|

ترجمه عباس فتاح زاده:
كمتر شركتی را در ميان خطوط هواپيمايی اروپا می توان يافت كه به اندازه شركت هواپيمايی «سوئيس» از بحران كنونی صنعت هواپيمايی دنيا آسيب ديده باشد. شركت هواپيمايی سوئيس كه جانشين شركت ورشكسته سوئيس اير شده بود به قول مديرش فقط برای ادامه بقا تلاش می كند. آندره دوزه، مدير اين شركت، متولد سال 1957 در شهر برن است و از سپتامبر 2001 رياست شركت سوئيس را بر عهده دارد. او در سوئيس و آمريكا در رشته خلبانی تحصيل كرده است و مدتی در مقام معلم پرواز فعاليت می كرد. در سال 1986 وی به استخدام كراس اير، يكی از شركت های تابعه سوئيس اير، در آمد و اوايل 2001 مديريت بخش تجاری آن را عهده دار شد. آندره دوزه در گفت وگويی با مجله اشپيگل به اظهارنظر پيرامون مشكلات شركت های هواپيمايی در زمينه هزينه ها، اعتصاب های دائمی خلبانان و احتمال ادغام شركت او در لوفتانزا پرداخته است. متن مصاحبه مذكور در زير از نظرتان می گذرد.
•••
• آقای دوزه، جنگ عراق و ترس ناشی از بيماری سارز شرايط بسيار نابهنجاری را برای صنعت هواپيمايی پديد آورده اند. آيا فكر می كنيد وضع از اين هم كه هست بدتر خواهد شد؟
بعد از حوادث يازدهم سپتامبر من فكر می كردم ما به بدترين وضعيت ممكن رسيده ايم، اما آن طور كه تصور می كردم نبود. سارز بيش از تمام بحران های قبلی خسارت پديد آورد. كاهش ارقام وحشتناك هستند. شركت ما به صورت سنتی به مسيرهای خويش در جهت خاورميانه اتكای زيادی دارد و همواره اين مسيرها برای ما سودده بوده اند. لذا تحولات اخير برای ما بسيار مضر بود و به همين دليل هم من سعی می كنم آينده را پيش بينی نكنم.
• تروريست ها به صورت مداوم دست به عمليات می زنند كه يكی از نمونه های اخير آن در كازابلانكا روی داد. لذا اوضاع اصلا قابل پيش بينی نيست.
خوشبختانه مراكش برای ما يك بازار نسبتا كوچك محسوب می شود. با اين حال اگر همان طور كه شاهديم ايالات متحده درجه بندی خويش از خطر را بالا ببرد، بلافاصله بر ميزان تقاضا تاثير گذاشته می شود. البته ما در يك كشور بی طرف اقامت داريم و اين موضوع ممكن است يك امتياز كوچك برايمان به وجود آورد. برخی ترجيح می دهند به جای استفاده از خطوط هوايی آمريكا از پروازهای ما استفاده كنند.
• فرض كنيم نه جنگی در گرفته بود و نه بيماری ای وجود داشت. آيا در چنان صورتی شما می توانستيد به هدف اعلام شده خويش مبنی بر رسيدن به سود در سال 2003 برسيد؟
كاملا مطمئنم كه اگر جنگ عراق و شيوع بيماری سارز نبود، ما به سود می رسيديم.
• شما تنها طی سه ماهه نخست سال ميلادی جاری بيش از 200 ميليون فرانك ضرر داشته ايد. به نظر می رسد معتقديد كه شرايط متناقض موجود عامل اين وضعيت بوده اند و نه اتخاذ يك استراتژی اشتباه. چنين نيست؟
اگر به برنامه اوليه ما نگاه كنيد متوجه می شويد يك ميليارد فرانك از سود پيش بينی شده كاهش يافته است. اين موضوع قطعا ربطی به اشتباهات مديريتی ندارد. علاوه بر فاكتورهايی فوق العاده نظير جنگ، فلج شدن اقتصاد جهان نيز فراتر از حد انتظار بود.
• سرمايه جاری شما اواخر ماه مارس به حدود 860 ميليون فرانك تقليل يافت. با وجود اين پيتر باو، رئيس شورای اداری شما، اخيرا اعلام كرد شركت هواپيمايی سوئيس می تواند با اتكا به خود جريان پول را سامان ببخشد. در مقابل شما خودتان رسما هشدار داده ايد كه شركت بدون انجام يك ادغام قادر به ادامه بقا نخواهد بود. آيا شما با مديران شركت در اين زمينه اختلاف نظر داريد؟
هيچ تناقض و اختلاف نظری وجود ندارد. حرف های من به صورت اشتباه نقل شده اند. من تنها گفتم كه بايد ساختار صنعت هواپيمايی در اروپا تغيير كند. ائتلاف های امروزی ميان شركت ها چندان در مسير صرفه جويی نيست، زيرا در هنگام ادغام تمامی شركا سيستم های خويش را حفظ می كنند. هزينه ها را تنها می توان از طريق ادغام به اندازه كافی پايين آورد. ما نمی توانيم چنين كاری را منتفی بدانيم، زيرا در غير اين صورت قادر به رقابت نخواهيم بود. امروز به دليل آنكه شركت هواپيمايی سوئيس عمدتا هواپيماهای كوچك را به كار می گيرد، با مشكلاتی روبه رو شده است. البته اگر هم خودمان به تنهايی نتوانيم با استفاده از انرژی و توانايی های خويش هزينه هايمان را پايين بياوريم، هيچ شركتی حاضر نمی شود با ما ادغامی انجام دهد.
• آيا فكر نمی كنيد اگر قرار باشد شركتی «سوئيس» را بخرد، با مخالفت های سياسی مواجه شده و ناكام می ماند؟
سياستمداران كاری ندارند كه هواپيماهايی كه به شهر زوريخ می آيند متعلق به بريتيش ايرويز هستند يا ايرفرانس يا آمريكن ايرلاينز و يا هر شركتی ديگر. موضوع اصلی آن است كه تعداد پروازها به اندازه كافی زياد بوده و بتوانند پشتيبان فعاليت های اقتصادی سوئيس باشند.
• امروز دولت بيش از 20 درصد سهام شركت را در اختيار دارد و لذا می تواند نفوذ زيادی بر وضعيت آن داشته باشد. آيا بهتر نيست نفوذ دولت را كمتر كنيد؟
واقعيت آن است كه امروز تعداد بسيار زيادی از سياستمداران سوئيسی پيرامون وضعيت شركت هواپيمايی سوئيس حرف می زنند و تفاسير و توصيه های زيادی در اين زمينه مطرح می شود. با اين حال دولت امروز در مسائل استراتژيك نظير ساختار شبكه ما اعمال نفوذ نمی كند.
• ارزش سهام شركت سوئيس اخيرا رشد زيادی داشت، زيرا شايع شده بود كه شما با لوفتانزا درباره ادغام شركتتان با آن مذاكره می كنيد. اين شايعات چقدر صحت دارند؟
من فعلا نمی خواهم در مورد شايعات مذكور تفسيری ارائه دهم. در شرايط كنونی تمامی راهكارها و امكانات موجود را مد نظر داريم. با تمامی شركای احتمالی هم پيرامون انواع الگوهای ائتلاف گفت وگو می كنيم.
• اغلب تحليلگران از مدت ها پيش متفق القولند كه سوئيس اير در بخش بين قاره ای بيش از حد گسترش يافته است. آنها می گويند بازار سوئيس نيازمند اين همه پروازهای بين قاره ای نيست. در حال حاضر شما برای فصل پاييز برنامه ای جديد ارائه كرده ايد. آيا سعی خواهيد كرد به توصيه های منتقدان گوش كرده و شبكه جهانی خويش را محدود سازيد.
تحليلگران دلايل مناسبی برای انتقاد خود ذكر نمی كنند. البته آنها اگر بخواهند هم نمی توانند در اين زمينه دلايل دقيقی ذكر نمايند، زيرا آنان ارقام را نمی بينند. مشكل شركت سوئيس گستردگی فعاليت های بين قاره ای آن نيست. مشكل ما همانند لوفتانزا و بريتيش ايرويز كاهش مشتری و بالا بودن هزينه هاست.
• شما قصد داريد پروازهای محلی را در آينده به زير مجموعه جديد خويش يعنی سوئيس اكسپرس واگذار كنيد. اما سوئيس اكسپرس تا فصل پاييز نمی تواند كاملا فعال شود و تا آن زمان فعاليت های موجود در زمينه پروازهای محلی همچنان «سرمايه سوز» خواهند ماند. آيا اين تصميم در موقع صحيحی اتخاذ شده است؟
زمان شروع طرح مذكور ممكن است دير به نظر برسد. اما اين برنامه زمانی تنها به صورت مشروط قابل تغيير بود. در آغاز می خواستيم خلبان های مسيرهای بين قاره ای و محلی را در يك جا گرد آوريم. ايده مذكور ايده درستی بود اما با مخالفت خلبان های پروازهای محلی به شكست انجاميد. آنها خواستار حقوقی برابر با ديگر خلبان ها بودند، اما در هيچ جای دنيا چنين كاری صورت نمی گيرد و تنها يك روياست. به خاطر مخالفت های صورت گرفته مجبور شديم طرحمان را تغيير دهيم.
• منتقدان می گويند شما سوئيس اكسپرس را به اين دليل تاسيس كرديد كه می خواهيد با خلبانان فاصله داشته باشيد و در شرايط بحرانی حتی بتوانيد به راحتی تنها سوئيس اكسپرس را ورشكسته اعلام كنيد. در واقع گفته می شود شما سوئيس اكسپرس را سپربلای تجارت مربوط به پروازهای بين قاره ای خويش قرار می دهيد.
اين ها حدس های احمقانه ای است كه سنديكاها مطرح می كنند. ما برای آنكه كل سيستم شركت كارآمد بماند، نيازمند پروازهای محلی هستيم. كسی كه چنين اتهامی را مطرح می كند اصلا نمی داند كه شبكه محلی چه اهميتی دارد. متاسفانه مذاكرات و حرف ها روند مناسبی ندارند. راه دراز و مشكلی در پيش داريم تا دوباره بتوانيم با هم به شكلی سازنده گفت وگو كنيم.
• آيا ممكن است به دليل عدم همكاری خلبان ها كل طرح های مربوط به تبديل بخش های شركت به موسساتی مستقل به شكست بينجامند؟ خلبان ها تهديد به اعتصاب كرده اند.
طبيعتا ما فكر اين را هم كرده ايم كه اگر پرسنل همكاری نكنند، چه واكنشی نشان بدهيم. اما در حال حاضر صحيح نيست كه راه حل هايمان در محافل عمومی مطرح شوند.
• آيا از اينكه رئيس يك شركت هواپيمايی هستيد خوشحاليد؟
اين وظيفه كماكان برايم مهيج است.
• وقتی آدم در سوئيس مديريت يك پروژه ملی با پرستيژ را برعهده دارد، احساس هيجان زيادی در وی پديد می آيد. اين طور نيست؟
اگر شما مثل من اين قدر در محافل عمومی و رسانه ها مطرح باشيد، بعضی مواقع با مشكلات زيادی روبه رو می شويد. حتی يك گام هم نمی توانم بردارم كه متعاقب آن مورد خطاب قرار نگيرم. اگرچه در ارتباط های شخصی خويش با واكنش های بسيار مثبتی برخورد می كنم، اما متاسفانه بعضی ها از شكست ما بيش از موفقيتمان خوشحال می شوند. بايد تمام كشور نگاه به خويش را تغيير دهد.
اشپيگل |