|

جملات جورج بوش بيشتر به مديحه سرايی شبيه بود: «شما تعدادی از برترين مغزهای كشور ما هستيد»، آنقدر برتر كه «دولت ما حدود بيست تن از شما را به كار گرفته است. » جورج بوش، روز 26 فوريه، در انستيتوی American Enterprise، در واشنگتن، در حال ادای احترام به محفلی فكری(think tank) بود كه يكی از دژهای اصلی محافظه كاری نوين در آمريكا به شمار می رود. او در حال تمجيد از نحله ای فكری بود كه همواره بر دوران رياست جمهوری او تسلط داشته و سرمنشاء تمامی رفتارهای جريان فكری متنفذ در حاكميت آمريكا است. در اوايل دهه شصت جان. اف. كندی، برخی از استادان را، به ويژه از دانشگاه هاروارد، كه متمايل به چپ ميانه بودند، به استخدام دولت خود در آورد. جورج بوش نيز درست با آنانی به حكومت خود ادامه خواهد داد كه در اوايل دهه شصت به اين «مصالحه ميانه گرا» پيوستند، كه رنگ و بويی سوسيال - دموكرات داشت و در آن زمان بر فضای كشور حاكم بود. آنان چه كسانی هستند؟ تاريخ شان چيست؟ پيشوای فكری آنان چه كسی است؟ ريشه های فكری محافظه كاری نوين از نوع جورج بوشی آن كجاست؟ محافظه كاران نوين را نبايد با مسيحيان بنيادگرا اشتباه گرفت، هر چند كه چنين بنيادگرايان نيز برگرد رئيس جمهور آمريكا ديده می شوند. محافظه كاران هيچ ارتباطی با پيدايش افراط گرايی معارض كه از ايالات جنوبی آمريكا سرمنشا گرفته، ندارند، اين نوع افراط گرايی يكی از نيروهای اوج گيرنده در حزب جمهوريخواه امروزی محسوب می شود. مهد محافظه گرايی نوين، سواحل شرقی ايالات متحده است، اما اندكی نيز خاستگاه كاليفرنيايی دارد. الهام دهندگان آن وجهه ای «روشنفكرانه» داشته، اغلب نيويوركی و يهودی بوده و تفكرات خود را با «چپگرايی» آغاز كرده اند. برخی از آنان هنوز هم خود را «دموكرات» می خوانند. آنان به جای «كتاب مقدس» معمولا يك نشريه ادبی يا سياسی زيربغل دارند و به جای لباس مبلغين مسيحی جنوب، كت و شلوار به تن می كنند. بيشتر وقت ها، در باب مسائل اجتماعی و اخلاقی به ابراز عقيده های ليبرال می پردازند. آنان نه خواهان ممنوعيت سقط جنين هستند و نه مدافع برگزاری مراسم نيايش در مدارس. آنان سودای ديگری در سر می پرورانند. |