Persian Archive

• زندگی بدون سرب
• قوانين خاک گرفته
• كلينيك حقوقی ايران - پايانی
• كسی پناهنده نمی شود
• موضوع جلسه مانتو كوتاه
• آموزش تلفنی


مريم خورسند: آنها صدهزار نفر بودند، وقتی تصميم گرفتند سواحل كشورشان اسپانيا را از بقايای نفتی نفت كش غرق شده نجات دهند. آنها بيشتر از صد هزار نفر بودند آنقدر كه مقامات دولتی و مسئولان مرتبط با مسائل حوزه محيط زيست اسپانيا خود را موظف كردند پاكسازی سواحل اسپانيا را از آلودگی های نفت جزو نخستين اقدامات ضربتی خود قرار دهند.آنها هزار نفر بودند وقتی ميانه جاده های ترانزيتی آلمان دراز كشيدند و برای چند روز جاده ها را بستند تا زمين مجبور نباشد محموله های راديواكتيوی را به اجبار قورت دهد. آنها فقط دويست نفر بودند وقتی در اجلاس زمين پلاكاردها را آنقدر محكم در هوا تكان دادند و رئيس جمهور آمريكا را برای نقض قوانين اجلاس كيوتو ـ گازهای گلخانه ای ـ زير سوال بردند تا سخنگوی دولت را وادار كردند در اين خصوص توضيح دهد. هر چند توضيحات او مورد قبول اعتراض كنندگان قرار نگرفت اما وقتی در ايران اعلام شد خليج فارس و درياچه خزر جزو آلوده ترين آب های جهان هستند، هيچ كس سرش را بلند نكرد تا قطره های نفتی رها شده در خليج فارس و درياچه خزر را تماشا كند، وقتی كه ماهيان گرم آبی، آرام آرام آب را رها كردند و تن شان را به خورشيد سپردند تا بی صدا، مرگ محيط زيست آبی كشور را به نمايش بگذارند.هنوز هم آسمان ايران از شاهين ها و عقاب ها پاكسازی می شود تا به جای آنها دلارها و يا ريال های سعودی را در آسمان آبی ايران نصب كنند. مجوزهای شكار هنوز برای حيواناتی كه ديگر نيستند، صادر می شود و پروانه های قطع برای درختانی كه ديگر يافت نمی شوند تمديد می شود. شما می دانيد «راش» چگونه درختی است؟ تالاب های ايران نرم و آهسته، بی صدا، نيست می شوند. فاضلاب های شهری هنوز ميان بستر رودخانه دربند تهران موج می زند.

كارخانه سيمان تهران، نيروگاه بعثت و پالايشگاه تهران هنوز هوای تهران را می گزند. می گويند صحبت كردن درباره آلودگی اين سه حوزه اقتصادی و اشتغال زا كار درستی نيست، شرايط اقتصادی را بايد مورد توجه قرار داد، همانطور كه شرايط اقتصادی و اشتغال زايی يكی از كارخانه های كاغذسازی مازندران مورد لحاظ واقع شد و هيچ كس جرأت نكرد از خشك شدن دو رودخانه ای كه اطراف اين كارخانه بود، حرفی بزند. اكنون ما هستيم و يك سازمان كه وظيفه اش حفاظت از محيط زيست ايران است. رئيس آن اعلام می كند گذشته را رها كنيم و از اين به بعد همه تلاش خود را به كار بنديم تا بيش از اين محيط زيست ايران آسيب نبيند. دكتر معصومه ابتكار كه به قدمت دولت جمهوری اسلامی ايران در سازمان حفاظت محيط زيست حضور داشته، از توان و قدرت اجرايی سازمان حفاظت محيط زيست دفاع می كند و از همه كارهايی كه انجام شده و قرار است انجام شود، سخن می گويد. از ضرورت يك برنامه ده ساله و زمان ده ساله برای حل مشكلات آلودگی تهران می گويد، اما چرا فراموش كرد بگويد آيا تهران بزرگ تا ده سال ديگر توان مقاومت و ايستادگی را برای بازسازی دارد يا نه! فرصتش برای پاسخ گفتن كم است. آنقدر كه اول نيم ساعت زمان می گذارد و وقتی همراهش اعلام می كند وقت مصاحبه نيم ساعته به يك ساعت كشيده شده، تعجب می كند. اما در اين فرصت كوتاه يك ساعته فقط به يك سوم سوالات ما پاسخ داده شد. سوالاتی كه شايد برای پاسخ دادن به آن زمانی ده ساعته را می طلبيد. به نظر می رسد زيرورو كردن همه چالش های زيست محيطی در ايران فرصتی هزار ساله را می طلبد، البته فرصتی كه ديگر وجود ندارد.

وقتی دكتر حجت معاونت انسانی سازمان حفاظت محيط زيست اعلام كرد بنا به دلايل زيست محيطی، توليد و شماره گذاری پژو 206 و سپند به طور كلی متوقف شده است، اين سازمان كه همواره از افزايش آگاهی های مردم در خصوص حوزه های زيست محيطی صحبت می كرد، باعث شد با عدم توقف اين خط توليد و استمرار شماره گذاری اين خودروها، مردم نگاه ديگری داشته و از قدرت خودروسازان در قبال عدم قدرت سازمان حفاظت محيط زيست صحبت كنند. آيا واقعا سازمان حفاظت محيط زيست قدرتی در مقابل خودروسازان ايرانی دارد؟

با سوال خوبی شروع كرديد. با تضمين استانداردهای ملی برای خودروسازان داخلی و اعلام و تصويب آن استانداردها در شورای عالی حفاظت محيط زيست و دولت باعث شد تا از حدود سه سال و نيم گذشته اين كار يعنی استانداردسازی خودروهای توليدی شروع شود و سازمان يك نظام مستمر كنترل و نظارت بر خط توليد همه خودروسازان داخل داشته باشد. در وهله اول استاندارد 1504 ECE اعمال شد. بر اساس اين استاندارد، خودروسازان موظف بودند در موعد مقرر خودشان را به محورهای اين استاندارد برسانند. بعد از اينكه طرح جامع كاهش آلودگی هوا مطرح شد، و استاندارد كردن بنزين و حذف سرب از آن محقق شد، فاز بعدی، اجرای استاندارد 83 ECER بود كه به عبارتی يك استاندارد سخت گيرانه تر بود. برای رسيدن به اين استاندارد، همه بايد از نوعی مبدل كاتاليك استفاده كنند تا امكان دستيابی به اين استاندارد محقق شود. به همين دليل سازمان حفاظت محيط زيست از همان سه سال پيش، نظام پايش و كنترل را روی همه خطوط توليد خودروسازان اعمال كرد و به شكل مستمر از خط توليد نمونه گرفته و مورد سنجش و بررسی قرار می دهد. در نهايت اتفاقی كه رخ داده اين است كه خودروسازان ما توانستند به استانداردهای 83 ECER دست پيدا كنند. آنهايی هم كه نتوانستند يا مجبور شدند خط توليدشان را عوض كنند يا متوقف كنند، درباره اين استاندارد اين فرايند هنوز وجود دارد. در حال حاضر نيز همه خودروهای توليد داخل از مبدل كاتاليك استفاده می كنند. به همين دليل اگر ميزان آلودگی خودروها در حال حاضر با چهار سال گذشته مورد بررسی قرار گيرد، با بيش از 50 درصد كاهش مواجه هستيم كه در برخی از انواع نيز اين كاهش به يك هشتم نيز رسيده است.

پس با استفاده از برنامه های پيشنهادی سازمان به خودروسازان آلودگی خودروها كاهش پيدا كرده است؟

ما دستاوردهای خوبی داشتيم. خودروسازانی كه نتوانستند خودشان را با اين استانداردها منطبق كنند يا خط توليدشان را اصلاح كردند يا متوقف كردند و يا در حال انجام مراحلی هستند تا به استانداردهای تصويب شده دست پيدا كنند. اما مبحث فقط توليد خودرو نيست ما تأكيد داريم كه خودروسازان داخلی، امكانات مورد نياز را برای تعمير و نگهداری خودروهای توليد شده فراهم كند. اگر بخواهيم بحث استانداردها را كماكان داشته باشيم بايد به مباحث خدمات پس از فروش نيز توجه كنيم. در حال حاضر تأكيد داريم خودروسازان داخلی در كنار افزايش كيفيت محصولات خود به فكر بازيافت و چرخه توليد نيز باشند. هر فرآورده ای كه توليد می شود بايد به گونه ای باشد كه چرخه توليد آن به چرخه زيست محيطی آسيبی وارد نكند. يا وقتی به مرحله دفع شدن می رسد، محيط زيست را آلوده نكند و شرايط حذف يا بازيافت را داشته باشد. قبلا تصور می شد هرگاه بخش صنعت، فرآورده ای را توليد كرد و به دست مصرف كننده رساند، كل مسئوليت از توليدكننده رفع می شود اما در دنيای امروز اين توليدكننده است كه بايد امكان مراحل بازيافت را در كالای توليد شده رعايت كند. به هر حال اين مباحث را با خودروسازان شروع كرديم و ضوابط، استانداردها و حساسيت های سازمان حفاظت محيط زيست را همواره به آنها يادآوری كرديم، اگر اين ضوابط رعايت نشود، سازمان از اختيارات قانونی خودش استفاده خواهد كرد.

توان سازمان در قبال عدم تعهد خودروسازان برای رعايت اين ضوابط چقدر است؟

ما هيچ مشكلی برای متوقف كردن خط توليدی نداريم. يا می توانيم به راهنمايی و رانندگی اعلام كنيم يك نوع خودروی خاص شماره گذاری آن ممنوع است. به هر حال از تعطيل كردن يك خط توليد صنعت خودروسازی يا ممنوعيت شماره گذاری هيچ مشكلی نداريم و اين كار تاكنون در برخی موارد اعمال شده است.

بر اساس تحقيقات طرح كاهش آلودگی هوا كه در حال حاضر در حال اجرا است، 75 درصد خودروهای پيكان و 47 درصد خودروهای غيرپيكانی كه برگه معاينه فنی خودرو را نيز دارند CO و HC را بيش از حد مجاز منتشر می كنند. با توجه به اينكه بحث استانداردسازی و اجرای نظارت بعد از توليد را مطرح كرديد، اين نتايج چه منظوری را می رساند؟

برنامه معاينه فنی بر اساس مطالعاتی است كه در ساير كشورهای جهان بر مبنای طرح كاهش آلودگی هوا صورت گرفته، انجام می شود. هيچ كلان شهری وجود ندارد كه برای خودروهايش معاينه فنی مستمر نداشته باشد. البته طيف وسيعی از خودروهای شهر تهران هنوز معاينه فنی خودرو نشده اند و ممكن است اين رقم اعلام شده به اين دليل باشد البته ما اين اعداد را تأييد نمی كنيم چون اصلا تا به حال در اين خصوص چيزی نشنيديم، اما ما يك كميته سه جانبه داريم كه بر عملكرد مراكز فنی خودرو نظارت می كند. اين كميته با حضور نماينده شهرداری، راهنمايی و رانندگی و يك نماينده از سازمان حفاظت محيط زيست است. اگر اين مراكز تخطی كنند يا دستگاه هايشان استاندارد نبوده و همراه با اشكال باشد، اين ستاد سه نفره وظيفه دارد تا جلوی اين گونه اشكالات را بگيرد. به هر حال ما معتقديم معاينه فنی خودرو يا تدابيری مثل شست وشوی موتور خودرو، در كاهش آلودگی هوا نقش بسيار موثری دارد. اما درصد بسياری از اين آلودگی های ناشی از خودروها به خودروهای فرسوده بازمی گردد. ما بحث از رده خارج شدن خودروهای فرسوده را با تدابير مختلفی همچون بحث عوارض يا قيمت گذاری و. . . داريم تا در نهايت برای صاحب خودرو صرف نكند تا از خودرويش در قبال مسائل موجود استفاده كند. به عبارتی اگر قيمت بنزين واقعی بود و صاحب خودروی فرسوده متوجه می شد كه سه يا چهار برابر يك خودروی جديد بنزين مصرف می كند و اگر بحث عوارض مطرح بود و شهرداری عوارض خودرو را هر سال بر اساس سن خودرو تعيين می كرد، به طور طبيعی برای صاحب خودروی فرسوده نگهداری آن به صرفه نبود، اما مسئله اينجاست كه ما اين فرآيند را به طور طبيعی طی نكرده ايم و همين طور قيمت بسيار بالای خودروهای نو منجر شده تا اين جايگزينی به شكل طبيعی اتفاق نيفتد. به همين دليل ناچاريم كه از يك طرح متمركز برای خارج كردن خودروهای از رده خارج فرسوده داشته باشيم. دولت اين طرح را به تصويب رسانده و آيين نامه های اجرايی آن هم در دست تدوين است و اميدواريم به زودی قابليت اجرا پيدا كند.

از سوی كارشناسان شركت كنترل كيفيت هوا اعلام شده كه بعد از گذشت چند سال از اجرای برنامه طرح جامع كاهش آلودگی هوای تهران فقط 15 درصد پيشرفت وجود داشته است. آيا برای آلودگی هوای تهران اين ميزان پيشرفت كافی است؟

اين طرح بعد از گذشت سه سال در برخی از بخش ها موفقيت صددرصد داشته است. به عنوان مثال حذف سرب از بنزين كل كشور يكی از بندهای اين طرح بوده كه صددرصد انجام شد. همچنين اجرا و احداث شش مركز معاينه فنی خودرو توسط شهرداری تهران بود كه محقق شد. بحث استانداردهای خودروهای توليد داخل كشور است كه اشاره شد. اما در بخش ديگری مثل اتوبوس های گازسوز ما با يك سری مشكلات فنی و اعتباری مواجه شديم. البته در حال حاضر بخش صنعت به فناوری توليد اتوبوس گازسوز در داخل كشور دست پيدا كرده است. ما در يك بخش عقب مانديم اما در يك بخش ديگر توانستيم موفق عمل كنيم و آن محدودسازی توليد اتوبوس های ديزلی و ممنوعيت شماره گذاری آنها بود. محدوديت های تردد و شماره گذاری در سال های قبل اعمال شد. به عبارتی از ابتدای سال 85 ديگر هيچ اتوبوس ديزلی در شهر تهران وجود نخواهد داشت. در اين زمينه با سازمان بهينه سازی صحبت شده است. آنها هم برنامه هايی برای ايستگاه های گاز طبيعی در دست اجرا دارند. در شرايط حاضر نيز صنايع كشور، امكان توليد اتوبوس های گازسوز را دارند و اينها از جمله فعاليت ها و برنامه هايی است كه اجرا شده اما هنوز اتوبوس گازسوز بسيار كم داريم. قبول داريم كه يكی از محورهای هفت گانه طرح جامع كاهش آلودگی هوای تهران افزايش حمل و نقل عمومی بوده است كه بايد اين بخش را به شدت پيگيری كنيم. در هر حال ما معتقديم اگر قرار است طرح جامع كاهش آلودگی هوای تهران به طور كامل اجرا شود، ما حداقل به ده سال وقت و فرصت نياز داريم و نمی توانيم يك شبه راه صد ساله را برويم. ما در شرايطی برای كاهش آلودگی هوای تهران برنامه ريزی داريم كه روزانه 1200 خودرو در شهر تهران شماره گذاری می شوند. اما با اين وجود، البته شرايط جوی هم بسيار كمك كرد، تا در سال گذشته افزايش آلودگی هوا به نسبت سال های گذشته نداشته باشيم. حذف سرب از بنزين بسيار در اين طرح به ما كمك كرد. البته در ساير شهرهای بزرگ هم طرح كاهش آلودگی هوا را در دست اجرا داريم، فعاليت هايی شروع شده تا در شهرهايی همچون شيراز، اصفهان، مشهد، تبريز، اهواز و اراك اين طرح اجرا شود.

البته اين شش شهر هم به جرگه آب و هوايی تهران پيوستند و جزو شهرهای آلوده ايران محسوب می شوند، آيا برنامه ای برای پيشگيری آلودگی هوای ساير شهرهای ايران وجود دارد؟

به ساير شهرها اعلام كرده ايم كه اين خطر برای همه شهرها وجود دارد و خواستيم كه از هم اكنون تدابير لازم را پيش بينی كنند. به عنوان مثال همين حذف سرب از بنزين كل كشور يك اقدام ملی است يا طرح های استفاده از گاز طبيعی قطعا تأثيرات خود را در سراسر كشور باقی می گذارد.

ظاهرا وزارت نفت در خصوص حذف گوگرد از سوخت گازوئيل نتوانسته موفق عمل كند و خودروهای سنگين هنوز از اين سوخت كه 14 برابر استاندارد جهانی گوگرد دارد، استفاده صحبت می كنند؟

بله، بحث سوخت گازوئيل است و اينكه گوگرد گازوئيل قابل مصرف در كشور بالاتر از استانداردهای جهانی است. قرار بود وزارت نفت اين مشكل را حل كند، اما ظاهرا انجام اين كار هزينه بسيار سنگينی دارد و شايد در حال حاضر هيچ راهی برای سوخت خودروهای سنگين و كاميون ها وجود ندارد. البته تدابيری انديشيده شده كه دستيابی به نتايج آن كمی طولانی است، ضمن اينكه قرار است برای خودروهای سنگين، كاميون ها و موتورسيكلت ها مراكز معاينه فنی راه اندازی شود. خودروهايی از اين دسته كه در همان مراحل توليد با مشكل هستند از گردونه خارج شوند تا مشكل به حداقل برسد.

ادامه دارد


مينو گله: وجود قوانين و مقررات برای شايسته تر زيستن بشر است و به منظور پيشگيری از اختلالاتی است كه ممكن است خسارت های غيرقابل جبرانی در برداشته باشد.در حال حاضر سازمان ميراث فرهنگی كشور سياستگذار اصلی حفاظت و مراقبت از آثار تاريخی است و اين سازمان خود را موظف می داند كه طبق قوانينی كه در اساسنامه خويش دارد عمل كند.اتفاق قابل توجهی كه در سال های اخير شاهد آن بوديم و می توانست بهترين و مهم ترين باشد، برگزاری روز جهانی موزه و هفته ميراث فرهنگی در كشورمان بوده است و امسال برای سومين سال متوالی برگزار شد و شايد توانسته باشد مردم را با نام ميراث فرهنگی آشنا كند. عليرغم برگزاری اين هفته، متاسفانه در سال های اخير شاهد اتفاقاتی بوديم؛ اتفاقاتی كه احساسات ملی را نسبت به فرهنگ و تمدن كشورمان خدشه دار می كند. كه البته ذكر چند مورد كفاف اين منظور را خواهد داد. به طور مثال: خراب شدن ارگ يزد، كاخ احمدشاهی در مجموعه تاريخی سعدآباد، مسجد اليا در اصفهان، تغيير كاربری خوابگاه ملكه اليزابت در مجموعه تاريخی كاخ گلستان و. . . پيشينه تصويب قوانين مربوط به آثار تاريخی فرهنگی در كشورمان به سال 1309 برمی گردد اكنون هفتاد سال از آن زمان می گذرد. تعاريفی كه در آن اساسنامه موجود است نمی تواند، پاسخگوی مسائل امروز باشد. به طور مثال تعريفی كه از اثر ملی در آن اساسنامه ارائه شده است، كامل، روشن و شفاف نيست.

اين ماده كليه آثار صنعتی، ابنيه و اماكن تا پايان دوره زنديه را اثر ملی می شمارد. تكليف دوره های بعد از زنديه چيست؟ مضاف بر آن ماده های 552 الی 569 در قانون مجازات اسلامی مربوط به آثار تاريخی و فرهنگی است كه ذكر چند نكته موجود در اين ماده ها در اينجا ضروری به نظر می رسد. در ماده 558 آمده است كه هر كس به تمام يا قسمتی، از ابنيه، اماكن، محوطه های فرهنگی، تاريخی يا مذهبی كه در فهرست آثار ملی است يا تزئينات و ملحقات و تاسيسات و اشيا و لوازم و خطوط و نقوش منصوب در آن مكان آسيبی وارد كند مجرم محسوب می شود و در ماده ای ديگر يعنی ماده 566 هرگونه تغيير استفاده از اماكن را بدون مجوز ميراث فرهنگی جرم و در ماده 567 ميراث فرهنگی را شاكی خصوصی می شمارد. با توجه به نكات ذكر شده آيا لزوم تجديد و بازنگری در قوانين احساس نمی شود؟ متاسفانه ما هنوز شاهد از بين رفتن آثار تاريخی و فرهنگی در كشورمان هستيم. عليقلی محمودی بختياری در كتاب فرهنگ و تمدن ايران می نويسد: «فرهنگ به مثابه دستگاهی است كه اندوخته های درون آدمی را بيرون می كشد و به سرمايه معنوی يك جامعه می افزايد و كشور و جامعه ای كه اين دستگاه در آن شناخته شده باشد و بهتر كار كند، پربار و غنی تر است.»

اين آثار در واقع يادداشت هايی هستند كه هنرمندان پيشين برای ما به يادگار گذاشته اند، بعضی در دوره ای از ظلم و جور و بعضی در عصری سرشار از عدل و داد به ظهور رسيده اند و هر كدام حرفی برای گفتن دارد. اگر تعريفی كلی و روشن از اثر ملی داشته باشيم در واقع هيچ سازمان يا نهادی به لحاظ اين كه سياستگذار مجموعه است نمی تشواند عملكرد خود را نسبت به اين آثار توجيه كند و همه مردم می توانند نسبت به اتفاقات ناخوشايندی كه برای اين آثار می افتد شاكی باشند.بی توجهی به مجموعه تخت جمشيد كه در واقع بزرگ ترين و مهم ترين سايت تاريخی ما محسوب می شود، تخريب و تغيير نحوه كاربرد مكان های تاريخی با ضوابط نامشخص، سرقت از موزه ها، مرمت، تعمير خودسرانه و غيرعلمی و بسياری مسائل ديگر كه ذكر همه آنها در اينجا نمی گنجد همه زنگ خطری است برای ما و نسل آينده ما. شعار سازمان ميراث فرهنگی هفته ای كه گذشت بسيار قابل توجه است. ميراث فرهنگی، هويت ملی به راستی اين سازمان چقدر در شناساندن هويت ملی به جوانان كشور ما موفق بوده است؟

تا چند سال پيش به راحتی می شد خشت های چغازنبيل را برای يادگاری به خانه هايمان ببريم و هنوز بدن های سرستون های تخت جمشيد در كنار اين محوطه باستانی از خط و خراش های روی بدنشان گريه می كنند و چند هفته پيش بود كه يك نسخه خطی از موزه پارس ربوده شد.همه اين اتفاقات علاوه بر عدم ايمنی در موزه ها و اماكن تاريخی، نبود قوانين روشن و دقيق است. هر گاه بتوانيم تعريف شفافی از اثر ملی، ضوابط شاخص و روشنی از استفاده از اماكن تاريخی، مرمت، تغيير نحوه كاربرد آنها و...داشته باشيم، شايد و شايد شعار ميراث فرهنگی، هويت ملی تحقق يابد.


فريبا رضی پور: زهرا داور كارشناس ارشد حقوق بين الملل از دانشگاه شهيد بهشتی و دارای فوق ليسانس حقوق خصوصی از دانشگاه آزاد اسلامی است.با او درباره كلينيك حقوقی به گفت و گو نشستيم كه بخش پايانی آن را پيش رو داريد.

در مورد كنوانسيون رفع هرگونه تبعيض عليه زنان چه اقداماتی انجام داده ايد؟

دراين مورد، يك ارزيابی حقوقی دقيقی انجام داديم چرا كه می خواستيم به عنوان پژوهشگر لااقل دين خود را ادا كرده باشيم. در وهله اول آمديم و يك بررسی مقايسه ای بين مفاد كنوانسيون و قانون داخلی انجام داديم و نقاط اشتراك و اختلاف را بررسی كرديم. نكته ديگری را هم كه توجه كردم و شايد تا آن زمان كمتر مورد توجه قرار گرفته بود، عبارت بود از اينكه آيا قانون داخلی ما نقاط ترجيحی هم بر كنوانسيون دارد يا خير؟ اين مسائل می طلبيد كه اول اشرافی نسبت به خود كنوانسيون و سير تدوين آن داشته باشيم.

ابتدا اين كار توسط يكی از اعضای گروه انجام شد و سپس ما به مطالعه تطبيقی پرداختيم و در مرحله سوم از بعد بين المللی بررسی كرديم كه اصولا الحاق به يك كنوانسيون كه جنبه حقوقی بيشتری دارد و توجه خاصی به آن می شود چه شرايط و زمينه هايی دارد. سيستم هايی كه در الحاق به كنوانسيون اعمال می شود چيست و در نهايت برآوردی كرديم از اينكه آيا ايران می تواند ملحق شود يا خير و اگر می توانيم چگونه و اگر نمی توانيم چه زمينه هايی را برای ما ايجاد می كند. نتايج اين تحقيقات در مورد كنوانسيون رفع هرگونه تبعيض عليه زنان هم اكنون به صورت يك كتاب منتشر شده است و من باز تاكيد می كنم كه اين كار، كار من نبوده بلكه ما يك گروه بوديم كه همگی همراه و همدل و به صورت جمعی اين كار را انجام داديم. در كنوانسيون نكته مهمی وجود دارد و آن تفاوت ديدگاهی است بين تدوين كنندگان و سيستم حقوقی ما.

سيستم حقوقی ما به عنوان يك كشور اسلامی يا به عنوان ايران؟

به عنوان ايران. چون حتی عربستان سعودی و بحرين هم به اين كنوانسيون ملحق شدند. البته از نظر ما اين يك شوخی جالب است كه در عربستان زن حق رانندگی ندارد ولی به كنوانسيون ملحق شده است. البته در قالب يك شرط وسيع كه هر جا با معيارهای اسلامی مغايرت داشت، قائل به اعمال نباشند. خب اين خيلی جای صحبت دارد چرا كه صرفا مسائل اسلامی نيست، بلكه مسائل فرهنگی هم هست. اما تفاوتی كه از ديدگاه خودمان مطرح می كنم تفاوت در برداشت از كلمه تساوی است. مسئله تساوی حقوقی و برداشت از اينكه ما معتقديم تفاوت های حقوقی مرد و زن اجتناب ناپذيرند به اين دليل كه جايگاه هايشان متفاوت است. در رابطه با اين كنوانسيون البته ما مشكلات ديگری نيز داريم.

اينها مشكلات قانونی ماست كه اگر بخواهيم ملحق شويم، طبيعتا يكسری از قوانين ما بايد اصلاح شود و علاوه بر اصلاح قانون، نگرش ها هم نياز به تغيير دارند. در حال حاضر بحث كنوانسيون در مجلس مسكوت است و من اميدوارم كه الحاق ما به اين كنوانسيون همانند الحاق به كنوانسيون حقوق كودك نباشد، چرا كه ما به آن كنوانسيون با يك شرط بسيار كلی مثل شرط عربستان ملحق شديم و عملا واقعيت اين است كه در طول اين هشت سالی كه از الحاقمان می گذرد كار چندانی در زمينه حقوق كودك انجام نداده ايم در حالی كه جا برای انجام كارهای اجرايی و قانونی در زمينه حقوق كودك و در رابطه با كنوانسيون بسيار زياد بود، طبيعتا در رابطه با كنوانسيون رفع هرگونه تبعيض عليه زنان به مراتب مشكلات بيشتری داريم چرا كه برخلاف كنوانسيون حقوق كودك، اين كنوانسيون جنبه سياسی هم دارد و الحاق بدون مطالعه به آن علاوه بر معضلات حقوقی، معضلات اجتماعی و فرهنگی زيادی در پی خواهد داشت. بنابراين من اميدوارم در الحاق دقت زيادی شود و كاملا كارشناسی شده به آن ملحق شويم.


كسی پناهنده نمی شود

براساس گزارشی كه آژانس پناهندگان سازمان ملل تهيه كرده است، كاهش شمار افرادی كه در كشورهای ثروتمند جهان تقاضای پناهندگی می كنند به شدت ادامه دارد. براساس اين گزارش، شمار افرادی كه در كشورهای توسعه يافته تقاضای پناهندگی می كنند در فاصله سه ماه پايانی سال 2002 تا سه ماهه نخست ،2003 شانزده درصد كاهش پيدا كرده است. در اروپا، شمار متقاضيان به كمترين ميزان خود در حداقل سه سال گذشته رسيده است.به گفته كميساريای عالی پناهندگان سازمان ملل، در 26 كشوری كه تحت پوشش اين گزارش قرار دارند و اكثرا شامل اروپا و آمريكای شمالی است، در سه ماهه نخست سال 2003 بيش از 120 هزار تقاضای پناهندگی ثبت شد.

موضوع جلسه مانتو كوتاه

مدير كل دفتر سياسی و انتظامی استانداری تهران، اعلام كرد كه درباره صدور دستورالعمل جلوگيری از عرضه مانتوهای كوتاه و تنگ از سوی اداره اماكن نيروی انتظامی تهران و اقدامات انجام شده اين هفته جلسه ای با حضور مسئولان نيروی انتظامی برگزار خواهد شد.«علی تعالی» با اعلام اين مطلب گفته: «اجرای هر آيين نامه و قانونی كه دربرگيرنده تبعات اجتماعی و فرهنگی باشد، بايد قبل از اجرا در شورای تامين استانداری تهران كه اغلب دستگاه های دارای نماينده در آن هستند، مورد بررسی و تصويب قرار گيرد.اقدامات انجام شده برای جلوگيری از توليد و عدم فروش برخی البسه و مانتوها بدون هماهنگی با استانداری تهران انجام شده است. برای ما هنوز مبهم است چه دستگاهی كار جلوگيری از توليد و فروش مانتوهای كوتاه را شروع و انجام داده است. »تعالی همچنين گفت: «نيروی انتظامی در پاسخ به استعلام استانداری عنوان كرده است كه در مسئله تهيه اطلاعيه و برخوردهای اخير با پوشش افراد، هيچ دخالتی نداشته است. براساس اطلاعاتی كه از طريق نيروی انتظامی در اختيار استانداری قرار گرفته، تا به حال هيچ برخوردی با نحوه پوشش افراد صورت نگرفته است. تنها مسئله چند روز اخير، اطلاعيه ای بوده كه از سوی صنف توليدكنندگان پوشاك منتشر شده است. »

آموزش تلفنی

اخيرا پروژه ای با بودجه ای معادل چهار و نيم ميليون يورو (معادل سه ميليون پوند بريتانيا) در بريتانيا، سوئد و ايتاليا برای همين منظور آغاز شده است. هدف از اين پروژه به نام (m-learning) بررسی امكان استفاده از دستگاه های الكترونيك همراه، برای آموزش حساب و خواندن و نوشتن به جوانانی است كه ترك تحصيل كرده اند. اين پروژه برای جوانان 16 تا 24 ساله انجام می شود.قرار نيست اين شيوه آموزشی جايگزين تحصيل معمولی شود، بلكه اين كار تلاشی است برای جذب دوباره كسانی كه آموزش منظم خود را كنار گذاشته اند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو