Persian Archive

• ستاره اصلی جام امير
• آشتی با موفقيت
• اتومبيلرانی بانوان


ترجمه آرش راهبر: اعتراف می كنم كه هيچ گاه در اروپا چنين صحنه هايی را قبل از شروع بازی فوتبال نديده بودم. قبل از شروع مسابقه هزاران نفر از مردم در پاركينگ مفروش به حصيرها و زيراندازها گردهم آمدند و در برابر خداوند به خاك افتاده و سجده كردند. اينجا قطر است و ما فقط چند دقيقه با شروع بازی نهايی «جام امير» فاصله داريم. جام امير شباهت های زيادی با FA CUP يا همان جام اتحاديه انگلستان دارد و مسئولان فوتبال جزيره كوچك قطر در خليج فارس حتی زمان برگزاری آن را نيز مقارن با همتای مشهور انگليسی قرار داده اند. به هر حال اين بازی ها قبل از آنكه گرمای غيرقابل تحمل تابستان شروع شود به پايان می رسد. كمی دورتر از ورزشگاه پرشور و هيجان، در مركز فرماندهی نيروهای آمريكايی سربازان و فرماندهان سرگرم پيگيری مسائل مربوط به جنگ عراق هستند و دقيقا مشخص نيست چند درصد از آنها قطر را به سمت بغداد يا بصره ترك كرده اند. و شما در حالی كه در بين عده زيادی از مردم محلی عرب در قطر نشسته ايد، تنها يك نوع پوشش سفيدرنگ بلند به نام «دشداشه» را می بينيد كه تمامی حاضران در ورزشگاه آن را به تن دارند. اين نوع پوشش بدون كوچك ترين نقش و نگار و سفيدرنگ ظاهرا بهترين لباسی است كه در اين منطقه برای مقابله با گرما از آن استفاده می كنند. تنها عده محدودی از هواداران متعصب تيم الاهلی و السد هستند كه روی ردای سفيدشان لباس باشگاه مورد علاقه شان را پوشيده اند.

بازی فينال در ورزشگاه تازه تاسيس الريان برگزار می شود. اين ورزشگاه در راستای توسعه مكان های ورزشی قطر برای ميزبانی بازی های آسيايی دوحه در سال 2006 احداث شده و از همين رو فضايی مناسب و راحت را به خاطر طراحی و معماری مدرن در اختيار تماشاگران قرار می دهد. ساختمان ورزشگاه از نظر شكل ظاهری بيشتر به معماری های غربی شبيه است تا معماری سنتی. اين شكل معماری و همچنين سرعت بسيار بالای عرب ها در ساخت اين مجموعه ورزشی نشان می دهد كه آنها تحت تاثير آمد و رفت آمريكايی های حاضر در خليج فارس قرار دارند و به نظر می آيد كه همه چيز در حال غربی شدن است. شما در اين كشور به راحتی می توانيد تشخيص بدهيد كه نوع توسعه يافتگی بيشتر منطبق بر خواسته های يانكی هاست تا تمايلات مردم عرب زبان. اما جالب است كه امشب جذاب ترين موضوع مورد علاقه هواداران فوتبال در ورزشگاه الريان شخصی است كه در جيب پيراهنش كارت های زرد و قرمز را پنهان كرده، برای دومين سال پياپی فينال مسابقات جام امير را پی ير لوئيجی كولينا، داور ممتاز و سرشناس ايتاليايی قضاوت خواهد كرد. داوری كه بسيار نزديك به مفهوم سوپراستار داوران جهان است، در دو سال اخير به اين مسابقات دعوت شده تا به همراه خط نگهداران هموطنش اعتبار بيشتری به اين جام كوچك ببخشد. پيش از شروع مسابقه و در حين گرم كردن ابتدايی دو تيم، گرمای زياد احساس رخوت و سستی عجيبی به كسانی مثل من كه عادت به چنين آب و هوايی ندارند، می دهد. انگار يك سشوار پرقدرت به طور دائم هوای گرم را به صورت و گردنتان فوت می كند. روبه روی ما صفحه نمايشگر بسيار بزرگی نصب شده كه هر چند يك بار تصاوير درشتی از صورت و چشمان نافذ كولينا پخش می كند. حجم تصاوير پخش شده از كولينا از بازيكنان صاحب نام دو تيم بيشتر است.

كولينا با آنكه با اين ورزشگاه غريبه نيست، اما نگاه خريدارانه ای به ورزشگاه باشكوه و فوق العاده آراسته ورزشگاه می اندازد و به نرمی بر روی چمن سبز و مخملی قدم می زند. فاصله او با تماشاگران به دليل نبودن پيست دو و ميدانی كمتر و شبيه به ورزشگاه های انگليسی است. كولينا در حين بررسی زمين و دروازه ها برای مشتاقان عرب زبانش دست تكان می دهد و با لبخند به نيمه زمين بازمی گردد. در يك نيمه زمين بازيكنان سفيد و سياه پوش السد با حرارت مشغول گرم كردن هستند. قهرمانی در اين ديدار می تواند دومين جام را برای آنها به ارمغان آورد. آنها چندی قبل در مسابقات ليگ قطر توانسته اند قهرمانی خاطره انگيزی را به دست آورند. به نظر می آيد خود آنها نيز از تصور فتح جام دوم هيجان زده هستند و با نشاط بيشتری تمرين می كنند. السد باشگاه چندان قدرتمندی در سطح آسيای غربی نيست اما صاحبان ثروتمند اين تيم برای دميدن روحی تازه به بازيكنان بومی و انجام مانور تبليغاتی چندی قبل مبلغ هنگفتی را برای استخدام روماريو ستاره پا به سن گذاشته برزيلی خرج كردند. روماريو بيش از يك ميليون دلار گرفت تا در چند بازی پايان فصل برای دقايقی به ميدان برود، بيشتر از 10 بار به توپ ضربه نزند و البته هواداران زيادی را برای تماشای نمايشش به ورزشگاه بكشاند. كمی آن طرف تر از من محمدبن همام رئيس كنفدراسيون فوتبال آسيا نشسته و چهار چشمی اوضاع را زير نظر دارد. چند ساعت قبل بود كه او به من جمله جالبی گفت «من از باشگاه های قطر خواستم كه بازيكنانی كه به ظاهر دوره فوتبالشان تمام شده را جذب كنند حتی اگر لازم باشد ميليون ها دلار خرج كند.»

وقتی به نقل و انتقالات اخير در فوتبال قطر نگاهی می اندازيم به اين نتيجه می رسيم كه روسای باشگاه های قطری از رئيس حرف شنوی دارند. چند وقت پيش بود كه اشتفان افن برگ ستاره جنجالی آلمانی پای ميز مذاكره با باشگاه العربی قطر نشست و در نهايت قرارداد پيش رويش را امضا كرد. برای من جالب است كه چطور اين بازيكن مغرور و پردردسر كه مدتی پيش به خاطر اظهارنظرهای بدون ملاحظه اش مورد خشم عمومی بازيكنان و مربيان آلمانی قرار گرفته، حالا سر از قطر دربياورد. فرانك لبوف هم از ديگر بازيكنان مشهور دنياست كه تصميم گرفته بازنشستگی اش را از سواحل قطر برای فرانسوی ها مخابره كند. اما از همه مشهورتر گابريل باتيستوتا است كه حالا به فاصله چند متری امير قطر روی يك صندلی نشسته و ظاهرا از اين همه نگاه پرسشگر اطرافش لذت می برد. احساس كردم او هم در حال پيدا كردن موقعيت مناسبی برای پيوستن به فوتبال قطر است. سروصدای ناشی از ورود امير قطر يعنی حمدبن خليفه آل ثانی رشته افكارم را پاره می كند. آتش بازی های رنگارنگ و پرهيجان، اجرای سرود ملی قطر توسط گروه موزيك ارتش و همنوايی سرود ملی توسط صدها كودك خوشامدگويی گرمی برای امير به شمار می آيد. يكی از سربازان كه نزديك به پسربچه های گروه اجراكننده سرود ملی است به طرز ديوانه وار و شتاب زده ای از بچه ها می خواهد تا پرچم های همراهشان را تكان بدهند. بچه ها هم در حالی كه در يك دست پرچم ملی قطر و در دست ديگر پرچم های منقش به تصوير امير قطر را تكان می دهند، رو به سوی امير قطر كه آرام آرام در حال قرار گرفتن در جايگاه ويژه و سلطنتی است خوشامد می گويند. با جلوس امير قطر بر روی صندلی اختصاصی اش همه چيز برای شروع يك فينال به يادماندنی آماده است.

بازی با سوت ممتد كولينا آغاز می شود و چيزی نمی گذرد كه طبق پيش بينی ها، السد بازی را در اختيار می گيرد. سياه و سفيدهای قطری با همان روشی كه در ليگ بازی می كردند ادامه می دهند. در ميانه ميدان هافبك السد يعنی يوسف چيپو كه به صورت قرضی از كاونتری به قطر آمده، كاملا از همرديفانش برتر است. دقيقه سی و چهارم بالاخره حملات السد به نتيجه می رسد و بازيكن آفريقايی السد به نام كتيا در حين يك استارت سريع در محوطه جريمه توسط مدافعان الاهلی سرنگون می شود. داور كه در برگه شناسايی با نام «برلوجی» (berlogi) كولينا نوشته شده سريعا نقطه پنالتی را نشان می دهد. محمد غلام كه ظاهرا از بازيكنان مورد علاقه قطری هاست پشت ضربه پنالتی ايستاد و آن را به گل تبديل كرد. بعد از اين گل سروصدای كركننده ای از سوی هواداران السد كه بيشتر فضای ورزشگاه را اشغال كرده بودند به هوا برخاست، هرچند كه به نظر من در بطن اين سروصدا آن احساس جنون آميز آميخته با هيجان هواداران باشگاه های مشهور اروپا موسوم به اولتراها حس نمی شد. چند دقيقه بعد صدای ممتد طبل و ترومپت از گروه هواداران الاهلی بلند شد و برای چند دقيقه طرفداران اين تيم در دو گروه به تشويق تيم محبوبشان پرداختند. سروصدای زياد برای لحظاتی مرا دچار توهم كرد و احساس كردم تلفن همراهم زنگ می زند، اما خيلی زود يادم آمد كه تلفن را در هتل جا گذاشته ام!

از اين طرف هم هواداران السد با به هيجان آمدن يك گروه تازه نفس، جان تازه ای گرفتند. اين گروه كه بيشتر آنها را زنان تشكيل می دادند با فركانس صوتی بيشتر جنجالی به راه انداخته بودند. آنها با روسری های بلندی كه سر و قسمتی از صورتشان را پوشانده بود، با تبعيت از سرگروهشان كه با يك بلندگوی دستی شعارهای مربوط به تيم السد را فرياد می كرد، نوع خاصی از هواداری زنانه عربی را به نمايش گذاشتند. شايد اگر آنها را «اولتراهای السد» خطاب كنم اغراق نباشد. چند نفر ديگر هم هستند كه صورتك های بازيكنان مشهوری مثل ديويد بكام، تيری آنری و چند ستاره مشغول بازی در انگليس را به صورت زده اند.

السد در نيمه دوم هم تيم برتر ميدان است و در دقيقه هجدهم اين نيمه گل سوم را به تيم دستپاچه الاهلی تحميل می كند. مثل گل اول محمد غلام است كه با دريافت يك توپ ارسالی از چيپو از جناح چپ كار را تمام می كند. در حالی كه توپ افتان و خيزان از خط دروازه عبور می كند، غلام برخورد سختی با مرتضی طالب دروازه بان الاهلی می كند البته طالب از اينكه محمد غلام قصد داشت توپ را از دروازه برداشته و به نيمه زمين ببرد عصبانی بود و به نظرم كولينا متوجه ضربه او به محمد غلام نشد. بعد از اين گل نوبت به حملات الاهلی رسيد. آنها با دفاع از زمين حريف فشار زيادی به السد آوردند و در نهايت دو دقيقه مانده به پايان بازی توانستند با يك شوت آرام يكی از گل ها را جبران كنند. پس از به ثمر رسيدن گل دو نفر از تماشاگران كه ماسك های مشهور فيلم جيغ (scream) و ديو در كارتون ديو و دلبر والت ديسنی را به صورت زده بودند حدود 40 نفر از هواداران الاهلی را ترغيب كردند كه از سكوهای بالايی ورزشگاه به سمت پايين بدوند. مشابه همان حركاتی كه هواداران اسپانيايی و پرتغالی هنگام گلزنی تيم محبوبشان از خود نشان می دهند. اما برای اين عده ديگر مجالی پيش نيامد كه برای دومين بار گلزنی تيم الاهلی را جشن بگيرند، چون كولينا اندكی بعد از دقيقه 90 سوت پايان بازی را به صدا در آورد. بعد از شنيدن صدای سوت پايان لوكا پروزويچ مربی السد سرمست از فتح دومين جام در يك فصل به هوا پريد و چيزی نگذشت كه شاگردانش نيز برای بر پا كردن جشن و شادمانی به او ملحق شدند. از سوی ديگر كارلوس آلينيو مربی الاهلی چاره ای جز نثار كردن تبريك و شادباش به همتای يوگسلاوتبار خود نداشت و آرام آرام در تونل ويژه رختكن محو شد.

چند دقيقه بعد فهد الكواری كاپيتان السد در حالی كه پشت سر كولينا و كمك هايش حركت می كرد پيشاپيش هم تيمی هايش به سوی سكوی اعطای جام به راه افتادند. جای تعجب بود كه اين همه بازيكن چه طور ممكن است عضو يك تيم باشند. برای اينكه حس كنجكاوی ام را فرو بنشانم شروع به شمارش بازيكنان السد كردم. آنها دقيقا 33 نفر بودند. به هر حال پس از كاپيتان تمام 33 نفر پا به سكوی نه چندان بزرگ اهدای جام گذاشتند. بعد از به گردن انداختن مدال ها بود كه كاپيتان الكواری «جام امير» را بالای سر برد. با بالا رفتن جام روشنايی چراغ های ورزشگاه خاموش شد و بازيكنان السد زير نور متمركز يك پروژكتور و آتش بازی های ترتيب داده شده، شروع به شادمانی كردند. برای لحظاتی نور فلاش های عكاسان هم جلوه خاصی به جشن قهرمانی السد بخشيد. پس از آن بازيكنان السد به زمين بازگشتند و به نوبت شروع به بوسيدن و تكان دادن جام كردند. جامی كه شباهت قابل توجهی با جام جهانی FIFA داشت. بعد از آن نوبت همراهی با سروصدای هواداران السد بود كه به صورت لاينقطع فرياد می كشيدند. بازيكنان جام در دست به كنار صندلی های هواداران رفتند و شبی به يادماندنی را برای علاقه مندان رويايی السد به يادگار گذاشتند. بازيكنان در اين مسابقه، بازی ساده و به دور از پيچيدگی های اروپايی آن را به نمايش گذاشتند و تماشاگران هم به دور از خشونت گرايی، افراط گرايی و زرق وبرق بيش از حد احساسات و هيجان هايشان را بروز دادند. اگر چه ديدن اين صحنه ها برای بسياری ميسر نيست اما شك ندارم كه شنيدن يا خواندن آن دوست داشتنی است.

منبع: Soccernet


سهيلا قاسمی: راننده كلمبيايی فرمول يك پس از نخستين پيروزی اش در جايزه بزرگ، در سپتامبر سال 2001 و در ايتاليا هيچ پيروزی ای به دست نياورده بود. كيمی رايكونن فنلاندی (مك لارن) نفر دوم اين كورس جای خود در رأس مسابقات قهرمانی جهانی اتومبيلرانی را همچنان حفظ كرده است.

يكشنبه هفته گذشته، در سری رقابت های شصت و يكمين دور جايزه بزرگ موناكو، خوان پابلو مونتويا، راننده بی ام و ـ ويليامز به نفرينی كه به نظر می رسيد حدود بيست ماه احاطه اش كرده است، پايان داد. او سرانجام جام پيروزی ديگری را نصيب خود كرد. اولين جام او در سپتامبر سال 2001 و در مونزا به دست آمده بود. مربی اش می گويد: «او راننده ايده آلی است، اما راه رسيدن به اين قهرمانی دوم طولانی بود.» پيروزی در مسير سلطنتی موناكو، مسيری كه رانندگان منحصربه فرد با سرعت زياد در آن می رانند، بيشتر حاصل استراتژی خوب مربوط به تداركات است و كمتر به ظرفيت جلو زدن از رقبا بستگی دارد. سبقت گرفتن از ديگران كاری تقريبا غيرممكن است، به خصوص در مسير روشه كه امسال يعنی در رقابت های موناكو 2003 از آن خبری نبود و به همين دليل مسابقات كسل كننده شده بود. ويليامز كه پس از پيروزی ككه روزبرگ فنلاندی در 15 مه ،1983 برای نخستين بار قهرمان شد به خوبی می دانست كه چگونه آماده رقابت ها شود. جايگاه چهارم رالف شوماخر كه به پيروزی مونتويای كلمبيايی مرتبط است به تيم آنها كه در مجموع سوم شد، امكان می دهد كه در رقابت های قهرمانی سازندگان خودرو شركت كند.

اين جام قهرمانی، جام پايان انتظارات مونتويا بود. پيروزی قبلی او در سال ،2001 كاملا دور از تصور به نظر می رسيد، چرا كه سوء قصد يازدهم سپتامبر تقريبا با آن همزمان بود و هيچ كس حتی تصور برگزاری مسابقات مونزا را نداشت. اين بار مونتويا ثابت كرد كه كاملا تبديل به يك راننده خوب در جايزه بزرگ شده. هفته پيش در حالی كه آفتاب موناكو در ميان آسمان می درخشيد، او در ميان جاده های زيبای شهر همچنان پيش می رفت و جمعيت عظيمی تشويقش می كردند. خوشبختانه اين پيروزی تصادفی نبود. نه كيمی رايكونن ليدر و نه ميشائيل شوماخر هيچ كدام بر اثر تصادف از او عقب نماندند. او در 78 دور و با سرعت 260 كيلومتر ابتدا از رايكونن كه در خط اول پيشاپيش قرار گرفته بود سبقت گرفت. اين قسمت را می توان زيباترين سبقت كل مسابقات دانست. سپس نوبت به هم تيمی اش رالف شوماخر رسيد. ميشائيل كه به مرد بدون اشتباه فرمول يك معروف شده در مكان پنجم ايستاد. ميشائيل به دليل ترافيك آغاز كورس همه فرصت های خود را از دست داد.

اين پيروزی ويليامز در برابر مك لارن و فراری را می توان پيروزی ميشلن در برابر بريجستون دانست. نبرد اين شركت ها مسابقات اين دوره موناكو را بسيار زيباتر از هميشه كرده بود. مونتويا در پيست های آمريكايی پرورش يافته است. او در آنجا و در رقابت های CART 2000 و رقابت های مشهور 500 مايل قهرمان شده است. خلق و خوی آمريكای لاتينی مونتويا و شيوه كار زيبای او تازگی و طراوت خاصی به رقابت ها داده بود. مونتويا برای اولين بار پس از سبقت گرفتن از قهرمان آلمانی در جايزه بزرگ برزيل معروف شد. او در آن رقابت ها تا دور سی و ششم برتری خود را حفظ كرد و در حالی كه قهرمانی را برای خود حتمی می دانست توسط ورستاپن هلندی مجبور به تسليم شد. پس از رقابت های برزيل، به نظر می رسيد كه رقيب سرسخت ديگری از آمريكای لاتين در برابر شوماخر قد علم خواهد كرد. اما شوماخر آن زمان گفته بود: «او هنوز راهی طولانی در پيش دارد و بايد چيزهای زيادی ياد بگيرد. من هم هنوز بايد چيز ياد بگيرم، اما نه به آن اندازه ای كه او فكر می كند.» و خوان پابلو مونتويا جواب بسيار سردی داده بود. هفته پيش پيروزی مونتويا جوابی بود به اين توهين شوماخر.

در سال 2002 و در شروع جايزه بزرگ موناكو، مك لارن ديويد كولتارد كه در حال پيروزی بود پشت سر ويليامز ـ بی ام و مونتويا ماند. اما در نهايت مونتويا تا دور چهل و هفتم در مكان دوم به رانندگی ادامه داد و در اين دور هم به علت مشكل موتور ناچار به كناره گرفتن شد. فرانك ويليامز مدير تيم او می گويد: «ما روی كار خوان پابلو مونتويا سرمايه گذاری زيادی كرده بوديم. او زمانی كه در آمريكا بود، توانست قهرمان سال 1998 شود. طی دو سال در CART نيز پيشتاز بود. ما نمی خواستيم اين سرمايه را از دست بدهيم و مطمئن بوديم كه او راننده ای بسيار سريع است.» اين قهرمانی به معنی بازگشت دوباره قهرمانی به نام مونتويا است و شايد بتوان گفت كه شوماخر بايد بيش از هميشه احساس ترس كند. در اين رقابت ها محروميت جانسون باتن بريتانيايی راننده بار ـ هوندا به دليل خروج خطرناك از پيست و همچنين مشكل فنی پيش آمده برای هم تيمی او ژاك ويلنوو كه موجب شد كورس را نيمه كاره رها كند، جزو بزرگترين بدشانسی ها بود. بار ـ هوندا واقعا بدترين هفته خود را در موناكو و جاده های زيبايش پشت سر گذاشت.


اتومبيلرانی بانوان

پس از حدود پانزده سال از افتتاح رسمی مسابقات اتومبيلرانی در ايران حالا فصل جديدی از رقابت در اين عرصه ايجاد شده است. از اين به بعد پيست مسابقات تنها مختص جولان دادن آقايان نيست و خانم ها هم می توانند به راحتی پشت فرمان بنشينند و با هم مسابقه بدهند. ديگر كسی با چشمانی خيره به آنها نگاه نمی كند. وقتی كميته اتومبيلرانی به انجمن كه يك رده بالاتر است ارتقا پيدا می كند، می توان اميدوار بود خانم های علاقه مند به سرعت و هيجان اتومبيلرانی امكان بروز استعدادهايشان را يافته اند. از آنجايی كه در اين رشته مسئله و مشكلات پوشش و حجاب نيز مطرح نيست و خانم ها با لباس های پوشيده و در هر شكلی می توانند در مسابقات شركت كنند پس فضای مناسبی برای رشد ايجاد شده است. اولين كاری كه پس از ارتقا می بايست انجام شود تشكيل گردهمايی مسئولان اتومبيلرانی بانوان استان هاست. خانم های مسئول روز سوم تيرماه در تهران دور هم جمع می شوند. فاطمه ابوالقاسمی مسئول انجمن اتومبيلرانی بانوان، اعلام كرده كه دعوتنامه مسئولان استان ها ارسال شده است؛ «آنها دور هم جمع می شوند تا اگر مسابقه ای برگزار كرده اند گزارشش را ارائه وگرنه برنامه های پيشنهادی شان را اعلام كنند. ما هم برنامه هايی برای اين انجمن داريم، البته امكانات ما در حد صفر است به همين دليل با فدراسيون موتورسواری و اتومبيلرانی همكاری می كنيم تا از امكاناتی كه دارند استفاده كنيم. استان های مختلف مايل هستند مسابقاتی را برگزار كنند.»

اينكه چطور می شود اين رشته را از جهت مالی به تراز رساند، مسئله مهمی است؛«اين رشته هيجانی بار مالی خاصی ندارد چون همه از اتومبيل های خودشان استفاده می كنند. می ماند هزينه هايی كه برای مسابقات لازم است آن هم موردی نيست زيرا بر اساس صحبت های انجام شده موج نيكان قرار است اسپانسر ما در برگزاری مسابقات باشد.» اين كميته سال گذشته دو دوره مسابقات را برگزار كرد؛ «سال گذشته برای اولين بار 2 مسابقه سراسری داشتيم. مسابقات مارپيچ را در پيست آزادی برگزار كرديم. در اين مسابقات 30 تا 35 نفر شركت كردند كه با توجه به مشكلات ما در تبليغات بسيار عالی بود. در قسمت رالی خانوادگی نيز خانواده های زيادی شركت كرده بودند كه مسير مسابقه هم از كاخ سعدآباد تا ورزشگاه آزادی بود. 35 گروه خانم داشتيم. يعنی هم راننده و هم نقشه خوان خانم بودند. البته مسابقات رالی خانوادگی هم برگزار شد كه خانم ها در كنار همسران يا برادرانشان در اين رقابت ها شركت كردند.» خانم های محترمی كه به ورزش اتومبيلرانی علاقه مندند و همسرانشان قدرت انتقاد كردن و نپذيرفتن خواسته هايی چون خريد ماشين و لاستيك مخصوص و... را ندارند، می توانند از امروز برای رقابت های بعدی خود را آماده كنند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو