Persian Archive

تهران باران زده در روزهای پايانی بهار برای هيأت های شركت كننده در سی امين اجلاس وزرای خارجه كشورهای اسلامی چنان جذاب بود كه وزير امور خارجه سودان را به وجد آورد تا به خبرنگار ايرانی بگويد كشور زيبايی داريد. گرچه باران بهاری تهران همچون گردهمايی وزرای خارجه كشورهای عضو سازمان كنفرانس اسلامی نحيف و كم رمق بود اما برف نابهنگام و تند دومين روز اجلاس سران كنفرانس اسلامی در پاييز 1376 را به ياد می آورد كه ناگهان ساختمان اجلاس سران را سفيدپوش كرد و فرصتی فراهم آورد تا رهبران كشورهايی كه از اقصی نقاط جهان گردهم آمده و بسياری در سرزمين هايشان در حسرت باران و برف بودند پشت پنجره ها جمع شوند و با حيرت شهری را تماشا كنند كه قرار بود ام القرای جهان اسلام شود. شهری كه در آن شتری نمی رفت و كوير و خاك برپا نبود و نم خليج فارس صورتی را خيس نمی كرد...


در خانه ای كه همه چيز از حكومت رنگ سرخ صحبت می كند، نويسنده از آداب و آيين سر بريدن سخن می گويد. صدای ناله شمشير و روايت توهم زورمند بودن، ذهن صفحات را گيج كرده و تو باقی می مانی با رمانی كه حالا به پايان رسيده است: سيماب و كيميای جان. رمانی ديگر از رضا جولايی كه توسط نشر افق، منتشر شده است. جولايی متولد 1329 در تهران است. او كه نخستين كارهايش را به صورت تفننی در مجله فردوسی منتشر كرده است، در سال 61 با چاپ رمان «سلسله پشت كمانان» به خيل نويسندگان حرفه ای می پيوندد. از اين سال تا به كنون او آثاری مانند: سوءقصد به ذات همايونی، جامه به خوناب، نسترن های صورتی و. . . را به چاپ رسانده است. سيماب و كيميای جان آخرين داستان منتشر شده وی است. او می گويد: «فكر نوشتن اين رمان در سال 78 به ذهنم آمد و از سال 79 شروع به نوشتن آن كردم و در سال 81 رمان به پايان رسيد. » اعم فضاهای داستانی جولايی به دوره قاجار بازمی گردد و كليت يك قصه با توجه به آن زمان روايت می شود اما در اين رمان جولايی بستر تاريخی مورد علاقه اش را عقب تر و به دوره مغولان برده و قصه مردی را روايت می كند كه در ميان خون و آشوب اين دوره روی به من گويی و واگويی شخصی آورده است. اين رجعت زمانی در ميان ديگر نوشته های جولايی، رمان سيماب و كيميای جان را متفاوت جلوه می دهد...


آنچه در پی می آيد برگردان فارسی گفت وگوی روزنامه لوموند چاپ پاريس با دانيل هميلتون مدير مركز روابط دو سوی اقيانوس اطلس در واشنگتن است.

آقای هميلتون! روابط اقتصادی پس از جنگ را چگونه می بينيد آيا شرايط جديدی حاكم می شود يا نظم اقتصادی همانند نظم پيش از جنگ خواهد بود؟

تصور نمی كنم كه جنگ عراق به خودی خود ساختارهای بنيادی اقتصاد جهان را تحت تاثير قرار دهد. البته اقتصاد بين المللی مسئوليت های سنگين تازه ای را به ويژه در بازسازی عراق به دوش خواهد كشيد. اما در چارچوب اقتصاد جهانی، عراق از اهميت اساسی برخوردار نخواهد بود. مسئله اصلی برای اقتصاد بين المللی اين است كه آيا اروپا و ايالت متحده توانايی به حركت درآوردن دوباره چرخ های اقتصاد خود و رونق بخشيدن به رشد جهانی را خواهند داشت يا خير.

آيا می توان گفت كه تحريم كالاهای فرانسوی و اروپايی از سوی ايالات متحده تاثير زيادی بر صادرات اروپا به آمريكای شمالی خواهد داشت؟

ما شاهد تحريم فقط چند قلم كالا از سوی آمريكا هستيم. چيزی كه هست اغلب مردم در ايالات متحده و نيز اروپا نمی دانند كه اقتصادهای ما به هم وابسته اند. همچنين از اين نكته آگاه نيستند كه سرمايه گذاری های خارجی اهميتی بيشتر از تجارت دارند و اين سرمايه گذاری ها را كمپانی های دو سوی اقيانوس اطلس انجام می دهند. بنابراين تلاش برای تحريم محصولات مثلا شركت ويوندی يا دايملر كرايسلر، كارگران آلاباما را برای مثال از كار بيكار می كند...


من نمی خواهم ارزش كار ديگر ورزشكاران را پايين بياورم ولی مثلا در بازی های آسيايی بوسان، رشته كشتی را در نظر بگيريد. در هر وزن مثلا 14 نفر شركت می كنند. كشتی گير با 3 يا 4 برد در 20 تا 30 دقيقه در 3 روز می تواند اول شود. ولی ما در شطرنج نه وزن داريم و نه شاخه در همان دوره مسابقات 56 نفر شركت كردند كه 20 نفرشان مربی سطح اول دنيا داشتند، بنده بايد تنهايی می رفتم به مسابقات، روزی 5 يا 6 ساعت فقط برای بازی وقت می گذاشتم ولی كوچك ترين توجهی نمی شود. من حتی يك ريال هم از طرف سازمان تربيت بدنی نگرفته ام. وقتی كه من انتظار داشتم ورزشكار برتر سال شوم آن طور شد. اولين استاد بزرگ شطرنج ايران در سن 18 سالگی بودم يك پله پايين تر از اين رده يعنی استاد بين المللی ما فقط 4 نفر را تا پيش از من داشته ايم، در طول تاريخ شطرنج ايران. اين برای ما رويا نبود؟ 5 سال پيش وقتی كه يك استاد بزرگ خارجی می آمد سالن به آرزويمان رسيده بوديم. در ميان 180 كشور عضو فدراسيون جهانی شطرنج 110 كشور هنوز استاد بزرگ ندارند. چرا من نبايد برترين ورزشكار سال باشم؟ چون تبليغ نشده است؟ كار آقای رضازاده واقعا ارزشمند است ولی در عرض ايشان نمی توانست كس ديگری مطرح باشد... ؟



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو