Persian Archive

• درآمدی از شطرنج نداشته ام
• طرح های، موفق ميزبانان ناکام
• برانكو در تيم ملی، وينكو در پرسپوليس
• با يك سال تأخير


اميرحسين ناصری:

وضعيت درسی ات چطور است؟

معمولا خوب. آنهايی كه شطرنج بازی می كنند اگر بخواهند درس را ادامه بدهند حتما نتايج فوق العاده ای كسب می كنند.

خودت چطور؟

من متاسفانه نتوانستم برای رتبه های اول كنكور تلاش كنم اما علی رغم اينكه 6 تا 7 ماه از سال تحصيلی را نيستم الان جزو شاگردهای اول دانشگاه هستم.

معدل ات چند است؟

معمولا بالاي5/17.

چه رشته ای؟

حقوق قضايی. سال دوم را دارم تمام می كنم.

چه ارتباطی بين شطرنج و حقوق قضايی است؟

شباهت زيادی دارند زيرا بسياری از بحث های حقوق استدلالی است. شطرنج هم با منطق سروكار زيادی دارد. البته مادرم در سطح بالای اين رشته در حال فارغ التحصيلی و عمويم نيز وكيل دادگستری هستند. جاذبه هايش در خانواده هم وجود داشت. فكر می كردم بتوانم در اين رشته موفق شوم كه البته اين طور هم بوده، چون بسياری از مطالب را به طور حسی دريافت می كنم.

بيشتر علاقه خانوادگی به اين رشته در انتخابش موثر بود يا ارتباط اش با شطرنج؟

خب اين می توانست فقط يك پيشنهاد از طرف خانواده باشد. از طرفی با توجه به اينكه ديپلم من رياضی بود قاعدتا بايد در رشته های فنی ادامه تحصيل می دادم اما از آنجايی كه من اول خودم را يك شطرنج باز می دانم و بعد دانشجو، فكر می كنم انتخابم خوب بوده. برای اين رشته احتياج مبرم به حضور مداوم بر سر كلاس ها وجود ندارد، البته اگر دانشگاه همكاری كند. به همين دليل دانشگاه آزاد را انتخاب كردم. چون تربيت بدنی دانشگاه آزاد به دليل سطح فعاليت گسترده اش جايگاه مناسبی برای ورزشكاران بوده و هست. دانشگاه آزاد هم حمايت می كند و هم در جنبه وسيع تر ورزشكاران را به سمت درس می كشاند. در اين صورت سطح علمی ورزش ايران بالا می رود كه در كسب اعتبار جهانی هم موثر است.

در اين مدت پيش آمده كه در درسی به دليل غيبت حذفت كنند؟

هيچ وقت. فقط گاهی اوقات برخی از اساتيد همكاری نمی كنند.

چطور؟

می گويند كه شما قهرمان هستی درست ولی ما هم الكی دكتر نشده ايم.

يك طور انتقام گيری ساده؟

بله. نمی دانم چه منافاتی بين ورزش و درس است. اين مشكل فرهنگی ماست كه چون من نمی توانم حضور دائمی بر سر كلاس ها داشته باشم اين طور بايد برخورد شود. هرگاه ايران هستم تمام كلاس ها را می روم. شده كه بعد از 15 روز سفر، ساعت 8 صبح رسيده ام تهران و ساعت 11 صبح سر كلاس دانشگاه بوده ام. من كه برای تفريح اين كار را انجام نمی دهم، برای ايران است.

فكر می كنی چه دليلی برای اين رفتار وجود دارد؟

به نظرم مشكل فرهنگی است البته من در ذهن آن فرد نيستم. شايد بحث های شخصی است، شايد خوب فكر نكردن، شايد خستگی از كار و شايدهای ديگر.

كلا چند بار با اين مشكل مواجه شده ای؟

من برای اين ترم در 2 درس اين مشكل را دارم كه البته در كميسيون سازمان مركزی دانشگاه در حال بررسی است. نمره ام را پايين داده اند. من برای 25 نوشتم ولی نمره ام شده 13. البته راضی ام به خاطر اينكه حذف نشود. هر چند سعی می كنم بی سواد بالا نروم.

به نظرت محصل خوبی هستی يا شطرنج باز خوب؟

هيچ كدام.

به نظر خودت.

در هر دو هستم. شطرنج را بيشتر دوست دارم چون شطرنج برای من بيشتر اهميت دارد. برايم جاذبه ها و پيچيدگی های بيشتری دارد. البته توانسته ام ارتباط خوبی بين درس و شطرنج برقرار كنم. خيلی از مواقع شطرنج به درسم كمك كرده.

اصولا شطرنج برای تو كار است، تفريح و يا...

بالاتر از كار و تفريح. پيچيدگی اش بسيار جذاب است. نمی توانم اسم خاصی برايش بگذارم. الان آقای كاسپاروف 17 سال در بالاترين سطح شطرنج دنيا هستند. ايشان حالا 8 ساعت در روز شطرنج كار می كنند. با اين بار علمی روزی 8 ساعت كار می كنند. البته تبعيض هم وجود دارد. با اين همه تلاش و كار بازتاب و نتيجه اش به نسبت ديگر رشته ها كم است.

نتايج مالی؟

هم مالی و هم معنوی. البته در بسياری از جوامع اين معضل حل شده. تحقيقی در سوئد و يكی دو كشور اروپايی انجام شده كه نشان می دهد كسانی كه شطرنج بازی می كنند 50 تا 60 درصد بيشتر از ديگر افراد جامعه در زندگی موفق اند.

منابع مالی آنها چگونه است؟

در تمام دنيا فوتبال يك رشته اقتصادی و تجاری است و جنبه های تبليغاتی فراوانی دارد. حتی می توان آن را فراتر از ورزش ناميد اما بقيه رشته ها هم جايگاه خود را دارند. شرايط طوری است كه ورزشكاران ديگر رشته ها می توانند به مدارج عالی در رشته مورد علاقه خود دست يابند. متاسفانه در كشور ما وجود ندارد. كسی كه ورزشكار است اگر تخصص ديگری نداشته باشد روزی مجبور می شود حتی كارهای خارج از شأنش انجام دهد.

برای تو بار مالی اين رشته چقدر بوده؟

شايد برای من بد نبوده ولی در مقايسه با بقيه شطرنج بازان ايران. در واقع می توانم بگويم در مجموع از شطرنج حتی يك ريال هم بدست نياورده ام چون خرجی كه از طريق خانواده، فدراسيون و... شده به مراتب بيشتر از درآمدهايی بود كه به طريقی به دست آورده ام. اگر 5 سال ديگر نتوانستم شطرنج بازی كنم چه كار بايد بكنم. نمی توانم فقط به شطرنج تكيه كنم. آن هم در كشوری كه هيچ چيز حرفه ای نيست.

بزرگ ترين دريافت مالی ات چقدر بود؟

مثلا در يك دوره مسابقات قهرمانی آسيا، نايب قهرمان بزرگسالان شدم - بدون باخت - كاری كه تصورش تا چند سال پيش در ايران مثل رويا بود، 10 هزار دلار جايزه گرفتيم. يعنی 8 ميليون.

اين هم جايزه ای بوده كه آن طرف داده اند؟

بله. اين طرف، داخل كشور خودمان حتی يك ريال هم نگرفتم. دوست ندارم اينها را منعكس كنی.

شايد هم بايد منعكس شود.

شايد، چون خيلی ناراحت كننده است. من نمی خواهم ارزش كار ديگر ورزشكاران را پايين بياورم ولی مثلا در بازی های آسيايی بوسان، رشته كشتی را در نظر بگيريد. در هر وزن مثلا 14 نفر شركت می كنند. كشتی گير با 3 يا 4 برد در 20 تا 30 دقيقه در 3 روز می تواند اول شود. ولی ما در شطرنج نه وزن داريم و نه شاخه در همان دوره مسابقات 56 نفر شركت كردند كه 20 نفرشان مربی سطح اول دنيا داشتند، بنده بايد تنهايی می رفتم به مسابقات، روزی 5 يا 6 ساعت فقط برای بازی وقت می گذاشتم ولی كوچك ترين توجهی نمی شود. من حتی يك ريال هم از طرف سازمان تربيت بدنی نگرفته ام. وقتی كه من انتظار داشتم ورزشكار برتر سال شوم آن طور شد. اولين استاد بزرگ شطرنج ايران در سن 18 سالگی بودم يك پله پايين تر از اين رده يعنی استاد بين المللی ما فقط 4 نفر را تا پيش از من داشته ايم، در طول تاريخ شطرنج ايران. اين برای ما رويا نبود؟ 5 سال پيش وقتی كه يك استاد بزرگ خارجی می آمد سالن به آرزويمان رسيده بوديم. در ميان 180 كشور عضو فدراسيون جهانی شطرنج 110 كشور هنوز استاد بزرگ ندارند. چرا من نبايد برترين ورزشكار سال باشم؟ چون تبليغ نشده است؟ كار آقای رضازاده واقعا ارزشمند است ولی در عرض ايشان نمی توانست كس ديگری مطرح باشد؟

وقتی كارشناسان ورزشی اين مسئله را بررسی می كنند شايد روابط عمومی نقش چندانی نداشته باشد.

يك سال قرار بود من جزو چند ورزشكار برتر سال قرار بگيرم. ولی متاسفانه با نامه ای كه در سيستم غلط فدراسيون جعل شده بود از دور خارج شدم. اينكه نوشته بودند ايشان استحقاق اين جايگاه را ندارد. اصلا استاد بزرگی مهم نيست.

چه كسی جعل كرده بود؟ چه زمانی بوده؟

دو دوره قبل. اصلا خوب نيست كه درج شود چون مسئولان شبكه 3 خواهش كردند كه انعكاس نداشته باشد.

اين قضيه چرا نبايد مطرح شود؟ اگر آنها معتقد بودند كه اشتباه شده، سال بعدش جبران كردند؟ پس كارشناسان آنها چكار می كنند؟ يعنی اگر من نامه بنويسم كه فلان ورزشكار خوب نيست آنها حرف گوش می كنند؟

چطور می توانستند جبران كنند؟ بدنام كردن ديگران كار من نيست. من نمی خواهم كسی ناراحت شود.

نه بحث بدنام كردن نيست. اگر فكر می كنيم اين روش اشتباه است بايد بيان كنيم. مخفی كردنش جز ضرر هيچ چيز ديگری ندارد.

دو سال پيش بود. من در طول سال به طور طبيعی در 50 تا 60 مسابقه بين المللی شركت می كنم. آن موقع هم در سفر خارجی برای مسابقه ای بودم. آن وقت انتظار داشتم به عنوان ورزشكار برتر انتخاب شوم كه نشدم. اما جديدا متوجه شده ام كه آن روزها قرار شده بود نماينده ای از سوی فدراسيون معرفی شود كه كارهای ابتدايی برای روز مراسم انجام شود هم عنوان تشريح شود، هم مراحل كارشناسی آن. متاسفانه نامه ای جعل شد با امضای رياست فدراسيون. وقتی به رئيس فدراسيون گفتيم، گفتند برويد سوابق را دربياوريد، بايد يك نسخه هم در فدراسيون باشد. رفتيم ولی ديديم نيست.

چه كسی نامه را جعل كرده بود؟

نمی توانم كسانی را كه اسمشان در فهرست مظنونان است، اعلام كنم.

در بطن شطرنج هستند؟

بله. كسانی كه مشكوك هستند را نمی توانم بگويم زيرا اين كار هيچ گاه پيگيری نشد.

چه خصومتی وجود داشت؟

عده ای فكر می كردند كه امكانات اضافی در اختيار من قرار داده شده است. در صورتی كه من در تمامی مسابقات داخلی شركت می كنم هميشه مسابقات انتخابی را فتح كرده و بعد عضو تيم ملی شده ام. اگر 10 مسابقه در طول سال در ايران برگزار می شود يك بار هم دوم نمی شوم.

در انتخابات تيم ملی شركت می كنی؟ مثل كاری كه سال های گذشته در كشتی می شد.

نه. من هميشه حضور داشته ام. كسانی كه اين كار را كرده اند به شطرنج ضربه زده اند. وقتی هر 2 سال يك بار به يك نفر می بازم سالن پر از هياهو می شود. همه متعجب می شوند. من هم آدمی نيستم كه به حاشيه بپردازم. فكر می كنم اگر فدراسيون روابط عمومی خوبی داشته باشد اين مسائل حل شود. ما هيچ گاه نتوانسته ايم اهالی مطبوعات را جذب كنيم. چرا بايد در كل مطبوعات ورزشی فقط يك نفر شطرنج نويس داشته باشيم؟ اين طور اگر آن فرد با كسی خوب يا بد باشد افكار عمومی با قلم او حركت خواهند كرد. انتظارم از رئيس فدراسيون بعدی روابط عمومی خوب است. از طرف ديگر بسياری از شطرنج بازان شهرستانی ما به دليل عدم استطاعت مالی قادر به حضور در مسابقاتی كه در تهران برگزار می شود نيستند. شطرنج بايد ورزش عمومی ايران باشد. مهد شطرنج ايران بوده. می تواند مثل كشتی مطرح باشد. خانه های شطرنج توسط خيام سياه و سفيد شده. اينها را چه كسی می داند؟ چند هزار بيت در مورد شطرنج داريم.

در مورد انتخابات رياست فدراسيون چه نظری داری؟

حركت شطرنج ايران در دوره آقای كامبوزيا خوب بود. تا قبل از ايشان هيچ حركت جدی صورت نگرفته بود. كارهايی انجام شد كه تا پيش از آن معمول نبود. اگر نيمه پر ليوان را ببينيم شايد 60 تا 70 درصد، فدراسيون ايشان موفق عمل كرد. ما زمينه اين را داريم كه 10 تا 15 سال آينده در سطح اول دنيا قرار بگيريم. الان تيم ما در رده هفتم آسيا است. بد نيست زيرا شطرنج فعاليت مجددش را 13 يا 14 سال است كه آغاز كرده. بايد فردی انتخاب شود كه چهره شناخته شده ای در جامعه باشد.


سهيلا قاسمی: هوا فوق العاده بود. آن قدر عالی بود كه هيچ يك از مسابقات با مشكل يا وقفه مواجه نشد. اين نكته بسيار حائزاهميت بود. چرا كه تاكنون در ديدارهای پانزده روزه رولان گاروس چنين شرايط جوی ای سابقه نداشته است. مسابقات جهانی تنيس سال 2003 با قهرمانی دو چهره جذاب يعنی ژوستين هنن در رقابت های بانوان و خوان كارلوس فررو در رقابت های مردان به پايان رسيد. هر دوی آنها برای اولين بار به چنين افتخاری نائل آمده بودند. در واقع هر دوی آنها برای قهرمانی در يك تورنمنت گران شلم، پاريس را نقطه شروع خود انتخاب كرده بودند. هر دو تنيسور جوان يك وجه مشترك داشتند و آن هم از دست دادن مادرانشان در سنين نوجوانی بود. آنها برای رسيدن به رويای قهرمانی ناگزيز بودند بر اين كمبود خود غلبه كنند. شرايط حاكم موجب سريع تر شدن بازی ها نسبت به سال های پيش نشده بود. در واقع اوضاع آن قدر خوب بود كه يك هلندی درشت هيكل (يعنی همان مارتين فركوك با آن سرويس های محكم و اعجاب انگيز كه نفر دوم شدم) ثابت كرد كه رسيدن به مرحله فينال كاری دشوار و غيرممكن نيست.

نكته جالب توجه ديگر ناكامی ميزبان اين مسابقات بود. فرانسوی ها علاقه عجيبی به تنيس و دوچرخه سواری دارند. پوشش خبری اين مسابقات به مراتب بيش از جام های فوتبال بود و اهميت قهرمانی در اين تورنمنت هم بی اندازه پراهميت می نمود. متاسفانه در اين رقابت های 15 روزه فرانسوی ها بيش از همه حسرت می خوردند. تماشاچيان فرانسوی با اينكه ملاحظه زيادی به خرج می دادند و مراقب روحيه اعضای تيم شان بودند، اما ظاهری غمگين و آرام داشتند. گويی رنگ های آبی فرانسويان با غم آكنده شده بود. اگر آملی مورسمو از سره نا ويليامز نمی باخت وضعيت بسيار متفاوت بود. هيچ يك از پسرهای آبی پوش فرانسوی نتوانست به خوبی مرحله يك هشتم نهايی را پشت سر بگذارد و در نهايت جشن فينال با اندوه سپری شد. اين دوره بنا بود كه جشن بيستمين سالگرد قهرمانی يانيك نوآ باشكوه هر چه تمام تر برگزار شود كه البته اين شكوه به اندوه و ناكامی آميخت. شايد در ميان خانم ها نام ماری پيرس به اوج رسيده باشد، اما در ميان مردان از سال 1983 به اين طرف هنوز هم همه منتظر شنيدن نامی فرانسوی درصدر رولان گاروس هستند. امسال هم اين طلسم بيست ساله نشكست. اما با همه اين حرف ها تنيس ورزش محبوب فرانسوی ها ماند.

علی رغم حذف زود هنگام نمايندگان فرانسوی، فرانسوی ها برای تماشای بازی ها خود را به استاديوم می رساندند. ازدحام جمعيت به حدی بود كه هيچ جايی خالی نمی ماند. مردم با شوری بسيار تنيس بازان را تشويق می كردند. به خصوص در روزهای آغازين كه آبی پوشان بسياری در زمين ها به چشم می خوردند، صدای تشويق ها فوق العاده سرسام آور بود. در حدود 392 هزار و 457 نفر تماشاچی از نرده های استاديوم عبور كردند. اين رقم در مقايسه با آمار سال گذشته افزايشی معادل 12 هزار و 457 نفر را نشان می دهد. فرانسوی ها بيش از هميشه پای تلويزيون ها ميخكوب شده بودند و در اين پانزده روز ديدارها را از اين طريق دنبال می كردند. مرحله نيمه نهايی بانوان كه بين ژوستين هنن و سره نا ويليامز برگزار شد در حدود 2/3 ميليون فرانسوی را پای تلويزيون نگه داشت. فينال مردان هم بيش از 8/3 ميليون نفر بيننده تلويزيونی داشت. می توان گفت كه افزايش تعداد تماشاچيان تنيس امسال در مجموع با افزايشی 41 درصدی مواجه بود. مراجعه به سايت های اينترنتی نيز افزايشی سرسام آور را نشان می داد. تنها مراجعه به سايت اينترنتی رولان گاروس كه سال 2002 كمی بيش از 4/1 ميليون نفر بيننده داشت، امسال با بيش از 7/2 ميليون بيننده ركورد شكست. اين آمار و ارقام را نمی توان تنها با واژه موفقيت آميز توصيف كرد. آمار شگفت انگيز بودند و اين يك پيروزی فوق العاده بزرگ بود.

همچنان كه اواسط هفته گذشته اعلام كرديم، گردهمايی های بسياری در پشت صحنه استاديوم ها برگزار شد و مسئولين و مراجع اصلی تنيس سراسر دنيا را گردهم جمع كرد. روند مذاكرات همچنان ادامه دارند. در اين روزهای باقی مانده تا ويمبلدون، «كريستين بيم» رئيس فدراسيون تنيس فرانسه كه مسئول برگزاری رولان گاروس هم هست و تاكنون در برنامه های خود فوق العاده موفق ظاهر شده ايجاد يك كميته ويژه متشكل از 9 تا 12 نفر را در راس برنامه های خود قرار داده است. اين كميته بنا است تا پيش از برگزاری مسابقات يو اس اوپن در ماه سپتامبر كار خود را آغاز كند. «كريستين بيم» قصد دارد به هر نحوی شده گروهی از مديران موفق را برای مديريت تنيس در عرصه های جهانی بسيج كند. در اين حال به نظر می رسد كه كميته گران شلم بيشتر تصميم گرفته نيروی خود را روی طرح زمانبندی مسابقات و روند تصميم گيری در مورد بازی ها متمركز كند. همچنين IMTA، مجمع جديد اين كميته نيز در مورد سازماندهی ديدارها تصميم می گيرد. كريستين بيم می گويد: «احساس می كنم بازيكنان بيش از ما در روند كارها مداخله می كنند. خود بازيكنان هم دوست دارند كه ما دور ميز جمع شويم و كنترل امور را با مديريت خوب خودمان به دست گيريم. به هر حال دير يا زود ما بايد وارد عمل شويم و پروژه های نوی خود را ارائه دهيم.»


برانكو در تيم ملی، وينكو در پرسپوليس

با پايان گرفتن بحث های مربوط به بازی استقلال و پرسپوليس و نزديك شدن به روزهای پايانی ليگ 82-81 به نظر می آيد كه پرونده فوتبال سراسری ايران در اين فصل به زودی بسته خواهد شد و از اين به بعد مديران و بازيكنان و ساير دست اندركاران مرتبط با فوتبال می بايست برای برنامه های فصل آتی فكر كنند. اين طور كه پيداست استقلال و پرسپوليس به دليل ناكامی در به دست آوردن قهرمانی از حالا به فكر فصل آينده هستند و قصد دارند با ايجاد تغييراتی بنيادی در سطوح مختلف باشگاه، آب رفته را به جوی بازگردانند. ماجرای سرمربيگری استقلال در فصل آينده، ظاهرا به اين گزينه ختم خواهد شد كه منصور پورحيدری مجددا اين سمت را بپذيرد و با اين ترتيب به احتمال زياد حضور مربی خارجی در اين تيم منتفی خواهد بود. اما در ديگر سو باشگاه پرسپوليس احتمالا دستخوش تغييراتی در سطح مربيگری خواهد بود. مدت هاست كه مديرعامل پرسپوليس مشغول مذاكره با تنی چند از مربيان خارجی است و هر از گاهی نام چندی از مربيان مطرح برای هدايت پرسپوليس در فصل آينده مطرح می شود. يكی از اين افراد برانكو ايوانكوويچ سرمربی سابق تيم ملی بود كه در جرايد اخبار مربوط به مذاكره وی با اكبر غمخوار درج شد. براساس شنيده های ما به احتمال قوی برانكو ايوانكوويچ به ايران باز خواهد گشت اما به عنوان مربی تيم پرسپوليس. از قرار معلوم از سوی افراد ذی نفوذ هيأت مديره پرسپوليس كه جزو اركان فدراسيون نيز محسوب می شوند، مربيگری ايووانكويچ در تيم ملی بر پرسپوليس ترجيح داده شده و به احتمال فراوان وينكو بگوويچ مربی موفق تيم فولاد اهواز به پايتخت خواهد آمد. از آن جايی كه هنوز قرارداد بگوويچ با باشگاه فولاد تمديد نشده، احتمال زيادی وجود دارد كه اين مربی به صف قرمزها بپيوندد. از سوی ديگر علی پروين كه سرمربی فعلی پرسپوليس است، به احتمال فراوان به جای پست مبهم مدير فنی به عنوان مدير تيم های پرسپوليس مشغول به كار خواهد شد. قطعا با آمدن بگوويچ بايد منتظر دستياران جديد هم باشيم.

با يك سال تأخير

آنهايی كه در فصل جاری ليگ برتر سری به سايت خبری فدراسيون فوتبال زدند به اين جمله برخوردند كه: «تا اطلاع ثانوی تعطيل است» خبردار شديم كه اين اطلاع ثانوی در ابتدای فصل آينده ليگ برتر به پايان خواهد رسيد. مسئولان فدراسيون اعلام كردند كه گروهی جديد مسئوليت به روز كردن اطلاعات مربوط به ليگ برتر را به عهده گرفته اند و از فصل جديد آخرين اطلاعات و اخبار مربوط به ليگ در اختيار كاربران قرار خواهد گرفت.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو