|

زهرا ابوعلی: به تازگی نمايش «تله موش» به كارگردانی داود دانشور در مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه رفته است. از اين كارگردان قبل از اين نمايش های «ديوانگان و متخصصين»، «خردجال»، «سلطان» و «كسی به سرهنگ نامه نمی نويسد» اجرا شده است. ديم آگاتاماری كلاريسا كريستی (1979ـ1891)، داستان نويس و نمايشنامه نويس مشهور انگليسی، در طول زندگی ادبی ـ نمايشی خود بيش از 75 كتاب به چاپ رسانده، فروش پاره ای از كتاب های او به صد ميليون نسخه رسيده است. شهرت اصلی كريستی مديون داستان های پليسی اسرارآميز اوست كه غالبا از طرحی شكيل و خوش ساخت و نوعی پايان بندی غيرمنتظره برخوردارند. كريستی خالق دو شخصيت مشهور غيرقراردادی است كه محبوبيت بسيار پيدا كرده اند، يكی از آنها كارآگاه بلژيكی «هركول پوآرو» است و ديگری «دوشيزه جين مارپل» در 25 نوامبر سال 1952 اجرای تله موش در تئاتر «آمباسادورز» لندن آغاز شد. اجرای آن با درخشش «ريچارد آتن بارو» و همسرش «شيلاسيم» از همان شروع با موفقيت همراه بود. پيش بينی كريستی آن بود كه اين نمايشنامه می تواند هشت ماه روی صحنه دوام بياورد. بعدها او علت موفقيت اجرا را به اين واقعيت نسبت داد كه احتمالا هر كس چيزی خاص خود در اين نمايشنامه پيدا می كند تا به آن روی آورد. اجرای مستمر «تله موش» در حال حاضر از مرز پنجاه سال گذشته است.
• • •
• چرا گروه «سينما تئاتر آيين» بيشتر متون خارجی را كارگردانی می كند؟
چون نوشتن فرصت خاصی را می طلبد. در ضمن گروه ما نويسنده كم دارد.
• چرا از آثار نويسندگان خارج از گروهتان استفاده نمی كنيد؟
به نظر ما، نمايشنامه های ايرانی، از نظر چفت و بست ها و ساختمان و شكل و قواره ضعيف هستند. به همين منظور، به سراغ نمايشنامه نويسان بزرگ دنيا می رويم و مفتخريم كه برای اولين بار آنان را به ايرانيان معرفی می كنيم و جا دارد كه در زمينه های عرفان، حماسه و تاريخ نمايشنامه ايرانی بنويسيم. ولی چون فرصت نوشتن به اين مقوله ها، فرصت تجربه عملی را از ما می گيرد، ترجيح می دهيم به ترجمه متون بپردازيم و از دستاوردهای تئاتری جديد استفاده كنيم.
• جريانات اين نمايش در قرن 19 در انگلستان اتفاق می افتد. با توجه به شيك پوشی مردم انگلستان درطراحی لباس تا چه اندازه وسواس به خرج داديد؟
ما عكس هايی را از اينترنت گرفتيم و طراحی لباسمان را مطابق با اجرای پنجاه ساله اين نمايش در انگلستان طراحی كرديم.
• ولی بازيگر زن نمايش شما مدام حواسش به روسری اش است كه ليز نخورد.
من به بچه ها گفتم كه در اجرا راحت باشيد و حتی اگر روسری از سرتان افتاد توجه نكنيد، ولی با توجه به شرايط جامعه و محدوديت هايی كه بازيگر دارد اين مشكل ها هم پيش می آيد.
• در انتخاب بازيگران تا چه اندازه به تيپ و چهره افراد توجه كرديد؟
چون متن خارجی است نبايد به اين مسئله حساسيت نشان دهيم، ما بيشتر بر روی توانايی و جثه افراد توجه كرديم و قيافه را مد نظر قرار نداديم چون عقب می مانديم.
• در مورد معماری و طراحی دكور، اين دكور برشی از يك ساختمان چوبی قرن 19 انگلستان است كه بالطبع بايد رنگ ديوارها و فضا، به علت تاريخی بودن قهوه ای باشد اما رنگ و جنس دكور زمخت و سياه است، چرا؟
دكور ما واقع گرايانه نيست و نوع رنگ و بافت اجزای دكور كهنگی و ورود و خروج ها را نشان می دهد و طراح صحنه بدون لطمه به داده های متن، با نور، دكور و صحنه غيرواقع گرايانه كار كرده است.
• از پله زياد استفاده می شود و حكم شاهرگ اين نمايش پليسی است. شما بدون توجه به امر زيباشناسی و رعايت اصول
معماری، بعد از پاگرد، پله به جای بالا رفتن به پايين می رود و اين حركت را تماشاگر مشاهده می كند. نظرتان در اين باره چيست؟
كاملا درسته و شما به نكته حساسی اشاره كرديد. چون امكانات نداشتيم. مجبور بوديم با شرايط بسازيم اما با آوردن يك پله متحرك اين مشكل را حل خواهيم كرد.
• چرا از رنگ سياه استفاده كرديد؟
ما از دكور بيشتر برای پوشش بچه ها استفاده كرديم و از رنگ سياه به خاطر تاريك بودن و حالت خوفناك استفاده كرديم و دكور ما غيررئال است.
• جاروبرقی كه رئال است چرا، وسط دكور و صحنه غيررئال می آيد؟ آيا آوردنش لزومی داشته؟
می بينيد كه آن خانم به جاروبرقی با فرهنگ واژگان خود قالی روف می گويد و اين آوردن جاروبرقی، در متن بوده، همين.
• در كارگردانی اين نمايش از چه متدی بهره برده ايد؟
ما خود را محدود به چارچوب خاصی نكرديم. اما از سبك استانيسلاوسكی و اپيك و متد آمريكايی يك بازی واقع گرايانه را ارائه داديم. در ضمن به سمت و سوی فرم تجربی نيز پيش رفتيم.
• فكر نمی كنيد كه اجرای ضعيفی داشتيد؟
اين كار تجربه پليسی جديد گروه است و تئاتر با برخورد و انتقاد تماشاگران كامل می شود. من بعد از هر اجرا، به اين فكر می كنم كه می توانستم بهتر كار كنيم و همچنين امكانات محدود سالن، و در اجرا بودن نمايش در يك سالن و همچنين كم كاری بعضی از بازيگران در حفظ نكردن ديالوگ يا برقراری ارتباط هست، و ما معتقديم كه نبايد خودمان را بالا بگيريم و با همه موفقيت ها، باز فكر می كنم كار ضعيف بوده.
• استقبال مردم از متون خارجی چگونه است؟
اين بستگی به متن و اجرای آن دارد و شرايط فرهنگی جامعه ما، مردم را به سمت تئاتر گرايش می دهد. اما مشكل عظيم در عرصه نمايش، سينما و تئاتر اين است كه روند متعارف ندارد، يعنی تماشاگران در اين حوزه ها متواری شده اند. |