|

بخش اول مصاحبه با دكتر معصومه ابتكار رئيس سازمان حفاظت محيط زيست پيرامون مسائل زيست محيطی ايران در شماره گذشته چاپ شد، بخش دوم و پايانی را پيش رو داريد.
• • •
• چندی پيش خانم كديور به عنوان عضو كميسيون اصل 90 اعلام كردند مبارزه با آلودگی هوای تهران متولی ندارد و اگر هم متولی وجود داشته باشد، با اقتدار عمل نكرده و نتوانسته دستگاه های مرتبط را با بحث آلودگی زير چتر مديريتی خود هماهنگ كند.
البته كميسيون اصل 90 تاكنون سه جلسه بحث آلودگی هوای تهران را داشته اند كه من در هيچ كدام از اين جلسات خانم كديور را نديدم. شايد به همين دليل ايشان درجريان دقيق جلسات نباشند. ما برای همين هماهنگی و حل و فصل چالش های مديريتی و فنی و مباحث اعتبارات، تقريبا از حدود سه سال پيش برنامه ای تدوين كرديم تا كميته اجرايی كاهش آلودگی هوای تهران هر دو هفته يك بار جلسه ای در سازمان حفاظت محيط زيست داشته باشيم. دستگاه های مرتبط بسيار جدی شركت می كنند. اصلا بحث اين نيست كه متولی خاصی وجود داشته باشد بلكه بحث هماهنگ كننده و ضابطه گذاری است و ما در اين خصوص فقط ضابطه گذار هستيم. در هر حال در مقايسه با شرايطی كه در كشور وجود دارد اعم از مبحث اعتباری و فنی و عدم هماهنگی كه بعضا به دليل كمبودها و نارسايی ها وجود داشته، يكسری از نارسايی ها دور از اجتناب نيست. ما تاكنون نزديك به 120 جلسه داشته ايم و در اين جلسات خيلی خوب موفق شده ايم تا ذهن مديران را نسبت به مسائل موجود حساس كنيم. همين مسئله به شدت وقتی گير است. من نمی خواهم حرف خانم كديور را نقد كنم. قطعا ما هم كمی ها و كاستی هايی داريم اما كار، كار بين بخشی است و همه دستگاه ها با يكديگر مشاركت دارند.
• خوب، به عنوان هماهنگ كننده و نه متولی، كدام يك از مجريان طرح جامع كاهش آلودگی هوا كم كاری كرده است؟
ما انتظار داشتيم كه بحث خودروهای حمل و نقل عمومی و اتوبوس ها خيلی سريع تر راه اندازی می شد. هماهنگی های لازم شده بود و انتظار داشتيم مبحث اتوبوس های گازسوز با سرمايه گذاری كه اتفاق می افتد، سريع تر راه اندازی شود. صنايع كشور، ظرفيت لازم را برای توليد اين اتوبوس ها داشتند و می توانست كار خيلی سريع پيش برود ولی يك مقدارش بحث مقاومت های فكری و مديريتی بود و بخشی از آن هم بحث فنی به نظر می رسد بخشی از آن راپشت سر گذاشته ايم. يعنی ديگر نبايد خيلی دنبال اين باشيم كه چرا در اين قسمت عقب مانده ايم. ولی شخصا انتظار داشتم كه خيلی سريع تر شاهد همكاری بخش صنعت و نفت می بوديم.
• يكی ديگر از معضلاتی كه همواره در كنار مبحث آلودگی هوا مطرح است بحث جنگل های شمال كشور است. يكی از مسئولان سازمان جنگل ها و مراتع درباره واگذاری جنگل های شمال به شركت های بهره بردار و اعتراضات انجام شده گفته است كه «بسياری از واگذاری های طرح های جنگل داری بر اساس مصوبات كميسيون ويژه و با حضور مسئولان سازمان حفاظت محيط زيست صورت می گيرد.» واقعا اين طور است؟
من به شدت اين قضيه را انكار می كنم. اتفاقا اشاره می كنم كه در خصوص مبحث جنگل داری و با استناد به قانون حفاظت و بهسازی محيط زيست ماده 26 به صراحت اعلام می كند كه قبل از واگذاری طرح های جنگل داری، سازمان جنگل ها موظف است كه از سازمان حفاظت محيط زيست اجازه بگيرد و ما به صراحت اعلام می كنيم در طول تاريخ ما حتی يك بار هم سازمان جنگل ها و مراتع برای واگذاری جنگل ها به طرح های جنگل داری از سازمان حفاظت محيط زيست استعلام نگرفته است. اين قضيه هم كتبا اعلام شده و هم شفاهی. اگر هم گفته می شود كه اين واگذاری ها طبق اصول و ضوابط است، خلاف قانون واگذاری از سوی سازمان حفاظت محيط زيست است. سازمان حفاظت محيط زيست با وجود اينكه تلاش كرده اين موضوع در داخل مناطق حفاظت شده حداقل از سال های قبل، نظارت عملی خودش را اعمال كند و سياست هايی را هم در داخل مناطق حفاظت شده داشتيم ولی خارج از مناطق حفاظت شده، هيچ گونه نظارت و تأثيری در سياست گذاری ها و برنامه ريزی های سازمان جنگل ها و مراتع نداشته ايم. نتوانسته ايم مطابق قانون ماده 104 نظارت و كنترلی داشته باشيم.
اين به اين معنی نيست كه سازمان جنگل ها سياست های خودش را در قبال سياست های كلی دولت و قانون برنامه سوم اصلاح نكرده باشد، ما قبول داريم اصلاحات زيادی انجام شده است، قبول داريم در جنگل ها و مراتع ما مشكلات بسياری وجود دارد. بحث بهره برداری معقول را در مراتع برای جلوگيری از فرسايش خاك و جلوگيری از نابودی گونه های گياهی و پوشش های گياهی به طور جدی قبول داريم و دنبال می كنيم اما در جنگل چون يك زيستگاه ويژه است و چون از مساحت بسيار كمی در سطح كشور برخوردار است و متأسفانه روند تخريب و ناپايداری در دهه های اخير به شدت مشهود و محسوس بوده است، ما با حساسيت ويژه ای آن را دنبال می كنيم و معتقديم اين ذخاير در كشور ديگر توان بهره برداری را ندارند. حداقل سه سال است كه سازمان رسما اعلام می كند كه بهره برداری از جنگل يك فشار مضاعف است و ما بايد اين فشار را برداريم و اگر اين فشار برداشته شود می توانيم جلو بهره برداری های غيرقانونی ديگر را بگيريم و متوقف كنيم، يعنی در وهله اول دولت اختيارات خودش را در قبال بهره برداری از جنگل محدود كند و در وهله دوم روی بازسازی جنگل های مخروبه و زراعت چوب و واردات چوب برنامه ريزی كند. البته در خصوص واردات چوب اقدامات خوبی انجام شده است. به واسطه همين حساسيت ها در خصوص جنگل های شمال، شورای عالی حفاظت محيط زيست كه چند روز پيش برگزار شد، محور اصلی خود را مبحث حفاظت از 900 هزار هكتار جنگل هايی قرار داد كه طرح های بهره برداری هنوز در آنها اجرا می شود و از نظر ما اين مناطق جزو مناطق جنگلی بكر و ناب هستند كه هنوز چندان دستخوش تخريب نشده اند. پيشنهاد ما اين است كه در قالب مناطق حفاظت شده و تحت مديريت سازمان حفاظت محيط زيست مورد محافظت قرار گيرند. به عبارتی به شدت جلوی هرگونه دخل و تصرف را در اين حوزه خواهيم گرفت. اگر اين امكان حتی دادن يك فرصت كوتاه مدت برای بازسازی طبيعی جنگل های شمال باشد، ما قصد داريم اين فرصت را به جنگل های شمال بدهيم، در غير اين صورت بايد شاهد از بين رفتن ذخيره های باارزش كشورمان باشيم.
• مواضع هر دو سازمان مشخص است. شما از عدم بهره برداری جنگل ها صحبت می كنيد و آنها از ضرورت بهره برداری جنگل ها، در اين ميان به نظر می رسد شركت های بهره بردار دولتی بيشترين آسيب را به جنگل ها وارد می كنند و طبيعی است كه برخورد با اين شركت ها توان و قدرت قانونی می خواهد. آيا سازمان حفاظت محيط زيست از اين توان و قدرت برخوردار است؟
قطعا در اين بحث، اگر اراده جمعی در ميان باشد پيشنهاد خلع يد از همه بهره برداران است. در اين خصوص شايد لازم باشد ابتدا حقوق همه بهره برداران را پرداخت كرد تا بتوان خيلی راحت تر آنها را خلع يد كرد. در اين زمينه مشكلی هم از لحاظ حقوقی و اجرايی وجود ندارد. اگر دولت قصد كند تا جنگل ها را محافظت كند هيچ راهی به جز خلع يد شركت های بهره بردار به خصوص شركت های دولتی ندارد. البته شخصا بارها مراكز بهره برداری جنگل ها را از نزديك بازديد كرده ام و بارها با صاحبان طرح های بهره بردار مواجه شده ام. نكته اتفاق افتاده اين است كه از پاك تراشی به سمت تك گزينی رفته اند. البته تحولات اتفاق افتاده، ولی بهترين گونه های جنگ های طبيعی در حال از بين رفتن است و ضوابط مطرح شده كمتر رعايت شده است. وقتی به قبرستان جنگل برسيد ـ جايی كه چوب های بريده شده قرار دارد ـ كاملا مشاهده می كنيم كه در قطع درختان، هيچ كدام از ضوابط مندرج در دفترچه های طرح های جنگل داری رعايت نشده است. بنابراين شرايط رخ داده با شرايط اعلام شده متفاوت است. من قبول دارم ممكن است در برخی از مراحل سازمان جنگل ها و مراتع قدرت اجرايی نداشته باشند ولی هيچ كاری نشدنی نيست. خود سازمان جنگل ها در برخی موارد موفق عمل كرده اما ما به عنوان سازمان حفاظت محيط زيست نگاهمان نگاه حاكميت است. قطعا در دستيابی به منافع بلند مدت، منافع كوتاه مدت يكسری شركت بهره بردار هيچ اهميتی ندارد.
• پس بحث آزاد راه شمال چه، ظاهرا چندان در ساخت اين پروژه مسايل زيست محيطی لحاظ نشد.
ما در بزرگراه تهران ـ چالوس با دو بحث توسعه و حفاظت مواجه هستيم كه بنابر مقتضيات و توسعه كشور به ارزيابی های زيست محيطی و اجرای بهتر اين پروژه پرداختيم. برنامه های مديريتی برای آزاد راه تعريف شده است. از نظر زيست محيطی، كميته نظارتی تعيين كرديم كه در خصوص پيشرفت كار نظارت داشته باشد. البته در مقطعی كار متوقف شده است و اگر قرار باشد كار از نو شروع شود با اعمال همان ضوابط خواهد بود.
• اما يكسری زمين اطراف پروژه برای ساخت شهرك واگذار شده است.
بله، مسئله مهم در پروژه تهران ـ چالوس همين بخش است. اعتراض سازمان حفاظت محيط زيست با اين پروژه در صدر واگذاری زمين های اطراف آزاد راه برای تامين بخشی از هزينه های احداث بزرگراه بود. قرار بود تا شركت اين زمين ها را بفروشد و زمين ها را تبديل به شهرك كند. جنگل های شمال همين طور در حال تخريب هستند و با مشكلات ديگر هم دست به گريبان است حالا چند تا شهرك بتونی هم در دل اين جنگل ها ساخته شود كه مثلا چه اتفاقی بيفتد! ما اعلام كرده ايم سازمان به هيچ عنوان اجازه نخواهد داد تا آزاد راه دسترسی به بيرون يا داخل جنگل داشته باشد. تنها خروجی هايی كه سازمان حفاظت محيط زيست با آن موافقت كرده است يك خروجی استراحتگاهی است و ديگری مركزی برای جايگاه بنزين. باز هم تكرار می كنيم تحت هيچ شرايطی اجازه نخواهيم داد تا زمين های اطراف بزرگراه خريد و فروش شود.
• اما يكسری از زمين ها واگذار شده اند.
زمين هايی كه واگذار شده اند در داخل بخش جنگل های حفاظت نشده است. تحت هيچ شرايطی سازمان اجازه نخواهد داد كه تغيير كاربری اين زمين ها انجام شود. تعدادی از واگذاری ها هم در مناطق جنگلی است كه در حوزه اختيار ما نيست و ما كماكان اعلام كرده ايم كه تحت هيچ شرايطی اجازه شهرك سازی در اطراف اين بزرگراه را نخواهيم داد.
• و اگر ساخته شد؟
ما حتما از اختيارات قانونی خود استفاده می كنيم. البته ما از اين دست چالش ها و درگيری ها بسيار داريم. اعلام می كنيم اگر دوستان و مديران به فكر آينده كشور هستند كمك كنند تا اين اتفاق رخ ندهد. ما اجازه نخواهيم داد وجبی از جنگل های شمال برای ساخت شهرك تخريب شود و از همه اختيارات قانونی خود برای اين كار استفاده خواهيم كرد.
• كنار گذر تالاب انزلی چه طور؟ دوباره فعاليت ساخت اين كنارگذر شروع شده است؟
در مورد تالاب بندر انزلی نيز ما بارها اعلام كرده ايم كه اين تالاب از زيستگاه های بسيار حساس كشور است و هر گونه دخل و تصرف در داخل تالاب بايد با انجام مطالعات جامع زيست محيطی و با توجه به عوارض وسيعی كه می تواند داشته باشد، صورت بگيرد. متاسفانه در خصوص احداث كنارگذر تالاب بندر انزلی مطالعه زيست محيطی اتفاق نيفتاده است و مطالعاتی نيز كه بعد انجام شد دارای شالوده ای نبود كه مورد قبول سازمان حفاظت محيط زيست باشد. با اين وجود گزينه ای را پيشنهاد كرده ايم كه هر چند اين گزينه نيز عوارضی را دارد اما عوارضش خيلی كمتر از طرح اوليه خواهد بود. يعنی به جای اينكه جاده در عمق تالاب باشد، به كنار تالاب می آيد. البته اين طرح هزينه ای را برای دولت خواهد داشت كه ناچار خواهد بود اين هزينه را برای نجات تالاب بپردازد. در همه جای دنيا سياست بر اين است كه نظر سازمان حفاظت محيط زيست در پروژه های عمرانی و اقتصادی مد نظر قرار گيرد. محيط زيست يك بخش نيست بلكه يك نگاه است. محيط زيست مانعی برای توقف رشد صنعت و يا راه نيست. با وجود همه سختگيری های ما بخش صنعت در سال گذشته 11 درصد و بخش راه ده درصد رشد داشته است. ولی بخش هايی است كه سازمان روی آن مراكز به شدت حساسيت دارد و نمی تواند از آن بخش بگذرد. البته تالاب انزلی يك مشكل عمده ديگر هم دارد و آن هم ورود فاضلاب های شهری به تالاب بندر انزلی است. طرح هايی برای توقف آن در دست اجرا است ولی همچنان معضل تخليه فاضلاب وجود دارد كه همين مواد منجر شده تا تالاب انزلی با شرايط محيطی خاصی مواجه شود. در اين خصوص با كارشناسان ژاپنی صحبت هايی شده و قرار است با مشاركت آنها طرح هايی برای نجات تالاب انزلی پياده شود.
• مديريت چنين سازمان پربيننده ای سخت نيست؟
چرا، اين حوزه بسيار حوزه پربيننده و پرچالشی است. اگر قرار باشد خنثی و بی تفاوت باشيم كه متاسفانه در برهه ای اين طور بوده، چندان سخت نيست. ولی اگر سازمان قصد كند تاطبق قانون وظايف خودش را انجام دهد و با ديگر سازمان ها و مراكز برای حفظ محيط زيست ايران به چالش بيفتد قطعا سخت خواهد بود. |