Persian Archive

• ضيافت اسلامی
• يادگار تهران
• رد سايه القاعده
• مشروعيت سازمان کنفرانس اسلامی
• چرخش به راست، راهنما به چپ
• نخست وزير ايتاليا: بوش حمله نمی كند
• به دنبال برقراری دموكراسی
• رفع كسالت آيت الله جنتی
• ايجاد ثبات در منطقه خزر
• استراو: توافق نداريم
• هشدار برمر در مورد نفوذ ايران
• اروپا و آمريكا: توافق داريم
• صدام فقط سكوت كرده بود


فرشاد محمودی: تهران باران زده در روزهای پايانی بهار برای هيأت های شركت كننده در سی امين اجلاس وزرای خارجه كشورهای اسلامی چنان جذاب بود كه وزير امور خارجه سودان را به وجد آورد تا به خبرنگار ايرانی بگويد كشور زيبايی داريد. گرچه باران بهاری تهران همچون گردهمايی وزرای خارجه كشورهای عضو سازمان كنفرانس اسلامی نحيف و كم رمق بود اما برف نابهنگام و تند دومين روز اجلاس سران كنفرانس اسلامی در پاييز 1376 را به ياد می آورد كه ناگهان ساختمان اجلاس سران را سفيدپوش كرد و فرصتی فراهم آورد تا رهبران كشورهايی كه از اقصی نقاط جهان گردهم آمده و بسياری در سرزمين هايشان در حسرت باران و برف بودند پشت پنجره ها جمع شوند و با حيرت شهری را تماشا كنند كه قرار بود ام القرای جهان اسلام شود. شهری كه در آن شتری نمی رفت و كوير و خاك برپا نبود و نم خليج فارس صورتی را خيس نمی كرد.

35 وزير امور خارجه، يك وزير كابينه و 4 وزير مشاور شركت كنندگان در ميهمانی اسلامی ای بودند كه تهران ميزبانش بود. بار گذشته ای كه اعضای سازمان كنفرانس اسلامی در تهران جمع شده بودند اوضاع جهان به گونه ای ديگر بود. چشم انداز تيره سياسی اقتصادی افغانستان اميد را در هيچ دلی زنده نمی گذاشت و كرسی اين كشور همراه تاجيكستان خالی بود. اوضاع مبهم فلسطين و عرفات و همكاری نظامی تركيه و روابط اقتصادی قطر با اسرائيل به موضوع اصلی اختلاف ها تبديل شده بود اما با اين همه 25 رئيس جمهور، 2 امير و 2 وليعهد، 13 نخست وزير به همراه 50 وزير امور خارجه به تهران آمدند و برای نخستين بار در تاريخ كنفرانس اسلامی، صندلی همه كشورها پر شد و كسی اجلاس را تحريم نكرد. چنانكه همين اتفاق در سطح وزرا نيز رخ داد و تمام اعضای كنفرانس اسلامی به غير از عراق كه قرار شده بود تا تشكيل دولتی مردمی صندلی اش خالی بماند نماينده همه كشورها در تهران حاضر شدند. هرچند ميهمانان نام آور به تهران نيامدند سعودالفيصل وزير خارجه عربستان كه در شمار ميهمانان وارد شده به تهران اعلام شده بود در آخرين لحظات، سفرش به تهران را لغو كرده و آماده شده بود تا همراه امير عبدالله وليعهد عربستان كه كشورش يك هفته پيش هدف حملات تروريستی قرار گرفته بود عازم پاريس شود فيصل يكی از ميهمانانی بود كه غيبتش در نشست تهران بسيار به چشم آمد. در لحظاتی كه ميهمانان برای جلسه افتتاحيه وارد سالن اجلاس می شدند فيصل با برگزاری كنفرانسی خبری در رياض ابراز اميدواری كرده بود كه ايران هركدام از اتباع سعودی را كه در زمره افراد بازداشت شده القاعده هستند تحويل دهد. شيخ جابر سالم الصباح كويتی، اين كهنسال ترين وزير امور خارجه جهان كه هم معاون نخست وزير و هم وزير خارجه است و اندازه خود را بزرگ تر از وزارت می بيند قرار بود كه به تهران بيايد اما سفر تونی بلر نخست وزير انگلستان مانع از عمل به وعده اش شد، هرچند كه در تهران اعلام شد علت لغو سفر وی فوت مادرش بوده است.

وزير امور خارجه قطر هم به دليل همراهی امير از سفر به تهران منصرف شد و وزير خارجه امارات هم نماينده خود را به تهران فرستاد. عبدالله عبدالله وزير خارجه افغانستان هم كه حضورش در تهران می توانست نخستين تجربه افغانستان بعد از طالبان در كنفرانس اسلامی باشد دستيارش را روانه ايران كرد. غيبت اين وزرا باعث شد كه در روز نخست اجلاس نمايندگان رسانه های جمعی از وزير امور خارجه ايران سوال كنند كه علت اين غيبت ها فشار آمريكا بوده يا خير كه وزير ايرانی هم اين كشورها را كشورهای مستقلی خواند كه سياست خاص خود را دارند و از فشار آمريكا اظهار بی اطلاعی كرد و گفت كه به ما اعلام شده دليل غيبت آنها برنامه های همزمانشان با اين اجلاس بوده است. عقربه ها به وقت تهران ساعت 10 را نشان می داد كه اجلاس سی ام وزرای خارجه عضو سازمان كنفرانس اسلامی با سخنان اخلاق گرايانه محمدخاتمی آغاز شد. اجلاس قبلی وزرای خارجه كشورهای اسلامی سال گذشته در سودان برگزار شده بود و به همين دليل وزير خارجه اين كشور پس از محمد خاتمی به سخنرانی پرداخت و رياست اجلاس وزرا را برای يك سال به كمال خرازی سپرد.

نخستين بار كه وزرای خارجه كشورهای اسلامی گردهم آمده بودند مهر سال 1348 در رباط پايتخت مراكش بود. نشستی كه با برگزاری آن سازمانی در اوج جنگ سرد پا به عرصه نهادهای بين المللی گذاشت كه نه بر اساس يك ائتلاف از كشورهای همجوار و منطقه ای يا راهبردی كه بر اساس يك دين بود. همبستگی كشورهای اسلامی، تفاهم و همكاری از نخستين تعابيری بود كه در منشور سازمان كنفرانس اسلامی كه محور تمامی فعاليت های سازمان به شمار می رود منتشر شد. هدف اصلی از ايجاد سازمان كنفرانس اسلامی در نظر حاكمان وقت كشورهای اسلامی افزايش همبستگی ميان كشورها در عهد تقسيم بندی جهان به دو بلوك شرق و غرب بود. سازمانی كه در اولين نشست خود دارای 4 ركن اصلی شد كه اولين آن كنفرانس سران است. اجلاس وزرا كه دوره سی ام در تهران بود ركن دوم، دبيرخانه ركن سوم و ركن چهارم آن دادگاه بين المللی عدل اسلامی است كه پس از تصويب تأسيس آن در اجلاس سوم هنوز تشكيل نشده است تا اين سازمان همچنان در قالب يك تريبون بين المللی برای كشورهای اسلامی باقی بماند. تريبونی كه هيچ يك از كشورها توقع اجرايی شدن مصوبات آن را ندارند و علنا اعلام می كنند كه اصلا امكان اجرای مصوبات آنها وجود ندارد. به همين دليل است كه توصيه های پندآميز خاتمی كه گفته بود برای خروج از دايره تنگ و وحشت بار جهان كنونی گامی به پيش بگذاريم و پيش بينی وزيران خارجه شركت كننده در اجلاس برای ايجاد تحركی مشترك بين كشورهای مسلمان بی نتيجه ماند تا تهران تنها چند روزی يك ميهمانی اسلامی ترتيب داده باشد مقدمه ای برای ضيافت بزرگ سران در مهرماه امسال در كوالالامپور مالزی.

نشست تهران از اين جهت كه نخستين گردهمايی كشورهای مسلمان پس از سقوط صدام بود اهميتی غيرقابل انكار داشت و می توانست دست كم در چند طيف ديدگاه های كشورهای همسو و نزديك به هم را در قبال بحران فروكش كرده عراق و مسئله فلسطين و نقشه راه صورت بندی كند. خواستی كه تنها در بيانيه پايانی اجلاس انعكاس يافت و به اتحاد و همبستگی بيشتر منجر نشد و در مقاطعی گاه پرده از اختلاف هايی برداشت كه كنفرانس تهران را به نمونه های متعدد گردهمايی اغلب بی نتيجه نمايندگان حكومت های اسلامی اضافه كند. نمونه اين اتفاق در جلسه افتتاحيه رخ داد آن هنگام كه «عبدالرحمان العطيه» دبير كل شورای همكاری خليج فارس در سخنان مراسم افتتاحيه به جزاير سه گانه ايرانی اشاره كرد و گفت كه با ادعای امارات اين جزاير متعلق به اين كشور است و اظهار اميدواری كرد كه اختلاف ايران و امارات حل و فصل شود يا در غير اين صورت به دادگاه بين المللی برود. اين سخنان العطيه واكنش پيش بينی نشده خرازی را به دنبال داشت. وزير خارجه ايران كه متن سخنرانی اش زودتر در ميان خبرنگاران توزيع شده بود با اضافه كردن چند جمله به سخنانش گفت كه موضوعات خارج از دستور كار اجلاس سران نبايد در اين نشست مطرح شود. البته نام خليج فارس در نامه ها و بيانيه های پيشنهادی كشورها، خليج يا خليج عربی ذكر شد كه واكنش جدی و تذكر تهران را در پی نداشت.

دستوركار نشست تهران يك ماه پيش در اجلاس كارشناسان كنفرانس اسلامی در جده تصويب شده بود و موضوع «نقشه راه» نيز در آن به تصويب نرسيد. كنفرانسی كه توجه محافل خبری دنيا را به دنبال نداشت، دارای مصوباتی مانند سياست واحد در مقابل جهانی سازی، افزايش همكاری های منطقه ای درباره تروريسم، مبارزه با مواد مخدر بود، مصوباتی كه برای هيچ يك از دولت های امضاكننده آن الزامی پديد نمی آورد. به دليل مجموع اين شرايط است كه كسی در انتظار خبر بزرگی از اين دست اجلاس ها نيست. محمدجواد ظريف سفير ايران در سازمان ملل كه يكی از شركت كنندگان اجلاس تهران بود در حالی كه به سوی اتاق ملاقات های خرازی با عجله قدم برمی داشت به همشهری گفت كه توافق كشورهای اسلامی زمينه اتفاق و دستاورد خوبی است، اما معمولا مشكل در اجرای آن است.

ظريف در زمان برگزاری اجلاس سران در تهران معاون بين الملل وزارت خارجه و سخنگوی اجلاس بود كه نشست كارشناسان كنفرانس اسلامی به رياست او و در همين سالنی كه وزرا امسال در آن گرد آمدند انجام شد. كارشناسان و ديپلمات های ارشد اكثر كشورهای عضو سازمان كنفرانس اسلامی معتقدند كه سه سال رياست ايران بر اين سازمان يكی از دوران طلايی كنفرانس اسلامی است، رياست سه ساله ای كه در آذر 76 در ساختمان 25 ميليارد تومانی حافظيه به محمد خاتمی سپرده شد. آن سال حضور تمام كشورها به اجلاس تهران اهميتی بخشيده بود كه حتی غيبت چهره های خبرسازی چون ملك حسين، ملك حسن، قذافی، فهد، صدام، مبارك، سوهارتو و شيخ زايد اماراتی از اهميت آن نكاست. از حاضران در كنفرانس، سران حافظ اسد هم به جهت آنكه قديمی ترين رهبر بود و هم به جهت جايگاه سوريه به سبب همسايگی با اسرائيل در ميان كشورهای اسلامی، چهره ای شاخص بود. از همان لحظات اول ورود او به محل اجلاس صف درازی كه از رهبران و رئيسان هيأت های نمايندگی برای دست دادن با او تشكيل شده بود، اهميت اش را نشان می داد. همچنان كه استقبال هيأت های نمايندگی و اشتياق خبرنگاران برای ملاقات با فاروق الشرع وزير خارجه سوريه كه كشورش پس از سقوط صدام شاهد بيشترين فشار از سوی آمريكا بود، در نشست وزرای خارجه در تهران بسيار قابل توجه بود. درخواست ملاقات با عمرو موسی دبيركل اتحاديه عرب و عبدالله گل وزير خارجه تركيه كه در شمار محدود ميهمانان ويژه تهران بودند، نيز زياد بود. البته اين تنها عبدالله گل نبود كه با ابلاغ پيامی كه آورده بود، صبح دومين روز اجلاس و پيش از ملاقات با رئيس جمهور تهران را ترك كرد، و تنها ترجيح داد كه در مراسم ضيافت شام خرازی شركت كند. عمرو موسی، فاروق الشرع و «احمد ماهر» وزير خارجه مصر هم دومين روز اجلاس در كشورهايشان بودند و مراسم ضيافت شام رئيس جمهور در دارآباد تهران بی حضور آنها انجام شد.

گل تنها يك روز در اجلاس حضور داشت و شايد بتوان گفت كه اين موضوع تنها شباهت بين حضور وی در اجلاس وزرای خارجه و حضور هيأت عالی رتبه تركيه در اجلاس سران تهران بود. اما ديپلماسی او تفاوت های بسياری با دميرل رئيس جمهور سالخورده تركيه در اجلاس سران داشت. هر بار كه گل از درب سالن اجلاس خارج می شد يكی از وزرای خارجه عربی همراه وی بود. او آمده بود تا با رايزنی با وزرای كشورهای عربی حمايت ايشان را برای طرح صلح خاورميانه و نقشه راه كسب كند و همانطور كه خود نيز در گفت وگو با همشهری اشاره كرد محور اصلی ديدارهايش با وزيران خارجه كشورهای عربی مسئله نقشه راه بود. موضوعی كه شايد بسياری از حاضران در اجلاس تمايل چندانی به بازگو كردن جدی آن نداشتند چرا كه به گفته گل برخی از كشورهای عربی در اين مورد ترديدها و شبهه هايی داشتند بنابراين ترجيح می دادند تا رفع اين دغدغه ها صبر كنند. از ديگرسو گل در سخنرانی اش به موضوع ديگری نيز اشاره كرد و آن لزوم تجديدنظر كشورهای منطقه بر نحوه حكومت هايشان بود. شايد وزير خارجه تركيه سعی داشت با اين سخنرانی زنگ خطری را كه پس از سقوط رژيم صدام بسياری از كشورهای منطقه مانند عربستان و سوريه را تهديد می كرد به صدا درآورد. نكته جالب اين كه اين بار نيز وزير دفاع اسرائيل پيش از سفر گل به تهران در آنكارا بود اما اين بار نه نظاميان ترك بلكه دولت اسلام گرای تركيه پذيرای وی بود آن هم درست زمانی كه از يك سو موضوع نقشه راه و طرح صلح خاورميانه مطرح بود و از سوی ديگر فشار آمريكا و اسرائيل بر ايران و سيل اتهامات گوناگون از حمايت از تروريسم گرفته تا توليد سلاح های هسته ای روزبه روز افزايش می يافت گرچه به اعتقاد گل بسياری از اين مسائل تنها ناشی از شاخ و برگ های بسياری است كه خبرنگاران و رسانه ها به موضوع می دهند.

سال 1376 هنگامی كه ساختمان اجلاس تهران افتتاح شد، سليمان دميرل سياستمدار سالخورده و رئيس جمهور وقت تركيه با اعلام اينكه ارتش اين كشور به زودی از شمال عراق خارج خواهد شد، كوشيد از بار انتقادهای اجلاس از خود بكاهد. اين تدبير دميرل اثر داد و در اشاره سخنرانان به لزوم حفظ تماميت ارضی عراق، نامی از تركيه به ميان نيامد. اما موضوع مهم تری وجود داشت كه مسلمانان به ويژه اعراب را از دولت تركيه عصبانی كرد و آن همكاری نظامی آنكارا و تل آويو بود. نظاميان تركيه هم زمان با حضور دميرل در تهران با وزير دفاع اسرائيل در آنكارا قرارداد توليد موشك امضا كردند. گرچه رئيس جمهور وقت تركيه بارها اعلام كرد كه همكاری نظامی آنكارا و تل آويو عليه هيچ كشوری نيست، اما اين قدر كه درهای سالن كنفرانس به روی خبرنگاران بسته شد، صدای اعراب حتی آنها كه به ميانه روی و دوستی با آمريكا مشهورند و در پيمان سازش با اسرائيل حاضر بودند عليه ترك ها بلند شد. چنين بود كه دميرل سالخورده ترجيح داد در زمان قرائت قطعنامه كنفرانس كه در آن آشكارا از دولت وی انتقاد شده بود در تهران نباشد و زودتر از ديگران و خداحافظی نكرده به اتفاق دكتر حبيبی معاون اول رئيس جمهور كه وی را بدرقه می كرد به مهرآباد رفت و در مصاحبه ای كوشيد تا كوتاه شدن سفر خود را به حساب برنامه های از پيش تعيين شده بگذارد. توجيهی كه البته كسی آن را باور نكرد. وضعيت گل وزير خارجه تازه كار تركيه در اجلاس وزرای تهران از اين جهت هم شباهتی به تركيه سال 1376 نمی برد. گل در تهران در مصاحبه با همشهری آشكارا از رابطه آنكارا و تل آويو دفاع كرد و همچون پيام آوری كه رسالتش را به انجام رسانده راهی آنكارا شد تا نشان دهد كه با وجود گوناگونی و تكثر نظرات اعضای سازمان كنفرانس اسلامی، اعضای اين سازمان كه همگی از كشورهای در حال توسعه هستند تا چه ميزان ظرفيت دگرگونی دارند. با اين همه اجلاس تهران فرصت ديگری را نيز فراهم آورد و آن حضور وزير خارجه ای بود كه كشورش با ايران رابطه سياسی ندارد و روابط دو كشور مدت هاست كه در انتظار برقراری است. احمد ماهر وزير خارجه مصر كه كشورش داعيه رهبری اعراب را با عربستان سعودی به رقابت گذاشته از جمله افرادی بود كه بلافاصله پس از ميهمانی تهران عازم شرم الشيخ برای ميزبانی جورج بوش و آريل شارون و ملك عبدالله شد.

ماهر در تهران به همشهری گفت كه در حال حاضر ارتباط و تماس مداومی بين ايران و مصر برای از سرگيری روابط عادی وجود دارد و اين ارتباطات در سطح گسترده ای آغاز شده است.

وزير خارجه مصر كه از اتاق ملاقات های كمال خرازی خارج شده بود با «دوست عزيز» خطاب قرار دادن خرازی اظهار اميدواری كرد كه با وجود برخی مشكلات در روند ايجاد روابط بين تهران و قاهره اين مشكلات از راه مذاكره و گفت وگوی مقامات دو كشور مرتفع بشود و در آينده ای نزديك شاهد ايجاد روابط مستحكمی باشيم. كمال خرازی وزير امور خارجه ايران هم در پاسخ به سوال همشهری درباره چشم انداز رابطه سياسی با مصر در قالب جواب ديپلماتيك گفت كه ايران و مصر دو كشور مهم هستند كه علاوه بر علايق مشترك به دليل مسئوليت هايی كه در منطقه دارند بايد با يكديگر همكاری داشته باشند. خرازی روابط تهران و قاهره را نسبت به گذشته رو به پيشرفت خواند و از «تلاش های بسيار» برای برقراری روابط كامل خبر داد كه به گذشت زمان احتياج دارد.

مصر كه تا چندی پيش يعنی قبل از اجلاس اول همسايگان عراق، بحران اين كشور را موضوعی عربی می دانست كه ارتباطی به ديگر كشورها از جمله ايران ندارد اينك موضعی سياسی تر نسبت به اين مسئله دارد چنانكه ماهر در گفت وگوی كوتاه با همشهری از حضور تركيه و ايران در قبال حل مسئله عراق دفاع كرده تا اجلاس وزرای خارجه در تهران چندان هم بدون دستاورد سياسی ملموس به پايان نرسد. جمهوری اسلامی به عنوان يكی از نخستين كشورهايی كه در روزهای تأسيس بر مودت و همگرايی يك ميليارد مردم كره زمين بر پايه دين تأكيد می كرد و كوشش برای اتحاد مسلمانان را در صدر اولويت های سياسی خارجی خود می داند.

رياست سه ساله ايران بر اين سازمان شايد باعث شد كه تهران خود را يكی از بازيگران بزرگ سازمان كنفرانس اسلامی بيابد كه می تواند نقشی به مراتب بزرگ تر در اين سازمان ايفا كند. به همين منظور بود كه محمد خاتمی در آستانه حمله آمريكا به عراق سران اين سازمان را به جلسه ای فوق العاده تشويق و امير قطر مقدمات آن را فراهم كرد. اجلاسی كه به پيشنهاد خاتمی شكل گرفت به دليل برخی از مشكلات بدون حضور او تشكيل شد و با درگيری لفظی برخی كشورها با نمايندگان عراق از جمله طارق عزيز معاون صدام و ناجی صبری وزير خارجه دولت وی بی هيچ دستاورد سياسی ای پايان گرفت. ميزبانی اجلاس فوق العاده، به اين علت به قطر سپرده شد كه اين كشور تا مهرماه امسال رياست دوره ای كنفرانس اسلامی را به عهده دارد. قطر در سال 1379 با برگزاری اجلاس دوره نهم در دوحه رياست اين سازمان را به عهده گرفت. در اجلاس نهم برخلاف كنفرانس تهران كه در آن تلاش های ايران و سوريه برای نفی كامل مذاكرات سازش به جايی نرسيد، اين بار مهم ترين مسئله ای كه تمام موضوعات ديگر كنفرانس حتی انتقال رياست ايران به قطر را تحت الشعاع قرار داده بود، مسئله فلسطين و چگونگی مقابله با اسرائيل بود. ايران و عربستان اين دو عضو مهم كنفرانس حتی تا به آن جا پيش رفتند كه حضور روسای خود را مشروط به لغو ارتباط اقتصادی اسرائيل و قطر كردند. كاری كه قطری ها سرآخر به آن تن دادند. اما چنان كه معلوم بود به آن وفادار نماندند تا اجلاس دوحه تحت الشعاع مسائل جانبی قرار نگيرد.

اتفاقی كه اگر هم رخ می داد تفاوتی با وضع فعلی نمی كرد چنانكه با پايان زودهنگام اجلاس، فلسطينی ها نصيبی جز يك بيانيه ديپلماتيك نبردند تا سران در ميهمانی ديگری گرد هم آيند و باز در بر همان پاشنه قبلی بگردد. همچنان كه پس از اجلاس وزرا در تهران چنين شد اما با اين همه شايد فاطمه هاشمی رئيس سازمان همبستگی زنان جمهوری اسلامی ايران را بتوان فرد موفقی خواند كه می خواست از اجلاس تهران توشه خود را بردارد، تا بتواند سازمانی فراملی برای زنان مسلمان پايه گذاری كند. خواسته ای كه او در ملاقات با وزرای خارجه در ميان می گذاشت چنان كه در اجلاس سران در تهران و دوحه هم اين كار را انجام داد كه البته هنوز نسخه آن معلوم نيست. اينك اجلاس وزرای خارجه پايان يافته و كشورهای عضو سازمان يك چندی ديگر خود را برای اجلاس سران كه در مالزی برگزار می شود آماده می كنند اما آنطور كه از شواهد برمی آيد قرار نيست در منشور و اساسنامه اين سازمان بازنگری و تجديدنظر شود. عناوين و برنامه های كلی سازمان كنفرانس اسلامی، ميزان موفقيت برنامه را از دست كارشناسان و اعضای اين سازمان خارج كرده است، با اين حال به نظر می رسيد كه ايران می توانست مبتكر ايجاد نوزايش اين سازمان عريض و طويل باشد كه نام آن نيز تنها يك تريبون بزرگ بين المللی را به اذهان می آورد.

اگر ميهمانی اسلامی تهران كه امكان ديد و بازديدهای كشورهای مسلمان را فراهم كرد و در آستانه برگزاری اجلاس سران برگزار شد تنها اين نقاط ضعف اساسی سازمان كنفرانس اسلامی و چشم انداز سياست خارجی ايران را نشان داده باشد. اين موفقيت كمی برای ايران نيست تا با پی گيری اين ضعف ها و در دستور كار قرار دادن آن در اجلاس دهم سران، اين مرجع رسمی بين المللی را قوت ببخشد. كشورهای عضو سازمان كنفرانس اسلامی اگرچه از نقطه نظر اشتراك دينی همسو هستند اما به دليل تنوع جغرافيايی، فرهنگی، ضعف سياسی و بنيه نحيف اقتصادی در تصميم گيری های واحد و اجرای آنها دچار مشكلات فراوانی می شوند كه بی انسجامی درون آنها را به طور چشمگير نشان می دهد. اگر فكری به حال بی اثر ماندن فعاليت های سازمان كنفرانس اسلامی نشود دور نيست كه سرنوشت اين سازمان نيز همچون نامه صدام حسين به سران كنفرانس در سال 79 مايه طنز و مزاح قرار گيرد: «برادران من اگر هر يك از رهبران اين امت از جمله خود ما از خود بپرسيم مردم ما حقيقتا در اعماق دلشان چه می خواهند بی شك پاسخ اين خواهد بود كه مردم می خواهند فلسطين آزاد شود. من در مقام حكمران كشورم عميقا به سوالی كه از سوی وجدانم از من شده است فكر می كنم مردم عراق چه می خواهند؟ جواب من هميشه و تا زمانی كه زنده ام اين است كه آزادی فلسطين از طريق جهاد. صدای مردم عراق و حاكميت آزاد، متعهد و سخت كوش آنها به اين جهت می رود. . . تا اين لحظه 4229671 مرد و 1744655 زن داوطلب جهاد شده اند. »


وزيران خارجه و روسای هيات های شركت كننده در سی امين كنفرانس وزيران امور خارجه كشورهای اسلامی، «نشست وحدت و عزت» طی روزهای 7 الی 9 خردادماه 1382 برابر با 28 الی 30 مه 2003 ميلادی در تهران، با تاييد مجدد بر پايبندی كامل و نيز عزم راسخ خود برای تحقق اصول و اهداف منشور سازمان كنفرانس اسلامي؛ با تاييد مجدد اسلام به عنوان دين صلح و شفقت، كه بنيان، منبع و نيز الهام بخش حفظ وحدت و عزت امت اسلامی به شمار می آيد و موجبات ارتقای مناسبات مودت آميز بين كشورهای اسلامی و همچنين ميان ملل اسلامی و غيراسلامی را فراهم می آورد؛ با تاكيد بر نقش شناسايی سازمان كنفرانس اسلامی به عنوان مجمعی برای همكاری و هماهنگی ملل اسلامی در طيفی گسترده از مسائل سياسی، اجتماعی، فرهنگی و اسلامی به كار خود پايان داد.

عزت براساس ايمان، خرد، گفتمان و حضور موثر جهانی

اين مهم را مورد تاكيد قرار دادند كه عليرغم دستاوردهای عمده و تحولات مهم در زمينه های مختلف، انسانيت از ناحيه گرايش به سلطه، به وسيله اعمال زور و قدرت از يك طرف و توسل به خشونت و ارعاب به عنوان شيوه های حل اختلاف از جانب ديگر، در معرض تهديد واقع شده است.

تاكيد نمودند كه خشونت و تروريسم كور، دورنمای حصول به يك راه حل انسانی در قبال چالش های مشترك، از طريق همكاری را مخدوش نموده و علاوه بر آن توسل به نيروی نظامی، يكجانبه گرايی و ارعاب، آرمان آزادی و مردم سالاری را تضعيف می نمايد.

نگرانی عميق خود را نسبت به مترادف دانستن نابجا و مخاطره آميز اسلام و مسلمين با خشونت، تروريسم و فقدان مشاركت و مردم سالاری با هدف برانگيختن اسلام ستيزی و جو انزجار اعلام داشتند.

نياز مبرم در عرصه بين المللی در مقطع كنونی به «گفت وگو ميان تمدن ها» به منظور اعتلای تفاهم، تساهل و احترام متقابل بين تمدن ها را مورد تاكيد قرار دادند.

تعهد خود به مبارزه با تروريسم در كليه صور و اشكال آن را كه تهديدی بر عليه جان و مال افراد و همچنين حاكميت ملی، تماميت ارضی، ثبات، امنيت كشورها، به همراه ضرورت رسيدگی به علل و ريشه های شكل گيری تروريسم است، مورد تاكيد قرار دادند و برچسب نهادن تعصب آميز بر كشورها و جنبش های اسلامی كه در برابر اشغال و تجاوز خارجی مقاومت می كنند را به عنوان تروريست رد نمود.

محو كليه سلاح های كشتار جمعی و عدم تكثير سلاح های اتمی در سطح جهان، با هدف خلع سلاح كامل و عمومی را درخواست نموده و بر نقش جايگاه نهادهای بين المللی چند جانبه به عنوان يگانه ارگان های مشروع در تاييد و تضمين رعايت مقررات ذيربط بين المللی تاكيد نهادند.

بر عزم راسخ خود جهت پيگيری مجدانه ارتقا و حمايت كليه آزادی های بنيانی و حقوق بشر، بدون هر گونه تبعيض در سطوح جهانی، منطقه ای و محلی، تاكيد نمودند.

تاكيد نمودند كه جهان در مقطع حاضر با يك بحران هويت و معنويت روبه رو است، به نحوی كه نقش نوع بشر را در خانه خود مورد تهديد قرار می دهد؛ و همچنين تاكيد نمودند كه اسلام، در اين عصر از فناوری پيشرفته اطلاعات، می تواند به منزله منبع نيرومندی برای ارائه پاسخ های متقن نسبت به چالش های جهانی و اخلاقی كه پيش روی بشريت قرار دارد، محسوب گردد.

وحدت از طريق همبستگی و همكاری

عزم راسخ خود را برای مشاركت موثر در حفظ و ارتقای صلح و امنيت منطقه ای و جهانی، به همراه صيانت از صلح و امنيت كلی كشورهای اسلامی اعلام داشته و ضمن رد تبليغات سوء و تهديدات عليه كشورهای اسلامی، بر ادامه حمايت كامل توام با همبستگی با كشورهای اسلامی كه با فشار و تهديد خارجی در امور داخلی خود مطابق با منشور ملل متحد مواجه هستند، تاكيد نمودند.

تداوم اشغال سرزمين های فلسطينی و ساير كشورهای عربی توسط اسرائيل به همراه سياست ها و اقدامات آن در سركوبی و تروريسم دولتی عليه مردم فلسطين را محكوم نموده و علاوه بر آن بر همبستگی خود با مقاومت مردم فلسطين، سوريه و لبنان بر عليه تجاوز و اشغال مورد تاكيد قرار دادند.

حمايت كامل خود را از مردم عراق در ايجاد يك دولت مستقل و منتخب مردم، با كمك، حمايت و نقش محوری سازمان ملل، كه به مفهوم واقعی كلمه، نمايانگر كليه اقشار ملت عراق بوده و از همكاری و روابط دوستانه با همسايگان برخوردار باشد، اعلام داشتند.

از تاسيس دولت موقت افغانستان به عنوان اقدامی مهم در جهت ايجاد دولت دائمی منتخب و ارتقای امنيت و نيز توسعه جامع و مستمر، استقبال و حمايت به عمل آوردند و تصميم گرفتند در جهت تحقق سريع تعهد مالی خود به مردم افغان و افزايش مساعدت خود به دولت موقت در كشت جايگزين خشخاش و جلوگيری از قاچاق مواد مخدر اقدام لازم معمول دارند.

از ابتكارهای مثبت اخير توسط رهبران پاكستان و هند با هدف تنش زدايی در منطقه، استقبال كرده و بر حمايت خود از مردم جامو و كشمير در جهت تحقق حق تعيين سرنوشت خويش تاكيد نهادند.

از تحولات مثبت جديد بين دو طرف ذی نفع در قبرس به منزله گامی در جهت اعتلای اعتماد كه می تواند به تلاش های در دست انجام به منظور حصول به رفع اختلاف جامعه شتاب بيشتری ببخشد، استقبال كردند و همچنين از جامعه مسلمان ترك قبرس در تحقق حقوق مشروع خود حمايت كردند.

اعلام كردند كه جهانی شدن و آزادی های فزاينده موجب شده است تا ظرفيت پتانسيل مناسبی برای توسعه فراهم شود، اما اين در شرايطی است كه اعضای سازمان كنفرانس اسلامی در قبال نوسانات تجارت بين المللی، جريان های مالی و پولی و نيز تغييرات فناوری آسيب پذير شده اند. لذا از كشورهای توسعه يافته درخواست كردند در جهت ايجاد محيطی شفاف تر، برابرتر و عملی تر اقدام كرده تا به موجب آن كشورهای در حال توسعه بتوانند برنامه های تعديل ساختاری برای حصول به توسعه همه جانبه را در پيش گيرند.

تاثيرگذاری از طريق مشاركت و عقل گرايی

تصميم گرفتند در جهت ارتقای جايگاه سازمان كنفرانس اسلامی در صحنه بين المللی از طريق گفت وگو و همكاری با كليه نهادها و سازمان های ذی ربط بين المللی، اقدام لازم را مبذول دارند و از دبيركل درخواست كردند برای بسط هر چه بيشتر اين قبيل تعاملات، گزارش يافته های خود به دول عضو را ارائه كرده و علاوه بر آن از نمايندگی های خارجی خود به ويژه نمايندگی های دائم در نيويورك و ژنو درخواست كردند در جهت افزايش هماهنگی و انجام رايزنی های مستمر در كليه مسائل حائز اهميت برای جهان اسلام بكوشند.

نقش فزاينده سازمان كنفرانس اسلامی در محيط جديد بين المللی و نياز سازمان به بازنگری و عقلايی ساختن دستور كار خود و اجرايی كردن قطعنامه های خويش را مورد تاكيد قرار دادند و تصميم گرفتند اجلاس كارشناسی مقامات ارشد خود را در اواسط سال 2003 جهت تحقق اين هدف برگزار نمايند.


ترجمه رضا سادات: سايت السهاء كاملا شسته رفته و عاری از گناه به نظر می رسد. اين سايت اينترنتی كه در ابوظبی مستقر است بولتن هايی را ارائه می دهد كه عربی زبان ها در آن همسريابی می كنند و به انتقال اخبار در مورد ورزش، سياست و معنای واقعی جهاد می پردازند. پس از حملات يازدهم سپتامبر اف بی آی و سيا از نزديك اين سايت را زير نظر داشته اند و آن را نوعی سيستم پيش اخطار در زمينه تروريسم و حملات تروريستی می پندارند. دليلش هم مشخص است: نهم سپتامبر 2001 يعنی تنها دو روز قبل از حملات تروريستی يازدهم سپتامبر پيامی روی اين سايت ظاهر شد كه ادعا می كرد طی دو روز بعد حادثه شگفتی ساز بزرگی در ناحيه اسير عربستان سعودی به وقوع خواهد پيوست. اسير ناحيه ای دورافتاده و كوهستانی است كه ريشه اكثر عوامل شركت كننده در حوادث يازدهم سپتامبر به آن جا بازمی گردد.

هفته پيش بود كه نيوزويك مطلع شد نهادهای امنيتی ايالات متحده از ملاحظه عبارتی منظوم و شعرگونه در سايت السها بيش از حد معمول دچار نگرانی شدند. در اين عبارت آمده بود: «برادران به هوش باشيد. طی 48 ساعت آينده حملات جديدی در راه است.» در ادامه آمده بود: «همه مسلمانان معتقد در نيويورك، بوستون و ساير شهرهای سواحل شرقی آمريكا بايد اين مناطق را ترك كنند.» آنچه مطرح بود آنكه آيا اين عامل محركه هسته های خاموش بود تا وارد عمل شوند؟ آيا حادثه هرج ومرج آفرين ديگری می رفت در نواحی پرجمعيت كريدور شمال و جنوب آمريكا به وقوع پيوندد؟ متخصصان امور مبارزه با تروريسم ابراز ترديد می كردند. اف بی آی و سيا به جز اين پيام هيچ گزارش ديگری كه مويد وقوع حملات تروريستی باشد دريافت نداشته بودند و تحليلگران اطلاعاتی اين نكته را نيز از نظر دور نداشته بودند كه ممكن است تروريسم برای ايجاد وحشت عمومی در حال ارائه اخبار و اطلاعات دروغين باشند.

اين در حالی بود كه سطح تهديدات تروريستی دوباره افزايش يافته بود. رمزگشايی از مكالمات تلفنی و اطلاعات به دست آمده از ماهواره های جاسوسی نشان می داد عوامل پراكنده القاعده در سراسر جهان در حال طراحی برای انجام اقدامی جديد هستند. هر روز صبح جورج بوش رئيس جمهور آمريكا خلاصه گزارشی در مورد تهديدات تروريستی دريافت می كند، گزارشی خلاصه و دسته بندی شده ای از اخبار متفاوتی كه به دست آمده است. برخی كمرنگ به نظر می رسند و برخی ديگر دور و نامحتمل. در اين بين برخی چون توده ای از آتش برافروخته در شب جلب توجه می كنند. چهارشنبه گذشته صدايی نهيب از الجزيره به گوش رسيد و چهره ای كه اين نهيب از او به گوش می رسيد كسی نبود جز ايمن الظواهری، آن دكتر مصری تباری كه از ديرباز به عنوان دست راست بن لادن عمل كرده و عموما او را به عنوان مغز متفكر القاعده می شناسند. گمان می رود او در يك غار پنهان شده باشد اما به همان اندازه گذشته خروشان به نظر می آمد. ميليون ها آمريكايی و يهودی تنها زبان زور را می فهمند. آنها فقط بازگشت تابوت ها، منافع از دست رفته، برج های سوخته و اقتصاد درهم شكسته را درك می كنند. اين پزشك پيام خود را روی نوار ويدئويی مخدوشی ضبط كرده بود كه با اين جملات آغاز می شد: «مسلمانان عزيز، برادران مجاهد شما در حال تعقيب دشمنان شما و مترصد نابودی آنهايند... روزهايی كه از پی می آيد حامل اخبار خوبی است كه آلام دل شما را تسكين می بخشد.»

او از چه اخباری سخن می گويد: «كارشناسان مبارزه با تروريسم در سيا و اف بی آی هيچ چيز را به شانس وانمی گذارند. آنان هشدار دادند جنگ با ترور در حال ورود به فازی جديد و به مراتب عميق تر است. اين هشدارها در يكی از اسناد داخلی اف بی آی اين گونه توصيف شده است: «تهاجمات جهانی هماهنگ بهاره / تابستانه». در اين سند پيش بينی شده احتمال تلاشی برای انجام حملات عليه قلمرو آمريكا وجود دارد... كه ممكن است طی 30 تا 90 روز آينده به وقوع بپيوندد.» اطلاعات به دست آمده از افراد بازداشت شده از احتمال هدف قرار گرفتن سيم حمل ونقل زيرزمينی شهرهای آمريكا حكايت دارد. بر اساس اظهارات يكی از مقامات ارشد قضايی ـ امنيتی برخی از عوامل القاعده در ايالات متحده كه به همكاری با نهادهای امنيتی ايالات متحده رغبت نشان داده اند از طرح های احتمالی آتی پرده برداشته اند. نهادهای اطلاعاتی به ويژه در مورد يك رابط كانادايی و ارتباطات او ابراز نگرانی می كنند. يكی از رهبران حملات اوايل ماه ميلادی گذشته به رياض فردی به نام عبدالرحمن جباره بود كه پاسپورت كانادايی دارد. يكی از اسناد اطلاعاتی انگلستان نشان می دهد هسته تروريستی ای كه طرح نافرجام بمب گذاری فرودگاه لس آنجلسی در جشن های هزاره جديد را از خاك كانادا طراحی كرده بود هنوز فعال است. در برخی از گفت وگوها و مراوداتی كه عوامل شنود آمريكا آنان را ثبت و ضبط كرده اند برخی از هواداران القاعده از اينكه در حملات اخير به عربستان سعودی و مراكش تعداد قربانيان مسلمانان از غربی هايی كه در اين حملات كشته شدند بيشتر بوده ابراز تأسف شده است.

همين حملات برای افزايش نگرانی سياستگذاران و اصحاب دنيای سياست كافی بود. شورای امنيت داخلی، كميته ای ارشد و متشكل از مقامات ارشد دولت كه در سطح وزيران كابينه تشكيل می شود و به طور معمول به بررسی سطح آمادگی كشور در برابر تهديدات می پردازد تصميم گرفت سطح رسمی تهديدات را به وضعيت نارنجی ارتقا دهد. اين بدان معنا است كه احتمال وقوع حملات تروريستی بسيار بالاست. يكی از مقامات ارشد امنيتی آمريكا در اين رابطه می گويد: «اين وضعيت به شكل عجيبی مشابه شرايطی است كه درست قبل از وقوع حملات يازدهم سپتامبر وجود داشت.» دوباره سر خانه اول هستيم. اين چهارمين بار طی يك سال گذشته است كه دولت بوش وضعيت امنيتی را از زرد به نارنجی ارتقا داده است. در پی آن اخبار اميدواركننده ای از راه رسيد: دستگيری كسانی چون خالد شيخ محمد كه گفته می شود رهبر عملياتی القاعده است و با بهت و ناباوری، با چشمانی خواب آلود و ورم كرده در آپارتمان محل اختفای خود اوايل ماه مارس در كراچی پاكستان بازداشت شد. جنگ عراق آغاز شد و به پايان رسيد بی آنكه حمله تلافی جويانه ای در كار باشد. بوش كه بر فراز عرشه ناو هواپيمابری ايستاده بود اعلام داشت: «القاعده زنده است و نفس می كشد.»

آمريكايی ها در تلاشند به افكار جهانی بقبولانند تروريست ها چون غول های داستان های ترس آور در حال قيام از قبور خود هستند. حال و هوای موجود انسان را دچار خطا می كند. به واقع ايالات متحده درگير جنگی آرام و كثيف شده كه برای سال ها در جريان بوده است. سلاح آمريكا تكنولوژی (ماهواره های جاسوسی، تجهيزات پيشرفته استراق سمع، كامپيوترهای رمزی)، هوشياری و هماهنگی دقيق بين نهادهای دولتی رقيب بوده كه تا پيش از يازدهم سپتامبر خود معضلی بزرگ و وجوهی بود كه اينجا و آنجا خرج شد تا در دستگاه های امنيتی خارجی برای خود دوستی بيابيم. گفته می شود بودجه محرمانه دستگاه های امنيتی طی دو سال گذشته افزايش 50 درصدی داشته است. پيشرفت های به دست آمده كند بوده است. ريچاردهاس مدير سابق اداره برنامه ريزی وزارت دفاع می گويد: «اين درست به مثابه مبارزه با يك بيماری است. شما به ندرت به پيروزی ای دايمی يا كامل دست می يابيد.» در اطاقی شلوغ و در هم كه با تحليلگرانی كه با چهره های گرفته به صفحه كامپيوترها خيره شده اند پر شده، مركز جديد التأسيس بررسی تهديدهای تروريستی در دفاتر مركزی سيا در لانگلی ويرجينيا، كارشناسان سعی می كنند نقاط پراكنده و به ظاهر نامربوط را به يكديگر ربط دهند.

حملات تروريستی رياض كه موجبات مرگ جمعی تعدادی از اتباع مسلمان اين كشور را در پی داشت موجبات شگفتی تحليلگران مركز بررسی تهديدات تروريستی كه با نام اختصاصی TTIC شناخته می شود فراهم آورد. در حالت معمول عربستان سعودی مركز جلب نيرو و تأمين هزينه های مالی القاعده و نه يكی از اهداف اين گروه بود. تامين اين حملات كه به مرگ 24 تن از جمله هشت آمريكايی منجر شد اين بود كه روابط سرد واشنگتن با رژيم سعودی را جان دوباره ای بخشيد. يكی از مقامات ارشد كشوری عرب از همسايگان سعودی به مذاكراتی اشاره می كند كه بين تندروهای عربستان سعودی كه خواستار سركوب شبكه القاعده هستند و ميانه روها اشاره می كند كه طرفدار كنار آمدن با اين شبكه هستند. اين مقام می گويد: «پس از آنچه در رياض حادث شد تندروها غالب شدند.» اميرنايف وزير امور خارجه سعودی كه زمانی حضور القاعده در پادشاهی سعودی را رد می كرد و حملات يازدهم سپتامبر را به يهوديان نسبت می داد اكنون به طور نزديك با سيا و اف بی آی همكاری می كند. آنان درصدد شناسايی پنج تا شش هسته خاموش القاعده هر يك متشكل از 12 تا 20 عضو هستند كه گمان می رود در عربستان سعودی پنهان شده اند. پس از جنگ عراق، القاعده فرصت يافت از بين جوانان مذكر خشمگين عرب برای هدف قرار دادن ميليون مهاجم نيرو جذب كند. مقامات اطلاعاتی هشدار می دهند هيچ تضمينی وجود ندارد عوامل القاعده بر تسليحات هسته ای و بيولوژيك رازگونه صدام حسين - كه هنوز كشف نشده اند - دست نيافته باشند. همه عوامل جذب شده جديد كارآمد نيستند.

مقامات اطلاعاتی بريتانيا می گويند در حملات كازابلانكا برخی از بمبگذاران به نظر می رسد اهداف اشتباهی را هدف رفته اند. به ادعای اين منابع بمبگذارانی كه كافه تريا اسپانيايی را هدف قرار دادند دچار خطا شده بودند. هفته گذشته سه مراكشی از پست بازرسی پروازی كه فرودگاه جده را ترك می گفت گذشتند. مقامات امنيتی يكی از آنان را كه نامش در فهرست تروريست های تحت تعقيب بود شناسايی كردند. هرسه به بازداشت درآمدند در حالی كه مشخص شد هرسه چاقو به همراه داشته و احتمالا قصد هواپيماربايی داشتند. بدتر آنكه در حملات كازابلانكا گروهی ناكار آزموده و بدوی موفق شدند با بمب های دست ساز حمله ای از پيش طراحی شده را انجام دهند كه از بين 14 بمبگذار 12 نفر در انجام ماموريت خود موفق بودند. القاعده هميشه مجموعه سلسله مراتبی است. يكی از تحليلگران اف بی آی می گويد هسته مراكشی هر چند از سوی القاعده تغذيه می شده اما گروهی مطرود بوده است. اكنون مامورين امنيتی در حال جست وجو برای يافتن حيطه قدرت و فعاليت های روحانی ای هستند كه بخش اعظم وقت خود را در لندن سر می كند. ماموران اف بی آی اعتقاد دارند امام جماعت يكی از مساجد لندن، شخصی به نام ابوقطا كه اغلب در مسجد فيتربری پارك رفت و آمد دارد در حملات اخير نقشی بيش از الهام بخش داشته و شايد در روند سازماندهی حملات دخيل بوده است.

براساس يكی از اسناد اطلاعاتی بريتانيا ابوقطا در اواسط دهه 90 ميلادی فتوايی صادر كرده بود كه در آن قتل عام زنان و كودكان الجزايری توسط گروهی راديكال به جماعت اسلامی مسلح يا GIA مشروع دانسته شده بود. مقامات اردنی ابوقطا را در طرح نافرجام حملاتی كه همزمان با جشن های هزاره سوم قرار بود عليه تروريست های آمريكايی انجام شود شريك جرم می دانند. فرانسوی ها می گويند امام مسجد لندن رهبر روحانی و منبع الهام بخش به عاملان اجرای طرح های تروريستی در استراسبورگ و پاريس به سال 2000 است و هجده نوار ضبط شده از وعظ های او در آپارتمان محمدعطا، رهبر عمليات هواپيماربايی يازدهم سپتامبر در هامبورگ كشف شد. در حال حاضر يكی از اضطراری ترين سوال هايی كه برای آمريكايی ها مطرح است اينكه آيا القاعده در داخل آمريكا فعال است. پاسخ اين سوال مثبت است. يك مقام ارشد امنيتی آمريكا می گويد تنها چيزی كه می توان با اطمينان در موردش سخن گفت اين است كه آنان در خاك آمريكا فعالند. القاعده با شكيبايی در حال كار كردن روی روش های نفوذ به خاك آمريكا همگام با افزايش تمهيدات امنيتی در مرزهای ايالات متحده بوده است. القاعده از ديرباز در حال بررسی نقاط آسيب پذير ايالات متحده بود و پس از اشغال افغانستان سربازان آمريكايی در غارهای محل اختفای اعضای القاعده جزواتی را يافتند كه به تشريح نقاط ضعف زيرساخت های آمريكا می پرداخت. القاعده اكنون بر چگونگی رسوخ جاسوسان خود و بمب گذاران انتحاری به داخل قلمرو ايالات متحده متمركز شده است. آنان اكنون در جست وجوی يافتن آمريكاييان آفريقايی تبار ـ كانادايی ها، زنان و سياه پوستان آمريكايی و اعرابی هستند كه پاسپورت های تروتميز دارند يا به عبارتی كسانی كه نامشان در فهرست افراد تحت مراقبت نيست.

با وجود يك ميليون مهاجر قانونی به آمريكا در هر سال و 42 ميليون گردشگری كه هر ساله از ايالات متحده ديدار می كنند يافتن تروريست هايی كه مترصد فرصتی برای نفوذ به خاك ايالات متحده هستند كار دشواری است. در اين راه آمريكا از كمك شايان توجه خارجی ها برخوردار شده است. ميليون ها دلاری كه در جهان غرب توزيع شده سرويس های امنيتی و خبرچين های بالقوه را به همكاری ترغيب می كند. در حالی كه دولت های فرانسه و آلمان پاييز گذشته در سازمان ملل رودرروی ايالات متحده قرار گرفتند و دستگاه های اطلاعاتی اين دو كشور به همكاری خود با سيا و اف بی آی ادامه دادند. يك دليلش اين است كه تهديد القاعده به همين اندازه كه ايالات متحده را تهديد می كند در اروپا نيز جدی است.

نيوزويك


دكتر صادق زيبا كلام: يكی از مباحث مهم در جامعه شناسی سياسی آن است كه ميان حكومت از يك سو و مجموعه ای از نخبگان سياسی، احزاب و تشكل های سياسی، تفكرات و جريانات سياسی و در يك كلام واقعيت های سياسی يك جامعه از سوی ديگر، چقدر فاصله است. حاجت به گفتن نيست كه هر قدر اين شكاف كمتر باشد آن حكومت دموكراتيك تر و منعكس كننده انتظارات، توقعات و خواسته های مردمش است. برعكس اگر حكومت در دنيای خودش باشد و مردم به همراه نخبگان سياسی در دنيای ديگری، به زحمت می توان حاكميت را منتخب واقعی جامعه ای كه بدان حكومت می كند دانست. شايد بتوان با اندكی تسامح و تساهل چنين قياسی را پيرامون سازمان كنفرانس اسلامی از يك سو و جهان اسلام از سويی ديگر به عمل آورد. به سخن ديگر، می توان پرسيد كه اساسا سازمان كنفرانس اسلامی به عنوان يك واقعيت و به عنوان نهادی كه علی القاعده می بايستی از آن انتظار داشت كه منعكس كننده جهان اسلام باشد، چقدر با واقعيت های جهان اسلام و مسلمانان مرتبط است. می توان پرسيد زمانی كه سران كشورهای اسلامی، زمانی كه وزرای خارجه كشورهای اسلامی در تهران، منامه يا قاهره گرد هم می آيند چه ميزان از بحث ها و سخنرانی های شركت كنندگان منعكس كننده مسائل واقعی جهان اسلام است؟ قطعنامه ها، مصوبات و تصميماتی كه در پايان چند روز بحث و گفت وگو در اجلاس های سازمان كنفرانس اسلامی به تصويب می رسند يا در دستور كار قرار می گيرند، چه ميزان منعكس كننده مشكلات، مسائل و دغدغه های واقعی يك ميليارد و چند صد ميليون مسلمان است؟ رهبران و مسئولينی كه به نمايندگی از كشورهای متبوعشان در كنفرانس اسلامی شركت می كنند، چه ميزان می توانند مدعی شوند كه نمايندگی واقعی مردمانشان را برعهده دارند؟ چه تعدادی از شركت كنندگان در سازمان كنفرانس اسلامی منتخب واقعی ملتشان هستند؟

اينكه نمايندگان كشورهای اسلامی شركت كننده چه ميزان منتخب آرای مستقيم مردمشان هستند صرفا يك بحث روشنفكرانه سياسی نيست بلكه تبعات عملی دارد. چرا كه اگر رهبرانی كه در كنفرانس اسلامی شركت می كنند منتخب واقعی ملتشان می بودند، قطعا وضع و حال و سرنوشت سازمان كنفرانس اسلامی به جز اين می شد كه امروز است. 24 دی 1376 يعنی زمانی كه خاتمی به عنوان رئيس جمهور ايران در كنفرانس اسلامی سخن گفت را می بايستی يك استثنای بزرگ دانست. زيرا خاتمی «فرشته»ای بود كه بحق می توانست مدعی شود كه نمايندگی ملت ايران را برعهده دارد و با آرای مستقيم مردم ايران در كنفرانس اسلامی حضور يافته و آنچه می گويد منعكس كننده خواست مسلمانان كشورش است. از آن استثنای تاريخی كه بگذريم، به راستی كدام يك از ديگر رهبران شركت كننده، كدام يك از ديگر اعضای كنفرانس در طول تاريخ آن می توانند مدعی شوند كه وكالت ملتشان را برعهده داشته اند؟ كدام پادشاه، امير، سلطان، نخست وزير يا رئيس جمهورهای علی الاغلب مادام العمر حاكم بر كشورهای اسلامی می توانند مدعی شوند كه به نمايندگی از ملتشان در سازمان كنفرانس اسلامی سخن می گويند؟

همانطور كه پيشتر گفتيم، فقدان نمايندگی واقعی از سوی مسلمانان صرفا يك بحث آكادميك روشنفكرانه نيست بلكه تبعات عملی مستقيمی بر سرنوشت و جايگاه سازمان كنفرانس اسلامی دارد. چرا كه اگر شركت كنندگان كنفرانس اسلامی به واقع منتخب ملت های اسلامی می بودند، علی القاعده دردها، مشكلات، مسائل، انتظارات، توقعات و آرزوهای موكلينشان را در كنفرانس اسلامی منعكس می كردند. اما واقعيت آن است كه بخش عمده ای از آنچه كه توسط شركت كنندگان در كنفرانس اسلامی مطرح می شود، كمتر ارتباطی با مسائل واقعی مسلمانان و دنيای اسلام پيدا می كنند. اكثر مسائلی كه در طول كنفرانس مطرح می شوند به علاوه مصوبات قطعنامه های پايانی كنفرانس و تصميمات متخذه اكثرا كليشه ای، قالبی، شعارگونه و تكرار مكررات هستند. بدون آنكه تلاشی از سوی سازمان صورت گيرد تا مشكلات واقعی جهان اسلام را منعكس كرده و پيرامون آن به بحث و گفت وگو بنشينند. كنفرانس اسلامی همواره خواسته است كه در عرصه بين المللی تأثيرگذارتر بوده و در عرصه جهانی جدی تر گرفته شود. اما به مصداق: ذات نايافته از هستی بخش/ كی تواند كه شود هستی بخش. وقتی مردم كشورهای اسلامی نسبت به عملكرد و جايگاه اين سازمان بی تفاوت بوده و اهميتی به آن نمی دهند، چگونه می توان اين انتظار منطقی را داشت كه كشورها و ملل ديگر به اين سازمان اهميت دهند؟ از زمان پيدايشش تا به امروز همواره دو طيف اصلی بر كنفرانس حاكميت داشته. يك طيف اكثريت كه طرفدار غرب است و از ناحيه رهبران كشورهای اسلامی متمايل به غرب اعمال می شود و يك اقليت راديكال كه شامل آن دسته از كشورهای اسلامی می شود كه دارای رژيم های راديكال ضدغربی است. چه طيف طرفدار غرب و چه طيف ضدغرب كمتر توانسته اند منعكس كننده خواسته ها و تحولات واقعی كشورهای اسلامی باشند. تكليف طيف غرب گرا مشخص است. بسياری از آنان امروزه مواجه با امواج گسترده نارضايتی مسلمانان اصول گرا يا بنيادگرا شده اند كه تحت پوشش مبارزه با تروريسم و محكوم كردن تروريسم، همواره تلاش كرده اند تا از طرح مسائل جدی و واقعی جهان اسلام و كشورهای متبوعشان طفره روند. طيف راديكال ضدغرب نيز اگرچه تلاش می كند تا كنفرانس اسلامی را به اتخاذ مواضع راديكال تر ضد غربی سوق دهد، اما آنان نيز به گونه ای ديگر چشم بر روی مشكلات و مسائل واقعی جهان اسلام فرو بسته اند.

راديكال های جهان اسلام هنوز در فضا و گفتمان عصر جنگ سرد به سر می برند. در نتيجه آنان نيز به گونه ديگری از رويارويی و درك مشكلات و مسائل واقعی جهان اسلام باز مانده اند و در عوض در فضايی از غرب ستيزی، صهيونيست ستيزی و آمريكاستيزی فرو رفته اند. جهان اسلام ظرف دو دهه گذشته با مشكلات عميق سياسی، اجتماعی، اقتصادی، فكری و فرهنگی عديده ای روبه رو بوده است. ظهور امواج گسترده اصولگرايی يا بنيادگرايی اسلامی، نفوذ و تاثيرات گسترده گفتمان سياسی و اجتماعی غرب، جهانی شدن، ماهواره و ارتباطات مدرن، مسئله دموكراسی، آزادی بيان و انديشه، حكومت های انتخابی، مسئله زنان و اقليت ها، مهاجرت نيروهای متخصص مسلمان به غرب، فروپاشی نظام دو قطبی عصر جنگ سرد و تاثيرات و تبعات آن بر كشورهای اسلامی، مسئله برخورد تمدن ها، رويايی ميان اسلام و غرب و بسياری از مسائل ديگر كه به هر حال بخش های قابل توجه ای از مسلمانان را به خود مشغول داشته، كمتر نمود و اثری در كنفرانس اسلامی داشته. گويی اين مسائل و مشكلات در كره ديگری يا در جهان ديگری يا در آمريكای لاتين به وجود آمده اند و ارتباطی با جهان اسلام پيدا نمی كنند. واقعيت آن است مادام كه اعضا و شركت كنندگان كنفرانس اسلامی نمايندگی رژيم ها و حكومت هايی را بر عهده دارند كه ارتباطی با مردمانشان ندارند، وضعيت و جايگاه اين سازمان بهتر از اين نخواهد بود. راه پيشبرد و ترقی سازمان كنفرانس اسلامی، راه با اهميت ساختن آن از معبر دشوار اصلاحات و توسعه سياسی در كشورهای اسلامی می گذرد. مادام كه يك ميليارد و چند صد ميليون مسلمان فاقد رأی، فاقد مشاركت سياسی و فاقد قدرت تصميم گيری و تاثيرگذاری بر سرنوشتشان باشند، فقط يك «فرشته» و يك «معجزه» می تواند منشاء اثر و تغيير و تحولی جدی در سازمان كنفرانس اسلامی باشد.


عليرضا باقری ده آبادی: سياستمدار جوان و اغلب خندان انگليسی كه ژست های سياسی و نمادين او در جريان بحران عراق وی را به چهره دوم خبری جهان مبدل ساخت، امروز با دشواری ها و انتقادهای فراوانی در داخل مواجه است. تونی بلر، نخست وزير انگليس را شايد بتوان در برهه ای از زمان با همتای سياسی او يعنی مارگارت تاچر مقايسه كرد. تاچر نخستين زن بريتانيايی بود كه در سال 1979 به رهبری حزب محافظه كار و سپس به مقام نخست وزيری انگلستان رسيد. وی به ياری دو تن از وزيران برجسته كابينه اش مسئله زيمبابوه را حل كرد و در كشمكش فالكلند هيچ گونه سازشی را با دولت نظامی آرژانتين بر سر مالكيت جزاير مزبور نپذيرفت. اين موضع كه مورد حمايت آمريكا نيز بود، وی را سياستمداری نرمش ناپذير و قاطع نشان داد تا جايی كه در نتيجه همين سياست ها حزب محافظه كار به رهبری او با اكثريت قاطع آرا و برای اولين بار در قرن گذشته در سه دوره پياپی انتخاباتی در اين كشور پيروز ميدان شد. به همين دليل شهرت و آوازه او از مرزهای انگليس نيز فراتر رفت و به بانوی آهنين معروف گشت. تونی بلر را شايد بتوان از حيث سياست های همسو با دولت آمريكا دست كم در مسئله بحران عراق كه از اهميت فراوانی برخوردار بود با تاچر مقايسه كرد و به همين دليل در آغاز بحران عراق طبق نظرسنجی صورت گرفته در آمريكا، توانست جايگاه رفيعی را به خود اختصاص دهد تا حدی كه منتقدين ضدجنگ او در داخل از وی به عنوان وزير امور خارجه ايالات متحده ياد كردند. اما شرايط بين المللی و به ويژه اروپا در مقايسه با سال های گذشته بسيار شكننده شده است.

اروپای يك پارچه گذشته كه انگليس نقش برجسته ای در راهبردهای كلان آن داشت امروز در اتخاذ سياست های اساسی دچار انشقاق شده است. تونی بلر در حالی از سوی محافل داخلی و شركای حزبی خود مورد انتقاد قرار گرفته كه هنوز مسئله عراق پايان قطعی نيافته است. درك اين شرايط از آن رو دارای اهميت است كه اگر انگلستان در دوران تاچر وارد كشمكش در حوزه های خارجی شد در واقع به نوعی منافع ملی و ارضی آن كشور به طور مستقيم در مخاطره بود، لذا پيروزی در آن ميادين برای مردم انگليس نوعی افتخار ملی محسوب می شد اما اوضاع كنونی و شرايط داخلی انگليس آن قدر از نظر سياسی و اقتصادی متفاوت است كه بلر را به اعتراف برخی اشتباهات وادار نمايد. هم اكنون اعضای جناح چپ حزب كارگر به خاطر سياست های داخلی بلر در زمينه خصوصی سازی و موضوع عراق به شدت ناراضی هستند و 53 نفر از آنها با امضای طرحی پارلمانی بلر را به چالش كشيده اند. در زمينه اقتصادی سنديكاهای كارگری نيز بر مخالفت خود افزوده اند و با توجه به اين مطلب كه سطح فقر در دوران بلر بيشتر از دوران تاچر شده و همچنين ضريب نابرابری درآمدها در جامعه انگليس از 29 درصد در زمان تاچر به 35 درصد در دوران بلر رسيده، اين مخالفت ها در حال عميق تر شدن هستند. در اين رابطه پاسخ به اين پرسش كه چرا جورج بوش پيش از حمله آمريكا به عراق نزد مردم آمريكا از محبوبيت كمتری برخوردار بود و بلر نزد مردم كشور خود دارای محبوبيت بالاتری بود اما پس از خاتمه بحران عراق اين مسئله كاملا بر عكس گرديده، به خوبی نشان دهنده تاثير شرايط داخلی بر ميزان اقبال مردم اين دو كشور به روسای خود است. از همين رو شايد بتوان وضعيت جديد را از اين زاويه نيز تحليل كرد كه حادثه يازده سپتامبر كه برای مردم و رهبران سياسی آمريكا سرمنشا بسياری از تحولات و مخاطرات داخلی بود، تفوق نظامی آمريكا بر طالبان و صدام توانست مقداری از آلام آنها را التيام بخشد و چشم انداز اميدواركننده ای را برای جورج بوش و حزب متبوع او نويد دهد امری كه در خصوص انگليس و به ويژه برای شخص بلر متفاوت است.

به رغم تمامی مطالب فوق نبايد ارج گذاری مقامات آمريكايی را نسبت به تونی بلر فراموش كرد، در حالی كه بلر از ديدگاه مردم كشورش فردی نامحبوب محسوب می شود، كنگره آمريكا قرار است به زودی مدال افتخار آن كشور را به خاطر همراهی با سياست های واشنگتن در جنگ عليه عراق و افغانستان به او عطا كند. در اين ميان تحرك جديد محافظه كاران در داخل پارلمان كه همراهی بخشی از حزب كارگر را با خود دارد يكی ديگر از نشانه های مشكلات داخلی بلر است كه فشار فزاينده ای را برای ادای پاره ای از توضيحات مشكل به او وارد كرده است. رهبر حزب محافظه كار انگليس در هفته جاری برای نخستين بار فاش كرد كه نسبت به مشروع بودن تهاجم نظامی به عراق در چارچوب حقوق بين الملل ترديد پيدا كرده است. اين در حالی است كه رای مثبت نمايندگان اين حزب اپوزيسيون در پارلمان انگليس در واقع برگ برنده دولت كارگری برای كسب حمايت مجلس عوام از مشاركت ارتش بريتانيا در اقدام نظامی عليه عراق بود. اين تناقض آشكار در مواضع حزب محافظه كار بيش از آنكه ناشی از مواضع حزبی باشد، مويد بروز مشكلات و انتقادهايی است كه در عرصه جامعه از سياست های تونی بلر می شود و حزب محافظه كار قصد بهره برداری از آن را دارد. موضوعی كه دست كم تا چند ماه پيش بسيار دشوار بود. چرا كه مارگارت تاچر چندی پيش با ابراز همدردی با ايان دانكن اسميت رهبر به شدت متزلزل حزب محافظه كار كه نهاد سياسی تحت رهبريش روند نزولی محبوبيت را در افكار عمومی داشت از مشكلات اين حزب ابراز نگرانی كرده و گفته بود مسئله اصلی حزب محافظه كار در دوران تنزل آن است كه تونی بلر و حزب كارگر بيش از اندازه خود را شبيه ما نشان می دهد. شايد به همين دليل باشد كه بلر را پس از سال ها، احياگر حزب كارگر لقب داده اند. امری كه شرايط آينده ميزان تحقق آن را بهتر نشان می دهد.


نخست وزير ايتاليا: بوش حمله نمی كند

سيلويو برلوسكونی رئيس جمهور ايتاليا به نقل از جورج بوش در جمع «گروه 8» فاش كرده است كه هدف آمريكا حمله به ايران نيست. سيلويو برلوسكونی در يك كنفرانس مطبوعاتی در شهر اويان فرانسه درباره نشست «گروه 8» توضيح داد و گفت: «در اين نشست امكان وجود سلاح های هسته ای در ايران مورد بحث و بررسی قرار گرفته و در اين بين جورج بوش به طور صريح ايده حمله آمريكا به ايران را بی اساس خوانده است. » خبرگزاری رويتر می افزايد، اين در حالی است كه روابط سياسی ايران با آمريكا پس از انقلاب اسلامی سال 1357 قطع و آمريكا، ايران و دو كشور كره شمالی و رژيم سابق عراق را به سركردگی صدام حسين، جزو محور شرارت قرار داده و مدعی است كه ايران در جهت رسيدن به سلاح های كشتارجمعی تلاش می كند.

به دنبال برقراری دموكراسی

آمريكا از سازمان كشورهای آمريكايی (OAS) خواست تا همكاری همه جانبه ای را برای برقراری دموكراسی در ايران انجام دهند. كالين پاول وزير امور خارجه آمريكا در مجمع عمومی ساليانه OAS كه در شيلی برگزار شده بود، گفت: «بايد با تروريست ها و قاچاق مواد مخدر مقابله شود. » پاول افزود: «دولت من سعی می كند كه با متحدان خود در OAS روش هايی را برای برقراری دموكراسی در كوبا جست وجو كند. » وی تصريح كرد: «تجربيات من در ربع قرن گذشته در اين نيم كره از جهان و در كل جهان نشان می دهد كه نظام ديكتاتوری نمی تواند در مقابل آزادی مقاومت كند. » پاول در ادامه سخنان خود افزود: «حقوق بشر در كوبا رعايت نمی شود. براساس آمار به دست آمده تعداد مخالفانی كه بيش از 28 سال زندانی شده اند، 75 نفر است و 3 نفر از مخالفان هم اعدام شده اند. » وی تصريح كرد: «آمريكا برای برقراری دموكراسی در ايران و كره شمالی هم تلاش می كند و فعاليت های آمريكا فقط به قاره آمريكا محدود نمی شود.

رفع كسالت آيت الله جنتی

آيت الله جنتی دبير شورای نگهبان كه اخيرا در پی كسالتی (عمل جراحی صفرا) بستری شده بود، به دنبال رفع كسالت و بهبودی شرايط عمومی، فعاليت خود را پس از چند روز استراحت آغاز كرده و در جلسه اخير شورای نگهبان حضور يافت. يك منبع مطلع در اين خصوص به خبرنگار همشهری گفت: كسالت ايشان جزئی بوده است و اكنون با رفع كسالت جای هيچ گونه نگرانی وجود ندارد و ايشان فعاليت مجدد خود را از سر گرفته اند. جمعی از مقامات كشور طی روزهای اخير از آيت الله جنتی عيادت كردند.

ايجاد ثبات در منطقه خزر

نورسلطان نظربايف رئيس جمهوری قزاقستان خواستار ايجاد ثبات در منطقه كاسپين شد. وی تصريح كرد كه عدم استفاده از نيروی نظامی در منطقه كاسپين ممكن است يك نكته كليدی برای ايجاد ثبات در منطقه باشد. ايلنا به نقل از منابع خبری روسی گزارش داد نظربايف همچنين پيشنهاد كرد كه برای يك ساختار ضدتروريستی در منطقه كاسپين گفت وگو شود. مشكل ايجاد يك رژيم قانونی در منطقه دريای كاسپين بسيار جدی است. اخيرا مواضع آذربايجان، روسيه، قزاقستان در مورد رژيم حقوقی اين منطقه به هم نزديك تر شده است، اما هنوز با ايران و تركمنستان به توافق نرسيده اند.

استراو: توافق نداريم

جك استراو وزير امور خارجه انگليس اعلام كرد كه انگليس و آمريكا در خصوص مقابله با ايران با هم توافق ندارند. استراو در كميته روابط امور خارجه پارلمان گفت: انگليس و آمريكا يك عدم تفاهم محترمانه در مورد مسئله ايران دارند. استراو گفت: علی رغم موضع گيری سخت تونی بلر نخست وزير انگليس در مورد ايران، انگليس خواستار تغيير رژيم در ايران نيست. اين سخنان استراو به دنبال افزايش فشار واشنگتن بر تهران است. آمريكا ايران را متهم به توسعه برنامه های توليد سلاح های اتمی و كشتارجمعی و نفوذ در عراق كرده است.

هشدار برمر در مورد نفوذ ايران

پل برمر حاكم آمريكايی عراق نسبت به افزايش نفوذ ايران در بين مردم عراق به ايران هشدار داد. برمر گفته ما مطمئن هستيم كه عناصری از ايران در امور عراق مداخله می كنند. ايرانيان خودشان می دانند كه اين كار را انجام می دهند و آنها می دانند كه ما از اين كار آنها ناراضی هستيم و آنها بايد به اين كار خود خاتمه دهند. در عين حال احمد چلبی رهبر حزب كنگره ملی عراق و ديگر رهبران احزاب سياسی به كميته روابط خارجی آمريكا گفتند كه از زمانی بترسيد كه نفوذ ايرانيان در بين مردم عراق افزايش يابد.

اروپا و آمريكا: توافق داريم

ديپلمات های اتحاديه اروپا اعلام كردند كه پس از مذاكره هفته گذشته با تهران و سوال در مورد برنامه های هسته ای تهران هنوز متقاعد نشده اند و با واشنگتن در مورد افزايش فشار بر ايران و انجام بازرسی های دقيق تر موافق هستند. روزنامه فايننشال تايمز نوشت بين واشنگتن، لندن، پاريس، برلين در مورد افزايش فشار بر ايران و وادار كردن مقامات ايران برای پذيرش بازرسی دقيق تر در مورد برنامه های هسته ای ايران توافق ايجاد شده است. ديپلمات های اتحاديه اروپا اعتقاد دارند كه همكاری نزديك با واشنگتن باعث می شود، برنامه های هسته ای ايران متوقف و از ايجاد شكاف بين ايران و اتحاديه اروپا بر سر مسئله ايران ممانعت شود.

صدام فقط سكوت كرده بود

به گفته علا البشير پزشك ويژه صدام حسين رئيس جمهور سابق رژيم بعث عراق، صدام مدت هاست در حالت افسردگی شديد به سر می برد. البشير به عنوان نزديك ترين رازدار صدام و ماهرترين جراح پلاستيك عراق در زمان جنگ ايران و عراق سال های 88 ـ 1980 صدام را كه از ناحيه صورت و دست زخمی شده بود، تحت جراحی پلاستيك قرار داد به طوری كه هيچ اثری از جراحات بر پوست وی نمانده بود. دكتر البشير در گفت وگو با روزنامه زمان چاپ تركيه با اشاره بر اينكه 35 سال است صدام را می شناخته گفت كه مرگ يا زندگی انسان هايی كه صدام آنها را دوست نداشت وابسته به زمزمه ای بود كه بر لب می راند اگر او دلش می خواست می توانست دستور دهد كه بلافاصله كسی را بكشند. مردم به او مانند كسی می نگريستند كه فقط كافی بود صدام به كسی بگويد بمير و آن شخص حتما كشته می شد. پزشك صدام با بی حد خواندن قدرت صدام اظهار داشت كه اگر اين قدرت در اختيار بلر نيز بود او نيز صدام می شد. پزشك صدام كه هشت بدل صدام را جراحی پلاستيك كرده و آنها را به شكل صدام درآورده است ضمن تأكيد بر اينكه در مورد جزئيات جراحی ها چيزی نخواهد گفت افزود: «مسائلی وجود دارد كه اگر گفته شود آب های روان نيز از حركت بازمی ايستند.» به گفته البشير صدام در روزهای آخر از او خواسته تا در مورد نظر مردم درباره ماندن صدام بر رأس قدرت بررسی انجام دهد و زمانی كه علا گفته كه كمتر از 20 درصد مردم حامی صدام بوده و بقيه آرزو می كنند او سقوط كند، صدام فقط سكوت كرده است. البشير می گويد اگر وضع طور ديگری بود صدام مطمئنا او را به خاطر بازگو كردن چنين واقعيتی اعدام می كرد اما برای اولين بار رئيس جمهور عراق فقط سكوت كرده و در افكارش فرو رفته است. پزشك ويژه صدام در دانشگاه بريستول انگليس دوره پنج ساله ای را برای تخصص در حساس ترين جراحی های پلاستيك صورت گذرانده و تنها پزشك عراقی عضو آكادمی جراحان پلاستيك جهان است.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو