردم و نظام را می فهمند گمان نمی كنم از استعفای حتی يك نفر از اصلاح طلبان نيز خوشحال شود زيرا استعفا به اعتماد عمومی نسبت به نظام خدشه وارد می كند.
• فكر می كنيد شرايط بين المللی و منطقه تا چه حد در طرح مسئله استعفا از سوی اصلاح طلبان و يا خوشحالی از آن از سوی محافظه كاران تأثير داشته است؟
مسئله خروج از حاكميت بحثی قديمی است و به قبل از حضور آمريكا در عراق برمی گردد، استعفای اصلاح طلبان تعرضی به كارشكنی های محافظه كاران است كه ادامه كار را برای اصلاح طلبان در اداره مملكت دشوار كرده اند. حتی به نظر من طرح خروج از حاكميت اصلاح طلبان اقدامی محافظه كارانه در برابر كارشكنی های جناح مقابل بود. بدون شك استعفا در شرايط فعلی برای ايران، نظام و اعتبار آن گران تمام خواهد شد. و لذا تمام كسانی كه علاقه مند به نظام و حاكميت در چارچوب قانون اساسی هستند و شرايط فعلی را نيز درك می كنند از استعفای اصلاح طلبان خوشحال نمی شوند. |