Persian Archive

• تهران دو راه دارد
• پاکسازی قومی
• جمهوری اسلامی عراق
• سياست خود تخريب اسرائيل
• ديكتاتور در معرض محاكمه
• امكان مبادله نيست
• در قم بودم، نه تهران
• مونتاژهای «فاكس نيوز»
• چرا آب به آسياب دشمن می ريزيد


هنگامه شهيدی: ساعت 6 بعدازظهر برای انجام مصاحبه تعيين شده است. زمانی كه وارد سفارت ژاپن می شوم خانمی جوان كه بلوزی صورتی رنگ بر تن دارد از اينكه گفت وگو با يك ربع تاخير انجام خواهد شد عذرخواهی و مرا به سالن انتظار راهنمايی می كند. راس ساعت مقرر به اتاقی كوچك با كاناپه های رنگی هدايت می شوم كه پيش از من «يوكی يو اوكاموتو» همراه با دو كارشناس سياسی سفارت و مسئول برنامه هايش در آن اتاق حضور دارند. پس از احوالپرسی بلافاصله وارد بحث می شوم. تنها 20 دقيقه وقت دارم و او با صبوری به سوالاتم پاسخ می گويد و زمانی كه مسئول برنامه هايش با اشاره مكرر به ساعت مچی روی دستش گذشت زمان بيش از وقت تعيين شده را يادآوری می كند با قطع كردن صحبت هايش به او می گويد كه اين گفت وگو هم برای من مهم است و هم برای او، تا جايی كه مصاحبه در زمانی دو برابر زمان تعيين شده پايان می گيرد. «يوكی يو اوكاموتو» ديپلماتی كهنه كار و مشاور ويژه نخست وزير ژاپن است كه به مدت دو دهه به عنوان رئيس دايره امور امنيتی خدمت كرده است. او كه به طور منظم در تلويزيون ژاپن به عنوان تحليلگر و صاحبنظر ظاهر می شود و گاه گاهی نيز به عنوان هماهنگ كننده راهبردی اخبار روزنامه ها و مجلات ژاپنی عمل می كند در طول گفت وگو كه محور آن درخصوص برنامه های هسته ای ايران و گزارش آژانس بين المللی انرژی اتمی است بارها از من می خواهد كه در مورد حضورش در ايران دچار سوءتفاهم نشوم و اين موضوع را به خوانندگان روزنامه نيز منتقل كنم. . .

شما از روز پنج شنبه گذشته تا امروز (يكشنبه) در تهران حضور داريد و مسلما با اين قصد و نيت كه مقامات جمهوری اسلامی ايران را به درجه اقناع برای پيوستن به پروتكل الحاقی پيمان منع تكثير تسليحات هسته ای برسانيد. آيا اكنون كه آخرين لحظات سفر شماست و فردا (26 ژوئن) نيز گزارش آژانس بين المللی انرژی اتمی در مورد ايران قرائت خواهد شد به اين موفقيت نائل شديد؟

قطعا نيت اصلی من از سفر به ايران آن چيزی نيست كه شما تصورش را می كنيد. اما بخش هايی از مذاكرات شفاهی و گفت وگوهايی كه با مقامات دولت ايران داشتم به اين قضيه مربوط می شود چرا كه ايران نيز مانند كشور من ژاپن از جمله كشورهايی است كه قربانی سلاح های كشتارجمعی بوده است. ما به دليل اتهاماتی كه اخيرا درخصوص گسترش سلاح های هسته ای به ايران زده شده است تلاش های زيادی می كنيم تا اين كشور به پروتكل الحاقی پيمان منع تكثير تسليحات هسته ای بپيوندد و به اينجا آمده ايم تا از چند وچون مسائل باخبر شويم و ببينيم كه وفاداری ايران به قراردادها و پيمان های بين المللی تا چه حد است. . .

پس از اينكه پيش نويس محرمانه گزارش سازمان بين المللی انرژی اتمی فاش شد، شنبه گذشته سه بازرس آژانس بين المللی انرژی اتمی به طور غيرمترقبه به ايران آمدند و تا اين لحظه نيز هنوز ايران را ترك نكرده اند به اين ترتيب آيا ممكن است در جلسه حكام تغيير موضعی درخصوص ايران صورت گيرد؟

من به اينجا نيامدم كه در اين خصوص مذاكراتی را انجام دهم. هيأت حاكمه سازمان بين المللی انرژی اتمی كار خود را از فردا آغاز خواهد كرد و كارشناسان آژانس اطلاعات بسيار دقيق و جامع و كاملی را درخصوص فعاليت های هسته ای جمهوری اسلامی ايران در اختيار دارند. من بسيار اميدوارم كه ايران هر نقطه مبهم وكوری را در صحنه روابط بين الملل روشن و شفاف كند و از شما می خواهم كه درخصوص حضور من در ايران هيچگونه سوء تفاهم يا برداشتی نداشته باشيد چرا كه من به هيچ عنوان قصد ندارم ايران را به خاطر انجام فعاليت های هسته ای متهم كنم. . .

با توجه به اينكه در نشست سران هشت كشور صنعتی (G8) در «ايويان» فرانسه تلاش هايی صورت گرفت تا كشورهای شركت كننده ايران را به عنوان يك كشور «خاطی» معرفی كنند و گفتارهايی نيز بر ضد ايران صورت گرفت «توكيو» كه دوست «تهران» محسوب می شود در جهت خنثی كردن اين تلاش ها چه اقداماتی صورت داد؟

من مطمئن هستم كه دولتمردان كشور ما موضع شفافی را نسبت به كشور شما اتخاذ كردند و ما همچنين اطمينان داريم كه ايران به هيچ وجه قصد گسترش سلاح های هسته ای را ندارد اما ايران هم بايد خيلی شفاف و واضح برخورد كند تا جامعه بين الملل را متقاعد كند كه هيچ گونه فعاليت در جهت ساخت و گسترش سلاح های هسته ای ندارد. درخصوص نشست سران گروه هشت هم بايد بگويم كه در اعلاميه مشترك اين نشست ايران به هيچ وجه محكوم نشد بلكه تشويق هم شد به اينكه بتواند شفاف تر عمل كند و به استانداردها و معيارهای آژانس بين المللی انرژی اتمی پايبندی بيشتری داشته باشد و بر اساس آنها اقدام كند. . .

اكنون ايران زيرفشارهای روزافزونی قرار گرفته كه بر روی پيمان منع گسترش سلاح های اتمی يك پروتكل اضافی امضا كند فكر نمی كنيد قبل از امضای چنين پروتكلی «واشنگتن» بايد گام اول را در جهت لغو تحريم های ايران بردارد؟

شما می دانيد كه ژاپن كليه تعهدات جهانی را پذيرفته است و ژاپنی ها دارای پيشرفته ترين تكنولوژی جهت استفاده از انرژی هسته ای به صورت صلح آميز در جهان هستند. ما تمامی استانداردها و هنجارهای بين المللی كه ژاپن را نسبت به استفاده از اين موارد محدودتر می كند، پذيرفته ايم و به آن پايبند هستيم و تاكنون هم هيچ كشوری ژاپن را محكوم نكرده كه از سلاح های هسته ای استفاده می كند و حتی اين نيت را دارد كه به اين سلاح ها دسترسی پيدا كند. ايران هم بايد به گونه ای فعاليت كند كه نيت خود به منظور دستيابی به انرژی هسته ای جهت مصارف صلح آميز را به جهانيان اثبات كند. ما دو راهكار پيش روی ايران می گذاريم. راه اول قبول صددرصد حضور بازرسان سازمان بين المللی انرژی اتمی در ايران است كه ايران حضور آنها را بپذيرد و آنها بازرسی تسليحاتی انجام دهند، دوم اينكه ايران پروتكل الحاقی پيمان منع تكثير سلاح های غيرمتعارف را بپذيرد و آن را امضا كند كه اين می تواند ضامنی برای فعاليت های هسته ای اين كشور در آينده باشد. . .

ولی بر اساس پيمان منع گسترش سلاح های هسته ای كه ايران در سال 1968 آن را امضا كرده بازرسان سازمان بين المللی انرژی اتمی تنها هنگام ورود سوخت هسته ای به تاسيسات مربوط می توانند سايت ها را مورد بازرسی قرار دهند و اين در حالی است كه در هيچ يك از واحدهای اتمی ايران سوخت هسته ای وجود ندارد و آنها هنوز در حال توليد هستند. . .

اين بستگی به تصميمات دبيركل آژانس بين المللی انرژی اتمی دارد كه ببينيم در زمينه بازرسی ای كه آنها از نيروگاه های هسته ای ايران داشته اند چه نظرات و تصميماتی را پس از اين بازرسی ها اعلام خواهند كرد. . .

اگر اعلام شود كه ايران مرتكب تخلف از پيمان منع گسترش سلاح های هسته ای شده در آن صورت چه خواهد شد؟

من مطمئن هستم كه تصميم آقای «البرادعی» پس از بازرسی از نيروگاه های هسته ای ايران تصميم نهايی و راهكار پايانی نخواهد بود. به عنوان مثال اگر پس از اين بازرسی به اين نتيجه برسند كه ايران قصد دارد به سلاح های هسته ای دست پيدا كند اين طور نخواهد بود كه ايران را متهم كنند و بخواهند اقداماتی را عليه ايران انجام دهند. قطعا آنها خواهند خواست كه فعاليت های هسته ای ايران باز و شفاف باشد و در صورتی كه مشاهده شود اين فعاليت ها در جهت ساخت سلاح های هسته ای است به كشور شما هشدار می دهند كه بايستی استانداردها و معيارهای تحت ليسانس آژانس بين المللی انرژی اتمی را به دقت انجام دهيد و بر اساس آنها عمل كنيد. البته معلوم نيست شورای حكام در مورد ايران به چه نتيجه ای برسند ولی من با سران كشور شما كه صحبت می كردم همه آنها اعلام كردند ايران هيچ صورت جلسه مخفی و پنهانی را ندارد و بنابراين در اين زمينه هيچگونه جای شك و نگرانی نيست. . .

نپذيرفتن پروتكل الحاقی منع تكثير تسليحات هسته ای تا چه حد می تواند ايران را در راستای «سناريوی عراقی» پيش برد؟

طبيعتا اين پروتكل بين المللی مورد پذيرش مقامات ايرانی قرار می گيرد چرا كه من هيچ نشانی در صحبت های رهبران و مقامات عالی رتبه ايران مشاهده نكردم كه صحبتی از سوی آنها مبنی بر عدم پيوستن به پروتكل بين المللی از سوی مقامات ايرانی باشد و بنابراين ايران حتما آن را امضا خواهد كرد. از طرف ديگر فكر نمی كنم مقامات آمريكايی هم قصد اين را داشته باشند كه عمليات نظامی عليه ايران راه اندازی كنند.

در هر حال آمريكايی ها با فشارهايی كه بر روی آژانس بين المللی انرژی اتمی اعمال می كنند درصدد هستند تا تصميمات اين سازمان را به نفع خود تغيير دهند. اين موضوع را می شود به راحتی از متن محرمانه پيش نويس گزارش اخير آژانس كه زودتر از موعد درز كرد فهميد. . .

ببينيد تا آنجا كه به كشور من ژاپن مربوط می شود ما به هيچ وجه تحت فشار مقامات آمريكايی نيستيم. من مطمئنم كه كشور شما به تمام اصول و قواعد بين المللی پايبند است و آن را رعايت می كند. بهترين پيشنهادی كه می توانم به ايران بدهم اين است كه با پذيرفتن پروتكل الحاقی منع تكثير تسليحات غيرمتعارف و امضای آن حسن نيت خود را به جامعه جهانی نشان دهد و اين بهترين توصيه ای است كه من می توانم در اين زمينه به ايران داشته باشم تا شفاف و روشن عمل كند. گذشته از اين ايران بايد حضور بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی را بپذيرد چون آنها در حال انجام وظايف و تعهدات خودشان هستند. . .

واشنگتن در گذشته پيشنهاد كرده است كه آژانس بين المللی انرژی اتمی موضوع برنامه های هسته ای ايران را به شورای امنيت سازمان ملل ارجاع دهد و در صورت وقوع اين امر شورای امنيت می تواند تحريم هايی را بر ضد ايران اعمال كند. آيا جلسه 16 ژوئن به ارجاع موضوع به شورای امنيت سازمان ملل منجر خواهد شد؟

(«يوكی يواوكاموتو» می خندد و ادامه می دهد. . . ) پاسخ به اين سوال خيلی ساده است. آمريكا از آزادی عمل برخوردار است و آنها هر كاری دوست داشته باشند انجام می دهند اما تا پيش از نشست شورای حكام نمی توانيم راجع به اين موضوع بحث كنيم اما در هر حال ما مطمئن هستيم كه در قالب فرآيند رسيدگی و بازرسی بازرسان آژانس به راحتی می توانيم موضوع را حل و فصل كرده و به آن رسيدگی كنيم. . .

می دانيد كه ايران هميشه برنامه های هسته ای خود را صلح آميز می داند و تاكيد دارد كه شماری از كشورها كه امضا كنندگان پيمان منع تكثير تسليحات هسته ای هستند هم به تعهدات خود عمل نمی كنند. برخی كشورها هم كه هنوز اين پيمان را امضا نكرده اند! من معتقدم كه در نحوه رفتار آژانس بين المللی انرژی اتمی با برخی كشورها تعارض چشمگيری وجود دارد. آيا شما هم بر اين اعتقاديد؟

منظور شما اسرائيل است؟

اسرائيل را هم شامل می شود. . .

ايران خود عضو كنوانسيون منع گسترش سلاح های هسته ای و بيولوژيكی است و ما از پايبندی ايران به اجرای تعهداتش درخصوص اين پيمان تقدير می كنيم. البته حق با شماست و بسياری از كشورهای مهم هنوز به معاهده نپيوسته اند خصوصا در كشورهای منطقه خاورميانه بايد در مورد اسرائيل كاری كنيم تا آنها هم اين معاهده را بپذيرند و اين امر يكی از اهداف اساسی ماست كه اسرائيل را به پيوستن معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای (NPT) ترغيب كنيم. در اوايل ماه مه وزير امور خارجه كشور ما سفری به اسرائيل داشت و پيام نخست وزير ژاپن درخصوص پيوستن به NPT را به اطلاع مقامات اسرائيل رساند. . .

اتهاماتی كه اخيرا به ايران، هند و پاكستان درخصوص دستيابی به سلاح های هسته ای وارد می شود تا چه حد می تواند ناشی از نفوذ و فشارهای اسرائيل به آمريكايی ها باشد تا آنها يگانه و پيشرفته ترين كشور مجهز به اين تسليحات در منطقه باقی بمانند؟

همانطور كه قبلا هم اشاره كردم ما اصرار داريم كه اسرائيل به NPT بپيوندد و ژاپن كشور من از اولين كشورهای قربانی سلاح های هسته ای است. بنابراين ما شديدا به رعايت استانداردهای بين المللی و NPT پايبنديم. اينكه پاكستان را محكوم می كنند كه به سلاح های اتمی دسترسی پيدا كرده است را نمی توانيم بپذيريم. به عقيده ما بايستی قوانين متحدالشكل و يكسان در مورد رفتار با همه كشورها به وجود آيد كه حتی اسرائيل هم به معاهده بپيوندد و آن را بپذيرد تا اينكه از گسترش اين فناوری جلوگيری كنيم و اجازه بهره برداری ندهيم. . .

يكی ديگر از كشورهای مورد اتهام كره شمالی است؛ در مورد «پيونگ يانگ» چه تصميماتی اتخاذ خواهد شد؟

ما در برابر هرگونه تلاشی كه از سوی كره شمالی صورت می گيرد و بر سر مواضع خودمان درخصوص دسترسی به سلاح های كشتارجمعی قاطعانه و محكم ايستاده ايم. حتی نخست وزير ژاپن هم اخيرا اعلام كرده چنانچه كره شمالی بخواهد به اين سلاح ها دسترسی پيدا كند ما نمی توانيم اين تهديدات را بپذيريم و قاطعانه بر سر مواضع مان پافشاری می كنيم. . .

حتی در صورتی كه ژاپن مورد تهديد كره شمالی واقع شود كه گويا اين تهديد انجام هم شده است؟

بله، ايالات متحده آمريكا و ژاپن متحدان نظامی يكديگر هستند و در صورت حمله نظامی از سوی هر كشوری به ژاپن قطعا با واكنش قوی از سوی ما مواجه خواهد شد. ايالات متحده آمريكا تنها متحد ماست و رابطه ما با آمريكا رابطه ای ويژه و خاص است. . .

پس به اين ترتيب سياست های ژاپن تابع سياست های آمريكاست حتی درخصوص روابط با ايران؟

نه ژاپن صددرصد پيرو سياست های آمريكا نيست به ويژه درخصوص سياستی كه با جمهوری اسلامی ايران دارد. ايران كشور بسيار قابل احترامی است و ژاپنی ها رابطه گرم و دوستانه ای با ايران دارند و ما قويا از روند اصلاحات درون كشور شما حمايت و از آن دفاع می كنيم. ما قويا به شما توصيه می كنيم كه جزو كسانی باشيد كه به قوانين بين المللی احترام می گذارند و می خواهيم كه در ساخت جامعه جهانی حضوری مستمر و فعال داشته باشيد. ژاپن بسيار مشتاق و علاقه مند است كه در اين زمينه با ايران فعاليت مستمر داشته باشد و ايالات متحده آمريكا اين تصميم ژاپن را به خوبی درك می كند. حتی «كويزومی» نخست وزير ژاپن به طور جدی دنباله رو تقويت وگسترش روابط دوجانبه ميان «تهران» و «توكيو»ست و علت اينكه اكنون من اينجا هستم نيز همين است. من به اينجا نيامده ام تا درخصوص سياست و خط مشی های برنامه های هسته ای شما اعتراض كنم. آنچه در ذهن ما می گذرد رابطه ای دوستانه و متقابل است و من شكی ندارم كه روابط ما عميق و مستحكم است. خواهش من اين است كه خوانندگان روزنامه شما درخصوص ضرورت برقراری روابط دوجانبه بين ايران و ژاپن نه فقط در موارد هسته ای بلكه در همه زمينه ها آگاه شوند...

با توجه به اينكه آمريكا متحد ژاپن است و ايران نيز از ساليان متمادی پيش با ايالات متحده مشكلات سياسی دارد ژاپن چه تلاش هايی برای حل اين مناقشات در طول اين سال ها داشته است؟

ايالات متحده آمريكا حدود يك چهارم قرن است كه هيچگونه حضوری در ايران نداشته است و ما نقش بسيار مشخص و بارزی را در اين ميان بازی می كنيم تا شكاف ميان ايران و ايالات متحده آمريكا را پر كنيم و اميدواريم توانسته باشيم اين نقش را به خوبی ايفا كنيم. ما همواره به مقامات آمريكايی می گوييم كه ايران يك كشور نرمال و طبيعی است. . .

بحران سياسی «واشنگتن» و «تهران» اخيرا روبه فزونی نهاده است. آيا شما موضوع خاصی را از طرف آمريكايی ها به طرف های ايرانی منتقل كرده ايد؟

نه به هيچ وجه من پيامی از سوی آمريكايی ها نياوردم. حضور من در ايران به معنی مداخله در روابط ايران و آمريكا نيست چرا كه ما موضع مستقل داريم و به هيچ وجه قصد دخالت نداريم. قصد ما اين نيست كه بخواهيم در ميان تيرگی روابط ايران و آمريكا دخالت كنيم بلكه به منظور ديگری در ايران حضور يافتيم. . .

به چه منظور؟

برای برطرف كردن همه نگرانی های جامعه بين المللی درخصوص ايران و همچنين گسترش روابط دوجانبه. تمامی صحبت هايی كه من با رهبران كشور شما داشتم كاملا واضح، جدی، رك و دوستانه بود. . .

صحبت درخصوص چه مسائلی؟

همه مسائل. . .


ترجمه محمدعلی عسگری: موضوع به آرامی انجام می شود. هيچ كس چيزی نمی پرسد. هيچ كس اعتراضی نمی كند. دولت اسرائيل با تمام نهادها و اداراتش درصدد اجرای پروژه ای هستند كه از سال 1948 (آوارگی ملت فلسطينی) تاكنون بی سابقه است. كسی توجه به پيامدها و مشكلات ناشی از اين عمل نمی كند. حتی به ابعاد نژادپرستانه چنين اقدام خطرناكی توجه نمی شود. شهروندان فلسطينی ساكن اسرائيل در معرض يك كوچ دسته جمعی قرار گرفته اند. امروزه آنها نمی توانند كار كنند يا حتی برای درمان بيماری های خود از خانه خارج شوند. همه چيز طبق برنامه انجام می شود. دولت اسرائيل می خواهد دامن خود را از هر چه فلسطينی است پاك كند! فاتن كودكی شش ساله است. صبح آن روز به خاطر درد و تب شديدی كه داشت نتوانست بخوابد. مادرش با شتاب او را به نزديك ترين مطب برد و خواست برايش نوبت بگيرد. وقتی برگشت شگفت زده شد. چون اسم كودكش در رديف بيماران نبود و حتی به عمد خط خورده بود. لبخندی زد، فكر كرد اشتباهی صورت گرفته است. چون يك ماه پيش كودك را همان جا معالجه كرده بود. از منشی دكتر خواست ليست را دقيق نگاه كند. دوباره همان جواب را شنيد. مادر فهميد كه به طور عمد از حقوق شهروندی خود محروم شده اند.

طفلك فاتن هيچ گناهی مرتكب نشده بود تا مستوجب چنين تحريمی باشد. جز اينكه پدرش يك فلسطينی از كرانه باختری و مادرش فلسطينی ديگری از منطقه داخل محدوده خط سبز بود. ازدواج اين دو كه از آغاز تاسيس دولت اسرائيل تاكنون طبيعی تلقی می شد از چندی پيش ممنوع اعلام گشت. سياست جديد اسرائيل كه مبتنی بر كوچاندن فلسطينی های ساكن اسرائيل است ديگر به هر كس پدر يا مادش متولد كرانه باختری باشد تابعيت اسرائيلی نمی دهد. اين تصميم به معنای متلاشی كردن و آواره ساختن هزاران خانواده فلسطينی است كه از ده ها سال پيش در سرزمين های داخل محدوه خط سبز زندگی می كنند. تصميم ياد شده طی ماه های اخير شدت بيشتری گرفت و دولت اسرائيل از طريق ادارات و نهادهای وابسته به خود اسامی آنها را استخراج كرد. دولت ديگر نه تنها به پدر و مادرهايی كه متولد داخل اسرائيل نباشند تابعيت نمی دهد بلكه حتی به كودكان آنها نيز كه در بيمارستان های اسرائيل به دنيا آمده و گواهی تولد دارند تابعيت نمی دهد. يك ماه پيش دولت شارون تصويب كرد كه تمام تابعيت های خانوادگی لغو شود. اين در حالی است كه درخواست های متعددی توسط سازمان های فعال حقوق بشر به دادگاه عالی اسرائيل تحويل داده شده بود تا برای والدين يا كودكان فلسطينی شناسنامه و كارت اقامت صادر شود.

سياست جديد رژيم اشغالگر قدس ، به پدر و مادری كه شناسنامه نگرفته باشند اجازه نمی دهد در كنار خانواده اش در محدوده خط سبز زندگی كند و بنابراين بايد به همان جايی برگردند كه در آن متولد شده اند. اگر يكی از زوجين نپذيرد كه تنها برود، پس بايد كل خانواده را به همراه خود ببرد. دولت اسرائيل به اين وسيله می خواهد به هدف خود برسد و با چنين طرحی مابقی فلسطينی ها را از محدوده خود دور سازد. تنها بهانه ای كه در برابر اين تصميم آورده می شود مسئله مصون ماندن از خطرهای امنيتی است. به نظر دولت اسرائيل، هر زن و مرد فلسطينی كه از كرانه باختری به داخل مرزهای 1948 به قصد ازدواج آمده باشد، خطری امنيتی برای اين دولت محسوب می شود. اين دولت می گويد، تازه متولد شده ها به كسانی تبديل می شوند كه دست به عمليات شهادت طلبانه می زنند يا در جرگه همكاران و همراهان آنها در می آيند. اگر پدر يا مادر اين كار را نكنند طفلك فاتن هم كه به دكتر احتياج دارد و هيچ مركز بهداشتی ای در اسرائيل امروزه او را به رسميت نمی شناسد. به نظر اسرائيلی ها يك فلسطينی بالقوه تروريست است كه می تواند خطری امنيتی برای رژيم اشغالگر قدس محسوب شود.

حق بازگشت

براساس آمارهای وزارت كشور اسرائيل، از سال 1947 تاكنون يك ربع ميليون فلسطينی وارد اسرائيل شده و شناسنامه دريافت كرده اند. شارون اين ها را كسانی می داند كه به طوری غيرمستقيم حق بازگشت را كسب كرده و امروزه نه تنها از جهت امنيتی، بلكه از نظر جمعيت شناسی خطری بزرگ را برای دولت عربی تشكيل می دهند. چون زاد و ولد اين ها می تواند تركيب جمعيتی دولت يهود را بر هم زند. ميزان فلسطينی هايی كه وارد اسرائيل شده اند از زمان توافقنامه اسلو (1993) تاكنون روندی تصاعدی داشته است. زيرا تاكنون در اين فاصله حدود 97 هزار فلسطينی به داخل اسرائيل رفته و با فلسطينی های باقيمانده در آنجا [فلسطينی های سال 1948] ازدواج كرده اند. عموما يك جوان فلسطينی كه در مناطق خودگردان كاری پيدا نمی كند ـ چون نه زمينی دارد كه منبع درآمدش باشد و نه اسرائيل برای كار به آنها اجازه ورود می دهد، از سوی ديگر در مناطق خودگردان فلسطينی ها نيز نه كارخانه ای هست و نه كارگاهی ـ نمی تواند زندگی خود و خانواده اش را بچرخاند. بنابراين برای پيدا كردن يك لقمه نان و ادامه حيات، بهتر می بيند با يكی از فلسطينی های داخل محدوده خط سبز [اعراب ساكن اسرائيل 1948] ازدواج كند و از اين راه با به دست آوردن كارت هويت يا شناسنامه ای بتواند در داخل اسرائيل كار كرده و خرج خانواده اش را تامين نمايد. از سال 1993 تاكنون بيست و دو هزار درخواست تابعيت خانوادگی به ثبت رسيده است اما اقدامات اداری سال ها طول می كشد تا با اين درخواست ها موافقت شود.

اكثر اين درخواست ها همان طور ماند و فلسطينی ها انتظار می كشيدند تا اينكه ماه مه سال گذشته وضع به طور كلی دگرگون شد. پيش از آن طبق روال اداری كارها انجام می شد. ابتدا از طريق سازمان های اطلاعاتی اسرائيل در مورد زندگی شخصی فرد درخواست كننده تحقيق می شد و اگر نام او در يكی از ليست های مربوط به افراد مشكوك يا تحت تعقيب يا با سوءسابقه نبود موافقت اوليه برای او صادر می گشت. سپس تحقيقات ديگری انجام می شد كه از او می خواستند تا ثابت كنند با خانواده اعراب در داخل ازدواج كرده و دارای خانه و خانواده ای است و از اين قبيل پرس و جوها كه گاه چند سال طول می كشيد. طی اين سال ها، همسر يا همان پدر فلسطينی با كارت شناسايی موقت زندگی می كردند. كارتی كه مانع بازداشت يا اخراج او می شد. اما امروزه دولت اسرائيل اين اقدامات را انجام نمی دهد و حتی هيچ گونه درخواستی را برای ارائه تابعيت خانواده نمی پذيرد. به اين معنا كه اگر مادری شناسنامه اسرائيلی داشته باشد نمی تواند دليلی باشد برای اينكه همسر و فرزندانش هم تابعيت بگيرند. به معنای ديگر، آنها اجازه سكونت در داخل اسرائيل را ندارند. پس از انجام يكسری عمليات شهادت طلبانه در داخل اسرائيل، اين سخت گيری ها بيشتر شد. پليس ديگر هر كس را می گرفت يا اخراج می كرد و يا به زندان می انداخت. اين مسئله هزاران فلسطينی را نگران و پريشان ساخته و با وجودی كه آنها كودكانی بالاتر از 16 سال دارند كه در خود اسرائيل متولد شده اند، هر لحظه در معرض تهديد و اخراج قرار دارند.

اين تدابير سال گذشته و دقيقا پس از انفجار رستوران «ماتسا» در حيفا اتخاذ شد. زيرا معلوم شد آن عمليات را فردی به نام شادی طوباسی انجام داد كه مادرش يك فلسطينی و پدرش يك فلسطينی متولد جنين بود. پدر شادی پس از ازدواج با همسرش شناسنامه گرفته و در منطقه ناصره ساكن بودند. از آن پس فرزندان نيز كه در اسرائيل متولد شده بودند هر كدام دارای شناسنامه های اسرائيلی شدند. به تصور مقامات اسرائيلی، شادی چون شناسنامه ای اسرائيلی داشته می توانسته آزادانه هرجا بخواهد رفت و آمد كرده و آن عمليات را انجام دهد. از آن زمان بود كه اسرائيل هر فلسطينی شبيه شادی را پروژه ای خطرناك تلقی و درصدد راه چاره بر آمد. وزير كشور وقت كه به حزب شاس تعلق داشت موضوع را با دقت بررسی و دريافت كرد كه 22 هزار درخواست تقديم اين وزارتخانه شده است. وزير اين تعداد را ضربدر پنج كرد و ديد كه صدهزار فلسطينی می شوند. فورا دستور داد اين درخواست ها پيگيری نشود. در اين فاصله موضوع به يكسری مجادلات بين دولت و دستگاه قضايی تبديل شد و سرانجام به آنجا رسيد كه دولت تصويب كرد به آنها شناسنامه داده نشود. حتی اگر كودكانی باشند كه در بيمارستان های اسرائيل به دنيا آمده اند. از اين رو اسامی اين افراد از ادارات بيمه خط خورد و با وجودی كه حق بيمه خود را پرداخته بودند از درمان در بيمارستان ها يا مطب ها محروم گشتند. براساس اين تصميم نام افراد ياد شده از ديگر سازمان ها و ادارات نيز حذف گرديد. موضوع زمانی افشاء شد كه می خواستند ماسك های محافظ مواد سمی را پيش از جنگ آمريكا با عراق در بين شهروندان اسرائيلی توزيع كنند. نام خانواده های فلسطينی خط خورده بود و پس از تلاش های متعدد سازمان های طرفدار حقوق بشر، وزارت كشور اسرائيل دستور داد تا بين آنها هم ماسك توزيع شود. با اين همه باز هم تعدادی از خانواده ها موفق به اخذ ماسك ها نشده و به خصوص بعضی از كودكان بدون ماسك ماندند از جمله فاتن و پنج خواهرش!

ترس و نگرانی دائمی

مادر فاتن، جميله جباری (42 ساله) از اهالی ام الفحم داخل محدوده خط سبز است كه در سال 1987 با خليل محمود از شهرك الطيبه، استان جنين ازدواج و آنجا ساكن شدند. جميله در يكی از بيمارستان های ناصره دو دختر دوقلو به دنيا آورد كه بدون هيچ مشكلی شناسنامه به آنها داده شد. چند سال بعد به خاطر وخيم شدن اوضاع اقتصادی در جنين، آنها تصميم گرفتند به ام الفحم بروند. در آنجا جميله پنج فرزند ديگر به نام های عايده، نبيل، بلال، ياسمين و فاتن به دنيا آورد. وقتی فاطمة و نبيلة به سن 16 سالگی رسيدند، مادر برای آنها درخواست شناسنامه جديد كرد و بدون هيچ مشكلی به آنها شناسنامه داده شد. در حالی كه پدر هنوز منتظر طی شدن مراحل اداری برای اخذ شناسنامه خود بود. سرانجام به او يك كارت شناسايی موقت دادند كه بايد هر از چند گاه آن را تمديد می كرد. تا سال گذشته اين خانواده مشكلی نداشتند. اما وقتی وزير كشور تصميم گرفت كارت های شناسايی جديد داده نشود مشكلات اين خانواده هم شروع شد. در ابتدا مادر درخواست صدور شناسنامه برای دخترش عايده كرد ولی پذيرفته نشد. مادر می گويد: «با دخترم به وزارت كشور رفتيم به ما گفتند دخترت حق ندارد شناسنامه بگيرد. با كارمندی كه آنجا بود بحث مان شد و برايش توضيح داديم كه اسم او در كجا ثبت است. كارمند پاسخ داد به ما اين طور دستور داده اند. او حتی گفت: ما به شما شناسنامه و تسهيلات مربوط به بيمه و ساير خدمات را می دهيم و شما با كمك تروريست ها، اتوبوس های ما را منفجر و ما را می كشيد. » جميله اضافه می كند: «آن موقع بود كه فهميدم نوبت به من رسيده است. پيش از آن در رسانه ها چيزهايی شنيده بودم ولی باورم نمی شد. می دانيد معنای اين حرف چه بود.

يعنی ديگر او [دخترم] حق ندارد دكتر يا مدرسه برود يا از خانه خارج شود و به سفر برود يا رانندگی كند. به طور خلاصه او از زندگی محروم شده بود. مشكل فقط محدود به عايده نشد. آنها اسم تمام آن پنج فرزندم را خط زدند. يعنی همه آنها از يك زندگی طبيعی و عادی محروم ماندند. چه طور ممكن بود؟ همسرم هم كار درستی نداشت و يك روز كار می كرده و ده روز بيكار بود. اگر می خواست كار كند بايد به صورتی مخفی اين كار را می كرد چون می ترسيد پليس او را بازداشت و از آنجا اخراج كند. برای همين مجبور بود در جاهای دورافتاده كاری پيدا كند. » با اين تدابير دولت اسرائيل، زندگی برای هر خانواده فلسطينی تبديل به يك جهنم شد. زيرا پدر 24 ساعته در معرض خطر دستگيری بود و هر آن می ترسيد پليس بيايد و او را بازداشت كند. تمام فلسطينی هايی كه در اسرائيل هستند و كارت های رسمی ندارند چنين وضعيتی دارند. جميله می گويد همسرش نمی تواند حتی كودكانش را به طور طبيعی ببيند و چون آخر شب می آيد و صبح زود هم مجبور است به سر كار برود. مشكل او به اين حد هم ختم نشد و حتی رژيم اشغالگر قدس شناسنامه خود او را هم گرفت. او تعريف می كند كه «مرا به وزارت كشور فرا خواندند. خوشحال شدم چون فكر می كردم می خواهند به دخترم شناسنامه بدهند. ولی وقتی به آنجا رفتم كارمندی شناسنامه ام را گرفت و گفت خدا به همراهت! شناسنامه تو مصادره شد. » من فرياد زدم و ساعت ها آنجا اصرار و پافشاری كردم ولی فايده ای نداشت. به من جواب دادند «خودت را خسته نكن، اين تصميم دولت است»!

به اين ترتيب جميله با وجودی كه متولد اسرائيل است فاقد شناسنامه گشت. اين وضعيت شامل تمام زنان فلسطينی است كه با مردان فلسطينی متولد خارج از محدوده خط سبز ازدواج كرده باشند. به قول توفيق جبارين، وكيل خانواده جميله اين يك عذاب دسته جمعی است كه خانواده های فلسطينی را از داشتن كمترين حقوق محروم می كند. وی می افزايد: «هيچ قانون داخلی يا خارجی وجود ندارد كه تابعيت كسی را به اين خاطر لغو كند كه همسری از نژاد خودش را اختيار كرده است. آنچه را اسرائيل انجام می دهد يك نژادپرستی محض است. چون همين دولت چنين برخوردی را با آنها ندارد كه تابعيت كانادايی يا آمريكايی و انگليسی داشته باشند و با يك دختر يهودی ازدواج كرده اند. هر دختر يهودی با هر فرد خارجی ازدواج كند به او تابعيت داده می شود اما فلسطينی ها از چنين حقی محروم هستند.رژيم اشغالگر قدس حتی در تمايل زنان و انتخاب همسران آنها دخالت می كند. قانون چنين مسئله ای را روا نمی دارد. بلكه اين سياست است كه چنين شكنجه ای را بر هر فلسطينی روا می دارد. »


ريحانه طباطبايی: «ژيل كپل» استاد انستيتوی مطالعات سياسی پاريس و سياست شناس پرآوازه جريان های اسلامی در مقاله خود در روزنامه «لوموند» نوشت، با انقلاب سال 57 ايران گرايش شيعه، مهم ترين دشمن ايالات متحده آمريكا به شمار رفت و آمريكا را وادار كرد تا از جريان های محافظه كار سنی پادزهری برای بنيادگرايی شيعه بسازد. رويداد يازده سپتامبر و برجسته شدن نقش پديده ای به نام بن لادن، بنيادگرايی سنی را چونان خطری عظيم تر و ويرانگرتر نمايش داد و اعتبار نخبگان اهل سنت را به پرسش گرفت. با سقوط بغداد به دست نيروهای ائتلاف و سر بر كشيدن رقابت آشكار شيعيان عراق بر سر دستيابی به قدرت دوباره تشيع چونان عنصر و عاملی سياسی به عرصه گام نهاد و در نظر گرفتن آن در معادلات سياسی دوباره گريزناپذير شد. اكنون مسئله گروه های شيعی به ويژه در ايران و عراق يكی از كانونی ترين مسائل سياسی و استراتژيك منطقه به شمار می آيد و حل بسياری از دشواری ها در گرو سرنوشت و رفتار آنهاست. ترور سيدعبدالمجيد خويی، محاصره بيت آيت الله سيستانی، بازگشت آيت الله حكيم از ايران به عراق و تظاهرات مردم عراق و ادعای بخشی از آنان مبنی بر استقرار جمهوری اسلامی از مسائلی است كه می تواند در آينده عراق و چگونگی تقسيم قدرت در اين كشور اثر بگذارد.

آيت الله سيدابوالقاسم ديباج روحانی سرشناس شيعی در كويت می گويد ثبات عراق وابسته به نجف است و تا مرجعيت شيعه در نجف به خرسندی و آرامش دست نيابد نمی توان از شيعيان انتظار آرامش داشت و از آن جا كه 70 درصد مردم عراق شيعه هستند و مراجع تقليدشان نيز در نجف حضور دارند، اگر در آنجا ناامنی رخ دهد می تواند آرامش تمام عراق را نيز برهم زند. ترور سيدعبدالمجيد خويی، فرزند آيت الله سيدابوالقاسم خويی، مرجع درگذشته شيعيان در روزهای ناآرامی بغداد، سناريوی رقابت گروه های شيعی عراق و يك سلسله درگيری ها و ناامنی ها را در عراق كليد زد. بعد از كشته شدن سيدعبدالمجيد خويی، گفته شد كه مقتداصدر روحانی 22 ساله فرزند آيت الله محمدصادق صدر كه رهبر يك گروه شبه نظامی است در كار قتل خويی دست داشته است. نزديكان مقتداصدر اين موضوع را تكذيب كردند. اما موضوع مهمی را كه مقتداصدر بيان می كند نظريه ايرانی زدايی از مرجعيت عراق است و مسئله قوميت عربی را در مشروعيت مرجعيت عراق برجسته می نمايد اين در حالی است كه ايران از طرفی می كوشد تا از برخی گروه های شيعی در عراق حمايت كند و در برابر گروه های شيعی ديگر هم بر عنصر عربی در رهبری شيعه تأكيد می كنند تا به اين ترتيب حريف را از ميدان به در كنند.

نجف هميشه صحنه رقابت بين مراجع و حوزه و جريانات آن بوده است. اين اختلافات ريشه در گذشته دارد. نزاع پنهان و پيدا بر سر مرجعيت كه از ديرهنگام نقش اصلی را در صف بندی های دينی و حتی سياسی بازی می كرده است، يكی از روحانيون حوزه علميه قم از داستان اين رقابت های سنتی می گويد و باور دارد كه حتی مراجع تقليد قم با مراجع تقليد نجف از ديرباز در چالش بوده اند. اما يكی ديگر از چالش هايی كه در مقابل مراجع شيعه عراق قرار دارد مسئله شهريه هاست. زيرا با سياسی شدن روحانيت ميزان شهريه ديگر معيار نفوذ دينی مراجع نيست بلكه قدرت سياسی آنها را نشان می دهد. تا جايی كه آيت الله سيدمحمد هاشمی شاهرودی رئيس و سخنگوی پيشين مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق كه اكنون بر صندلی رياست قوه قضاييه ايران تكيه زده در حوزه شهريه می دهد. اما پرسشی كه مطرح می شود اين است: در شرايطی كه رقابت های شديدی ميان گروه های شيعی در ايران و حتی مراجع تقليد شيعه ايران و عراق وجود دارد آيا تكوين امری به نام حكومت اسلامی در عراق با الگوبرداری از جمهوری اسلامی ممكن است؟ و آيا گروه هايی مانند مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق كه از پشتيبانی آشكار جمهوری اسلامی ايران بهره مند هستند در جامعه عراق از پايگاه اجتماعی برخوردار هستند؟

در تجمعاتی كه در هفته های گذشته شيعيان به پا كردند شعارهايی در حمايت از حكومت اسلامی سر داده اند، امری كه محافل خبری و ديپلماتيك جهان را به سوی خود حساس كرد و آنها را به تحليل های گسترده واداشت، اما به نظر بعضی از تحليلگران موضوع مهم اين است كه شيعيان عراق از زير سايه سركوب تازه بيرون آمده اند و با روحانيت شيعه هنوز رابطه ای عاطفی دارند و اگر فضای آزادی پديد آيد و ميزان آگاهی و اطلاعات مردم افزايش يابد معلوم نيست گرايش مردم به روحانيت تا چه حد باقی بماند. با اين حال ارتباط نزديك مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق با حكومت ايران، احساسات ضدآمريكايی برخی گروه های سياسی شيعه در عراق و مبهم بودن وضعيت آينده اداره حكومت در اين كشور احتمال بروز بنيادگرايی شيعه را در اين منطقه نيرومند می كند. البته بنيادگرايی كه به اعتقاد روحانيون شيعه عراق با همه نقاط دنيا به خصوص ايران صددرصد متفاوت است. آنان بر اين باورند كه به لحاظ تفاوت اين دو كشور از نظر فكری، روحی و قوميت های مختلف احتمال ايجاد يك حكومت اسلامی مانند ايران در عراق حداقل اتفاقی است كه ممكن است رخ دهد.


ترجمه رضا سادات: آيا تاكنون دقت كرده ايد تاكنون چند فعال حماس توسط اسرائيل به قتل رسيده اند و هر بار قربانی از سوی اسرائيل يك مقام ارشد حماس يا از عوامل كليدی اين گروه معرفی شده است؟ اين روند موجب شده از خودم بپرسم، مگر چه تعداد از اعضای حماس در سرزمين های فلسطين مشغول فعاليت هستند؟ ما در حال سخن گفتن از IBM نيستيم بلكه از گروه كوچكی با تعداد اعضای محدود سخن می گوييم. اسرائيل تاكنون دو برابر مجموع تعداد رهبران ارشد حماس را به قتل رسانده است مگر اينكه آنچه در مناطق فلسطينی در حال وقوع است كاملا متفاوت از چيزی باشد كه اسرائيلی در موردش سخن می گويند. گاهی يك ضرب المثل فلسطينی را به خاطر می آورم: اسرائيل يك عضو حماس را به قتل می رساند و سه داوطلب ديگر جای او را پر می كنند. در اين صورت بايد بگوييم آنچه اسرائيل در حال انجام آن است در واقع تخريب خود است. به واقع عبارت خودنابودی، واژه ای مناسب برای توصيف وضعيت كنونی اسرائيل و فلسطينيان است. يارون ازراهی از نظريه پردازان سياسی اسرائيلی می گويد هر دو طرف از نقطه تبديل دفاع از خودبه خود نابودی گذر كرده اند. آن گاه كه دفاع از خود به خودنابودی تبديل می شود تنها يك نيروی خارجی می تواند مردم را به منطق جمعی شان بازگرداند. به نظر من اين نيروی خارجی تنها اصل و مرجعی است كه اكنون بايد هر دو طرف به آن گوش فرا دهند و من اميدوارم بوش به عنوان اين مرجع و نيروی خارجی متوجه نقش و جايگاه خود باشد.

شما هنگامی كه به اقدامات نظامی دو طرف می نگريد می بينيد هر دو طرف در وضعيت خودتخريبی قرار گرفته اند و می گويند اگر می توانستند دست به اقداماتی به مراتب بدتر می زدند. سوال اين نيست كه آيا اساسا اسرائيل حق دارد دست به كشتار مقامات حماس بزند يا نه بلكه مهم تر اين است كه آيا آنچه اسرائيلی ها در اين مقطع انجام می دهند منطقی هست يا نه؟ واقعيت اين است تنها مقطعی كه اسرائيلی ها از دوره ای نسبتا طولانی از صلح در دهه گذشته برخوردار بودند وقتی بود كه نيروهای امنيتی اسرائيل مسئوليت كنترل مردم خود در را در روزهای اوليه پس از انعقاد معاهده اسلو به عهده گرفتند. البته ياسر عرفات ثابت كرد اشتياق چندانی به ادامه اين روند ندارد. ايده كلی حاكم بر پروسه صلح خاورميانه عزل عرفات و جايگزينی او با محمود عباس، نخست وزير فلسطينی است. عباس كسی است كه آمادگی بازسازی سرويس های امنيتی فلسطين در چارچوب توافقات صلح را دارد. حماس اين نكته را می داند. بنابراين تاكتيك اين گروه تحريك اسرائيل به انجام حملاتش است كه اساس پروسه صلح را بلااثر خواهد كرد. عاقلانه ترين كاری كه اسرائيل می تواند انجام دهد - و آسان نيست زمانی كه شهروندان اسرائيلی ها هدف حملات قرار می گيرند - اين است كه وارد بازی ای كه برايش تدارك ديده شده نشود. عاقلانه ترين كار اين است كه به عباس گفته شود: چطور می توانيم برای سركوب حماس به شما كمك كنيم؟ ما نمی خواهيم اسرائيل عامل اضمحلال حماس باشد. فلسطينيان خود بايد ريشه اين غده سرطانی را در درون جامعه خود بخشكانند. اگر اسرائيلی ها سعی كنند اين كار را انجام دهند صرفا خود را به مخمصه خواهند افكند.

حاميان اسرائيلی می گويند اگر آمريكا می تواند درصدد نابودی اسامه بن لادن برآيد اسرائيل هم محق است درصدد نابودی حماس برآيد. اسرائيل نيز محق به تعقيب دشمنان خود است همان طور آمريكا چنين حقی را برای خود قايل است اما اسرائيل نمی تواند اين هدف را با اقدامات خودسرانه تحقق بخشد چرا كه آمريكا پس از جنگ هيچ گاه با فرزندان بن لادن زندگی نخواهد كرد. در مورد اسرائيل آنان هميشه در همسايگی اش بوده و چنين خواهد ماند. واقعيت اين است كه دو سال جنگ ارتش اسرائيل با فلسطينيان موجب ارتقای وضعيت امنيتی اسرائيلی ها نشده است. آريل شارون به شريكی فلسطينی برای گفت وگوهايش نياز دارد و بايد به گونه ای عمل كند كه ظهور طرفی مشروع در فلسطين نتيجه اش باشد. كسانی كه از ظهور چنين كسی بيش از سايرين منتفع خواهند شد اسرائيلی ها هستند. در نظرسنجی ای كه جمعه گذشته توسط روزنامه يديعوت آحارونوت انجام شد دو سوم اسرائيلی ها از تاكتيك شارون در ترور هدفمند رهبران حماس انتقاد كرده و گفتند انتظار دارند به عباس فرصتی داده شود تا پايه های قدرت خود را تحكيم كند.

شايد يك مشكل از آنجا ناشی شده باشد كه عباس از قدرت كافی برای انجام آنچه در نظر دارد برخوردار نيست. شايد هم فلسطينيان تنها می توانند به انتقامی كه به نوعی خود نابودی است به جای خويشتنداری سازنده فكر كنند. اسرائيل به جای كشتن ديگر مقامات حماس از اينكه در درازمدت به عباس فرصت دهند خلاف اين ديدگاه را ثابت كند و فرصت تحقق اين هدف را نيز به او بدهند بيشتر سود خواهند برد. يك دليل اش اين است كه با مرگ هر رهبر حماس سه رهبر جديد به منصه ظهور خواهد رسيد. اگر دو طرف نمی توانند از اين بن بست خارج شوند بايد اصل دو كشور مستقل را به فراموشی سپرد و اين همان چيزی است كه حماس و شهرك نشينان يهودی افراطی خواستارش هستند. اينان هر كدام خواستار بقای يك كشور واحد هستند كه در آن كنترل همه اسرائيل، نوار غزه و كرانه باختری را به دست گيرند. تشكيل يك كشور واحد به جای اصل دو كشور مستقل به معنای پايان يافتن رويای صهيونيسم است چرا كه فقط قوم اسرائيل می تواند بر چنين كشوری حكم براند اما در كشور واحد خيلی زود تعداد عرب ها از يهوديان بيشتر خواهد بود. اين اصل همچنين به معنای نقطه پايان نهادن بر ناسيوناليسم فلسطينی است چرا كه اين اسرائيلی ها خواهند بود كه فلسطينيان را در هم خواهند كوبيد. در اينجا تنها گزينه ای كه باقی می ماند اين است كه ايالات متحده به جد و با نفوذ، عقلانيت و در صورت لزوم ارتش خود برای اصلاح امور اقدام كند.


ديكتاتور در معرض محاكمه

تلاش گروه های مدافع حقوق بشر برای «دادرسی جهانی» در شرف به ثمر رسيدن است. بعد از ناكامی اسپانيا در تحويل گرفتن پينوشه از انگليس و محاكمه كردن او، دولت مكزيك كمك شايان توجهی در اين امر كرده است. البته باز هم اسپانيا بانی اين امر است. يكی از دادگاه های اسپانيا از دولت مكزيك خواسته بود كه يكی از مقامات سابق ارتش آرژانتين كه در مكزيك ساكن است و نقش بزرگی در سركوب های دولت آرژانتين در سال های دهه 1970 و 1980 داشته است را به اين كشور تحويل دهد. اين مقام ارتشی، ريكاردو ميگوئل كاوالو نام دارد كه به خاطر جنايت ها و آدم ربايی هايی كه تحت فرمان او در زمان وقايع موسوم به «جنگ كثيف» آرژانتين رخ داده، به دادگاه فرا خوانده شده است. او هفته آينده از مكزيكوسيتی به اسپانيا فرستاده خواهد شد. اتهام مشخص او اين است كه او عضو واحد عمليات يك گروه نظامی بوده كه در آدم ربايی و شكنجه افرادی كه متهم به داشتن افكار چپ بودند، نقش داشته است. بيش از 9000 آرژانتينی طی رژيم نظامی اين كشور، ناپديد شده اند كه گمان می رود بيشتر آن ها مرده باشند. به گفته يكی از مقامات ديده بان حقوق بشر، اين اولين بار است كه يك مقام سابق دولتی به خاطر جناياتی كه در طول مسئوليتش انجام داده، در كشور ديگری محاكمه می شود. همه به ياد دارند كه در سال 1999 پس از 18 ماه كشمكش، انگلستان آگوستو پينوشه ديكتاتور سابق شيلی را به اسپانيا تحويل نداد. دادگاه اسپانيا قصد داشت او را به اتهام قتل و ناپديد شدن 4000 نفر در دوره حكومتش، محاكمه كند. ايدی امين رهبر سابق اوگاندا كه 100 هزار نفر در رژيم او مردند، اين روزها در آسايش در عربستان سعودی زندگی می كند. رائول كدراس حاكم نظامی سابق هائيتی در پاناما ساكن است و همدستش امانوئل توتو كنستانت رئيس سابق پارلمان هائيتی نيز در نيويورك روزگار می گذراند. سازمان های حقوق بشر اعتقاد دارند كه روند «دادرسی جهانی» از جنايت های دولتی داخل كشورها جلوگيری می كند چون تجربه نشان داده كه دادگاه های داخلی كشورها اراده چندانی برای محاكمه روسای سابق دولت های خود ندارند.

امكان مبادله نيست

وزير اطلاعات كه مدتی پيش از حضور متهم بمب گذاری در حرم امام رضا(ع) در آمريكا خبر داده بود، احتمال استرداد وی به ايران را رد كرد. «علی يونسی» كه در جمع مديران كل روابط عمومی سازمان های تابع دولت سخن می گفت، تأكيد كرده: «ما با آمريكايی ها رابطه ای نداريم كه تبادل مجرم داشته باشيم. »

در قم بودم، نه تهران

در حوادث اخير تهران، برخی روزنامه ها از سازماندهی اقدامات توسط «سيدميثم هاشمی» نوه آيت الله منتظری خبر داده بودند. در اين باره ميثم هاشمی با ارسال توضيحی به اين روزنامه ها گفته كه اين جانب از چهارشنبه 21 خرداد تاكنون در قم به سر می برم و مشغول مطالعه برای امتحانات خود می باشم و اصلا در تهران حضور نداشته ام تا چه رسد به اينكه در وقايع كوی با حضور فعال خود هدايتگر تعدادی از دانشجويان باشم.

مونتاژهای «فاكس نيوز»

شبكه خبری فاكس نيوز كه تحت هدايت پنتاگون فعاليت می كند، در جريان ناآرامی های اخير تهران در ميان تصاويری كه از درگيری ميان دانشجويان و لباس شخصی ها پخش می كرد بارها و بارها تصاوير حضور «سيدمحمد خاتمی» در لبنان و استقبال طرفداران حزب الله از وی را نشان می داد تا اعتراضات اخيررا به مشكلات اصلی ايالات متحده با جمهوری اسلامی پيوند دهد، تصاوير متعددی از شهرهای محل استقرار فعاليت های هسته ای ايران نيز در كنار صحنه های درگيری پخش می شد.

چرا آب به آسياب دشمن می ريزيد

روزنامه «جمهوری اسلامی» در شماره دوشنبه خود در يادداشتی خواستار برخورد با «عوامل آمريكا» در ايران به بهانه ناآرامی های اخير تهران شد. اين روزنامه نوشت: «دشمن، دشمن است و طبعا از آمريكای زخم خورده و كينه توز هم به جز دشمنی، انتظار ديگری نمی رود اما جای سوال است كه چرا برخی عناصر درون حاكميت و كل مجموعه روزنامه های زنجيره ای كه اين روزها به نظر می رسد از يك مركز حمايت و هدايت می شوند، آنها چرا آب به آسياب دشمن می ريزند؟ چرا روزنامه های دنباله رو عناصر نامتعادل، سعی دارند چهره ايران را يك چهره آشوب زده، بحرانی و شهر را تحت فشار نظامی معرفی كنند؟ زمان می گذرد و اين مسائل به هر حال فروكش خواهد كرد اما روسياهی برای كسانی باقی می ماند كه اين روزها سعی دارند ويترين دلخواه آمريكا را از ايران به تصوير بكشند. » روزنامه «جمهوری اسلامی» چند ماه پيش و در دوران موضوعی كه پيرامون روزنامه «حيات نو» برخاست، خواستار پالايش مطبوعات شده بود.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو