Persian Archive

• چشم های مراقب
• من نشکستم
• امنيت زاييده احترام
• اول رضازاده، دوم بقيه


امير حسين ناصری: «اگر می دانستند كه دوربين های ما آنها را می بينند، قطعا صندلی ها را نمی شكستند. » اينجا اتاق بسيار كوچكی است با شيشه ای نسبتا بزرگ. استاديوم بزرگ آزادی زير پای ماست، خالی خالی. فرمانده يگان ويژه نيروی انتظامی، نفراتش را به خط كرده است. آنها سعی می كنند از خط بيرون نزنند. سيستم آبياری تحت فشار استاديوم، چمن های خسته را سيراب می كند. سه مرد مو بور از ميان زمين می گذرند. تفاوت چهره آنها حتی از اين فاصله هم قابل تشخيص است. آنها دست در گردن همديگر، ژست عكس می گيرند تا دوربين عكاسی كوچكی لحظه ترك استاديوم خالی را ثبت كند. در اين فضا جای خالی صندلی هايی كه فرم يكدستی به استاديوم داده بودند خودنمايی می كند. صندلی های شكسته، بطری های نوشابه پس زمينه زيبايی برای عكس داوران اسلواكی نبود، لااقل برای ما كه ميزبانشان بوديم. ما در اتاقی هستيم كه استاديوم بزرگ آزادی مانند يك عكس در برابرمان قرار گرفته. آن سوی اين اتاق، اتاقی است 12 متری با فضايی شبيه اتاق فرمان در تلويزيون. اينجا اتاق مونيتورينگ است. 14 تلويزيون 14 اينچ و 7 ويدئو چشمان آن هايی هستند كه قرار است نظم را در محلی مثل استاديوم با جمعيت فشرده 90 هزار نفری برقرار كنند.

پشت ميله ها

وقتی پشت ميله های در ورودی ساختمان استاديوم مانده بودم، وقتی معاون وزير كشور، زير يك وجب سايه ای كه پله های قوسی شكل استاديوم بر كف زمين انداخته بودند، ايستاده و با حالت عصبی به ميله ها نگاه می كرد و البته سعی می كرد آرام باشد، وقتی نماينده مجلس از ميان ميله ها سعی می كرد به مامور انتظامی ثابت كند نماينده است. وقتی به عكاسی گفتند كه برود از طبقه دوم عكس بازی را بگيرد، وقتی شنوندگان راديو منتظر گزارشگر بازی بودند و مامور پشت ميله ها با جمله عجيب «اينجا پر شده، برو طبقه دوم» گزارشگر را در آستانه ديوانگی قرار داده بود، تقريبا از تهيه گزارش بازی استقلال - پرسپوليس از اتاق مونيتورينگ نااميد شده بودم. اما حالا، ما اينجا هستيم. از صحنه تلويزيون خروج تماشاگران از مجموعه آزادی را تماشا می كنيم. روی تلويزيون 29 اينچ اتاق تصوير درگيری اواخر نيمه اول بازی، عقب می رود تا به ابتدای درگيری تماشاگران دو تيم و آنچه دوربين مداربسته دريافت و در اين اتاق ضبط شده برسيم.

پسر آبی پوش

حدود 15 دقيقه گذشته. پسر سيه چرده ای با گرمكن آبی و كلاه سفيد و آبی كه صندلی شكسته ای به سمت طرفداران پرسپوليس پرتاب كرده، اينجا ايستاده است. او را آورده اند تا ببينمش. پهنای صورت او كاملا خيس شده است. همچنان گريه می كند و منكر شكستن صندلی می شود. او همانی است كه تصويرش به وضوح ضبط شده بود. در سمت ديگر كريدور مصنوعی اتاق های آلومينيومی 5 نفر ديگر ايستاده اند. تصوير تك تك آنها نيز ضبط شده است. چشمانی آنها را ديده اند كه در دقتشان جای شك نيست.

صدميليون برای دوربين ها

6 سال پيش طرح راه اندازی سيستم مداربسته استاديوم آزادی، كه تا پيش از آن فقط در حد طرح بود، با ورود رئيس جديد حراست سازمان تربيت بدنی به صورت جدی آغاز و پيگيری شد. در اين سال (1376) سازمان تربيت بدنی بنا به طرح حراست، قراردادی با شركت حاد به منظور راه اندازی سيستم مداربسته استاديوم آزادی منعقد كرد. اين شركت جديدالتاسيس با مهندسان جوانش و همكاری شركت سونی شبكه مدار بسته اوليه ای را برای استاديوم آزادی راه اندازی كردند كه به مرور زمان تكميل شد؛ «تعدادی دوربين ثابت سياه و سفيد به ارزش 10 ميليون تومان، پيش از حضور ما خريداری شده بود كه از آنها در سيستم استفاده كرديم ولی قطعا اين تعداد برای ما كافی نبود. تا امروز 6 دوربين متحرك، 24 دوربين ثابت و تعدادی دوربين مخفی برای اين سيستم نصب شده است. برای راه اندازی چنين مجموعه ای حدود 75 تا 80 ميليون تومان هزينه شده است كه البته اين مبلغ به جز سيم های ارتباطی است زيرا كابل های نصب شده از قبل وجود داشت. »

كابل هايی كه در تونل زيرزمينی بين استاديوم و ساختمان مطبوعات (جايی كه امروز هتل المپيك است). برای راه اندازی سيستم ارتباطی مستقيم بين مجموعه و ساختمان مطبوعات تهيه شده بود، هنوز از استاندارد بالايی برای اين كار برخوردار بودند؛ «در ارزشگذاری كابل ها كه در سال 1376 انجام شد، قيمت آنها 20 ميليون تومان برآورد شد. در مجموع هزينه راه اندازی سيستم مداربسته حدود 95 تا 100 ميليون شد. » بهره برداری از اين سيستم در سال 1376 آغاز ولی در دوره ای كوتاه به دليل خريد لنز از آلمان استفاده از آنها دچار وقفه شد. هر چند اين سيستم به تدريج به تكامل رسيد ولی بهزاد كتيرايی، رئيس حراست سازمان تربيت بدنی معتقد است مجموعه، علاوه بر برآورده كردن خواست های امنيتی، به لحاظ اقتصادی نيز موثر بوده است؛ «با استفاده از اين دوربين ها عده ای از تماشاگران را كه از پشت فنس ها و ديوارها بدون بليت وارد استاديوم می شدند را شناسايی و مقابل اين زيان را گرفتيم كه اگر تنها همين مورد را در نظر بگيريم، دوربين های مداربسته، هزينه های اقتصادی خود را جبران كرده اند. » با راه اندازی اين سيستم، در مدت كوتاهی تعداد ترقه هايی كه در استاديوم آزادی منفجر می شد تا نيم تقليل پيدا كرد. 6 دوربين متحرك در محل ها نصب شده اند:2 دستگاه پشت دروازه ها، 2 دستگاه پشت دو نيمكت ذخيره، 2 دستگاه برای ورودی شرقی و غربی استاديوم. 20 دستگاه دوربين ثابت در داخل استاديوم و 4 دستگاه ديگر در خارج مجموعه ساختمانی استاديوم قرار گرفته اند. 5 دوربين متحرك روی دكل 16 متری و يك دوربين ـ دوربين ورودی شرقی مجموعه ـ بر روی دكل 30 متری نصب شده كه قدرت مانور و زوايای تحت پوشش بيشتر و بهتری داشته باشد.

زمان، سه دقيقه

تصاوير به صورت مستقيم بر روی تلويزيون های 14 اينچ پخش می شوند. تمام اين تلويزيون های كوچك به وسيله يك دستگاه سوئيچر به تلويزيون 29 اينچی وصل شدند كه قدرت بزرگنمايی تصوير را دارد. اين تصوير به وسيله يك پرينتر ضبط و چاپ می شود. سرعت عمل نيروهای نظم دهنده استاديوم، به وسيله سيستم مداربسته كاهش چشمگيری داشته است. نصيبی مسئول مونيتورينگ در اين مورد می گويد: «براساس آزمايش های مختلف، به طور متوسط تنها 3 دقيقه طول می كشد كه ما فرد خاطی را بر روی تلويزيون ببينيم، عكسش را چاپ كنيم، به ماموران برسانيم و آنها فرد را دستگير كنند. » با نصب و استفاده گسترده از اين سيستم تا 80 درصد شناسايی تخلفات و متخلفان از راه دوربين ها صورت می گيرد و در 20 درصد باقی مانده، كمافی السابق ماموران با شناسايی خاطيان به دستگيری آنها اقدام می كنند.»

دوربين های مخفی

با اين حال يكی از معضلات استفاده از اين سيستم، نقاط كوری است كه فعلا در معرض ديد دوربين ها نيست. كريدورهای طبقه اول و دوم هنوز ميدان ديد كاملی برای مسئولان امنيت ورزشگاه نيست. نصيبی معتقد است: «نمی توانيم دوربين ها را در مقابل ديد نصب كنيم زيرا امكان شناسايی توسط برخی افراد و نابودی آنها وجود دارد. » با اين حال آنجا، جای امنی برای متخلفان نيست؛ «ما در آنجا دوربين های مخفی داريم. »

تخلفاتی كه ديده می شوند

تخلفاتی كه در استاديوم آزادی واقع می شوند، گاهی اوقات فراتر از درگيری های ورزشی است. عده ای در اين جمع جوانان پرشور، به دنبال بازارهايی برای كالاهای خلاف خود هستند. ناهنجاری هايی كه گاهی اوقات، بدتر از درگيری های ورزشی طرفداران 2 تيم است. كتيرايی می گويد: « متوجه شده بوديم كه خلاف های غيرورزشی نيز در برخی مكان های استاديوم انجام می شوند. توزيع و استفاده از مواد مخدر، منكرات و مفاسد اجتماعی، شرط بندی و... به همين دليل در طرحی ضربتی كه طی سال های 78 و 79 انجام شد، بسياری از عوامل اصلی اين تخلفات را دستگير كرديم.» دوربين های مداربسته در شناسايی و دستگيری اين نوع تخلفات نيز موثراند؛ «گاهی اوقات عده ای به پيست دوچرخه سواری می روند و مواد مخدر يا محترقه ای كه به صورت حرفه ای در لباس های خود جاسازی كرده اند در آنجا آماده می كنند. به طور مثال يك روز دوربين كه روی مجموعه دوچرخه سواری قرار گرفت متوجه شرايطی عجيب شديم. سر جوانی بدون توجه به اطراف تكان می خورد. وقتی ماموران ما به آنجا رفتند، او در حال تهيه نارنجك و مواد مخدر بود. اما استفاده از دوربين های مداربسته به موارد ذكر شده ختم نمی شود. اگر حالت و شرايط بازی به گونه ای بود كه به شدت عصبانی شديد سعی كنيد خود را كنترل كنيد زيرا دوربين ها شما را می بينند؛ «ما حتی آن هايی كه فحش می دهند و از جهت فرهنگی محيط ورزشگاه را آلوده می كنند، شناسايی و دستگير می كنيم. »

با تمام تدابير اتخاذ شده، عده ای در پی يافتن مغزی از ديد دوربين ها هستند. آن هايی كه می دانند چشمانی نظاره گرشان هستند؛ «عده ای متوجه دوربين ها شده و سعی می كردند كه راه های فرار را شناسايی كنند. به طور مثال اگر شما نارنجك را پرتاب كنی و ساكت سر جايتان بنشينيد كاملا قابل شناسايی شده ايد اما عده ای روی پله ها ايستاده، نارنجك را پرتاب كرده و فرار می كردند داخل كريدورها. اما ما با شناسايی آنها عكس هايشان را در اختيار نيروی انتظامی قرار می دهيم كه اين مورد هم كارساز بوده و توانسته ايم خاطيان را دستگير كنيم. اتفاقا در چند مورد آنها را از ميان تماشاگران برديم كه فكر نكنند اگر كسی اين كار را كرد از دست ما فرار كرده است. » بهتر است بدانيد افرادی كه در اين نوبت با خريد بليت ها، بازار سياه به راه انداخته بودند نيز دستگير شدند؛ «اين افراد در ورودی شرقی حضور داشتند كه با آنها برخورد شد. » با تدابير اتخاذ شده، در اين بازی تعداد كمتری نارنجك نسبت به دوره های قبل منفجر شد. آيا آنها هم شناسايی شدند؛ «لحظه ای كه تصوير را به جهت پرتاب شدن نارنجك هدايت كرديم پرتاب كننده كار خودش را كرده بود اما نگران نباشيد، نيروهای انتظامی و حراست آنها را نيز دستگير كرده اند. » با اين حال احتمال فرار فرد وجود دارد. رئيس حراست سازمان تربيت بدنی اين موضوع را نيز حل شده می داند؛ «فيلم تمام صحنه ها ضبط می شود. شايد نتوانيم آن فرد را در همان لحظه پيدا كنيم اما نگران نباشيد. تصاوير به صورت عكس در آرشيو ما می ماند و بازی بعدی كه او پايش را در استاديوم بگذارد دستگير می شود. »

دوازده ساعت طاقت فرسا

با پايان يافتن بازی اميد ايران ـ اميد ازبكستان به نظر رسيد كه دوربين ها با مشكل گرد گرفتگی و عدم وضوح ديد مواجه شده اند. بلافاصله دوربين های متحرك بيرون ورزشگاه با كمك جرثقيل ها تميز می شدند اما دوربين های داخلی همچنان اين مشكل را دارند. چهارشنبه مسئولان مونيتورينگ تشخيص می دهند كه می توان در اين بازی نيز از اين سيستم استفاده كرد؛ «عصر روز پنجشنبه حاج آقا ـ بهزاد كتيرايی ـ تماس گرفتند و پرسيدند كه می توان اين بازی را پشت سر گذاشت، گفتم بله، با وجود گرد و خاكی كه روی لنزها و شيشه ها نشسته می شود كاركرد ـ به دليل تعميرات يك ساله در استاديوم آزادی نشستن گرد و خاك بر روی شيشه ولنزها چندان عجيب نيست ـ گفتند تميز كردن چطور، حالا می شود تميزشان كرد، گفتم هر چی شما دستور بدهيد، گفتند پس تميزشان كنيد. » به اين ترتيب فعاليت نصيبی و مهندس مسئول نگهداری و مراقبت از سيستم آغاز شد. اما مشكل بزرگی برای گردگيری دوربين ها وجود داشت. به دليل تازه بودن پيست تارتان ـ دو و ميدانی ـ امكان ورود جرثقيل به داخل استاديوم نبود؛ «با شهرداری هماهنگ كرديم كه از وانت های بالابر آنها استفاده كنيم اما نشد. » حد نهايی ارتفاع بالابرهايی كه روی نيسان ها نصب شده 7 تا 8 متر است اما دوربين ها در ارتفاع 16 متری نصب شده اند؛ «تصميم گرفتيم داربست بزنيم. بلافاصله كار را شروع كرديم. روی يكی داربست می زديم، مهندس می رفت بالا روی يك ميله می ايستاد و يك ساعت كار می كرد. هم كار طاقت فرسايی بود و هم خطرناك. » فعاليت آنها بيش از 12 ساعت به طول انجاميد؛ «ساعت 5 بعدازظهر پنجشنبه كار را شروع كرديم و تا ساعت ،30/6 صبح كار به صورت يكسره ادامه داشت. وقتی آمديم پايين جان برای راه رفتن نداشتيم. » اما تازه فعاليت آنها از اين لحظه آغاز شده بود.

آغاز كار

«از ساعت 6 صبح پشت مونيتورها نشستيم. » از اين ساعت تماشاگران آرام آرام به داخل مجموعه هدايت می شدند تا برای خريد بليت در صف ها قرار بگيرند. ساعت 8 صبح كه بليت فروشی آغاز شد، فعاليت اين گروه به اوج رسيد. ساعت 11 صبح ازدحام تماشاگران در پشت كيوسك های بليت فروشی ورودی غربی استاديوم بيش از حد معمول شد؛ «نگران شديم. اگر كمی ديگر فشار می آمد پنجره ها می شكست و آن وقت معلوم نبود چه می شد. نيروهايمان را آنجا متمركز كرديم تا مشكل حل شد. » اما مشكل به اينجا ختم نمی شد. ماموران نيروی انتظامی در طرحی جديد تماشاگران را پشت درها نگه می داشتند و در دسته های كوچك 5 تا 10 نفری برای بازرسی بدنی به داخل هدايت می كردند؛ «اين طرح چند سال پيش در فينال جام حذفی كشور ميان تيم های استقلال ـ بهمن آزمايش شد اما جواب نداد. در آن بازی هجوم آن قدر زياد شد كه در شكست و تماشاگران بدون نظم وارد استاديوم شدند. خوشبختانه در اين بازی پس از چند ساعت ماموران نيروی انتظامی روش خود را تصحيح كردند زيرا تا پيش از آن هجوم تماشاگران به پشت درها نيز نگران كننده بود. »

دستگيری هشت خاطی

اوضاع تا حد قابل قبولی توسط ماموران برقراری نظم و امنيت ورزشگاه كنترل شد. اواخر نيمه اول ديدار دو تيم، تماشاگران تيم استقلال كه از نتيجه حاصل شده توسط تيم مورد علاقه شان و همچنين اخراج فرزاد مجيدی ناراحت بودند اقدام به پرتاب بطری های نوشابه و شكستن صندلی ها و پرتابشان به داخل زمين و سمت تماشاگران تيم حريف كردند. درگيری ميان تماشاگران دو تيم در دو سوی فنس های روبه روی جايگاه اوج گرفت اما هنگامی كه تماشاگران عصبانی اقدام به پرتاب صندلی های شكسته می كردند، به هيچ وجه نمی دانستند كه چشم هايی از نزديك آنها را می بينند و در خاطر می سپارند. دقايقی بعد دست 8 خاطی اصلی در دست ماموران نيروی انتظامی بود. آنها به سمت حراست مجموعه هدايت شدند و... وقتی تماشاگران، مجموعه ورزشی آزادی را ترك می كردند نيز نمی دانستند كه چشم هايی مراقب آنها هستند و ساعت 8 شب؛ پايان تلاشی موفقيت آميز.


چی شد گرفتندت؟

گفتند عكس ات را گرفته ايم، صندلی شكسته ای.

يعنی نشكسته ای؟

نه خداوكيلی.

اگر فيلم و عكس ات را ببينی چه می گويی؟

من يك صندلی شكسته پرت كردم. پرسپوليسی ها آن صندلی را انداختند، محكم خورد توی پايم و من هم بلند شدم پرتش كردم سمت خودشان.

ولی ما تصوير شما را ديديم.

يعنی من با لگد زدم صندلی را شكسته ام؟

ما لحظه درگيری و پرتاب صندلی توسط تو را ديده ايم.

نه به قرآن. دست روی قرآن می گذارم.

فكر می كنيم حرف تو درست. حالا چرا صندلی پرت كردی؟

من خودم را مدام می كشيدم كنار كه صندلی شكسته به هم نخورد كه يكی خورد توی پايم.

كی شروع كرد؟

استقلالی ها شروع كردند.

فكر می كنی برای چه اين كار را كردند؟

تيمشان گل خورده بود عصبانی بودند.

درست، گل خورده بود ولی اين كار تاثيری در روند بازی دارد؟

نه. قصدم اين نبود كه صندلی را بشكنم.

نه كاری نداريم. فكر می كنی با پرت كردن يا شكستن استقلال گل می زد؟

اين را چرا به هواداران پرسپوليس نمی گوييد؟

اگر آنها هم شكسته و پرتاب كرده باشند همين وضعيت را دارند. فرقی نمی كند. اما الان تو اينجا هستی.

نيمكت های سمت پرسپوليس هم شكسته بود.

خيلی كم. فقط همان سمتی كه درگيری بود. می خواهيم بدانيم الان منصور پورحيدری يا سهراب بختياری زاده يا هر كس ديگری، می داند تو چه وضعيتی داری؟

نه.

چند سالت است؟

18 سال.

چند وقت است می آيی استاديوم؟

زياد نمی آيم. در اين دو فصل گذشته اين اولين بازی پرسپوليس ـ استقلال بود كه آمده بودم. البته چند بازی استقلال هم كه در ورزشگاه تختی بود رفتم.

چه شد كه فكر كردی اين بازی را بايد ببينی؟

من تا حالا اين بازی را نيامده بودم. خيلی دوست داشتم.

درس می خوانی؟

نه. كار می كنم.

چرا تا حالا برای اين بازی نيامده بودی؟

بازی هايی كه در تختی بود، آن هم در جمعه، خب می رفتم. وسط هفته نمی توانستم، چون كار داشتم.

حتی اگر بد بازی می كرد، باز هم می رفتی؟

بله. اگر جمعه بود بله.

چه ساعتی از خانه برای اين بازی در آمدی؟

6 صبح.

كی رسيدی؟

7 يا 30/7 بود كه پشت گيشه ها بودم. ساعت 8 هم بليت خريدم و هشت و نيم آمدم داخل.

خب؟

از آن ساعت در استاديوم بودم. باز هم وقتی استقلال را تشويق می كرديم، پرسپوليسی ها به سمتمان شيشه نوشابه پرت می كردند. حتی همين مامورانی كه بودند اصلا به كارهای آنها توجه نمی كردند. ظرف پرت می كردند ولی ماموران هيچی نمی گفتند ولی سمت ما يك حركت كه می شد می آمدند، می گرفتند و می بردند. اول اگر چيزی پرت می كردند، مقابله نمی كرديم. می رفتيم پيش ماموران می گفتيم كه بطری نوشابه سمت ما پرت می كنند، می گفتند شما هيچی نگوييد همان جا بنشينيد. هيچ عكس العملی در مورد آنها نشان نمی دادند.

برای كسی كه به عنوان مامور در استاديوم ايستاده چه فرقی می كند. او در آن لحظه بيشتر به مسئوليتش فكر می كند. به فرض اينكه مامور پرسپوليسی هم داشته باشيم، آيا همه شان پرسپوليسی بودند؟

من كاری به اينها ندارم. می گويم اگر كسی آنجا ايستاده يكطرفه قضاوت نكند. آنها صندلی را پرت كردند من هم جوابشان را دادم.

چی شد عصبانی شدی؟

به خاطر همان صندلی شكسته ای كه خورد به پايم. استقلال هم گل خورده بود. از صبح هم آنجا نشسته بودم، خسته ام كرده بود.

اصلا بحثمان پرسپوليس يا استقلال نيست. می گوييم چيزی كه از سمت شما پرت می شد قطعا وسط استقلالی ها كه نمی افتاده. پس هيچ دليلی وجود ندارد كه شما از آمار چيزهايی كه پرتاب كرده ايد اطلاعات دقيقی داشته باشيد.

درست ولی مثلا آنها رنگ آورده بودند، پرت كردند سمت ما. ببينيد پشت گرمكنم و شلوارم چه طور قرمز شده! باز من هيچی نمی گفتم ولی تا كی بايد ساكت می شدم.

فكر می كنی چه طور بشود؟

نمی دانم.

اگر خودت مسئول امنيتی يا حراستی بودی با چنين فردی چه كار می كردی؟

اگر واقعا شكسته بودم اعتراف می كردم.

نه، منظورم اين است كه خودت را بگذار جای فلان مامور.

پيگيری می كردم. می بردم فيلم را نشان می دادم تا طرف مقابل اگر اشتباه كرده ديگر حاشا نكند.

خب بعدش؟ فكر كن فيلم هم نشان دادی.

بازداشتش می كردم. جريمه هم می كردم. هر چه خسارت بوده بايد پرداخت می كرد.

درآمد ماهانه ات چه قدر است؟

60 هزار تومان.

اگر 120 هزار تومان جريمه ات كنند كلاه سرت نرفته؟

چی بگويم؟

دوست عزيز، تو اينجا ضرر كرده ای. امكان دارد ادامه اين روند قانونی تو را دچار مشكلات زيادی كند.

نمی دانم. من فقط ناراحتم از اينكه كاری نكرده ام و دردسرش را می كشم.

ولی مطمئن باش كه تصوير تو ضبط شده.

در تصوير هست كه من می زنم صندلی را می شكنم؟

به هر حال موقع پرت كردن هست.

گفتم يكی بيشتر پرت نكردم.

به هر حال ما فيلم را ديديم. تو كلاه آبی داشتی؟

بله.

پس اشتباه نگرفته ايم.

قبول دارم كه پرت كرده ام ولی صندلی نشكسته ام.


آرش راهبر: شايد يك ساعت از اتمام بازی استقلال و پرسپوليس نگذشته بود كه ما در طبقه فوقانی ورزشگاه آزادی در محيطی كه كاملا مسلط به جايگاه های تماشاگران و زمين بازی بود، حاضر شديم. از آنجا می شد ابهت ورزشگاه را كاملا احساس كرد. كمی آن طرف تر از پنجره و پشت يك ديوار چند نفر از مسئولان حراست ورزشگاه مشغول بازبينی فيلم های ضبط شده توسط دوربين های متعدد درون و بيرون ورزشگاه بودند. از آقای كتيرايی خواستيم كه فردا (شنبه) برای تهيه گزارش به اين محل مراجعت كنيم. رئيس حراست سازمان تربيت بدنی با صدايی گرفته و خسته گفت: «فردا كه نه، بچه ها بايد تمام فردا را استراحت كنند. » كوچكترين ترديدی در صدق گفتار وی نكرديم و تهيه گزارش را به روز يكشنبه موكول كرديم. هنگام بازگشت به سمت پايين وقتی روی پله های پر تعداد سراشيبی نمای خارجی ورزشگاه قدم می گذاشتم به ياد بازی تيم المپيك ايران و ازبكستان افتادم. تماشاگران آبی و قرمز از همان روز مشغول خط و نشان كشيدن برای دربی بودند و عليه هم شعار می دادند. شايد به همين دليل بود كه خيلی ها منتظر هجوم هميشگی هواداران آبی و قرمز به ورزشگاه بودند، از جمله مسئولان امنيتی سازمان تربيت بدنی و ورزشگاه آزادی.

به نظر می آيد بازی اخير پرسپوليس و استقلال با وجود اندك درگيری های پيش آمده نقطه عطفی برای نيروهای انتظامی و حراست داخل ورزشگاه به حساب می آيد. كسانی كه حتی زودتر از تماشاگران عاشق در ورزشگاه پرهياهوی آزادی حاضر می شوند و ديرتر از همه آنجا را ترك می كنند. اين بار ما شاهد برخورد علمی تر و حساب شده تری با هيجانات در حال انفجار تماشاگران بوديم. شايد آنهايی كه در بين ساعت 2 تا 5 بعدازظهر در ورزشگاه بودند و برنامه های شادی آفرين و مفرح برنامه ريزی شده توسط گروه موسيقی و خوانندگان مشهور را ديدند نمی دانند كه دستمزد يك روزه همه عوامل آن برنامه چيزی نزديك به 15 ميليون تومان بوده كه حراست سازمان با طرحی هوشمندانه آن را به صورت رايگان برگزار كرد. به هر حال اقدامات مثبت تيم حفاظت امنيت ورزشگاه باعث شد كه تماشاگران احساس كنند كه نسبت به گذشته محترم تر شمرده شده اند. بهتر است ضمن توجه به چند ايراد كوچك سپاسگزار به وجود آورندگان اين احترام باشيم و منتظر احترام متقابل هواداران بمانيم.


اول رضازاده، دوم بقيه

ملی پوش دسته به اضافه 105 كيلوگرم تيم وزنه برداری ايران گفت در پيكارهايی كه من شركت می كنم، حريفان در انديشه كسب عنوان نايب قهرمانی هستند. «حسين رضازاده» پس از بازگشت از رقابت های بين المللی وزنه برداری جايزه بزرگ نروژ كه در شهر فورد اين كشور برگزار شد، روز دوشنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا اين مطلب را عنوان كرد. وی افزود به اذعان شماری از حريفان جهانی ام، آنان زمانی كه من در يك دوره رقابت ها شركت می كنم تنها به فكر كسب عنوان دومی هستند. قوی ترين مرد جهان در سال های 2000 و 2002 درخصوص رقابت های وزنه برداری جايزه بزرگ نروژ گفت اين پيكارها در دسته فوق سنگين و با حضور وزنه بردارانی همچون «اندری چمركين» وزنه بردار شهير اهل روسيه برگزار شد كه با توكل به خدا توانستم بار ديگر عنوان قهرمانی اين مسابقات را به خود اختصاص دهم. ملی پوش دسته به اضافه 105 كيلوگرم وزنه برداری ايران در ادامه اظهار داشت: پس از آنكه در حركت دو ضرب خود وزنه 250 كيلوگرم را بالای سر قرار دادم، در خود توان زدن ركورد جهانی اين دسته را احساس كردم ولی به صلاحديد مربيان از اين كار منصرف شدم. رضازاده استقبال مردم و مسئولان فدراسيون وزنه برداری نروژ از وی به ديگر اعضای تيم ايران را مطلوب توصيف كرد و گفت پوسترهای من در تمام شهر فورد پخش شده بود و خبرنگاران نروژی به دفعات با من به مصاحبه پرداختند. وی در ادامه اظهار داشت پس از بازگشت از نروژ از همين امروز تمرينات خود را زيرنظر مربيان برای شركت در رقابت های وزنه برداری قهرمانی آسيا در چين و پيكارهای جهانی كانادا آغاز خواهم كرد. ملی پوش دسته به اضافه 105 كيلوگرم وزنه برداری ايران در پايان اظهار داشت: در صورتی كه اتفاق ناگواری رخ ندهد بدون ترديد ركورد جديدی برای اين دسته در جهان در پيكارهای جهانی ونكوور كانادا كه حكم انتخابی بازی های المپيك 2004 آتن را نيز دارد، خواهم زد.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو