Persian Archive

«اگر می دانستند كه دوربين های ما آنها را می بينند، قطعا صندلی ها را نمی شكستند. » اينجا اتاق بسيار كوچكی است با شيشه ای نسبتا بزرگ. استاديوم بزرگ آزادی زير پای ماست، خالی خالی. فرمانده يگان ويژه نيروی انتظامی، نفراتش را به خط كرده است. آنها سعی می كنند از خط بيرون نزنند. سيستم آبياری تحت فشار استاديوم، چمن های خسته را سيراب می كند. سه مرد مو بور از ميان زمين می گذرند. تفاوت چهره آنها حتی از اين فاصله هم قابل تشخيص است. آنها دست در گردن همديگر، ژست عكس می گيرند تا دوربين عكاسی كوچكی لحظه ترك استاديوم خالی را ثبت كند. در اين فضا جای خالی صندلی هايی كه فرم يكدستی به استاديوم داده بودند خودنمايی می كند. صندلی های شكسته، بطری های نوشابه پس زمينه زيبايی برای عكس داوران اسلواكی نبود، لااقل برای ما كه ميزبانشان بوديم. ما در اتاقی هستيم كه استاديوم بزرگ آزادی مانند يك عكس در برابرمان قرار گرفته. آن سوی اين اتاق، اتاقی است 12 متری با فضايی شبيه اتاق فرمان در تلويزيون. اينجا اتاق مونيتورينگ است. 14 تلويزيون 14 اينچ و 7 ويدئو چشمان آن هايی هستند كه قرار است نظم را در محلی مثل استاديوم با جمعيت فشرده 90 هزار نفری برقرار كنند...


ساعت 6 بعدازظهر برای انجام مصاحبه تعيين شده است. زمانی كه وارد سفارت ژاپن می شوم خانمی جوان كه بلوزی صورتی رنگ بر تن دارد از اينكه گفت وگو با يك ربع تاخير انجام خواهد شد عذرخواهی و مرا به سالن انتظار راهنمايی می كند. راس ساعت مقرر به اتاقی كوچك با كاناپه های رنگی هدايت می شوم كه پيش از من «يوكی يو اوكاموتو» همراه با دو كارشناس سياسی سفارت و مسئول برنامه هايش در آن اتاق حضور دارند. پس از احوالپرسی بلافاصله وارد بحث می شوم. تنها 20 دقيقه وقت دارم و او با صبوری به سوالاتم پاسخ می گويد و زمانی كه مسئول برنامه هايش با اشاره مكرر به ساعت مچی روی دستش گذشت زمان بيش از وقت تعيين شده را يادآوری می كند با قطع كردن صحبت هايش به او می گويد كه اين گفت وگو هم برای من مهم است و هم برای او، تا جايی كه مصاحبه در زمانی دو برابر زمان تعيين شده پايان می گيرد. «يوكی يو اوكاموتو» ديپلماتی كهنه كار و مشاور ويژه نخست وزير ژاپن است كه به مدت دو دهه به عنوان رئيس دايره امور امنيتی خدمت كرده است. او كه به طور منظم در تلويزيون ژاپن به عنوان تحليلگر و صاحبنظر ظاهر می شود و گاه گاهی نيز به عنوان هماهنگ كننده راهبردی اخبار روزنامه ها و مجلات ژاپنی عمل می كند در طول گفت وگو كه محور آن درخصوص برنامه های هسته ای ايران و گزارش آژانس بين المللی انرژی اتمی است بارها از من می خواهد كه در مورد حضورش در ايران دچار سوءتفاهم نشوم و اين موضوع را به خوانندگان روزنامه نيز منتقل كنم. . .


رمان «در هزار تو» نوشته آلن روب گری يه، ترجمه مجيد اسلامی است. خواندن اين كتاب قلق خاص خودش را دارد. مقدمه مترجم، تكه كوتاهی كه خود نويسنده در ابتدای كتاب آورده كمك بسيار موثری است برای همراهی خواننده با كتاب. «در هزار تو» را همان طور بخوانيد كه هست و آن را با نوع و سبك ديگری مقايسه نكنيد. يعنی فكر كنيد، رمان نويسی همين گونه است كه روب گری يه نوشته است. درنگ در لحظه ها و ترسيم اشيا و اشكالی كه جزو زندگی ما است و ما از فرط نزديكی هرگز آنها را نمی بينيم و يا احساس نمی كنيم. اما آنها هستند و وجود دارند و زندگی ما را پر می كنند. «در هزار تو» ادبيات ناب است و من معتقدم ادبيات زمانی ناب است كه به دشواری آن را بتوان به سينما تبديل كرد. سينما زبان خودش را دارد و ادبيات هم. اگر بخواهم مثالی بزنم از زبان ناب ادبيات، «در هزار تو» يكی از مثال هايی است كه خواهم زد. هرچند اين رمان را اگر بخواهيم به زبان سينما برگردانيم آسيب خواهد ديد، اما تصاوير درخشانی دارد كه همگی وام گرفته از زبان سينما هستند. حتی رفت و برگشت ديالوگ ها، مثل زمانی كه سرباز از زن آدرس می پرسد كاملا سينمايی است. اينجا زبان سينما است كه به ادبيات تبديل شده است. ترجمه اين كتاب به شكل حيرت انگيزی تقليدهای نادرست و ملال آور از اين سبك در ايران را از سكه می اندازد. «در هزار تو» می تواند ملاك مقايسه و سنجش ما در اين سبك باشد. كلمات، فضای بی تحرك و سكون داستان را نقاشی می كنند. تابلوهايی با فضای سرد، با كنتراست هايی درخشان و در بازی نور و سايه...


ايجاد تعادل برخلاف آنچه كه به نظر می رسد چندان ساده نيست. اگر برای يك دقيقه تلاش كنيد كه بر روی يك پای خود بايستيد خواهيد ديد كه تلاش مداومی لازم است تا تعادل برقرار شود. ايجاد تعادل يكی از آن مهارت های پيچيده است كه پس از تمرينات فراوان كسب می شود. در اينجا نيز همانند يادگيری های ديگر مثل خواندن و نوشتن ما نمی توانيم دريابيم كه فرآيند كسب مهارت تا چه اندازه سخت است. توانايی كسب تعادل می تواند همانند ساير يادگيری ها نظير خواندن و نوشتن تحت شرايطی دچار فراموشی شود. يكی از تجاربی كه باعث اختلال در توانايی ايجاد تعادل می شود، مسافرت به فضا است. محققان دريافته اند فضانوردانی كه از ماموريت فضايی خود باز می گردند قادرند بر روی زمين تعادل بدن خود را حفظ كنند اما اين كار برايشان چندان راحت نيست. بيل پالوسكی (B.Paloski) عصب شناس توضيح می دهد كه مغز چنين افرادی در هنگام بازگشت قادر نيست اطلاعات دريافتی از اعضای حسی را به درستی تفسير و تعبير كند. هنگامی كه شما سعی می كنيد تعادل خود را حفظ كنيد، معمولا از سه منبع عمده، اطلاعاتی را دريافت می كنيد: سنسورهای Proprioceptive موجود در عضلات، كه اطلاعاتی در خصوص اينكه در چه ناحيه ای قسمت های مختلف بدن شما در ارتباط با يكديگر قرار می گيرند را به مغز مخابره می كند؛ سيستم دهليزی گوش داخلی شما، كه موقعيت و وضعيت سر شما را در فضا و همچنين چرخش چشم های شما در فضا را مشخص می كند...


در دهه بيست قرن گذشته دو جامعه شناس به نام های رابرت و هلن ليند مدت ها در ناحيه ای كه غرب ميانه آمريكا ناميده می شد، حضور داشته و با تعجب شاهد بودند كه چقدر مردم اين منطقه از كشور به اتومبيل عشق می ورزند. خانواده های زيادی از هر گونه كالای تجملی در خانه صرف نظر می كردند تا بتوانند اتومبيل بخرند. آنها غالبا بهای خودرو را به سختی و با زحمت فراوان می پرداختند. اصرار بر تهيه خودرو در ميان مردم چنان زياد بود كه نمی شد با دلايلی قانع كننده آن را توجيه كرد. دو جامعه شناس مزبور در يادداشت های خويش شرح داده اند كه يك بار كشاورز مهربانی به آنها گفت ممكن است روزی مردم درون وان حمام به رانندگی در خيابان بپردازند...



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو