Persian Archive

• اگر هيچ فيلی نميرد
• كتابخانه های ديجيتالی
• فضای بين سياره ای -۲
• هورمون درمانی زير سوال رفت
• دالی ديگری متولد شد
• در مسير باد
• باز هم پديده ای ديگر


ترجمه كاوه فيض اللهی: اين مقاله بخشی از كتاب «ايده خطرناك داروين» اثر دانيل دنت (D.Dennett)، استاد هنر و علم و مدير مركز پژوهش های شناختی در دانشگاه تافت است. همان طور كه او توضيح می دهد، ايده اصلی داروين خود تكامل نبود چرا كه چندين پژوهشگر ديگر از جمله پدربزرگ خودش عنوان كرده بودند كه گونه ها با گذشت زمان تغيير يافته و تكامل پيدا می كنند. سهم اصلی داروين تبيين فرايند مادی خاصی بود كه تكامل را به پيش می راند، فرايندی كه او نامش را انتخاب طبيعی گذاشت. دنت روايت می كند كه چگونه با خواندن مقاله مشهور توماس مالتوس درباره جمعيت، اين نظريه به داروين الهام شد.

پروژه داروين در كتاب «اصل انواع» را می توان به دو بخش تقسيم كرد: اثبات اينكه گونه های امروزی فرزندان اصلاح شده گونه های قبلی هستند ـ گونه ها تكامل يافته اند ـ و نشان دادن اينكه چگونه اين فرايند «امتداد نسل ها همراه با اصلاح» رخ داده است. اگر داروين بينشی از يك مكانيسم يعنی انتخاب طبيعی نداشت كه با آن اين دگرگونی تاريخی تقريبا باورنكردنی امكان پذير شود، احتمالا اين انگيزه را پيدا نمی كرد كه تمام شواهد مبنی بر قرائنی كه نشان می داد اين اتفاق واقعا افتاده است را گردآوری كند. امروزه به راحتی می توان اثبات مورد اول داروين ـ واقعيت تاريخی بی شعور امتداد نسل همراه با اصلاح ـ را كاملا مستقل از هر نوع تصوری از انتخاب طبيعی يا در واقع هر مكانيسم ديگری برای واقع شدن اين رويدادهای بی شعور تصور كرد، اما برای داروين ايده مكانيسم، هم پروانه شكاری بود كه لازم داشت و هم يك راهنمای خلال ناپذير برای طرح پرسش های مناسب. ايده انتخاب طبيعی خودش ابتكار بديع و معجزه آسای داروين نبود بلكه فرزند ايده های قديمی تری بود كه سال ها و حتی نسل ها با شور و حرارت مورد بحث و بررسی قرار گرفته بودند. در ميان اين ايده های مادر، از همه مهم تر بينشی بود كه داروين در اثر تامل درباره مقاله سال 1798 توماس مالتوس با عنوان «رساله ای در باب اصل جمعيت» به دست آورد.

مالتوس در آنجا استدلال كرد كه با فرض باروری اضافی در انسان، انفجار جمعيت و قحطی گريزناپذير هستند، مگر آنكه تدابيری جدی اتخاذ شود. نگاه تيره و تلخ مالتوسی به نيروهای اجتماعی و سياسی كه می توانند برای مهار پرجمعيتی انسان وارد عمل شوند، ممكن است طرز فكر داروين را به شدت تحت تاثير خود قرار داده باشد (و بدون ترديد حملات سياسی سطحی بسياری از ضدداروينی ها نيز از آن الهام گرفته اند)، اما ايده ای كه داروين از مالتوس وام گرفت، صرفا منطقی بود. به هيچ وجه ارتباطی با ايدئولوژی سياسی نداشته و می توان آن را در چارچوبی كاملا انتزاعی و كلی مطرح كرد. دنيايی را فرض كنيد كه در آن جانداران فرزندان بسياری توليد می كنند. از آنجا كه فرزندان، خودشان نيز فرزندان بسياری خواهند داشت، جمعيت مدام (با تصاعد هندسی) رشد می كند و رشد می كند تا آنكه به ناچار، دير يا زود ـ در واقع به طور شگفت آوری زود ـ بزرگ تر از آن می شود كه منابع موجود كفاف آن را بدهند (منابعی همچون غذا، جا و هر چيزی كه جانداران لازم دارند تا به قدر كافی زنده بمانند تا توليد مثل كنند). اين حادثه هر گاه رخ دهد، در آن مقطع ديگر تمام جانداران فرزند نخواهند داشت. بسياری از آنها بدون فرزند خواهند مرد. اين مالتوس بود كه اجتناب ناپذيری رياضی چنين روز مبادايی را در «هر» جمعيتی متشكل از توليد مثل كنندگان بلندمدت نشان داد ـ مانند انسان، جانوران، گياهان (يا، برای اين منظور، ماشين های شبيه ساز مريخی، گرچه چنين احتمالات خيال پردازانه ای توسط مالتوس مورد بحث قرار نگرفته است).

جمعيت هايی كه با كمتر از نرخ جانشينی توليد مثل می كنند رو به انقراض دارند مگر آنكه اين روند را معكوس كنند. جمعيت هايی كه طی دوره های زمانی طولانی جمعيت پايداری را حفظ می كنند، اين كار را با تثبيت در نرخی از اضافه توليد فرزند انجام می دهند كه با فراز و نشيب های پيش رو متعادل می شود. اين مسئله شايد برای مگس خانگی و ساير جاندارانی كه در مقادير كلان زادآوری می كنند آشكار باشد، اما داروين اين نكته را با محاسبه مخصوص به خودش بيان می كند: «گمان می شود كه توليد مثل فيل از تمام جانوران شناخته شده كندتر باشد و من اين رنج را بر خود هموار كردم كه حداقل نرخ افزايش طبيعی احتمالی آن را برآورد كنم. . . در پايان قرن پنجم 15 ميليون فيل زنده وجود خواهد داشت كه همگی از جفت نخستين حاصل شده اند» (اصل انواع، فصل سوم). از آنجا كه فيل ها ميليون ها سال است كه بر اين سياره زندگی كرده اند، می توان مطمئن بود كه تنها كسری از فيل هايی كه در هر دوره به دنيا می آيند فرزندانی از خويش بر جای می گذارند.

بنابراين، وضع عادی در مورد هر نوع توليدمثل كننده آن است كه در هر نسل بيشتر از آنچه به نوبه خود در نسل بعد توليدمثل خواهند كرد، فرزند توليد می شود. به عبارت ديگر، تقريبا هميشه زمانی برای شكسته شدن وجود دارد. در چنين شكستنی كدام والدين بالقوه، خواهند «برد»؟ آيا می توان آن را يك بخت آزمايی منصفانه دانست كه در آن هر جاندار برای آنكه جزو تعداد محدود توليدمثل كننده باشد، از شانسی برابر برخوردار است؟ در يك موقعيت سياسی، اين همان جايی است كه مضامين تبعيض آميز درباره قدرت، امتياز، بی عدالتی، خيانت، نبرد طبقاتی و امثال آنها مطرح می شوند، اما می توان سطح مشاهده را از زادگاه سياسی اش بالاتر برد و همانند داروين آن را به طور انتزاعی در نظر گرفت؛ آنچه در طبيعت روی می دهد ـ بايد بدهد. داروين به بينشی كه در مالتوس يافته بود، دو نكته منطقی ديگر افزود: نخست آنكه در روز سخت اگر تنوع معنی داری در ميان رقيبان وجود داشته باشد، آنگاه هر امتيازی كه بعضی از شركت كنندگان از آن برخوردار باشند به ناچار گروه توليدمثل كننده را در همان جهت سوق خواهد داد.

امتياز مورد بحث هر چقدر هم كه كوچك باشد، اگر در عمل يك امتياز باشد (و بنابراين از چشم طبيعت مطلقا پنهان نماند)، كفه ترازو را به نفع آنهايی كه از آن امتياز برخوردارند سنگين خواهد كرد. نكته دوم آن بود كه اگر «اصل محكمی برای وراثت» وجود داشته باشد ـ اگر فرزندان معمولا به والدين خود شباهت بيشتری داشته باشند تا به هم دوره های والدين خود ـ گرايش هايی كه توسط امتيازها ايجاد می شوند، هر چقدر هم كه جزيی باشند، با گذشت زمان تقويت شده و روندهايی را پديد می آورند كه می تواند به طور نامحدود گسترش يابد. «تعداد افرادی كه به دنيا می آيند از آن چه امكان زنده ماندن دارند بيشتر است. در حالت تعادل كوچك ترين انحراف تعيين خواهد كرد كه كدام فرد زنده خواهد ماند و كدام يك خواهد مرد، ـ كدام رقم يا گونه از نظر تعداد افزايش يافته و كدام يك كاهش خواهد يافت يا سرانجام منقرض می شود.» (اصل انواع، فصل پانزدهم)

آنچه داروين مشاهده كرد اين بود كه اگر شخص فقط به اين چند شرط كلی برای استفاده در وقت سخت نياز داشته باشد ـ شرايطی كه او می توانست در تأييد آنها شواهد فراوانی ارائه دهد ـ فرآيند حاصل «الزاما» در جهتی هدايت خواهد شد كه در آن افراد نسل های آينده معمولا در ارتباط با مشكلات محدوديت منابع، كه افراد نسل والدينشان با آنها روبه رو بوده اند، بهتر تجهيز شده باشند. اين ايده بنيادی ـ ايده خطرناك داروين، ايده ای كه اين همه بينش، آشفتگی، سردرگمی و نگرانی ايجاد كرده است ـ بنابراين عملا بسيار ساده است. داروين اين ايده را در پايان فصل چهارم اصل انواع در دو جمله بلند خلاصه می كند: «اگر طی دوره های زمانی طولانی و تحت شرايط متغير حيات، موجودات آلی دركل در چندين بخش از سازمان خويش تغيير می كنند و من گمان می كنم نمی توان در آن ترديد كرد؛ اگر در نتيجه افزايش تعداد بر اساس توان های هندسی بالا در هر گونه، در سنی، فصلی يا سالی، نزاعی شديد بر سر حيات در می گيرد، و قطعا نمی توان در اين ترديد كرد؛ آنگاه با در نظر گرفتن پيچيدگی بی كران وابستگی های تمام موجودات آلی به يكديگر و به شرايط وجودی شان كه موجب تنوعی بی كران در ساختار، تركيب و عاداتی می شود كه بر ايشان امتياز می آورد، فكر می كنم غيرعادی ترين واقعيت آن خواهد بود كه هيچ تنوعی در هيچ موجودی تاكنون برای بهزيستی خود آن موجود مفيد واقع نشده باشد، درست به همان شيوه كه بسياری از تنوع ها برای انسان مفيد واقع شده اند. اما اگر تغييراتی مفيد در يك موجود آلی رخ دهد، به طور حتم افرادی كه به آن صفت جديد مجهز باشند، بيش از همه شانس باقی ماندن در تنازع حيات را خواهند داشت؛ و بر اساس اصل محكم وراثت فرزندانی با همان صفت توليد خواهند كرد. اين اصل بقا است كه من آن را به اختصار انتخاب طبيعی ناميده ام. (اصل انواع، فصل چهارم) ايده بزرگ داروين اين است، نه ايده تكامل، بلكه ايده تكامل «به وسيله انتخاب طبيعی»، ايده ای كه او خود هرگز نتوانست آن را با دقت كافی جمع بندی كرده و تا حد جزئيات ثابت كند، گرچه به نحوی استادانه آن را معرفی كرده است.

Dennett, D.C. 1995. Darwins Dangerous Idea. Simon & Schuster

مكانيسم انتقال صفات جديد

رابرت هيزن و جيمز ترفيل: هيزن و ترفيل در اين متن كه از كتاب «موضوعات علم» برگزيده شده نشان می دهند كه چگونه پژوهشگران بعدی قطعه گمشده نظريه داروين يعنی DNA را پيدا كردند، آن رمز ژنتيكی كه به معنی واقعی كلمه نقشه حيات است. اكتشاف ژن ها، DNA و اينكه چگونه می توانند با گذشت زمان تغيير كنند و منجر به تنوع جسمانی در گياهان و جانوران شوند، به اثبات نظريه انتخاب طبيعی داروين كمك كرد. هيزن و ترفيل می نويسند: شكاف بزرگ موجود در نظريه داروين و هدف ساده ای برای منتقدان او، نبود هر نوع مكانيسم شناخته شده برای ايجاد و انتقال تنوع و صفات جديد بود. گرگور مندل و ژنتيك دانان بعدی هر يك بخشی از داستان را روشن كردند اما تا پيش از آنكه ساختار و كاركرد DNA معلوم شود، شيوه توليد تنوع روشن نشده بود. نسخه برداری از DNA هر چه قدر هم كه قابل اعتماد باشد، اشتباه رخ می دهد.آسيب های ناشی از پرتو X، تابش فرابنفش، گرما يا بعضی مواد شيميايی خاص، نرخ خطا را افزايش می دهند. با گذشت زمان بسياری از اين تغييرات كوچك كه جهش ناميده می شوند، به درون ژن می خزند.

بعضی از خطاها بی اهميت هستند و بدون هيچ تاثير مشخصی به فرزندان منتقل می شوند، بعضی از خطاها فاجعه آميز هستند و هر نوع احتمال پديد آمدن فرزند ماندگار را از بين می برند. بعضی از خطاها منجر به بيماری های ژنتيكی می شوند، به اين ترتيب كه در نتيجه آنها بخشی كوچك اما حياتی از ماشين شيميايی بدن از عملكرد صحيح خويش باز می ماند و به ندرت هرازگاهی يك خطای تصادفی منجر به صفت جديد و مطلوبی می شود كه به فرزند امتيازی اعطا می كند و انتخاب طبيعی آن صفت را در نسل های بعد گسترش می دهد. چنين تغييرات كوچكی در طول ميليون ها سال انباشته می شوند تا تبديل به تفاوت های عمده شوند. يكی از ژرف ترين بينش های داروين آن است كه حيات تكامل می يابد زيرا بسيار رقابتی است. تغييرات اتفاقی و جهش های تصادفی گاهی امتيازهايی به بار می آورند كه در قالب تكامل «غيرتصادفی» حفظ می شوند. گردن بلند در زرافه به اين ترتيب تكامل نمی يابد كه خود را می كشد تا به بلندترين شاخه ها برسد بلكه، انتخاب طبيعی زرافه هايی را برمی گزيند كه تصادفا اندكی بلندتر باشند. صفات هر كدام به طور تصادفی تغيير می كنند، اما طبيعت صفات را براساس شرايط انتخاب می كند.

Hazen, R.M. & Trefil, J.1991. Science Matters: Achieving Scientific Literacy. Doubleday


ترجمه عليرضا عبادتی: «مايكل كلر» رئيس كتابخانه دانشگاه استانفورد می گويد بزرگ ترين آرزوی او گذاشتن همه دانش پيشرفته بشری روی اينترنت است. اما دست يافتن به اين جاه طلبی و بلندپروازی مستلزم ديجيتالی كردن ميليون ها كتاب، ژورنال و مجله است. به خصوص اگر قرار باشد به روش دستی صفحه به صفحه هر كتاب يا مجله را اسكن كرده و به يك بانك اطلاعاتی بسيار عظيم معرفی كنيم كاری است كه سال ها به طول خواهد انجاميد. اما وقتی به زيرزمين كتابخانه دانشگاه استانفورد سری بزنيد يك روبوت سوئيسی خواهيد ديد كه از لحاظ اندازه شبيه خودروهای ورزشی SUV (Sport Utility Vechicle) است. برای اين روبوت كتاب كوچك و بزرگ فرقی نمی كند حتی اگر روزنامه های صحافی شده با قطع بزرگ هم در اختيارش قرار داده شوند با سرعت هزار صفحه در ساعت آن را ورق می زند و اسكن می كند. گاهی وقتی دو صفحه با هم ورق می خورند، اين روبوت هوشمند مكثی می كند، مثل يك آدم فوتی می كند (هوای فشرده شده ای را بين دو برگ به هم چسبيده می فرستد) تا اين دو برگ از هم جدا شوند، يعنی حتی صفحه ای را هم جا نمی اندازد. فور ديجيتال بوكس [4Digital books] نام يكی از دو كمپانی سازنده سيستم های خودكاری است كه از عهده تبديل همه مطبوعات (از جمله كتاب، مجله و روزنامه) به فرم ديجيتالی برمی آيد. [منظور از فرم ديجيتالی فرمتی است كه برای پردازشگرهايی مانند كامپيوتر، منشی ديجيتالی شخصی يا هر وسيله الكترونيكی كه پردازشگر دارد قابل پردازش باشد.]

كلر می گويد: «تصورش را بكنيد با اين روش ما می توانيم كتابخانه خود را در اختيار يك مدرسه در روستايی در يكی از كشورهای دورافتاده آفريقا هم قرار دهيم. به نظر شما آيا اين حقيقت در كسانی كه چشمان خود را بر ايده دموكراسی بسته اند تفاوتی ايجاد نمی كند؟ اولين روبوت اسكن كننده كتاب بهار امسال توسط يك شركت سوئيسی از شهر «سنت اوبين» به دنيای فناوری عرضه شد. نام اين شركت همان طور كه اشاره شد فورديجيتال بوكس است. مركز فناوری كارتاس Kirtas در نيويورك نيز رقيب فورديجيتال بوكس محسوب می شود. مهم ترين مشتری اين دستگاه ها كتابخانه ها و مراكز غيرانتفاعی هستند كه می خواهند خود را به «كتابخانه های ديجيتالی فردا» تبديل كنند. تا پيش از اين لشكری از كارگران ارزان و يا دانشجويان محتاج به كار دانشجويی در كشورهايی نظير هند و فيليپين وظيفه تبديل كتاب های چاپ شده به كتاب های ديجيتالی را بر عهده داشتند. اما روش های دستی مشكلات لجستيكی خاص خود را داراست. اصولا در روش های دستی كتاب ها و مجلات آسيب شديد می بينند و اين موضوع خسارت های غيرقابل جبرانی به همراه دارد مخصوصا در مورد نسخه های خطی، مجلات كمياب و ارزشمند و كتاب های ناياب و مهم. معمولا در روش های دستی كمترين آسيب در حدی است كه صحافی مجدد اجباری است. اما ماشين های ديجيتالی كننده كتاب ها حداقل سه مزيت دارند. امكان به كار گرفتن آنها در هر نقطه به ويژه نزديك مراكز جمع آوری و كلكسيون كتاب فراهم است.

آسيبی كه به كتاب وارد می آورد حداقل است و سرعتی كه دارد قابل مقايسه با روش های دستی نيست. ضمن آنكه چون خسته نمی شود خطای آن كمتر است و از آن هم مهم تر اينكه مثل كارمندان پرتوقع غرولند نمی كنند. فوتی كه می كند از سر شكوه و شكايت و نارضايتی نيست، آن فوت برای جدا شدن صفحه های به هم چسبيده است! شايد تنها مزيت روش های دستی ارزان تر بودن آن است. نه دانشگاه استانفورد و نه شركت «فورديجيتال بوكس» حاضر نشدند قيمت اين دستگاه را به خبرنگار نيويورك تايمز بگويند. «ايوو ايوميگر» رئيس شركت سازنده می گويد قيمت آن وقتی اقتصادی است كه پروژه بالای 5/5 ميليون صفحه باشد. از اين اظهارنظر برمی آيد كه قيمت اين دستگاه بسيار گران است و تا چند سال آتی معمول ترين روش ديجيتالی كردن كتابخانه ها همان روش دستی است. «كلر» اعتراف می كند كه رويايش به اين زودی ها تحقق پيدا نمی كند چون كل كتابخانه استانفورد بيش از 8 ميليون جلد كتاب دارد و ديجيتالی كردن آن حداقل 250 ميليون دلار هزينه دارد. مشكل اساسی موضوع كپی رايت است. به همين خاطر كتابداران دانشگاه استانفورد ديجيتالی كردن اطلاعات چاپی را از كتاب ها و مطالبی آغاز كرده اند كه از سويی اهميت سياسی و تاريخی آن بسيار زياد است و از سويی ديگر با مشكل كپی رايت مواجه نيستند. اين روبوت استانفورد تاكنون دو پروژه آزمايشی را با موفقيت به پايان رسانده و كتاب های منتشر شده مركز استانفورد را در دو زمينه ديجيتالی كرده است. يك پروژه مربوط به مطالعه زبان و اطلاعات و پروژه ديگر پروژه ديجيتالی كردن متون «انديشه های مدرن و قرون وسطی» بودند. به زودی كار ديجيتالی كردن 2500 عنوان كتاب چاپ شده توسط انتشارات دانشگاه استانفورد آغاز خواهد شد. چندی پيش به همت دانشگاه استانفورد مستندات و مدارك دوره رياست جمهوری «ادواردو فری» رئيس جمهور سابق شيلی به روش دستی ديجيتالی شد.

شايد سوال كنيد حالا چرا رئيس جمهور شيلی! دليل آن اين است كه رئيس جمهور شيلی با اين روش می خواست جلوی از دست رفتن اين مدارك در اثر كودتا را بگيرد. اين چهارمين سالی است كه استانفورد كمر همت به ديجيتالی كردن مستندات بسته است. در سال 1999 استانفورد تيمی از متخصصان را به اروپا فرستاد تا در پروژه ای چندمنظوره شركت كنند كه در آن مدارك منتخب «سازمان موافقت نامه عمومی، تعرفه و تجارت» (كه اكنون به نام «سازمان تجارت جهانی» تغييرنام داده است) را ديجيتالی كنند. در اين طرح پنج ساله كه تا پايان 2004 ادامه خواهد يافت بالغ بر 202 ميليون صفحه از اطلاعات و مدارك اسكن می شوند. از پروژه های عظيمی كه قدوقواره آن به اندازه پروژه ديجيتالی كردن مدارك سازمان تجارت جهانی است می توان به پروژه دانشگاه كارنگی ملون (Cornegie Mellon) اشاره كرد. اين دانشگاه نيز هنوز برای ديجيتالی كردن مدارك و كتب از روش های دستی استفاده می كند. پروژه ديگر توسط «آرشيو اينترنت» در سانفرانسيسكو اجرا می شود. اين شركت 80 تن كتاب خريداری شده از كتابخانه كانزاس سيتی را در حيدرآباد هند ديجيتالی می كند. در حال حاضر در هند و فيليپين امكان ديجيتالی كردن يك كتاب با قيمت يك دلار! يا 4 دلار (بسته به قطر كتاب) ممكن است.

بيشترين هزينه ای كه آمريكايی ها می پردازند هزينه های كنترل كيفی است. بزرگ ترين مانعی كه بر سر راه ديجيتالی كردن كتب و آمار چاپ شده، فناوری يا هزينه های مالی آن نيست بلكه بزرگ ترين مانع حق كپی رايت است. در سال 1998 حقوق مربوط به آثار معنوی و كپی رايت براساس «قانون كپی رايت هزاره» پيچيده تر شده است. اما كتاب هايی كه ديگر چاپ نمی شوند و سال هاست كه ناشران و نويسندگان آن اميدی به موفقيت تجديد چاپ آن ندارند به دليل ديجيتالی شدن راحت تر در اختيار مخاطبان قرار می گيرند. هر چه قدر تعداد كتاب ها، مجلات و ژورنال های ديجيتالی شده بيشتر شود امكانات تحقيق و مطالعه گسترش بيشتری پيدا می كند. در حال حاضر قوانين كپی رايت با وجود آنكه وجودش برای تشويق خلاقيت بسيار حياتی و لازم است و در واقع مهم ترين موتور حركت هنرمندان و محققان به حساب می آيد اما تا حدودی مانع بر سر راه دسترسی كامل به كل دانش بشری ايجاد كرده است. هر چه قدر دانش بشری بيشتر ديجيتالی شود امكان تحقيق، آموزش و يادگيری نيز بيشتر می شود. يك مثال ساده آن اين است كه اگر شما بخواهيد به روش دستی در 3 ميليارد صفحه بانك اطلاعاتی گوگل بگرديد 5707 سال طول می كشد كه جست وجوی شما پايان پيدا كند اما به خاطر ديجيتالی شدن اين صفحات، گوگل جست وجو را در نيم ثانيه انجام می دهد.

New York Times


ترجمه سليمان فرهاديان: عمده سيارك های منظومه شمسی در كمربند اصلی خرده سيارك ها كه منطقه ای نسبتا مسطح و بين مدار مريخ و مشتری واقع است، قرار دارند. جرم كلی كمربند سيارك ها كه اغلب توسط هنرمندان به صورت منطقه ای انباشته از صخره های شناور در صفحه منظومه شمسی تصوير می شود، كمتر از 5 درصد جرم ماه است كه جرم خود ماه نيز كمتر از يك درصد جرم زمين است. به نظر می رسد جرمشان بسيار ناچيز باشد. اما از آنجايی كه اين ناحيه انباشته است از سيارك هايی كه انحراف مدار دارند، به طور مداوم مجموعه ای از اجرام مهلك و مرگبار را به سوی زمين ارسال می كند، چرا كه مسير حركت خارج از مركز آنان با مدار زمين تلاقی پيدا می كند. بعضی محاسبات نيز بيانگر آن است كه اغلب آنها طی 100 ميليون سال آينده با زمين برخورد خواهند كرد. قطعاتی كه عرض آنها بيش از يكی دو كيلومتر باشد هنگام برخورد با زمين چنان انرژی شديدی آزاد می كنند كه می تواند باعث ناپايداری زيست بوم ما شده و اكثر گونه های موجود در زمين را در خطر انقراض قرار دهد، كه حادثه ای بسيار ناخوشايند محسوب می شود.

سيارك ها تنها اجرام آسمانی نيستند كه برای بقای حيات در زمين خطرات بالقوه ای محسوب می شوند. كمربند كوئيپر محدوده ای دايره ای متشكل از اجرام است كه به طور مداوم شهاب هايی از آن جدا می شود و درست بعد از مدار نپتون شروع شده و پلوتون را نيز در برمی گيرد و فاصله دورترين قسمت آن از نپتون به اندازه فاصله خود نپتون تا خورشيد است. جرارد كوئيپر اخترشناس آمريكايی متولد هلند برای اولين بار اين ايده را مطرح ساخت كه بقايای يخ زده ای كه از تشكيل منظومه شمسی به جا مانده اند، در منطقه سرد فضا ورای مدار نپتون مستقر شده اند. بدون حضور سياره ای سنگين كه بتواند اين شهاب ها را به دام اندازد، اكثر آنها طی ميليون ها سال آينده به دور خورشيد خواهند چرخيد. دسته ای از اجرام موجود در كمربند كوئيپر نيز درست مثل همتايان خود در كمربند سيارك ها در مسيری غيرعادی حركت كرده و با مدار ساير سيارات تلاقی می كنند. پلوتون و مجموعه ای از اجرام همزاد كه پلوتينوس (Plutinos) ناميده می شود، حين حركت به دور خورشيد مدار نپتون را قطع می كند. ساير اجرام موجود در كمربند كوئيپر به تمام مسيرهای اطراف پرتاب شده و وارد محدوه منظومه شمسی می شوند و به راحتی مدار سيارات را قطع می كنند. ستاره دنباله دار هالی يكی از اين شهاب ها است و از ديگران بسيار معروف تر است.

در فاصله های دور ورای كمربند كوئيپر و در نيمه راه نزديك ترين ستاره ها، مجموعه ای كروی از شهاب ها وجود دارد كه به نام ابر اورت موسوم است و به ياد جان اورت (Jan Oort) اخترشناس هلندی كه برای اولين بار وجود آنها را اثبات كرد، ناميده شده اند. اين منطقه عامل ظهور شهاب هايی است كه مدت گردش آنها بسيار طولانی است، به طوری كه ممكن است دوره گردش آنها از طول عمر انسان هم درازتر باشد. برخلاف شهاب های كمربند كوئيپر، شهاب های ابر اورت می توانند از هر زاويه و از هر جهتی به قسمت های داخلی منظومه شمسی ببارند. تابان ترين ستاره های دنباله داری كه در دهه 1990 ديده شده اند ـ ستاره های هيل باپ Hale-Bapp)) و هياكوتاكه Hyakutake) - هر دو از ابر اورت منشا گرفته اند و به اين زودی ها بار ديگر مشاهده نمی شوند. تصور نكنيد كه هر چيزی كه فضای بين سياره ای را پر می كند، مريی است، اگر ما چشمانی داشتيم كه می توانست ميدان های مغناطيسی را ببيند، آن وقت مشتری، ده برابر قرص كامل ماه به نظر می رسيد. فضاپيماهايی كه قرار است از مشتری ديدن كنند، بايد طوری طراحی شوند كه از اين ميدان های مغناطيسی تاثير نپذيرند.

همان طور كه مايكل فاراده در سال های ابتدايی قرن نوزدهم نشان داده است، اگر سيمی را در يك ميدان مغناطيسی به حركت درآوريم، اختلاف پتانسيلی در طول سيم به وجود می آيد. به همين دليل احتمال دارد درون كاوشگرهای فضايی از جنس فلز كه با سرعت زياد در حال حركت اند، جريان های الكتريكی به وجود آيد. ممكن است خود اين جريان های الكتريكی، ميدان های مغناطيسی خاص خود را به وجود آورند كه با ميدان های مغناطيسی محيط اطراف برهم كنش كرده و باعث كاهش سرعت فضاپيما شوند. شايد اين امر دليل كاهش مرموز سرعت دو فضاپيمای پايونير حين حركت در منظومه شمسی باشد. هيچ كدام از فضاپيماهای پايونير 10 و 11 كه هر دوشان در ابتدای دهه 1970 به فضا پرتاب شده اند، نتوانسته اند آن قدر كه مدل های ديناميك و سينماتيك ما پيش بينی كرده اند در فضا نفوذ كنند و آنجايی نيستند كه قرار بود باشند. اگر از آثار احتمالی نشتی مخزن سوخت و غبارهای فضايی بين مسير چشم پوشی كنيم، برهم كنش ميدان های مغناطيسی - و در اين مورد خاص، برهم كنش با ميدان های مغناطيسی خورشيد - بهترين تفسير برای اين كاهش سرعت می تواند محسوب شود.

Natural History, Oct.2001


هورمون درمانی زير سوال رفت

نتايج يك مطالعه جديد، تاثير مثبت هورمون درمانی بر بهبود عملكرد مغز را زير سوال برد. نتايج به دست آمده از تحقيق جديد، يافته های قبلی مبنی بر اينكه هورمون درمانی عملكرد روانی در زنان را بهبود می بخشد نفی می كند. پژوهشگران معتقدند تركيب دو هورمون استروژن و پروژسترون نه تنها مشكلات ادراكی زنان را برطرف نمی كند بلكه خطر بروز زوال عقل در زنان 65 سال به بالا را دو برابر می كند. نتايج به دست آمده از بررسی عملكرد مغزی 4532 زن كه در اين تحقيق شركت داشتند نشان داد زنانی كه تحت هورمون درمانی قرار داشتند از نظر تمركز حواس، منطق و قدرت حافظه پايين تر از زنانی قرار دارند كه تحت هورمون درمانی قرار ندارند. به گفته محققان، محاسبات آنها از نتايج اين تحقيق حاكی است كه از هر 10 هزار زنی كه تحت هورمون درمانی قرار می گيرند، 23 نفر دچار زوال عقلی می شوند. لازم به ذكر است تحقيقات قبلی نيز كه در مورد تاثير استفاده درازمدت از هورمون های استروژن و پروژسترون انجام شده حاكی از افزايش خطر سرطان تخمدان و سرطان سينه و همچنين بيماری های قلبی در زنان است.

دالی ديگری متولد شد

كلونينگ اولين قاطر جهان با موفقيت كامل به پايان رسيد. اين قاطر كه آی داهو (Idaho) نام گرفته اولين عضو از خانواده اسب ها و اولين حيوان عقيمی است كه كلون می شود. خالقين آی داهو از دانشگاه مسكو در آی داهوی ايالات متحده اميدوارند كه تولد آی داهو راه را برای كلونينگ اسب ها و دستيابی به دلايل بروز سرطان های ويژه در انسان هموار كند. پروفسور گوردون وودز (G.Woods) كه سرپرستی اين تيم تحقيقاتی را به عهده دارد، معتقد است علت شكست كلونينگ اسب ها در گذشته می تواند به نقش كليدی كلسيم باز گردد. آی داهو در تاريخ 4 مه و پس از اينكه از يك جنين قاطر 45روزه كلون شد به دنيا آمد. برای جلوگيری از مرگ زودرس جانور كلون شده، پژوهشگران از DNA جانور بالغ استفاده نكرده و به جای آن اقدام به استفاده از DNA سلول های يك جنين كردند. DNA جنين درون سلول تخمی كه ماده وراثتی آن خارج شده بود، تزريق و اين سلول تخم نهايتا در ديواره رحم يك قاطر ماده جايگزين شد. در ادامه كار پژوهشگران دريافتند تنها عاملی كه منجر به رشد جنين جايگزين شده می شود افزايش سطح كلسيم زهدان است و به اين ترتيب با افزايش سطح كلسيم اولين قاطر كلون شده با موفقيت دوران رشدونمو جنينی خود را به پايان رسانده و به دنيا آمد.

در مسير باد

تحقيقات نشان می دهد ميزان بارندگی در شهرهای بزرگ ساحلی و مناطقی كه در مسير باد قرار دارند، بيشتر از مناطق روستايی همجوار است. تحقيقات سازمان فضانوردی ناسا نشان می دهد مناطق شهری كه دارای تراكم بالای ساختمانی، جاده و ديگر سطوح مصنوعی هستند گرما را در خود نگه می دارند و اين امر به نوبه خود به افزايش دمای محيط و ايجاد جزاير گرمايی می انجامد. بالا رفتن دما نيز به تشكيل ابرها و افزايش بارندگی در شهر می انجامد. در اين مطالعه الگوهای بارندگی در هوستون تگزاس، قبل و بعد از گسترش شهر و نيز اطلاعات ماهواره ای سازمان ناسا مورد بررسی قرار گرفت. محققان دريافتند بارندگی در مناطقی كه در مسير باد قرار داشت، 44 درصد بيشتر از مناطقی بود كه در خلاف مسير باد قرار داشت. اين محققان بر اين باورند كه تاثير شهرهای بزرگ ساحلی بر آب و هوا و احتمالا اوضاع اقليمی با افزايش مهاجرت به شهرها اهميت فزاينده ای خواهد يافت. علاوه بر اين سازمان ملل برآورد كرده است كه 60 درصد از جمعيت كره زمين تا سال 2025 در شهرها زندگی خواهند كرد.

باز هم پديده ای ديگر

لاك پشتی با دو سر در آفريقای جنوبی ديده شد. به گفته يابنده آن، نوئل دنيلز (N.Daniels)، سطح زيرين لاك اين لاك پشت به جای اينكه گرد باشد كاملا مسطح و صاف است. او می گويد: «لاك پشت كاملا طبيعی و سالم به نظر می رسد و با هر دو دهانش از برگ ها و علف ها تغذيه می كند. » هر سر اين لاك پشت به هنگام مواجهه با خطر متوجه جهتی شده و سعی در فرار كردن به آن جهت می كند و اين باعث می شود كه پاهای لاك پشت درهم پيچ خورده و نتواند فرار كند. دكتر ارنست بارد (E.Baard)، متخصص زيست شناسی لاك پشت ها و عضو انجمن حفاظت از طبيعت معتقد است كه مشاهده لاك پشت دوسر پديده ای غيرمعمول محسوب می شود. دكتر بارد می گويد كه برای دومين بار است كه در طبيعت با لاك پشت دوسر مواجه شده و علت آن را انحراف ژنتيكی طی دوران رشدونمو جنينی می داند. او بهترين مكان برای نگهداری از اين لاك پشت را حياط خانه دنيلز دانسته و معتقد است كه نگهداری او در خانه بسيار بهتر از رها كردن و بازگرداندن آن به طبيعت است.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو