Persian Archive

• گره های ايرانی فرش
• تراژدی پژو
• درس هايی از بيماری اقتصادی ژاپن
• كرباسيان و جهانی شدن
• اينترنت در مسجد


بهمن احمدی امويی: اين روزها وزارت بازرگانی در تلاش است تا وضعيت نابسامان فرش كشور را در قالب سازمان فرش بهبود بخشد. وضعيتی كه خود در به وجود آمدن آن بی تاثير نبوده است. محمدعلی كريمی مديرعامل شركت سهامی فرش، كسی است كه قرار است اين امر را انجام دهد. اگر چه او اذعان دارد كه تاكنون افراط و تفريط بسياری از سوی دولت در مورد فرش صورت گرفته است، اما می گويد: ما حالا به اشتباهات گذشته خود پی برده ايم و درصدد اصلاح وضع موجود هستيم.

به نظر می رسد دولت درصدد است كه در مورد چگونگی دخالت در صنعت فرش كشور، تغيير و تحولی را به وجود آورد. به عنوان اولين سوال، می خواهم بدانم دولت و مسئولان دولتی و مشخصا وزارت بازرگانی چه ديدگاهی به فرش داشته اند و چگونه به آن نگاه می كردند؟ آيا فرش منبعی برای كسب درآمد محسوب می شود، يا ايجاد اشتغال و يا چيز ديگری؟

وزارت بازرگانی فعلی مدنظر شما است يا وزارت بازرگانی گذشته.

شما از گذشته شروع كنيد تا به امروزی ها برسيم.

در مقطع دولت مهندس ميرحسين موسوی ديد مسئولين نسبت به فرش اين بود كه بايد به فرش به عنوان يك كالای هنری صددرصد ساخت داخل، آن هم كالايی كه توسط محروم ترين اقشار جامعه توليد می شود، نگاه كرد. در زمستان سرد و تابستان گرم كه امكان كشت و زرع وجود ندارد، فرش می تواند يك كار جانبی برای خانواده های روستايی محسوب شود. در مقاطعی هم كه تجارت و صنعت رونق لازم را ندارد، می توان به قاليبافی به عنوان اشتغال پايدار توجه كرد.

اين كه گفتيد ديدگاه وزارت بازرگانی در ابتدای انقلاب بود؟

دولت مهندس موسوی و وزير بازرگانی وقت دكتر حسن عابد جعفری مشخصا دارای چنين ديدگاهی بودند اما شرايط جنگ و حوادث داخلی كشور در ابتدای انقلاب، هرگز فرصت لازم را در اختيار آنها قرار نداد تا به اين خواسته خود جامه عمل بپوشانند.

الان اين ديدگاه چه هست؟

ديدی كه الان در وزارت بازرگانی است، ديدی است كه نه تفريطی است و نه افراطی. ديگر به قاليبافی به عنوان كالايی كه كشور را از وابستگی نجات خواهد داد، نگاه نمی شود و به عنوان يك كار اساسی و بنيادی به آن توجه نمی شود. در حقيقت وزارت بازرگانی حالا با يك عينك واقع بينانه و منطقی به مسئله نگاه می كند. قاليبافی بايد به عنوان يك هنر، يك مشغوليت جانبی و ابزاری برای كنترل بيكاری مفرط در روستاها مورد توجه باشد. ما به دنبال اين هستيم كه قاليبافان خوب ببافند و خوب توليد كنند و دستمزد خوبی هم بگيرند.

چه مسائلی پيش آمد كه موجب اين تغيير و تحول در نگرش دست اندركاران وزارت بازرگانی شد؟ ضمن اينكه از صحبت های شما اين برداشت می شود كه وقتی مهندس موسوی و وزارت بازرگانی اش نتوانستند ديدگاه موردنظر خود را عملی كنند به ناچار ديدگاه ديگری اجرا شد. آن ديد افراطی كه شما از آن نام برديد توسط چه كسانی اعمال و حمايت شد.

آقای موسوی و نزديكانش بر اين باور بودند كه بر روی قالی نمی توان به عنوان يك كالای اساسی برای بيرون بردن كشور از وضعيت بغرنج درآمدهای ارزی حساب كرد. توسعه فرش تنها عايدی ای كه دارد، سرازير كردن دلارهای بسيار گرانقيمت نفتی كشور به جيب دلالان و واسطه های بين المللی است كه به دنبال وارد كردن گندم، گوشت، برنج، روغن و غيره هستند. در حالی كه به جای سرمايه گذاری بر توسعه توليد فرش، می توان همين سرمايه ها را در توسعه روستايی كشور هزينه كرد و مانع آن واردات عظيم شد. كه متاسفانه اين ديدگاه اعمال نشد. همين كه می بينيد توليد انبوه فرش دستباف قيمت نهايی آن را برابر با قيمت توليد موكت كرده است، اثبات كننده آن نظريه است.

آقای كريمی حال كه اين سياست اعمال نشد، چه سياستی ديگری اعمال شد؟

توسعه قاليبافی و ورود دستگاه های دولتی و غير دولتی، بنيادها و سازمان های متعدد به اين عرصه، سياستی بود كه در عمل اعمال شد. با تبليغات بسيار گسترده و صرف هزينه های بسيار، آنها توانستند در بسياری از منازل دار قالی را برپا كنند.

اين نظريه توسط چه كسانی ارائه شد و چگونه در دولت مورد حمايت قرار گرفت.

سرمنشاء اين ايده تجار و بازرگانان دست اندركار اين حرفه بودند كه در لايه های ميانی نظام سياسی - اقتصادی كشوری صاحب نفوذ و صاحب قدرت بودند. مشخصا در اتاق بازرگانی و مراكز ديگری كه تحت كنترل اين افراد بود، به توسعه قاليبافی به عنوان استراتژی نگاه می كردند و تبليغ هم می كردند كه با اين كار می توان مانع خروج سرمايه و رشد بيكاری شد. اين سياست تا پايان جنگ ادامه داشت. اوج اين مسئله پس از جنگ اتفاق افتاد و سرمايه های كشور به سمتی رفتند كه چيزی جز يك باتلاق برای فرش به ارمغان نياورد. دستگاه هايی چون وزارت جهاد، وزارت تعاون، كميته امداد، بنيادهای مختلف، وزارت بازرگانی و وزارت صنايع، همه وارد اين عرصه شدند. آنها با استفاده از وام های تبصره های تكليفی و وام هايی با امتيازات خاص و ويژه، بسياری از سرمايه های كشور را صرف توسعه كمی صنعت فرش در كشور كردند. اين بنيادها و نهادها، هم اكنون حدود يك هزار ميليارد ريال به سيستم بانكی بدهی دارند. در واقع سرمايه گذاری بر روی فرش جز اينكه به دليل اشباع بازار موجب شد قيمت تمام شده آن در بازارهای جهانی كاهش يابد و سهم ايران از 60 درصد در ابتدای انقلاب را به حدود 28 درصد در حال حاضر برساند، هيچ دستاورد ديگری نداشته است.

شما می دانيد در تمام اين سال ها به چه ميزان بر روی صنعت فرش كشور سرمايه گذاری شده است؟

آماری كه توسط بانك ها اعلام شده اين است كه آنها حدود 80 ميليارد تومان به سيستم بانكی بدهكارند. اما آنها از طريق سازمان های برنامه و بودجه استان ها، بودجه های بسيار زيادی برای توسعه قاليبافی هزينه كرده اند كه رقم واقعی آن را سازمان مديريت و برنامه ريزی بهتر می داند. اما اگر همين سرمايه ها در ديگر بخش های كشاورزی هزينه می شد، وضعيت كشور به مراتب بهتر از الان می بود، چرا اين هزينه های گزاف صرف تحول در صنعت ميوه كشور نشد، چرا اقدامی برای ايجاد صنايع جانبی و بسته بندی صورت نگرفت و چرا اين سرمايه به ايجاد و تاسيس سردخانه های ويژه ميوه و تره بار سوق داده نشد و فقط به طرف قالی آن هم بنا به خواست عده ای معدود از تجار و بازرگانان بانفوذ رفت. الان تجارت جهانی ميوه و تره بار حدود 200 ميليارد دلار است كه اگر فقط يك درصد اين ميزان نصيب كشور شود حدود دو ميليارد دلار می شود. اما اين همه سرمايه گذاری در صنعت قالی به زحمت سالانه 500 و يا 600 ميليون دلار درآمد دارد. حالا ديگر ماهيت اين انديشه ای كه پشت اين مسئله بود كاملا روشن شده است.

اين عينك منطقی كه گفتيد دست اندركاران جديد وزارت بازرگانی در مورد فرش به چشم زده اند، می خواهد چه كاری برای فرش انجام دهد؟

همان چيزی كه معاون اول رئيس جمهور گفتند و آن اين است كه متولی اين قضيه بايد معلوم شود و بررسی اين موضوع كه ايران در گذشته ها از بابت بافت اين فرش چه ميزان درآمد داشته و حالا چه ميزان توليد می كند و چقدر درآمد دارد. حالا وضعيت به گونه ای است كه چندين برابر گذشته بايد توليد كرد و به فروش رساند، تا به زحمت به فروش در حد گذشته دست يافت. ما با ادامه اين شيوه در گذشته، دستاوردهای پرارزش مردم را با قيمت های بسيار نازلی در بازارهای جهانی فروخته ايم. از اين به بعد بايد جلوی اين كار گرفته شود. منطقی برخورد كردن اين است كه بگذاريم سازوكار بازار كه همان عرضه و تقاضا است بر بازار فرش حاكم باشد. دولت در حال كنار كشيدن خود از تصدی گری فرش است. البته اين اقدام براساس تكليفی است كه برنامه سوم بر عهده ما گذاشته است و وزارت بازرگانی نيز مسئول رسيدگی به اين امر تعيين شد.

ديگر نهادها و بنيادها نيز نمی توانند در اين مسئله دخالت كنند؟

بله، آنها در امر تولی گری دخالتی نخواهند داشت و امور تصدی گری خود را هم می بايستی تا پايان سال 82 واگذار كنند.

ميزان دخالت دولت در قضيه فرش چه ميزان است؟

اوج دخالت دولت در صنعت فرش كمتر از 10 درصد بوده است كه متاسفانه هميشه تمام مسائل و مشكلات را ناشی از اين می دانستند و اشكالات ديگری كه در 90 درصد باقی مانده بود، هرگز ديده نشد. يكی از دلايلی كه دولت تصميم گرفت ميزان تصدی گری 10 درصدی خودش را كاهش دهد، اين بوده كه همه مسائل و مشكلات فرش را ناشی از همين ميزان دخالت دولت می دانستند. البته دخالت تا همين ميزان هم كار اشتباهی بوده است.

اين گروه پرنفوذ در لايه های ميانی تصميم گيران سياسی و اقتصادی كشور كه از آنها نام برديد احتمالا از يكسری امتيازات خاص نيز برخوردار بودند اين امتيازات چه بودند؟

اگر شما با خود تجار گفت وگو كنيد می بينيد كه همه موانع پيش روی تجارت فرش كشور برداشته شده است. هيچ گونه عوارضی از آنها گرفته نمی شود، آنها ديگر هيچ مالياتی نمی دهند. درجه بندی فرش از بين رفته و تسهيلات گمركی نيز به وجود آمده است و ضمانت های لازم نيز توسط دولت و صندوق ضمانت صادرات به آنها داده شده و در دو سال گذشته يارانه صادراتی دريافت كرده اند و هيچ هزينه ای هم ناشی از افزايش سطح دستمزدهای بافندگان به آنها تحميل نشده است.

اعطای اين امتيازات به آنها چه دستاوردی را برای صنعت فرش كشور داشته است؟

هر امتيازی و يا از هر رانتی كه بخش دولتی از آن برخوردار بوده، كار اشتباهی بوده و دولت با كاهش ميزان تصدی گری خود در واقع به اين اشتباه اعتراف كرده است. در بخش خصوصی هم امتياز و خواسته ای نبوده كه دولت سازندگی و دولت اصلاحات به آن تن نداده باشد و خواسته های آنها را برآورده نكرده باشد. در حال حاضر تمامی مشكلات پيش روی آنها برداشته شده است. شرايط هم به گونه ای بوده كه از اين امتيازات چيزی به بافنده و توليدكنندگان فرش نرسيده است. مزد بافت آنها طی اين چند سال هرگز اضافه نشده است. فرش در حال حاضر از سه بيماری عمده رنج می برد، عدم توجه به مواد اوليه و مشخصا پشم، عدم توجه به عوامل توليد (بافندگان) و عدم توجه به بازاريابی و تبليغات مناسب در كشورهای هدف. ما بر اين باوريم كه اگر در اين سه عامل تحول ايجاد شود كه می توان اين كار را انجام داد، معضل موجود كه ناشی از همان امتيازات خاص بخش خصوصی است، حل خواهد شد. وقتی عرضه و تقاضا منطقی شد، شرايطی به وجود خواهد آمد كه مزد بافت بافندگان و شرايط كار آنها متحول خواهد شد.

چگونه می خواهيد دستمزد يك بافنده را در روستاهای دورافتاده خراسان، چهارمحال وبختياری و كاشان و اصفهان اصلاح كنيد. با چه مكانيسمی اين كار را خواهيد كرد؟ آن هم مزدی كه به قول خودتان سه چهار سالی است كه ثابت بوده و با احتساب نرخ تورم كاهش هم يافته است؟

اگر جامعه تجاری كشور بتواند تحول لازم را در مواد اوليه به وجود آورد و به بافندگان توجه كنند و از سوی ديگر به طور فردی عمل نكنند و تبليغات مناسب را در بازارهای هدف داشته باشند و از توليد انبوه در داخل كشور جلوگيری شود و عرضه و تقاضا بر عملكرد آنها حاكم باشد، مزد بافت افزايش خواهد يافت. ما پيشنهاد داده ايم كه تجار فرش در مراكز استان ها شورای مزد تشكيل دهند و به ازای بافت فرش هر منطقه، اين شورا قيمت پايه متفاوتی را پيشنهاد كند. اين بافندگان نه تابع قانون كار هستند و نه تابع مقررات تامين اجتماعی و در شرايط نامساعد و نگران كننده ای كار می كنند.

اين شورا كه گفتيد در مرحله پيشنهاد است و يا اينكه عملی هم شده است؟

در بعضی شهرستان ها اين شورا فعال است. البته يكی از اهداف اوليه تشكيل شركت فرش در پيش از انقلاب اين بود كه دستمزد منطقی و قابل قبولی را به بافندگان بپردازد. الان هم شركت فرش در مراكزی كه حضور دارد، ميزان مزدی را كه پرداخت می كند، به عنوان شاقولی است برای تعيين نرخ مزد بافت.

حداقل دستمزدی كه می پردازيد چه ميزان است؟

برای هر متر مربع حداقل 30 هزار تومان پرداخت می شود.

اين هر مترمربع را يك فرد در چه مدتی می بافد؟

البته هر مترمربع 30 هزار تومان، برای فرش هايی است كه زير 30 رج است و با رج های بالاتر، شركت فرش گاه تا هر مترمربع 200 هزار تومان پرداخت می كند.

اين هر مترمربع مبتنی بر 30 رج چه زمانی طول می كشد تا بافته شود؟

حدود يك ماه.

يعنی هر ماه 30 هزار تومان برای يك بافنده كفاف می كند؟

البته فراموش نكنيد كه مزد بافت پرداختی توسط شركت فرش حداقل 10 درصد بيشتر از دستمزدهای پرداختی توسط بخش خصوصی و ديگران است.

در مورد اين 30 هزار تومان چطور فكر می كنيد؟

ما فكر می كنيم اگر بر بازار قانون عرضه و تقاضا حاكم باشد و اصلاح ساختاری مورد نظر انجام شود، اين نرخ دستمزد نيز اصلاح خواهد شد.

فكر می كنيد اين فرآيند، چه زمانی طول بكشد؟

پيش بينی ما اين است كه با انجام تحولات، در نمايشگاه بين المللی فرش سال 83 شاهديك وضعيت نسبی خوبی برای بافندگان خواهيم بود. تجار فرش هم بايد اين موضوع را مورد توجه قرار دهند كه اگر می خواهند در اين چرخه اقتصادی فعال باشند، فقط به واسطه گری و دلالی آن توجه نكنند و در عرصه هايی چون اصلاح دستمزدها، بهبود كيفيت مواد اوليه و تبليغات بهتر نيز وارد شوند.

آيا اين گرايش در تجاری كه شما آنها را توصيف كرديد وجود دارد؟

محكوم به انجام چنين كاری هستند. اگر می خواهند در اين عرصه بمانند و خير و بركت لازم را از كار خود داشته باشند، بايستی اتحاديه های فرش دستباف در 22 مركز فعلی خود در سراسر كشور وضعيت موجود را به هم بريزند و يك وضعيت مطلوب ايجاد كنند. آنها يا بايد از اين چرخه كنار بروند و يا اينكه خود را وادار به پرداختن هزينه هايی برای اين كار كنند.

ميزان توليد فرش كشور در سال چه ميزان است؟

حدود 7 تا ۵/۷ ميليون مترمربع فرش دستباف در كشور توليد می شود كه نزديك به پنج ميليون متر آن صادر می شود.

و چه ميزان از آن در اختيار دولت است؟

دولت حدود 10 درصد اين ميزان را توليد می كند.

يك برنامه ای همراه با تبليغات گسترده داشتيد برای بيمه قاليبافان، سرانجام اين برنامه چه شد؟

بيمه قاليبافان چون يك بيمه خويش فرما بود و بخشی از آن هم توسط سازمان تامين اجتماعی بايد پرداخت می شد، در عمل راه به جايی نبرد. چرا كه آن قدر درآمد بافندگان از اين راه اندك است كه هيچ استقبالی از آن صورت نگرفته است. البته ما بر اين باور هستيم كه اين قانون بايد اصلاح شود. حدود سه سال از اجرای اين قانون می گذرد و هنوز هيچ دستاوردی برای بافندگان نداشته است. علی رغم اينكه سابقه اين قانون به مجلس چهارم می رسد، اما نهايتا در مجلس ششم اين طرح تصويب شد. اما در عمل راه به جايی نبرده است.

آقای كريمی، سوال ديگر من اين است كه با اين همه معضلی كه شما از آن ياد كرديد، آيا آن جايزه های صادراتی و يارانه سه درصدی كه برای كمك به صادرات پرداخت می شده، هم تاثير چندانی نداشته است؟

در حقيقت بخش عمده ای از صادرات فرش كشور توسط پيمان فروش ها صورت می گيرد. آنها افرادی بسيار كاركشته و كهنه كار هستند كه از ابتدای انقلاب شكل گرفته اند. آنها متاسفانه تبديل به يك گروه زيرزمينی سازمان يافته شده اند و حوادث متعددی را در صنعت فرش ايجاد كرده اند. از تقی امينی كه به اعدام محكوم شد در سال 70 تا شهرام جزايری همه در اين كار مشغول بوده اند. واقعيت اين است كه بخشی از اين يارانه صادراتی به جيب پيمان فروش ها می رود و بخشی هم موجب می شود كه كالا در كشور مقصد ارزان تر فروش برود. خود تجار اين صنف هم به اين مسئله اذعان دارند. در حالی كه اگر اين پول در زمينه تبليغات و بهبود مواد اوليه قالی صرف می شد دستاوردهای بيشتری برای كشور به همراه می داشت. اگر صادرات فرش كشور سالانه حدود 500 ميليون دلار باشد، اين رقم حدود 15 ميليون دلار می شود كه با آن می توان تحول عظيمی را در بخش فرش كشور ايجاد كرد. پشتوانه اين تحول نيز حدود 60 ميليون راس دامی است كه در كشور وجود دارد. چرا كه حدود 90 درصد مواد اوليه قالی پشم است.


داوود اويسی: فرآيند انتقال تكنولوژی از كشورهای ريز و درشتی كه در كنار صنعت خودروی ايران بوده اند تا به حال چيزی فراتر از صفر نبوده است، بدون ترديد نوع همكاری و تعامل بين «ما» و «آنها» از نوعی «همزيستی» بوده است و تنها آنها بوده اند كه در اين بين سود و بهره اصلی را برده اند. مراحل مختلف انتقال تكنولوژی عبارتند از: انتقال، جذب، تطبيق، اصلاح و نوآوری كه كشورهای توسعه يافته مراحل انتقال، جذب و تطبيق را گذرانده و در مرحله اصلاح و نوآوری قرار دارند. اين كشورها به امر «تحقيقات» نه به عنوان يك مقوله لوكس و غيرضروری بلكه به عنوان يك «بايد» اين باور پا گرفته است كه برای به سرانجام رسانيدن هر موضوعی بايد با علمی ترين شيوه آن را انجام داد و برای يافتن علمی ترين شيوه بايد به «تحقيقات» تكيه كرد.

طراحی خودرو در ايران

سه نمونه آردی، پی كی و سمند حاصل نزديك به نيم قرن به اين سو و آن سو رفتن ما در جهان خودروسازی برای به دست آوردن «تكنولوژی طراحی و ساخت خودرو» است. در تعريف مراحل مختلف انتقال تكنولوژی گفتيم كه اين فرآيند از «انتقال» شروع و با «اصلاح و نوآوری» و خلق تكنولوژی كامل تر ادامه می يابد. به عنوان نمونه اگر ما مونتاژ پيكان را شروع كرده ايم بايد پس از گذشت چندی به مرحله ای برسيم كه نه تنها بتوانيم اين خودرو را در كشور توليد كنيم بلكه اين توانايی را پيدا كنيم كه معايب مختلف اين خودرو را در داخل كشور با بهره گرفتن از «تحقيقات» برطرف كرده كاستی های آن را شناخته و با به روز كردن بخش های قديمی آن پس از چندی نمونه ای كامل تر به بازار عرضه كنيم. آردی، پی كی و سمند حاصل حدود نيم قرن حضور اين صنعت و شركای خارجی در كشور ماست. آيا راهی را كه تا به حال پيموده ايم به توسعه انجاميده است؟

تراژدی پژو، تولد آردی

فرانسوی ها پژو 405 را در سال 1988 اتومبيل سال اروپا كردند و ما پس از يك دهه آن را در «ليست سياه» سازمانی محتاط كه به رفتار كجدار و مريز با خودروسازان معروف است (سازمان حفاظت از محيط زيست) در كنار سه خودروی ديگر نشانديم و شمشير «توقف خطوط توليد» را بر بالای سر اين خودرو در سال 81 مشاهده كرديم. برای چه پژو 405 در ايران توليد شد؟ آثار آن را در كجا بايد می ديديم؟ عقل سليم می گويد ما بايد در پی انتقال تكنولوژی های به كار رفته در اين خودروی روز اروپا می رفتيم و فناوری توليدات خودمان (از جمله پيكان) را ارتقا می داديم. در تعريف پروسه انتقال تكنولوژی مرحله ای تحت عنوان «بومی كردن تكنولوژی» وجود دارد و هدف از آن تطابق تكنولوژی وارداتی با شرايط كشور مقصد است. تكنولوژی ساخت پژو 405 نيز بومی شد، خودرويی در رده پيكان و پی كی و آردی و گرفتار در بند استاندارد 1504. به جای اينكه «پيكان» را به منزلت «پژو» برسانيم، پژو 405 را چونان پيكان، بی كيفيت ساختيم. سقوط پژو 405 از عرش خودروی اول اروپا در سال ،1988 پايان تراژدی پژو در ايران نبود، موجودی ناقص به نام آردی حاصل ازدواج «پيكان و پژو» بود. ژن های معيوب پيكان تاثير شگرفی بر آردی گذاشت «آردی» تنها دستاورد ما از سال ها پرداخت حق ليسانس به فرانسوی ها بود.

اين خودرو را می توان اولين حركت گسترده برای معرفی يك خودروی منحصربه فرد در ايران معرفی كرد. هرچند كه در سال های پيش شورلت ايران با همين روش (استفاده از قوای محركه يك خودرو بر روی اتاق خودروی ديگر) در سال های ابتدايی دهه پنجاه و يا پيكان پژويی كه در آن هم با استفاده از اتاق پيكان و قوای محركه پژو 504 اقدام به عرضه خودرويی متفاوت از نمونه های توليد شده كرده بوديم ولی تعدادی كه از اين دو نمونه (شورلت و پيكان پژويی) به بازار عرضه شد دارای تيراژ انگشت شماری بود. ولی آردی تاكنون بالغ بر يكصد هزار دستگاه از آن كشور توليد شده است و همين تعداد قابل ملاحظه (نسبت به تيراژ مينياتوری خودروها در ايران كه برخی از مدل های توليدی به زحمت به اعداد پانصد دستگاه در سال نيز می رسند) كنكاشی جدا در خصوص اين خودرو را می طلبد. استفاده از بخش هايی از شاسی و سيستم محركه پيكان بر روی اتاق پژو 405 خودروی جديدی به بازار عرضه كرد كه «آردی» نام داشت. معايب پرشمار آردی حكايت از عدم توفيق طرح دارد.

سيستم و زوايای غلط سيستم تعليق در كنار معايب ريز و درشت موتور 1600 سی سی پيكان از جمله مصرف و آلايندگی بالا در كنار معايبی كه به موتور پيكان افزون بر خيل معايب ذاتی اش، تحميل كرده است كه از جمله ظريف ترين نكته آن تغييراتی است كه زوايای لوله اگزوز برای قرار گرفتن موتور بر روی شاسی متحمل شده است. دو خم با زاويه نود درجه در گلوگاه اگزوز از سرعت خروج گازهای ناشی از فرآيند احتراق موتور به شدت می كاهد و در برخی از دورهای موتور ايجاد «فشار منفی» و كاهش راندمان تنفسی موتور را به دنبال دارد. اين در حالی است كه به اعتقاد كارشناسان داخلی و خارجی بزرگ ترين مشكل موتور پيكان، مشكل تنفسی آن است، به عبارتی يعنی درصد بالايی از مصرف بالا و آلايندگی «بی دريغ» اين خودرو در پی اين عيب است. حال ما در آردی اين مشكل را مضاعف كرديم در كنار مين فولد و هواكش پرپيچ و خم موتور پيكان، اگزوز را هم گرفتار پيچ و خم كرده و به عبارتی «دم و بازدم» موتور را دچار نقصان كرده ايم.


ترجمه رضا علی اكبر پور: اقتصاد ژاپن از حدود ده سال پيش با نوعی بيماری دست به گريبان است (كندی رشد اقتصادی به همراه ركود متناوب)، در اين كشور بحث های شديدی جريان دارد كه حاكی از بلاتكليفی سياسی است. برخی ها نوعی كسری بودجه را برای ايجاد تحرك اقتصادی تجويز می كنند، برخی ديگر خواهان كاهش بودجه دولتی هستند چرا كه به ياد دارند اقدامات دولت كلينتون در جهت تقويت نظام مالی موجب رونق گرفتن اقتصاد آمريكا در سال 1993 شد. برخی ها نيز اعلام می كنند كه ملت ژاپن به مقدار اندكی تورم نياز دارند تا از ميزان حساسيت آنان در مقابل تورم كاسته شود، در حالی كه بانك مركزی ژاپن همچنان در مقابل اين ايده كه تورم می تواند مشكلات اقتصادی اين كشور را بهبود ببخشد، مقاومت می كند. سردرگمی برای تجويز راه حلی خاص تا حدی ناشی از اين است كه مشكلات مختلف چاره های مختلف دارند، در حالی كه بخش اعظمی از مباحثات سياسی منجر به تشخيص و تمييز اين مشكلات به گونه ای متناسب نمی شوند. من به عنوان مشاور سابق اقتصادی كلينتون كه در همان دوران سرنوشت ساز رونق گيری اقتصادی به انجام وظيفه مشغول بودم، خود را مجبور می بينم بر اين امر تاكيد نمايم كه اوضاع و احوال آمريكا در آن دوران يعنی اوايل دهه نود جنبه ای منحصر به فرد داشته است.

قاعدتا، كاهش كسری بودجه در دوره ركود اقتصادی به وخيم تر شدن همين ركود می انجامد و جان ميناردكينز هفتاد سال پيش اين موضوع را به اثبات رسانده است. در واقع، ما به لطف تلاش های صندوق بين المللی پول فرصت كافی داشته ايم تا هم در آسيای جنوب شرقی و هم در آمريكای لاتين شاهد آن باشيم كه وقتی اقتصادی فرو رفته در ركود كامل در جهت ايجاد تعادل در بودجه خود تلاش می كند، چه اتفاقی روی می دهد. علت مفيد بودن كاهش كسری بودجه برای ايالات متحده در سال 1993 اين است كه بانك های آمريكايی اوراق قرضه طولانی مدت پرحجمی در اختيار داشتند كه ارزش آنها در حال افزايش بود، در حالی كه بهره های بلندمدت رو به سقوط گذاشته بودند. اين كاهش نرخ های بهره كه به تشويق سرمايه گذاری در شركت ها می انجاميد، تا حدی مديون استراتژی كاهش كسری بودجه طولانی مدت بود.

اكنون ژاپن نه با تورم، بلكه بايد با ضدتورم مقابله كند. در دوران ركود بزرگ، اقتصاددان شهير آمريكايی ايروينگ فيشر به مطالعه عواقب زيانبار كاهش قيمت ها پرداخت. مطالعات من نيز كه به همراهی بروس گرين والد از دانشگاه كلمبيا انجام گرفته است، نظريه های فيشر را با توجه به نقايص بازارهای مالی، به ويژه بازارهايی كه با اطلاعات نامتقارن پيوند دارند، به اثبات می رساند.

كينز به استحكام قيمت ها اهميت می داد، يعنی عدم امكان كاهش قيمت ها و دستمزدها زمانی كه عرضه نيروی كار و محصولات بيشتر از تقاضا باشد. پيگو، يكی از همكاران كينز در دانشگاه كمبريج، فرضيه استاندارد را فرمول بندی كرد: زمانی كه دستمزدها و قيمت ها به اندازه كافی كاهش می يابند، مصرف كنندگان نيز خود را به قدری پولدار احساس می كنند (چرا كه همه چيز ارزان شده) كه بتوانند پول بيشتری خرج نمايند و مجددا موجب توليد سود شوند. كينز با ايده معروف خود كه ما همه يك روز خواهيم مرد، به اين استدلال پاسخ داد. اما انتقاد فيشر بسيار شديدتر بود و با وضعيت كنونی ژاپن تناسب بيشتری دارد: زمانی كه قيمت ها كاهش می يابد، بدهكاران كه اوراق قرضه آنان برحسب ارز مشخص (يعنی ين ژاپن) است، برای پرداخت بدهی های خود با مشكلات عظيم تری روبه رو می شوند.

به بيان واقعی تر، آنان مجبورند كه همواره پول بيشتری به بستانكاران خود بپردازند. برخی از بدهكاران دچار ورشكستگی می شوند و مشكل بدهكاران به مشكل بانك ها تبديل می شود، در حالی كه برخی ديگر از آنان بايد از هزينه های خود بكاهند، كه اين امر ركود اقتصادی را تشديد می كند. با توجه به بروز پديده ضدتورم، سقوط قيمت ها به افزايش شديد نرخ واقعی بهره می انجامد، حتی زمانی كه نرخ بهره اسمی بسيار پايين باشد. بدين ترتيب، سرمايه گذاران نيز از ادامه كار خود دلسرد می شوند. خلاصه آنكه، سقوط قيمت ها بر وخامت اوضاع اقتصادی در كوتاه مدت می افزايد. حال چگونه می توان مسير ضدتورمی در ژاپن را تغيير داد؟ اگر اين اصل را مبنا قرار دهيم كه دولت ژاپن به جای استقراض، می تواند با تزريق پول به كاهش بخشی از كسری بودجه خود بپردازد، در اين صورت برخی افراد و شركت ها كه اين پول را دريافت می كنند آن را برای خود نگه خواهند داشت، اما برخی ديگر می توانند پول خود را صرف خريد كالا و خدمات كرده و اقتصاد را به حركت در آورند. همچنين، بالا بودن ميزان سپرده ها می تواند بر نقدينگی انبوه برخی بانك ها بيفزايد، در حالی كه بانك های ديگر می توانند به اعطای اعتبار پرداخته و تا حدی رونق را به عرصه اقتصاد باز گردانند.

يك برنامه منسجم می تواند تا حدی موجب افزايش تقاضای كلی گردد كه امكان تنفس را برای اقتصاد فراهم آورده و روند پديده ضدتورم معكوس شود، اين امر باعث آغاز چرخه ای از تحولات مثبت خواهد بود. بالا بودن قيمت ها به بدهكاران امكان می دهد كه روی پای خود بايستند، اين امر به آنان كمك می كند كه بيشتر پول خرج كنند. در اين ميان، ين ژاپن ضعيف تر می شود و اين نيز برای صادرات سودمند است؛ و حتی اگر نرخ واقعی تبديل ارز مقدار اندكی تغيير يابد (با توجه به موقعيت بستانكار اصلی در ژاپن) ارزش ين در قالب دارايی های خارجی افزايش خواهد يافت و اين نيز موجب تحرك اقتصادی خواهد شد. البته آنان كه دچار هراسی دائمی از تورم هستند، می توانند نگران شوند: آيا چنين سياستی به كلاف پيچيده تورم زايی منتهی نخواهد شد؟ هيچ يك از مطالعات اقتصادی نمی تواند اين نگرانی را توجيه كند. برای كشورهايی كه تورمی ضعيف يا متوسط دارند، افزايش اندك تورم به هيچ وجه منجر به تورمی لجام گسيخته نمی شود، هر چند كه سران بانك های مركزی عقيده ديگری داشته باشند. بی شك، اگر دولت ژاپن به طرز انبوهی پول تزريق می كرد، آن گونه كه ديگر كشورها در گذشته كرده اند، اكنون اين نگرانی ها از ميان رفته بود. اما دولت ژاپن در گذشته ثابت كرده است كه در زمينه مالی تا چه اندازه مسئولانه عمل می كند، به طوری كه قادر است ميزان پول صرف شده برای كاهش كسری بودجه را تا يكصدم ين مشخص كند. تاثير اين نوع تحريك مالی بر حس اعتماد عمومی در عرصه اقتصاد ژاپن چه خواهد بود؟ هيچ چيز به اندازه ركود، لطمات سنگينی بر اعتماد اقتصادی وارد نمی كند، و هيچ چيز به اندازه شكست های پياپی در عرصه مديريت تورم و يا ركود دائمی، اعتماد عمومی به توانايی دولت در اداره اقتصاد كشور را جريحه دار نمی سازد.

منبع: سايت پروژه سنديكا


كرباسيان و جهانی شدن

جهانی شدن عنوان كتابی از يان آرت شولت است كه اخيرا با ترجمه مسعود كرباسيان رئيس كل گمرك ايران به بازار آمده است. كرباسيان در مقدمه اين كتاب نوشته است: در آغاز قرنی قرار داريم كه جهانی شدن به عنوان يكی از ويژگی های بارز آن است. اين پديده با مفاهيم مختلفی به عنوان «بين المللی شدن»، «آزادسازی»، «جهان گستری»، «غربی كردن» و «قلمروزدايی» مطرح شده است. به عقيده نويسنده اين كتاب، فقط مفهوم آخر است كه به جهانی شدن معنای جديد و شاخص می دهد، اگر چه روابط فراجهانی پديده كاملا جديدی نيست. اما طی چهار دهه پايانی قرن بيستم آهنگ و وسعت گسترده آن، كيفيت استثنايی پيدا كرده است. طی سال های ياد شده افزايش قابل ملاحظه ای در تعداد، تنوع و تثبيت پديده های فرامرزی را شاهد بوده ايم. جهانی شدن بر تمامی حوزه های فعاليت بشری، از جمله جامعه، حكومت، توليد، دانش، امنيت، صلح، عدالت و محيط زيست تاثير گذاشته و موجب تغيير در شيوه تفكر و تلقی انسان ها از روابط اجتماعی شده و در عين حال از آنها تاثير پذيرفته است و متعاقب اين تغييرات اجتماعی، تاثيرات عميق و مهمی بر زندگی روزمره و مراودات انسان ها در ابعاد مختلف آن داشته است. نويسنده كتاب، يان آرت شولت، استاد علوم سياسی در دانشگاه وارويك انگلستان است. نامبرده، در مقاله ای كه در مجله «كوريه دولاپانت» چاپ شده، پنج عامل عمده ای كه جهانی شدن را به وجود آورد و آن را وسعت بخشيد به شرح زير بيان داشته است: انديشه فراگيری كه به مردم اجازه می دهد جهان را همچون مكانی واحد تصور كنند. رشد سرمايه داری در سطح جهانی. خلاقيت های فناوری در عرصه ارتباطات و اطلاعات. تحول در عرصه تدوين قوانين همانند آزادسازی اقتصادی كه فضای مناسبی برای تسريع و تسهيل در امر جهانی شدن را مهيا می سازد. و سرانجام اين كه شماری از كشورها برخی از قوانين را به منظور كمك به تشكيل انجمن های شهروندان بازبينی كردند. مثال واضح تر حالت گذر در كشورهايی است كه قبلا سوسياليست بودند. اين ها اجازه دادند تا سازمان ها و نهادهای مدنی غيردولتی در كشورهايشان تاسيس شود.

دگرگونی های ناشی از جهانی شدن خارج از حيطه توانايی های ما بوده، پيامدهايی دربردارد و اين كه اين پيامدها تا چه اندازه دارای آثار و نتايج مثبت يا منفی هستند، عمدتا بستگی به سياست هايی دارد كه در رابطه با جهانی شدن اختيار می كنيم. تاكيد بر اين نكته مهم ضروری است كه انتخاب های ما نقش اصلی و تعيين كننده در شكل دهی به آينده جهانی شدن و تاثيرپذيری از آن را دارد. جهانی شدن را نمی توان به آسانی ناديده انگاشت و از كنار آن بی تفاوت گذشت و يا برای مصون ماندن از تاثيرات آن ديواری به دور خود كشيد. از ديدگاهی، شايد جهانی شدن يك ضرورت تاريخی و پديده ای اجتناب ناپذير و در عين حال برگشت ناپذير باشد. رناتو راجيرو، نخستين رئيس سازمان جهانی تجارت WTO، جهانی شدن را به عنوان واقعيتی توصيف كرد «كه همه را در كام خود فرو خواهد برد. » لازم به توضيح است از زمانی كه موضوع WTO مطرح شد، به سبب علاقه، مسئوليت و حيطه كاری ام كه در بخش اقتصادی و تجارت است مطالعاتی در اين زمينه ها داشته و جهانی شدن را به عنوان موضوعی جديد دنبال كرده ام. كتاب حاضر را، كه در چارچوب تكوين و تطور جهانی شدن نوشته شده است، جامع تر و مناسب تر ديدم. به همين دليل آن را جهت ترجمه برگزيدم. در اين كتاب، نويسنده به طور موشكافانه آنچه را كه در جهان در حال رخ دادن است تبيين كرده، تاريخچه و علل جهانی شدن را با ادله مختلف و به صورت روايی با استناد به نظرات متعدد صاحب نظران كه در بعضی از موارد كاملا متناقض نيز هستند ارائه داده است. به همين دليل، در موضوعات مختلف و مرتبط با جهانی شدن، اين كتاب می تواند به عنوان مرجع مورد استفاده قرار گيرد. زيرا نويسنده تلاش كرده است كه ديدگاه های متنوع و گسترده موضوعات و نظريه های ضد و نقيض دانشمندان و انديشمندان در حول و حوش موضوع مورد بحث را جمع آوری و عرضه نمايد. بنابراين لزوما ديدگاه های مطرح شده در كتاب مورد تاييد نمی تواند باشد و بر مبنای آيه شريفه «فبشر عبادالذين يستمعون القول فيتبعون احسنه»، با مفاهيم و جنبه های مختلف اين پديده، كه كتاب های متعددی در مورد آن به رشته تحرير درآمده است، می توان آشنا شد، تغييراتی را كه در آينده بر اثر جهانی شدن رخ خواهد داد شناخت و به نحو صحيح از اثرات منفی آن جلوگيری كرد. همچنين زمينه های فراوانی برای بحث و گفت وگو، تحقيق و تفحص برای دانش پژوهان و علاقه مندان به مباحث مرتبط را فراهم خواهد آورد و فتح باب خواهد كرد.

اينترنت در مسجد

روزنامه اقتصادی دنيای اقتصاد خبر از اتصال 10 مسجد نمونه به اينترنت فيلتر شده داده است. پيرو انعقاد موافقتنامه دستگاه های اجرايی در پروژه های طرح تكفا، سازمان تبليغات اسلامی نيز دو زير پروژه با عنوان توسعه پايگاه اطلاع رسانی در حوزه فرهنگ اسلامی و تجهيز 10 مسجد به صورت نمونه در استان تهران تعريف كرده است كه اين زير پروژه ها با همكاری موسسه فرهنگ و اطلاع رسانی تبيان كه سايت اينترنتی جامع با تنوع موضوعات در زمينه های معارف اسلامی دارد، در حال اجرا است. مهندس سعيد مجردی، عضو هيأت مديره موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبيان در گفت وگو با ايسنا گفت: «در زمينه امكانات استفاده از چت به دليل محدوديت هايی كه از باب حضور افراد مزاحم وجود دارد، سيستمی برای عضويت در تبيان ايجاد شده و هم اكنون 14 هزار نفر اعضای شناخته شده تبيان قادر به استفاده از اتاق های چت هستند.»



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو