|

• چی شد گرفتندت؟
گفتند عكس ات را گرفته ايم، صندلی شكسته ای.
• يعنی نشكسته ای؟
نه خداوكيلی.
• اگر فيلم و عكس ات را ببينی چه می گويی؟
من يك صندلی شكسته پرت كردم. پرسپوليسی ها آن صندلی را انداختند، محكم خورد توی پايم و من هم بلند شدم پرتش كردم سمت خودشان.
• ولی ما تصوير شما را ديديم.
يعنی من با لگد زدم صندلی را شكسته ام؟
• ما لحظه درگيری و پرتاب صندلی توسط تو را ديده ايم.
نه به قرآن. دست روی قرآن می گذارم.
• فكر می كنيم حرف تو درست. حالا چرا صندلی پرت كردی؟
من خودم را مدام می كشيدم كنار كه صندلی شكسته به هم نخورد كه يكی خورد توی پايم.
• كی شروع كرد؟
استقلالی ها شروع كردند.
• فكر می كنی برای چه اين كار را كردند؟
تيمشان گل خورده بود عصبانی بودند.
• درست، گل خورده بود ولی اين كار تاثيری در روند بازی دارد؟
نه. قصدم اين نبود كه صندلی را بشكنم.
• نه كاری نداريم. فكر می كنی با پرت كردن يا شكستن استقلال گل می زد؟
اين را چرا به هواداران پرسپوليس نمی گوييد؟
• اگر آنها هم شكسته و پرتاب كرده باشند همين وضعيت را دارند. فرقی نمی كند. اما الان تو اينجا هستی.
نيمكت های سمت پرسپوليس هم شكسته بود.
• خيلی كم. فقط همان سمتی كه درگيری بود. می خواهيم بدانيم الان منصور پورحيدری يا سهراب بختياری زاده يا هر كس ديگری، می داند تو چه وضعيتی داری؟
نه.
• چند سالت است؟
18 سال.
• چند وقت است می آيی استاديوم؟
زياد نمی آيم. در اين دو فصل گذشته اين اولين بازی پرسپوليس ـ استقلال بود كه آمده بودم. البته چند بازی استقلال هم كه در ورزشگاه تختی بود رفتم.
• چه شد كه فكر كردی اين بازی را بايد ببينی؟
من تا حالا اين بازی را نيامده بودم. خيلی دوست داشتم.
• درس می خوانی؟
نه. كار می كنم.
• چرا تا حالا برای اين بازی نيامده بودی؟
بازی هايی كه در تختی بود، آن هم در جمعه، خب می رفتم. وسط هفته نمی توانستم، چون كار داشتم.
• حتی اگر بد بازی می كرد، باز هم می رفتی؟
بله. اگر جمعه بود بله.
• چه ساعتی از خانه برای اين بازی در آمدی؟
6 صبح.
• كی رسيدی؟
7 يا 30/7 بود كه پشت گيشه ها بودم. ساعت 8 هم بليت خريدم و هشت و نيم آمدم داخل.
• خب؟
از آن ساعت در استاديوم بودم. باز هم وقتی استقلال را تشويق می كرديم، پرسپوليسی ها به سمتمان شيشه نوشابه پرت می كردند. حتی همين مامورانی كه بودند اصلا به كارهای آنها توجه نمی كردند. ظرف پرت می كردند ولی ماموران هيچی نمی گفتند ولی سمت ما يك حركت كه می شد می آمدند، می گرفتند و می بردند. اول اگر چيزی پرت می كردند، مقابله نمی كرديم. می رفتيم پيش ماموران می گفتيم كه بطری نوشابه سمت ما پرت می كنند، می گفتند شما هيچی نگوييد همان جا بنشينيد. هيچ عكس العملی در مورد آنها نشان نمی دادند.
• برای كسی كه به عنوان مامور در استاديوم ايستاده چه فرقی می كند. او در آن لحظه بيشتر به مسئوليتش فكر می كند. به فرض اينكه مامور پرسپوليسی هم داشته باشيم، آيا همه شان پرسپوليسی بودند؟
من كاری به اينها ندارم. می گويم اگر كسی آنجا ايستاده يكطرفه قضاوت نكند. آنها صندلی را پرت كردند من هم جوابشان را دادم.
• چی شد عصبانی شدی؟
به خاطر همان صندلی شكسته ای كه خورد به پايم. استقلال هم گل خورده بود. از صبح هم آنجا نشسته بودم، خسته ام كرده بود.
• اصلا بحثمان پرسپوليس يا استقلال نيست. می گوييم چيزی كه از سمت شما پرت می شد قطعا وسط استقلالی ها كه نمی افتاده. پس هيچ دليلی وجود ندارد كه شما از آمار چيزهايی كه پرتاب كرده ايد اطلاعات دقيقی داشته باشيد.
درست ولی مثلا آنها رنگ آورده بودند، پرت كردند سمت ما. ببينيد پشت گرمكنم و شلوارم چه طور قرمز شده! باز من هيچی نمی گفتم ولی تا كی بايد ساكت می شدم.
• فكر می كنی چه طور بشود؟
نمی دانم.
• اگر خودت مسئول امنيتی يا حراستی بودی با چنين فردی چه كار می كردی؟
اگر واقعا شكسته بودم اعتراف می كردم.
• نه، منظورم اين است كه خودت را بگذار جای فلان مامور.
پيگيری می كردم. می بردم فيلم را نشان می دادم تا طرف مقابل اگر اشتباه كرده ديگر حاشا نكند.
• خب بعدش؟ فكر كن فيلم هم نشان دادی.
بازداشتش می كردم. جريمه هم می كردم. هر چه خسارت بوده بايد پرداخت می كرد.
• درآمد ماهانه ات چه قدر است؟
60 هزار تومان.
• اگر 120 هزار تومان جريمه ات كنند كلاه سرت نرفته؟
چی بگويم؟
• دوست عزيز، تو اينجا ضرر كرده ای. امكان دارد ادامه اين روند قانونی تو را دچار مشكلات زيادی كند.
نمی دانم. من فقط ناراحتم از اينكه كاری نكرده ام و دردسرش را می كشم.
• ولی مطمئن باش كه تصوير تو ضبط شده.
در تصوير هست كه من می زنم صندلی را می شكنم؟
• به هر حال موقع پرت كردن هست.
گفتم يكی بيشتر پرت نكردم.
• به هر حال ما فيلم را ديديم. تو كلاه آبی داشتی؟
بله.
• پس اشتباه نگرفته ايم.
قبول دارم كه پرت كرده ام ولی صندلی نشكسته ام. |