Persian Archive

• هيچ ترسی ندارم
• ژاپن را از صمصم قلب دوست دارم
• فرصت مناسبی برای انتقام
• من می روم خارج
• اگر بكام بيايد
• جايزه در موقعيت سرگردانی
• باز هم دوی همگانی


ترجمه علی فولادی: در واپسين روزهای سال گذشته آری هان هلندی به جای بورا ميلوتينوويچ بر مسند هدايت تيم ملی چين تكيه زد. روزهايی بی دردسر و آرام در شرق دور كه از آن موقع شايد نگران كننده ترين اتفاقات آن مربوط به بيماری سارز می شود تا فوتبال. به هر روی سايت رسمی فيفا گفت وگوی ويژه ای با او در ارتباط با تجربه جديدش، جام جهانی 2006 و دلشوره های چالش جديدش به گفت وگو نشسته است.

در تيم ملی چين، چه چيزی بيشتر از همه شما را مجذوب كرده؟

بيش از همه، خوشحالم در تيم ملی مشغول به كارم تا در باشگاه. البته پس از جام جهانی ،2002 چندين كشور برای هدايت تيم ملی خود با من تماس گرفتند. همه آنها را تحت مطالعه قرار دادم و تا اواسط اكتبر صبر كردم. در اين ميان ارتباطم با فدراسيون فوتبال چين پررنگ تر شد و پس از دو ماه مذاكره، قراردادم با اين فدراسيون، CFA، به امضا رسيد و از اين بابت خوشنودم. مربيگری محبوب ترين تيم ملی پرجمعيت ترين كشور دنيا بسيار جالب توجه و هيجان انگيز است.

پيش از آن، هيچ گونه آشنايی با فوتبال چين نداشتيد؟

بی پرده بگويم؛ خيلی خيلی اندك. تنها تماشای ديدار چين ـ برزيل و چين ـ تركيه، شناخت من از اين فوتبال را تشكيل می داد.

در آن دو مسابقه چيزی شما را تحت تاثير قرار نداد؟

خب شجاعت بازيكنان گمنام در مقابله با ستاره های نامدار فوتبال دنيا كه هيچ ترسی نداشتند. البته می دانستم برای اولين بار در جام جهانی به ميدان می رفتند و از اين سو انتظار چندان بالايی از آنها نداشتم و در قضاوتم انصاف را رعايت می كردم.

شما سابقه مربيگری در اشتوتگارت و فاينورد را داريد. آيا در انديشه پياده سازی شيوه بازی بوندس ليگا يا تيم های هلندی در چين نيستيد؟

البته من يك هلندی ام. يك هلندی وطن پرست كه شيفته همه چيز كشورم هستم، حتی فوتبالش. خوشبختانه در كشورم فوتبال بسيار پيشرفت كرده و نحوه بازی آن نيز در سطح بالايی است. بدم نمی آيد سبك و سياق چنين فوتبالی را در چين پياده كنم.

در عرصه جديد آغاز خوبی داشتيد و در برابر برزيل در يك ديدار دوستانه به تساوی بدون گل دست يافتيد و در برابر استونی نيز به پيروزی يك بر صفر رسيديد. در اين دو ديدار نقاط ضعف و قوت تيم خودی را چگونه ارزيابی می كنيد؟

شايد ندانيد ولی بازی بازيكنانم در برابر برزيل واقعا موجب حيرتم شد. به هر حال تساوی برابر ستاره های يگانه دنيا كه قهرمان جام جهانی هم هستند، غرورانگيز است. سپس ديدار با استونی پيش آمد و ما بدون دو ستاره باتجربه خود يعنی لی تای از اورتون و سان جی های از منچستر توانستيم پيروزی ارزشمندی به چنگ آوريم. بله فكر نمی كنم بد باشد!

پس راه پيشرفت باز است...

بازيكنان چينی مهارت های درخور تحسينی دارند. همچنين از قدرت و سرعت مناسبی برخوردارند. ضمنا ديد منطقی به فوتبال دارند و از اين سو جای اميدواری بسياری است. تنها نياز به يكی دو مهره مرگبار در خط حمله داريم تا همه چيز رو به راه شود.

هموطن شما، گاس هيدينك كمی آن طرف تر از چين، در كره تبديل به قهرمان ملی شد. برای تكرار موفقيت های او در چين، با او مشورت نمی كنيد؟

نه، در اين باره هيچ صحبتی با هم نداريم.

در تاكتيك های هيدينك «پرسينگ» خيلی نمود داشت و بسياری از موفقيت ها در پی اين استراتژی حاصل شد. در برنامه های شما نيز ردپايی از اين «فشار بازی» ديده می شود. خود را وامدار هيدينك نمی دانيد؟

مسلما او كارنامه درخشانی در جام جهانی برجای گذاشت. اما فراموش نكنيد تفاوت های بسياری بين كل فوتبال اين دو كشور و حتی ذهنيت و فيزيك بازيكنان دو طرف وجود دارد. مانند خودم و هيدينك كه شباهت چندانی به هم نداريم و هر كسی طرز تفكر و شيوه كاری منحصر به فردی دارد.

بوراميلو تينوويچ محبوبيت عجيبی نزد مردم چين داشت. به هر روی به لطف او آنها برای نخستين بار به جام جهانی راه يافتند. محبوبيت او موجب فشار روحی بر شما و همكارانتان نمی شود؟

نه به هيچ وجه. يك مربی فوتبال هميشه و در هر حالتی زير فشار است و بايد به آن عادت كند. در باشگاه با سقوط به دسته پايين يا جنگ برای قهرمانی دست و پنجه نرم می كنيد و در تيم ملی نيز بايد جوابگوی بسياری از مردم باشيد. طبيعت اين كار همين است.

تصور نمی كنيد راهيابی به جام 2006 آلمان برای شما دشوار باشد؟

اين شرايط به خيلی چيزها مثلا وضعيت رقبايمان مثل كره، ژاپن، عربستان و ايران كه همگی قدرتمند هستند، برمی گردد. در اين ميان آمادگی بی چون و چرا خيلی اهميت دارد. مهم تر از شرايطی كه رقبای ما برخوردارند. البته هيچ ترسی از آنها ندارم.

البته شور هميشگی چينی ها هميشه نكته اميدواركننده ای برای شما است.

در اينجا بيشتر بحث و جدل های مردم درباره فوتبال است، خيلی از اشك ها برای فوتبال است. لذت ها نيز همين طور. تصورش هم هيجان انگيز است؛ قلب يك ملت ميلياردی از فوتبال می تپد.

ليگ امسال چين پوياتر شده، آيا شما باز هم بازيكنان تان را ترغيب به پيوستن به باشگاه های خارج از چين می كنيد؟

چرا كه نه؟ بازيكن هرگز نبايد جاه طلبی اش را از دست بدهد وگرنه مرگ زودرس اش فرا می رسد. بايد رفت با سيستم جديد، تاكتيك های جديد و بازيكنانی از نوع ديگر آشنا شد و البته برای موفقيت در ميان آنها انگيزه لازم را داشت. اين يكی از راه های پيشرفت بازيكن ها و فوتبال يك كشور است. همان دست و پا زدن يك بازيكن برای قرار گرفتن در تركيب ثابت يك تيم معتبر، او را می سازد. بيش از هر چيز ديگری.

ظاهرا در تيم ملی چين، همه چيز بر وفق مراد شما نيست. چه كاستی هايی شما را آزار می دهد؟

اصلی ترين دغدغه ام، كم بودن ديدارهای تداركاتی است. از شروع كارم، فقط دو مسابقه را تجربه كرده ام. ما به خوبی تمرين می كنيم، جلسات تمرينی ما نيز بسيار مفيد است ولی خب نياز به بازی جدی داريم تا حس جنگجويی ما از بين نرود و در شرايط مسابقه نيز قرار بگيريم. آموزه های مسابقات فراتر از هر چيز ديگری است. درسی را كه انسان از اشتباهات می گيرد با هيچ چيز قابل قياس نيست. حتی اگر روزها و ساعت ها پای فيلم های آموزشی بنشينيد و يا تمرين كنيد، هيچ كدام چنين چيزی به شما نمی دهد.

برنامه ای برای ديدار دوستانه در آينده نزديك پيش بينی نشده؟

بايد ابتدای ژوئن در تورنمنت چهارجانبه ژاپن شركت می كرديم، ولی فعلا به تعويق افتاده. از اين سو اولين ديدار ما در سپتامبر برابر المپيك چين است.

آقای آری هان، زبان دشوار چينی برای شما دردسرساز نشده؟

خوشبختانه مترجم بسيار توانايی دارم، بنابراين از لحاظ ارتباط با بازيكنانم دردسر چندانی ندارم. نكته خوشحال كننده ديگر شناخت مناسب او از كل مجموعه تيمی است و می داند با هر كدامشان چگونه رفتار كند. بسياری از گره ها به دست او باز می شوند و از اين جهت به او مديونم. البته چند بازيكن مانند شائو جيای، عضو مونيخ 1860 تا حدودی آلمانی می داند و بخش كمی از وظايف مترجم را بر دوش می گيرد. ضمنا چند نفری چيزهايی از انگليسی می دانند. چندان نگرانم نباشيد. اوضاع چندان بد نيست!

در نحوه آماده سازی تيم بين دو بازی از جمله غذا و وضعيت اردويی مشكل چندانی وجود ندارد، به هر روی شما تربيت شده اروپا هستيد.

خب تفاوت ها بسيار زياد است. مثلا غذايی كه اشاره كرديد نمونه بارز آن است با آنچه در اروپا تهيه می شود كاملا فرق می كند. البته فراموش نكنيد مهم كالری موجود در غذا است و نوع آن چندان اهميتی ندارد. دارد؟

شخصا مشكلی با اين غذا نداريد؟

نه. كاملا با اين غذا آشنا هستم. شايد تعجب كنيد بگويم در هلند، به رستوران های چينی زيادی می رفتم!

در حال حاضر مشغله ذهنی بسياری در اروپا، ارزش بيشتر رقابت های باشگاهی نسبت به رقابت های ملی برای بازيكنان است.

خيلی ها تصور می كنند شكست تيم های مدعی در جام جهانی 2002 ناشی از همين است. فرضيه شما چيست؟

مسئله اصلی فوتبال امروز زمان است. رقابت های باشگاهی چنان متمركز و نفس گير است كه فرصتی برای آماده سازی تيم های ملی و حضور موفق در تورنمنت های معظم مانند جام جهانی باقی نمی ماند. آن اردوهای بلندمدت ملی نيز جای خود.

يكی از زيباترين گل های تاريخ جام جهانی به نام شما ثبت شده، در جام جهانی 78 برابر ايتاليا، دينوزوف آن را يكی از زيباترين گل های تاريخ حرفه ای می داند كه از دروازه اش بيرون آورده. توصيف آن از زبان خودتان بايد جالب توجه باشد...

واقعا گل زيبايی بود. البته پيش از آن برابر آلمان نيز از اين فاصله چنين گلی زده بودم. بله توپ را گرفتم، پنج متر پيش رفتم و ديدم بهترين فرصت برای شوت زدن است و همين كار را كردم. ناگهان تور به لرزه در آمد.

اگر می خواستيد بهترين گل تاريخ جام جهانی را انتخاب كنيد، حكم به گل خودتان می داديد؟

(می خندد) گل من؟ نه مگر می توان گل مارادونا به انگليس و يا گل سعيد العويران به بلژيك در جام 94 را فراموش كرد. تنها نكته مثبت گل من، آن فاصله بعيد و حضور دينوزوف افسانه ای درون چارچوب دروازه حريف بود.

منبع: فيفا


آرش راهبر: هنوز خاطره بازی شگفت انگيز و بی نظير برزيل و فرانسه در جام جهانی 1986 در ذهن تمام فوتبال دوستان جهان باقی مانده است. نبردی كه به خاطر خطای مشهورترين بازيكن برزيل در نهايت به نفع فرانسوی ها به پايان رسيد. بی شك زيكو هرگز آن پنالتی لعنتی را كه ژول باتس دفع كرد فراموش نخواهد كرد و افسوس ابدی را برای او به خاطر قهرمان نشدن با برزيل به همراه خواهد داشت. حالا زيكو در آخرين خشكی های شرق دور و در ژاپن مشغول سر و كله زدن با چشم بادامی های منظم و حريص است تا شايد در مربيگری قهرمانی های ديگری را ضميمه افتخاراتش كند. او با تيم ژاپن به زودی در مسابقات جام كنفدراسيون ها شركت خواهد كرد و اين مسابقات محك مناسبی برای مقايسه او با فيليپ تروسيه مربی قبلی ژاپن است. با هم گفت وگوی ويژه زيكو را با سايت فيفا می خوانيم.

بزرگ ترين و به ياد ماندنی ترين لحظات دوران حرفه ای تو كدام است؟ لحظات يأس و نوميدی يا لحظات جشن و سرور.

برای تمام فوتباليست ها افتخار بزرگی است، اگر در جام جهانی شركت داشته باشند. من در سه جام جهانی متوالی برای تيم ملی برزيل بازی كردم، جام های ،1978 1982 و 1986. اما در نهايت به دليل مصدوميت های ناغافل هم تيمی هايم و دلايل ديگر نتوانستيم جام جهانی را در اين سال ها به برزيل ببريم. البته هر تيمی دوران اوج و فرود دارد اما نمی توانم به اين مسئله فكر نكنم كه ما می توانستيم بهتر باشيم. قويا اعتقاد دارم كه اگر ما می توانستيم جام جهانی 1982 را فتح كنيم روش بازی فوتبال امروز تفاوت داشت. گاهی اوقات احساس نااميدی به من دست می دهد. در فوتبال امروز بسياری از تيم ها تمام نيرويشان را برای بردن و راه های آن متمركز كرده اند. به نظر می آيد اين گروه از تيم های فوتبال از جنبه های هنری و زيبای فوتبال غافل هستند. امروزه فوتبال دفاعی بيشتر مورد پسند مربی هاست. به همين دليل است كه شما بيشتر شاهد بازی هايی هستيد كه به نتيجه تساوی يا ضربات پنالتی ختم می شود. اما برزيلی كه من در آن بازی می كردم هرگز اين گونه نبود.

در سال های 1978 يا 1982 برزيل فوتبال بسيار زيبا و شكيلی را به مردم جهان نشان داد، اما آنها نتوانستند در جام جهانی موفقيتی به دست آورند. در سال های 9419 يا 2002 برزيل به اندازه دو دوره مذكور بازی چشم نوازی ارائه نكرد، اما قهرمان شد. چه چيزی باعث اين تفاوت شده است؟

يكی از فاكتورهای مهم قواعد و مقررات است. خيلی از تيم ها تلاش می كنند تا با به خرج دادن دلاوری و شيرين كاری بازی را ببرند. اما بعد از اينكه برزيل سه بار حدفاصل سال های 78 تا 86 جام جهانی را از دست داد، نگرش آنها نيز تغيير كرد. حالا همه در درجه اول دوست دارند بازنده نباشند. اما برزيل سال 2002 تلفيقی از اين دو تفكر بود. آنها ضمن اينكه سعی می كردند در برابر نقاط قوت حريف واكنش نشان داده و مقاومت كنند، روش های تهاجمی را نيز مدنظر داشتند. اين مسئله رمز قهرمانی برزيل بود. آنها در عين اينكه سعی می كردند گل نخورند برنامه های متنوعی برای گل زدن هم داشتند.

بنابراين شما از عملكرد تيم 2002 راضی هستيد؟

آنها به شيوه ای بازی می كردند كه من دوست داشتم. آنها شيوه ای تهاجمی داشتند در حالی كه در خط دفاع هم مستحكم بودند. حتی زمانی كه شرايط ريسك كردن پيش می آمد برزيل روحيه ای پيش رونده داشت. اين هم از خصوصيات مورد علاقه من است.

هدف شما در تيم ملی ژاپن هم همين است؟

دقيقا. فوتبال تماما برای هدف بزرگ گل زدن حركت می كند.

شما سال ها با فوتبال ژاپن درگير بوده ايد. فريبندگی فوتبال ژاپن در چيست؟

خيلی خوب است كه ژاپنی ها در مورد اينكه من اينجا چه كارهايی می كنم هر لحظه مطلع می شوند. به اعتقاد من پيگير بودن ژاپنی ها تاثير زيادی در اثبات آنها به دنيای فوتبال دارد. من هيچ وقت از آنها امتياز يا شرايط ويژه ای درخواست نكرده ام اما آنها فرصت های زيادی برای كار كردن به من می دهند. البته اقرار می كنم كه گهگاهی مشكلات جلوی راه ما سبز می شود، اما هميشه سعی كردم با تدبير آنها را حل كنم. جالب است كه مردم ژاپن بيشتر از برزيلی ها به من توجه دارند. جالب است كه هر وقت شما مشغول پرورش دادن عده ای هستيد معمولا نمی توانيد احساس خوبی را در ذهن آنها ايجاد كنيد. اما ژاپنی ها به دقت به حرف های من گوش می دهند و سعی می كنند از مشاوره هايم استفاده كنند. آنها می فهمند كه من درست می گويم و اين مسئله بسيار مايه مباهات است. من ژاپن را از صميم قلب دوست دارم.

با اين اوصاف مربيگری تيم ملی ژاپن با همه مشكلاتش برای شما لذتبخش است.

قطعا اين كار را از مصاحبه كردن بيشتر دوست دارم (با خنده). من برای اين به دنيا آمده ام كه در زمين فوتبال كار كنم.


چهار سال قبل خروس های فرانسه مدتی بعد از فتح غرورانگيز جام جهانی در خاك خود، توانستند جام جديدالتاسيسی به نام جام كنفدراسيون ها را نيز ضميمه افتخاراتشان كنند. اگر چه اولين دوره جام كنفدراسيون ها آنچنان كه بايد از سوی جهانيان مورد استقبال قرار نگرفت، اما به نظر می آيد برنامه های فيفا برای بزرگ تر جلوه دادن اين جام تا به امروز بی وقفه ادامه داشته است. به نظر می آيد اعضای بلندپايه فيفا قصد دارند جام جهانی را در مقياس كوچك تر معرفی كنند جامی كه قاره های مختلف سهميه ای نسبتا برابر در آن دارند و اساسا سطح رقابتی آن كمتر از جام جهانی است. حال در آستانه دومين دوره جام كنفدراسيون ها كه قرار است از فردا در فرانسه برگزار شود، خيابان های پاريس باز هم از جنب وجوش خاصی برخوردار شده است. اگر فكر می كنيد اين شلوغی به خاطر اعتصاب های گاه و بی گاه طبقه های مختلف كارگری در پاريس است اشتباه كرده ايد، اين بار مردم عادی پاريس مشغول آماده كردن برنامه های از پيش تعيين شده كميته برگزاركننده اين مسابقات هستند. با اين اوصاف انتظار می رود دومين دوره جام كنفدراسيون ها به دليل سابقه خوب فرانسوی ها در ميزبانی جام جهانی ،98 تاثيرگذاری بيشتری از دوره اول آن داشته باشد.

البته ممكن است در بين خيل جمعيت جاری در خيابان ها چهره هايی غيرمعمول نيز به چشم بيايد، از سياهان كامرونی كه با لباس های محلی به فرانسه آمده اند تا ژاپنی هايی كه از هر كس و هر چيز عكس می گيرند و به هر چيزی با تعجب نگاه می كنند. ژاپن پس از ميزبانی جام جهانی در سال گذشته شاهد رشد چشمگير هواداران فوتبال بوده است و عجيب نيست كه بسياری از ژاپنی ها راه بسيار دور كشورشان را تا اروپا و فرانسه برای تشويق تيم ملی شان طی كنند. البته به غير از ژاپنی ها نيوزيلندی ها هم راه بسيار دوری را برای تماشای رقابت تيم ملی شان در عرصه ای جدا از عرصه كوچك رقابتی اقيانوسيه طی كرده اند. آنها پس از مدت ها می توانند شاهد بازی تيم ملی نيوزيلندی به عنوان نماينده قاره پنجم يعنی اقيانوسيه در برابر تيم های اروپايی و آمريكايی باشند. نيوزيلند پس از مدت ها توانسته استراليايی های نااميد را كنار بزند و به يك رقابت جهانی راه پيدا كند. از آمريكای جنوبی هم برزيلی های قهرمان به اضافه كلمبيايی های جاه طلب می آيند. البته ايالات متحده نيز به عنوان قهرمان آمريكای شمالی و مركزی به اين دوره از مسابقات آمده اند. از اروپا ترك ها و فرانسوی ها مجوز لازم را برای حضور در اين مسابقات كسب كرده اند و ژاپن هم تنها نماينده آسياست. به طور كلی هشت تيم در اين دوره از مسابقات شركت دارند كه در دو گروه چهار تيمی رقابت ها را آغاز می كنند.

گروه اول: ميزبان با خيالی آسوده

در گروه نخست اين مسابقات فرانسه، ژاپن، نيوزيلند و كلمبيا قرار دارند. همان طور كه از ظاهر اين گروه پيداست فرانسوی ها بهترين تيم گروه به شمار می آيند. آنها در سال گذشته علی رغم پيش بينی های بدبينانه حتی نتوانستند از گروه مقدماتی صعود كنند، بنابراين برای اعاده حيثيت فرصت مناسبی نصيب آنها شده است. فرانسوی ها دومين بازی اين دوره را در برابر كلمبيا برگزار خواهند كرد كه از نظر رسمی مسابقه مهم تری نسبت به مسابقه نخست در پاريس يعنی بازی ژاپن و نيوزيلند به شمار می آيد. اين دو بازی فردا هجدهم ژوئن در ساعت های 6 و 9 بعد از ظهر به وقت محلی برگزار خواهد شد. دومين روز مسابقات گروه اول نيز در بيستم ژوئن يعنی شنبه برگزار می شود. اين بار فرانسه و ژاپن در سنت اتين و كلمبيا و نيوزيلند در ليون ديدار خواهند كرد. در روز سوم يعنی بيست و دوم ژوئن نيز به ترتيب فرانسه، نيوزيلند و ژاپن - كلمبيا برگزار خواهد شد.

گروه دوم: باز هم تركيه و برزيل

اما در گروه دوم برزيل، تركيه، كامرون و ايالات متحده قرار دارند. ديدارهای اين گروه با يك روز تاخير نسبت به گروه اول برگزار خواهد شد. در روز نخست تركيه به ديدار آمريكا می رود و برزيل هم در پاريس روبه روی كامرون خواهد ايستاد. در روز دوم بازی های كامرون - تركيه و برزيل - آمريكا انجام خواهد شد و در روز سوم هم ديدارهای برزيل - تركيه و آمريكا - كامرون انجام خواهد گرفت. منتظر بازی تركيه و برزيل باشيد. شايد سومين ديدار اين دو تيم در دو سال اخير نتيجه ای متفاوت به همراه داشته باشد. كامرون تقريبا با همان تركيبی به ميدان می آيد كه در جام چهارجانبه نيجريه در برابر ايران بازی كرد و در بازی پايانی مغلوب ميزبان شد. برزيل در اين دوره با غيبت چند ستاره خود روبه روست. ظاهرا بازيكنانی مثل رونالدو، ريوالدو و... در اين مسابقات حضور نخواهند داشت. از سوی ديگر كارلوس آلبرتو پريرا كه درحال حاضر به عنوان سرپرست فنی تيم برزيل را همراهی می كند، برای سومين بار است كه در جام كنفدراسيون ها شركت می كند. با توجه به شرايط دو گروه می توان پيش بينی كرد كه برزيل و فرانسه صدرنشينان دور مقدماتی اين مسابقات خواهند بود و با توجه به فاصله ديگر تيم ها با اين دو تيم می توان اميدوار بود كه فينال جام جهانی 1998 پس از 5 سال مجددا تكرار شود.با اين اوصاف می توان گفت كه برای برزيلی ها نيز فرصت انتقام جويی فراهم است. آنها می توانند با شكست دادن فرانسوی ها كابوس شكست 0-3 در آن سال را به فراموشی بسپارند.


من می روم خارج

دو روز قبل تيتر روزنامه ها اين بود: «برای هميشه از ايران می روم.» اين جمله پلنگ شكن حجازی كه قلب ميليون ها نفر از ايرانيان ـ و حتی جهانيان ـ علاقه مند به فوتبال را زير پا له كرد، ظاهرا آن قدرها هم محكم و مصرانه نبوده است، چون باشگاه ماشين سازی تبريز اعلام كرده كه احتمال حضور ناصرخان در تبريز زياد است. ظاهرا حجازی در بين نامزدهای مربيگری ماشين سازی، بخت اول را در اختيار دارد و صحبت های فی مابين هم رضايت بخش بوده است. البته در اين ميان دو احتمال وجود دارد يا ناصرخان در ايران می ماند و مربی ماشين سازی می شود و يا در صورت اصرار بر اقامت در خارج از كشور تيم ماشين سازی هم مجبور خواهد بود كه به همراه ناصرخان به خارج برود. شايد هم تبريز شهری در كاناداست و ما تا به حال بی خبر بوده ايم.

اگر بكام بيايد

مسئله جدا شدن ديويد بكام از منچستر و پيوستن او به يكی از چند باشگاه بزرگ خواهان وی هنوز از مسائل روز فوتبال است. با آنكه هنوز خبر قطعی پيوستن بكام به رئال مادريد منتشر نشده اما واكنش هايی از بازيكنان اين باشگاه مشاهده می شود. گوتی بازيكن رئال مادريد در مورد آمدن بكام به مادريد نظر جالبی دارد. او معتقد است كه اگر بكام به مادريد بيايد او از رئال خواهد رفت. گوتی معتقد است كه بكام در پستی بازی خواهد كرد كه هم اكنون گوتی در آن بازی می كند. با توجه به رقم بالای قرارداد بكام می توان متصور بود كه مديران رئال بكام را به گوتی ترجيح خواهند داد.

جايزه در موقعيت سرگردانی

«كالين جكسون» دونده ولزی و «ديويد بكام» بازيكن فوتبال به ترتيب درجه فرماندهی و افسری نشان لياقت امپراتوری بريتانيا را كه بالاترين نشان افتخار در انگليس است از اليزابت ملكه انگليس دريافت كردند. به گزارش خبرگزاری فرانسه از لندن، نشان اين دو دونده شنبه توسط ملكه اليزابت به آنها اهدا شد. كالين جكسون 36 ساله دو بار قهرمان جهان در دوی 110 متر با مانع است و از 20 اوت 1993 به مدت ده سال ركورد جهانی اين ماده با زمان 91/12 ثانيه در اختيار اوست. اين دونده بعد از 14 سال حضور در ورزش تراز بالا به تازگی اعلام بازنشستگی كرد. جكسون درجه فرماندهی نشان لياقت بريتانيا را دريافت كرد. ديويد بكام هم كه در باشگاه منچستر يونايتد بازی می كند نشان افسری دريافت كرد. علاوه بر اين ورزشكاران، به دو مربی شامل آرسن وانژه و ژرار هوليه هم اين نشان ها اهدا شد. البته اعطای اين جايزه در حالی كه همه منتظر رفتن بكام از منچستر هستند و ظاهرا فشار مطبوعات هم بيش از پيش شده است، كمی عجيب به نظر می رسد.

باز هم دوی همگانی

كميته ملی المپيك، با همكاری شهرداری منطقه 3 و اداره كل تربيت بدنی استان تهران، روز جمعه (ششم تير ماه) اقدام به برگزاری مسابقه دوی همگانی روز المپيك خواهد كرد. اين مسابقه راس ساعت 8 صبح از ضلع شمالی مجموعه ورزشی انقلاب آغاز می شود و در محل درياچه پارك ملت به پايان خواهد رسيد. شركت تمامی گروه های سنی در اين همايش بزرگ ورزشی آزاد خواهد بود. كميته ملی المپيك روز يكشنبه اعلام كرد علاقه مندان به شركت در اين مسابقه می توانند به حوزه های مختلف ورزشی تهران واقع در ورزشگاه شهيد مرغوبكار، شهيد پناهی، شهيد حيدرنيا، ورزشگاه رسالت، اسدی و دولت آباد مراجعه كنند. به 60 نفر از شركت كنندگان به قيد قرعه ضبط صوت و جارو برقی و به 60 نفر ديگر به قيد قرعه ساعت مچی اهدا خواهد شد. اين مسابقه در ادامه فعاليت هايی است كه در راه همگانی كردن ورزش آغاز شده. البته هنوز روحيه ورزش همگانی در بين مردم ايجاد نشده و گهگاهی شاهد تقلب بعضی از ورزشكاران در اين مسابقات هستيم. اميدواريم برای اين مسئله كه روحيه سالم رقابت جويی را تحت الشعاع قرار می دهد تفكر جديدی ايجاد شود.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو