Persian Archive

• پرواز را به خاطر بسپار
• زنگ فوتبال در مدارس اوکراين
• تاريخچه ورزش و سياست -۳
• دستی بر آتش
• ورزش برای كشورهای اسلامی
• اسكيت ايران در آسيا
• نظرات آقای x
• هماهنگی بانوان ووشوكار


ترجمه علی فولادی: ابتدا در همان سال تاسيس، ،1929 O.N.D كيه وو بر آن نام نهادند. O.N.D سرواژه گرفته شده از نام مركب يك سازمان با وظايف ياری رساندن به پيشرفت ورزش جوانان بود. اتفاقا چهل سال از عمر اين باشگاه گذشت ولی بهبودی در وضعيت كلی آن برای حضور در دسته های بالاتر از هشتم و نهم ايتاليا ديده نشد. البته برای كسی هم اهميت نداشت! آنها تيمی برخاسته از روستايی در نزديكی های ورونا محسوب می شدند، روستايی به نام كيه وو كه از كلمه ای لاتين به نام كليووس برگرفته شده بود. تمام اميال آن منطقه در موفقيت های تيم اول ورونا تنيده شده بود و بی توجهی ها به اين تيم ناشناخته طبيعی به نظر می رسيد. اما روزگار تغيير كرد و با گسترش شهر اصلی، كيه وو نيز به جزيی از شهر بدل شد تا نطفه اتفاقات بعدی بسته شود و افزايش طرفداران روندی روزافزون به خود بگيرد. در آغاز، ديدارها در ورزشگاه اختصاصی بوتاگيزيو كه ورزشگاهی ويرانه بود برگزار می شد. در واقع اين آلونك حقير پايگاهی شد برای باشگاه و هوادارانشان. آن چنان كه اكنون با صعود اين تيم به سری A و شانه به شانه شدن با بزرگان، اين مكان به عنوان يادبودی خاطره انگيز و يكی از نمادهای تاريخی باشگاه نام برده می شود. با شكل گرفتن هويت، پيشرفت نيز حاصل شد، كيه وو در فصل 1975 به «Promozione» كه دسته ششم به شمار می رود، صعود كرد و سپس لوئيجی كامپدلی، يك تاجر موفق محلی در صنعت غذايی و به ويژه شركت «پاندوری» بر مسند مديريت باشگاه نشست. تزريق سرمايه های كامپدلی و مديريت دلسوزانه اش مانند گرفتن كيك كريسمس از دست بابانوئل، حال و هوای ديگری به باشگاه دميد. چنان كه بسياری صعود كيه وو به سری C2 و سپس C1 در 1989 را حاصل تفكرات اين رئيس جديد كه به باشگاه، همچون جواهر خانوادگی ارزشمندی می نگريست، دانستند. با راهيابی كيه وو تا دسته سوم، بوتاگيزيو كنار گذاشته شد و به جای آن ورزشگاه بنتگودی ورونا كه از آن تيم ورونا هلاس بود، برای ميزبانی مسابقات كيه وو اجاره شد و از اين سو دشمنی های دو همشهری مانند آتش از زير خاكستر بيرون زد.

راهيابی به دسته دوم

اما با وجود نضج گرفتن مشكلات ميان طرفداران دو باشگاه، حضور در ورزشگاه آبرومند بنتگودی و كسب سهميه سی هزار نفری برای تماشاچی ها، بيش از هر چيز ديگری خوشايند بود. حتی شيوه و كيفيت بازی آنها كه ديگر متكی به زمين نامرغوب گذشته نبودند، بهبود يافت و در بستری مناسب قرار گرفت. بازی در ورزشگاه جديد از نگرانی ديگر حريفان برای دويدن در ويرانه قبلی، بوتاگيزيو كاست، ولی از ديگر سو به آنها فهماند برای رويارويی با كيه وو بايد از نظر تاكتيكی در شرايط مطلوبی باشند. ديگر خبری از كاستی های پيشين شنيده نمی شد و باشگاه نيز خود را آماده راهيابی به سری B می كرد. اتفاق بزرگی كه سرانجام در فصل 94 رخ داد. پای گذاشتن به دسته دوم به مفهوم رقابت نزديك با همشهری پرافاده، ورونا هلاس كه آن روزها از سری A سقوط كرده بود، تلقی می شد. در رقابت های آن سال نيز كيه وو بازی ها را به خوبی انجام داد و به موجب همين، عنوان «الاغ های پرنده» زبان به زبان در شهر از سوی طرفداران رقيب مطرح شد و سپس شعار «ما در سری A دوباره يكديگر را خواهيم ديد. البته اگر الاغ ها به پرواز ادامه دهند!» خطاب به تماشاچی های كيه وو به رواج آن در سراسر ايتاليا دامن زد. در آن روزها، آلبرتومالسانی مربيگری زردپوشان كيه وو را بر عهده داشت. به كمك انديشه های او پرواز الاغ ها ادامه يافت، اما جدايی او به هدف رهبری فيورنتينا و سپس پارما موجب شد لوئيجی دل نری هدايت تيم را بر عهده بگيرد. دل نری تجربه شيرين صعود به دسته اول به همراه امپولی را به همراه داشت. موفقيتی كه با اخراج عجيب و مرموزانه او در آستانه حضور در سری A تداوم نيافت.

الاغ، با كمال افتخار

جی جی دل نری جاه طلب برای اثبات دوباره خود و نيز به پايان رساندن پروژه ناتمام مالسانی، تيم را به سری A رساند تا آرزوی هميشگی طرفداران و رئيس دوست داشتنی باشگاه جامه عمل بگيرد و كلمه «mussi» به معنای الاغ و يا انسان احمق از سوی دل سپردگان كيه وو بر روی پيراهن ها و پرچم ها برای دهن كجی به تيم رقيب كه اين لقب تمسخرآميز را باب كرده بودند، حك شود. زردپوشان در هفته های نخست چنان اوج گرفتند كه كمتر تيمی يارای متوقف ساختن آنها را يافت. حتی در برابر آنها يوونتوس، قهرمان فصل، تا آستانه شكست پيش رفت ولی به لطف داور و اشتباهات مبتديانه پيروزی دو بر صفر از كف رفت و شكست سه بر دو بر جای ماند. اما با وجود اين ناكامی، صدرنشينی كيه وو قطع نشد و هفته ها پس از آن نيز ادامه يافت. جی جی دل نری تركيب 2-4-4 هميشگی اش را كنار گذاشته بود و يارانش را براساس 4-2-4 آرايش می كرد. جسارتی كه مدت ها از سوی كارشناسان به سخره گرفته شد، ولی شاگردان دل نری در پايان فصل با كسب عنوان پنجم و در جيب گذاشتن جواز راهيابی به جام يوفا خلاف ادعاها را اثبات كردند.

هری پاتر در كنار دل نری

هر چند پيشرفت شگفت انگيز كيه وو در رقابت های اروپايی ادامه نيافت و بازيكنان دل نری حذف زودهنگامی داشتند، اما باز هم روزهای خوش باشگاه با وجود جدايی يكی دو بازيكن كارآمد مانند ماسيمو ماراتزينا ادامه داشته است. آنها تا يك قدمی جام قهرمانان سال بعد پيش آمدند و فقط در اين يكی دو هفته واپسين قافيه را به لاتزيو واگذار كرده اند. در اين ميان جی جی دل نری وظيفه دشواری برای شاداب نگاه داشتن تيمش برای سری A و جام يوفای دور بعد دارد. او در كنار خود پسر سی و پنج ساله لوئيجی كامپدلی يعنی لوكا را می بيند كه برای كمك به تيم حاضر به انجام هر كاری هست. لوكا با آن عينك هميشگی كه قيافه هری پاتر را در ذهن تداعی می كند، شيفته فوتبال با طراوت انگلستان است و همين روحيه بشاش او در تفكرات سرمربی و بازيكنان تيم كه هميشه تماشايی بازی می كنند، جلوه كرده است. ضمنا روابط صميمانه او با كادر فنی و بازيكن ها نيز دليل اصلی اتحاد مثال زدنی كل مجموعه است. آن چنان كه دل نری با اطمينان خاصی ادعا می كند «شايد از جنبه فردی قابل قياس با مدعيان نباشيم، اما در مصاف ده نفر با ده نفر به راحتی قدرت شكست دادن آنها را داريم. » البته تفكرات دل نری نيز دليل ديگری برای پيروزی ها است. به گونه ای كه طی سال گذشته بسياری او را جانشين تراپاتونی در تيم ملی و حتی مربيان نامدار ديگر در باشگاه های ثروتمند اروپايی دانستند و هم اكنون نيز باشگاه های علاقه مند به در اختيار گرفتن او را با انگشتان دو دست خود می شمارند.

جذاب و تماشايی

در اين بين خيلی ها می پندارند در باشگاه های بزرگ، افتخارات او تكرار نخواهد شد. چرا كه علت اصلی پيروزی های جی جی تصميمات مساوات طلبانه برای تمام بازيكنان، چه كوچك و چه بزرگ است كه يقينا چنين راهكاری در جمع ستاره های يك تيم مدعی و پرحاشيه، نتيجه خوشايندی در پی نخواهد داشت. اما با وجود اين، انكار بازی های جذاب و تهاجمی اين تيم غيرممكن است. تيمی كه براساس حمله كردن، حفظ توپ و فشار رو به جلوی مردان ميانی بازی می كند و حتی به همين علت مانند مسابقه با بولونيا دو گل باورنكردنی متحمل می شود و پيروزی يك بر صفر را از دست می دهد. كمتر تيمی مانند آنها با چنين ذهنيتی بازی می كند. متاسفانه شايد در فصل بعد افتخارات زردپوشان كم رنگ تر شود.ماراتزينا كه رفته و سيمونه پروتای بيست و پنج ساله نيز به احتمال قريب به يقين در تابستان با مبلغ يازده ميليون پوند به يكی از تيم های اينتر، يووه و يا پارما خواهد رفت. ديگر هافبك ارزشمند تيم يعنی لوچيانو و يا همان اريبرتوی معروف نيز پس از گذر از دوران محروميت و آسيب ديدگی از آن بازيكن ارزشمند گذشته، فاصله زيادی گرفته است و اين اخبار برای تيمی كه تمام داشته هايش را بر دوش هافبك ها، به ويژه هافبك های كناری می گذارد، به هيچ وجه خوشايند نيست. اين اتفاقات موجب بدبينی نسبی به سال آينده شده. آرزو داشتيم سلسله مراتب داستان های مربوط به اين تيم در سال آينده نزديك به افسانه شود ولی بايد منتظر ماند و ديد تيمی كه در اين دو سال، روزهای متفاوتی را تجربه كرده و هر بار داستان های نامتعارفی را درباره خويش شنيده، چه سرنوشتی را برای خود رقم خواهد زد. در ابتدای حضور در سری A سال پيش، همه از برخاستن تيمی نو با بازيكنانی ناشناخته و انديشه های نامتعارف صحبت می كردند.

از نيم فصل آن سال تا انتها، اين ماجراها از فرط تكرار آزاردهنده شد. اما در آغاز امسال اوضاع كمی تغيير كرده. ديگران از ميهمان نوازی آنها، اخلاق پسنديده بازيكنانشان و ستاره های پرورش يافته به دست زحمتكش خود مسئولان حرفی نمی زنند و پيش بينی می شود در سال بعد با توجه به تداوم موفقيت ها، آن تحسين و تمجيدهای گوش نواز جای خود را به اتهامات آزاردهنده ای از سوی طرفداران ديگر باشگاه ها در ارتباط با مشكلات مالياتی و قراردادی و تطميع داور و فريفتن بازيكنان حريف بدهد! به هر حال اين سنت هميشگی فوتبال ايتاليا است و كيه وو به هر صورت بايد با آنها كنار آيد و بی توجهی نشان دهد. مانند لوكا كامپدلی جوان كه می تواند اميدوارانه با انگلستان تماس بگيرد و با تدارك بازی های تداركاتی با تيم های انگليسی به آرزوی قديمی خود يعنی رويارويی با ستاره های ليگ برتر دست يابد و مطمئن باشد ديگر مانند سال های گذشته اين پاسخ دلسردكننده را از آن سوی سيم نخواهد شنيد: «ببخشيد چی گفتيد؟! كيه وو؟! كيه وو ديگر كجا است؟!»


آران: درست يك سال از آغاز برنامه ای جامع كه براساس آن دروس فوتبال در برنامه درسی روزانه مدارس راهنمايی اوكراين گنجانده شد می گذرد. اخيرا فدراسيون فوتبال اوكراين (FFU) بدين منظور يك كتاب درسی طراحی كرده تا توسط معلمان مقطع راهنمايی در سراسر كشور تدريس شود.

قدرت و رفاقت

«كوستانيتين ويخروف» مولف اين كتاب، خود رئيس «كميته شيوه های علمی» فدراسيون فوتبال اوكراين محسوب می شود. او می گويد: «فوتبال قدرت، شجاعت، تصميم گيری، موقعيت، اراده و رفاقت را رشد می دهد. » او كه 50 سال از عمرش را در رابطه ای تنگاتنگ با فوتبال سپری كرده به خوبی ابعاد گوناگون آن را می شناسد و رابطه اش با فوتبال را به عالی ترين سطوح رسانده. ويخروف قبلا در نيمه ابتدايی دهه نود رئيس اتحاديه داوران فوتبال اوكراين بود و هم اكنون يكی از اعضای رسمی سياست گذاری يوفا است.

فوتبال در مدرسه

در طراحی جزوه «فوتبال در مدرسه» ما تلاش كرديم تا از يك سو مبحث «ديناميك فوتبال» را به عنوان بخش علمی بگنجانيم و از سوی ديگر آن را در فضای كلاس های مدرسه نيز قابل تدريس سازيم.

بازی ميليونی

اين كتاب و ادبيات كاربردی آن ـ ادبيات خاص فوتبال ـ كه رسما توسط فدراسيون فوتبال اوكراين منتشر شده، به تاييد وزارتخانه های آموزش و علوم اين كشور نيز رسيده است و به زودی برای تدريس در مدارس معرفی می شود. «گريگوری سوركيس» رئيس فدراسيون فوتبال اوكراين در اين باره می گويد: «ما اميدواريم اين كتاب فوتبال را نه تنها در بين بچه ها كه در ميان معلمان و حتی خانواده ها نيز بيش از پيش محبوب سازد. فوتبال در آينده ای نزديك به يك بازی ميليونی در اوكراين تبديل خواهد شد.»

لشكر نوجوانان فوتباليست

دو سال پيش «FFU» قراردادی با وزارت آموزش اوكراين منعقد كرد كه مطابق آن دروس خاص تربيت بدنی در مدارس كشور معرفی و ارائه می شدند. در حال حاضر در 22 هزار مدرسه ملی اوكراين، حدود يك ميليون دانش آموز حداقل هفته ای يك بار فوتبال بازی می كنند. سوركيس با واقع گرايی هدف فدراسيون را چنين تشريح می كند: «ما در ابتدای راه نمی خواهيم خودمان را با اهداف مطلق مثل جذب صددرصد همه دانش آموزان به آيين فوتبال درگير كنيم. اين هدف خيلی غيرواقعی خواهد بود. با اين حال حتی يك موفقيت 20 درصدی در اوكراين ـ كشوری كه فوتبال هرگز جزو ورزش های نخستش نبوده است ـ به منزله يك پيروزی بزرگ است.»

نتايج اوليه

طی دو سال (FFU) نزديك به 300 هزار توپ فوتبال به مدارس سراسر كشور اهدا كرده و در چهار ايالت مركزی «كيف، لووف، دنپرو پتروفسك و خاركوف» بيش از 15 هزار معلم تربيت بدنی را برای دروس جديد بازآموزی كرده است. همچنين برای حمايت از گسترش اين پروژه ملی مجلات ورزشی و آموزشی به طور مرتب مقالاتی راجع به فوتبال مدارس به چاپ می رسانند.

تعطيلات رويايی

سوركيس اعتقاد دارد كه نبايد در همين نقطه متوقف شد: «ما قصد نداريم بر دستاوردهای كنونی مان باقی بمانيم. عرصه ای جديد پيش روی ماست. از تابستان امسال با برنامه ای ديگر تحت عنوان «تعطيلات فوتبال»، فدراسيون يك رقابت قهرمانی ملی را ميان قهرمانان محلی رقابت های مدرسه سازماندهی خواهد كرد. » سوركيس اميدوار است بسياری از دانش آموزان اوكراينی رويای قهرمانی در اين تورنمنت را درسر بپرورانند.

برنامه دولت ـ فردايی روشن

به علاوه، كابينه دولت اوكراين درصدد تاليف طرحی دولتی برای گسترش فوتبال در كشور است. بدين ترتيب می توان گفت فوتبالی كه پدرش، لوبانفسكی كبير يك سال پيش آن را ترك كرد و اسطوره فعلی اش آندره شوخپكو علی رغم پيشنهادات قابل توجه ايتاليايی ها هرگز حاضر نشد مليت اوكراينی اش را تغيير دهد، آينده بسيار روشنی پيش رو دارد زيرا فوتبال در اين كشور ديگر يك دغدغه دولتی و ملی است.

منبع: يوفا


سهيلا قاسمی

تحريم

اگزاويه دلاكروا در مقاله ای تحت عنوان «در خدمت منطق دولت» می نويسد: «استفاده نشانه ای و گسترده از ورزش در صحنه سياست بين المللی به اعتراض و تحريمی می ماند كه مستقيما توسط يك دولت هماهنگ شده است. » داستان رقابت های بزرگ ورزشی در نيمه دوم قرن بيستم نشان از تحريم های طبيعت سياسی و ديپلماتيكی دارد. در بازی های المپيك ملبورن سال ،1956 شش كشور اين رويداد ورزشی را تحريم كردند تا اعتراض خود را نشان دهند. اسپانيا، هلند و سوئيس از مسابقه دادن با اشغالگران مجارستان سر باز زدند و مصر، عراق و لبنان مداخله فرانسه و بريتانيا در سوئز را محكوم كردند. در سال ،1980 ايالات متحده آمريكا بازی های المپيكی را كه در مسكو سازماندهی شده بود، تحريم كرد. كشورهای واقع در اتحاد جماهير شوروی هم به هنگام بازی های المپيك لوس آنجلس در سال 1984 همين كار را كردند. اين دو غيبت بزرگ و جنجالی در صحنه ورزش در بافت جنگ سرد تعريف شده است. كاربرد تحريم نشان می دهد كه ورزش جشن بزرگی نيست كه مردم را دورهم جمع كند و كاملا ابزاری در خدمت دولت ها است. شايد بتوان گفت برای آنها به منزله يك سلاح مهم به شمار می رود.

بازتاب سياست

ورزش غالبا بازتاب و منعكس كننده وضعيت اجتماعی يك شهر، منطقه و كشور است و شرايط سياسی و موقعيت ديپلماتيكی آن مناطق را نشان می دهد. اينياسيو رامونه می گويد: «در مناطقی كه نبردهای قومی و يا جنگ در جريان است، فوتبال به اين علت كه مردم را بسيج و احساسات آنها را تحريك می كند، كاملا خشونت و تعارض موجود را منعكس می كند. نمونه اين تنش ها كه در رقابت های ورزشی متمركز و نهادينه شده اند، در سطح منطقه ای و يا بين المللی قابل مشاهده است. در سال 1964 گلی كه در ديدار بين آرژانتين و پرو مردود اعلام شد آتش خشم ميان هواداران دو كشور را شعله ور ساخت و در نهايت سيصد و بيست كشته و بيش از هزار مجروح بر جای گذاشت. در سال ،1969 ديدار بين السالوادور و هندوراس شكافی ديپلماتيك بين اين دو كشور پديد آورد و متعاقب آن اعلام جنگ و فرار هندوراسی ها از السالوادور را شاهد بوديم. اخيرا نيز شاهد افزايش موج ناسيوناليسم بين مناطق مختلف يوگسلاوی سابق هستيم. اين روزها مسابقات فوتبال با زدوخوردهای بی نهايت خشن بين هواداران تيم های مختلف پايان می يابند.

ناسيوناليسم

اين نمونه ها نتيجه مستقيم نقش ورزش در اكثر ملت های جهان است. وضعيت فوتبال، پادشاه ورزش های سراسر جهان (تقريبا همه جهان) نيز نهايت اين امر را نشان می دهد. اينياسيو رامونه در اين رابطه می نويسد: «علت اين است كه هر ديداری يك رويارويی است كه ظاهر جنگی آيينی را به خود می گيرد. فوتبال امكان همه فرافكنی های تخيلی و تعصب وطنی را فراهم می كند. » عرق ملی توسط ورزش تشديد می شود و به صورت نمايشی نيز امكان ظهور می يابد. در رابطه با «تخريب و خشونت در ورزش» نويسنده ها شرايط يك رقابت را چنين تشريح می كنند: «عنوان قهرمان فقط به معنی پيروزی يك تيم نيست، بلكه به معنای پيروزی جامعه ای است كه آن تيم از آن برآمده است. بنابراين جمع در تيم نمايان است و آرزوهای آن جمع برای پيروزی، انرژی اش برای قهرمانی، همچنين محروميت ها و خشونت هايش در اين تيم جای می گيرد. زمانی كه طرح های جمعی وجود ندارد، ورزش به عنوان احساس اتحاد در يك جامعه به كار گرفته می شود. پاسكال بونيفاس می نويسد: «تيم ملی تنها نتيجه و محصول يك كشور نيست، بلكه غالبا به نفوذ در يك ملت هم كمك می كند. » دولت - ملت های جوان به فرآورده های ورزشی تخيلی توسل می جويند تا در شعور ملی نفوذ كنند و به اين طريق وجود خود را اثبات نمايند. در سال های دهه ،60 زمانی كه كشورهای آفريقايی استقلال خود را به دست آوردند، ايجاد فدراسيون های ورزشی را در رأس كار خود قرار دادند. در آغاز دهه 60 سنگال از ورزش كمك گرفت تا ملت در حال تولد را مستحكم تر كند. با ظهور ناسيوناليسم ورزشی و فشار سنگين آن، يك ملت كامل ظاهر شده و موجوديت می يابد نه تنها اين پيدايش از نظر خود آن ملت معنا دارد، بلكه جامعه بين المللی نيز آن را درك می كند. استونی، اسلوونی، كرواسی و لتونی نيز به محض استقلال يافتن تيم ملی تشكيل داده اند. در حال حاضر استقلال دولت - ملت ها از طريق ايجاد تيم - ملت كه «امانت دار يك سرمايه گذاری بزرگ نمادين و تحليل احساسات پاك ميهن پرستانه است» ميسر می شود. پاسكال بونيفاس در «ژئوپلتيك فوتبال» می نويسد: «در ميان نخستين تجلی اراده دولت های مستقل جديد، تقاضا برای پيوستن به فيفا رخ می نمايد. به نظر می رسد اين مسئله طبيعی تر و ضروری تر از پيوستن به سازمان ملل باشد. گويی تعريف كشور ديگر تنها به سه ركن سنتی (سرزمين، مردم، دولت) محدود نمی شود و بايد چهارمين ركن كه به مراتب مهمتر از بقيه است يعنی «تيم ملی فوتبال» را به آن اضافه كنيم. »

گاهی اين اشتياق پيش از به دست آمدن استقلال سياسی ظاهر می شود. پيش از سال ،1962 FLN (جبهه آزاديبخش ملی) برای خود يك تيم فوتبال متشكل از بازيكنانی كه ادعای الجزايری بودن می كردند تشكيل داد. گردش اين تيم و سفر به كشورهای مختلف شهرتی برای الجزاير مستقل از فرانسه به وجود آورد. هميشه ناسيوناليسم بربر در الجزاير در يك تيم فوتبال مجسم می شد. در اسپانيا نيز ناسيوناليسم های مختلف در ميان تيم های فوتبال بيان می شود. به عنوان مثال اتلتيكو بيلبائو به عنوان تيم ملی باسك در نظر گرفته شده است. آنچنان كه فيليپ ليوتار می نويسد: «ورزش در ايجاد افسانه ای منحصرا ملی با قهرمانان خاص خود حماسه های خود و اوسترليتز و واترلوی خود سهم به سزايی دارد. » درواقع ورزش با تضمين كاربرد هويتی، عقيده ای را كه افسانه ای بيش نيست يعنی عقيده «ملت» را حفظ می كند.


دستی بر آتش

آتش نشانان كشور در مشهد دور هم جمع می شوند تا كمی ورزش كنند. 148 نفر ورزشكار آتش نشان در رشته های دو 100 متر با مانع و دو 50 متر همزمان صعود از طناب به ارتفاع 6 متر با هم رقابت می كنند. آتش نشانان محترم از 28 استان دور هم جمع می شوند تا در طول 3 روز با هم رقابت كنند. چند نفر به عنوان انتخاب كننده بيرونی آنها را زير نظر می گيرند تا 10 نفر را به عنوان اعضای تيم منتخب ورزشی عملياتی آتش نشانان كشور انتخاب كنند. تيم ملی آتش نشانی ايران در نيمه نخست مردادماه سال جاری به مسابقات بين المللی سن پترزبورگ روسيه اعزام می شود.

ورزش برای كشورهای اسلامی

اجلاس اتحاديه ورزشی همبستگی كشورهای اسلامی اولين جلسه اش را دوشنبه گذشته برگزار كرد و كميته های اجرايی اين مسابقات شامل دبيرخانه، مالی، بازاريابی، اطلاع رسانی، اطلاعات، امنيتی، روابط عمومی و تشريفات، پزشكی و مبارزه با دوپينگ، ورزشگاه ها و كميسيون فنی تشكيل شد. اين رقابت ها در ماه آوريل سال ،2005 با شركت ورزشكاران 45 كشور اسلامی در 12 رشته در عربستان برگزار می شود.

اسكيت ايران در آسيا

مرحله اول ركوردگيری رقابت های اسكيت انتخابی تيم ملی ايران جهت اعزام به مسابقات قهرمانی آسيا روز دوشنبه گذشته با حضور 140 اسكيت باز از سراسر كشور برگزار شد. اين رقابت ها در دو رده سنی جوانان و بزرگسالان و در مواد ،300 ،500 1000 و 5 هزار متر در پيست دوچرخه سواری ورزشگاه آزادی انجام شد. در پايان اين رقابت ها 18 نفر بهترين ركوردها را به خود اختصاص دادند و به مرحله دوم رقابت ها راه يافتند. به گزارش فدراسيون ورزش های همگانی، تيم های تهران، خراسان و آذربايجان غربی بهترين ركوردها را از نظر تيمی كسب كردند. مسابقات قهرمانی آسيا، شهريور ماه سال جاری در كشور ژاپن برگزار خواهد شد.

نظرات آقايx

دو روز پيش ايرنا در مصاحبه ای علل وضعيت امروز دو باشگاه پرسپوليس و استقلال را از حميد شيرزادگان جويا شده بود. شيرزادگان هم به مطالبی چون عدم كنترل مسئولان اين باشگاه (پرسپوليس) بر روند كاری بازيكنان، عملكرد ضعيف فنی بازيكنان، بازی كردن فقط به خاطر پول و ارزش پيراهن اشاره كرده است. يافتن علل مشكلات باشگاه توسط قديمی های همان باشگاه امری طبيعی در همه جای دنيا است اما گويا دوستان خبرگزاری اطلاع ندارند كه حميد شيرزادگان هيچ گاه برای پرسپوليس بازی نكرد. او در اواخر فعاليت شاهين همراه دبير سياقی به آمريكا رفت.

هماهنگی بانوان ووشوكار

روز 10 خرداد ماه يك دوره كلاس سراسری استاژ و آموزش هماهنگ مربيان ووشو در سه سبك نان چو آن، چانگ چو آنو تای چی چو آن به مدت يك هفته در مجموعه ورزشی آزادی - سالن بانوان ـ برگزار می شود.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو