Persian Archive

• بارسا يک ملت است
• لحظه به لحظه با انتخابات بارسا ۲۰۰۳
• دوستی< استعفا و حاشيه
• بوكس و مربی خارجی
• جای خالی علی ساميين
• دريا موجه
• زن قهرمان در آستانه بازنشستگی
• آشوب در جشن آبيآشوب در جشن آبی


آران: انتخابات مردمی ترين سامانه فوتبال دنيا پس از يك ماه كشاكش ميان طيف های ذی نفوذ در بارسا، با پيروزی «خوان لاپورتا» به پايان رسيد. اين نمايش بزرگ فوتبال و دموكراسی كه هفته های اخير رسانه های جهانی را به خود مشغول داشته بود، در حالی برگزار شد كه خارج از اسپانيا به ندرت می توان مدلی مشابه از يك باشگاه عظيم مردمی با سيستم انتخاباتی استاندارد و نامزدهای جدی و متنوع پيدا كرد.

50 هزار نفری كه در انتخابات يكشنبه 15 ژوئن شركت كردند، تقريبا نيمی از جمعيت 94 هزار نفری اعضای رسمی بارسا محسوب می شوند كه به نمايندگی از حدود 4 ميليون كاتالان حق رأی دارند. كافی است اين ساختار را با باشگاه های بزرگ و پرهوادار ايتاليايی و انگليسی مقايسه كنيد تا پی به بستر اجتماعی غنی فوتبال اسپانيا ببريد. برخلاف باشگاه های بزرگ ايتاليايی كه توسط يك چهره اقتصادی ـ سياسی يا يك خانواده مافيايی اداره می شوند و حداكثر دخالت هوادارانشان در جريان امور از طريق تهديدهای گاه و بی گاه است، در اسپانيا عمده باشگاه های ريز و درشت از ساختاری دموكرات برخوردارند و هريك ملتی كوچك را پشت سر خود می بينند. شعار «بارسا يك ملت است» كه در نخستين روزهای رقابت انتخاباتی از سوی مسئولان باشگاه و به منظور جلب آرای تعداد بيشتری از اعضای رسمی مطرح شد به خوبی پتانسيل های مردمی آبی و اناری ها را نشان می داد به خصوص وقتی بدانيم در خارج از كاتالونيا و اسپانيا در 20 كشور ديگر جهان نيز رأی هايی به صندوق «بارسا 2003» ريخته شده است. تعداد نامزدهای اين دوره به ده نفر می رسيد كه از همان آغاز تنها 3 تن از آنها شانس پيروزی داشتند. «لوئيس باسات» رقيب خوان گاسپارت در دوره قبلی انتخابات شناخته شده ترين نامزد به شمار می آمد كه جزو طيف حاكم بارسا محسوب می شد.

او كه اهداف متوسطی داشت با محافظه كاری سعی داشت بيشترين سود را از وجهه خويش ببرد اما هرگز فكر نمی كرد يك رقيب ناشناخته و جوان با شعارهای انقلابی اش او را به بازنده ای بزرگ تبديل سازد. لائورادو يكی از مديران فعلی بارسا نيز سومين شانس محسوب می شد. البته با فاصله ای بسيار زياد از دو رقيب اصلی. شعار اصلی باسات بازگرداندن پپ گوارديولا اسطوره كاتالان به بارسلونا البته به عنوان مدير فنی بود، در حالی كه بسياری كارشناسان معتقد بودند گوارديولا تجربه لازم برای اين سمت را ندارد. در مقابل لاپورتا هرگز اهداف متوسط اختيار نكرد و با تكيه بر احساس نياز عمومی نسبت به يك تحول بزرگ در ساختار باشگاه طرح هايی بلندپروازانه مطرح كرد كه آوردن بكام و رونالدينيو نقطه عطف آنها محسوب می شد.

حياتی دوباره

پس از يك فصل هرج ومرج در باشگاه معظم كاتالان و قرار گرفتن در نازل ترين جايگاه سه دهه اخير، اين انتخابات خون تازه ای در شريان های آبی و اناری تزريق كرد. لاپورتا وكيل جوان كاتالان كه تنها 40 سال سن دارد نخستين بار با تشكيل گروهی به نام «فيل آبی» در اعتراض به بركناری يوهان كرويف كبير نام خود را در راهروهای باشگاه مطرح كرد. البته او هرگز موفق نشد به خيل مديران و مشاوران دستگاه عريض و طويل مديريت باشگاه راه يابد و انتخاب لاپورتا از اين نظر حائز اهميت بود كه او بزرگ ترين نقطه ضعف بارسلونا يعنی مشكلات بوروكراتيك و سياسی پشت پرده را هدف قرار داده بود. او از حمايت يوهان كرويف كه همچنان بر بزرگ ترين قشر هواداران بارسا نفوذی معنوی دارد، بهره مند بود و بسياری پيروزی او را به منزله به كرسی نشستن انتقادات كرويف طی سال های اخير می دانند. گرچه ادعای او مبنی بر كشاندن ديويد بكام به نوكمپ بيشترين تأثير را بر چهره شدن لاپورتا گذارد اما او هم آنقدر توخالی نبود كه نتواند از ديده شدنش بهره گيرد.

لاپورتا از بكام به مثابه يك بمب تبليغاتی قدرتمند استفاده برد و اعتباری كه از كرويف و طيف مدرن بارسا می گرفت به او اين اجازه را داد تا اخبار رسانه های تأثيرگذار داخلی و بين المللی را حول و حوش شعار خود متمركز سازد. او حتی توانست در معامله ای پنهان منچستريونايتدی را كه می خواست از دست بكام خلاص شود به موضع گيری مثبت در قبال انتقال بكام به بارسا متقاعد سازد و خود را انتخاب اول اسپانسر بزرگ بارسلونا «كمپانی نايك» قرار دهد. نفوذ و اعتبار جهانی نايك به خصوص در رسانه های آمريكايی و انگليسی برگ برنده لاپورتا بود به طوری كه او ظرف يك هفته از 25 درصد آرای نظرسنجی ها به ركورد 52/6 آرای نهايی نايل شد تا نخستين رئيسی باشد كه بيش از مجموع آرای ساير نامزدها يعنی بيش از 50 درصد آرا را به دست می آورد.

او 27 هزار و 138 رأی را تصاحب كرد كه در مجموع 51/52 رأی رقم قابل توجهی بود. البته از 94 هزار هوادار رسمی كه دايره وسيعی از نخبگان كاتالان و حتی غيركاتالان را در بر می گيرند تنها 54/72 درصد در اين دوره شركت داشته اند. با اين حال نسبت به انتخابات دوره گذشته كه خوان گاسپارت مدير مستعفی و صاحب هتل های زنجيره ای از صندوق بيرون آمد 2 درصد رشد وجود دارد. لوئيس باسات كه در دوره قبلی نيز دوم شده بود با 16 هزار و 412 رأی از پيروزی بازماند. او كه بيشترين ضربه را در روزهای پايانی و به هنگام اوج گرفتن شايعه انتقال بكام به بارسلونا توسط لاپورتا از دست داد حتی سعی كرد با روويرا ديگر نامزد انتخابات ائتلاف كند اما نتايج نشان می دهد كه هيچ يك از نامزدها از جمله ماخو (2/490)، روويرا (2/388)، مينگوئلا (1/867)، لائورادو (987)، بلانكوز (238) و نولوس (98) قدرت ائتلاف نداشته اند.

انقلاب لاپورتا

حالا آرای قاطع پشت سر لاپورتا دست او را برای اصلاحات اساسی باز گذاشته است. او يك «بارسلونيستای» متعصب اما انقلابی است. پس از سه سال سرگردانی و شرمندگی كه گاسپارت يك تيم قدرتمند را به تيمی بحرانی و بدون عنوان بدل ساخت، بسياری از دوستداران بارسا پيروزی لاپورتا سمبل طيف مدرن و اصلاح طلب را غنيمت می شمرند. او در بين شش نامزدی كه برنامه های مستقل و مشخصی ارائه دادند می درخشيد. وقتی اين وكيل جوان پای تابلوهای كنفرانس، نمودارهايی را كه حركت به سوی آينده را ترسيم كرده بودند تشريح می نمود از ادبياتی استفاده می كرد كه كاملا با پشتوانه و حساب شده به نظر می رسيد. به طوری كه لوئيس باسات يا سايرين هر بار سعی كردند از زاويه نگاه او به مسائل بنگرند ناتوان نشان دادند.

در ميزگردی كه با شركت شش رقيب اصلی به فاصله پنج روز از انتخابات از شبكه tve3 پخش شد تنها كسی كه توانست پس از او با حرف های تازه مردم را مجذوب سازد روويرا بود. او پيروز شد چرا كه احساس تغيير و تحول نزد مردم را بهتر درك كرده بود و سازماندهی بهتری را تحت مديريت ساندرو روسل مدير پيشنهادی اش ترتيب داده بود. اولين سخنرانی رئيس جديد شخصيت او را به خوبی نشان می داد. او همه بارسلونی ها را در اين پيروزی سهيم دانست و از مديريت پيشين نونز و حمايت های كرويف قدردانی كرد و در پايان ياد و خاطره آرماند كارابان پيشكسوتی كه در آستانه انتخابات در گذشته بود را زنده نگه داشت. آنچه از نطق پيروزی لاپورتا برمی آمد «عطوفت، خدمتگزاری و اعتبار» بود. مدير تبليغاتی او خاوير رويگ، همان كسی كه جنگ تبليغاتی بكام را سازماندهی می كند، ابعاد رسانه ای وسيعی به كانديداتوری او بخشيد.

حالا نسل جوان علاقه مند به سرنوشت بارسا با انتخاب لاپورتا اميدواری يافته اند كه بتوانند وارد تشكيلات باشگاه شوند. دو مدير انتخابی او برای كميته فنی از همين طيف برخاسته اند: «روسل و بگيريستان».ساندرو روسل يك مدير باهوش است كه به راحتی انگليسی صحبت می كند و مدام به شهرهای مهم اروپا سفر می نمايد. بگيريستان هم يكی از ستاره های كاتالان دهه های هشتاد و نود و دست پرورده يوهان كرويف كبير است. لوئيس باسات نيز گروه خوبی را پشت سر خود جمع كرده بود اما در بروز عقايد متحول كننده ناتوان ماند. نفر سوم «ماخو» يكی از سنتی ترين نامزدها به شمار می رفت كه معلوم نشد چطور توانست از كسانی مثل لائورادو كه سابقه بازی برای بارسلونا در روزهای جوانی را دارند و حرف های بزرگی بر زبان آورده بودند، پيشی بگيرد. منفی ترين ويژگی اين انتخابات شعارهای رنگارنگی بود كه از سوی نامزدها مدام رنگ و لعاب بيشتری می يافتند و بيشتر حول نام ستاره های بزرگ فوتبال چرخ می زدند و در بسياری از آنها ذهنيت تجاری بر ايده آل گرايی مورد علاقه كاتالان ها غلبه داشت. همچنين در خود شهر بارسلونا كه 86 هزار نفر از 94 هزار هوادار رسمی بارسا با لقب «بارسلونيستا» حضور داشتند، 36 هزار نفر پای صندوق نرفتند. البته ابعاد اروپايی و جهانی انتخابات بسيار وسيع بود به طوری كه نزديك 4 هزار نفر از شهرهای ديگر كاتالونيا، 400 نفر از سراسر اسپانيا، 92 نفر از كشورهای اروپايی مثل آلمان، بلژيك، دانمارك، فرانسه، يونان، هلند، انگليس، ايتاليا، پرتغال و سوئيس و 20 نفر از كشورهای غيراروپايی آرژانتين، برزيل، كانادا، شيلی، گواتمالا، مكزيك، پورتوريكو، آمريكا و ونزوئلا رأی دادند.

تيم ويژه

خوان لاپورتا برای پيروزی در انتخابات از تيمی مركب از ساندرو روسل (به عنوان مدير)، آلفوسو گودال، ويسنس ويوس، مارك اينگلا و هزاران هوادار متخصص و پيشرو در كاتالونيا و ساير ايالت های اسپانيا ياری می گرفت. آنها رأی ها را دانه دانه جمع آوری كردند، پس قدرشان را می دانند. خوان لاپورتا در اولين گام چيكی بگيريستان را به عنوان مدير فنی و مشاور خود برگزيد و وقتی در برنامه مناظره تلويزيون tve شركت كرد اين مژده را به همگان داد. در همان برنامه آيتور مجری برنامه از دوستان قديمی لاپورتا قلمداد می شد. رابطه های بين المللی قوی اين گروه با بزرگانی چون گاس هيدينك و اسون گوران اريكسون ـ كه نقش اصلی را در گرم نگه داشتن شايعه بكام ـ بارسا برعهده داشت ـ به آنها كمك كرد تا در مجامع بين المللی و رسانه هايی چون CNN ـ به لطف پدرو پينتو مجری پرتغالی الاصل و طرفدار بارسلونا ـ جای پايی پيدا كنند. پيش بينی می شود 60 نفر از 500 عضو اجرايی و مشورتی كابينه و پارلمان بارسا با انتخاب رئيس جديد تغيير نمايند كه بزرگ ترين تغيير در دهه اخير محسوب می شود زيرا همه گروه های سياسی و اجتماعی كاتالونيا نمايندگانی در باشگاه دارند و جابه جايی ها معمولا به كندی صورت می گيرد.


ساعت 8 و 57 دقيقه به وقت بارسلونا درهای «مينی استادی» ورزشگاه بارسلونای ب به روی مردم گشوده شد. همزمان سايت «دياريو اسپورت» روزنامه اينترنتی باشگاه رأی گيری اينترنتی از اعضای رسمی باشگاه در سراسر دنيا را آغاز نمود. «خوان ترايتر» مدير انتخابات، نخستين مقامی بود كه رای خود را به يكی از چهار صندوق واقع در محله خانواده ساگردی انداخت. نيم ساعت بعد پپ گوارديولا و همسرش وارد شدند. او گفت مثل هر انتخابات ديگری افزايش شركت كنندگان موجشب اعتبار فرد پيروز خواهد شد. لوئيس باسات و خوسه مارتينس روويرا اولين كانديداهايی بودند كه رای دادند. آنها در ساعت 9 و 30 دقيقه وارد مينی استادی شدند و پس از خوش و بش با گوارديولا پای صندوق ها رفتند. در ساعت 10 لاپورتا از راه رسيد. او كه از پيروزی اش مطمئن بود اظهار داشت: «پيروزی در انتخابات چيز غيرمنتظره ای نيست. من از هم اكنون آن را به همه بارسلونی ها تقديم می كنم.»

او سپس با لبی خندان همراه همسر و سه فرزندش سالن رای گيری را ترك نمود. خائومه لائورادو بيست دقيقه بعد از راه رسيد و مورد هجوم خبرنگاران قرار گرفت. رادومير آنتيچ و شاگردانش به خاطر حضور در والنسيا نتوانستند حضورا رای دهند و در ساعت يازده خبر رسيد كه آنها دسته جمعی از طريق سايت دياريواسپورت رای خود را اعلام كرده اند. دنی گارسيا مهاجم خارج از گود بارسا نيز در اين زمان سروكله اش پيدا شد. لائورادو در سالن انتخابات نيز دست از سياست بازی برنداشت و پس از زن و دوفرزندش رای داد. خوردی ماخو و خوردی مدينا دو نامزد كم شناخته شده، هنگام ظهر به مينی استادی وارد شدند و چندان استقبالی از آنها نشد. در نخستين ساعات بعدازظهر «كرويف پرسوس» مدير تبليغاتی لائورادو گردوخاك به راه انداخت و قبل از رای دادن از گروهی كه مورد حمايت قرار داده بود دفاع كرد.

خوان گاسپارت پس از او با قيافه ای بشاش كه تاكنون از او نديده بوديم بدون عينك داخل سالن شد درحالی كه خوسپ نونز همراهی اش می كرد. اين دو و كرويف همزمان رای خود را ريختند. خوسه مارياباكرو و گيلرمو آمور دوتن از بازيكنان سرشناس گذشته بارسا و از شاگردان كرويف اصلی در تيم رويايی دهه نود پس از آنها پای صندوق رفتند. لوئيس باسات و لاپورتا حد فاصل ساعت های 2 تا 3 سروكله شان دوباره پيدا شد. البته در قالب عكس هايی كه روی تی شرت گروهی از رای دهندگان چاپ شده بودند. تا ساعت 3 بعدازظهر تعداد شركت كنندگان به 29 هزار نفر می رسيد. خوان كاستلس معاون سابق بارسا با اين شعار كه تعداد نامزدها 6 نفر است نه 2 نفر، دو رقيب اصلی را شماتت كرد. خوردی پوخول مديركل باشگاه در ساعت 4 و 45 دقيقه سر رسيد و پشت سر او خوسپ مالدونادو معاون عمومی ورزش بارسلونا رای داد. سپس خوسپ راسس خواننده تنور هنگام حضورش در سالن گفت: «مهمترين چيز، تأثير شگرفی است كه حضور مردم در انتخابات دارد زيرا اين مراسم به سازمان بارسا حياتی دوباره می بخشد.»

انريك رينا جانشين موقت گاسپارت در ساعت هفت شب حضور يافت و در مراسم ويژه ای كه به مناسبت ورود خوان سامارانش رئيس سابق كميته جهانی المپيك انجام گرفت نقش اصلی را بازی كرد. خوان سامارانش با تمجيد از اين انتخابات رقابت ميان گروه های مختلف را بسيار جالب توصيف كرد و از رئيس جديد خواست پرستيژ بارسا را ترميم كند. ساعت هشت و نيم شب درها بسته شد اما به چندتن از هواداران سرشناس كه دير رسيده بودند اجازه داده شد در آخرين لحظات رای دهند. يوهان كرويف از جمله تأخيری ها بود. او در ميان ابراز احساسات بی حد و وصف مردم وارد مينی استادی شد و رای خود را به صندوقی كه هنوز پلمب نشده بود ريخت. يك ربع مانده به ساعت 9 بازی والنسيا ـ بارسا در استاديوم مستايا آغاز شد و فرصت قانونی انتخابات پايان يافت. بلافاصله شمارش آغاز شد و مدير شبكه راديويی سراسری كاتالونيا و شبكه تلويزيونی tve3 نخستين نتايج را قرائت كرد كه لاپورتا با 56 درصد آرای شمرده شده پيشتاز بود.

تا ساعت 10 و 30 دقيقه جداول اوليه نشان از پيروزی قاطع لاپورتا داشتند و نتيجه نهايی در سال يازده و بيست و پنج دقيقه بر اين پيروزی صحه گذاشت. ساعت 12 و 30 دقيقه لاپورتا با حضور در برنامه سراسری استاديو استوديو ويژه پوشش بازی های هفتگی لاليگا به عنوان رئيس جديد بارسا به سراسر اسپانيا و جهان معرفی شد. او در نخستين صحبت هايش با جملاتی مثبت و احترام به رقبايش سعی كرد دل همه را به دست آورد.


كشتی با داشتن مقام قهرمانی سال 2002 كشتی آزاد جهان نياز به آرامش و برنامه مدون دارد تا بتواند در جهانی سال 2003 در نيويورك نه تنها از عنوان سال گذشته خود دفاع كند بلكه سهميه لازم را نيز برای حضور در بازی های المپيك 2004 به دست آورد. اما گويا چنين به نظر می رسد كه جرياناتی در كار است تا نگذارند كشتی روند طبيعی خود را طی كند كه اگر عوامل پشت پرده اين جريانات توفيق حاصل كنند، سند نابودی ورزش اول كشور را حداقل در يكی دو سال آينده امضا خواهند كرد. در همين رابطه می توان به مهمترين مسئله روز يعنی استعفای «رسول خادم» قهرمان سابق جهان و المپيك پرداخت كه يكی دو هفته قبل از انتخابات شورای شهر تهران با به توافق رسيدن با محمدرضا طالقانی رئيس فدراسيون كشتی مسئوليت حوزه فنی، فرهنگی و علمی را پذيرفت و در كنار برنامه ريزی و انتخاب كادر فنی تيم های ملی در رده های مختلف خود نيز رهبری تيم ملی بزرگسالان را به عهده گرفت.

عملكرد متفاوت رسول خادم در چند ماه گذشته با عكس العمل های متفاوتی نيز از سوی رسانه های گروهی مواجه بود به طوری كه گروهی از كارشناسان و كشتی نويسان تعدد مسئوليت های خادم را ايراد بزرگ اين توافق ناميدند و آن را به زيان كشتی دانستند. عده ای نيز گماردن همكاران آزمايش پس نداده در كادر فنی تيم های ملی از جمله تيم ملی كشتی آزاد بزرگسالان و نحوه عملكرد آنها در اردو های آماده سازی را بر رسول خادم خرده گرفتند و او را زير سئوال بردند. گروهی، حاضر نشدن وی در محل مسابقه های كشتی و گروهی ديگر نيز مسائل جانبی ديگر را به حساب ضعف خادم در صدر مسئوليت حوزه های فنی، فرهنگی و علمی می گذاشتند.

به دنبال حدود چهار ماه كش و قوس و پياده شدن شيوه های اجرايی در سطح تيم های ملی، كشتی به ويژه كشتی آزاد رده بزرگسالان عاقبت روز يكشنبه گذشته با استعفای رسول خادم از مسئوليت خود با يك علامت سئوال مواجه شد كه آيا رسول نتوانست با شرايط موجود كار كند و يا اين كه مشغله های بسيار وی اجازه ادامه همكاری با فدراسيون كشتی را نداد؟به هر صورت اين مسئولان فدراسيون كشتی و خود رسول خادم هستند كه بايد در يك كنفرانس مطبوعاتی رو در رو با رسانه ها به بررسی دلايل آغاز همكاری و خاتمه يك طرفه آن بپردازند تا بدين وسيله از دامن زدن به مسايل حاشيه ای جلوگيری شود. اما واقعيت اين است كه كشتی با رسول و بدون او بايد به راه خود ادامه دهد و سير تاريخی خود را كه سرشار از موفقيت ها، شكست ها و پيروزی های ارزشمند در مجامع مهم جهانی و المپيك بوده است، طی كند.

چه رسول و چه محمدرضا طالقانی و همكاران درجه اول وی نبايد بگذارند كسانی كه از جدايی رسول خادم از كشتی سود می برند، به اهداف خود برسند. رسول در برهه ای از زمان كه اتفاقا مصادف با شركت وی در انتخابات شورای شهر تهران بود برای همكاری همه جانبه با طالقانی به توافق رسيد و با بررسی تمامی جوانب، مسئوليت سنگين حوزه های فنی، فرهنگی و علمی فدراسيون كشتی را به عهده گرفت، حال به يكباره چه شده است كه رسول ديگر نمی تواند روند چهارماه گذشته خود و همكارانش را در كشتی ادامه دهد؟ مگر اين چهره ممتاز كشتی ايران در بدو شروع همكاری خود با طالقانی اطلاعات كافی از وضعيت و ساختار كشتی ايران نداشت؟ای كاش خادم در يك كنفرانس مطبوعاتی به تشريح موانع همكاری خود با فدراسيون و كشتی بپردازد تا لااقل جامعه كشتی بداند كه چرا وی نتوانسته است روند رو به رشد كشتی را رهبری كند. تمامی آنهايی كه دستی بر آتش كشتی دارند، نيك می دانند كه كشتی ورزش پرافتخار ايران در طول تاريخ خود هرگز متكی به فرد نبوده و در هر شرايط سختی نيز موفق به كسب افتخار از ميادين مهم جهانی و المپيك شده است.

ورزشی كه مردم از آن مدال و افتخار می خواهند، مجبور است به حيات و تلاش خود ادامه دهد، چه با رسول و چه بی رسول، اما بهتر است اين ورزش پهلوانی همراه با افتخار آفرينان خود همچون رسول خادم و تمامی آنهايی كه زحمت اين ورزش را كشيده اند و از طريق آن برای ايران افتخار آفريدند، باشد. سير تحول در تاريخ كشتی ايران نشانگر آن است كه در طول پنجاه و چند سال گذشته شمار دلسوزان كشتی شايد بيش از تعداد انگشتان دو دست نبوده اما مملو از كسانی بوده كه از قبل كشتی خورده و برده اند و با دامن زدن به مسايل حاشيه ای، ضربات جبران ناپذيری به آن زده اند و به منافع خود نيز رسيده اند. در شرايط كنونی بر فدراسيون كشتی نيز واجب است كه متفكرانه با نحوه برخورد و كناره گيری رسول برخورد كند و با اتخاذ راهكارهای كارشناسانه از رسيدن اجانب به اهداف پليد خود كه همانا شكست كشتی در رقابت های جهانی نيويورك و بازی های المپيك آتن است، جلوگيری نمايد.


بوكس و مربی خارجی

فدراسيون بوكس هم به زودی با يك مربی خارجی همكاری می كند. خاميد برايف كه هم داور بين المللی و هم تيم ملی جوانان قزاقستان است پس از پايان كلاس های داوری اروپا روز جمعه به تهران می آيد تا فعاليت خود را آغاز كند. مدت قرارداد اوليه او 6 ماه است و در صورت رضايت و تاييد توان فنی از سوی كارشناسان و مسئولان فدراسيون، قرارداد نهايی يك ساله ای با او بسته می شود. هزينه حقوق و رفت و آمد اين مربی با كميته ملی المپيك و محل انتقال و امكانات زندگی هم با فدراسيون بوكس است.

جای خالی علی ساميين

ترك ها استاد جنگ روانی اند. ورزشگاه علی ساميين سال ها برای تيم هايی كه قرار بود در آنجا با تيم های تركيه ای رقابت كنند، مانند كابوس بود. هر چند اين ورزشگاه در حال تعمير است ولی شرايط ترك ها تفاوت زيادی با گذشته نكرده است. آنها از حالا برای بازی با تركيه كار خود را آغاز كرده اند؛ «انگليسی ها و به خصوص مهره های سرشناس فوتبال اين كشور از حضور در تركيه و برگزاری ديدار برگشت ترس و وحشت دارند. قدرت فوتبال ما حالا برای همه مشخص است و همين باعث شده كه ترس عجيبی حتی در دل اريكسون به وجود آيد.» به نظر شما انگليس بازی ساده ای در تركيه خواهد داشت؟

دريا موجه

رئيس تربيت بدنی بندر انزلی گفت: طرح های سالم سازی، بدون تعداد كافی ناجيان غريق قادر به تامين امنيت جانی مسافران نخواهد بود. «يونس سيف زاد» روز سه شنبه افزود: به كارگيری حداقل هشت ناجی غريق در دو نوبت صبح و عصر برای هر طرح سالم سازی ضروری است. وی يادآور شد: اين در حالی است كه مديران طرح تمايل به كاهش تعداد ناجيان غريق به سه نفر در هر نوبت را دارند. به گفته وی با توجه به سختی كار ناجيان غريق دريايی و شمار زياد افرادی كه برای شنا به مناطق تحت پوشش اين طرح ها مراجعه می كنند، سه نفر جوابگوی تامين امنيت جانی شناگران نخواهند بود. سيف زاد متذكر شد، در صورتی كه مديران طرح ها با استخدام تعداد كافی ناجيان غريق موافقت نكنند، تربيت بدنی تعهدی در قبال تامين ناجيان غريق نخواهد داد. وی افزود: ناجيان غريق معرفی شده هر ساله دوره های بازآموزی را سپری كرده و مورد تاييد تربيت بدنی هستند. رئيس تربيت بدنی بندر انزلی گفت: ناجيان غريق پارسال در طرح های سالم سازی دريا 250 نفر را از مرگ نجات دادند. به گفته وی همچنين تعدادی از ناجيان غريق داوطلبانه در روزهای پايان هفته كه شمار استفاده كنندگان از دريا زياد بود از غرق شدن حدود 100 نفر در نقاط پرخطر جلوگيری كردند. پارسال خارج از طرح های سالم سازی كه از وجود ناجيان غريق بهره مند بودند، حتی يك مورد غريق گزارش نشد در حالی كه خارج از طرح ها 35 نفر جان خود را از دست دادند.

زن قهرمان در آستانه بازنشستگی

«كتی فريمن» قهرمان دو 400 متر زنان بازی های المپيك از استراليا پس از قبول شكست در رقابت با «آن ا گوئوارا» دونده مكزيكی در ماه گذشته، درصدد خداحافظی از صحنه رقابت های دو و ميدانی است. به گزارش خبرگزاری رويترز از ملبورن، «كريس جيانوپولوس» مدير برنامه های فريمن در اين زمينه اظهار داشت: اين دونده هنوز تصميم قطعی نگرفته است اما احتمال كناره گيری وی وجود دارد. جيانوپولوس تصريح كرد سفر وی به لندن به منظور متقاعد كردن فريمن برای شركت در بازی های المپيك 2004 آتن نبوده است. فريمن پس از تحمل فشار رقابت در بازی های المپيك سيدنی در سال 2000 برای مدتی طولانی از صحنه رقابت های دو و ميدانی كنار رفت اما پس از مدتی مصدوميت و مشكلات شخصی در سال 2002 به مدال طلای 400 متر مسابقات دو و ميدانی جام حسن نيت در منچستر دست يافت. به گفته جيانوپولوس فريمن 30 ساله، هم اكنون در حال بررسی شرايط است تا ببيند آيا قادر به حضور مجدد در مسابقات و كسب موفقيت هست يا نه؟ وی در ماه فوريه 2003 از همسرش «آلكساندر بودكر» كه به سرطان حنجره مبتلا شده بود، جدا شد.

آشوب در جشن آبی

جشن هواداران تيم واترپلوی صربستان به مناسبت قهرمان شدن اين تيم در اروپا كه در شهر بلگراد برپا شد، به آشوب و اغتشاش كشيده و منجر به مجروح شدن 40 تن از جمله 5 پليس شد و 38 تن هم بازداشت شدند. به گزارش خبرگزاری فرانسه از بلگراد، تيم های واترپلوی صربستان ـ مونته نگرو و كرواسی در ديدار پايانی مسابقات واترپلوی قهرمانی اروپا در شهر كرانوی اسلوونی به مصاف هم رفتند و صربستان با نتيجه 8-9 به پيروزی رسيد. به مناسبت اين موفقيت هواداران تيم صربستان در شهرهای بلگراد و نووی ساد به خيابان ها ريختند و به جشن و پايكوبی پرداختند. اما اين جشن ها به آشوب و درگيری و مقاومت برابر نيروهای انتظامی كشيده شد. در نووی ساد كه دومين شهر بزرگ صربستان است شورشی ها با پرتاب سنگ و شيشه مغازه ها را شكستند و خساراتی به رستوران ها وارد ساختند. پليس برای به دست گرفتن كنترل اوضاع وارد صحنه و مجبور به پرتاب گاز اشك آور و تير هوايی شد تا اوضاع را آرام سازد. در شهر بلگراد آشوبگران با سر دادن فريادهای بلند و بوق زدن به سمت سفارت كرواسی در بلگراد هجوم آوردند. آنها با پرتاب سنگ شيشه بسياری از فروشگاه ها را شكستند. دو جوان هم خود را از خيابان به بالكن سفارت رساندند و پرچم كرواسی را از جای كنده و پرچم صربستان را به جای آن نصب كردند. پليس 38 تن را در ارتباط با اين ناآرامی ها بازداشت كرد. از جمله شلوغ كاری های ديگر اين افراد شرور از جای در آوردن سه كيوسك تلفن عمومی و علامت های راهنمايی در شهر بود. يكشنبه شب هم بعد از پايان يافتن ديدار فينال واترپلوی قهرمانی اروپا 1500 تن از تماشاگران كروات كه از باخت تيمشان خشمگين بودند در محوطه استخر ورزشگاه دست به شورش و آشوب زدند و با پليس درگير شدند. يك فرد هم از ميان آنها به شدت زخمی شد. بعد از جنگ های خونين يوگسلاوی بين سال های 5-1991 و درگيری های داخلی در كرواسی ميان اقوام كروات با صرب تبارها، زاگرب و بلگراد روابط حسنه ای وجود ندارند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو