Persian Archive

• رقيب بی باک ناسا
• فضای بين سياره اي-۲
• ال گرندی طعمه حريق شد
• تكل خطرات پيوند اعضا
• بسان يك مارمولك
• داروی چندكاره


ترجمه سليمان فرهاديان: اگرچه مريخ ساليان طولانی بشر را شيفته خود ساخته است، به ويژه آنانی را كه رويای حيات فرازمينی را در سر می پروراندند، اما در عين حال بارها افرادی را كه جرأت و توان خطر كردن برای ارسال سفينه به چند ميليون كيلومتر دورتر به منظور تلاش برای آگاهی از اسرار اين سياره را داشتند، ناكام گذاشته است. ايالات متحده و روسيه ميليارها دلار صرف ساخت چندين سفينه فضايی كرده اند تا روی سطح اين سياره فرود آيد و يافته های خود را به زمين ارسال كند. اما از بين همه اين فضاپيماها فقط سه تای آنها ـ دو كاوشگر وايكينگ و رهياب مريخ كه به ترتيب در سال های 1976 و 1997 پرتاب شدند ـ موفق بودند.

اما امروز برای آنان يك رقيب تازه و مهم پيدا شده است. هدف اين كاوشگر فقط انجام آزمايش هايی در زمينه علوم پايه نيست بلكه مصمم است برای اولين بار طی ربع قرن اخير در جست وجوی نشانه ها و علائم واقعی از حيات فرازمينی، قديمی يا جديد، باشد. اين فضاپيمای صفحه مانند كه بيگل2 (Beagle 2) نام دارد، با صرف هزينه ای اندك از سوی انگلستان ساخته شده است. در ساخت اين فضاپيما سازمان فضايی اروپا نيز همكاری داشته است و نام آن نيز از نام كشتی ای كه داروين برای تكوين تئوری تكامل خود استفاده كرد، اخذ شده است.

وزن اين فضاپيمای بريتانيايی فقط 5 درصد وزن وايكينگ و حدود هشت درصد وزن رهياب مريخ است. از آنجايی كه اين فضاپيما فاقد دستگاه های غيرضروری و حتی سيستم های پشتيبانی است نمی تواند همانند رهنورد برای اكتشاف به محيط اطراف حركت كند، اما در عين حال به يك بازوی روباتيك مجهز است كه می تواند در محل مورد نظر به كاوش بپردازد. دكتر كالين پيلينگر سرپرست پروژه از دانشگاه آزاد ميلتون كينز انگلستان در اين مورد می گويد: «ما بودجه كافی در اختيار نداشتيم، بنابراين لازم بود كه بيشتر فكر كنيم.»اگرچه اين كاوشگر كوچك است و هنگامی كه برای سفر در فضا جمع می شود فقط يك متر پهنا دارد، اما به انواع دستگاه ها مجهز است كه از اين بين می توان به حسگرها، دوربين های مختلف اتاقك های آزمايش، ميكروسكوپ، آسياب و بازوی نمونه برداری اشاره كرد. اين بازوی نمونه برداری از لحاظ نظری می تواند حفره ای به عمق يك و نيم متر در خاك مريخ حفر كند. گذر از سطح هوا ديده اين سياره و دستيابی به اعماق يك اولويت محسوب می شود زيرا تصور بر اين است كه جو خشن اين سياره (كه باعث رنگ مات آن شده است) می تواند هرگونه حياتی را نابود كند.

قرار است بيگل 2 روی يك موشك روسی نصب شود تا در ابتدای ژوئن (اواسط خرداد) به فضا پرتاب شده و در پايان دسامبر (اوايل دی) در مريخ فرود آيد. اگر همه چيز طبق طرح پيش برود اين كاوشگر می تواند طی شش ماه به اكتشاف خود ادامه دهد و از لحاظ جلب افكار عمومی با دو فضاپيمای آمريكايی كه رهنوردهای مشابهی هستند و قرار است ژانويه (بهمن) در مريخ فرود آيد رقابت كنند. اين برنامه ها طوری طراحی شده است كه هر سه روبات تقريبا به طور همزمان به مريخ برسند، زيرا در اين فاصله زمانی، مريخ و زمين در كوتاه ترين فاصله از يكديگر قرار دارند. اين كاوشگر انگليسی از طرفی باعث اعجاب و تحسين بينندگان می شود و از طرفی شك آنان را برمی انگيزد، به همين دليل كارشناسان آمريكايی لقب بی باك را برای آن برگزيده اند. آنها می گويند اين مأموريت بی نهايت مشكل است و با توجه به تجربه كم انگليس در ساخت كاوشگرهای سياره ای و اكتشاف مريخ احتمال شكست نيز وجود دارد.

دكتر بروس مورای مدير سابق آزمايشگاه پيشرانش جت ناسا و عضو فعلی انستيتو فناوری كاليفرنيا می گويد: «ما در زمينه مشكلات اين كار تجربه زيادی داريم و می دانيم مأموريت بيگل با مشكلات بسياری مواجه خواهد شد.» به همين دليل بسياری از متخصصين می گويند، حتی موفقيت های جزيی را در اين زمينه دستاورد بزرگی تلقی می شود. دكتر جان لانگسدون مدير موسسه سياست های فضايی در دانشگاه جورج واشنگتن می گويد: «اگر آنها بتوانند اين كار را انجام دهند، موفقيت چشمگيری برای آنان محسوب خواهد شد.»

سازمان ملی هوانوردی و فضانوردی آمريكا (ناسا) حدود 23 هزار كارمند دارد. اما انگلستان فاقد سازمان مشابهی است. بنابراين ساخت بيگل مستلزم همياری دانشگاه ها، شركت ها، اتحاديه ها و حتی موسسه بخت آزمايی انگلستان است و همه آنها مركز كنترل ماموريت را در تامين هزينه ها ياری می دهند. علی رغم آنكه انجام تحقيقات در مريخ بسيار دشوار است، بسيار فريبنده و اغواگر نيز هست، چرا كه محتمل ترين مكان در منظومه شمسی است كه به عنوان مامنی برای حيات فرازمينی در نظر گرفته می شود. جاذبه اين سياره با توجهی كه اخيرا به آب های جاری، آتشفشان های جديد و هسته مذاب آن صورت گرفته، بيشتر شده است و تصور می شود مريخ از لحاظ زمين شناسی زنده است و می تواند موجب تكوين حيات شود. سازندگان بيگل می گويند، هزينه كمی كه برای ساخت در اختيار بوده و عدم تجربه كافی به سود آنها تمام شده است، چرا كه باعث شده آنها مشكلات قديمی را به روش های جديد حل كنند. از طرف ديگر آنها تاكيد می كنند تا جايی كه امكان داشت از پيشگامان خود نيز درس گرفته اند. برای مثال بيگل 2 مجهز به يك سيستم چتر نجات و كيسه هوا است كه برای فرود در زمين های ناهموار طراحی شده است و برای ساخت آن سيستم به كار رفته برای رهياب مريخ تصحيح شده است. دكتر آلن والس مدير تحقيقات فضايی در دانشگاه لايسستر كه يكی از كارشناسان مركز كنترل ماموريت بيگل 2 است در اين زمينه می گويد: «ما به هيچ وجه از تجربيات گذشتگان چشم پوشی نكرده ايم.»

انگليس اميدوار است كه اين كاوشگر كوچك نه تنها فسيل هايی در مريخ پيدا كند بلكه بتواند موجودات زنده ای را در سنگ ها و خاك مريخ بيابد. طی دهه های گذشته دانشمندان توانسته اند در اعماق زمين مناطقی بيابند كه پر است از انواع جانداران ميكروبی و در نتيجه اين تئوری به وجود آمد كه ممكن است شرايط مشابهی در مريخ نيز وجود داشته باشد. گذشته از همه اين ها، تصور می شود اعماق اين سياره گرم و مرطوب است و می تواند پناهگاه بالقوه ای برای جانداران ميكروبی محسوب شود. اين ايده در سال 1996 كه ناسا اعلام كرد به نظر می رسد در شهاب های مريخی نوعی فسيل های ميكروسكوپی وجود داشته باشد، قوت گرفت. البته اين ايده از آن زمان تاكنون با شك و ترديدهای بسيار مواجه شده است.

دانشمندان پذيرفته اند كه حتی كشف فقط يك نمونه از ميكروب فرازمينی حادثه ای تاريخی خواهد بود چرا كه می تواند بيانگر نحوه آغاز حيات و نشان دهنده احتمال وجود حيات در ساير مناطق جهان باشد. فضاپيمای وايكينگ ناسا كه تنها رهنوردی بود كه پيش از اين به جست وجوی آثار حيات پرداخت، نتوانست در نمونه های شن جمع آوری شده چيزی بيابد. امروزه دانشمندان بر اين باورند كه جو خشن باعث شده است كه خاك اين سياره عقيم بماند. دانشمندان دانشگاه آزاد كه دكتر پيلينگر مديريت انستيتو تحقيقات علوم سياره ای آن را بر عهده دارد، مدت های مديدی به بررسی شهاب سنگ هايی كه گمان می رود از مريخ منشا گرفته اند، پرداختند تا بتوانند در اين شهاب سنگ ها نشانه هايی از حيات بيابند. پروژه كاوشگر انگليسی از سال 1997 آغاز شد، در آن زمان موسسه فضايی اروپا از اجرای يك ماموريت برای ساخت مدارگردی به نام مارس اكسپرس خبر داد.

اين مدار گرد اولين تلاش اروپا برای اكتشاف در اين سياره سرخ محسوب می شد. دكتر پيلينگر بسيار تلاش كرد تا نظر مقامات را جلب كند و يك كاوشگر را كه بتواند در سطح سياره فرود آيد به اين طرح اضافه كنند. سرانجام وی توانست با همكاری دانشگاه آزاد و ساير همكارانش نظر موافق مسئولان را برای شروع كار جلب كند، هر چند كه آنان مجبور شدند قسمت عمده هزينه های لازم برای انجام كار را خود تهيه كنند. دكتر پيلينگر در يك مصاحبه اعلام كرده است كه كل هزينه های ساخت اين كاوشگر حدود 6 ميليون دلار است كه در معيارهای صنعتی هزينه ای بسيار اندك محسوب می شود. هر كدام از رهنوردهای ناسا با احتساب پرواز و عمليات اكتشاف حدود 40 ميليون دلار هزينه در بر دارد. پيمانكار اصلی بيگل 2 شركت استريوم (Astrium) است كه يك مجتمع اروپايی با تجربيات فراوان در ساخت ماهواره است اما در زمينه كاوشگرهای سياره ای از تجربه چندانی برخوردار نيست. با توجه به اندازه كوچك، وزن كم و بودجه ناچيز بيگل ،2 اين شركت مجبور بود كه در ساخت آن ابتكاراتی از خود به عمل آورد. جيم كلمنت از شركت استريوم كه مهندس ارشد بيگل است می گويد: «ما تمام قواعد را از نو نوشتيم.» برای مثال، طراحان از جعبه های فلزی كه معمولا برای محافظت از مدارها به كار می رود صرف نظر كردند. وی می گويد: «ما با خود گفتيم اين كار چه لزومی دارد؟ پس جعبه ای در كار نيست، فقط مدارها. با اين كار ما توانستيم فقط چند گرم از وزن كاوشگر را كاهش دهيم اما همين مقدار هم مغتنم بود.»

سال گذشته كه آنها سرگرم يافتن راهی برای كاهش وزن كاوشگر بودند، بحرانی به وجودآمد. در آزمايشات زمينی انجام گرفته چتر نجات كه قرار بود بيگل را آرام بر سطح مريخ فرود آورد كند عمل كرد و باعث شد فضاپيما سريع سقوط كند. در اين آزمايش، كيسه هوا كه قرار بود در هنگام فرود به عنوان بالش عمل كند از كار افتاد. بعدها چتر جديدی ساخته شد. وزن اين چتر با چتر قبلی برابر بود. اما اندازه بزرگ تری داشت و به همين دليل سرعت سقوط فضاپيما را از 130 كيلومتر در ساعت به 70 كيلومتر در ساعت كاهش داد و در نتيجه به كيسه هوا هيچ آسيبی نرسيد. بيگل 2 در ماموريتی كه پيش رو دارد، پنج روز پيش از آنكه مارس اكسپرس، فضاپيمای حامل آن، چرخش حول قطب های اين سياره را شروع كند از آن جدا می شود. بعد از آنكه اين كاوشگر وارد جو سياره مريخ شد، از چتر فرود استفاده می كنند تا در منطقه مسطح و بزرگی كه درست بالای استوای مريخ قرار دارد و به نظر می رسد حوضچه ای رسوبی و حاوی آثاری از آب و حيات زمان های گذشته است فرود آيد. بيگل 2 شبيه ساعت جيبی است و زير درپوش آن چهار صفحه خورشيدی قرار دارد كه برای شارژ باتری به كار می رود. نيمه پايينی آن نيز انباشته از تجهيزات فنی است و بازوی روباتی آن نيز دارای دستگاه ها و حسگرهای متعددی است.

دوربين های سه بعدی كه روی اين بازو نصب شده است تصاويری از محل فرود را به زمين ارسال می كند و محققين می توانند تصميم بگيرند كدام منطقه برای نمونه برداری حفاری يا اكتشاف مناسب است. در مرحله بعد بازو به سمت منطقه ای كه مناسب تشخيص داده شده است رفته و از يك آسياب برای خرد كردن قطعات موجود در سطح استفاده می كند. اين بازو به دستگاه های مختلفی مجهز است و به اين ترتيب از چند جنبه مختلف می تواند صخره های تازه شكافته شده را مورد بررسی قرار دهد. اين بازو با استفاده از يك ميكروسكوپ می تواند روی چيزهايی كه به اندازه يك باكتری هستند، زوم كرده و مشاهده كند حركت می كنند يا خير. گذشته از اين مورد اين بازو دارای يك طيف سنج موسبائر است كه می تواند صخره ها را در معرض تابش پرتوهای گاما قرار دهد و بدين ترتيب تركيب مواد معدنی موجود در آن را تشخيص دهد. گذشته از اين يك طيف سنج اشعه X می تواند برش هايی از صخره را در معرض بمباران پرتوها قرار داده و بدين ترتيب نوع عنصرهای موجود را مشخص كند. با استفاده از چنين آزمايش هايی می توان منشاء اين سنگ ها را مشخص كرد. برای مثال می توان تشخيص داد كه آيا اين سنگ ها رسوبی هستند يا آذرين و آيا در ساختار اين سنگ ها كربن موجود است يا خير. هنگامی كه يك صخره مناسب انتخاب شد، يك ابزار در انتهای بازو حفره ای چهار ميلی متری در صخره ايجاد و از گرد اين صخره نمونه برداری می كنند. آزمايشات اصلی برای كشف آثار حيات در بدنه اصلی بيگل انجام می شود. در اين قسمت بازو نمونه ای از صخره ها را در تجزيه كننده گازی قرار می دهد كه مجهز به 12 آون است. كربن دی اكسيدی كه در اثر حرارت متصاعد می شود به قسمت طيف سنج جرمی می رود و در اين قسمت نسبت اتم های كربن 12 به كربن 13 اندازه گيری می شود.

در زمين موجودات زنده ايزوتوپ های سبك تر را ترجيح می دهند. يعنی كربن 12 بر كربن 13 ارجحيت دارد. اميد می رود موجودات مريخی، زنده يا مرده نيز همين ارجحيت ايزوتوپی را از خود نشان دهند و در عين حال بيگل نيز بتواند اين نشانه حيات را به دقت شناسايی كند. دكتر هنريش هولند، زمين شيميدان دانشگاه هاروارد در اين زمينه می گويد: «اين آزمايش می تواند شاهد مستدلی ارائه دهد اما اثبات كننده وجود حيات نمی تواند باشد.»ابزار ديگری كه بيگل 2 از آن برای نمونه برداری و آزمايش های نسبت ايزوتوپی استفاده می كند به موش كور موسوم است. اين وسيله نيز كه در راس بازوی روباتی نصب شده است هم می تواند به حفاری افقی بپردازد. (برای مثال در زير تخته سنگ های بزرگ كه جانداران مختلف در آنجا می توانند از گزند جو خشن مصون بمانند) هم در خاك و شن به حفاری عمودی بپردازد. يك فنر موش كور را به سمت جلو می راند و يك قرقره هر وقت كه لازم باشد بازو را به جهت های مختلف هدايت می كند.

دكتر لوتز ريجتر از انستيتو تحقيقات فضايی آلمان كه در ساخت اين موش كور مشاركت داشته است، می گويد: اين ابزار می تواند طی چندين مرحله از اعماق مختلف به نمونه برداری بپردازد. در اولين مرحله نمونه برداری از عمق 10 سانتی متر، در دومين مرحله نمونه برداری از عمق يك متری و در مرحله سوم نمونه برداری از عمق يك و نيم متری صورت می گيرد. از طرف ديگر بيگل 2 می تواند از طريق استنشاق هوای موجود در جو مريخ به جست وجوی حيات بپردازد. در زمين باكتری های موجود در برگ گياهانی مثل برنج و بدن جانورانی مثل نشخواركنندگان متان را به عنوان محصول فرعی متابوليسم آزاد می سازد. متخصصين می گويند از آنجايی كه جو مريخ بسيار مخرب است متان از طول عمر بسيار كمی برخوردار است، بنابراين اندازه گيری متان در آن جا بيانگر آن خواهد بود كه متان به طور دائم توليد می شود. طيف سنج جرمی موجود در بيگل كه می تواند تركيبات مختلف را شناسايی كند، جو مريخ را برای جست وجوی متان مورد آزمايش قرار می دهد. اين تركيب كه حاوی يك اتم كربن و چهار اتم هيدروژن است نشانه منحصر به فردی برای وجود حيات است.

روش به كار رفته در كاوشگر انگليسی برای پيدا كردن نشانه های حيات كاملا با روش های وايكينگ كه بسيار پيچيده بودند اما هيچ گاه اثبات نشد كه از كارآيی لازم برخوردارند، تفاوت دارد. برای مثال در آزمايشات وايكينگ آب و مواد مغذی به خاك مريخ افزوده می شد. اين طور گمان می رفت كه اگر ميكروارگانيسم هايی موجود باشند، مواد مغذی را مصرف كرده و گازهايی توليد می كنند. در آزمايش های صورت گرفته سريعا گاز اكسيژن توليد می شد. اما بررسی های دقيق تر نشان داد كه نتايج به دست آمده را به راحتی می توان با اكسيدكننده های موجود در خاك مرطوب و نه وجود گونه های زنده توجيه كرد. دكتر پيلينگر می گويد: «وايكينگ موفق نبود پس ما از روش های ديگر استفاده می كنيم.» وی می گويد: «عدم وجود شاهد، شاهدی بر عدم وجود نيست.» پس اگر بيگل 2 در پيدا كردن آثار حيات شكست خورد، به اين معنی نيست كه اين سياره فاقد حيات باشد. دكتر پيلينگر می گويد: «ما نهايت تلاش خود را می كنيم. هيچ دانشمندی نمی تواند به شما بگويد اين پايان كار است.

New York Times, 27 May 2003


روزی روزگاری پنجاه و شش قمر حول سيارات منظومه شمسی وجود داشت. صبح يك روز سال 1995 هنگامی كه از خواب برخاستم و دريافتم كه چهار قمر جديد حول زحل پيدا شده است، دريافتم كه ديگر لازم نيست حساب اين اقمار را داشته باشم. چيزی كه امروز توجه مرا به خود جلب می كند اين است كه دريابم كدام يك از آنها مكان های جالب و شورانگيزی برای ديدار يا تحقيق است. طبق بعضی نتايج قمرهای منظومه شمسی از سياراتی كه به دور آنها می گردند، بسيار جذاب ترند. در داستان كلاسيك جاناتان سويفت كه در سال 1726 منتشر شد گاليور از دانشمندان لاگادو می آموزد كه مريخ دو قمر دارد. اما مسئله مهم در اينجا اين است كه اين دو جسم سيب زمينی شكل تا يك قرن و نيم بعد كشف نشدند.

قطر قمر زمين حدود يك چهارصدم قطر خورشيد است، ولی فاصله آن تا زمين نيز حدود يك چهارصدم فاصله خورشيد تا زمين است، و به همين دليل خورشيد و ماه در آسمان تقريبا به يك اندازه ديده می شوند. اين چنين نسبتی در هيچ كدام از زوج های سياره قمر در منظومه شمسی ديده نمی شود و درست به همين دليل است كه پديده بسيار زيبای كسوف كلی خورشيد با هاله نورانی اطراف آن ايجاد می شود.جاذبه ای كه بين زمين و ماه برقرار است به گونه ای است كه باعث می شود دوره چرخش ماه به دور محور خود با دوره گردش آن به دور زمين با يكديگر برابر باشد. هر وقت و هر كجا كه چنين فرآيندی روی دهد، ماه فقط يك طرف از صورت خود را به سياره ميزبان نشان می دهد. به اين پديده قفل كشندی (tidally lock) می گويند.

سيستم اقماری مشتری پر است از چيزهای عجيب و غريب. آيو، نزديك ترين قمر مشتری با سياره خود قفل كشندی شده است و برهم كنش شديدی با مشتری و ساير اقمار آن دارد، و همين امر موجب می شود حرارت زيادی به آن منتقل شده و صخره های درونی آن ذوب شود. از لحاظ فعاليت های آتشفشانی آيو مقام اول منظومه شمسی را به خود اختصاص داده است.اروپا قمر ديگر مشتری تحت مكانيسم مشابهی از حرارت زيادی برخوردار است و اين امر باعث شده است كه يخ های سطح آن ذوب شده و اقيانوسی از آب در زير لايه های سطحی آن ايجاد شود. (يكی از هنرمندان همكار من زمانی از من پرسيد آيا موجودات فرازمينی قمر اروپا، اروپايی هستند.در غياب هرگونه پاسخ قانع كننده ديگر من فقط توانستم بگويم بله) سطح ميراندا يكی از اقمار اورانوس طرح های بی تناسبی را به نمايش می گذاشت، چرا كه به نظر می رسيد اين ماه بی نوا در اثر حادثه ای قطعه قطعه شده و اجزای آن به طور ناشيانه ای به يكديگر چسب زده شده اند. علت چنين پديده عجيبی همچنان در پرده ابهام است، اما احتمال دارد در اثر فرآيند ساده ای مثل حركت لايه های ناهموار يخ به وجود آمده باشد.

شارون تنها قمر پلوتون چنان بزرگ و چنان نزديك به پلوتون قرار دارد كه آنها با قفل كشندی سخت با يكديگر متصل شده اند و همين امر باعث شده است كه دوره چرخش آنها درست مثل دوره گردش آنها با يكديگر برابر باشد. طبق توافق سيارات را به نام خدايان رومی می نامند و اقمار آنها از روی اسم عاشقان، دوستان و دشمنان اين خدايان رومی نامگذاری شده است. تنها استثنايی كه در اين مورد وجود دارد مربوط به قمرهای اورانوس است كه بر اساس مشاهير ادبيات انگليس نامگذاری شده است. سر ويليام هرشل اولين كسی بود كه توانست سياره ای را به جز آنهايی كه با چشم غيرمسلح به راحتی قابل رويت است كشف كند. وی سياره ای را كه كشف كرده بود به افتخار پادشاهی كه در خدمتش بود و سخت به او وفادار مانده بود نامگذاری كرد. بعد از آنكه ويليام هرشل سياره ای را كشف كرد، فهرست نام سيارات به اين گونه درآمد، عطارد، زهره، زمين، مريخ، مشتری، زحل، نپتون و جرج. خوشبختانه روشنفكران توانستند بر اين نوع نامگذاری فائق آمده و نام كلاسيك اورانوس را چند سال بعد متداول ساختند. اما پيشنهاد وی ـ برای نامگذاری اقمار به افتخار شخصيت های نمايشنامه های ويليام شكسپير و اشعار الكساندر پاپ ـ به صورتی رسمی ماندگار تا امروز حفظ شده است. به همين دليل می توان در بين حدود بيست قمر اورانوس، قمرهايی با نام هايی همچون آريل، كوردليا، دزدمونا، جوليت، اوفليا، پورتيا، پاك و آمبريل يافت.

Natural History, oct.2001


ال گرندی طعمه حريق شد

بلندترين درخت استراليا طعمه حريق شد. به نقل از يك گزارش مستقل، كارشناسان حفاظت از محيط زيست استراليا ادعا كرده اند كه آتش سوزی صورت گرفته در جنگل های بارانی جزيره تاسمانيا موجب نابودی بلندترين درخت استراليا شده است. اين درخت كه به ال گرندی (El Grande) معروف است دارای ارتفاعی برابر با 260 پا (79 متر) بوده و نزديك به 4 قرن از عمر او می گذشته است. كارشناسان جنگلداری استراليا طبق معمول مبادرت به آتش كشيدن قسمتی از جنگل های ايالت جنوبی استراليا منجمله جنگل های بارانی جزيره تاسمانيا كرده و پس از خاموش كردن آتش سوزی متوجه سوختن اين درخت عظيم الجثه شده اند. كارشناسان حفاظت از محيط زيست استراليا كارشناسان جنگلداری را در اين امر مقصر دانسته و معتقدند كه آنها می بايست تمامی احتياطات لازم برای حفاظت از يكی از متنوع ترين جنگل های بارانی جهان را به كار می بردند.

تكل خطرات پيوند اعضا

مولكول های رسپتور ويروس خوكی شناسايی شد. دانشمندان موفق شده اند مولكولی كه باعث تاخت و تاز سلول های انسانی توسط ويروس معروف و شناخته شده خوكی می شوند را شناسايی كنند. با كمك اين كشف می توان خطرات احتمالی ناشی از پيوند اعضای خوك به انسان را ارزيابی كرد. در ايالات متحده آمريكا روزانه 16 نفر جان خود را به علت در دسترس نبودن عضو پيوندی از دست می دهند. قلب، كبد يا كليه های خوك ها نسبت به پستانداران ديگر از نظر اندازه به همين اعضا در انسان نزديك تر هستند. وليكن بايد توجه داشت پيوند بين گونه ای ممكن است باعث انتقال ويروس خوكی معمولی، كه رترو ويروس آندوژنز خوكی ناميده می شود به انسان و بروز بيماری هايی در انسان شود. پژوهشگران طی بررسی های خود دو مولكول پروتئينی كه باعث انتقال ويروس خوكی به انسان می شوند را شناسايی كردند. آنها اميدوارند شناسايی اين دو مولكول پروتئينی بتواند راه را برای درك چگونگی گسترش بيماری در انسان هموار كند.

بسان يك مارمولك

دانشمندان انگليسی موفق به توليد نوار چسبناكی شدند كه از نظر عملكرد مشابه پاهای مارمولك خانگی است. پس از سه سال مطالعه و بررسی، گروهی از پژوهشگران دانشگاه كاليفرنيا در انگلستان، براساس نحوه حركت مارمولك خانگی بر روی سطوح مختلف موفق به توليد نوار چسبناكی شدند. از اين پس افراد قادر خواهند بود با پوشاندن كف دست خود با اين نوار چسبناك، همانند مارمولك های خانگی به هر سطحی متصل و حتی بتوانند از سقف نيز آويزان شوند. پروفسور اندروگيم (A.Geim) و همكارانش به علت مشكلات موجود بر سر راه تنها توانسته اند قالب بسيار كوچكی از اين نوار چسبناك را توليد كنند. فناوری به كار رفته در توليد اين نوار چسبناك همانند فناوری به كار رفته در توليد تراشه های كامپيوتری بوده و بنابراين بسيار وقت گير و پرهزينه هستند. با اين وجود، پژوهشگران دانشگاه منچستر مطمئن هستند كه با اصلاحات صورت گرفته قادر خواهند بود انواع تجاری اين ماده چسبناك را توليد كنند.

داروی چندكاره

پژوهشگران موفق به كشف دارويی شده اند كه قادر است در آن واحد، رنج گسترده ای از سرطان های مختلف را درمان كند. در اولين آزمايش صورت گرفته، اين دارو تاثير قابل توجهی را بر روی بيماران مبتلا به سرطان پيشرفته سينه، پروستات، ريه، تخمدان، كولون، پانكراس و بافت همبند داشته است. اين دارو كه به 2C4 معروف بوده و امنيتارگ (Omnitarg) ناميده می شود يك آنتی بادی مونوكلونال است - آنتی بادی به پروتئينی گفته می شود كه به سيستم ايمنی بدن در مبارزه با مهاجمان خارجی كمك می كند. دانشمندان پس از مشاهده نتايج آزمايش بسيار مبهوت و هيجان زده شده بودند چرا كه اين آزمايش ها در راستای مناسب بودن دارو نه عملكرد واقعی آن انجام شده بود. آنها پس از به كار بردن اين دارو در مورد 21 بيمار مبتلا به انواع سرطان های پيشرفته متوجه شدند كه در42 درصد بيمارانی كه واكنش مثبت به دارو نشان دادند يا اندازه تومور آنها تا 50 درصد كوچك شده بود و يا اينكه در دوره استعمال دارو رشد تومور كاملا متوقف شده بود.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو