Persian Archive

• تعادل در جاذبه صفر
• خاستگاه دوگانه ايدز
• آلرژی به فلزات
• نخستين نسل انسان های امروزی


ترجمه زينب همتی: ايجاد تعادل برخلاف آنچه كه به نظر می رسد چندان ساده نيست. اگر برای يك دقيقه تلاش كنيد كه بر روی يك پای خود بايستيد خواهيد ديد كه تلاش مداومی لازم است تا تعادل برقرار شود. ايجاد تعادل يكی از آن مهارت های پيچيده است كه پس از تمرينات فراوان كسب می شود. در اينجا نيز همانند يادگيری های ديگر مثل خواندن و نوشتن ما نمی توانيم دريابيم كه فرآيند كسب مهارت تا چه اندازه سخت است. توانايی كسب تعادل می تواند همانند ساير يادگيری ها نظير خواندن و نوشتن تحت شرايطی دچار فراموشی شود. يكی از تجاربی كه باعث اختلال در توانايی ايجاد تعادل می شود، مسافرت به فضا است. محققان دريافته اند فضانوردانی كه از ماموريت فضايی خود باز می گردند قادرند بر روی زمين تعادل بدن خود را حفظ كنند اما اين كار برايشان چندان راحت نيست. بيل پالوسكی (B.Paloski) عصب شناس توضيح می دهد كه مغز چنين افرادی در هنگام بازگشت قادر نيست اطلاعات دريافتی از اعضای حسی را به درستی تفسير و تعبير كند. هنگامی كه شما سعی می كنيد تعادل خود را حفظ كنيد، معمولا از سه منبع عمده، اطلاعاتی را دريافت می كنيد: سنسورهای Proprioceptive موجود در عضلات، كه اطلاعاتی در خصوص اينكه در چه ناحيه ای قسمت های مختلف بدن شما در ارتباط با يكديگر قرار می گيرند را به مغز مخابره می كند؛ سيستم دهليزی گوش داخلی شما، كه موقعيت و وضعيت سر شما را در فضا و همچنين چرخش چشم های شما در فضا را مشخص می كند.

مغز انسان برای تفسير اطلاعاتی كه از اطراف خود دريافت می كند يك «مدل» می سازد. برنامه نويسان كامپيوتری چنين چيزی را در واقع يك «زير روال عقلانی» می نامند. وليكن كاری كه مغز انسان انجام می دهد چيزی بيشتر از يك الگوريتم است. چنين مدل هايی زمينه ای را فراهم می كنند تا انسان بتواند اطلاعات حسی دريافتی را تفسير كند. مغز انسان هميشه در حال ايجاد چنين مدل هايی است. از همين طريق است كه انسان می تواند نسبت به محيط سازگاری پيدا كند. در روی زمين ما از اين مدل ها برای يادگيری زبان و يا حتی هنگامی كه يك عينك جديد به چشم می گذاريم استفاده می كنيم. فضانوردان نيز چنين می كنند. بر روی زمين مغز فضانوردان همواره در حال ساخت مدلی است كه به آنها می گويد كه چگونه بدنشان را در جاذبه طبيعی،1 در وضعيت تعادل نگهدارند. در فضا آنها می بايست يك مدل بی وزنی در جاذبه صفر ايجاد كنند. در هنگام بازگشت به زمين، آنها می بايست مجددا مدلی را برای جاذبه معمولی ايجاد كنند. اين انتقال هميشه به آسانی صورت نمی گيرد. هنگامی كه شما با زمينه كاملا جديدی همانند فضا روبه رو می شويد مغز شما می بايست كارهايی را انجام دهد. او می بايست تصميم بگيرد كه آيا اين زمينه ای پايدار است يا نه؟ آيا ارزش ايجاد مدل دارد؟ نهايتا در صورتی كه متوجه پايداری زمينه شود می بايست آن را توسعه دهد.

مدت زمانی طول می كشد تا مغز ياد بگيرد كه چگونه اطلاعات جديد را تفسير و تعبير كند، مدل جديدی را بسازد و از مدل قبلی به مدل جديد انتقال پيدا می كند. در طول اين انتقال، زمانی كه مغز شما در مورد مدل جديد به كار گرفته شده دچار سردرگمی می شود، به يك باره شروع به تفسير و تعبير اطلاعات حسی به شيوه ای عجيب و غريب می كند. در اين هنگام شما دچار اوهام می شوند. برای نمونه می بينيد كه دنيا در اطراف شما در حال چرخش است در حالی كه واقعا اين سر شماست كه در حال چرخيدن است. سردرد و همچنين ساير بيماری ها نشانه هايی از اين انتقال عدم تعادل است. پالوسكی می گويد: «اوهام ذهنی كه فضانوردان با آن مواجه هستند بسيار حيرت انگيز است.» پالوسكی كه با فضانوردان در مركز فضايی جانسون كار می كند در حال تلاش است كه ببيند دقيقا فضانوردان با توجه به چه سرنخ هايی اقدام به تغيير مدل ذهنی می كنند. او از طريق ارسال پيام های گيج كننده به مغز اين فضانوردان آنها را مجبور می كند كه از يك وضعيت ذهنی به وضعيت ذهنی ديگر منتقل شوند. حدود 10 سال پيش او متوجه شد طی آزمون های عصبی پس از پرواز، كه متضمن به دوران آوردن صندلی فضانوردان بود، يكی از فضانوردان كه آموخته بود تعادل خود را حفظ كند اين قابليت را از دست داد. در تلاش های مجدد اين فضانورد بار ديگر تعادل خود را از دست داد درست مانند زمانی كه از فضا به زمين بازگشته است. در مغز چنين فضانوردی اتفاقاتی افتاده است كه به زعم عصب شناسان باعث انتقال از سازگاری زمينی به سازگاری فضايی شده است. احتمالا اين فضانورد هنگامی كه بر روی صندلی نشسته است اطلاعاتی را دريافت می كند كه باعث اين انتقال ذهنی می شود و به دنبال چنين تصوری مدل ذهنی خود را تغيير می دهد. در حال حاضر پالوسكی در تلاش است كه آن تأثيرات را بازسازی كند. او می گويد: «ما می دانيم كه فضانوردان طی 2 يا 4 روز پس از سفر كوتاهشان به فضا در حال سازگاری نسبت به زمين هستند.

بنابراين ما فكر كرديم كه ببينيم در روز سوم چه اتفاقی می افتد تا از آن طريق مكانيسم انتقال زير روال ذهنی شكل گيرد. » برای اين منظور، پالوسكی فضانوردان را در يك سانتريفيوژ قرار داد. در حالی كه آنها به راحتی به پهلوهای خود دراز كشيده اند (فضانوردان در هر مرحله فقط يك بار تست می شوند) دستگاه با سرعت های مختلفی شروع به دوران به جلو و عقب می كند. پس از اين حركت دورانی كه تقريبا به مدت 10 دقيقه به طول می انجامد فضانوردان مورد آزمايش قرار می گيرند. در اين مرحله آنها می بايست بر روی سكويی كه در داخل اتاقكی قرار دارد بايستند. آنها مجبور هستند كه اين عمل را تا آنجا كه امكان آن است ادامه دهند. وليكن هم سكو و هم اتاقك به گونه ای طراحی شده اند كه قادرند انواع مختلفی از اطلاعات حسی به كار گرفته شده در تعادل را به نمايش بگذارند ـ اطلاعات حسی بينايی، دهليزی و Proprioceptive. برای نمونه، غالب سنسورهای Proprioceptive اصلی مورد نياز برای كنترل تعادل در گيرنده های كششی موجود در قوزك پا بوده و بنابراين سكو می تواند از دريافت اين اطلاعات حسی توسط بدن جلوگيری كند. پالوسكی می گويد: «اگر شما بدن خود را به جلو پاندول كنيد ما سكو را به همان اندازه زاويه خواهيم داد به ترتيبی كه زانو دچار تغيير و خمش نشود. »

پالوسكی اميدوار است كه با به دوران آوردن فضانوردان و آزمايش آنها در اتاقك تعادل ياد بگيرد كه چگونه می توان انتقال از يك وضعيت ذهنی به وضعيت ذهنی ديگر را تسهيل كرد. پروژه او در مورد اعضای شاتل STS-107 كه در تاريخ شانزدهم ژانويه به فضا پرتاب شد به اجرا درآمد. او می گويد: «ما اين فضانوردان را قبل و بعد از ماموريت تحت آزمايش قرار داده و قرار خواهيم داد. » يافته های پالوسكی می تواند به فضانوردان كمك كند تا احساس تعادل خود را سريع تر كسب كنند. ولی اين مطالعات چيزی بيشتر از اين به دست می دهد. برای نمونه، از عوارض جانبی انتقال بين مدل ها می توان به بيماری جنبشی اشاره كرد. تحقيقات پالوسكی می تواند به درك پزشكان از چنين اختلالات و بيماری هايی كمك شايانی بكند. علاوه بر اين يافته های او می تواند در آموزش فضانوردان در توسعه مدل های ذهنی قبل از نياز به آنها مثمرثمر واقع شود. به عنوان مثال، اكسپلوررهای مريخ ممكن است قبل از رسيدن به سياره سرخ بتوانند مدلی با جاذبه 3/1 جاذبه طبيعی را در خود ايجاد كنند. برای مردم عادی نيز يافته های پالوسكی مفيد است. يافته های پالوسكی در مورد تسهيل يادگيری است و اين، آن چيزی است كه ما هر روزه در زندگی خود انجام می دهيم.

First Science


ترجمه حسين يوسفی: بررسی های ژنتيكی ويروس SIV (ويروسی مشابه ويروس ايدز كه ميمون ها را مبتلا می سازد) نشان داده كه ويروس HIV (ويروس عامل ايدز در انسان) از ادغام دو ويروس مختلف در شمپانزه ها ايجاد شده است. از مدت ها پيش از اين دانشمندان پی به اين نكته برده بودند كه ويروس ايدز از جنگل های آفريقای غربی منشا يافته است. انسان هايی كه شمپانزه را به عنوان غذا مصرف می كرده اند يا در مراسم آيينی خود در معرض خون اين حيوان بوده اند، اين ويروس را از آنها گرفته اند. اكنون دانشمندان يافته های جديدی را در مورد منشاء ويروس ايدز به دست آورده اند. بررسی های ژنتيكی جديد نشان داده كه به طور قطعی ويروس HIV، واريته ای از ويروس دفاع ايمنی SIV است كه در ميمون ها و انسانريخت های آفريقايی ديده شده است. در گذشته ای نه چندان دور ويروس SIV به بدن انسان وارد شده و به ويروس HIV جهش يافته، ويروسی كه در نتيجه اپيدمی آن در ميان انسان ها تاكنون بيست ميليون نفر كشته شده و پانزده ميليون نفر آلوده شده اند. مكانی كه اين انتقال و تبديل ويروس برای اولين بار در آن روی داد منطقه ای در غرب آفريقا است. اكثر دانشمندان اعتقاد دارند كه اين انتقال بيش از يك بار انجام شده چرا كه سويه های مختلفی از ويروس ايدز در جمعيت انسانی شناخته شده است. زمان اين تبديلات ويروسی بحث های زيادی را دامن زده و در مورد آن در ميان دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد.

هيچ يك از ميليون ها آفريقايی كه در قرن نوزدهم آفريقا را ترك كرده اند حامل اين ويروس نبوده اند پس به احتمال زياد منشاء ويروس ايدز به بيش از سال 1860 باز می گردد. اولين گزارش ابتلا به ايدز در آمريكا و در سال 1981 بوده و پيش از آن در سال 1969 كه نوجوان آفريقايی ـ آمريكايی در سنت لوئيس در اثر ابتلا به ويروس از بين رفته است. هر چند قديمی ترين نمونه ويروس از پلاسمای يك مرد در سال 1959 و در كنگو گزارش شده است. بررسی ميزان واگرايی های ژنتيكی بين دو سويه عمده ويروس ايدز، HIV-1 و HIV-2 حاكی از آن است كه انتقال اين ويروس به انسان در حدود سال 1940 انجام شده و سابقه زيادی ندارد. بررسی ها روی ويروس SIV و به دست آوردن يافته های جديد حاكی از منشاء دوگانه آن و سپس تبديل اين ويروس به HIV، پنجره جديدی را در تحقيقات روی ويروس مهلك ايدز برای دانشمندان گشوده است.

BBC


آلرژی به فلزات

گروهی از پژوهشگران دانماركی دريافته اند كه استعمال دخانيات خطر بروز حساسيت به انواع فلزات از جمله فلزات به كار رفته در گوشواره و دكمه لباس را افزايش می دهد. بررسی بيش از 1000 زن و مرد 15 تا 69 ساله نشان داد اين نوع حساسيت ها در كسانی كه سيگاری هستند شايع تر است. آلرژی های موسوم به آلرژی های تماسی واكنش هايی مثل خارش پوست است كه در واكنش به تماس با يك ماده خاص بروز می كند. دكتر آلن لينبرگ از بيمارستان دانشگاهی گلاستروپ در كپنهاك دريافت بروز آلرژی تماسی به فلز نيكل كه در گوشواره و دكمه شلوار جين به كار می رود در بين سيگاری ها شايع تر است. هر چند حساسيت به نيكل گاهی در كسانی كه گوشواره به گوش آويزان می كنند بروز می كند اما سيگاری ها در معرض افزايش خطر حساسيت به نيكل هستند. اين تحقيق بيانگر آن است كه ترك سيگار می تواند از بروز برخی انواع حساسيت ها پيشگيری كند.

نخستين نسل انسان های امروزی

پژوهشگران ژاپنی دانشگاه توكيو به همراه پژوهشگران دانشگاه كاليفرنيای آمريكا برای نخستين بار در جهان موفق به كشف سه جمجمه از نخستين نسل انسان های امروزی (Homo Sapiens) شدند. اين جمجمه ها كه در اتيوپی آفريقا كشف شده اند متعلق به 2 فرد بالغ و يك كودك است كه در حدود 160 هزار سال قبل می زيسته اند. اين كشف می تواند به استدلال اين نظريه كه نخستين نسل انسان های امروزی در قاره آفريقا زندگی می كرده و از آنجا در سراسر جهان پخش شده اند كمك كند. تاكنون كهن ترين اسكلت های كشف شده مربوط به نسل انسان های امروزی، اسكلت انسان هايی بوده كه در حدود 100 هزار سال پيش در آفريقای جنوبی و خاورميانه می زيسته اند. اما نتيجه پژوهش های ژنی حاكی از آن است كه تولد انسان های امروزی به بيش از 100 هزار سال پيش باز می گردد. هر چند در جمجمه های كشف شده و ويژگی های مربوط به انسان های اوليه نيز ديده می شود اما پژوهشگران معتقدند اندازه پيشانی و حجم مغز آنها نزديك به انسان های امروزی است. حجم مغز اين جمجمه ها 1450 سی سی برآورد شده كه تنها كمی بزرگتر از ميانگين حجم مغز آدم های امروزی است. پژوهشگران معتقدند كشف اين جمجمه ها می تواند در آگاهی يافتن از روند رشد انسان امروزی نقش مهمی ايفا كند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو