Persian Archive

• روابط اقتصادی پس از جنگ عراق
• فرار ۲۰۰ ميليارد دلاری
• بازار داغ خودروهای اردنی
• مثل همه انتصاب ها
• تجارت اسلامی
• مهمانداران خارجی در ايران اير
• شلاق و نرخ بهره


ترجمه احدالبرز: آنچه در پی می آيد برگردان فارسی گفت وگوی روزنامه لوموند چاپ پاريس با دانيل هميلتون مدير مركز روابط دو سوی اقيانوس اطلس در واشنگتن است.

آقای هميلتون! روابط اقتصادی پس از جنگ را چگونه می بينيد آيا شرايط جديدی حاكم می شود يا نظم اقتصادی همانند نظم پيش از جنگ خواهد بود؟

تصور نمی كنم كه جنگ عراق به خودی خود ساختارهای بنيادی اقتصاد جهان را تحت تاثير قرار دهد. البته اقتصاد بين المللی مسئوليت های سنگين تازه ای را به ويژه در بازسازی عراق به دوش خواهد كشيد. اما در چارچوب اقتصاد جهانی، عراق از اهميت اساسی برخوردار نخواهد بود. مسئله اصلی برای اقتصاد بين المللی اين است كه آيا اروپا و ايالت متحده توانايی به حركت درآوردن دوباره چرخ های اقتصاد خود و رونق بخشيدن به رشد جهانی را خواهند داشت يا خير.

آيا می توان گفت كه تحريم كالاهای فرانسوی و اروپايی از سوی ايالات متحده تاثير زيادی بر صادرات اروپا به آمريكای شمالی خواهد داشت؟

ما شاهد تحريم فقط چند قلم كالا از سوی آمريكا هستيم. چيزی كه هست اغلب مردم در ايالات متحده و نيز اروپا نمی دانند كه اقتصادهای ما به هم وابسته اند. همچنين از اين نكته آگاه نيستند كه سرمايه گذاری های خارجی اهميتی بيشتر از تجارت دارند و اين سرمايه گذاری ها را كمپانی های دو سوی اقيانوس اطلس انجام می دهند. بنابراين تلاش برای تحريم محصولات مثلا شركت ويوندی يا دايملر كرايسلر، كارگران آلاباما را برای مثال از كار بيكار می كند.

آيا فضای جنگ عاملی بازدارنده در رونق دوباره اقتصاد آمريكا به شمار می رود؟

ركود اقتصادی آمريكا پيش از جنگ آغاز شده و مدت زيادی هم به طول انجاميده است. بنابراين جنگ عامل اصلی ركود نيست. با اين حال، سياست داخلی دولت بوش كه كاهش گسترده ماليات ها و كسری بيشتر بودجه را در بر می گيرد، بار سنگينی بر اقتصاد داخلی آمريكا تحميل می كند. جنگ عراق با ابهام و ترديدهايی كه در بازارهای بين المللی و در ميان سرمايه گذاران برانگيخته و سياست اقتصادی داخلی برروی هم ركود را در آمريكا دامن می زنند.

در داخل اتحاديه اروپا، آيا موضع گيری پاره ای كشورها تاثيری پايدار بر روابط ميان اعضای اين اتحاديه خواهد گذارد؟ بر مناسبات با كشورهايی كه خواهان پيوستن به اتحاديه اروپا هستند چطور؟

از يكسو گسترش مرزهای اتحاديه اروپا يك بازار واحد وسيع تر در قاره اروپا به وجود می آورد. اين به رشد اقتصادی در اروپا ياری می رساند و بازاری جذاب تر برای سرمايه گذاران اروپايی و بين المللی پديد می آورد. از سوی ديگر، كشورهای نامزد عضويت در اتحاديه اقتصادهای كوچكی دارند و فقط در حدود 4 درصد به توليد ناخالص ملی اروپا اضافه می كنند. برای اين كشورها گذار به اقتصاد رقابتی اروپا نيز بسيار دشوار است و مستلزم توافق هايی مثلا در زمينه سياست كشاورزی خواهد بود. اما مسئله اصلی در مورد رشد اقتصادی اروپا اين است كه آيا اقتصادهای بزرگ اروپا يعنی فرانسه و آلمان و بريتانيا و ايتاليا، خواهند توانست زمينه يك رشد كافی برای خارج كردن اروپا از ركود را فراهم آورند.

آيا اثرات جنگ كنونی بر صنعت گردشگری به همان شدتی خواهد بود كه بعد از جنگ 1991 بروز كرد؟

اين جنگ بی ترديد تاثيری منفی بر گردشگری دارد اما اثرات مهم تر در حال حاضر بر صنعت گردشگری و رفت وآمدهای بين المللی از ترسی گسترده تر ناشی می شود و آن ترس از تروريسم و همين طور بيماری های عفونی است.

آيا جايی برای شركت های اروپايی (غير از شركت های بريتانيايی) در بازسازی بعد از جنگ خواهد بود؟

پاسخ به اين پرسش تا اندازه زيادی به مسئله نقش جامعه بين المللی در عراق كه سازمان ملل متحد نماينده آن خواهد بود بستگی دارد. اگر جامعه بين المللی نقشی مهم تر ايفا كند می توان تصور كرد كه قراردادهايی هم به شركت هايی غير از شركت های بريتانيايی و آمريكايی پيشنهاد شود. از طرف ديگر، بسياری از كمپانی های به اصطلاح آمريكايی، بريتانيايی يا فرانسوی در واقع چند مليتی هستند، تا آنجا كه مرز ميان كمپانی های كاملا ملی و بين المللی در بسياری موارد از بين رفته است. اگر يك شركت «آمريكايی» قراردادی بگيرد، شمار بزرگی از قراردادهای فرعی شايد نصيب شعبه های اروپايی يا فرانسوی آن شود.

آيا آمريكا از اين كه اروپا بيش از حد قدرتمند شود واهمه دارد؟

خير. دلمشغولی بسياری اشخاص در آمريكا اين است كه اروپا بيش از اندازه ضعيف شود نه اين كه قدرتش از حد و اندازه فراتر رود. بسياری در ايالات متحده يك اروپای نيرومند می خواهند كه بتواند برای پاسخگويی به يك رشته مسايل و دشواری ها با آمريكا همكاری كند. مسايلی در جهان هست كه هيچ كشوری ولو يك ابرقدرت به تنهايی قادر به حل آنها نيست. نگرانی خيلی از آمريكايی ها اين است كه اروپا چنان در مسئله تعميق و افزايش اعضای خود غوطه ور شود كه ديگر وقت و توان چندانی برای همكاری با ايالات متحده نداشته باشد. نگرانی ديگر اين است كه برخی ظاهرا در اروپا در پی ايجاد يك اروپای قدرتمند به عنوان وزنه تعادلی در برابر آمريكا هستند و نه به عنوان يك شريك و همكاری برای آن كشور.

اين افرادی كه در آمريكا خواهان اروپايی قدرتمند هستند چه كسانی اند؟ و پرسش دوم اين كه آيا يك اراده سياسی واقعی در آمريكا برای جلوگيری يا حداقل ايجاد مانع در برابر شكل گيری اروپای واحد وجود دارد؟

قرن گذشته به آمريكايی ها آموخت كه يك اروپای ضعيف يا پراكنده و يا درگير جنگ با خود خطرات بزرگی برای آمريكا دارد. بنابراين وجود چنين اروپايی به سود ايالات متحده نيست. در شصت سال گذشته، ايالات متحده از كوشش برای وحدت و يكپارچگی اروپا حمايت كرده است. اما اين حمايت همواره مشروط به تامين پاره ای منافع آمريكا بوده است: اروپايی كه زيرسلطه هيچ قدرت مخالف با ايالات متحده نباشد، اروپايی كه پذيرای انديشه های آمريكايی، كالا و خدمات آمريكايی باشد، اروپايی كه منشاء جنگ ها و مناقشه ها نباشد تا ناگزير دست به دامن منابع و امكانات آمريكا شود. سياست آمريكا در قبال برخی اقدامات در اروپا با هدف وحدت اين قاره، متاثر از اين منافع است. طی ده سال گذشته يك نفع چهارمی هم مطرح شده است و آن جست و جوی نوعی همكاری و شراكت با اروپا فراتر از مرزهای قاره اروپاست. اين مسئله هنوز موضوع بحث های پرشمار در ايالات متحده است. بسياری از دموكرات ها و نيز بسياری از جمهوريخواهان ميانه رو با چنين شراكتی موافقند. اما محافظه كاران نو كه نفوذ خاصی در دولت كنونی دارند با اين فكر مخالفت می كنند.

آيا فكر نمی كنيد كه يكی از دلايل و انگيزه های ايالات متحده در اين جنگ، به دست گرفتن منابع نفت و گاز هم برای بی نيازی از عربستان سعودی و هم برای كنترل نيازهای آتی كشورهايی مانند چين به انرژی باشد؟

نفت بی ترديد در هر گونه استراتژی غربی در قبال خاورميانه به معنی وسيع كلمه نقشی ايفا می كند. اين در مورد ايالات متحده و همين طور در مورد فرانسه صدق می كند. اما هدف های خاص ايالات متحده در عراق به نفت وابسته نيست. در دولت بوش به طور واضح اين ديدگاه هست كه صدام حسين نه تنها برای مردم خودش و منطقه بلكه برای تمام دنيا يك تهديد به شمار می رفت. موضوع منابع نفتی در اين منطقه كه از دريای مديترانه تا آسيای ميانه را در برمی گيرد اهميتی اساسی برای غرب دارد. اما اين يك استدلال برای راه حل های نظامی مسايل بی ثباتی و فقر و مسايل ناشی از مناقشه های منطقه ای نيست بلكه بيشتر توجيه كننده استراتژی های چند بعدی برای سراسر اين منطقه است.

به فرض اين كه نفت عراق صرف بازسازی اين كشور شود، چه كسی اين نفت را خواهد خريد؟ آيا توليد نفت با قوانين اوپك هماهنگی خواهد داشت؟ آيا توليد جهانی با ورود انبوه نفت عراق به بازار دچار تزلزل و بی ثباتی نخواهد شد؟

در آينده نزديك ابهام زيادی در خصوص توليد و فروش نفت عراق وجود خواهد داشت. اين به مسئله حاكميت سياسی كه در عراق برقرار خواهد شد بستگی دارد. اگر ايالات متحده درخواست خود مبنی بر واگذار كردن حاكميت به يك دولت موقت عراقی ظرف شش ماه آينده جدی باشد، بيشتر تصميم های مربوط به نفت عراق از سوی اين دولت اتخاذ خواهد شد و برای مثال مشاركت و همكاری با اوپك در حيطه اختيارات او خواهد بود.

تغيير دولت در آمريكا و انتقال حاكميت از دولت كلينتون به دولت بوش (كه بيشتر حامی صنايع داخلی است) چه تاثيری بر مناسبات اقتصادی ميان ايالات متحده و فرانسه و به طور كلی بين آن كشور و اروپا داشته است؟

دولت كلينتون دوره ای درخشان از رشد و شكوفايی را رهبری كرد و كوشش خود را بر اقتصاد به عنوان اولويت اصلی خود متمركز ساخت. از شكل گيری پول يورو و توسعه بازار واحد داخلی اروپا پشتيبانی كرد و همگام با اتحاديه اروپا، برای كاستن از مرزها و موانع تجارت در چارچوب يك بازار جديد فرا اقيانوسی كوشيد. دولت كلينتون اما نتوانست اختيار قانونی لازم را برای به راه انداختن دور تازه ای در عرصه تجارت بين المللی از كنگره آمريكا بگيرد. دولت بوش موفق به انجام اين كار شده اما در تداوم بخشيدن به ابتكار عمل فرا اقيانوسی دولت كلينتون شكست خورده است.

فكر نمی كنيد كه شما حامل اميدهای يك نسل رو به پيری هستيد كه به ويژه در دولت بوش حضور دارد؟ و جوانان آمريكايی همچون جوانان اروپايی بيشتر در انديشه يك توسعه اقتصادی پايدار و منصفانه برای كشورهای شمال و جنوب هستند؟

اين اولين بار است كه متهم می شوم جزيی از نسل قديمی هستم و باز اين نخستين بار است كه همداستان با دولت بوش شناخته می شوم. اما به اين تفسير احترام می گذارم. من با اين ديدگاه كاملا موافقم كه توسعه پايدار برای آينده ما اهميتی اساسی خواهد داشت. چيزی كه هست آمريكا و اروپا بايد دست به دست هم بدهند تا توسعه پايدار تحقق يابد زيرا روابط ما با اروپا متفاوت با روابط ما با ساير كشورها و دولت ها در جهان است. بنابراين هنگامی كه ما در دو سوی اقيانوس به يك توافق دست يابيم نيرويی برای پيشرفت جهانی خواهيم بود، چه در زمينه توسعه پايدار و چه در عرصه منع گسترش سلاح های غيرمتعارف و تقويت دموكراسی. اروپا و آمريكا هسته هرگونه ائتلاف بين المللی موثر هستند. اما وقتی اختلاف باشد ما به عامل بازدارنده در برابر پيشرفت جهان تبديل می شويم. دولت بوش اين ديدگاه را امروز در عراق رد می كند و اتحاديه اروپا نيز ديدگاه ما را در مورد كيوتو مردود می شمارد. در هر مورد يكسو تصور می كند كه می تواند در يك مسئله بين المللی مهم بدون پشتيبانی طرف ديگر پيش رود. از اين رو هر دو طرف فوق العاده مشكل ساز هستند و احتمال بسيار كمی برای موفقيت آنها متصور است. يك مشاركت و همكاری ميان دو سوی اقيانوس اطلس كه كشورهای در حال توسعه را نيز در بر گيرد اما توافق های آمريكا و اروپا در آن از اهميت اساسی برخوردار باشند، همچنان بايد هدف ما باشد. شايد بحرانی مانند بحران عراق ما را به آگاهی از اين ضرورت سوق دهد.

به نظر شما كارزار برخی رسانه های مهم آمريكا در ضديت با فرانسه می تواند پيامدهای اقتصادی بلندمدت داشته باشد؟

خير، برخی از كالاهای فرانسوی مشمول تحريم شده اند اما شمار آنها اندك است. برخلاف آنچه درباره بازارهای بزرگ نوظهور يا رونق «نفتا» می خوانيم، بيش از نيمی از سودهای شركت های آمريكايی از اروپا به دست می آيد. به همين ترتيب ايالات متحده مهم ترين بازار در جهان از نظر درآمد برای شركت های چند مليتی فرانسوی و اروپايی به شمار می رود. تاريخ ده سال گذشته، تاريخ يكپارچگی و انسجام بيشتر اقتصاد منطقه اقيانوس اطلس بوده است. جهانی شدن بين اروپا و آمريكا بيش از قاره های ديگر سرعت و عمق داشته است. از زمان پايان جنگ سرد وابستگی متقابل برای پيشرفت و رونق ما به گونه ای چشمگير بيشتر شده است.

منبع: لوموند


ترجمه زارع زاده: اخيرا دانشگاه های مصر گزارش های تحقيقاتی جديدی را درباره مقايسه بودجه تحقيقات علمی در كشورهای عربی با ساير كشورهای جهان به ويژه اسرائيل منتشر كرده اند. محور اكثر اين گزارش ها را پايين بودن بودجه تحقيقات علمی در كشورهای عربی و تاثير آن بر پيشرفت اقتصادی و علمی اين كشورها تشكيل می دهد. در يكی از تازه ترين بررسی ها درباره آينده تجارت الكترونيكی در مصر، سرانه بودجه تحقيقات علمی در كشورهای عربی حدود 3 دلار ذكر شده كه بيانگر شكاف گسترده ديجيتالی بين اين كشورها و كشورهای پيشرفته صنعتی به علت پايين بودن بودجه تحقيقاتی در كشورهای عربی است. بر اساس اين گزارش كه توسط «دكتر عزت قناوی» استاد اقتصاد در موسسه عالی مطالعات جيزه تهيه شده است سرانه بودجه تحقيقات علمی در آلمان 409 دلار، در ژاپن 601 دلار و در آمريكا 681 دلار است. «مركز مطالعات كشورهای در حال توسعه» وابسته به دانشگاه قاهره نيز در گزارش ديگری با عنوان «آينده روابط قوی اقتصادی در خاورميانه» اعلام كرد بودجه تحقيقات وتوسعه در اسرائيل معادل 8/1 درصد توليد ناخالص داخلی آن است در حالی كه كشورهای عربی كمتر از 2/0 درصد توليد ناخالص خود را صرف هزينه تحقيقات می كنند. همچنين تعداد نشست ها و كنفرانس های علمی كه هر سال در اسرائيل برگزار می شود بيش از نصف تعداد نشست ها و كنفرانس های علمی است كه در كل كشورهای عربی برگزار می شود. در اين گزارش تأكيد شده است اسرائيلی ها در سال 1999 تعداد 139 اختراع را به نام خود در اروپا و آمريكا به ثبت رساندند در حالی كه در اين سال حتی يك مورد اختراع به نام اعراب در اروپا يا آمريكا به ثبت نرسيد.

هشدار اتحاديه عرب درباره عقب ماندگی تكنولوژيكی

اتحاديه عرب در گزارشی كه مدتی پيش منتشر شدخاطرنشان كرد كشورهای عربی در مجموع سالانه بيش از 200 ميليارد دلار به علت مهاجرت متخصصان و دانشمندان عرب به ساير كشورها كه به پديده فرار مغزها معروف است متحمل زيان می شوند. اتحاديه عرب با اشاره به برتری تكنولوژيكی اسرائيل در برابر كشورهای عربی و تبديل تدريجی مناقشه عربی ـ اسرائيلی به كشمكش برای كسب برتری تكنولوژيكی، خواستار تلاش برای جذب اين متخصصان و بازگرداندن آنها به كشورهای عربی شده است. در اين گزارش، برتری علمی و تكنولوژيكی اسرائيل بر اعراب فاجعه ای توصيف شده كه آينده ملت های عرب را تهديد می كند. بر اساس اين گزارش، اسرائيل از طريق اغوا و جذب دانشمندان اروپايی و آمريكايی و سكونت دادن آنها در داخل اسرائيل توانست در رقابت علمی از اعراب پيشی بگيرد، اين در حالی است كه مهاجرت متخصصان و دانشمندان عرب به خارج هر سال ابعاد جديدی پيدا می كند و كشورهای عربی تاكنون در جذب يا استفاده از اين قشر با شكست مواجه شده اند. به عنوان مثال اداره آمار مصر اعلام كرد 822 دانشمند مصری كه دارای تخصص های كمياب هستند در خارج از اين كشور زندگی می كنند. اتحاديه عرب در گزارش خود درباره خطرات پديده فرار مغزها بر آينده اوضاع امنيتی و سياسی و اقتصادی كشورهای عربی هشدار داده است و به ويژه آنكه بزرگ ترين دشمن اعراب يعنی اسرائيل در بين كشورهای پيشرفته جهان در رده 24 قرار گرفته و در زمينه تحقيقات و توانايی های علمی پس از آمريكا در رده دوم و از نظر جذب پيشرفت های تكنولوژيكی پس از ژاپن، آمريكا و فنلاند در رتبه چهارم ايستاده است.

طبق اين گزارش، كشورهای غربی بيشترين استفاده را از اقامت بيش از 450 هزار تحصيلكرده عرب در غرب می برند و از توانايی ها و تخصص آنان برای پيشبرد طرح های تكنولوژيكی خود استفاده می كنند. سازمان علمی فرهنگی سازمان ملل متحد «يونسكو» نيز به گزارشی به پايين بودن سطح علمی كشورهای عربی در برابر اسرائيل و ساير كشورهای جهان اشاره می كند. براساس اين گزارش، كشورهای عربی در زمينه ثبت اختراعات تكنولوژيكی در جهان تقريبا هيچ سهمی ندارند در حالی كه سهم اروپا از اين اختراعات 4/47 درصد، سهم آمريكای شمالی 4/33 درصد و سهم كشورهای تازه صنعتی شده كه عمدتا در شرق آسيا واقع هستند 6/16 درصد است. «دكتر احمد زويل» دانشمند مصری تبار مقيم آمريكا پس از دريافت جايزه نوبل در علوم به عقب ماندگی كشورهای عربی در زمينه تحقيقات علمی اشاره كرد. وی خواستار ايجاد زمينه سخت افزاری مناسب، برای رشد تحقيقات تكنولوژيكی در مصر و ساير كشورهای عربی شد تا اعراب نيز بتوانند در جهان ابراز وجود كنند. به عقيده دكتر زويل، محققان عرب از جمله مصری ها به طور بالقوه می توانند در زمينه تحقيقات علمی پيشتاز باشند به شرط آنكه حمايت مالی مناسب از فعاليت آنان صورت گيرد. فردی بودن تلاش ها در زمينه تحقيقات علمی در مصر مشكل ديگری است كه به عقيده دكتر زويل برای حل آن بايد اين گونه تلاش ها را نهادينه كرد تا نتايج بهتری از آنها گرفته شود. دكتر زويل معتقد است فضای كنونی حاكم بر تحقيقات علمی در مصر و ساير كشورهای عربی به گونه ای است كه محققان جوان را برای باقی ماندن يا بازگشت به كشورشان تشويق نمی كند ولی در صورتی كه فضا تغيير كند اين محققان به كشورشان باز خواهند گشت.

گفتنی است پارلمان مصر در دوره های قبلی خود بارها اين مسئله را مورد بررسی قرار داده و درباره خطرات برتری تكنولوژيكی اسرائيل بر مصر هشدار داده است. اين برتری از مقايسه تعداد افراد شاغل در بخش تكنولوژی در مصر و اسرائيل و حجم صادرات دو كشور مشخص می شود. دكتر «اسامه الباز» مشاور سياسی رئيس جمهور مصر نيز تاكيد كرد تحريم اقتصادی به تنهايی برای مبارزه با اسرائيل در سطح اقتصادی كافی نيست و كشورهای عربی بايد با حركت در مسير پيشرفت علمی و تكنولوژيكی، با اسرائيل در زمينه تكنولوژی نيز رقابت كنند. مشاور رئيس جمهور مصر در سمينار «مديريت جنگ اقتصادی با اسرائيل» كه در دانشگاه الازهر قاهره برگزار شد گفت اسرائيل با دريافت كمك های مالی و فنی گسترده از خارج، توانايی توليد كالاهايی با تكنولوژی پيشرفته را به دست آورده است. وی افزود ارزش توليدات تكنولوژی در اسرائيل به 110 ميليارد دلار در سال رسيده است كه با توجه به جمعيت اسرائيل رقم بسيار بزرگی محسوب می شود.

منبع: قدس پرس


فاطمه العيساری: حذف عوارض گمركی پس از فروپاشی رژيم صدام حسين بسياری از عراقی ها را تشويق به خريد اتومبيل از بازار آزاد اردن كرده است. «احمد جمعه» دلال عراقی اتومبيل با استفاده از فرصت پيش آمده ظرف يك روز، چهل دستگاه اتومبيل در اردن خريداری كرد تا آنها را به عراق منتقل كند. احمد تنها تاجر عراقی نيست كه برای خريد اتومبيل راهی اردن شده است. ده ها تاجر عراقی مثل او برای خريد اتومبيل در شهر «الزرقا» در شمال امان كه بازار آزاد اردن در آنجا واقع است، تجمع كرده اند تا اتومبيل های خريداری شده را بدون پرداخت هيچ گونه عوارض گمركی از راه زمينی به عراق منتقل كنند. احمد كه فقط 24 سال دارد می گويد قبل از فروپاشی حكومت صدام برای وارد كردن هر اتومبيل به عراق مجبور به پرداخت 1600 دلار عوارض گمركی بودم ولی اكنون با حذف اين عوارض هزينه خريد هر اتومبيل و انتقال آن به عراق به نصف كاهش يافته است. احمد به وجود آمدن چنين وضعيتی را لطف خدا می داند. اين «لطفی» كه شامل حال تجار عراقی شده به بازار آزاد اردن رونق بخشيده است. دلالان اتومبيل در اردن از صبح تا شب سرگرم جوش دادن معامله و پاسخگويی به تقاضای روزافزون برای انواع اتومبيل ها هستند. «عامر الجيوسی» دلال اردنی در بازار آزاد اردن می گويد: اگر خريد به اين شكل ادامه پيدا كند تا مدتی ديگر اتومبيل برای خريدن پيدا نخواهيد كرد. از نظر او وضعيت پيش آمده هيچ گاه سابقه نداشته است.

انتقال اتومبيل از امان به بغداد پس از سقوط صدام بسيار آسان شده است زيرا فقط كافی است دلالان وجه اتومبيل را به فروشنده اردنی بپردازند و آن را از راه زمينی به عراق انتقال دهند، بدون آنكه هيچ گونه عوارض گمركی بپردازند. اين تجارت پرسود، دلالان اتومبيل در بغداد و عراقی های مقيم امان و كسانی را كه مايلند به كشورشان بازگردند به خود جذب كرده و اشتهای تجار اردنی را كه مايل به يافتن بازارهای جديدی هستند تحريك كرده است. به گفته الجيوسی، بازرگانان عراقی كه در زمان جنگ دستشان از بازار اردن كوتاه شده بود، اكنون به بازار آزاد اردن سرازير شده اند و تجار عراقی مقيم اردن نيز قبل از بازگشت به كشورشان تعداد زيادی اتومبيل می خرند. الجيوسی كه ظرف يك روز 12 دستگاه اتومبيل فروخته است می گويد: تعدادی از همكارانش هر روز بيش از 20 دستگاه اتومبيل می فروشند. اين استقبال گسترده به ركود حاكم بر بازار آزاد اردن در زمان جنگ عراق پايان داد. برای الجيوسی پول هايی كه دلالان عراقی می پردازند باوركردنی نيست. او می گويد، آنها با بسته های دلار در جيبشان وارد بازار می شوند و معلوم نيست دلارها را از كجا آورده اند. احمد جمعه، دلال 24 ساله اتومبيل برای خارج كردن چهل دستگاه اتومبيل از انواع مختلف كه برای هر كدام 2000 تا 3000 دلار پرداخته است، مشكلی ندارد. فروش هر دستگاه اتومبيل در عراق حدود 500 دلار سود خالص نصيب او می كند. احمد می گويد همه اين اتومبيل ها را به نام برادران و خويشاوندانم سند زده ام زيرا طبق قوانين اردن هيچ كس نمی تواند بيش از يك دستگاه اتومبيل را به نام خود از اين كشور خارج كند.

ولی همكارش «حسين» كه يك تاجر عراقی مقيم اردن است برای خارج كردن 15 دستگاه اتومبيلی كه در اردن خريداری كرده روش بهتری پيدا كرده است. او می گويد: اين اتومبيل ها را به نام عراقی های مقيم اردن كه قصد بازگشت به عراق را دارند، سند زده ام و بابت انتقال هر دستگاه اتومبيل به عراق به آنها 200 دلار می پردازم. وی تاكيد می كند نيروهای آمريكايی مستقر در پست مرزی «الطريبل» بين اردن و عراق فقط سند اتومبيل ها و مدارك شناسايی افراد را كنترل می كنند و هيچ گونه عوارض گمركی درخواست نمی كنند. سرنوشت اين تجارت كوتاه مدت «احمد» را چندان نگران نكرده است. او با اطمينان می گويد: منتظر تشكيل دولت جديد نخواهم ماند بلكه اين اتومبيل ها را بلافاصله پس از بازگشت به عراق خواهم فروخت. ولی آيا اين تعداد اتومبيل در عراق كه هنوز درگير پيامدهای جنگ است و گروهی از ساكنانش حتی چيزی برای خوردن پيدا نمی كنند به فروش خواهد رفت؟ احمد با اطمينان می گويد: بله، بازار خريد و فروش اتومبيل در عراق داغ و بحمدالله پول هم در دست عراقی ها هست!!

منبع: ميدل ايست آن لاين


مثل همه انتصاب ها

محمود حجتی وزير جهاد كشاورزی، مجيد قاسمی فيض آبادی مديرمسئول روزنامه نسيم صبا را به مديريت كل روابط عمومی اين وزارتخانه برگزيد. حجت الاسلام قاسمی فيض آبادی مدير روزنامه ای است كه رسول منتجب نيا صاحب امتياز آن است و ارگان غيررسمی مجمع روحانيون مبارز محسوب می شود. خود قاسمی هم از نزديكان اين مجمع است. ظاهرا علت انتصاب يك روحانی به مديريت روابط عمومی يك وزارتخانه اقتصادی، تمايل وزير برای به همكاری گرفتن يكی از نزديكان مجمع و نزديك شدن به اين گروه سياسی است. مهدی كروبی و سيدمحمد خاتمی دو تن از اعضای اين مجمع به شمار می روند.

تجارت اسلامی

حجت الاسلام طباطبايی امام جمعه اصفهان با اعضای يكی از صندوق های قرض الحسنه اين استان ديدار كرد. وی در اين ديدار گفته رسالت اصلی صندوق های قرض الحسنه پرداخت وام های بدون كارمزد به مردم است ولی اگر صندوق ها نيز فقط بخواهند از موجودی خود اين عمل را انجام دهند غيرممكن است و امكان ندارد، پس بهترين راه برای حفظ بقای خود صندوق تجارت اسلامی و واقعی است. وی با انتقاد از كارمزدهای بالای وام صندوق ها افزود: صندوق هايی كه اين وام ها را به مردم پرداخت می كنند بايد جوابگوی نام قرض الحسنه باشند چون در قرض الحسنه دريافت كارمزد از مردم معنا ندارد. كارمزد اين صندوق ها با خداست. در ادامه اين ديدار مديرعامل صندوق قرض الحسنه ايثار يكی از افتخارات اين صندوق را خدمات رسانی به 20 مورد معرفی شده از دفتر امام جمعه اصفهان دانست و افزود اين خدمات در كم ترين زمان مقرر انجام گرفته است. او همچنين اعزام زائران به حرم حضرت امام(ره) را با سرويس های رفت و برگشت از جمله خدمات فرهنگی اين موسسه عنوان كرد. وی همكاری اين صندوق با «ارگان ها» و «نهادها» را نزديك توصيف كرد و خواستار محدوديت كمتر صندوق های قرض الحسنه شد. گفتنی است وزارت امور اقتصادی و دارايی قصد دارد تا وضعيت برخی از صندوق ها را به «بانك» تغيير داده و از خلق پول و اعطای سود توسط مابقی صندوق ها جلوگيری كند.

مهمانداران خارجی در ايران اير

شركت هواپيمايی جمهوری اسلامی (ايران اير) پس از اينكه نتوانست خريد هواپيماهای ايرباس مورد نياز را به قرارداد برساند چندی پيش 2 فروند ايرباس 320 هواپيمايی تونس را كه سال 2002 ساخته شده است به اجاره خود درآورد كه يك فروند از اين هواپيماها حدود يك ماه پيش تحويل شده و يك فروند ديگر نيز ظرف يك ماه آينده تحويل می گردد. تفاوت اين هواپيما در مقايسه با ساير هواپيماها به اندازه ای است كه اغلب مسافران پس از مسافرت با آن اظهار شگفتی می كنند. خصوصا آنكه خلبان و چهار مهماندار اين هواپيما نيز اهل تونس بوده و نوع پوشش شان مطابق مقررات هواپيمايی تونس است. ظاهرا هزينه اجاره اين هواپيما ساعتی 8 تا 10 هزار دلار است. نكته جالب اينكه ايران اير ترجيح داده از اين هواپيما در خطوط داخلی استفاده كند. مسافران اين هواپيما به طور مرتب وضعيت پرواز و خط پرواز را بر تلويزيون های مقابل خود مشاهده می كنند.

شلاق و نرخ بهره

روزنامه دنيای اقتصاد در سرمقاله روز چهارشنبه با يادآوری دوران آغاز سياست های تثبيتی و كنترل دولتی «گران» آورده است: هنوز بيشتر مردم به ياد دارند كه وقتی در سال هايی نه چندان دور سياست های تورم زای سياستمداران باعث افزايش قيمت ها می شد و اينان به قيمت ها دستور می دادند كه كاهش يابد و قيمت ها كاهش نمی يافت مجبور می شدند برای تسكين آلام شرمندگی خود، آخرين انتقال دهنده افزايش قيمت ها به مردم يعنی آن مغازه دار بيچاره را به شلاق ببندند و كركره مغازه اش را پايين بكشند و پلاكاردی روی آن نصب كنند كه مشاراليه به علت گران فروشی در زندان به سر می برد. سرمقاله نويس اين روزنامه سپس به شبيه سازی كاهش دستوری نرخ سود تسهيلات و سپرده های بانكی با مبارزه دولت با گرانی پرداخته است: به عبارت بهتر، منطق كاهش دستوری نرخ بهره به دليل عدم برخورد ريشه ای با مسائل، تقريبا تفاوتی با منطق شلاق زدن دريا ندارد، هرچند كه طرفداران اين تفكر بر استدلال های كهنه خود لباسی مدرن بپوشانند و شاهد مثالی از اقتصادهای توسعه يافته بياورند كه آنجا هم دولت ها در تعيين نرخ بهره دخالت می كنند غافل از اينكه اگر آنجا چنين اتفاقی در شرايط حاد اقتصادی بيفتد با ابزار تغيير حجم پول و متناسب كردن نرخ تورم انجام می شود و اينجا با ابزار بخشنامه.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو