Persian Archive

• حراج سرمايه ها
• افسوس برای ما
• دورنمای يک رابطه اقتصادی
• حفاظت شبكه با توسعه شبكه ديتا
• توضيح جهاد كشاورزی
• تحريم نمايشگاه هوايی فرانسه


بهمن احمدی امويی: كافی بود نمايشگاه سه روزه امارات عربی متحده در تهران كمی بيش از اين دوام داشته باشد تا نيمی از سرمايه گذاری مستقيم خارجی ای را كه دولت با تمام توان و رايزنی های سياسی ـ اقتصادی خود در مدت يك سال جمع كرده بود، دو دستی تقديم شيخ نشين های امارات كند. در حالی كه سفرا، نمايندگان و فرستادگان ويژه دولت و گاه گاهی شخص رئيس جمهوری پس از ساعت ها مذاكرات سخت و طاقت فرسا، خارجی ها را سرانجام، راضی می كنند تا بيايند و در ايران سرمايه گذاری كنند، كسانی هم در داخل رايزنی هايی را انجام داده اند، تا به راحتی آن سرمايه ها از كشور خارج شود. شايد همان طور كه جذب سرمايه گذاران خارجی همراه با يكسری امتيازات خاص در حوزه های سياسی و اقتصادی همراه است، بيرون بردن اين سرمايه ها امتيازاتی مشابه به همراه داشته باشد. اين از آن مواردی است كه در چند ماه آينده سر و صدايش بلند خواهد شد. . . ايران سرزمين عجايب است. از يك طرف همه فرياد می زنند نياز به سرمايه گذاری خارجی برای برون رفت از معضلات شديد اقتصادی، اجتماعی موجود، احساس می شود و گاه اين احساس تبديل به ضرورت می گردد. اما در همان زمان، يك نمايشگاه سه روزه زير نظر وزارت بازرگانی و در بيخ گوش مركز توسعه صادرات و البته با حمايت آنها و يقينا با كمك بسيار زياد مقامات صاحب نفوذ و صاحب سرمايه در محل دائمی نمايشگاه های بين المللی تهران، همان سرمايه ها را با تسهيلات ويژه و استثنايی به امارات عودت می دهند. اگر ايران نخستين واردكننده صادرات مجدد امارات عربی است، در عوض امارات هم نخستين جذب كننده سرمايه های ايرانی است و اگر ايران سرزمين عجايب است، حالا اماراتی ها با ايده ای كه به قول خودشان هشتمين پديده عجيب دنيا است و دومين پديده ای كه پس از ديوار چين می توان آن را از روی كره ماه به راحتی ديد، قصد سرمايه های ايرانيان را كرده اند.

آژانس های دبی در تهران

مقابل در ورودی سالن سه طبقه مپنا كه محل برگزاری نمايشگاه سه روزه امارات متحده عربی است، ازدحام غيرمعمولی غرفه وجود دارد. دو نفر از آقايانی كه مقابل در ايستاده اند، مرتبا به خانم ها تذكر می دهند حجابتان را رعايت كنيد... روسری يتان را جلو بكشيد... شما نمی توانيد وارد شويد... همين برخورد اوليه است كه آدم را كنجكاو می كند، تا ببيند داخل سالن چه خبر است و اماراتی ها چه چيزهايی را برای عرضه آورده اند كه اين همه اشتياق برای ديدن آن وجود دارد. فضای سالن، دكوراسيون و اسباب و وسايلی كه در سالن چيده شده اند، كاملا متفاوت از نمايشگاه هايی است كه تاكنون به نام های مختلف در ايران برگزار شده است. به نظر می رسد كه آن همه اشتياق هم چندان بی مورد نبوده است. غرفه های بزرگ و زيبا و عرب هايی كه با آگال و دشداشه بلند و سفيدشان كاملا مشخص اند، ايرانی هايی كه برای آنها كار می كنند، كراوات زده، لبخند به لب، بسيار مودبانه با مشتريان خود رفتار می كنند. در هر غرفه چند دختر و زن زيبا و خوش لباس ايرانی و عرب و دورگه نشسته اند. بعضی از آنها جنب و جوش زيادی دارند و سرشان خيلی شلوغ است.

يك تلويزيون مسطح بسيار بزرگ كه احتمالا سوغات ژاپن است و از امارات وارد شده تصاوير انيميشن بسيار زيبا و جذابی از يك نقطه كره خاكی را به نمايش گذاشته است. گوينده ای نيز به زبان انگليسی و با هيجان تصاوير انيميشن را توصيف می كند. بر روی ديواره های بزرگ سالن مپنا، تصاوير بسيار بزرگی از چند برج بسيار شيك و مرتفع و تعدادی مجتمع مسكونی ديده می شود. اين همان پديده ای است كه جزيی از هشتمين عجايب هشتگانه جهان لقب گرفته است. البته به گفته عرب هايی كه خود را مالك آن می دانند، قرار است پس از ساخته شدن از كره ماه ديده شود. كمی آن طرف تر هم ماكت بسيار زيبای شهر «دبی آينده»، ديده می شود در هر غرفه سه چهار ميز كوچك و تعدادی صندلی قرار دارد. بازديدكنندگان برای اينكه چند دقيقه ای بر روی يكی از آن صندلی ها بنشيند و مذاكره ای با عرب های سر تا پا سفيدپوش كنند، بايد خيلی منتظر بمانند. مشتری زياد و فضا و وقت اندك. روی هر ميز تعدادی نقشه ساختمانی و يكسری كاتالوگ پخش شده است. دو طرف گاه با همراهی يك مترجم به طور كامل بر روی اين نقشه ها خم شده اند و چيزهايی را با هيجان و حركات دست و سر به يكديگر می گويند. در دست هر كدام هم يك ماشين حساب است كه گاه گاه عدد و رقم هايی را در آن ضرب و تقسيم می كنند. آن طرف تر يك بانك اماراتی و باز هم غرفه ای و كاتالوگ و نقشه و ماكت و بلندترين برج دنيا و صندلی و ميز و نقشه و ماشين حساب...

طبقه دوم غرفه هايی قرار دارند كه محصولات توليدی كشورهای اروپايی، آمريكايی و ژاپنی را كه در دبی و ديگر شهرهای امارات می فروشند، اينجا عرضه كرده اند. اين غرفه ها خيلی شلوغ نيستند. چند تايی از آنها گويا اصلا مشتری ندارند. از اين گونه وسايل تا دلتان بخواهد در بازارهای تهران به راحتی پيدا می شود. آنچه كه نيست و فعلا بايد آن را غنيمت شمرد در همان طبقه اول است و آن نمايشگاه صاحبان آژانس های مسكن امارات متحده عربی است كه برای پيدا كردن مشتری های خود و پيش فروش ساختمان ها و مجموعه های مسكونی شان راهی بازار بزرگ تهران شده اند. به قول يكی از آنها، ايرانی ها پول زيادی دارند، اما چون نمی دانند آن را چطور خرج كنند، ما آمده ايم تا راه درست خرج كردن را به آنها نشان دهيم. خريد ساختمان در امارات.

بوی ايران از دبی

حميدی، ايرانی ای كه از اداره كنندگان يكی از غرفه هاست، با انگشت ماكت شهر جديد دبی را نشانم می دهد: «اينجا قرار است دبی جديد ساخته شود و دولت ساخت و ساز آن را به بسياری از شركت های خصوصی واگذار كرده است. ما هم اينجا هستيم تا مشتريان خود را از ميان ايرانيان انتخاب كنيم.» و ادامه می دهد: «استقبال بسيار خوب بوده است واحدهای مسكونی ما تا سال 2005 تحويل داده می شوند. دولت تا 70 درصد به متقاضيان تسهيلات و وام می دهد. همين طور هم اقامت سه ساله به كسی كه سند اين واحدها به نامش است. البته به همراه خانواده اش.» به گفته حميدی مسئله اقامت و تسهيلاتی كه دولت امارات برای اين منظور در نظر گرفته موجب شده تا ايرانی ها رو به سوی امارات بگذارند از همه جای دنيا. آمريكا، اروپا و ايران.

«ايرانيانی كه مقيم اروپا و آمريكا هستند با خريداری اين ساختمان ها به راحتی می توانند به كشوری بيايند كه نزديك ترين فاصله را با ايران و تهران دارد. ضمن اينكه نزديك به 40 درصد مردم آن را هم هموطنان خودشان تشكيل می دهند. علاوه بر اين امنيتی كه دبی دارد اروپا و آمريكا ندارد. به ويژه ايرانيانی كه سال ها از كشور دور بوده اند تمايل زيادی برای خريد اين مجتمع های مسكونی از خود نشان داده اند. بوی ايران را از دبی بهتر می توان شنيد تا از لندن و نيويورك». حميدی همين طور با هيجان توضيح می دهد: تاكنون 15 درصد مشتريان، ايرانيان مقيم خارج بوده اند و در اين سه روز نيز نزديك به 10 درصد ايرانيان داخل كشور، ابراز تمايل قطعی داشته اند. اين يك پروژه بزرگ است. همه تقاضاها را می توان پاسخ گفت. 140 برج مرتفع و پروژه ای كه قرار است هشت سال طول بكشد. هر يك از اين واحدها متری 1000 تا 1500 دلار پيش فروش می شود. قيمتی كه حالا ديگر بسياری از ساختمان ها در نقاط مختلف تهران دارند.

دبی تهران می شود

دوربين تصويربرداری تند و تند از لابه لای تصاوير انيميشنی پروژه خيالی می گذرد. امواج دريا، ساحل سرسبز، چمن، درختان نخل و ناگهان يك ويلای سفيدرنگ با بام سبز و پنجره هايی روبه دريا. دوربين از در وارد می شود، نمای زيبايی از ويلا را نشان می دهد و به طبقه دوم می رود. نرده های چوبی خوش رنگ و پنجره ای رو به آب های نيلگون خليج فارس. دوربين به سرعت جلو می رود و گوينده با هيجان آنها را توصيف می كند. خريدار و فروشنده برروی نقشه خم شده اند و ماشين حساب ها دلار را به درهم و سپس به ريال تبديل می كنند. حدود 190 ميليون تومان. بله يك واحد 102 متری برابر با 880 هزار درهم كه حدود 190 ميليون تومان است. البته بستگی به اين دارد كه در چه طبقه ای باشد. در آنجا (امارات و دبی) چشم انداز خيلی مهم است هر چه طبقه بالاتر برود، قيمت هم بالاتر می رود. تصوير انيميشن فضای سبز را با مجتمع های مسكونی در هم می آميزد. آبراه هايی به تقليد از ونيز ايتاليا قرار است كه نقش خيابان را در اين مجتمع های مسكونی و ميان اين ويلاها بازی كنند و پياده روهايی با نرده ها و حفاظ هايی شيك و خوش رنگ. از مطهری مردميانسالی كه تازه از پشت ميز مذاكره بلند می شود و چشم از تلويزيون بر نمی دارد، می خواهم چند دقيقه ای سوالاتم را پاسخ بدهد. می گويد: «چرا از اين واحدها يكی را نخرم، برج های الهيه و زعفرانيه تهران را متری دو ميليون تومان خريد و فروش می كنند، اينها قيمت شان كمتر است. ضمن اينكه حتما كيفيتی كه اين ها خواهند داشت، هرگز ساختمان های تهران ندارند.» به تلويزيون اشاره می كند: «می بينيد چه فضای زيبا و آرامی دارد. آدم كيف می كند. اگر چه شرايط آب و هوايی آنجا شايد خيلی مناسب ما ايرانی ها نباشد، اما فكر كنيد، رفته ايد و در كيش خانه ای خريده ايد.» و سپس با افسوس ادامه دهد: «چرا در كيش خودمان چنين كارهايی نمی كنند. مگر سواحل كيش از اين ها زيباتر نيست. خيلی ها دنبال اين هستند كه مغزها و سرمايه ها از كشور فرار كنند. من اگر در دبی يك خانه داشته باشم با يك بليت هواپيما و يك ساعت و نيم پرواز خودم را به تهران می رسانم، يواش يواش دبی يك شهر ايرانی خواهد شد و...»

همه خريدند

بر روی يكی از ميزها می نشينيم. نقشه های زيادی از چگونگی كيفيت و استحكام بنا گرفته تا فضای سبز، زمين بازی و فروشگاه های مدرنی كه قرار است ساخته شود، روی ميز پخش شده است. از خانمی می خواهم كه توضيحاتی در اين رابطه به من بدهد و او تند و تند توضيح می دهد: «شركت ما 12 مجتمع را در پروژه پالم رزيدنس در دست اجرا دارد، چشم انداز خيره كننده دريا، گنجه بزرگ با قفسه بندی، پنجره های عايق دوجداره، كابينت آشپزخانه از بهترين نوع در كيفيت، سكوهای دور دستشويی از جنس گرانيت، آينه های بلند و نورپردازی حاشيه ای در حمام، تكنولوژی مدرن و امنيت بالای و...» از شرايط خريد می پرسم: «10 درصد پيش پرداخت هنگام امضای قرارداد، 20 درصد قسط اول 30 روز پس از امضا، 20 درصد قسط دوم اول فوريه ،2004 20 درصد قسط سوم اول اوت ،2004 20 درصد قسط چهارم اول فوريه 2005 و 10 درصد هم در پايان كار و همين طور ويزای اقامت قابل تمديد سه ساله برای اعضای خانواده صاحب سند. وقتی می گويم گزارشگر روزنامه ام، از حرف زدن می ايستد، چند ثانيه ای نگاهم می كند و به عربی با مدير غرفه صحبت می كند. و مدير غرفه هم به جمع ما اضافه می شود:

«در اين چند روز سرما خيلی شلوغ بود. تعداد خيلی زيادی با ما قرارداد بستند. حدود 100 نفر. آن خانم ادامه می دهد: «بعضی هايی كه با آنها قرارداد بستيم اصلا فكر نمی كرديم كه خريدار باشند، به قيافه شان نمی آمد. اما خب خريدند. اقامت قابل تمديد سه ساله خيلی مهم است. برای همين تقاضاها هم بالاست. با داشتن اقامت امارات شما به راحتی می توانيد، به هر كشور اروپايی و آمريكايی كه حالا به ايرانی ها به سختی ويزا می دهند، سفر كنيد. اين امتياز خيلی بزرگ است.» نگاهم به يك تابلوی بزرگ می افتد. با خط درشت و خوانايی بر روی آن نوشته شده: «كلمات رئيس اداره جوازات و اقامت دبی.» با عكس رئيس و جملاتی به عربی كه ترجمه فارسی آنها هم در زيرش آمده است: «... به ايرانی های عزيز كه وطن دوم خود را امارات می دانند خوش آمد می گوييم. ما با آغوش باز از شما استقبال می كنيم و تسهيلات بازرگانی، سياحتی، اقتصادی و اجتماعی به شما اعطا می كنيم...» مردی ميانسال به همراه زن چادری و دخترش به ميان حرفمان می پرد: «آنها (اشاره ای به يك غرفه می كند) به من متری دو ميليون تومان فروختند. آيا خيلی گران نبود؟ و زن جوابش می دهد: «بستگی دارد در كجا و طبقه چند بوده باشد. نه ،گران نخريده ايد.» آن مرد نامش را به منهم نگفت. از او پرسيدم شما چرا در دبی خانه و آپارتمان خريده ايد؟ گفت: «مگر ما چه مان است.

حالا كه پولی در دستمان است، چرا آن را در يك جای مطمئن و يك كشور نزديك كه خيلی هم با اينجا و فرهنگ ايران بيگانه نيست سرمايه گذاری نكنيم.» شروين يك جوان شيك پوش كه به گفته خودش يك شركت ساختمانی دارد و دكترای مديريت، روی يك ميز معامله ديگر نشسته می گويد: «مسئله اقامت خيلی مهم است. دبی مراكز خريدی دارد كه از اروپا و آمريكا مردم را به آنجا می كشد. آزادی و آرامش هم كه البته يك حرف ديگری است. تازه تمام اين واحدهای زيبا و لوكس را قسطی می دهند، آن هم با بهره چهار تا شش درصدی و برای يك سازنده بهره سه درصدی. در حالی كه شما در ايران بهره 14 تا 20 درصدی را بايد بپردازيد. قيمت هايش هم كه ارزان تر از همين ميدان آرژانتين و خيابان وليعصر تهران است.» خانمی كه مسئول يكی از ميزها است رو به شروين می كند و می گويد: قرار بود يك آپارتمان خوب برای من در جردن (آفريقا) پيدا كنی، پس چی شد؟ من به او گفتم: خود شما چرا در اين آپارتمان ها سرمايه گذاری نمی كنيد. گفت: من پول زيادی ندارم. علاوه بر اين دبی هرگز هوای تهران را ندارد. همين كه آدم برود و يك هوايی عوض كند كافی است. تهران برای زندگی بهتر است. مدير غرفه اضافه كرد: استقبال خيلی خوب بوده است چند نفر از آژانس های مسكن تهران مراجعه كردند تا نمايندگی فروش ما را در تهران بگيرند، اما ما فعلا قبول نكرده ايم. اما احتمالا در آينده، چنين كاری خواهيم كرد. ايرانی ها خوب پول خرج می كنند. بايد در اين راه به آنها كمك كرد.

گردشگری ايرانی در امارات

از سالن بيرون می روم. نفس عميقی می كشم. هنوز تعداد زيادی هستند كه می خواهند وارد سالن شوند و همان دو مرد همچنان تذكر می دهند خانم ها حجابتان را رعايت كنيد و... روبه رو و آن طرف خيابان نمايشگاه هتلداری و گردشگری ايران برپاست. به نظر می رسد با وجود نمايشگاه اماراتی ها، نتوانسته اند خودنمايی كنند. رفت و آمد بسيار كم است. صنايع دستی، لباس های محلی و سوغاتی های مناطق مختلف ايران، ديگر در مقابل سوغات امارات و دبی رنگ باخته اند. غرفه ها خلوت و كسانی كه در غرفه ها هستند در حال صحبت با همديگرند. به نظر می رسد كه روزهای كم دردسری را پشت سر گذاشته اند. مقابل غرفه چابهار چند نفری جمع شده اند. دليلش هم قرعه كشی برای يك سفر مجانی به چابهار است. ساعت های چوبی بسيار ظريف و گرانقيمتی كه در يك غرفه كوچك به نمايش گذاشته شده اند و خانم مسنی كه در آن نشسته نتوانسته جلب نظر كند. هر كس هم كه از سالن محل نمايشگاه گردشگری و هتلداری ايران خارج می شود، يك راست به روبه رو و نمايشگاه اماراتی ها می رود. آنجا همه چيزش متفاوت است. حتی زير سيگاری ها و ميزهای پذيرايی شان. عرب های سرتاپا سفيدپوش، موبايل به دست و كمی عبوس و اهل بريز بپاش خيلی می توانند جذاب تر باشند.

همه رفتند

در شرايط فعلی كه اوضاع سياسی و اقتصادی كشور نشانه های اميدواركننده از خود نشان نمی دهد، برگزاری نمايشگاه اماراتی ها توسط هر مقام و صاحب منصبی كه آن را مورد حمايت قرار داده است، اقدامی است، برای انتقال سرمايه هايی كه از علائم ارسالی از سياست و اقتصاد ايران راضی نيستند. يك كارشناس سياسی، اقتصادی ضمن بيان اين مطلب می گويد: در حالی كه شورای شهر قديم و جديد تهران نتوانسته اند ديپلماسی مشخص در مورد ساخت و ساز ارائه دهند و با حرف های غيركارشناسی ای كه هرازچندگاهی چاشنی نظرات شهرداری و وزارت مسكن را با خود دارد، نتيجه ای جز ركود بازار مسكن ندارد، وقتی چنين نمايشگاهی در چنين شرايطی برگزار شود، به راحتی پول هايی كه قرار بوده در بخش ساختمان تهران و كشور هزينه شوند، راهی امارات می شوند. امارات متحده عربی، يكی از بزرگ ترين جذب كننده های سرمايه های مادی و معنوی ايران شده است.

بيش از چهار هزار شركت خصوصی و دولتی ايرانی در امارات به ثبت رسيده اند. سالانه حدود 300 هزار ايرانی به اين كشور سفر می كنند و حالا هم قرار است كه با پيش خريد واحدهای مسكونی و تجاری كه در چند سال آينده در امارات ساخته خواهند شد، باقی مانده پول، حيثيت و اعتبار ايرانی هم به آنجا منتقل شود. كشور در حال خالی شدن است. چوب حراج به آن زده اند و كسی هم پاسخگوی اين وضعيت نيست. خبرهای رسيده حاكی است كه ادامه و گسترش تنش ميان ايران و آمريكا به ويژه در چند هفته اخير موجب شده گروه ها و افرادی به فكر انتقال سرمايه خودشان باشند. از سوی ديگر امارات متحده عربی با ايجاد چنين جاذبه هايی برای ايرانيان مسيری برای پولشويی، پول های حاصل از قاچاق موادمخدر و كالا را فراهم كرده است. البته می گويند كه پول قرار است در دبی ردوبدل شود. اماراتی ها بی گدار به آب نزده اند. آنها تضمين های بانكی و بيمه ای لازم را كسب كرده اند تا به راحتی بتوانند پول های متقاضيان خريد مسكن خود را منتقل كنند. اين ها همه نشان از اين دارد كه مقامات پرقدرتی بايد پشتيبانی از آنها را برعهده داشته باشند. زمانی يك آگهی سفر به يكی از شهرهای تركيه در يكی از روزنامه ها، غوغا و جنجال محافظه كاران را برانگيخت، معلوم نيست چرا در جوار صدا و سيما و آن همه روزنامه مدعی كار حرفه ای، چنين چيزی ديده نشده است. حتی آگهی های تبليغاتی برگزاری نمايشگاه را در روزنامه ها و رسانه ها منعكس می كنند و مصاحبه مطبوعاتی گردانندگان نمايشگاه را هم با آب و تاب در روزنامه ها منعكس می كنند. هر كس به فكر خود است.


سعيد طاهری: هنگامه برگزاری نمايشگاه اقتصادی امارات عربی در تهران، نوار غم انگيزی از بلندگوهای نمايشگاه به گوش می رسيد كه هماهنگی جالبی بين آن اصوات و رويدادهای جاری در نمايشگاه وجود داشت. درحالی كه سالن مپنا مملو از مشتريان ايرانی بود كه برای خريد چشم بسته مسكن از روی كاتالوگ به نمايشگاه مراجعه می كردند در سالن روبه رويی كه نمايشگاه ايرانگردی برپا بود، شوق هيچ اماراتی و حتی ايرانی را برای بازديد چنان كه بايد برنمی انگيخت. حجم سرمايه های ريز و درشتی كه صاحبان اين دو نمايشگاه موفق به جمع آوری آن شده اند رقمی دردآور را به ما نشان خواهد داد. درصورتی كه بخواهيم سهم 36 ميليون دلاری ايران در جذب سرمايه مستقيم خارجی در سال 2000 را با ديگر كشورهای خاورميانه مقايسه كنيم به نتايجی می رسيم كه وضع آن نمايشگاه نمونه ای كوچك از آن است. در مقايسه با ايران كشورهايی چون امارات در سال ،2000 دويست تا پانصد درصد بيش از ايران موفق به جذب سرمايه گذاری های خارجی شده اند حال آنكه كشوری با مجموعه مشخصات ايران از نظر حجم فعاليت های اقتصادی و بازار، تنوع اقليمی، گستره جغرافيايی، بزرگی جمعيت كه بسياری از مشخصه های امارات را دارا است شوقی برای همسايگان متمول عرب برنمی انگيزد تا در سرزمينی كه به فرهنگ و زبان آنها نزديك است و مهمتر اينكه قرابت جغرافيايی نيز دارد سرمايه ای به اندازه خريد مسكن بياورند. با اين همه می توان مقايسه ای هرچند كوتاه و گذرا به دلايل رغبت ايرانی ها به سرمايه گذاری در امارات داشت. كشوری كه با

اين موقعيت مشابه و به مراتب محدودتر از ايران به محلی مورد علاقه برای سرمايه گذاران ايرانی تبديل شده است. نزديكی به ايران، فقدان مقررات پيچيده مالياتی و امكان دور زدن قوانين اداری تنها مزيت اين اميرنشين كوچك نيست. امارات در حال حاضر 4 ميليارد دلار دادوستد با ايران دارد. هزاران شركت با مشاركت ايرانی ها در آنجا ثبت شده و نيروی تخصصی و انسانی ايران در تربيت سرمايه ايرانی يكی از شرايط رونق اقتصادی و پيشرفت اجتماعی امارات شده است. اغلب معاملات ايران و امارات شامل صادرات و واردات مجدد از امارات يعنی ترانزيت كالا است. يعنی اگر ارزش افزوده طرف اماراتی را تنها 30 درصد فرض كنيم، سيستم اقتصادی امارات دست كم حدود يك ميليارد و دويست ميليون دلار از راه فروش خدمات تجاری عايدی دارد. اين خدمات چندان هم كه به نظر می آيد پيشرفته و مدرن نيست و امكان عرضه آن در سواحل ايران امكان پذير است.

در مقايسه با امارات بنادر ايرانی همچون خرمشهر، گناوه، بوشهر، بندرعباس و چابهار قرار دارند كه طی دو دهه اخير نتوانستند از رونقی همپای امارات برخوردار شوند. بنادر امارات در واقع سهم بنادر ايرانی را هم جذب كرده اند و از اين قبل عوايدی قابل توجه كسب می كنند. با شروع سياست تنش زدايی دولت خاتمی، روابط سياسی امارات و ايران به سرعت از حالت سردی به درآمد و به روابطی نمونه بدل شد هرچند كه گهگاه دستخوش مسائل حاشيه ای می شود. اما اين بهبود روابط گويی تنها به سود بازرگانان و تجار اماراتی در حال شكل گيری و ادامه است. هرچند بسياری از اعراب شيخ نشين حاشيه خليج فارس برای رهايی از گستره كوچك كشور خود محلی اقامتی و توريستی برای خود در ايران و عمدتا در نواحی و شهرهای جنوبی دست و پا كرده اند كه اين خود نشان دهنده تمايل آنها به سرمايه گذاری های خرد و كوچك در ايران است اما گويی كسی در داخل به اين رغبت پاسخ نمی دهد تا حضور اين سرمايه های كوچك به جذب سرمايه های بيشتر كمك كند. اگر دستاورد نمايشگاه های تخصصی ايران در امارات را بررسی كنيم حتما آمار جالب توجهی به دست می آيد كه در مقايسه با دستاورد نمايشگاه امارات در تهران به ما می گويد شوق سرمايه گذاری شيخ نشين های خليج فارس را بايد پاسخ داد وگرنه اين سرمايه ها منتظر مهيا شدن شرايط در ايران نمی شوند و راهی سرزمين های دور و نزديكی می شوند كه تنها افسوس را برای ما به دنبال می آورد.


ترجمه رضا علی اكبرپور: كاری های اقتصادی فرانسه و اسرائيل ابعاد گسترده ای دارد: علاوه بر پروژه همكاری در چهار بخش پيشرفته، فرانسه متعهد شده است كه اسرائيل را برای ورود به سازمان همكاری و توسعه اقتصادی (OECD) ياری دهد. طرح همكاری ميان دو كشور فقط به برخی روابط اقتصادی محدود نخواهد بود، بلكه چارچوبی را برای مجموعه ای از روابط دوجانبه فراهم می آورد. پس از بازديد دومينيك دو ويلپن وزير امور خارجه فرانسه از اسرائيل، تيم های كارشناسی مركب از فرانسوی ها و اسرائيلی طرح همكاری دقيقی را تهيه و تدوين كردند. عينی ترين تصميمی كه در اين سند به چشم می خورد، تقويت همكاری تكنولوژيك و صنعتی ميان دو كشور است. اين نوع همكاری البته از قبل در عرصه های مخابرات و بيوتكنولوژی وجود داشته و طی آن پانزده پروژه به طور مشترك از سوی شركت های فرانسوی و اسرائيلی هدايت شده است. اين تجربه به بخش های ديگر نيز تعميم خواهد يافت از جمله در بخش های نانوتكنولوژی (تكنولوژی مينياتوری)، اوپرونيك (تكنولوژی الكترو ـ اپتيك)، كارت های هوشمند و غيره. اين همكاری ها به تيم های تحقيقاتی و پروژه ای اسرائيل كه تحت عنوان Eureka فعاليت می كنند امكان خواهد داد كه از سرمايه گذاری های اروپاييان برخوردار شوند.

از سوی ديگر تكنولوژی اسرائيل نظر شركت های بزرگ فرانسوی را جلب می كند. موريس اسپورتيش، رئيس هيأت اقتصادی فرانسه در تل آويو، می گويد: «اسرائيل از نظر گستردگی تكنولوژی پيشرفته، يكی از اولين مقام های جهانی را در اختيار دارد. ما می خواهيم زمينه را برای مشاركت های بيشتر بر مبنای ويژگی های برتر فرانسوی و اسرائيلی مهيا نماييم.» نكات ديگری در اين سند همكاری وجود دارد. فرانسه متعهد شده است كه اسرائيل را برای ورود به سازمان همكاری و توسعه اقتصادی ياری كند. از سال ها پيش، دولت يهود درصدد مطرح كردن نامزدی خود برای ورود به اين سازمان بوده است. حمايت فعالانه فرانسه می تواند موضع اسرائيل را تقويت كند. مقامات دو كشور تدابيری برای تشويق مبادلات در سه بخش لوازم اتومبيل، بهداشت و تكنولوژيكی زيست محيطی اتخاذ خواهند كرد. فرانسه با درخواست اسرائيل برای همكاری در كشورهای ثالث بر اساس عرضه مشترك توانايی ها موافقت كرده است. اسرائيلی ها اين نكته را هم از نظر استراتژيك و هم از نظر تجاری، بسيار مهم ارزيابی كرده اند. از نظر دانيل شك، مدير بخش اروپا ـ اسرائيل در وزارت امور خارجه دولت يهود، اين نوع توافق همكاری، جنبه ای منحصربه فرد دارد و تاكنون با هيچ كشور ديگری به امضا نرسيده است.

فرانسه متعهد شده كه يك موسسه فرانسوی در شهر تل آويو تأسيس كند. دو كشور می خواهند كه سنت ديالوگ را پايه گذاری نمايند و بدين منظور هزينه های كنفرانس های مشترك در زمينه موضوعات مختلف، از جمله سرمايه گذاری مخاطره آميز را تأمين خواهند كرد. در اين ديالوگ، ايده های مربوط به روابط دوجانبه نيز مد نظر قرار خواهد گرفت. در ابتدای سال ،2004 كنفرانسی با حضور روشنفكران اسرائيلی و فرانسوی درباره مسئله كليشه ها و پيش داوری ها در روابط ميان دو كشور برگزار خواهد شد. تمايل برای برقراری چنين روابطی از قبل نيز به طور غيررسمی احساس می شد. در واقع، طبق تصميمی كه از سوی اتحاديه اروپا اتخاذ شده است، محصولات زراعی و صنعتی اسرائيل كه در مناطق اشغالی توليد می شوند از معافيت گمركی ساير صادرات اسرائيلی برخوردار نخواهند بود. يك ديپلمات بلندپايه فرانسوی می گويد: «فرانسه رسما موضع متمايزی در پيش گرفته است كه هم بر سياست های وزارت امور خارجه خود و هم بر سياست های اتحاديه اروپا دلالت دارد. با اين حال ما در عمل به گمرك های خود توصيه نمی كنيم كه راه را بر محصولات اسرائيلی سد كنند.» يكی از مسئولين وزارت صنايع و بازرگانی اسرائيل نيز تأكيد می كند: «در اين زمينه، ما با آلمانی ها بيشتر مشكل داريم تا با فرانسوی ها.»

اين گشايش جديد در روابط فرانسه و اسرائيل، هرچند پديده ای پيچيده است اما با يك عامل عمده اقتصادی ارتباط دارد. به گفته موريس اسپورتيش، شركت های فرانسوی علاقه بسياری به طرح های بزرگ اقتصادی بنيامين نتانياهو، وزير دارايی اسرائيل، نشان می دهند. در واقع ارزش اين طرح ها به ميلياردها يورو بالغ می شود و فرانسوی ها برای ورود به بازار كشور يهودی ها با رقابت سرسختانه ای از سوی آمريكايی ها، آلمانی ها و كانادايی ها روبه رو هستند. به گفته منابع اسرائيلی، بسياری از گروه های صنعتی فرانسوی در مناقصه ها شركت می كنند، هرچند كه برخی ها در هراس از اقدامات تنبيهی كشورهای عربی، فعلا سكوت را ترجيح می دهند. فرانسوی ها هم اينك در پروژه تراموای بيت المقدس، تل آويو و حيفا حضور دارند. آنان در مناقصه های مربوط به توسعه شبكه ريلی، انرژی، محيط زيست، آب و مديريت زباله ها فعالانه شركت می كنند. مديرعامل شعبه يك شركت فرانسوی در اسرائيل می گويد: «ما برای كار به اينجا آمده ايم، پاريس بايد با ايجاد جوی مساعد به ما كمك كند.» به هر حال جو مساعد همكاری های اقتصادی ميان دو كشور با تنش سياسی و بی تحركی روابط سياسی دو كشور تضاد آشكاری دارد.

منبع: سايت اخبار خاورميانه


حفاظت شبكه با توسعه شبكه ديتا

دكتر داود زارعيان مديركل روابط عمومی شركت ملی مخابرات ايران متن زير را در پاسخ به مطلب توسعه دولتی كه چندی پيش در روزنامه چاپ شده ارسال كرده است: همزمان با توسعه زيرساخت و دسترسی شبكه های ملی ديتا و ارتباطات بين الملل، كه به عهده امور ارتباطات ديتای شركت مخابرات ايران است، بحث حفاظت و امنيت اين شبكه از مهمترين نكات می باشد كه هم اكنون با توسعه اين شبكه در حال اجراست. آنچه كه مسلم است طرح جلوگيری از ورود به سايت های غيرمجاز توسط ارگان های ذی ربط تهيه شده كه توسط مؤسسات ICP و ISP لازم الاجراست.

توضيح جهاد كشاورزی

روابط عمومی وزارت كشاورزی در نامه ای به روزنامه نوشته است: آقای مجيد قاسمی فيض آبادی برخلاف مطلب عنوان شده كسوت روحانی نداشته، از تحصيلات حوزوی برخوردار نمی باشد. ايشان دارای ليسانس بيولوژی و فوق ليسانس توسعه و برنامه ريزی اقتصادی از دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران و عضو سابق هيأت مديره دفاتر بازرگانی خارج از كشور و نيز رئيس هيأت مديره و مديرعامل سابق يكی از شركت های بزرگ اقتصادی كشور می باشد كه در حال حاضر طی حكمی از سوی وزير جهاد كشاورزی مسئوليت روابط عمومی اين وزارتخانه را عهده دار شده است. گفتنی است نام وی با آقای حميد قاسمی فيض آباد سردبير روزنامه نسيم صبا اشتباه شده است. مديركل روابط عمومی وزارت جهاد كشاورزی مديرمسئولی اين روزنامه را برعهده دارد.

تحريم نمايشگاه هوايی فرانسه

به نوشته روزنامه فايننشال تايمز وزارت دفاع آمريكا از ماه ها پيش مخفيانه كوشيده تا نمايشگاه هوايی لوبورژه در فرانسه تحريم شود. ظاهرا وزارت دفاع ايالات متحده در اين زمينه موفقيت هايی هم داشته است. وانس كافمن، مدير لاكهيد مارتين، بزرگترين شركت تسليحاتی دنيا، اخيرا اعلام كرد كه شركت مذكور در نمايشگاه امسال لوبورژه شركت نمی كند. بسياری از سازندگان هواپيما در آمريكا هم تاكنون محصولات خود را به فرانسه نفرستاده اند. در مجموع بنابر اعلام ايو بونت، مسئول برگزاری نمايشگاه، امسال نسبت به سال 2001 تعداد توليدكنندگان آمريكايی در نمايشگاه لوبورژه 20 درصد كمتر است. استراتژيست های پنتاگون در داخل وزارتخانه نيز دستورالعمل هايی صادر كرده اند. امسال به جز چند فرمانده هيچ كس مجوز سفر به فرانسه و حضور در نمايشگاه را دريافت نكرده است. در عمليات نمايش هوايی در لوبورژه هم ديگر هيچ هواپيمای آمريكايی مشاركت نخواهد كرد. در حال حاضر آسيايی ها و كشورهای اروپای شرقی سعی دارند جای خالی آمريكايی ها در نمايشگاه را پر كنند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو