Persian Archive

• زنده مثل فوتبال
• ۳-۳-۴، يکسال بعد
• تماشاگران خوب، تماشاگران بد
• عراق در انتظار اشتانگه
• ايتاليا در آمريكا
• پيرترين شماره يك
• حرف زدن پشت سر كاپيتان
• امنيت پرخرج


شهرام فرهنگی: چهره اش برای واژه ای فراتر از «انقلاب» تراشيده شده بود. كارگردان های امروز بر اينكه «ارنستو چه گوارا» در دوره آنها زندگی نمی كند تا از چهره اش شهرتی جهانی بسازند افسوس می خورند، مجسمه سازها در حسرت از دست رفتن چهره ای می سوزند كه می توانست آثارشان را جاودانه كند، نويسنده ها او را سوژه ای رويايی برای رمان هايشان می دانند و... او در هر زمينه ديگری هم بی آنكه سررشته ای داشته باشد يك الگو است، يك رهبر. «چه گوارا» ـ رفيق فيدل كاسترو و هم رزم او در انقلاب كوبا ـ برای «سمبل» بودن زاده شده بود. مردی كه عرصه فعاليت اش در زمان حيات به محدوده سياست ختم می شد، اكنون در تمام زمينه ها شهرتی جهانی يافته است. سال گذشته نمايشگاهی از عكس های هنری «چه» برپا شد، تصوير او را امروز در عرصه های غيرسياسی می بينيم. او حتی در ورزش هم يك سمبل است. نكته ای كه در عين پيچيده بودن، ساده به نظر می رسد. او را امروز با خود به ورزشگاه می برند. «چه» اسطوره افرادی است كه شايد حتی شناخت دقيقی از او نداشته باشند. چهره «چه» هر انسانی را تحت تاثير قرار می دهد. او برای سمبل بودن ساخته شده بود.

گرچه «چه گوارا» با ورزش فوتبال ناآشنا نبود. در 29 دسامبر ،1951 ارنستو چه گوارا پس از به پايان رساندن تحصيلاتش در رشته پزشكی به همراه آلبرتو گرنادوس، دوست و هم دانشگاهی اش، راهی سفری طولانی با موتورسيكلت به دور آمريكای جنوبی شد. آنها به پرو رفتند. مسيرشان به روی رودخانه آمازون كشيده شد. پس از رسيدن به «سن پابلو» در جذام خانه ای به كار مشغول شدند. آنها گذشته از انجام كارهای آزمايشگاهی در اين جذام خانه، با جذامی ها بسكتبال بازی می كردند و مربيگری تيم فوتبال آنها را هم بر عهده داشتند. با اين حال بعيد به نظر می رسد هواداران متعصب چه گوارا در تيم های فوتبال با جزئيات زندگی او آشنايی دقيق داشته باشند. علاقه آنان به اين سمبل به چهره و شخصيت برجسته او برمی گردد. آنها از اينكه مرد افسانه ای آمريكای لاتين را اسطوره تيم هايشان می دانند بر خود می بالند. انقلاب برابر حريفان به لطف چه گوارا برجسته می شود. چنين است كه هواداران فوتبال ـ به خصوص هواداران تيم های اروپايی ـ تفاوت با حريفان را در چهره چه گوارا جست وجو می كنند. معمای علت نزديك بودن شخصيت «چه» به تمام ملت ها در اين جمله او نهفته است: «هرگز احساس نكردم كه يك خارجی هستم، نه در كوبا و نه در هيچ كشور ديگری. در گواتمالا، گواتمالايی بودم، در مكزيك، مكزيكی، در پرو، پرويی و... در هر كشوری كه بودم احساس می كردم اهل همان كشور هستم.» «ارنستو گوارا دولاسرنا» ـ چه گوارا ـ در چهاردهم ژوئن 1928 در بوينس آيرس متولد شد. او فرزند اول خانواده ای بود كه پدرش اهل ايرلند و مادرش اهل اسپانيا بودند. ارنستو گوارالينج و سليا دولا سرنا، پدر و مادر اين خانواده، گرايشی شديد به افكار چپ و آزاديخواهانه داشتند. خانواده چه گوارا، ستايشگر خوزه مارتی و هوادار جمهوريخواهان در دوره جنگ داخلی اسپانيا بودند.

ارنستو چه گوارا تحت تاثير افكار حاكم بر خانواده اش راهی را پيمود كه او را تبديل به ال چه كرد. زندگی تحسين برانگيز ال چه پايانی شجاعانه داشت. در هشتم اكتبر 1967 در ناحيه سانتاكروز بوليوی گروهی از گارد ويژه اين كشور با واحدی از چريك ها كه محاصره شده بودند، درگير شدند. در پايان اين جنگ نابرابر گارد ويژه دولت بوليوی، رهبر زخمی چريك ها را دستگير كرد. او را به دهكده ای به نام «هيگواراس» بردند و در مدرسه كوچكی نگهداری كردند. تلاش برای بيرون كشيدن اسرار نظامی از او در بازجويی بی حاصل بود. بعدازظهر همان روز او را با شليك تيری به قلبش به قتل رساندند. جسدش به پايه های هلی كوپتر بسته و به شهر «والد گراند» برده شد. در اين شهر بود كه مردم، روزنامه نگاران و عكاسان با حقيقت تكان دهنده ای مواجه شدند. چريك بوليويايی كه به نام «رامون» شناخته شده بود، در حقيقت همان «ارنستو چه گوارا» بود. دولت بوليوی حاضر نشد پس از مرگ «چه» جسد او را به خانواده اش تحويل دهد. آنها اعلام كردند كه جسد را سوزانده اند. اما در سال 1997 مسئولان كشور بوليوی اعلام كردند كه جسد چه گوارا در فرودگاه پنهان شده بود و حاضرند آن را به خانواده اش تحويل بدهند. با اين حال تلاش مخالفان «چه» برای از بين بردن محبوبيتش بين مردم جهان بيهوده بود. مردم هنوز جمله های او را در ذهن دارند: «... مرگ هر لحظه ممكن است ما را غافلگير كند. به او خوشامد بگوييم. با اين ايمان كه فرياد نبرد ما ممكن است به گوش شنونده ای خاص برسد و دست ديگری ممكن است از تفنگ ما بهتر استفاده كند.»... و افسانه «ال چه» جاودانه شد.

اسب های رام نشدنی

كسی وجود ندارد كه از علاقه «ديه گو مارادونا» به سياست بی اطلاع باشد. اسطوره فوتبال آرژانتين سال ها پيش در مراسمی كه برای اتحاد آرژانتين برپا شده بود، در سخنرانی اش حرف هايی قابل تحسين از فيدل كاسترو ـ رهبر كوبا ـ را بر زبان آورد و به شدت با تحريم عراق مخالفت كرد. او محروم ساختن عراق از بازی در خانه را بی رحمانه توصيف كرد. اما اوج علاقه مارادونا به سياست پس از مشاهده بازوی او نمايان می شود. طرحی از ارنستو چه گوارا روی بازوی مارادونا خالكوبی شده. علاقه مارادونا به چه گوارا به سال ها پيش برمی گردد. زمانی كه ديه گو ستاره ای نوظهور در فوتبال آرژانتين به شمار می رفت. مثل مارادونا، چه، هم متولد شهر بوينس آيرس بود. شباهت آنان در همين نكته خلاصه نمی شود. هر دو راهی را پيمودند كه منجر به تبديل شدن آنان به قهرمانان ملی آرژانتين شد. مردم آرژانتين اين دو اسطوره را از لحاظ شهامت هم شبيه به يكديگر می دانند. اگر «چه» در عرصه سياست تبديل به سمبل شجاعت شد، ديه گو هم اين خصلت را روی چمن به رخ حريفان می كشيد. اگر خشم حاصل از مرگ چه گوارا زمزمه شكل گرفتن جنگ جهانی سوم را به وجود آورد، خبر محروميت مارادونا از فوتبال هم برای تمام اهالی فوتبال در جهان تكان دهنده بود. مردم آرژانتين مقايسه اين دو شخصيت با يكديگر را دوست دارند.

گذشته از علاقه شخصی، شايد شور مردم آرژانتين بود كه باعث شد مارادونا مصادف با برپايی مراسم بزرگداشت «چه» در كوبا اقدام به حك كردن تصوير چه گوارا روی بازويش كند. او آن روز اعلام كرد كه قصد دارد روش زندگی «چه» را الگوی خود در زندگی كند. مارادونا در سال 1991 شورش عليه عوامل دولت آرژانتين را آغاز كرد. شايد تحت تاثير بی باكی «چه» بود كه مارادونا پس از دستگير شدن در فرودگاه به دليل حمل مواد مخدر در دادگاه، پليس آرژانتين را «اسب های وحشی» ناميد. سخنانی شبيه به حرف های اسطوره آمريكای جنوبی. چه گوارا هم به هر كشوری كه سفر می كرد منحرف بودن نيروهای دولتی را مقابل چشمان مردم نمايان می ساخت. سخنان او هر ملتی را به انقلاب تشويق می كرد و مارادونا اكنون با جملاتی تكان دهنده اذهان مردم را وادار به چرخشی ناگهانی می كند. آنان را بی دليل هم ژست نمی خوانند. نگرش اين اسطوره ها به زندگی مشابه يكديگر است. آنها با اين ژست های مشابه سمبل آرژانتين شدند.

اشتباه «چه» كه برای او تبديل به تراژدی شد، اين بود كه قصد داشت مسئوليت تكرار انقلاب كوبا در تمام قاره آمريكای جنوبی را بر عهده بگيرد. «چه» با گروهی كوچك كه هم خون او بودند و مردانی پرهيزكار، قصد داشت به مبارزه با دولت های حاكم بر آمريكای جنوبی بپردازد. اين مبارزه منجر به مرگ چه گوارا شد. مارادونا هم البته چنين تجربه ای را در جام جهانی 90 پشت سر گذاشت. تلاش او به همراه ساير بازيكنان آرژانتين برای تكرار عنوان قهرمانی بيهوده بود. اشك های ديه گو پس از بازی نهايی مقابل آلمان را به خاطر بياوريد. سربازی كه در بوليوی چه گوارا را به قتل رساند هرگز خود را نبخشيد. او شب ها كابوس «چه» را می ديد. زنان سرخ پوست پس از مرگ «چه» از او تصويری شبيه به مسيح در ذهن ساخته بودند. مردم آرژانتين حلول روح «چه» را در پيكر مارادونا می بينند. مردی برای برجسته ساختن مفهوم شجاعت و حفظ شخصيت «چه».

روی بازوی ورون

«چه گوارا» در بين بازيكنان آرژانتينی تنها محبوب مارادونا نيست. «چه» سمبل اين كشور است. گرچه اكثر مردم چه گوارا را با هويت كوبايی می شناسند، اما او متولد بوينس آيرس است. ميان بازيكنان آرژانتينی علاقه به «چه» را در حرفه خود نشان می دهند، پس از مارادونا، خوان سباستين ورون، سرشناس ترين چهره است. روی بازوی دست راست ورون هم درست مثل مارادونا چهره «چه» نقش بسته است. چه گوارا قهرمان ورون است. ورون در اين مورد می گويد: «چه گوارا اسطوره من است. مثل تمام مردم آرژانتين او را دوست دارم. البته من به توصيه مارادونا چهره او را روی دستم خالكوبی كردم. اما پيش از آن هم به شخصيت چه گوارا علاقه داشتم. در خانواده ما «چه» يك سمبل است. من علاقه به او را از پدرم آموختم. او هم روی دستش چهره «چه» را خالكوبی كرده است. فكر می كنم الگو قرار دادن او در هر حرفه ای باعث موفقيت شود. علاقه مردم آرژانتين به او بی دليل نيست.» اما گذشته از مراسم يادبود، سخنرانی ها، راهپيمايی های سياسی و حتی روی بازوی مردم، چهره «چه» در مواقع ديگری هم در آرژانتين ديده می شود. وقتی هواداران بوكاجونيورز و ريوپلات، در پايان بازی های تيم شان در خيابان تجمع می كنند آنها عادت دارند كه تصاويری از «چه» را با خود حمل كنند. مشكل طرفين در اين راهپيمايی ها نسبت دادن اين اسطوره به جناح خودشان است. اتفاقی كه حداقل در آرژانتين غير ممكن به نظر می رسد.

شگفت انگيز

سال گذشته پليس كاستاريكا از حركت تماشاگران خشمگين يك مسابقه فوتبال شگفت زده شد. گروه كوچكی از هواداران فوتبال در خيابان تصوير بزرگی از «چه گوارا» را حمل می كردند. نكته جالب اين بود كه «چه» هرگز نفوذی در امور سياسی كاستاريكا نداشت. در پی اين حركت، مطبوعات وابسته به دولت كاستاريكا واكنش تندی از خود نشان دادند. آنها از اين حركت هواداران فوتبال به وحشت افتادند و آن را آغازی برای تظاهرات سياسی در اين كشور دانستند. پس از اين حركت هواداران فوتبال، مسئولان تمام ورزشگاه های كاستاريكا وارد كردن پرچم و عكس های چه گوارا به ورزشگاه را ممنوع كردند.

خيابان های آلمان

علاقه به «چه» مختص به آمريكای لاتين نيست. او حتی در فوتبال اروپا هم يك سمبل است. در آلمان هواداران افراطی تيم ها پس از مسابقه ها به خيابان می ريزند. آنها در مسير خود به خودروها و فروشگاه های اطراف آسيب می رسانند. پليس آلمان در گزارشی از «عملكرد هواداران افراطی فوتبال به افراد بی شماری اشاره كرده بود كه در ميان جمعيت تی شرت هايی بر تن كرده اند كه روی آن عكس چه گوارا همراه با ستاره پنج پرقرمز ديده می شود.» اين مسئله بين هواداران بايرلوركوزن، اينتراخت فرانكفورت، انرژی كوتبوس و مونشن گلادباخ نمود بيشتری دارد. «چه گوارا» در ساير كشورهای اروپايی هم به عنوان سمبل تيم هايی خاص شناخته می شود. در اسپانيا، هواداران اتلتيكو مادريد عادت دارند كه در روز بازی های تيمشان تصاويری از او را با خود به ورزشگاه ببرند، آنان «چه گوارا» را سمبل تيم خود می دانند.

سمبل لاتزيو

در ايتاليا هواداران لاتزيو علاقه به «چه گوارا» را وسيله ای برای تفاوت با رم می دانند. نبرد دو جناح فوتبال رم ريشه در تاريخ دارد. در ميان تيم های اروپايی هواداران لاتزيو بيشترين استقبال از شخصيت «چه» را انجام می دهند. آنها حتی برپايی مراسم بزرگداشت چه گوارا را هم فراموش نمی كنند. «چه» در ايتاليا سمبل لاتزيو است. گرچه گاهی در راهپيمايی های هواداران ساير تيم ها هم تصاويری از او ديده می شود، اما تفاوت هواداران لاتزيو با ساير تيم ها اين است كه آنها تصوير «چه» را جزيی از وسايل مورد نياز برای حمايت از تيم خود می دانند. اين تصاوير همواره همراه آنان هستند. در پايان بازی های لاتزيو، به خصوص اگر هواداران اين تيم از وضع موجود راضی نباشد، درگيری آنان با پليس شهر رم صحنه ای شبيه به انقلابی بزرگ را خلق می كند. به همراه داشتن تصاوير «چه» معمولا در تظاهرات سياسی متداول است.

انقلابی های مارسی

بندر مارسی يكی از نقاط فرانسه است كه در انقلاب اين كشور نقشی مهم را ايفا كرد. مردم اين بندر در فرانسه به افراد انقلابی شهرت يافته اند. آنها تيم مارسی را وسيله ای برای برخاستن برابر تيم های پايتخت فرانسه ـ انقلاب در فوتبال ـ می دانند. شعارهای انقلابی هواداران مارسی در تمام فرانسه معروف هستند. همه می دانند كه شعارهای هواداران اين تيم مفاهيمی سياسی دارند و برگرفته از اتفاقات انقلاب فرانسه هستند. در اين بين علاقه هواداران مارسی به چه گوارا توجيه قابل قبولی پيدا می كند. روح انقلابی «چه» به ذات مردم مارسی نزديك است. آنها هم درست مثل هواداران لاتزيو به همراه داشتن تصاوير «چه» در هنگام بازی های تيم شان را فراموش نمی كنند. «چه گوارا» در فرانسه سمبل مارسی است. مردی انقلابی برای تيمی انقلابی.

انگيزه ای برای گل

فدراسيون فوتبال ايتاليا در حال بررسی اجرای طرحی است كه براساس آن بازيكنان فوتبال ديگر حق ندارند پس از به ثمر رساندن گل، نوشته يا طرح زيرپيراهن اصلی تيم را به تماشاگران نشان بدهند. در رقابت های ملی، طبق قوانين فيفا بازيكنان تنها حق پوشيدن پيراهن های ساده را زير پيراهن اصلی تيم شان دارند. اما اين قانون معمولا در رقابت های داخلی كشورهای مختلف رعايت نمی شود. بازيكنان فوتبال در ايتاليا معمولا پس از به ثمر رساندن گل، با بالا زدن پيراهن تيم شان بر روی پيراهنی كه در زير آن بر تن كرده اند، پيام های شخصی يا سياسی را به هواداران تيم شان می رسانند. روزنامه گاتزتا دلواسپورت در گزارشی از اين عملكرد بازيكنان ايتاليايی نوشته بود: «تی شرت ها را ساكت كنيد.» در ايتاليا استفاده از پيغام ها و تصاوير متفاوتی متداول است. بازيكنان معمولا از پيام های «مخالفت با استفاده از مواد راديواكتيو»، «مخالفت با جنگ»، «حمايت از كودكان» و... استفاده می كنند. اما در اين بين پيام ها و عكس های شخصی بازيكنان از اهميت بيشتری برخوردار هستند. اكثر بازيكنان روی پيراهن خود از عكس های شخصی ـ اعضای خانواده ـ استفاده می كنند. چهره متفاوت در ميان بازيكنان ايتاليايی، «كريستيانو لوكارلی»، مهاجم لچه است كه عادت دارد زير پيراهن اصلی تيمش از تی شرتی با عكس چه گوارا استفاده كند. نشان دادن تصوير «چه» به هواداران تورينو يكی از بزرگ ترين انگيزه های لوكارلی برای گشودن دروازه حريفان است.


سال گذشته در همين روزها كره و ژاپن كانون توجه تمامی علاقه مندان فوتبال در جهان بود. مسابقات جام جهانی 2002 يكسال است كه به پايان رسيده و از آن تنها خاطره ای به ياد مانده است. در پايان جام جهانی، فيفا تيم منتخب خود را در قالب 3 ـ 3 ـ 4 معرفی كرد. بد نيست نگاهی به موقعيت فعلی بازيكنان تيم فوق الذكر بيندازيم:

اوليور كان (آلمان)

بهترين بازيكن جام جهانی كه شكست سختی از رونالدو در بازی فينال خورد، در پايان فصل جاری از قهرمانی توأم در بوندس ليگا و جام حذفی لذت برده است. اوليور كان كه از اركان بايرن به شمار می رود، چندی است قصد ترك اين باشگاه را دارد، اما سران بايرن به هيچ وجه خواستار از دست دادن او نيستند. به هر حال كان هنوز هم جزو برترين هاست.

هونگ ميونگ بو (كره جنوبی)

مدافع قدرتمند كره ای ها در جام جهانی خود را از تيم ملی بازنشسته كرده است و به زودی به ليگ آمريكا يعنی MLS خواهد پيوست. او در اين باشگاه به عنوان بازيكن ـ مربی حضور خواهد داشت، منتهی برای رسيدن به پيروزی او به يك ابزار بسيار مهم نياز دارد؛ «زبان انگليسی».

سول كمپل (انگليس)

برای سول كمپل همه چيز داشت خوب پيش می رفت، اما ضعف مشهود آرسنال در نيم فصل دوم قهرمانی را به منچستر هديه كرد. بدتر از آن محروميت چهار هفته ای كمپل بود كه به خاطر ضربه آرنج به سولشاير از سوی كميته انضباطی در نظر گرفته شد. اين چهار بازی درست در چهار هفته حساس و سرنوشت ساز پايانی لطمه زيادی به آرسنال زد.

فرناندو هيرو (اسپانيا)

كاپيتان و اسطوره رئال مادريد است، اما ضعف او و همقطارانش در رئال جام قهرمانان اروپا را از مادريد به ميلان فرستاد. 35 سالگی سن مناسبی برای بازنشستگی است، نه؟

روبرتو كارلوس (برزيل)

به نظر می آيد كه قهرمان سال گذشته جهان و اروپا هيچ لقمه دندان گيری را در سال جديد به دست نياورده باشد چون رئال سوسيه داد فعلا از رئال جلوتر است و احتمالا رئال در لاليگا هم قهرمان نخواهد شد. با اين حال روبرتو كارلوس همچنان خوب بازی می كند.

رونالدينيو (برزيل)

قاتل انگلستان در جام جهانی به عنوان پله جام جهانی شناخته شد. حالا او هم در كنار قهرمانان بزرگ دنيا در كمپانی نايك استخدام شده است. شايعات زيادی در اطراف او دور می زند و به نظر می آيد هدف او همان انگلستانی است كه توسط رونی در جام جهانی حذف شد؛ منچستر!

ميشائل بالاك (آلمان)

او در بايرن بالاخره توانست طلسم ناكامی ها در لوركوزن را بشكند. با اينكه هنوز هم او را به عنوان يكی از بهترين هافبك های پرتحرك دنيا می شناسند، اما بازی او در لوركوزن چيز ديگری بود.

ريوالدو (برزيل)

چند نفر را به مهارت ريوالدو در دنيا می شناسيد؟ بازی های فوق العاده او در جام جهانی تضمينی برای ثابت بازی كردن او در تيم ميلان به حساب می آمد، اما به نظر می آيد كارلو آنچلوتی خيلی علاقه ای به او ندارد. البته ممكن است آنچلوتی بازی های جام جهانی را نديده باشد.

رونالدو (برزيل)

بعد از مصدوميت طولانی در اينتر جام جهانی فرصت شكوفايی مجدد را به رونالدو داد. كفش طلايی جام جهانی جايزه كاملا سزاواری برای تولد مجدد رونالدو بود در حالی كه همه تصور می كردند رونالدو با رئال قهرمانی های ديگری را هم تكرار خواهد كرد اما اين اتفاق نيفتاد. به هر حال هت تريك رونالدو در اولد ترافورد بهترين شاهكار او بوده است.

الحاجی ديوف (سنگال)

كمتر از يك سال بعد از حضور موفق او در جام جهانی، توانست بهترين بازيكن سال آفريقا شود. الحاجی ديوف با ده ميليون پاوند به ليورپول آمد و با اين تيم قهرمان جام حذفی انگليس هم شد. بد نيست.

ميروسلاو كلوزه (آلمان)

او فقط 5 گل در جام جهانی زد و بعد از آن چيز خاصی از او نديديم. ظاهرا او و همسرش بيشتر به مسائل اقتصادی و مالی علاقه مند هستند تا گلزنی.


تماشاگران خوب، تماشاگران بد

اين تماشاگرانی كه بازی استقلال ـ پرسپوليس را از استاديوم می ديدند به نظر می رسد وضعيت بهتری داشتند. روابط عمومی سازمان تربيت بدنی از آنها به دليل اينكه رفتند استاديوم و بازی را از نزديك تماشا كردند، تشكر و اعلام كرد كه اين مسابقه كه پس از بازسازی ورزشگاه آزادی برگزار شد و آن را می توان آشتی تماشاگران و فوتبال ذكر كرد، همراه با رعايت نظم و منش پهلوانی بود. در حقيقت سازمان تربيت بدنی از 80 ، 90 هزار پهلوان كه سعی می كردند كمتر خسارت به استاديوم بزنند تشكر كرد. از طرف ديگر شركت واحد اتوبوسرانی تهران اعلام كرد كه در روز بازی به 70 دستگاه اتوبوس خسارت وارد شده است. طرفداران عزيز لطف كردند و به 780 اتوبوس ديگر كه برای آنها تدارك ديده بودند، خسارت وارد نكردند. البته اين خسارت به جز حدود 1400 دستگاه مينی بوس بود كه روز جمعه در رفت وبرگشت تماشاگران فعاليت كردند. با اين حال دو ميليون و صد و نود و سه هزار و نود تومان جمع خسارات به اتوبوس های شركت واحد است كه بايد از 37 تومانی كه از فروش هر قطعه بليت به دست می آيد جبران شود. هرچند شركت واحدی ها معتقدند اين پول، 5 سال پيش تصويب شده و حالا تورم آنقدر زياد است كه چنين ارقامی پول نيست.

عراق در انتظار اشتانگه

اعضای تيم ملی فوتبال عراق از اين پس می توانند به راحتی بازی كنند و مطمئن باشند كه پس از هر شكست، از شكنجه خبری نيست. اين روزها ملی پوشان عراق در اسپانيا به سر می برند و سه شنبه با منتخب ايالت كاتالونيا در شهر بارسلون بازی می كنند. يك هفته بعد هم در همين شهر با منتخب دو تيم بارسلونا و اسپانيول يك بازی دوستانه برگزار می كنند. ملی پوشان عراقی كه توسط كميته موقت زمامدار امور فدراسيون فوتبال عراق انتخاب شده اند، می توانند به آينده خود اميدوار باشند زيرا علاوه بر مسائلی كه پيشتر ذكر شد حضور دوباره اشتانگه نيز قابل توجه است. اشتانگه كه در زمان صدام به عراق آمده و در آغاز جنگ نيروهای ائتلاف و رژيم صدام به كشورش بازگشته بود، به زودی دوباره به عنوان سرمربی هدايت عراقی ها را به عهده می گيرد. او بازی فردای عراقی ها را از نزديك تماشا می كند.

ايتاليا در آمريكا

يوونتوس و آث ميلان دوباره به مصاف هم می روند اما اين بار نه در جام باشگاه های اروپا و نه در ايتاليا. اين دو تيم قرار است با عنوان قهرمان كالچو و جام حذفی ايتاليا (سوپرجام) با هم بازی كنند و البته در نيويورك. سفر آنها فقط به منظور برگزاری اين ديدار نيست و هر دو تيم چند روزی بيشتر در ايتاليا می مانند تا چند ديدار تداركاتی با تيم های آمريكايی داشته باشند.

پيرترين شماره يك

اين هفته برای آندره آغاسی هفته ای جذاب و دوست داشتنی خواهد بود. با شكستی كه نصيب ليتون هيوئيت و سباستين گروژان شده، حالا فرصت مناسبی برای به دست آوردن رتبه اول جهانی تنيس برای وی به وجود آمده است. آندره آغاسی 33 ساله كه در آوريل گذشته عنوان پيرترين شماره يك جهان را به دست آورده بود حالا می تواند اين عنوان را مجددا تكرار كند. آغاسی جزو مدعيان اصلی قهرمانی در ويمبلدون مهمترين مسابقات تنيس دنيا به شمار می آيد. او بخت اول قهرمانی اين دوره از مسابقات است كه قرار است در 23 ژوئن در لندن آغاز شود.

حرف زدن پشت سر كاپيتان

مايكل سيلوستره مدافع نه چندان استوار منچستر يونايتد ادعا كرده كه حضور رونالدينيو برای منچستر مفيد خواهد بود. اين اظهار نظر از سوی سيلوستره كه چندی پيش گفته بود: «ما به بكام احتياجی نداريم، بهتر است برود.» ممكن است به درگيری تازه ای بين او و ستاره بی چون و چرای منچستر منجر شود. رونالدينيو كه مدت هاست سودای ترك باشگاه پاری سن ژرمن را دارد، ممكن است به منچستر منتقل شود. سيلوستره مستقيما به اين نكته نيز اشاره كرده كه رونالدينيو جايگزين مناسبی برای بكام به شمار می رود.

امنيت پرخرج

پرتغال، ميزبان مسابقات فوتبال جام ملت های اروپا در سال 2004 مبلغ 9/5 ميليون يورو برای تامين امنيت اين مسابقات هزينه می كند. به گزارش خبرگزاری فرانسه از ليسبون و به نقل از نونو ماگالاس وزير كشور پرتغال، 5/3 ميليون يورو از اين رقم به خريد تجهيزات لازم امنيتی مسابقات اعم از توپ های آب فشان، تجهيزات ضدشوروش، ماسك ضدگاز، كلاه ايمنی (كاسكت) و ساير لوازم اختصاص می يابد و 6 ميليون يورو هم برای راه اندازی شبكه اطلاع رسانی امنيتی مسابقات هزينه می شود. در طول مسابقات جام ملت های اروپا هم قانون ويزای شنگن برای خارجيانی كه قصد سفر به پرتغال دارند به اجرا گذاشته خواهد شد تا در مرزهای پرتغال خارجيان به راحتی كنترل شوند. پرتغال جزو كشورهای شنگن نيست. پليس، ژاندارمری و 3000 تن از نيروهای ويژه، با همكاری فدراسيون فوتبال وظيفه تامين امنيت را داخل ورزشگاه ها بر عهده خواهند داشت. داخل ورزشگاه ها هم بازداشتگاه های موقت وجود خواهد داشت تا عاملان اغتشاشات و ناآرامی ها موقتا در آن نگهداری شوند. قريب به سه ميليون خارجی در طول برپايی مسابقات فوتبال جام ملت های اروپا وارد پرتغال خواهند شد. اين مسابقات از 12 ژوئن تا 4 ژوئيه 2004 (22 خرداد تا 12 تير 83) برگزار خواهد شد.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو