|

يك سال از عرضه عروسك های دارا و سارا می گذرد. در اين مدت ده ها مقاله، يادداشت و نقد راجع به اين دو عروسك در رسانه های گوناگون به چاپ رسيده است. وجود اين حجم از مطالب درباره يك محصول فرهنگی نشانگر اهميت و قابل توجه بودن آن است، به ويژه آنكه اين محصول برای كودكان و نوجوانان توليد و عرضه شده و در زمانی كه مسائل مربوط به كودكان در تمامی ابعاد آن كمترين سهم را در جرايد كشور به خود اختصاص می دهند، انبوه مطالب مربوط به عروسك های دارا و سارا را بايد به فال نيك گرفت. كانون علاقه مند ورود به چنين چالش هايی نيست، چرا كه اظهارنظرها و انتقادها برای چنين پروژه بزرگ و بكر فرهنگی را طبيعی می داند و از آن استقبال می كند. به علاوه بسياری از مطالب كلی، بدون پشتوانه پژوهشی، بدون اتكا به آمار و ارقام و تنها اظهارنظرهای شخصی است. اما آنچه كانون را در اين مقطع به پاسخگويی واداشت؛ نخست اينكه در موج جديد مطالب مربوط به دارا و سارا به نكات قابل توجهی پرداخته شده كه برخی ناشی از تفاوت ديدگاه نگارندگان با انديشه كانون است. مورد ديگر تكرار غلط های فاحش و اشتباهات فراوانی است كه می تواند سوالاتی را در ذهن خوانندگان ايجاد نمايد. پاسخ به سوالات احتمالی نيز توضيحاتی را ايجاب می كند. پيش از ارائه توضيحات اشاره به اين نكته ضروری است كه بسياری از مطالبی كه تحت عنوان نقد درباره عروسك های دارا و سارا نگاشته شده، چندان از تعريف نقد برخوردار نيستند و اكثرا اظهارنظر صرف محسوب می شوند. به گونه ای كه در برخی حتی اصل حركت نيز مورد بی مهری قرار گرفته است. حال آنكه نقد منصفانه و سازنده نگرش جامع و بازنگری كامل فراز و فرودها و نقاط ضعف و قوت و صد البته تبيين راهكارهاست. به علاوه وقتی يك رويداد يا توليد را به ويژه در عرصه فرهنگ در بوته نقد می نهيم، نمی توان مطلق نگری كرد و بايد شرايط اجتماعی، توانايی های اقتصادی، محدوديت های فراروی، پيشينه، سابقه و. . . را نيز مورد عنايت قرار داد و آنگاه به قضاوت نشست.
تفاوت ديدگاه های برخی از منتقدين دارا و سارا با كانون در زمينه توسعه، پايه بخشی از انتقادها را در بر می گيرد. نظريه پردازها و نظريات توسعه در دنيای كنونی را می توان به بامی تشبيه كرد كه يك لبه آن عمل گراهای با جسارت زياد و طبيعتا با ريسك پذيری بالا و لبه ديگر آن محافظه كارانی كه زيرساخت های محكم برای قدم برداشتن در راهی مطمئن و بدون ريسك پذيری برايشان حائز اهميت است قرار دارند. در گروه نخست دگرگونی، دگرانديشی و سرعت و شتاب تغييرات مهم بوده و معتقدند با بازخورد محصول در نظر نخبگان امر و مصرف كنندگان، آن را در بستر توسعه قرار داد. و در سوی ديگر كسانی در حال آمد و شدند كه ضروريات زمانی و پارامترهای آن مانند سرعت و شتاب برای بهره وری در نظرشان اولويت ندارد. به هر صورت هر دو كارنامه های درخشانی از حركت و توسعه برای ارائه كردن دارند. در بين اين دو لبه نيز تعدادی در حال حركتند. آنچه برای اين افراد حياتی است، اينكه ترس از يك لبه نبايد موجب شود به طور عقب گرد از لبه ديگر سقوط كنند. لازم به ذكر است در بحث پيچيده مديريت توسعه هيچ گونه مدل تعريف شده و الگوی واحد، همانند فرمول های به اثبات رسيده حوزه های علوم تجربی وجود ندارد. زيرا اولين و مهمترين مانع در راه دستيابی به چنين الگويی، خود واژه انسان است كه در هر ظرف زمانی و مكانی با بی شمار پارامترهای متغير در رابطه با اين پديده روبه روست و هر كشور بايد با توجه به شرايط بومی، منطقه ای و جهانی خود مدلی از توسعه را تعريف و اجرا كند. چنانچه در دهه های اخير اين اتفاق در كشورهايی مثل چين، ژاپن و. . . افتاده است. به عنوان مثال كشور چين يكی از مدل های توسعه به شمار می رود. محصولات اين كشور به عنوان دارنده بالاترين شتاب رشد اقتصادی در جهان به ويژه در زمينه های صنعتی و سرگرمی با توليدات دو يا سه دهه قبل آن قابل قياس نبوده و گواه بر توسعه همه جانبه بر اساس مدل های طراحی شده خاص اين كشور است. آنها نيز حركت را از جايی شروع و هم اكنون به اين نقطه رسيده اند. اشارات فوق مؤيد اين نكته است كه در خيلی از موارد توسعه با تمام پيشرفت هايی كه از حيث نظريه پردازی و تجربی درخصوص مبانی مديريت صورت گرفته است هنوز هم مديريت توسعه خود را از تئوری كلاسيك آزمون و خطا بی نياز نمی داند.
در مورد پروژه عروسك های دارا و سارا، آنچه مسلم است اين حركت از نقطه ای بايد شروع می شد. كانون با شناخت خلاهای فرهنگی در اين زمينه و با مددجويی از نخبگان فرهنگی و دانشگاهی اقدام به اين حركت كرده و با درنظر داشتن جميع جهات توسعه ملی خود را ملزم به اصلاح و بهبود وضعيت كيفی زندگی عروسك های ايرانی می دانست و می داند. از جمله مواردی كه در برخی مطالب به آن پرداخته شده مقايسه عروسك های دارا و سارا با نمونه های خارجی به ويژه عروسك باربی است. برای نمونه در مقاله ای كه تحت عنوان «غريبه های ايرانی» با هدف بررسی تفاوت های دارا و سارا با باربی نگاشته شده، متاسفانه به جای بررسی تفاوت ها به مقايسه اين دو محصول اقدام شده است كه چندان قابل قبول نيست. اولا به اين دليل كه اساسا هدف از توليد دارا و سارا و باربی يكسان نيست. ثانيا مقايسه تاثيرات و توانايی های فنی يك محصول كه بيش از چهل سال از عمر آن می گذرد و هيچ محدوديتی در هيچ زمينه ای برای توليد و عرضه آن نيست با محصولی كه تنها يك سال از توليد آن گذشته و محدوديت ها و معذورات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی برای توليد و عرضه آن وجود دارد منطقی نيست. مضاف بر اينكه ملاك ها و ارزش های فرهنگی يك جامعه غربی با جامعه ما يكسان نيست. به علاوه عروسك باربی تا به حال به ادعای سازندگان آن (شركت متل) پانصدبار بازسازی و اصلاح شده است و برای اين منظور چهل سال وقت صرف كرده اند. آيا رواست كه در اولين گام عروسك های يك ساله دارا و سارا با جنبه های گوناگون عروسك باربی مورد مقايسه قرار گيرند؟
يكی از اشتباهاتی كه خواسته يا ناخواسته تكرار می شود و پايه و اساس بسياری از نوشته هاست قرار دادن عروسك های دارا و سارا در برابر توليد مشابه خارجی به ويژه عروسك باربی است. كانون از ابتدا، طراحی عروسك های دارا و سارا در مقابله با عروسك باربی را رد كرده است. البته مايه خرسندی است كه بچه های ايرانی عروسك خودشان را به جای عروسك های غربی بخرند. ولی به نظر می رسد هر چيزی كه رنگ و بوی امروز ايران را داشته باشد در روابط جهانی وجهی سياسی پيدا می كند. جنگ عروسك ها، تحليل شيطنت آميز رسانه های غربی است. علل اصلی طراحی و ارائه عروسك های دارا و سارا فقدان عروسك های دختر و پسر با ويژگی های بومی و منطقه ای ايران و پيشگيری از آسيب های فرهنگی كودكان به ويژه دختران، از طريق پر كردن خلاء فضا و بازی های كودكانه با ترويج ويژگی های فرهنگ خودمان است. با توجه به وسعت ايران، وجود قوم های گوناگون و حضور چهره های مختلف با رنگ پوست های متفاوت در سراسر كشور ما، به دست آوردن چهره ای كه بتواند تا حدودی مناطق مختلف را نمايندگی كند كار ساده ای نبوده و نيست، از اين رو بيش از دو سال در مركز سرگرمی های سازنده كانون، تحقيقات وسيعی در باب طراحی عروسك و چهره آنها انجام گرفت و بعد از طراحی های مختلف توسط هنرمندان، چهره فعلی دارا و سارا كه شرقی، كمی سبزه و با چشمانی درشت و معصوم است انتخاب شد.
بيان اين نكته ضروری است كه ترديدی وجود ندارد بچه های ايرانی از هوش و ذكاوتی برخوردارند كه چهره های اقوام مختلف سرزمين خود را تشخيص می دهند اما دارا و سارای 8 ساله با لباس منطقه خود بيشتر می توانند معرف قوميت خويش باشند تا چهره شان به عقيده ما واحد بودن چهره دارا و سارا و تنوع لباس های آنان از نقاط قوت عروسك ها است. با انتخاب چهره دارا و سارا توليد عروسك ها در داخل كشور در دستور كار قرار گرفت و سفارش های مختلف به توليدكنندگان عروسك در كشور داده شد، اما متاسفانه پس از صرف دو سال زمان، هيچ كدام از نمونه ها به تاييد كارشناسان نرسيد و به دليل پيچيدگی و ظرافت اين توليد و علی رغم در اختيار داشتن چندين قالب از اين عروسك ها، ترجيح داده شد در مرحله اول توليد از تكنولوژی و نيروی انسانی كشور چين كه بيش از 70درصد عروسك های دنيا را توليد می كند استفاده شود تا در مراحل بعد بتوانيم توليد را در كشور خودمان انجام دهيم (هر چند به دليل نيروی انسانی ارزان درچين، در آن شرايط هم معلوم نيست با همين كيفيت قيمت ارزان تر شود). تنوع پوشش در لباس های يك سرزمين نشانه گستردگی قوم ها و فرهنگ های مختلف است، در كشور ما لباس يكی از مؤلفه های اصلی قوميت ها و ويژگی های خاص آنان است.
كودك ايرانی از طريق عروسك های دارا و سارا قرار است با فرهنگ، آداب و رسوم مناطق مختلف كشور خود آشنا شود. لباس های سنتی و محلی دارا و سارا بخشی از اين وظيفه را به عهده دارند. علاوه بر تفاوت پوشش قوميت های مختلف ايران، لباس های محلی هر منطقه نيز از تنوع جالب توجهی برخوردارند. توليد و عرضه لباس های محلی هر منطقه نيز در دستور كار كانون قرار دارد. تنها نزديك به 30 نوع لباس محلی سارا از منطقه كردستان توسط نيروهای محلی و قومی آماده شده كه نشانگر ابهت فرهنگی مناطق قومی در ايران است. اين تنوع هم برای كودكان و هم ساير شهروندان ايرانی بسيار جالب توجه است. حركتی به اين حد گسترده برای كودكان در هيچ كشوری انجام نشده و اين به عنوان اولين تجربه در تمام كشورهای ديگر دارای ارزش می باشد. در برخی از نوشته ها منتقدين دارا و سارا، لباس های محلی آنها را فاخر ارزيابی كرده اند. در حالی كه اين گونه نيست، سوابق تاريخی نشان از تفاوت های بارز در نوع پوشش ملل گوناگون دارد. پوشش كامل در مشرق زمين و به ويژه در ايران در تمام اعصار ديده می شود و لباس های زيبا و چند لايه و با ملزومات مختلف كه در بسياری از مناطق ايران مورد استفاده قرار می گيرند لزوما به معنای فاخر بودن آنها نيست. درباره لباس های دارا و سارا نكته قابل ذكر ديگر، برنامه كانون در مورد لباس های بعدی عروسك هاست، «دارای فوتباليست» به بازار آمده و به زودی «دارای آتش نشان» و «دارا و سارای ورزشكار» با لباس های رزمی هم به بازار خواهند آمد. در زمينه لباس های اين دو عروسك علاوه بر لباس های محلی، لباس های ورزشی و لباس های مشاغل مختلف دو پروژه وسيع كانون در آينده است.
به كارگيری عنوان ملی در مورد عروسك های دارا و سارا هيچ گاه بدان مفهوم نيست كه اين دو تنها عروسك های ايرانی هستند و معرف همه اقوام ايران می باشند. كما اينكه اين مسئله در مورد محصولات ديگری كه با نام ملی توليد و عرضه می شوند نيز صادق است. اين عروسك ها از آن جهت كه اولا چهره ايرانی دارند و ثانيا قرار است آداب، رسوم، لباس و نحوه زندگی هموطنان ما را در گوشه گوشه كشور معرفی كنند چنين عنوانی پيدا كرده اند. هر چند كانون بعد از توليد و عرضه عروسك ها احساس كرد نبايد اصراری بر اين عنوان داشته باشد، و در بسته بندی عروسك های جديد «دارای فوتباليست» آن را حذف كرده است. به علاوه كانون در توليد عروسك ها نمی توانست منطقه ای نگاه كند. تيراژ توليد عروسك ها و ارائه آن به همه نقاط كشور يكی ديگر از دلايل انتخاب واژه ملی برای آنها است. عروسك ها در تيراژ صنعتی و با عدد صدهزار توليد شده اند. با هيچ توجيه اقتصادی امكان اين وجود نداشت كه عروسك ها با چهره های مختلف اقوام ايرانی و در تيراژهای كم توليد شوند چه در صورت چنين اقدامی علاوه بر افزايش چشمگير قيمت آنها اين پروژه فرهنگی در همان گام اول با شكست و توقف روبه رو می شد. با توجه به چهره واحد عروسك ها و برای آنكه آنان بتوانند به معرفی آداب و رسوم ملی ايران بپردازند گستردگی اقوام مختلف ايرانی به جای چهره در لباس های عروسك ها متبلور گرديد. در يك رفتار اقتصادی و توليد انبوه بهره گيری از سيستم «ليبلينگ» يا نام و نشان واحد برای محصولات، اين قدرت را به توليدكننده می دهد تا با صرف حداقل هزينه به حداكثر تاثيرگذاری تبليغاتی دست يابد اين امر در توليدات جهانی و ملی كاملا رايج و ساری است. لذا توليد نوع واحد و نام معين اين توان را برای عروسك های دارا و سارا به وجود آورده تا در كليه مناطق ايران با يك سطح از تبليغات معرفی شوند و در توليدات آتی از اين تبليغات بهره كافی را بگيرند.
اعتقاد كانون نيز بر آن است كه قيمت عروسك ها، برای برخی از اقشار جامعه كمی گران است. معتقديم كه توليدات فرهنگی اعم از كتاب، فيلم، سرگرمی، عروسك و. . . بايد با كمترين قيمت به دست بچه ها برسد. ولی اين در صورتی ميسر است كه چنين نگاه و اعتقادی در مراجع تصميم گير هم وجود داشته باشد و برای اين منظور يارانه های لازم اختصاص يابد. در مورد عروسك های دارا و سارا كانون صرفا به اتكای درآمدهای خود و بدون هر گونه كمك ريالی يا ارزی اقدام نمود و به گونه ای رفتار كرد كه بتواند اين پروژه را به لحاظ اقتصادی روی پای خود به جلو ببرد. در غير اين صورت مانند بسياری از موارد مشابه، بعد از يك حركت اوليه بی فرجام متوقف می شد. قيمت دوازده هزار و پانصدتومانی هر عروسك درواقع قيمت حسابداری صنعتی تمام شده است كه با احتساب قيمت خريد، حمل و نقل، گمركات و تخفيف فروشگاه ها تعيين گرديده و فقط قدرت توليدهای بعدی محاسبه شده است و اگر بخشی از اين هزينه ها از جايی ديگر تامين گردد، يقينا قيمت كمتر خواهد شد. قيمت لباس های محلی جداگانه و بر اساس دستمزد دوخت و هزينه های پارچه است كه در ايران دوخته می شود.
البته مثل هر مورد ديگر طبيعی است كه همه نمی توانند اين عروسك ها را بخرند. مگر همه بچه ها و خانواده ها هر اسباب بازی و يا عروسكی را كه دوست داشته باشند می توانند بخرند؟ هر چند به نظر می رسد برخی خانواده ها با كمی صرفه جويی و فقط برای يك بار بتوانند دل بچه هايشان را با خريد اين دو عروسك شاد كنند. در عين حال تمام تلاش كانون اين است كه انواع ديگر دارا و سارا، را در اندازه، وزن و حركت های مختلف و با قيمت های متفاوت به بازار عرضه كند تا برای هر سليقه ای امكان انتخاب وجود داشته باشد، و اين نيازمند زمان است. بارها گفته شده است كه عروسك های دارا و سارا مورد استقبال قرار نگرفته اند؟ به راستی معيار استقبال و عدم استقبال چيست؟ و بر مبنای كدام آمار و ارقام ارائه شده اين عروسك ها مورد استقبال قرار نگرفته اند، به طور كلی برآورد استقبال از هر كالايی از طريق: 1 - آمار فروش مستقيم كالا 2 - ميزان فروش كالاهای جانبی با مارك كالای مادر 3 - مشاركت بخش های توليدی و سرمايه گذاری مختلف در توليد كالای مادر يا كالاهای جانبی قابل ارزيابی است. |