|

ترجمه عباس فتاح زاده: جورج سورس، سرمايه گذار مشهور آمريكايی، به گفته خودش ديگر دلار می فروشد و به جای آن ساير ارزهای معتبر را می خرد. اين ميلياردر آمريكايی كه مجاری الاصل است و در سال 1930 به دنيا آمد درگذشته سرمايه گذاری های متعددی در جهان هماهنگ با سياست های ايالات متحده داشت. حالا رويگردانی وی از دلار شايد يك اتفاق سمبليك هم محسوب بشود. اظهارات سورس خود به تنهايی نقش به سزايی در افزايش بی سابقه ارزش يورو در قبال دلار داشت. سورس در گفت وگويی با شبكه آمريكايی CNBC اظهار داشت: «بايد اين موضوع را اعلام كنم كه اكنون موضع صريحی را در قبال فروش دلار اتخاذ كرده ام. علت آن است كه من هر چيزی را كه وزير خزانه داری به من بگويد اجرا می كنم.» سورس به اظهارات اخير جان اسناو، وزير خزانه داری ايالات متحده استناد كرد. اسناو گفته بود كه آمريكا از سياست «دلار قوی» روی می گرداند. سورس می گويد اظهارات اخير اسناو را اشتباه می داند، اما از آنها پيروی می كند. به اعتقاد وی سخنان جديد اسناو نوعی تلاش سرسختانه برای تحريك اقتصاد آمريكا به بهای ضرر ساير كشورهاست: «اين سياست درواقع پيروی از اصل سنت فلوريان1 محسوب می شود. عملكرد اسناو غيرمسئولانه است.» پس از پخش مصاحبه سورس قيمت يورو به سطح مربوط به ژانويه سال 1999 يعنی زمان اولين ارزش گذاری رسمی يورو رسيد. سورس در سال 1992 عليه پوند انگلستان اقدام كرد و اين واحد پولی را با هدايت خريد و فروش های ارز تحت فشار قرار داد. از آن زمان به بعد سورس لقب «مردی كه بانك مركزی انگلستان را متلاشی می كند» به خود گرفت. اگر چه اكنون نفوذ سورس در بازارهای ارز نسبت به گذشته كاهش يافته است اما هنوز هم بسياری از دلالان ارز و سرمايه گذاران جرأت نمی كنند با نظرات وی مخالفت كنند.
البته اين تنها سورس نيست كه از سياست های اقتصادی ايالات متحده انتقاد می كند، بسياری از ثروتمندان ديگر نيز معتقدند روش موجود اشتباه است. وارن بوفت كه مجله فوربس وی را در ليست جديد خويش به عنوان دومين مرد ثروتمند دنيا مطرح كرده، از جمله چنين افرادی است. او كه خود يكی از بزرگترين نفع برندگان از برنامه های دولت بوش برای كاهش ماليات ها محسوب می شود، در مقاله ای در واشنگتن پست به انتقاد شديد از عملكرد اقتصادی كاخ سفيد می پردازد. بوفت در مقاله خود به شيوه خاص خويش يادآوری می كند كه شرايط جديد موجب می شود تا او و خانم منشی وی هر دو يك اندازه به صندوق دولت پول واريز كنند. اين ميلياردر آمريكايی در بخشی ديگر از مقاله خويش می نويسد: «پس از اتمام اصلاحات ميزان ماليات تنها به 3 درصد می رسد. اين رقم كم است. در آن زمان ديگر حتی منشی من ده برابر بيش از خودم ماليات خواهد پرداخت و اين واقعا غيرعادلانه است.» پيشگوی اهل شهر اوماها (شهری در آمريكا) اين استدلال را كه كاهش ماليات بر سود سهام می تواند موجب تحرك اقتصاد شود، «بی معنی» می داند. بوفت در ادامه مقاله خود می نويسد: «جورج بوش پدر در دوران رياست جمهوری خود سياست های اقتصادی ای شبيه عملكرد فعلی دولت را اقتصاد مبتنی بر تفكرات ودو2 می ناميد.» وارن بوفت و جورج سورس هر دو معتقدند دولت بوش به لحاظ اقتصادی هيچ ثمری ندارد. جورج سورس در تاييد ديدگاه بوفت می گويد: «برنامه اقتصادی دولت تنها موجب عقبگرد اقتصادی و تقسيم درآمدها بين ثروتمندان می شود.» خيلی ها می گويند جان اسناو، وزير خزانه داری آمريكا، و هانس آيشل، وزير دارايی آلمان، در هنگام گفت وگو با يكديگر می توانند به سرعت به موضوع مشتركی دست پيدا كنند: موضوع كاهش ماليات ها.
گفته می شود كه در سال ميلادی جاری خلاء بودجه آمريكا به ركورد 300 ميليارد دلار خواهد رسيد. بوش و دولت وی از كنگره خواسته اند تا سقف مجاز بدهی دولت را افزايش دهد. اگرچه پارلمان سقف مذكور را در ژوئن 2002 به 4/6 تريليون دلار افزايش داد، اما باز هم اين رقم كافی نيست. هفته هاست كه كارمندان اسناو هر ترفندی به كار می بندند تا شرايط دولت را با چارچوب های موجود برای بدهی ها همچنان هماهنگ نگه دارند. مجلس نمايندگان حداكثر بدهی را 984 ميليارد دلار ديگر افزايش داده است؛ با اين حال تصميم مذكور بايد به تاييد سنا برسد.
عادت به دلار ارزان
البته اين روزها حرف های زيادی زده می شود مبنی بر اينكه دولت آمريكا عمدا ارزش دلار را پايين نگه می دارد تا بدين ترتيب صادرات خويش را تقويت كند. بسياری می گويند كه چنين چيزی درست است، زيرا در ماه های آينده بوش مبارزات انتخاباتی را در پيش دارد و طبعا برای وی رشد اقتصادی بسيار بسيار مهمتر از دلار قوی خواهد بود. امروز هر حرفی كه سياستمداران می زنند جو موجود عليه دلار را دامن می زند (چنين شرايطی دو سال و نيم پيش در مورد يورو وجود داشت.) اگرچه يك دولت می تواند با انتشار بيانيه ای مطبوعاتی در كوتاه مدت تغييراتی را در ارزش دلار ايجاد كرده و روند كلی را متوقف ساخته يا تسريع كند، اما هيچگاه نمی تواند كل روند موجود را تغيير دهد. زيرا ارقام اساسی و كلی همگی در جهت حركت به سوی دلار ارزان هستند و بانك های مركزی كشورها نيز با نحوه خريدهای انبوه خويش آن را تقويت می كنند. مدت هاست كه «منطق اقتصاد» در جهت دلار ضعيف است. خلاء تجارت خارجی در آمريكا طی سال جاری به رقم سرسام آور چهار تا پنج درصد بازده اقتصادی كشور خواهد رسيد.
اواخر دهه نود بازيگران بازارهای مالی موضوع بيلان بازده آمريكا را به فراموشی سپردند. آنها اميدوار به «انفجار سود» توسط شركت های آمريكايی بودند و با طيب خاطر پولشان را در نيويورك و سواحل غربی خرج می كردند. گران شدن دلار را درواقع بايد بخشی از رشد حباب گونه اقتصاد آمريكا دانست. اكنون حباب تركيده است و بازارهای ارز به حالت عادی باز می گردد. تنها نكته تعجب آور آن است كه چطور شرايط بعضی مواقع خيلی دير و بعضی مواقع خيلی زود نرمال می شود. جهان و به خصوص اروپا بايد شرايط موجود را همانطور كه هست ببيند: صرفا روند نرمال و طبيعی شدن. اگرچه ارزش دلار امروز كم است، اما در مقام يك مقايسه تاريخی نمی توان آن را خيلی ارزان دانست. حتی رسيدن يورو به سطح 40/1 دلار هم در چارچوب مقتضيات اقتصادی چيز غريبی نيست. اگر بخواهيم چيزی را غيرطبيعی بدانيم آن چيز می تواند جمع شدن دلار گران و خلاء تجاری بالا در آمريكا باشد.
پی نوشت ها:
۱- سنت فلوريان: ناحيه ای تجاری است در ايالت «اتريش عليا» واقع در كشور اتريش كه به لحاظ سياست های اقتصادی دارای پيشينه ای تاريخی است. ۲- vodoo نام فرقه ای در كشور هائيتی كه دارای تفكرات مذهبی و ايدئولوژيك خاصی بودند. تفكرات آنها ملهم از تركيب انديشه های مسيحی با تصورات دينی رايج در آفريقا بود. بسياری آنان را دارای عقايدی شبه جادويی می دانند.
منابع: اشپيگل - زود دويچه سايتونگ |