Persian Archive

«كن چه جور جايی است؟ اين از آن سوال هاست كه آدم فكر می كند می شود خيلی سريع جوابش را داد. ولی نمی شود، چون واقعا سوال سختی است. خب، كن هم جايی است مثل همه جاهای ديگر، با اين تفاوت كه يك مقدار روشنفكری در فضايش هست. به نظرم كفايت می كند، نه؟» «كويينتين تارانتينو» كارگردان خوش قريحه سينمای آمريكا، اين حرف ها را در حالی می زند كه امسال مجال رفتن به كن را نيافت. تازه ترين (و در واقع چهارمين) فيلم بلند او «بيل را بكش» تمام نشد و فرصتی پيش نيامد تا فيلمش در كنار باقی فيلم های بخش مسابقه به نمايش درآيد و يكی از نامزدها و شايد برنده نخل طلا شود. «تارانتينو» اين حرف ها را در روزهای پايانی كن زد، فيلم ها تقريبا به نمايش درآمده بودند، اما استقبال عمومی آن گونه كه بايد نبود. فيلم ها انگار به روال سابق نبودند و جز دو سه فيلم، بقيه رغبتی را برای ديدن برنمی انگيختند. هيچ اتفاق خاصی نيفتاد. كسی حرف مهمی نزد و تماشاگران حرفه ای اين جشنواره، زياد از حد كف نزدند. همه، ساكت، به پرده سفيد زل می زدند و چشم می دوختند به فيلم ها و تصويرهايی كه هيأت انتخاب از ميان دو هزار و چهارصد و نود و هشت فيلم انتخاب كرده بودند. پنجاه و دو فيلم از بيست و چهار كشور انتخاب شد و به نمايش درآمد. پنجاه و ششمين دوره جشنواره كن شباهت زيادی به دوره های قبل نداشت، اما در يك چيز با آنها مشترك بود: غافلگيری! امسال هم در كمال حيرت و تعجب، جايزه به فيلمی داده شد كه هيچ كس فكرش را نمی كرد. در جشنواره كن اگر همه چيز تغيير كند باز هم عنصر غافلگيری سر جايش خواهد ماند. اين هم نشانه ای است برای آنكه باور كنيم مديران كن قاطعانه روی حرفشان ايستاده اند...


اتحاد شوروی زمانی به كشوری ناكارآمد تبديل «شد» و فروپاشيد كه خواست خود را در سيستم جهانی ادغام كند، يعنی خواست از مرحله مدرن سازی به مرحله پسامدرن گذر كند. به بيان ديگر، گذار به سيستمی كه بازدهی توليدی اش بسيار بالاتر از مدار توليدی خودش بود. می توان گفت كه شوروی و اقمارش تحت فشار جاذبه های فرهنگی (مصرف گرايی، فنون جديد كامپيوتری و...) و به واسطه رقابت شديد در عرصه های نظامی ـ فنی (كه بدهی ها را نيز بايد بدان افزود) و اشكال تشديد شده همزيستی تجاری تضعيف شدند. در حالی كه تا آن زمان منزوی و در منطقه گردابی خود در زير گنبدی ايدئولوژيك و اجتماعی ـ اقتصادی محبوس بودند و حالت فضانوردانی را داشتند كه بدون احتياط، بدون حفاظ و بدون استفاده از ماسك درها را باز كردند و خود و نهادهايشان را در معرض فشارهايی بسيار زياد قرار دادند كه مشخصه جهانی خارج بود. . . اين نتيجه در واقع همان هشدار پيشگويانه والرشتاين را تأييد می كند كه می گويد: بلوك شوروی با وجود اهميتش يك نظام بديل را در برابر سرمايه داری ارائه نمی كند، بلكه فقط يك فضای ضدسيستمی است يا جزيره ای در اين سيستم...


بخش اول مصاحبه با دكتر معصومه ابتكار رئيس سازمان حفاظت محيط زيست پيرامون مسائل زيست محيطی ايران در شماره گذشته چاپ شد، بخش دوم و پايانی را پيش رو داريد.

چندی پيش خانم كديور به عنوان عضو كميسيون اصل 90 اعلام كردند مبارزه با آلودگی هوای تهران متولی ندارد و اگر هم متولی وجود داشته باشد، با اقتدار عمل نكرده و نتوانسته دستگاه های مرتبط را با بحث آلودگی زير چتر مديريتی خود هماهنگ كند.

البته كميسيون اصل 90 تاكنون سه جلسه بحث آلودگی هوای تهران را داشته اند كه من در هيچ كدام از اين جلسات خانم كديور را نديدم. شايد به همين دليل ايشان درجريان دقيق جلسات نباشند. ما برای همين هماهنگی و حل و فصل چالش های مديريتی و فنی و مباحث اعتبارات، تقريبا از حدود سه سال پيش برنامه ای تدوين كرديم تا كميته اجرايی كاهش آلودگی هوای تهران هر دو هفته يك بار جلسه ای در سازمان حفاظت محيط زيست داشته باشيم. دستگاه های مرتبط بسيار جدی شركت می كنند. اصلا بحث اين نيست كه متولی خاصی وجود داشته باشد بلكه بحث هماهنگ كننده و ضابطه گذاری است و ما در اين خصوص فقط ضابطه گذار هستيم. در هر حال در مقايسه با شرايطی كه در كشور وجود دارد اعم از مبحث اعتباری و فنی و عدم هماهنگی كه بعضا به دليل كمبودها و نارسايی ها وجود داشته، يكسری از نارسايی ها دور از اجتناب نيست. ما تاكنون نزديك به 120 جلسه داشته ايم و در اين جلسات خيلی خوب موفق شده ايم تا ذهن مديران را نسبت به مسائل موجود حساس كنيم. همين مسئله به شدت وقتی گير است. من نمی خواهم حرف خانم كديور را نقد كنم. قطعا ما هم كمی ها و كاستی هايی داريم اما كار، كار بين بخشی است و همه دستگاه ها با يكديگر مشاركت دارند...


جورج سورس، سرمايه گذار مشهور آمريكايی، به گفته خودش ديگر دلار می فروشد و به جای آن ساير ارزهای معتبر را می خرد. اين ميلياردر آمريكايی كه مجاری الاصل است و در سال 1930 به دنيا آمد درگذشته سرمايه گذاری های متعددی در جهان هماهنگ با سياست های ايالات متحده داشت. حالا رويگردانی وی از دلار شايد يك اتفاق سمبليك هم محسوب بشود. اظهارات سورس خود به تنهايی نقش به سزايی در افزايش بی سابقه ارزش يورو در قبال دلار داشت. سورس در گفت وگويی با شبكه آمريكايی CNBC اظهار داشت: «بايد اين موضوع را اعلام كنم كه اكنون موضع صريحی را در قبال فروش دلار اتخاذ كرده ام. علت آن است كه من هر چيزی را كه وزير خزانه داری به من بگويد اجرا می كنم.» سورس به اظهارات اخير جان اسناو، وزير خزانه داری ايالات متحده استناد كرد. اسناو گفته بود كه آمريكا از سياست «دلار قوی» روی می گرداند. سورس می گويد اظهارات اخير اسناو را اشتباه می داند، اما از آنها پيروی می كند. به اعتقاد وی سخنان جديد اسناو نوعی تلاش سرسختانه برای تحريك اقتصاد آمريكا به بهای ضرر ساير كشورهاست: «اين سياست درواقع پيروی از اصل سنت فلوريان1 محسوب می شود. عملكرد اسناو غيرمسئولانه است.» پس از پخش مصاحبه سورس قيمت يورو به سطح مربوط به ژانويه سال 1999 يعنی زمان اولين ارزش گذاری رسمی يورو رسيد. سورس در سال 1992 عليه پوند انگلستان اقدام كرد و اين واحد پولی را با هدايت خريد و فروش های ارز تحت فشار قرار داد. از آن زمان به بعد سورس لقب «مردی كه بانك مركزی انگلستان را متلاشی می كند» به خود گرفت. اگر چه اكنون نفوذ سورس در بازارهای ارز نسبت به گذشته كاهش يافته است اما هنوز هم بسياری از دلالان ارز و سرمايه گذاران جرأت نمی كنند با نظرات وی مخالفت كنند...


من با صراحت اعلام می كنم. من جمع دريافتی را گفته ام. مصوب هم می كردم. با دعوا هم مصوب می كردم. كسی نمی آيد قربان صدقه امير عابدينی برود. همين آقای ميرزايی می نشست كنار آقای محلوجی می گفت اگر من 30 سال ديگر به عمر كاری ام اضافه شود و هر 30 سال ديگر كارمند رتبه عالی دولت باشم، اين قدر هم به حقوقم اضافه شود، به پول امروز فلانی نمی رسم. محلوجی هم حساب كتاب می كرد كه آره فلان بازيكن هم 63 كيلو است و 63 ميليون دلار قراردادش است. می شود كيلويی يك ميليون دلار. ما خدمات يك فوتباليست را از 23 تا30 سالگی در اختيار می گيريم، اين كل قدرت درآمدزايی اش همين 7 سال است. ممكن است كه در كار تجاری موفق شوند...



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو