Persian Archive

• مقاومت برای جنگل
• سررسيد زيست محيطی ايران
• لغو مصاحبه ها و سياست تعامل در ناجا
• پايان اعتصاب غذا
• انتقاد بهداشت جهانی از سينما
• مبارزه با هرزنامه
• سنگاپور و خروج از سارز


بخش اول مصاحبه با دكتر معصومه ابتكار رئيس سازمان حفاظت محيط زيست پيرامون مسائل زيست محيطی ايران در شماره گذشته چاپ شد، بخش دوم و پايانی را پيش رو داريد.

چندی پيش خانم كديور به عنوان عضو كميسيون اصل 90 اعلام كردند مبارزه با آلودگی هوای تهران متولی ندارد و اگر هم متولی وجود داشته باشد، با اقتدار عمل نكرده و نتوانسته دستگاه های مرتبط را با بحث آلودگی زير چتر مديريتی خود هماهنگ كند.

البته كميسيون اصل 90 تاكنون سه جلسه بحث آلودگی هوای تهران را داشته اند كه من در هيچ كدام از اين جلسات خانم كديور را نديدم. شايد به همين دليل ايشان درجريان دقيق جلسات نباشند. ما برای همين هماهنگی و حل و فصل چالش های مديريتی و فنی و مباحث اعتبارات، تقريبا از حدود سه سال پيش برنامه ای تدوين كرديم تا كميته اجرايی كاهش آلودگی هوای تهران هر دو هفته يك بار جلسه ای در سازمان حفاظت محيط زيست داشته باشيم. دستگاه های مرتبط بسيار جدی شركت می كنند. اصلا بحث اين نيست كه متولی خاصی وجود داشته باشد بلكه بحث هماهنگ كننده و ضابطه گذاری است و ما در اين خصوص فقط ضابطه گذار هستيم. در هر حال در مقايسه با شرايطی كه در كشور وجود دارد اعم از مبحث اعتباری و فنی و عدم هماهنگی كه بعضا به دليل كمبودها و نارسايی ها وجود داشته، يكسری از نارسايی ها دور از اجتناب نيست. ما تاكنون نزديك به 120 جلسه داشته ايم و در اين جلسات خيلی خوب موفق شده ايم تا ذهن مديران را نسبت به مسائل موجود حساس كنيم. همين مسئله به شدت وقتی گير است. من نمی خواهم حرف خانم كديور را نقد كنم. قطعا ما هم كمی ها و كاستی هايی داريم اما كار، كار بين بخشی است و همه دستگاه ها با يكديگر مشاركت دارند.

خوب، به عنوان هماهنگ كننده و نه متولی، كدام يك از مجريان طرح جامع كاهش آلودگی هوا كم كاری كرده است؟

ما انتظار داشتيم كه بحث خودروهای حمل و نقل عمومی و اتوبوس ها خيلی سريع تر راه اندازی می شد. هماهنگی های لازم شده بود و انتظار داشتيم مبحث اتوبوس های گازسوز با سرمايه گذاری كه اتفاق می افتد، سريع تر راه اندازی شود. صنايع كشور، ظرفيت لازم را برای توليد اين اتوبوس ها داشتند و می توانست كار خيلی سريع پيش برود ولی يك مقدارش بحث مقاومت های فكری و مديريتی بود و بخشی از آن هم بحث فنی به نظر می رسد بخشی از آن راپشت سر گذاشته ايم. يعنی ديگر نبايد خيلی دنبال اين باشيم كه چرا در اين قسمت عقب مانده ايم. ولی شخصا انتظار داشتم كه خيلی سريع تر شاهد همكاری بخش صنعت و نفت می بوديم.

يكی ديگر از معضلاتی كه همواره در كنار مبحث آلودگی هوا مطرح است بحث جنگل های شمال كشور است. يكی از مسئولان سازمان جنگل ها و مراتع درباره واگذاری جنگل های شمال به شركت های بهره بردار و اعتراضات انجام شده گفته است كه «بسياری از واگذاری های طرح های جنگل داری بر اساس مصوبات كميسيون ويژه و با حضور مسئولان سازمان حفاظت محيط زيست صورت می گيرد.» واقعا اين طور است؟

من به شدت اين قضيه را انكار می كنم. اتفاقا اشاره می كنم كه در خصوص مبحث جنگل داری و با استناد به قانون حفاظت و بهسازی محيط زيست ماده 26 به صراحت اعلام می كند كه قبل از واگذاری طرح های جنگل داری، سازمان جنگل ها موظف است كه از سازمان حفاظت محيط زيست اجازه بگيرد و ما به صراحت اعلام می كنيم در طول تاريخ ما حتی يك بار هم سازمان جنگل ها و مراتع برای واگذاری جنگل ها به طرح های جنگل داری از سازمان حفاظت محيط زيست استعلام نگرفته است. اين قضيه هم كتبا اعلام شده و هم شفاهی. اگر هم گفته می شود كه اين واگذاری ها طبق اصول و ضوابط است، خلاف قانون واگذاری از سوی سازمان حفاظت محيط زيست است. سازمان حفاظت محيط زيست با وجود اينكه تلاش كرده اين موضوع در داخل مناطق حفاظت شده حداقل از سال های قبل، نظارت عملی خودش را اعمال كند و سياست هايی را هم در داخل مناطق حفاظت شده داشتيم ولی خارج از مناطق حفاظت شده، هيچ گونه نظارت و تأثيری در سياست گذاری ها و برنامه ريزی های سازمان جنگل ها و مراتع نداشته ايم. نتوانسته ايم مطابق قانون ماده 104 نظارت و كنترلی داشته باشيم.

اين به اين معنی نيست كه سازمان جنگل ها سياست های خودش را در قبال سياست های كلی دولت و قانون برنامه سوم اصلاح نكرده باشد، ما قبول داريم اصلاحات زيادی انجام شده است، قبول داريم در جنگل ها و مراتع ما مشكلات بسياری وجود دارد. بحث بهره برداری معقول را در مراتع برای جلوگيری از فرسايش خاك و جلوگيری از نابودی گونه های گياهی و پوشش های گياهی به طور جدی قبول داريم و دنبال می كنيم اما در جنگل چون يك زيستگاه ويژه است و چون از مساحت بسيار كمی در سطح كشور برخوردار است و متأسفانه روند تخريب و ناپايداری در دهه های اخير به شدت مشهود و محسوس بوده است، ما با حساسيت ويژه ای آن را دنبال می كنيم و معتقديم اين ذخاير در كشور ديگر توان بهره برداری را ندارند. حداقل سه سال است كه سازمان رسما اعلام می كند كه بهره برداری از جنگل يك فشار مضاعف است و ما بايد اين فشار را برداريم و اگر اين فشار برداشته شود می توانيم جلو بهره برداری های غيرقانونی ديگر را بگيريم و متوقف كنيم، يعنی در وهله اول دولت اختيارات خودش را در قبال بهره برداری از جنگل محدود كند و در وهله دوم روی بازسازی جنگل های مخروبه و زراعت چوب و واردات چوب برنامه ريزی كند. البته در خصوص واردات چوب اقدامات خوبی انجام شده است. به واسطه همين حساسيت ها در خصوص جنگل های شمال، شورای عالی حفاظت محيط زيست كه چند روز پيش برگزار شد، محور اصلی خود را مبحث حفاظت از 900 هزار هكتار جنگل هايی قرار داد كه طرح های بهره برداری هنوز در آنها اجرا می شود و از نظر ما اين مناطق جزو مناطق جنگلی بكر و ناب هستند كه هنوز چندان دستخوش تخريب نشده اند. پيشنهاد ما اين است كه در قالب مناطق حفاظت شده و تحت مديريت سازمان حفاظت محيط زيست مورد محافظت قرار گيرند. به عبارتی به شدت جلوی هرگونه دخل و تصرف را در اين حوزه خواهيم گرفت. اگر اين امكان حتی دادن يك فرصت كوتاه مدت برای بازسازی طبيعی جنگل های شمال باشد، ما قصد داريم اين فرصت را به جنگل های شمال بدهيم، در غير اين صورت بايد شاهد از بين رفتن ذخيره های باارزش كشورمان باشيم.

مواضع هر دو سازمان مشخص است. شما از عدم بهره برداری جنگل ها صحبت می كنيد و آنها از ضرورت بهره برداری جنگل ها، در اين ميان به نظر می رسد شركت های بهره بردار دولتی بيشترين آسيب را به جنگل ها وارد می كنند و طبيعی است كه برخورد با اين شركت ها توان و قدرت قانونی می خواهد. آيا سازمان حفاظت محيط زيست از اين توان و قدرت برخوردار است؟

قطعا در اين بحث، اگر اراده جمعی در ميان باشد پيشنهاد خلع يد از همه بهره برداران است. در اين خصوص شايد لازم باشد ابتدا حقوق همه بهره برداران را پرداخت كرد تا بتوان خيلی راحت تر آنها را خلع يد كرد. در اين زمينه مشكلی هم از لحاظ حقوقی و اجرايی وجود ندارد. اگر دولت قصد كند تا جنگل ها را محافظت كند هيچ راهی به جز خلع يد شركت های بهره بردار به خصوص شركت های دولتی ندارد. البته شخصا بارها مراكز بهره برداری جنگل ها را از نزديك بازديد كرده ام و بارها با صاحبان طرح های بهره بردار مواجه شده ام. نكته اتفاق افتاده اين است كه از پاك تراشی به سمت تك گزينی رفته اند. البته تحولات اتفاق افتاده، ولی بهترين گونه های جنگ های طبيعی در حال از بين رفتن است و ضوابط مطرح شده كمتر رعايت شده است. وقتی به قبرستان جنگل برسيد ـ جايی كه چوب های بريده شده قرار دارد ـ كاملا مشاهده می كنيم كه در قطع درختان، هيچ كدام از ضوابط مندرج در دفترچه های طرح های جنگل داری رعايت نشده است. بنابراين شرايط رخ داده با شرايط اعلام شده متفاوت است. من قبول دارم ممكن است در برخی از مراحل سازمان جنگل ها و مراتع قدرت اجرايی نداشته باشند ولی هيچ كاری نشدنی نيست. خود سازمان جنگل ها در برخی موارد موفق عمل كرده اما ما به عنوان سازمان حفاظت محيط زيست نگاهمان نگاه حاكميت است. قطعا در دستيابی به منافع بلند مدت، منافع كوتاه مدت يكسری شركت بهره بردار هيچ اهميتی ندارد.

پس بحث آزاد راه شمال چه، ظاهرا چندان در ساخت اين پروژه مسايل زيست محيطی لحاظ نشد.

ما در بزرگراه تهران ـ چالوس با دو بحث توسعه و حفاظت مواجه هستيم كه بنابر مقتضيات و توسعه كشور به ارزيابی های زيست محيطی و اجرای بهتر اين پروژه پرداختيم. برنامه های مديريتی برای آزاد راه تعريف شده است. از نظر زيست محيطی، كميته نظارتی تعيين كرديم كه در خصوص پيشرفت كار نظارت داشته باشد. البته در مقطعی كار متوقف شده است و اگر قرار باشد كار از نو شروع شود با اعمال همان ضوابط خواهد بود.

اما يكسری زمين اطراف پروژه برای ساخت شهرك واگذار شده است.

بله، مسئله مهم در پروژه تهران ـ چالوس همين بخش است. اعتراض سازمان حفاظت محيط زيست با اين پروژه در صدر واگذاری زمين های اطراف آزاد راه برای تامين بخشی از هزينه های احداث بزرگراه بود. قرار بود تا شركت اين زمين ها را بفروشد و زمين ها را تبديل به شهرك كند. جنگل های شمال همين طور در حال تخريب هستند و با مشكلات ديگر هم دست به گريبان است حالا چند تا شهرك بتونی هم در دل اين جنگل ها ساخته شود كه مثلا چه اتفاقی بيفتد! ما اعلام كرده ايم سازمان به هيچ عنوان اجازه نخواهد داد تا آزاد راه دسترسی به بيرون يا داخل جنگل داشته باشد. تنها خروجی هايی كه سازمان حفاظت محيط زيست با آن موافقت كرده است يك خروجی استراحتگاهی است و ديگری مركزی برای جايگاه بنزين. باز هم تكرار می كنيم تحت هيچ شرايطی اجازه نخواهيم داد تا زمين های اطراف بزرگراه خريد و فروش شود.

اما يكسری از زمين ها واگذار شده اند.

زمين هايی كه واگذار شده اند در داخل بخش جنگل های حفاظت نشده است. تحت هيچ شرايطی سازمان اجازه نخواهد داد كه تغيير كاربری اين زمين ها انجام شود. تعدادی از واگذاری ها هم در مناطق جنگلی است كه در حوزه اختيار ما نيست و ما كماكان اعلام كرده ايم كه تحت هيچ شرايطی اجازه شهرك سازی در اطراف اين بزرگراه را نخواهيم داد.

و اگر ساخته شد؟

ما حتما از اختيارات قانونی خود استفاده می كنيم. البته ما از اين دست چالش ها و درگيری ها بسيار داريم. اعلام می كنيم اگر دوستان و مديران به فكر آينده كشور هستند كمك كنند تا اين اتفاق رخ ندهد. ما اجازه نخواهيم داد وجبی از جنگل های شمال برای ساخت شهرك تخريب شود و از همه اختيارات قانونی خود برای اين كار استفاده خواهيم كرد.

كنار گذر تالاب انزلی چه طور؟ دوباره فعاليت ساخت اين كنارگذر شروع شده است؟

در مورد تالاب بندر انزلی نيز ما بارها اعلام كرده ايم كه اين تالاب از زيستگاه های بسيار حساس كشور است و هر گونه دخل و تصرف در داخل تالاب بايد با انجام مطالعات جامع زيست محيطی و با توجه به عوارض وسيعی كه می تواند داشته باشد، صورت بگيرد. متاسفانه در خصوص احداث كنارگذر تالاب بندر انزلی مطالعه زيست محيطی اتفاق نيفتاده است و مطالعاتی نيز كه بعد انجام شد دارای شالوده ای نبود كه مورد قبول سازمان حفاظت محيط زيست باشد. با اين وجود گزينه ای را پيشنهاد كرده ايم كه هر چند اين گزينه نيز عوارضی را دارد اما عوارضش خيلی كمتر از طرح اوليه خواهد بود. يعنی به جای اينكه جاده در عمق تالاب باشد، به كنار تالاب می آيد. البته اين طرح هزينه ای را برای دولت خواهد داشت كه ناچار خواهد بود اين هزينه را برای نجات تالاب بپردازد. در همه جای دنيا سياست بر اين است كه نظر سازمان حفاظت محيط زيست در پروژه های عمرانی و اقتصادی مد نظر قرار گيرد. محيط زيست يك بخش نيست بلكه يك نگاه است. محيط زيست مانعی برای توقف رشد صنعت و يا راه نيست. با وجود همه سختگيری های ما بخش صنعت در سال گذشته 11 درصد و بخش راه ده درصد رشد داشته است. ولی بخش هايی است كه سازمان روی آن مراكز به شدت حساسيت دارد و نمی تواند از آن بخش بگذرد. البته تالاب انزلی يك مشكل عمده ديگر هم دارد و آن هم ورود فاضلاب های شهری به تالاب بندر انزلی است. طرح هايی برای توقف آن در دست اجرا است ولی همچنان معضل تخليه فاضلاب وجود دارد كه همين مواد منجر شده تا تالاب انزلی با شرايط محيطی خاصی مواجه شود. در اين خصوص با كارشناسان ژاپنی صحبت هايی شده و قرار است با مشاركت آنها طرح هايی برای نجات تالاب انزلی پياده شود.

مديريت چنين سازمان پربيننده ای سخت نيست؟

چرا، اين حوزه بسيار حوزه پربيننده و پرچالشی است. اگر قرار باشد خنثی و بی تفاوت باشيم كه متاسفانه در برهه ای اين طور بوده، چندان سخت نيست. ولی اگر سازمان قصد كند تاطبق قانون وظايف خودش را انجام دهد و با ديگر سازمان ها و مراكز برای حفظ محيط زيست ايران به چالش بيفتد قطعا سخت خواهد بود.


9/3/82: كارشناس ارشد محيط زيست: به دنبال انتشار برخی گزارشات مبنی بر وجود مواد راديواكتيو در دريای خزر، احتمال تخليه ضايعات اتمی در اين دريا قوت گرفت. اخيرا در محافل علمی، شايعاتی مبنی بر ضايعات اتمی توسط روسيه و آذربايجان و احتمالا قزاقستان در دريای خزر مطرح شده است كه با توجه به اين كشورها، جمعيت زيادی در ساحل دريا ندارند، بنابراين فارغ از هرگونه احساس مسئوليت، احتمال می رود كه با دريافت مبلغ هنگفتی از كشورهای اروپايی چنين كاری كرده باشند.

6/3/82: معاون محيط زيست طبيعی سازمان حفاظت محيط زيست: مديريت فعلی بر جنگل ها توفيقی در حفظ و توسعه جنگل ها نداشته است. توجه به شاخص ها نشان می دهد كه جنگل های شمال از نظر كمی و كيفی پسرفت داشته است.

6/3/82: معاون محيط طبيعی و تنوع زيستی سازمان حفاظت محيط زيست: 24 درصد پستانداران ايران در معرض انقراض هستند. همچنين 7 درصد ماهيان، 5 درصد خزندگان، 3/4درصد پرندگان و ده درصد دوزيستان كشور در حال انقراض هستند.

5/3/82: مديركل هماهنگی و پيگيری امور شوراهای وزارت كشور: سرمايه های ملی زمين و محيط زيست طبيعی با تفاهم برخی اعضای شوراها و مسئولان به تاراج رفته و تبديل به اماكن مسكونی و تجاری و سبب درآمد ميلياردی برای برخی شده است.

3/3/82: رئيس سازمان حفاظت محيط زيست: براساس مصوبه بيست و سومين جلسه شورای عالی حفاظت زيست هرگونه بهره برداری از جنگل های فاقد طرح های بهره برداری و حدود 900 هزار هكتار جنگل های هيركانی (خزر) منتفی شد.

3/3/82: اتومبيل های پرمصرف فرسوده و خراب موجب توليد انواع آلاينده ها از جمله منواكسيد كربن می شوند.

1/3/82: معاون محيط طبيعی و تنوع زيستی سازمان حفاظت محيط زيست: تنوع زيستی غنی ايران به دليل ضعف مديريت بخش منابع طبيعی و محيط زيست به شدت در حال نابودی است. همچنين ضعف بنيادين سياست های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی منجر به از دست رفتن منابع ارزشمند ژنتيك و نيز تخريب زيستگاه های طبيعی كشور شده است.

31/2/82: معاون محيط طبيعی و تنوع سازمان حفاظت محيط زيست: انقراض گياهان كشور رشدی 550 درصدی داشته است.

29/2/82: يك كارشناس محيط زيست: 65 درصد زباله های شهری كشور به صورت غيربهداشتی دفن می شوند.

24/2/82: رئيس كميسيون اصل 90: عدم تعادل در اقتصاد و مديريت ضعيف موجب شده است كه حل مشكل آلودگی هوا از عهده سازمان ها خارج باشد. شكايت از آلودگی ها از دوره پنجم مجلس شورای اسلامی مطرح شد و در دوره ششم رئيس كميسيون بخش اقتصادی مسئله را پيگيری كرد.

24/2/82: عضو كميسيون اصل 90: برای مبارزه با آلودگی هوای تهران متولی وجود ندارد يا اگر دارد با اقتدار عمل نكرده و نتوانسته دستگاه های مرتبط با بحث مبارزه با آلودگی هوای تهران را زير چتر مديريتی خود هماهنگ كند.

22/2/82: مديركل دفتر زيستگاه و امور مناطق سازمان حفاظت محيط زيست: روند بيابان زايی، تالاب های باارزش كشور كه اكثرا در مناطق بيابانی قرار دارند را تهديد می كند.

15/2/82: يكی از پرسنل اداره منابع طبيعی استان فارس حين درگيری با تخريب كنندگان عرصه های منابع طبيعی جان خود را از دست داد.

14/2/82: قلم سبز ايران: بنا بر تحقيقات انجام شده، 75 درصد پيكان و 47 درصد خودروهای غيرپيكانی كه برگه معاينه معتبر دارند، CO يا HC را بيش از حد مجاز منتشر می كنند.

7/2/82: رئيس اداره حفاظت محيط زيست سرخس: تنها قرقاول نادر بال نقره ای جهان به دليل تخريب زيستگاه ها از سرخس ايران به تركمنستان مهاجرت كرد.

تخريب زيستگاه اين پرنده در جنگل جهانبانی، از بين رفتن باغات آستان قدس رضوی و تبديل آن به اراضی كشاورزی بدون توجه به حفاظت های زيست محيطی سبب مهاجرت اين پرنده نادر به زيستگاه مشابه خود در آن سوی مرز واقع در جنگل بكر تركمنستان شده است.

7/2/82: قلم سبز ايران: به گزارش سازمان بهينه سازی مصرف سوخت كشور، استقرار حدود 8600 صنعت از انواع گوناگون در تهران باعث شده كه حدود 40 درصد آلودگی هوای تهران به اين صنايع نسبت داده شود. در محدوده تهران بزرگ 50 واحد صنعتی شيميايی وجود دارد كه حدود 21 درصد از كل صنايع كشور است.

5/2/82: مديركل محيط زيست استان تهران: مشكل فاضلاب مجتمع آتی ساز و هتل آزادی هنوز حل نشده است. به دليل اين مشكل، مجتمع های مذكور اخطاريه زيست محيطی دريافت كرده اند. در صورتی كه نتايج آزمايشات فاضلاب اين دو مجتمع با استاندارد مطابقت نداشته باشد، عليه هيأت مديره آتی ساز و هتل آزادی اعلام جرم می شود.

1/2/82: مديركل دفتر محيط زيست وزارت صنايع: به طور متوسط سالانه دو هزار تن مواد زائد صنعتی در كشور توليد می شود.

1/2/82: يكی از مسئولان وزارت راه: تعداد خودروهای كشور هر 8سال يك بار دو برابر می شود و اكنون بالغ بر 6 ميليون خودرو در كل كشور تردد می كند. اين در حالی است كه راه های زمينی كشور هر 80 سال يك بار دو برابر می شود.

1/2/82: عضو انجمن حمايت از حيوانات: طبق آيين نامه شكار ويژه كه توسط سازمان حفاظت محيط زيست تنظيم شده است برای مقامات عالی رتبه كشورهای خارجی در ايران مجوز شكار صادر می شود. اين آيين نامه دارای تبصره ای است كه شكار حيوانات حمايت نشده را بدون رعايت سهميه و اعمال محدوديت بلامانع اعلام كرده است.


سينا قنبرپور: در حالی كه فقط يك ساعت تا انجام مصاحبه همشهری با مدير كل مبارزه با مفاسد اجتماعی نيروی انتظامی باقی مانده بود تماس تلفنی مسئول دبيرخانه اطلاع رسانی ناجا خبر از لغو اين گفت وگو داد. گوينده دليل لغو مصاحبه ياد شده را چاپ گزارشی تحت عنوان «آزموده تجديدی» در شماره پنج شنبه همشهری كه به ماجرای ممنوعيت فروش نوعی مانتو توسط اتحاديه پوشاك پرداخته بود، دانست و افزود: «آقايان تصميم گرفته اند مصاحبه های شما (نگارنده) را با ناجا لغو كنند. تلاش برای مشخص شدن نام «آقايان» البته بی نتيجه ماند تا باز هم سوالات قبلی برای خبرنگار و گزارشگری كه به طور تخصصی در زمينه پليس كار می كند پررنگ تر شود. اين اتفاق در حالی روی می داد كه لااقل طی چند سال اخير واژه «تعامل» ورد زبان فرمانده پليس كشور بوده و همواره سخن از مشاركت های مردمی بين پليس و مردم محور پيام سردار قاليباف بوده است. اما برحسب تعهد و قولی كه به دفتر مدير كل مبارزه با مفاسد اجتماعی ناجا داده بوديم تماسی با آنجا گرفتيم تا به هر جهت موضوع را بلاتكليف نگذاريم كه با كمال تعجب شنيديم: «جناب سرهنگ مطلب روز پنج شنبه شما را خوانده اند. اين مطلب برعليه ناجا نوشته شده و به همين دليل مصاحبه را لغو كردند.» «جناب سرهنگ» مدير كل مبارزه با مفاسد اجتماعی ناجا بود و با اين پاسخ دفتردار وی سوالی پيش روی ما قرار گرفت كه اولا گزارش آزموده تجديدی در كدام قسمت خود برعليه پليس نوشته شده است؟ سردار محمدباقر قاليباف به عنوان فرمانده پليس كشور همواره سخن از «تعامل» برای برقراری امنيت و توليد امنيت به عنوان يك فرآيند اجتماعی به واسطه «نگاه جامعه محور» پليس به ميان آورده اند كه نمونه هايی از اين دست سخنان با ذكر مأخذ در همان گزارش هم قابل رويت بود. قطعا ايشان كه حرفشان سياست كلی پليس را نمايان می كند هم تصديق می كنند سخن از تعامل گفتن يعنی برقراری ارتباطی دوسويه. مشاركت هم در قبال برقراری چنين ارتباطی ميسر می شود.

اگر سردار قاليباف به عنوان سكاندار پليس كشور از چنين سياستی حمايت می كند قطعا تمام فرماندهان اين سازمان و نيرو نيز بايد مجری آن باشد. از سوی ديگر در گزارش «آزموده تجديدی» تماما پليس و به خصوص خود سردار قاليباف خطاب قرار گرفته است بنابراين اتخاذ تصميم لغو مصاحبه از سوی يك مديركل و تشخيص له يا عليه ناجا نوشته شدن مطلب كاملا بی موضوع است. اگر به ياد داشته باشيم كه سردار قاليباف در سخنان خود بر تخصصی شدن پليس هم تأكيد كرده است بايد يادآور شويم كه تشخيص له يا عليه نگاشته شدن مطلب از عهده مدير كل مبارزه با مفاسد اجتماعی ناجا خارج و برعهده خبره اين كار است كه البته به دستور مقام معظم رهبری مسئوليت اين مهم برعهده كارشناسان ناجا در سازمان عقيدتی سياسی است. با اين وصف اگر مدير كل محترم مبارزه با مفاسد اجتماعی ناجا چنين تلقی داشته اند جای بسی تعجب و افسوس است كه مسئول دبيرخانه اطلاع رسانی ناجا بدون مطالعه مطلب و بدون توجه به حرفه اطلاع رسانی در تماسی عجولانه خبر لغو مصاحبه های ما با ناجا را دادند.

بدين ترتيب اقدام به لغو مصاحبه های ما با ناجا در حالی كه پس از ماه ها سرگردانی بين روابط عمومی و مركز اطلاع رسانی ناجا در حال شدن بود، سياست «تعامل» ناجا را مورد ترديد قرار می دهد. لغو مصاحبه يعنی لغو گفت وگو و لغو گفت وگو يعنی خط بطلان كشيدن بر ارتباطی دو سويه كه سردار قاليباف آن را سرلوحه عملكرد پرسنل اش عنوان كرده است زيرا با قطع گفت وگو و ارتباط، ديگر تعاملی باقی نمی ماند تا به توليدی اجتماعی بينجامد. از سوی ديگر تاب و تحمل نداشتن برای شنيدن انتقاد در مجموعه ای كه می خواهد براساس مشاركت های مردمی به پيش برود، سرانجامی جز تنزل جايگاه در نزد عموم نخواهد داشت.

با اين توضيحات بهتر است سوالاتی كه همواره در پی سردرگمی كار با مجموعه ناجا پيش آمده را دوباره مرور كنيم: 1) مرجع تشخيص له يا عليه بودن يك مطلب در نيروی انتظامی كجاست؟ 2) اگر سخن از تعامل و مشاركت مردمی و نگاه جامعه محور به ميان می آيد، آن هم از سوی عالی ترين فرمانده و پليس، لغو مصاحبه های يك گزارشگر و خبرنگار شناخته شده چه معنايی می يابد؟ 3) آيا «اطلاع رسانی تاكتيكی» كه ابتكار جديدی در نيروی انتظامی به معنای چنين برخوردهايی با اصحاب جرايد است؟ 4) آيا بستن باب گفت وگو خود «آزموده تجديدی» ديگری نيست كه سال ها نتيجه نداد و سردار محمدباقر قاليباف در نتيجه آن چنين سياستی را به كار بست كه نگاه پليس در آن از «تهديد محور» به «جامعه محور» تغيير يابد؟ بنابراين پيش از هر اقدام ديگری انجام مصاحبه با مدير كل مبارزه با مفاسد اجتماعی ناجا و ديگر مصاحبه های هماهنگ شده می تواند زمينه را برای گفت وگو و شنيدن و انعكاس نظرات فرماندهان پليس و... باز كند تا در اين ميان سوالات ما هم پاسخ مطلوب خود را بيابند.


پايان اعتصاب غذا

عباس امينی، يك فرد كرد ايرانی كه در انگلستان زندگی می كند و دهان، چشم ها و گوش هايش را در اعتراض به آنچه رفتار غيرانسانی مقامات بريتانيا با پناهجويان می خواند، دوخته است، با پايان دادن به اعتصاب غذای خود موافقت كرده است. عباس امينی كه 33 ساله است، پنج شنبه گذشته پس از آنكه دولت بريتانيا با ماندن وی در اين كشور مخالفت كرد، دست به اعتصاب غذا زد. اكنون موضوع ماندن وی در بريتانيا حل شده و او می تواند در اين كشور بماند. وی اكنون بخيه های دهان، چشم ها و گوش هايش را باز كرده اما می خواهد به تلاش خود برای رفتار بهتر مقامات بريتانيا با پناهجويان در اين كشور ادامه بدهد. دوستان و حاميان امينی، وی را از خانه اش در ناتينگهام به پاركی در آن نزديكی آوردند. يك پرستار در مقابل ميكروفن ها و دوربين های تلويزيونی و بر روی نيمكتی در پارك، نخ آبی رنگ بخيه را از لب، چشم ها و گوش های او شكافت. عباس امينی مجبور بوده به مدت دو سال برای رسيدگی به پرونده تقاضای پناهندگی اش صبر كند و اخيرا نيز كمك هزينه هايی كه به او داده می شد، قطع شد. سه هفته قبل، دادگاهی رأی داد كه وی واجد شرايط پناهندگی است اما دولت بريتانيا با اين حكم مخالفت كرد. تهديد اخراج شدن از بريتانيا، عباس امينی را نااميد كرد. وی به مدت يك هفته از خوردن غذا، نوشيدن آب و حتی خوردن داروهای مسكن خودداری كرد. يكی از سخنگويان فدراسيون بين المللی پناهجويان ايرانی مدعی است كه پناهجويان در بريتانيا اغلب با بی خانمانی، گرسنگی و فلاكت روبه رو هستند و اين ناشی از كوتاهی های دولت است. اكنون يك دادگاه مستقل با تصميم دولت بريتانيا در مورد عباس امينی مخالفت كرده و به خلاف آن رأی داده است. دوستان عباس امينی از وی خواستند به اعتصاب غذای خود پايان دهد اما او می گويد آنقدر به مبارزه اش ادامه می دهد تا با پناهجويان مثل انسان ها رفتار شود.

انتقاد بهداشت جهانی از سينما

سازمان بهداشت جهانی به مناسبت روز جهانی عدم مصرف دخانيات (31 مه) از دست اندركاران صنعت سينما و مد، خواست از بخشيدن جلوه شكوهمندانه به عادت مصرف دخانيات خودداری كنند. اين سازمان دست اندركاران صنعت سينما و مد را در تشويق جوانان به مصرف دخانيات مقصر دانسته و اغلب آثار سينمايی خلق شده در صنعت سينمای آمريكا و هند را مشوق مصرف مواد مخدر قلمداد كرده است. آمارهای اين سازمان از مرگ حدود 5 ميليون نفر طی سال گذشته بر اثر مصرف مواد مخدر حكايت می كند كه احتمال دو برابر شدن اين ميزان ظرف هفده سال آينده مطرح است. اين سازمان به تازگی كنوانسيونی بين المللی در مورد مهار دخانيات تدوين كرده كه نخستين پيمان بين المللی عليه مصرف مواد مخدر است. اين در حالی است كه گزارش های مطبوعات ايران از افزايش مصرف دخانيات در گروه سنی پانزده تا بيست و پنج ساله حكايت می كند. بنا بر آمارهای رسمی در ايران، شصت درصد افراد در سنين چهارده تا پانزده سالگی به مصرف سيگار روی می آورند.

مبارزه با هرزنامه

يك شركت فعال در زمينه فيلترگذاری در اينترنت اعلام كرده است كه بيش از نيمی از مجموعه نامه های الكترونيكی (ای ميل) جابه جا شده در اينترنت، پيام های ناخواسته تبليغاتی هستند. اين شركت، به نام «مسج لبز» (Message Labs) دريافته است كه پنجاه و پنج درصد از پيام های الكترونيكی كه در ماه مه بررسی شده اند، «هرزنامه» بوده اند. اين نسبت در ماه آوريل 40 درصد بود. به تازگی تحقيقی نشان داده كه هرزنامه ها پس از ترافيك و ساعات كار طولانی، از عوامل استرس آور اصلی برای افراد شاغل در بريتانيا است. خبر بد اينكه تعداد اين نامه ها به جای اينكه رو به كاهش بگذارد، در حال افزايش است. شمار روزافزون اين نامه های تبليغاتی شركت های بزرگی مانند «ای او ال» و «ام اس ان» را بر آن داشته تا برنامه هايی برای حذف آنها عرضه كنند. شركت ای اوال تا حدی در اين زمينه موفق بوده است. در ماه دسامبر اين شركت از شركت ديگری كه حدود يك ميليارد نامه الكترونيكی ناخواسته برای مشتريان ای اوال فرستاده بود، مبلغ هفت ميليون دلار غرامت دريافت كرد. دولت ها هم به مبارزه با هرزنامه ها پيوسته اند. قرار است در ماه اكتبر امسال اتحاديه اروپا ارسال اين نوع نامه ها را در كشورهای عضو غيرقانونی اعلام كند. بريتانيا هم قرار است تا ماه اكتبر، در تلاش برای محدود كردن هرزنامه ها، قوانين سخت تری در زمينه استفاده از مشخصات فردی افراد وضع كند.

سنگاپور و خروج از سارز

سازمان بهداشت جهانی اعلام كرده است كه سنگاپور را از فهرست مناطق آلوده به بيماری سارز خارج خواهد كرد. اطلاعيه سازمان بهداشت جهانی در پی گزارش مقامات بهداشت سنگاپور صادر شد حاكی از اينكه در خلال بيست و يك روز اخير هيچ مورد جديد ابتلای به سارز در آن كشور ديده نشده است. به گفته سازمان بهداشت جهانی، اقدامات جدی سنگاپور در مبارزه با سارز باعث شد تا زنجيره گسترش بيماری از طريق سرايت به افراد سالم شكسته شود. اين سازمان اقدامات دولت سنگاپور را بهترين نمونه از برخوردی شفاف و سريع با سارز توصيف كرده است. با اين همه، از مقامات بهداشت سنگاپور خواسته شده كه همچنان به مراقبت های خود ادامه دهند. در آن كشور، سی و يك نفر در اثر ابتلای به اين بيماری جان خود را از دست داده اند. حذف نام سنگاپور از فهرست مناطق آلوده هم زمان با انتشار گزارشی صورت گرفت كه براساس آن، به نظر می رسد از سرعت گسترش سارز در منطقه شرق آسيا به طور كلی كاسته شده است.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو