|

رابطه ايران با پاكستان از ويژگی های خاصی برخوردار است. از جهاتی پاكستان بهترين همسايه ايران محسوب می شود و طی دهه های گذشته پس از استقلال اين كشور، كمترين تنش ميان ايران و پاكستان در تاريخ روابط دوجانبه ثبت شده است. از اين رو پاكستان كشور برادر و دوست ناميده می شود و سطح روابط تهران ـ اسلام آباد همواره رو به رشد و دوستانه بوده است. با اين حال عمده ترين مسئله در روابط دو كشور به بحران كشمير باز می گردد. دو كشور هند و پاكستان سال هاست كه در خصوص منطقه مسلمان نشين كشمير با يكديگر اختلاف دارند و منازعه بر سر اين منطقه حتی جهان را تا آستانه جنگ هسته ای و جنگی وسيع تر و فجيع تر از جنگ جهانی دوم قرار داده است. اما دو كشور مسلح به سلاح هسته ای، خوب می دانند كه وقوع چنين جنگی به نابودی دوطرف منجر خواهد شد. با اين حال تنظيم روابط تهران با اسلام آباد و دهلی نو تحت تاثير اين بحران قرار دارد. ايران از يك طرف به دلايل ايدئولوژيك و همسايگی با پاكستان ناچار است از مسلمانان كشمير دفاع كند و در عين حال می داند كه دفاع بيش از حد از كشمير گرچه به نفع رابطه با اسلام آباد است اما می تواند رابطه با دهلی نو را مخدوش كند. رابطه ای كه ايران به آن نياز دارد و نمی تواند از آن صرف نظر كند. بنابراين رعايت سياست اعتدال در خصوص بحران كشمير تنها مسئله ويژه در روابط دوجانبه ايران و پاكستان به شمار می آيد. اكنون با سقوط طالبان در افغانستان و شكل گيری مرحله بازسازی اين كشور، روابط ايران و پاكستان تحت تاثير موضوع بازسازی افغانستان قرار دارد. دو كشور قصد دارند نقش بيشتری در اين فرايند ايفا كنند و به نوعی يك رقابت جديد ميان دو كشور مطرح است كه چشم انداز روابط ايران و پاكستان را مشخص می كند. گفت وگو با خورشيد قصوری وزير امور خارجه پاكستان در حاشيه نشست وزرای كشورهای عضو سازمان كنفرانس اسلامی كه چندی پيش در تهران برگزار شد، تحقق يافت. زمانی كه او از ملاقات با سيدمحمد خاتمی رئيس جمهوری باز می گشت و چندی قبل نيز در سفر به واشنگتن، از مواضع آمريكا درخصوص ايران انتقاد كرده بود.گفت وگويی كه در پی می آيد با فرا رسيدن زمان ملاقات وزير خارجه پاكستان با وزير خارجه عمان نيمه كاره پايان يافت.
• • •
• به عنوان اولين سوال بفرماييد چرا سفر آقای نورجمالی در آخرين لحظات لغو شد؟ در ضمن تاريخ مجدد اين سفر چه زمانی خواهد بود؟
سفر ايشان لغو نشد بلكه اين سفر به تعويق افتاده است و در آينده اين ديدار انجام می شود.
• در تهران گفته شد كه لغو سفر نخست وزير پاكستان به دليل همزمانی آن با انتخابات مجلس سنا بوده است؛ اما روزنامه نگاران ايران، اعتقاد دارند كه لغو سفر ايشان به علت فشار آمريكا بوده است.
آمريكا هيچ ربطی به اين موضوع نداشته است؛ اين مسئله هر دليلی داشته باشد آمريكا دليل آن نيست.
• پس ما می توانيم اميدوار باشيم روابط تهران و اسلام آباد كه با سفر آقای خاتمی، گرم شده بود همچنان گرم باقی بماند.
اگر چنانچه قرار بود فشاری از طرف آمريكا وجود داشته باشد، آن زمانی كه ما با آقای خاتمی، رئيس جمهوری و جناب آقای خرازی، وزير امور خارجه ديدار داشتيم بايد از طرف آمريكا فشار وارد می شد در حالی كه اين گونه نبود و آن ديدار هم موفقيت آميز بود.
• سوال بعدی من، در مورد روابط سه جانبه بين ايران، افغانستان و پاكستان است. در مرحله اول اين روابط را چگونه می بينيد؟ به خصوص در زمينه بازسازی افغانستان كه هر دو كشور ايران و پاكستان مشاركت دارند.
در واقع روابط دوجانبه ايران و پاكستان بسيار عالی است. كشور پاكستان از بدو تاسيس روابط خوبی با ايران داشته است و اعلام موجوديت پاكستان به سال 1947 باز می گردد. البته در مقطع محدودی كه طالبان در افغانستان روی كار آمد بر روی اين روابط تاثير گذاشت اما بعد از سرنگونی طالبان اين روابط به وضعيت سابق بازگشت و روابط فی مابين اين دو كشور در حال حاضر بسيار عالی است.
• شواهد اين گونه است كه روابط اسلام آباد و كابل بسيار گرم است. اين روابط گرم تا چه اندازه بر روی بازسازی افغانستان تاثير گذاشته است.
آقای كرزای ديداری از پاكستان داشتند كه اين ديدار بسيار موفقيت آميز بود. ايشان ملاقاتی با آقای رئيس جمهور «مشرف» داشتند و اين ملاقات 2 ساعت به طول انجاميد. در اين ديدار تفاهم بسيار خوبی به دست آمد. ما، وزير دفاع و وزير اطلاعات آنان (افغانستان) را هم برای ديدار دعوت كرده ايم.
• برخی معتقدند كه بازسازی افغانستان اكثرا در نواحی مرزی با پاكستان انجام می شود. حضور پاكستان در روند بازسازی به چه ميزان است. آيا هنوز هم پاكستان نفوذ سنتی خود را در افغانستان حفظ كرده است؟
طبيعی است كه اگر جاده ای بخواهد كشيده شود بايد از پاكستان بگذرد. پاكستان در عين حال كه يك كشور ثروتمند نيست اما 100 ميليون دلار به امر بازسازی افغانستان اختصاص داده است. اگر قرار باشد، بازسازی حتی در مناطق مرزی انجام شود بايد جاده ای از طرف پاكستان به طرف شهرهای افغانستان كشيده شود.
• در سفری كه آقای خاتمی به اسلام آباد داشتند؛ دو كشور بيانيه ای صادر كردند كه در جهت مبارزه با تروريسم بود، می خواستم بدانم كه كشور پاكستان چه اقداماتی را در اين زمينه انجام داده است.
از لحاظ پيگيری اين موضوع ما بيش از هر كشور ديگری توانسته ايم تروريست ها را دستگير كنيم.
• برخی از روزنامه ها شبهه هايی را در مورد افزايش حضور القاعده در پاكستان و يا اين كه هنوز هم القاعده در پاكستان در حال بازسازی نيروهای خود هستند و كارهايی را انجام می دهند، مطرح كرده اند نظر [شما] در اين مورد چيست؟
اين گزارش ها در واقع تاثيری نخواهد داشت، قبل از حمله آمريكا به عراق، من با مقامات آمريكا گفته بودم كه اين توجهی كه آمريكا به عراق كرده است، می تواند باعث شود كه افغانستان به فراموشی سپرده شود و اين مردم افغانستان هستند كه در اين جا حضور دارند و طالبان می توانند از اين موضوع سوءاستفاده كنند.
• و اين سوءاستفاده به عقيده شما همچنان ادامه دارد؟
در اين مورد كه آنان بتوانند برنامه ای در درازمدت برای حمله انجام بدهند، به نظر من طالبان اين توانايی را ندارند و ساختار اصلی آنان از بين رفته است. آنان تنها می توانند حملات كوچكی را شكل بدهند و در واقع اين حملات و اين رخدادها بعد از اينكه آمريكا به عراق حمله كرده به وجود آمده است.
• يعنی در حقيقت هنوز هم يكسری دغدغه ها در پاكستان وجود دارد؟ و مسئله ديگر اينكه به نظر می آيد القاعده و يا همان طالبان يك جايگاهی در بين مردم پاكستان دارد؛ زيرا در آن زمان هم بخشی از مردم پاكستان از آنان تا حدودی حمايت می كردند.
اگر صحبت در مورد القاعده است، موضوع به اين شكل است كه القاعده در هر جايی طرفداران مخصوص به خود را دارند؛ در آلمان و فرانسه و نقاط مختلف آنان افراد خودشان را دارند. برای همين است كه همكاری های گسترده ای بين آژانس های اطلاعاتی وجود دارد. بين پاكستان و كشورهای ديگر اين همكاری اطلاعاتی برقرار است. بنابراين اشتباه است كه القاعده را به تمام مردم تعميم دهيد. آقای كرزای بيانيه ای صادر كرد كه علاوه بر شش، هفت يا هشت نفر از مسئولان طالبان بقيه بايد آزاد بشوند وليكن بعد از 24 ساعت اين بيانيه را تغيير داد. البته در بين مردم پشتو، طالبان هم می توانند وجود داشته باشند. اما اين مربوط به آن رده های بالا نيست. اگر شما به وضعيت آلمان در زمان هيتلر نگاه كنيد، خواهيد ديد كه همه مردم جزو نازی ها بودند و همين طور ببينيد زمانی كه به عراق حمله شد در آنجا هيچ پليسی وجود نداشت. در واقع اين وضعيت با حمله تغيير كرد. در زمان صدام حسين خيلی ها عضو و همراه حزب بعث بودند و اين اشتباه خواهد بود كه همه مردم را به اين گروه ها اطلاق كنيم كه همه جزء القاعده يا حزب بعث هستند.
• ما يك مرز نسبتا طولانی با پاكستان داريم و آمريكا مرتبا ايران را متهم می كنند كه از اين مرز طولانی اعضای القاعده و يا اينكه رهبران ارشد آنان وارد ايران می شوند. همين را مستمسكی برای تحت فشار قرار دادن تهران و اسلام آباد قرار داده اند، نظر شما در اين باره چيست؟
زمانی كه من از ايالات متحده ديدار كردم، اين ديدار در دو زمان انجام شد، يكی در ماه فوريه و دومی روز گذشته بود، من در آنجا گفته ام كه سياست آنان در مورد ايران اشتباه است؛ من گفتم كه، جناب آقای خاتمی و آقای خرازی از پاكستان ديدار كرده اند و ديدار خوبی هم داشته اند و اين دو شخصيت در واقع شخصيت های خوب و بارزی هستند. اينان هوادار ميانه روی، متعادل و حامی دموكراسی هستند و بنابراين بايد از آنان حمايت شود و نبايد با آنان مخالفت كرد. نمی خواهم نظراتم پوشيده بماند چرا كه روابط بسيار عالی با ايران داريم. اين روابط ما در روابط تاريخی و فرهنگ مشترك ما ريشه دوانيده است و در واقع ريشه ای عميق دارد. جز يك مقطع محدودی كه طالبان سركار بودند و در اين ميان روابط ما تحت تاثير قرار گرفت. گفته می شود كه پاكستان تنها كشوری است كه از طالبان حمايت می كند در واقع من در آمريكا هم گفتم كه، حتی آمريكا هم از طالبان حمايت می كند. و بسياری ديگر هم همين گونه هستند و از طالبان حمايت می كنند. ما بايد درك كنيم كه چرا در ابتدا پاكستان و بسياری از كشورها از طالبان حمايت می كردند. پس از اين كه شوروی سابق فرو پاشيد و قوای شوروی از افغانستان بيرون رفتند، فاكتور وحدتی در افغانستان وجود نداشت و فرمانداران مناطق مختلف به جان يكديگر افتاده بودند و افغانستان شاهد درگيری های مختلف بود. شهر كابل به طور عمده تخريب شد و تمام ساختمان ها در كابل آسيب ديدند. همسايه اين كشور، يعنی «پاكستان» با يك تضاد بزرگ روبه رو شده بود و با تعداد زيادی از مهاجران روبه رو بود. چهار ميليون مهاجر وجود داشت و طالبان در ابتدا صلح را همراه خود داشتند ولی بعد از اين مرحله زمانی كه برنامه اصلی طالبان رو شد؛ معلوم گرديد كه در واقع آنان نوعی عقب گرايی را مدنظر داشتند كه هيچ مطابقتی با قرن بيستم نداشت. آن سياست طالبان بود كه باعث شد كشورهای جهان با طالبان مخالفت كنند. همچنين برخورد آنان با سيستم آموزشی و عموما برخوردشان نسبت به زنان، به ويژه برخوردی كه با جهان داشتند، خصوصا زمانی كه مجسمه بودا را در باميان تخريب كردند؛ كل جهان عليه آنان شوريد. ما به آنان گفتيم نبايد سعی كنيد كه در انزوا قرار بگيريد زيرا كل جهان عليه شما موضع می گيرند.
پاكستان مشكلی دارد كه ساير كشورها اين مشكل را ندارند، ما همسايه افغانستان هستيم و پشتوهای آنها در ايالت سرحد پاكستان در اكثريت هستند و اين يكی از چهار ايالت پاكستان است. در ايالت بلوچستان هم بيش از نيمی از جمعيت را باز پشتوها تشكيل می دهند. من به مقامات آمريكايی گفتم كه ما نمی توانيم نسبت به اين مسئله بی تفاوت باشيم، در حالی كه ساير كشورها می توانند، زيرا ما همسايه جغرافيايی آنان هستيم. هر اتفاقی كه در افغانستان رخ دهد، به طور مستقيم بر روی ما [پاكستان] تاثير خواهد گذاشت. دو ايالت از چهار ايالت ما را پشتوهای آنها كه به صورت فاكتوری قوی مطرح هستند در دست دارند و آنها در اكثريت اند و بايد اين موضوع را در نظر گرفت. اما ما نسبت به سياست طالبان راضی نبوديم. آنها با هيچ توصيه ای گوش نمی كردند و خيلی سخت بودند. پس از يازدهم سپتامبر هنگامی كه رئيس جمهور «مشرف» اين سياست را تغيير داد، به اين دليل نبود كه از آمريكا تلفن شده بود كه شما با ما هستيد يا نيستيد. بلكه به اين دليل بود كه در پاكستان بر روی حمايت از طالبان اختلاف پيش آمده بود و اين خطر در پاكستان وجود داشت كه چنانچه جلوی آنان گرفته نشود، ممكن است كه پاكستان هم تحت تاثير روند افغانستان قرار بگيرد. احزاب مذهبی در پاكستان اعتقاد داشتند يك نوع الگو به وجود آمده است، در صورتی كه آنان حتی رابطه كوچكی نيز با يك كشور ايده آل اسلامی نداشتند. هنگامی كه اسلام در زمان شكوفايی خود بود در واقع مسلمانان در راس زمينه های علوم و تكنولوژی بودند.
• با توجه به ملاقات شما با مقامات كاخ سفيد و صحبت هايی كه در مورد وجود دموكراسی در ايران انجام شد واكنش مقامات كاخ سفيد چگونه بوده؟
من در مرحله اول گفتم كه آمريكا سياست اشتباهی دارد. اگر قصد داريد كه وضعيت خود را در ميان مردم عراق بهبود ببخشيد، نبايد ايران را مورد حمله قرار دهيد، زيرا ايران تاثير بسيار زيادی در ميان شيعيان عراق دارد و من توضيح دادم كه حتی در بين شيعيان پاكستان نيز ايران از اهميتی ويژه برخوردار است. آمريكا اگر می خواهد روابط خوبی با عراق داشته باشد بايد روابط خود را با ايران بهبود ببخشد.
• واكنش آنان چگونه بود؟ مثبت يا منفی بود؟
آنان به حرف های من گوش كردند اما حرفی نزدند كه برخلاف اين استدلال باشد. ولی من باز هم با آنان صحبت كردم چرا كه من معتقدم در مرحله مذاكرات قرار داريم و در آمريكا آرای مختلف مطرح است. . .
• وقتی آمريكا از تغيير حكومت ها می گويد، پاكستان تا چه اندازه اين مسئله را جدی می گيرد؟
اول اينكه هيچ رژيمی را نمی توان تغيير داد، آن هم رژيمی كه توسط مردم انتخاب شده است. مردم ايران اين دولت را انتخاب كرده اند، آنان چطور می توانند اين تغيير را ايجاد كنند؟
• آمريكا كل منطقه از جمله ايران و حتی پاكستان و ساير كشورهای حاشيه خليج فارس را تهديد كرده اند.
در سياست خيلی چيزها گفته می شود وليكن در عمل چنين نيست.
• شما گفتيد كه ايران بر روی شيعيان پاكستان تاثيرگذار است، گاهی اوقات احساس می شود كه دولت پاكستان چندان رضايت خاطری از حمايت ايران نسبت به شيعيان پاكستان ندارد.
اين نكته در واقع نبايد به سوءتفاهم منجر شود. مثلا در پاكستان تعداد زيادی به عربستان سعودی تمايل دارند و اين به دليل وجود مقامات و اماكن مقدس در آن كشور مثل مكه و مدينه است. در بين شيعيان پاكستان هم اين احترام به وجود آمده است زيرا در ايران هم مقامات اسلامی و مدرسه مذهبی در قم وجود دارد و پاكستان در واقع يك جامعه دموكراتيك است. ما يكديگر را تحمل می كنيم و نسبت به هم شكيبايی داريم و يك نكته ديگر هم نسبت به ايران وجود دارد؛ دو نسل قبل تمام كسانی كه باسواد بودند، می توانستند فارسی را بخوانند و بنويسند. سلسله مغول كه از آسيای ميانه آمده بود و در آنجا حكومت می كرد در واقع ريشه ترك داشتند وليكن فارسی صحبت می كردند و اين فقط مسئله شيعه و سنی نيست. در واقع بعد ديگری هم دارد كه همان بعد فرهنگی است كه ملت ها و كشورها را به هم نزديك می كنند. اكثر رهبران مذهبی ولو اينكه اهل سنت باشند فارسی تكلم می كنند.
• در مورد حل مناقشه كشمير، با توجه به ديدارهای مقامات ايران و پاكستان و مقامات ايرانی و هندی لطفا توضيح دهيد.
اول در خصوص پرسش قبلی اضافه كنم كه شيعه و سنی در پاكستان روابط بسيار نزديكی با هم دارند و دوستی بين اين دو قشر وجود دارد. درگيری در ماه محرم نيز نمی تواند نشانه نبود روحيه دوستی و رفاقت باشد. شيعيان در پاكستان اساسی ترين و مهم ترين پست ها را در ارتش و همچنين در دولت و اركان سياسی در دست دارند. ما در مورد گفت وگو با هند نيز خيلی جدی هستيم، ما تا به حال سه جنگ داشتيم كه نتوانست مسئله كشمير را حل كند. در سال گذشته استقرار نيروهای نظامی حتی بيشتر از جنگ جهانی دوم بود. يك ميليون سرباز روبه روی يكديگر قرار گرفتند و برای ده ماه سربازان هندی در مرز پاكستان حضور داشتند. هر دو كشور دارای سلاح های هسته ای هستند و هر دو كشور موشك دارند. هند می تواند هر كجا را كه بخواهد در پاكستان مورد هدف قرار بدهد؛ همين طور پاكستان می تواند هر نقطه ای را كه بخواهد در هند مورد هدف قرار دهد، در اين صورت است كه مذاكرات مفهوم پيدا می كند و در غير اين صورت همه چيز نابود می شود. رئيس جمهور «مشرف» از يك سال و نيم پيش می گويند كه ما بايد مذاكره كنيم يعنی بنشينيم و مذاكره و صحبت كنيم. اميدواريم كه هند يك تصميم استراتژيك بگيرد نه اين كه يك تصميم تاكتيكی. يك نكته خيلی مشخصی وجود دارد آن هم اين است كه ما خواهان يك صلح بادوام هستيم، صلحی كه در آن خواسته ها و آرمان های مردم كشمير بايد در نظر گرفته بشود.
• در مورد خط لوله نفت هند و پاكستان چه نظری دارند؟
امكانات بهبود پيدا كرده و بيشتر شده است و در فضای جديد ما اميدواريم كه اين هدف تحقق پيدا كند. |