|

ترجمه مهدی طاهری: چند هفته قبل كه سری به صندوق نامه های الكترونيكی زده بودم با پيغامی شماتت بار مواجه شدم كه می گفت: «اين شرم آور است كه فوتبال آلمان هيچ جذابيتی در درون و بيرون ميدان ندارد.» اين هشداری بود تا مرا به فكر وادارد. آيا فوتبال ما واقعا بی جاذبه است؟ هيجان؟ خب در اين زمينه ما حرف های زيادی برای گفتن داريم. سال گذشته، تكليف قهرمان تا آخرين ربع ساعت بوندس ليگا مشخص نشد. در سال 2001 وضع از اين هم جالب تر بود و بايرن مونيخ در وقت های اضافه آخرين بازی فصل قهرمان شد. به عقب تر برويم. سال 2000 لوركوزن با تفاضل هفت گل نسبت به تيم دوم تا هجده دقيقه مانده به پايان فصل فاتح بوندس ليگا محسوب می شد اما... سال پيش از آن در 1999 موقعيت سومين تيم سقوط كننده به بوندس ليگای 2 طی 900 ثانيه پايانی فصل 5 بار دست به دست شد و در نهايت فرانكفورت با سه گلی كه بعد از دقيقه 80 به ثمر رساند از سقوط نجات يافت. گيج شديد! نه؟ اما ممكن است هيجان دقيقا همان جذابيت نباشد. شايد گل های فراوان جذاب تر باشند. آن وقت بايد اعتراف كرد كه بوندس ليگا به مشكل برخورده زيرا در اين فصل در مجموع 821 گل به ثبت رسيده كه 72 گل كمتر از ركورد فصل پيش است. با اين وجود وقتی به ميانگين گل ها نگاه می كنيم بوندس ليگا را با 68/2 گل در هر بازی بالاتر از ليگ برتر انگلستان63/2 ، لاليگای اسپانيا 62/2، سری A ايتاليا 58/2 و ليگ اول فرانسه (2/2) می بينيم. در حقيقت در 13 سال اخير بوندس ليگا از نظر ميانگين گل در هر بازی سرتر از چهار ليگ معتبر ديگر بوده است. البته من وقتی به چنين نكاتی اشاره می كنم منظورم اين نيست كه شما بايد به آلمان نقل مكان كنيد و با صدايی دورگه سرود مشهور «ما هرگز تنها نخواهيم ماند» را بخوانيد. من فقط می خواستم آمارهای فوق را مقدمه ای قرار دهم برای داستانی كه می خواهم در مورد فقدان ناگهانی جذابيت های فوتبال آلمان در فصل 2003 ـ 2002 تعريف نمايم. فقط هواداران نيستند كه خود را بابت هزينه بليت مغبون می دانند. در واقع تنها 3 باشگاه اين فصل كاملا خشنود بودند:
1 ـ اشتوتگارت (به خاطر اينكه به ليگ قهرمانان رسيد. البته با لشگری از كادر فنی كه هنوز دستمزدشان پرداخت نشده) 2 ـ هامبورگ (به خاطر اينكه به موقع مربی اش را تعويض كرد تا از وضعيت سقوط در نيمه ماه نوامبر سال گذشته به جام يوفا راه يابد) 3 ـ بوخوم (به خاطر اينكه برای نخستين بار در طول تاريخش توانست به جمع صدرنشينان جدول راه يابد و در نهايت با رتبه قابل توجه نهم به كار خود پايان دهد. ) حتی تيم هايی كه با پايان گرفتن بوندس ليگای 1 جشن برپا كردند به معنای واقعی موفق نبودند: «بايرن در حالی جشن زودهنگام قهرمانی را ترتيب داد كه به نظر می رسد دوره اقتدار اروپايی اش به سر آمده. لوركوزن و كايزرسلاوترن فصلی را سپری كردند كه به هيچ وجه بازتاب دهنده خواسته ها و توانايی هايشان نبود، هانوور كه در معرض سقوط قرار داشت بازی های خارج از خانه را به طرزی باورنكردنی يكی پس از ديگری برد، مونشن گلادباخ كه با مصدوميت ها اشباع شده، با مربی مورد علاقه اش هانس مدير خداحافظی كرده در حالی كه احتمالا از خدمات ميكائيل فورسل بازيكن قرضی چلسی نيز محروم خواهد شد. در مورد يك سری ديگر از باشگاه ها نيز نمی توان گفت عملكردشان الزاما بد بوده است. برمن و هرتا و به خصوص دورتموند و شالكه ثابت كردند كه پول زياد و استعدادهای درخشان برای ربودن قلب ها كافی نيست. خب. ولی جذابيت كجاست؟ به شما خواهم گفت: در دسته دوم! احتمالا مطلع شده ايد كه فرانكفورت همراه فرايبور و كلن مستقيما، بدون برگزاری بازی حذفی، به بوندس ليگای 1 صعود كرده. اما می دانم كه ممكن است بعضی از شما با جزئيات آشنا نباشيد و در اينجا جزئياتی از يك درام فوتبال نه چندان دوست داشتنی می آورم. چهار بازی مانده به پايان فصل اخير بوندس ليگای ،2 فرانكفورت و ماينز در امتيازات برابر بودند و فورث سه امتياز پايين تر از آنها بود. اين سه تيم يك رقابت نفس گير را برای كسب مقام سوم ليگ دسته دوم آغاز كردند. در 4 مه، فورث در خارج از خانه پيروز شد و سپس ماينز با گل دقيقه 89 بنيامين آئور فرانكفورت را شكست داد. حالا ماينز تيم سوم بود و فورث و فرانكفورت در مكان های بعدی ايستاده بودند.
هفته بعد دو تيم تعقيب كننده ماينز به پيروزی رسيدند و اين تيم به خانه آهلن در حال سقوط سفر كرد. آنها ابتدا دو گل از ميزبان عقب افتادند. اما سه گل زدند و تا 27 ثانيه مانده به پايان وقت قانونی جلو بودند كه زپك مهاجم آهلن توپ را از بالای سر دروازه بان ماينز به درون دروازه انداخت. دو دقيقه بعد در دقيقه (36: 91) هم تيمی او چيكينيو با يك ضربه سر آهلن را به پيروزی رساند. با اين نتيجه ماينز، فرانكفورت و فورث در امتيازات برابر شدند و تنها به خاطر تفاضل گل در بازی های مستقيمشان رتبه بندی گشتند. دو هفته مانده به پايان، اين بار فورث بود كه نتوانست برنده شود و در عوض فرانكفورت و ماينز با نتايج پرگل پيروز شدند. حالا فرانكفورت با دو تيم صدرنشين همسايه شده بود. آنها 53 گل زده و 30 گل خورده در كارنامه داشتند در حالی كه ماينز با 60 گل زده و 38 خورده تنها با يك تفاضل گل اختلاف، در جای چهارم ايستاد. البته اگر تفاضل دو تيم مساوی می شد آن گاه ماينز كه تعداد گل های زده بيشتری داشت در مكان بالاتری می ايستاد. در آخرين روز فصل (25 مه) فرانكفورت 3 بر يك از رئوتلينگن گذشت و همزمان ماينز دو بر صفر از براونشويگ پيش افتاد آن هم با دو گل بنيامين آئور. صعود فرانكفورت به خاطر يك تفاضل گل بيشتر قطعی به نظر می رسيد كه ناگهان بنيامين آئور 2 گل ديگر برای ماينز به ثمر رساند و در كمال ناباوری رئوتلينگن كار را در شهر فرانكفورت به تساوی 3 ـ 3 كشاند.
ناگهان فرانكفورت خود را در شرايطی ديد كه بايد 4 گل به ثمر می رساند تا دوباره سر جای اولش بازگردد. از سوی ديگر مردان ماينز چند فرصت مسلم برای افزايش تعداد گل هايشان را از دست دادند غافل از اينكه در ده دقيقه پايانی چه اتفاقاتی قرار است رخ دهد. براونشويگ با يك گل مسخره و بی معنی در دقيقه 80 قفل دروازه ماينز را شكست اما فرانكفورتی ها در ديگر ميدان هنوز به سه گل ظرف ده دقيقه نياز داشتند. در دقيقه 83 با كاری دياكتيه سيه چرده فرانكفورت را 4 ـ 3 پيش انداخت و وقتی ساعت استاديوم به عدد (31: 89) رسيد همين بازيكن پنجمين گل را هم وارد دروازه حريف كرد. اما از براونشويگ چه خبر؟ با پايان گرفتن بازی و تثبيت پيروزی 4 بر يك برای ماينز، بازيكنان اين تيم گرد مردی كه با موبايل از شهر فرانكفورت خبر می گرفت حلقه زدند. آن مرد همانطور كه گوشی موبايل را به صورت چسبانده بود خبر داد كه فرانكفورتی ها در دقيقه دوم وقت اضافه صاحب يك ضربه كرنر شده اند. توپ سانتر شد و آلكساندر شور به هر شكلی بود توپ را از دروازه بان حريف عبور داد و ساعت ورزشگاه روی (32: 92) متوقف شد. فرانكفورت 6 ـ رئوتلينگن 3. خودتان ظاهر مبهوت ماينزی ها و شادی ديوانه وار فرانكفورتی ها را تجسم كنيد. باور كنيد لحظه جذابی بود. چقدر خنده دار، چقدر گريه دار، چقدر مسخره، چقدر پرهيجان. |