Persian Archive

از ارديبهشت ماه سال گذشته كه جلسه مجمع عمومی فراكسيون جبهه دوم خرداد شاهد اعتراض تنی چند از نمايندگان شاخص و ترك جلسه توسط آنها بود تاكنون جلسه ديگری تشكيل نشده است. اخيرا با طرح موضوع رفراندوم و يا استعفا و فشار اعضای فراكسيون برای بررسی آنها، هيأت رئيسه تن به تشكيل مجمع عمومی در سوم خرداد ماه جاری داد. اما اين جلسه هم تشكيل نشد. تحولاتی كه طی سه سال اخير در فراكسيون جبهه دوم خرداد رخ داده در رسيدن فراكسيون به نقطه فعلی موثر بوده است. در دوره های گذشته مجلس، هيچ گاه فراكسيون و يا فراكسيون های سياسی به طور رسمی شكل نگرفتند. تا اينكه پس از انتخابات مجلس پنجم، بر اثر رقابت های سياسی جناح راست و حزب كارگزاران، دو فراكسيون سياسی اقليت و اكثريت در درون مجلس شكل گرفت. جناح راست مجلس پنجم كه بعدها نام محافظه كاران به آنها داده شد بنيانگذار رسمی فراكسيون سياسی «حزب الله» بودند. به دنبال آنها و مصونيت يافتن كار تشكيلاتی در مجلس، جناح اقليت نيز نام فراكسيون «مجمع حزب الله» به خود گرفت. علت انتخاب اين نام از سوی گروه اقليت كه آن زمان جناح چپ نام داشتند، آن بود كه زمينه فعاليتشان در مجلس پنجم هموار باشد و با اين نام در واقع حصاری امنيتی و حفاظتی به دور خود كشيدند. بلافاصله پس از تشكيل مجلس ششم، تجربه تشكيل فراكسيون های سياسی در مجلس پنجم كار را بر نمايندگان آسان كرد و هر گروهی فراكسيون خاص خود را تشكيل داد، در اين ميان تنها اقليت مجلس ششم بود كه دارای يك فراكسيون گرديد در حالی كه جناح اكثريت نزديك به ده فراكسيون فرعی تشكيل دادند...


با وجود آنكه ايزابل آلنده شركت در مصاحبه ها را خسته كننده می داند و اعتقاد دارد كه مصاحبه، او را از كار مهم نوشتن بازمی دارد، اما نشان می دهد كه با صراحت محبت آميزش، به خوبی از پس مصاحبه برمی آيد. به كوتاه ترين سوالات پاسخ های مفصلی می دهد چرا كه در هر كلمه دقت زيادی می كند. به نظر می رسد كه او جملاتش را با معيار يك نويسنده می سنجد. هر كلمه از لحاظ شفافيت، وضوح و ريتم اندازه گيری می شود. آلنده آنقدر راحت و در عين حال با دقت، انگليسی حرف می زند كه گاهی سخت است آدم باور كند كه او تنها به زبان اسپانيايی می نويسد. كارهای او تقريبا به تمام زبان های زنده دنيا ترجمه شده است. وقتی اولين كتابش «خانه ارواح» در سال 1982 در اسپانيا منتشر شد، ديری نپاييد كه شهرت آلنده مرزهای جغرافيايی را پشت سر گذاشت. ايزابل آلنده در سال 1942 در كشور پرو متولد شد. حداقل يكی از آثار او در كشورهای آلمان، شيلی، سوئيس و مكزيك به عنوان كتاب سال شناخته شده است. آلنده از دانشكده های بيتس، دومينيكن و كلمبيا و دانشگاه نيويورك دكترای افتخاری دريافت كرد. همچنين نشان شواليه هنر فرانسه نيز به او تعلق گرفته است. وی در سال 1994 از سوی بنياد اكثريت فمينيست به عنوان فمينيست سال برگزيده شد. در توصيف ميزان موفقيت آلنده بايد گفت كه او يك اتاق كوچك در خانه ای كه با شوهرش ويلی، شريك است و در كاليفرنيا قرار دارد، دست و پا كرده تا جوايز و نشان های افتخارش را در آنجا جای دهد. نشان هايی كه هريك به زبانی متفاوت نوشته شده است. آوازه بين المللی اين دختر روزنامه نگار كه هميشه با عرصه سياست در ارتباط بوده گستره وسيعی داشته است. او برادرزاده سالوادور آلنده، رئيس جمهور فقيد شيلی است كه اصلاحات راديكال سوسياليستی اش، شيلی را به سمت يك انقلاب سوق داد. انقلابی كه نهايتا به كودتای نظامی عليه او منجر شد. رئيس جمهور آلنده در جريان كودتا به قتل رسيد...


باز آلدرين (B.Aldrin) خلبان كمكی اتاق فرمان فضاپيمای آپولو ،8 اولين پرواز بشر به دور ماه بود. در بيستم جولای 1969 آلدرين و ديگر فضانورد آپولو11 يعنی نيل آرمسترانگ (N.Armstrong) اولين كسانی بودند كه قدم به ماه گذاشتند. آلدرين دارای درجه دكترا در تلاقی فضايی فضاپيماهای سرنشين دار از انستيتوی تكنولوژی ماساچوست است. وی به تازگی رياست برنامه استاركرافت بوسترز را به عهده گرفته است و يكی از اركان طراحی مسير فعاليت های فضايی آينده به شمار می رود. آلدرين در مورد امروز و فردای فضانوردی چنين می گويد: افكار من درباره گام های بعديمان در فضا اساسا بر همان هايی استوار است كه تا پيش از حادثه فضاپيمای كلمبيا در اول فوريه 2003 بود. اين مسئله از زمان خدمت من به عنوان مامور رياست جمهوری در كميسيون هوا فضای ايالات متحده كمی آشكارتر شده است. پس از آنكه گزارش كميسيون در پاييز سال 2002 كامل شد كار سازماندهی كنفرانسی را برای بحث و بررسی روش های جانشين در كاوش های فضايی آغاز كردم. اين كنفرانس كه به طور آزمايشی برای اواخر اكتبر يا اواسط دسامبر 2003 زمان بندی شده است بخشی از جشن ملی صدمين سال پرواز خواهد بود. شركت كنندگان در اين كنفرانس تمثال هايی سمبليك از فضانوردان ماه، كارشناسان فضايی و آينده گرايان برجسته هستند. با پخش اين رويداد از طريق كانال های NASA TV و C-SPAN، نتايج بررسی ها به اطلاع عموم خواهد رسيد. امروز به دنبال حادثه كلمبيا من معتقدم كه نمی توانم چشم انتظار معرفی اين جانشين ها برای بررسی همه جانبه باشم. بهبود نجات خدمه بايد اولين اولويت ناسا باشد. همكاران من در پروژه استار كرافت بوسترز بر طرحی برای ارتقای ناوگان فعلی مدارپيماها به كمك يك اتاقك نجات خدمه فعاليت كرده اند. در تمام مدت از شمارش معكوس روی سكوی پرتاب تا هنگام بازگشت به جو زمين اتاقك نجات خدمه می تواند از مدارپيما جدا شود و به كمك چتر نجات فرود آيد. بازگشت اين اتاقك به جو زمين حركتی نيمه پرتابه ای خواهد بود...


ديگر فرانسويان بود كه در ايران طی دو سال اخير مونتاژ شد. از اين خودرو تاكنون بيش از 47 هزار دستگاه مونتاژ شده است. در سال های اخير با بهره گيری از اتاق و ملزومات 405 و تلفيقی از بخش های فنی پيكان، خودرويی تحت نام «پژو D.R» به بازار عرضه شده است.پژو و ديگر خودروسازان فرانسوی تبحر ويژه ای در طراحی و ساخت سيستم های تعليق و فرمان دارند و يكی از مشخصه های مهم خودروهای فرانسوی سيستم فنربندی عالی آنها است اما در ايران برای D.R از همان سيستم قديمی تعليق يك پارچه عقب پيكان با فنرهای شمش كه مختص خودروهای سنگين و نيمه سنگين است؛ بهره برده ايم. در اين بين فرانسويان نيز تنها به دنبال گرفتن حق ليسانس خود بودند از اين خودرو تاكنون حدود يكصد هزار دستگاه توليد شده است. البته در سال های اخير به طور تقريبی 1500 دستگاه رنو 21 و هزار دستگاه سيناد (با قوای محركه رنو) و هشت هزار دستگاه زانتيا (سيتروئن) وارد بازار خودروهای سواری ايران شده است. تاكنون و قبل از همكاری رنو ـ نيسان در ايجاد پلت فرم مشترك و گسترش همكاری های پژو برای سال های آينده، نزديك به هفتصد هزار خودروی فرانسوی (18 درصد خودروهای سواری در حال تردد در كشور) حاصل همكاری های گذشته بين ايران و شركای فرانسوی است و متاسفانه تنها دو مدل «پژو آردی و سپند» رهاورد تيم های تحقيقاتی ماست...


اگر امروز مقابل خانه ای نيمه مخروبه بايستند و بگويند اين خانه پدری فلان بازيكن معروف فوتبال است تعجب نمی كنيد. تا چند سال پيش وقتی دوربين تلويزيونی به محله های فقيرنشين شهرها می رفت و گزارشی از گذشته فلان بازيكن مطرح تهيه می كرد، چندی بعد كه پخش می شد، همه متعجب می شديم از اينكه چگونه می توان ارتباطی بين فلان آدم با شرايط زندگی اش برقرار كرد؟ با وجود اين فكر می كنيد امروز هم ديدن چنين صحنه هايی از تلويزيون مثل سابق جالب و كمی عجيب است؟ اگر امروز تلويزيون گزارشی از يك بازيكن فوتبال با گذشته ای مرفه پخش كند همه حيرت خواهند كرد. ثابت شده است كه فوتباليست ها - چه ايرانی و چه غيرايرانی - اغلب برخاسته از قشر ضعيف جامعه - به لحاظ اقتصادی - هستند. گذشته فوتباليست های مطرح داخلی مان را اگر به ياد داريد كه در جايی خوانده ايد در ذهنتان مرور كنيد، چند نفر را می شناسيد كه در زمين های خاكی جنوب شهری مثل تهران دوران نوجوانی و جوانی شان را سپری نكرده و در نهايت فوتباليست بزرگی شده اند؟ اما اين قشر ضعيف - از نظر اقتصادی - سال ها از فوتبال فقط محبوبيت و شهرت را درو كرد. سال های سال كودكان پاپتی با توپ های پلاستيكی به اوج می رسيدند و در تيم های مطرح فوتبال بازی می كردند، بدون اينكه حتی لحظه ای به بهره برداری اقتصادی از آن بينديشند. آنها در تيم های بزرگ محبوبيت و شهرت را تجربه می كردند در حالی كه از اين توپ زدن تنها قصدشان همان ارضای معنوی روحشان بود. برای آنها سری بين سرها درآوردن مهمتر از هر چيزی بود. بالطبع وقتی اسكناس آنچنانی وارد حيطه توپ و زمين نمی شد، يكی از مهمترين ذهنيات فوتباليست ها دوستان و هم محلی های قديم بود. دوستان قديمی پابه پای هم محلی ای كه حالا فوتباليست معروفی است قدم می زدند و برای خود وجهه ای كسب می كردند. فوتباليست ساده ما هم در كنارشان عكس يادگاری می انداخت. آرايشگر محل در كنار او عكس می انداخت، می زد روی ديوار يكی از اتاق ها كه موی فلانی را من اصلاح می كنم...



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو