|

از كافه های روشنفكرانه منطقه ويلج در شهر نيويورك تا فضای خاك آلوده و بری از حيات روشنفكرانه در ميدلند تگزاس و از مراكز علمی و پژوهشی نظريه پردازی در شهر واشنگتن تا جلسات مذهبی درويرجينيا، در عين تمايزات همه جانبه، تبلور همسويی و در هم تنيدگی را در طول پنج دهه گذشته شاهد بوده ايم. تجسم اين تبلور امروزه به واضح ترين شكل آن در خانه شماره 1600 در پايتخت ايالات متحده آمريكا متجلی است. درختی كه در سال 1980 با به قدرت رسيدن رونالد ريگان شكوفه داد، با صعود جورج دبليو بوش به سرير قدرت در سال 2000 به باروری كامل رسيد. درخت محافظه كاری جديد با پيروزی رونالد ريگان، ستاره فيلم های درجه دوم هاليوود به ريشه دوانی پرداخت و با پيروزی غيرقابل انتظار و برخلاف منطق حاكم بر معادلات انتخاباتی آمريكا جورج دبليو بوش، كاسب نيمه موفق دنيای بيس بال و حفاری های نفتی، ريشه خود را محكم ساخت. توفيق رونالد ريگان در انتخاب مجدد در سال 1984 با كسب آرای 49 ايالت از پنجاه ايالت به مفهوم مشروعيت يابی تفكرات محافظه كاری جديد، كسب اكثريت در كنگره آمريكا در سال 1994 به وسيله محافظه كاران جديد بعد از نزديك به شش دهه به مفهوم ملی شدن تفكرات محافظه كاری جديد و گسترش حيطه نفوذ آمريكا به افغانستان و عراق به رهبری جورج دبليو بوش و به مفهوم بين المللی شدن آرمان های محافظه كاری جديد است. جورج هربرت واكر بوش چهل و يكمين رئيس جمهور، نماد و سمبل محافظه كاری سنتی و در حال زوال بود در حالی كه جورج دبليو بوش چهل و سومين رئيس جمهور، جانشين خلف و الگوبردار رونالد ريگان، پيشگام محافظه كاری جديد است... |